تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی


مشهورترین دروغگویان

*******************************

در آموزه های دینی ما،«دروغ » ریشه بسیاری از گناهان و مفاسد معرفی و در سخنان پیامبر اسلام(ص) و ائمه معصومین(علیهم السلام) به شدت از آن نهی گردیده است .
"دهخدا" در لغت نامه خویش، دروغ را «سخن ناراست، قول ناحق، خلاف حقيقت، مقابل راست، مقابل صدق مي داند و مصادیق آن را در صدها بيت شعر بزرگاني همچون حافظ، سعدي، سنائي، صائب، مولوي، نظامي و ... نشان مي دهد. علاوه بر آموزه های دینی،كهن ترين اثر منثور ایران نیز که در تخت جمشيد براي ما باقي مانده، لوحه اي است كه دعاي مشهور داريوش كبير به خط ميخي بر آن نوشته شده و در آن آمده است: « خداوند اين كشور را از دشمن، از خشكسالي و از دروغ محفوظ دارد.»
سخن گفتن و نوشتن در ذمّ اين پديده معيوب، ويژه ايراني و ايرانيان و مسلمان و مسلمانان نيست بلکه در سایر ممالک و فرهنگ ها نیز امری ناپسند بشمار می آید و حتی ضرب المثلهاي فراواني در دنيا يافت مي شود كه زشتي دروغ را نشان مي دهد. به عنوان مثال، چيني ها مي گويند: «قاتل يك بار مي كُشد، كسي كه دروغ مي زند هزار بار.»
علیرغم مذموم بودن این پدیده و عواقب وخیم آن ، با این حال، دروغ گزینه ای همیشه حاضر و چند منظوره است كه همواره با حیات جوامع مختلف آميخته گشته و حتی سردمداران برخی از کشورها نیز به دروغگویی متصف گردیده اند و "آدولف هیتلر" و "گوبلز" مشهورترین های متصفان سیاسی این صفت هستند.
در صفحهٔ ۵۱ گزارشی که از طرف دفتر خدمات استراتژیک ایالات متحده در مورد شرح حال روحی "هیتلر" منتشر شده چنین آمده است: «اولین قانون او این است که هیچ‌وقت نگذارید مردم دلسرد شوند، هیچ‌وقت خطا و تقصیری را نپذیرید، هیچ‌وقت تصدیق نکنید که دشمن ممکن است صفت خوبی داشته باشد، هیچ‌وقت جایی برای جایگزین باقی نگذارید، در آنِ واحد روی یک دشمن متمرکز شوید و تقصیر هر اتفاق بدی را بر گردن او بیاندازید. مردم دروغ بزرگ را زودتر از دروغ کوچک باور می‌کنند و اگر دروغی را مکرراً تکرار کنید، دیر یا زود آن را باور خواهند کرد».
اما"اسلاوی ژیژک" در تحلیل نظری دروغ به مثابه یک عنصر همیشه حاضر در ترکیب سیستم های سیاسی سوار بر اسب قدرت، اشاره جالبی دارد. وی می گوید:
«ساعت تاریخ از دورانی که قدرتِ دروغ کاربردهای همه جانبه داشت، گذشته ، چرا که بینش جوامع به پدیده ها و متغیرها دچار تحولات بنیادین شده است».

+ خزاعی |

 

 

گمشده

محمدرضا شفیعی کدکنی

                                      ======================

طفلی به نام شادی، دیریست گمشده ست 

با چشمهای روشنِ برّاق

با گیسویی بلند به بالای آرزو

هرکس از او نشانی دارد

ما را کند خبر

 این هم نشانِ ما  : 

یک سو خلیج فارس، سوی دگر خزر

 

+ خزاعی |

                 ابتکار چند جوان و تولید تی شرت شهدا


XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX


جانفشانی و سلحشوری جوانان ایران اسلامی در 8 سال دفاع مقدس، حاوی بزرگترین دستمایه ها برای خلق یک عمر آثار فرهنگی و هنری فاخر است که می تواند با الگوسازی قهرمانان ملی، راه نقش بستن الگوهای انحرافی بیگانه بر سینه جوانانمان را ببندد. 
کاری نداریم که چه دستگاه و نهادی باید برای این کم کاری پاسخگو باشد، اما اقدام خودجوش چند جوان کرجی جهت معرفی قهرمانان مورد نظرشان به جامعه با تولید تی شرت های "قهرمان من" (My Hero) در کارگاهی خانگی ، کاری بسیار زیبا و در این میان، تصویر "سردارشهید علیرضا عاصمی" جالب توجه است . بدون تردید، تأثیر این اقدام، از برگزاری بسیاری از همایش ها و سمینارها بیشتر می باشد.........

+ خزاعی |

اعتراض‌های به حق، فتنه نیست، حق است


****************************


براساس گزارش ها، روز چهاردهم اردیبهشت جمعی از  نمایندگان ادوار مجلس با آقای خاتمی دیدار نموده اند و آقای خاتمی در جمع آنان بیاناتی داشته اند. بخش هایی هایی از سخنان ایشان به این شرح است : «وقتی می گوییم انتخابات آزاد و سالم و فراگیر باشد، مراد نفی نظارت نیست. نظارت لازم است،نهاد نظارت کننده هم معلوم است ولی نظارت باید برای دفاع از حقوق مردم در برابر کسانی باشد که ممکن است این حقوق را نادیده بگیرند و بخصوص در مقابل آنهایی باشد که قدرت دارند و می‌توانند دخالت کنند و به حقوق مردم لطمه بزنند  و در اینجاست که ناظر باید مانع شود....شرط نظارت سالم این است که نهاد نظارت کننده و ناظران، وابسته به یک جریان و تحت تأثیر جریان خاص نباشند و بیطرفانه بتوانند کار کنند...نظارت غیر از قیمومیّت است، ساز و کارهایی که محدود کننده انتخاب کننده و انتخاب شونده باشد نظارت نیست، اینکه اگر با دیدگاه خاص ؛کسانی مورد پسند نیستند با بهانه‌های نا روا حذف شوند؛ نظارت نیست. مردم قیمومیّت نمی‌خواهند نظارتی می‌خواهند که از حقشان دفاع شود. منظور ما از انتخابات آزاد، نفی نظارت نیست، بلکه این نظارت باید گونه‌ای باشد که با روح قانون اساسی سازگار باشد.....انتخابات آزاد و مطمئن در صورتی خواهد بود که نهادها و دستگاه‌هائی که وظایف مشخص غیر سیاسی دارند دخالت سازمان یافته در سیاست نکنند، برای هر جامعه‌ای تجمیع سلاح،اطلاعات، ثروت و سیاست مشکل آفرین است....به هر حال ما خواستار انتخابات آزاد و سالم هستیم تا با امیدواری به آینده و دلگرمی بیشتر همه بتوانند دین خود را به کشور و مردم ادا کنند و مطلوب این است سیاست های کلی نظام در این زمینه تدوین و اعلام شود تا هم پشتوانه قوی‌تر داشته باشد و هم سبب دلگرمی و کاهش کدورت ها گردد.»

آیت الله شهید مطهری هم که این ایّام به نام ایشان مزیّن می باشد، درباره آزادی انتخابات معتقد است که حاکمان نباید "به بهانه این که مردم قابل و لایق نیستند و خودشان نمی فهمند آزادی را از آنها بگیرند" چرا که در این صورت "این مردم تا ابد بی لیاقت باقی می مانند".ایشان در این زمینه می گوید : « اگر واقعاً حُسن نیّت هم داشته باشید و واقعاً تشخیص شما این باشد که خوب است این ملت فلان فرد را انتخاب بکند، و فرض می کنیم واقعاً آن فرد شایسته تر است. اما اگر شما بخواهید این را به مردم تحمیل بکنید و بگویید شما نمی فهمید و باید حتماً فلان شخص را انتخاب بکنید، اینها تا دامنه قیامت مردمی نخواهند شد که این رشد اجتماعی را پیدا کنند...... صد بار هم اگر اشتباه بکند باز باید آزاد باشد»

 

+ خزاعی |

گزیده هایی از سخنان شهید مطهری

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

روزنامه جمهوری اسلامی به مناسبت سالروز شهادت آیت الله مرتضی مطهری ، گزیده های از سخنان و نوشته های آن شهید را به چاپ رسانده است که بخش هایی از این مطالب در ذیل می آید :

احتیاجات بشر در آب و نان و جامعه و خانه خلاصه نمى‏شود، یك اسب و یا یك كبوتر را مى‏توان با سیر نگهداشتن و فراهم كردن وسیله آسایش تن، راضى نگهداشت. ولى براى جلب رضایت انسان، عوامل روانى به همان اندازه مى‏تواند موثر باشد كه عوامل جسمانى.         
حكومت‏ها ممكن است از نظر تأمین حوائج مادى مردم، یكسان عمل كنند، در عین حال از نظر جلب و تحصیل رضایت عمومى یكسان نتیجه نگیرند، بدان جهت كه یكى حوائج روانى اجتماعى را برمى‏آورد و دیگرى بر نمى‏آورد.           
یكى از چیزهایى كه رضایت عموم بدان بستگى دارد اینست كه  حكومت با چه دیده‏اى به توده مردم و به خودش نگاه مى‏كند؟ با این چشم كه آنها برده و مملوك و خود، مالك و صاحب اختیار است؟ و یا با این چشم كه آنها صاحب حقند و او خود تنها وكیل و امین و نماینده است؟ در صورت اول هر خدمتى انجام دهد از نوع تیمارى است كه مالك یك حیوان براى حیوان خویش، انجام مى‏دهد، و در صورت دوم از نوع خدمتى است كه یك امین صالح انجام مى‏دهد. اعتراف حكومت به حقوق واقعى مردم و احتراز از هر نوع عملى كه مشعر بر نفى حق حاكمیت آنها باشد، از شرائط اولیه جلب رضا و اطمینان آنان است. 
         
در قرون جدید، چنانكه مى‏دانیم نهضتى بر ضد مذهبى در اروپا برپا شد و كم و بیش دامنه‏اش به بیرون دنیاى مسیحیت كشیده شد. گرایش این نهضت به طرف مادیگرى بود. وقتى كه علل و ریشه‏هاى این امر را جستجو مى‏كنیم مى‏بینیم یكى از آنها نارضائى مفاهیم كلیسائى، از نظر حقوق سیاسى است. ارباب كلیسا و همچنین برخى فیلسوفان اروپائى، نوعى پیوند تصنعى میان اعتقاد به خدا از یك طرف و سلب حقوق سیاسى و تثبیت حكومتهاى استبدادى از طرف دیگر، برقرار كردند. طبعاً نوعى ارتباط مثبت میان دموكراسى و حكومت مردم بر مردم و بى خدائى فرض شد.      
چنین فرض شد كه یا باید خدا را بپذیریم و حق حكومت را از طرف او تفویض شده به افراد معینى كه هیچ نوع امیتاز روشنى ندارند تلقى كنیم و یا خدا را نفى كنیم تا بتوانیم خود را ذى‏حق بدانیم.     

از نظر روانشناسى مذهبى، یكى از موجبات عقبگرد مذهبى، اینست كه اولیاء مذهب میان مذهب و یك نیاز طبیعى، تضاد برقرار كنند، مخصوصاً هنگامى كه آن نیاز در سطح افكار عمومى ظاهر شود. درست در مرحله‏اى كه استبدادها و اختناقها در اروپا به اوج خود رسیده بود و مردم تشنه این اندیشه بودند كه حق حاكمیت از آن مردم است، كلیسا یا طرفداران كلیسا و یا بااتكاء به افكار كلیسا، این فكر عرضه شد كه مردم در زمینه حكومت، فقط تكلیف و وظیفه دارند نه حق، همین كافى بود كه تشنگان آزادى و دموكراسى و حكومت را بر ضد كلیسا، بلكه بر ضد دین و خدا به طور كلى برانگیزد. این طرز تفكر، هم در غرب و هم در شرق، ریشه‏اى بسیار قدیمى دارد
        
 "جمود و قشرى گرى" و رفتار و حركات مخرّب ناشى از آن همچون مقدس مآبى، تعصب‏هاى كور و فاقد آگاهى، تنگ نظرى و گفتار و كردارهاى ضد اخلاقى و آمیخته به دروغ و تهمت و هتك حرمت، در همه مقاطع تاریخ اسلام حضور داشته و آفت و زیانهاى مكرر به وجود آورده است. این رذیله و خصلت كه به صورت یك بیمارى مسرى و خطرناك به همه جا نفوذ مى‏كند و رنج و گرفتارى مى‏آفریند، امروز نیز در جامعه ما حاضر و فعال است و زیان مى‏آفریند، همچنان كه در آینده نیز حضور خواهد داشت و رنج و آسیب تولید خواهد نمود. 
         
موضوع مهم دیگر این است كه وجود صفات متضاد و غرایز مختلفى كه در انسان به صورت "خیر" و "شر" و تمایلات سازنده و مخرب تعبیه شده و همیشه او را در مرحله انتخاب و عزم و اراده و رفتار در مى‏آورند، دلیل مستندى است كه همه تفكرات ناسالم و عاملان ناصالح را در گستره زمان و تمام ادوار تاریخى فعال مى‏نماید و به دنبال خود آفت و آسیب و خطر تولید مى‏نماید، همچنان كه در نقطه مقابل، همه تفكرات سالم و ارزش‏هاى والا و سازنده و مفید و عاملان صالح در همه اعصار و زمان‏ها حضور مى‏یابند و فعالیت مفید و راهگشا مى‏نمایند.        
بر مبناى اصل ثابت شده و مشروع و معقولى كه به آن اشاره كردیم، امروز نیز تفكرات منجمد و متصلب وجود دارد و جهل و جمود و تنگ نظرى به شدت تاخت و تاز مى‏كند و جاهلان و جمود گرایان با وجهه مذهبى به تهاجم علیه آزاد اندیشان صالح و خدمتگزاران خالص و صادق مى‏پردازند.

متفكر شهید آیت الله مرتضى مطهرى در کتاب جاذبه و دافعه على (ع)، ص 155 و 156 دردمندانه اعلام می كند: "واى به حال جامعه مسلمین از آن وقت كه گروهى خشكه مقدس یك دنده جاهل بى خبر، پا را به یك كفش كنند و به جان این و آن بیفتند، چه قدرتى مى‏تواند در مقابل این مارهاى افسون‏ناپذیر ایستادگى كند؟ كدام روح قوى و نیرومند است كه در مقابل این قیافه‏هاى زهد و تقوا تكان نخورد؟"

و امروز نیز خروج تیرهاى زهرآگین فریب و تخریب از چله كمان‏هاى جهل و جمود، شخصیت‏ها و ذخایر ارزشمندى را كه در ایجاد و سازمان دهى انقلاب و مدیریت كارآمد نظام و ارائه خدمات ارزشمند به جامعه و كشور، نقش اصلى و كاربردى داشته و دارندنشانه رفته است.      

+ خزاعی |



پنهان ک
اری چرا؟!

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX


وزنه برداری ایران به همان میزان که به واسطه مدال آوری حسین رضازاده در جهان شهره است، بتازگی در "دوپینگ" نیز توانسته یکی از سرآمدان باشد و حتی تعدادی از بازیکنان و مربیان کشورمان، مدعی دوپینگ خود حسین رضازاده نیز در مسابقات شده اند.
اما در حالی که "حسین رضازاده" سرپرست فدراسیون وزنه برداری کشورمان در ماه‏های اخیر بارها و در کمال خونسردی، تعلیق وزنه برداری ایران را تکذیب کرده است، برخلاف مصاحبه‏ها و تکذیب های مکررش، در نامه‏ای که دهم فروردین ماه سال جاری خطاب به "علی سعیدلو" رئیس سازمان تربیت بدنی نوشت، خواستار پرداخت جریمه 500 هزار دلاری، برای بازگشت شرایط به حال اولیه شد تا از دروغی بزرگ در این رشته رونمایی شود.                   
نامه رضازاده به این شرح است:     
«جناب آقای سعیدلو        
معاون محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان تربیت بدنی        
با سلام،           
احتراماً با آرزوی سلامتی و عرض تبریک به مناسبت فرارسیدن سال نو، به پیوست نامه واصله از فدراسیون بین‏المللی وزنه برداری IWF مربوط به اعلام تصمیم هیات رئیسه فدراسیون مذکور مبنی بر رفع تعلیق و صرفاً اخذ جریمه 500000 دلاری فدراسیون وزنه برداری ایران تقدیم می‏گردد. لذا همانطوری که مسحتضرید در سال جاری رشته وزنه برداری در سال 89 در رویدادهای مهمی همچون المپیک نوجوانان در سنگاپور، بزرگسالان جهان (انتخابی المپیک 2012) در ترکیه و بازیهای آسیایی 2010 در چین حضور یابد، خواشمند است در خصوص پرداخت مبلغ مذکور دستور مقتضی را صادر فرمائید. 
حسین رضازاده   
سرپرست فدراسیون»
      
با این تفاسیر، باید پرسید وزنه برداری ایران قرار است با تکیه بر دروغ و پنهان کاری به کدام قلّه برسد؟ و اصولاً چرا حسین رضازاه به مردم ایران خلاف واقع گفته و منکر تعلیق وزنه بردای ایران شده است.؟ البته شاید اکنون نیز گمان کند که مردم نمی دانند که پس از رفت وآمدها و درخواست های مختلف، تعلیق را به جریمه تبدیل کرده اند .    
جالب آنکه برخلاف نظر رضازاده، جمعی از پیشکسوتانِ وزنه برداری ایران از این تعلیق استقبال نموده و آنرا فرصتی برای پاک سازی وزنه برداری از لوث وجود ناپاکان شده اند. این پیشکسوتان که برخی از آنها عبارتند از: منوچهر برومند، محمد نصیری ، نصرالله دهنوی، مهدی عطار اشرفی، دکتر علی اصغر شهابی، سعید نیریزی، محمد نوری، محسن کله گیری و علی والامنش ، بهمن ماه سال گذشته در نامه ای متذکر شدند: «پیشکسوتان وزنه برداری (که در بالا نام برده شد) و تعداد زیادی از رؤسای هیئت های استانی، به اضافه داوران و مربیان ارشد و زحمتکش بومی وزنه برداری و عاشقان و دلسوختگان این رشته، همگی خواهان به تعلیق درآمدن فدراسیون وزنه برداری ایران و پاک سازی آن از لوث وجود ناپاکان و همچنین ندادن جریمه برای سومین بار از بیت المال به فدراسیون جهانی که رئیس آن یک یهودی است (جهت اخاذی و به قول بعضی ها پرونده ایران را باز نگه داشته تا هشتصد هزار دلار به حساب ایشان واریز گردد) می باشیم.»
به هرحال،بنظر می رسد که رضازاده خواستار آن است که وزنه برداری ایران برای سومین بار این دور باطل را با پرداخت باجی دیگر به عنوان جریمه به فدراسیون جهانی طی ‏کند و هیچ کس نپرسد که تا کی باید وزنه برداری کشورمان از بالا تا پایین درگیر این معزل بزرگ باشد و یک به یک اسطوره‏های خودساخته‏مان در این رشته قدرتی، با تست مثبت دوپینگ دستمایۀ هزار و یک کاریکاتور شوند و تمامی موفقیت‏هایشان لوث شود.
شاید رضازاده انتظار دارد که یک بار دیگر هم بر روی وقایعی که به وقوع می‏پیوندند‏، مردم ایران چشمانشان را ‏ببندند و در برابر اتفاقات اینچنینی سکوت اختیار کنند تا سرپرست جوانِ وزنه برداری که گویا هیچ کس‏ توانِ کنار گذاشتنش را ندارد، سر جایش باقی بماند. اما با پرداخت چنین رقمی و رفع این تعلیق، دیگر دیوار حاشای آن برای همیشه بلند خواهد بود.

+ خزاعی |

 

به بهانه سفر آقای احمدی نژاد به زیمبابوه

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

آقای احمدی نژاد روز دوم اردیبهشت ماه به دعوت "رابرت موگابه" رئیس جمهور زیمبابوه، به منظور گفتگوهای تجاری و شرکت در یک نمایشگاه بین المللی سرمایه گذاری عازم زیمبابوه شد. ایران و زیمبابوه در این سفر، یازده سند همکاری امضا کردند و آقای احمدی نژاد در این سفر از یک کارخانه نساجی در شهر "هراره"، پایتخت زیمبابوه بازدید کرد که هشتاد و سه درصد سهام آن به "صندوق بازنشستگی وزارت جهاد کشاورزی ایران" تعلق دارد. ایشان همچنین از یک کارخانه مونتاژ و ساخت تراکتور که به وسیله سه شرکت ایرانی در هراره تأسیس شده است، بازدید نمود و کلید اولین تراکتور مونتاژ شده را به آقای موگابه هدیه کرد.
اما همزمان با سفر آقای احمدی نژاد به زیمبابوه، "جنبش تغییر دموکراتیک زیمبابوه"، به رهبری "مورگان چاتگیرای"، نخست وزیر این کشور که با رابرت موگابه، رئیس جمهوری زیمبابوه در قدرت سهیم است، بیانیه ای صادر نمود و اعلام کرد که در مراسم رسمی که  آقای احمدی نژاد در آنها حضور دارد، شرکت نمی کنند .
اما به رغم انتقاد نخست وزیر و جنبش تغییر دموکراتیک زیمبابوه، رابرت موگابه ضمن استقبال از  آقای احمدی نژاد، حمایت قاطع کشورش را از برنامه هسته ای ایران اعلام و علت فشار غرب بر ایران و زیمبابوه را موضع گیری اصولی دو کشور در عرصه های داخلی و بین المللی عنوان کرد. آقای احمدی نژاد هم اعلام نمود که جهت گیری‌های  زیمبابوه در مسایل جهانی با جهت گیر‌های جمهوری اسلامی منطبق است .
زیمبابوه در سال 1980 به استقلال رسید و از آن پس با کمک دولت‌های غربی و سرمایه گذاری خارجی به درصدی از رشد دست یافت. حدود دو سال قبل(سال 2008) در میانه رقابت های انتخابات ریاست جمهوری، اختلافات جدی بین "رابرت موگابه" و" مورگان چاتگیرای"، دو کاندیدای انتخابات بروز کرد که منجر به خشونت های سیاسی و بحران یک ساله در زیمبابوه شد .حزب "جنبش برای تغییر دموکراتیک" به رهبری مورگان چاتگیرای در آن انتخابات توانست برای نخستین بار پس از استقلال این کشور ، اکثریت آرای پارلمانی را کسب کند و مورگان چاتگیرای پیروز انتخابات شود اما کمیسیون انتخاباتی، نهایتاً اعلام کرد که به دلیل عدم کسب اکثریت آرا، انتخابات به دور دوم کشیده شده است. حزب رابرت موگابه به تقلب در شمارش آرا متهم شد و ناآرامی ها در سطح کشور آغاز گردید. در پی چندین ماه کشمکش خونین، بیش از 180 نفر از طرفداران حزب "جنبش برای تغییر دموکراتیک" کشته و صدها نفر از محل سکونت خود آواره شدند. مورگان چاتگیرای رهبر جنبش، با نگرانی از تشدید خشونت ها علیه طرفداران خود، از شرکت در دور دوم انتخابات انصراف داد و رابرت موگابه 82 ساله دوباره کرسی قدرت را در زیمباوه به دست گرفت تا آنکه پس از حدود یک سال تنش سیاسی  و با  وساطت دولت های آفریقایی برای حل معضل،بهمن ماه گذشته(فوریه 2009)، در توافقنامه ی با عنوان "مشارکت در قدرت"، قدرت رئیس جمهور کاهش یافت و مورگان چاتگیرای رهبر حزب مخالفان، سمت نخست وزیری را در دست گرفت و سمت های مهم کابینه نیز بین اعضای حزب جنبش برای تغییر دمکراتیک و حزب حامی موگابه موسوم به "زانو پی اف" تقسیم شد و رابرت موگابه هم رئیس جمهور ماند و به لحاظ قدرت اجرایی، همچنان دست بالا را دارد. البته قرار بود  تحریم های بین المللی علیه زیمبابوه بعد از تشکیل دولت وحدت ملی ، لغو شود اما هنوز پابرجاست.
اما در خصوص دلایل سفر آقای احمدی نژاد به زیمبابوه و اوگاندا، برخی تحلیلگران سیاسی معتقدند که با توجه به نزدیکی اجلاس آتی شورای امنیت و تلاش آمریکا برای تصویب قطعنامه ای دیگر علیه ایران، سفر آقای احمدی نژاد با هدف جلب حمایت اعضای غیر دائم شورا از جمله زیمبابوه و اوگاندا، برای دادن رأی منفی به قطعنامه احتمالی بوده است.  برخی دیگر از تحلیلگران نیز بر این باورند که ممکن است حمایت از رابرت موگابه در برابر فشار های داخلی و بین المللی،  هدف اصلی این سفر باشد.
زیمبابوه که در جنوب آفریقا واقع گردیده ، دارای ۱۳ میلیون نفر جمعیت است . بحران سیاسی داخلی، تورم شدید اقتصادی، نرخ 80 درصدی بیکاری و شیوع وبا که در ظرف چند ماه 976 نفر را به هلاکت رساند،  تنها بخشی از مشکلات داخلی زیمباوه است که با تحریم های گسترده بین المللی نیز همراه است.
بر اساس آمار و ارقام گمرک جمهوری اسلامی ایران که در "روزنامه پول" به چاپ رسیده،با توجه به اینکه کشور زیمبابوه، کشور توسعه‌یافته‌ای محسوب نمی‌شود و به نظر می‌رسد باید از آن کشور اقلام کشاورزی یا معدنی به ایران وارد شود، اما در سال ۱۳۸۴، کالاهای صنعتی نیز همچون: دستگاه‌های برقی تشخیص بیماری، لامپ ها و لوله‌های میکروویو، دستگاه‌های پخش صوت جیبی، ساعت، ماشین‌های محاسب و… به ایران وارد شده و در این سال، تراز تجاری ایران و زیمبابوه، ۲۴ به ۷۶‌درصد به نفع زیمبابوه سنگینی می‌کند اگرچه هرگز واردات از این کشور به بیش از دو صدم درصد از واردات ایران نرسیده است.در مقابل نیز ایران از ماشین‌آلات کشاورزی، صنعتی و الکترونیکی تا گوجه‌فرنگی، صابون و شامپو به این کشور صادر نموده اما جمهوری اسلامی هم هرگز بیش از دو دهم درصد (در بین همه کشورها) کالا به این کشور صادر نکرده است.  
بررسی روزنامه پول نشان می دهد که تنها سال ۸۳ ، سال برتری تجاری ایران نسبت به زیمبابوه بوده است. در این سال ایران ۱۸ میلیون دلار کالا به این کشور آفریقایی صادر کرده، در مقابل زیمبابوه مجموعاً ۴۹۹ هزار دلار توتون و تنباکو به ایران وارد کرده است.
اما در سال ۸۸، سهم صادرات و واردات ایران و زیمبابوه، به نفع این کشور آفریقایی رقم خورده که سهم ایران ۴۱‌درصد و سهم زیمبابوه ۵۹‌درصد است. در این سال ، زیمبابوه اقلامی چون: توتون و تنباکو، اقلام صنعتی، مصنوعات نساجی و…به ایران به ارزش ۳/۵ میلیون دلار به ایران وارد کرده است. در مقابل ایران سهم ۴۱درصدی خود را از این مبادلات با کالاهایی نظیر تراکتور، گاوآهن، مواد شیمیایی و… به ارزش ۲/۴ میلیون دلار پر کرده است.

+ خزاعی |

کج سلیقگی !!


!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


باور کنید گاهی اوقات انسان از کج سلیقگی برخی آقایان انگشت به دهان می ماند ! مطلبی را در این زمینه از دکتر "مهدی خزعلی" خواندم که عیناْ آنرا برایتان نقل می کنم . البته ایشان تصویری از این بنر را نیز به عنوان سند سخن خود ارائه داده اند :

تغییر نام خیابان آزادی !
جای شما خالی، نائب الزیاره آستان قدس رضوی بودم، پدر در هتل الغدیر مقابل باغ نادری اقامت داشتند، در مقابل هتل بنری نصب کرده بودند که خالی از لطف نیست، شما هم بدانید! در اطلاعیه آمده بود که: "بر اساس مصوبه شورای محترم اسلامی شهرمقدس مشهد، خیابان آزادی حدفاصل میدان شهدا - میدان راه آهن به نام آیت الله بهجت تغییر نام یافت"
  یادش بخیر، 31 سال قبل، اسامی طاغوتی - که قابل تحمل برای انقلابیون نبود-  به اسامی انقلابی مثل " آزادی" ،" انقـلاب" ،" جمـهوری" تغییر نام یافت. نمی دانم چه شده است ؟ شایدبرای بعضی اسامی انقــلابی  قابل تحمل نیست ! و باید " آزادی" را از خیابان ها حذف کرد!      ۲۹/1/۸9


سؤال این است که این تصمیم آیا در راستای احیاء شعارهای اصیل انقلاب اسلامی اتخاذ گردیده یا  تکریم جایگاه روحانیت و مرجعیت ؟! آیا واقعاً خیابان دیگری نبود که به نام این مرجع عالیقدر نامگذاری گردد یا آنکه از روی عمـد چنین کاری صورت گرفته است !

+ خزاعی |

 


www.clockma.com