" خصوصیسازی" یا حرّاج !
******************************
از خبرها چنین برمی آید كه این اواخر "سازمان خصوصیسازی" ركورددار حراج بیتالمال شده است اما در عین حال، از اعتراض اصولگرایان عدالتخواه و مبارزه كننده با فساد اقتصادی كه برای پرونده چند میلیون تومانی اقدام به صدور قطعنامه و برپایی راهپیمایی و تحصن میكردند خبری نیست و گویی در تعطیلات پاییزی به سر میبرند!
1- واگذاری معدن انگوران به مبلغ 850 میلیارد تومان زیرقیمت واقعی و به عبارتی واگذاری این معدن استثنایی به یك هفتم قیمت، كه از سوی سازمان بازرسی كل كشور و دیوان محاسبات كشف شده است، در حالی صورت گرفت كه تا كنون برخی از مدیران كشور به دلیل تخلفات چند صدهزار تومانی و چند میلیون تومانی تحت تعقیب و تعلیق قرار گرفتهاند.
2- دومین شاهکار سازمان خصوصیسازی پس از آن فاش شد كه وزیر اسبق ارتباطات، ارزش شركت مخابرات را كه 16 میلیارد دلار از سوی خصوصیسازی برآورد شده بود ، دستكم سه برابر این قیمت برآورد كرد و مشخص شد در این معامله نیز 17هزار میلیارد تومان از حقوق بیتالمال تضییع شده است. در این معامله نیمی از سهام شركت مخابرات ایران تنها به قیمت حدود 8 هزار میلیارد تومان فروخته شد.
3- شاهكار سوم سازمان خصوصیسازی ، انحراف 48 درصدی این سازمان در واریز كردن درآمد حاصل از خصوصیسازی است كه توسط دیوان محاسبات اعلام شد.بنابر گزارش دیوان محاسبات ، حدود نیمی از درآمد هنگفت حاصل از خصوصیسازی، در محلی غیر از مصرف قانون خود هزینه شده است.
پیش از انتخابات نیز، پرداخت بیش از 8 میلیارد تومان پول به عنوان سود سهام عدالت میان مردم، در حالی كه اكثر شركتهای تحت پوشش سازمان خصوصی به دلیل ركود جهانی اقتصاد با بحران مواجه شده بودند، مورد اعتراض كارشناسان اقتصادی قرار گرفت.

ماجرای جنجال مترو چیست؟
***************************
ماجرای متروی تهران هم این روزها به یکی از موضوعات مهم محافل سیاسی – اجتماعی تبدیل شده است و این قضیه از زمانی در این محافل پررنگ تر شد که آقای احمدی نژاد در برنامه تلویزیونی شبکه تهران گفت : « مترو را از شهرداری می گیریم و مدیرش را هم عوض می کنیم» .
اما ابعاد مختلف این ماجرا چیست و از چه زمانی آغاز شد؟
۱- موضوعی سیاسی، در ادامه دعواهای انتخاباتی : بسیاری معتقدند که موضوع مترو و عدم پردخت مبالغ پیش بینی شده به مترو از سوی دولت، به دعواهای انتخاباتی و اختلاف احمدی نژاد با هاشمی رفسنجانی برمی گردد زیرا "محسن رفسنجانی" پسر آقای هاشمی رفسنجانی مسئول مترو است و ازآنجا که آقای احمدی نژاد قبل از انتخابات ریاست جمهوری نهم از این شیوه برای کسب رأی استفاده کرد، در حالحاضر نیز با وجود آنکه انتخابات ریاست جمهوری دهم به پایان رسیده است باز هم همان روش را دنبال میکنند،در حالی که ایشان باید به این مسئله توجه کنند که موسم تبلیغات انتخاباتی پایان یافته است. آقای احمدینژاد در حالحاضر به جای اینکه پاسخگوی سؤالات بیشمار مردم در خصوص علت عدم پرداخت اعتبارات تصویب شده برای مترو باشد، با توسل به اینگونه اظهارات سیاسی، می خواهد افکار عمومی را منحرف کند ............................
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
«منطق ماشین دودی» ،شرح حال نخبگان ما در این دوران است. شهيد مطهري، منطق ماشين دودي را چنين شرح مي دهد :
منطق ماشین دودی
یكی از دوستان ما كه مرد نكته سنجی است، یك تعبیر بسیار لطیف داشت كه اسمش را گذاشته بود: « منطق ماشین دودی». می گفتیم منطق ماشین دودی چیست؟ می گفت من یك درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی می شناسم.
وقتی بچه بودم، منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود و آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبود و فقط همین قطار تهران-شاه عبدالعظیم بود. من می دیدم كه قطار وقتی در ایستگاه بود، بچه ها دورش جمع می شوند و آن را تماشا می كنند و به زبان حال می گویند: « ببین چه موجود عجیبی است!» معلوم بود كه یك احترام و عظمتی برای آن قائل هستند. تا قطار ایستاده بود، با یك نظر تعظیم و تكریم و احترام و اعجاب به او نگاه می كردند تا كم كم ساعت حركت قطار می رسید و قطار راه می افتاد. همین كه راه می افتاد، بچه ها می دویدند، سنگ بر می داشتند و قطار را مورد حمله قرار می دادند. من تعجب می كردم كه اگر به این قطار باید سنگ زد، چرا وقتی كه ایستاده یك ریگ كوچك هم به آن نمی زنند و اگر باید برایش اعجاب قائل بود، اعجاب بیشتر در وقتی است كه حركت می كند.این معما برایم بود تا وقتی كه بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم. دیدم این قانون كلی زندگی ما ایرانیان است كه هر كسی و هر چیزی تا وقتی كه ساكن است، مورد احترام است. تا ساكت است، مورد تعظیم و تجلیل است. اما همین كه به راه افتاد و یك قدم برداشت، نه تنها كسی كمكش نمی كند، بلكه سنگ است كه به طرف او پرتاب می شود و این نشانه یك جامعه مرده است. ولی یك جامعه زنده فقط برای كسانی احترام قائل است كه متكلم هستند نه ساكت؛ متحركند نه ساكن؛ باخبرترند نه بی خبرتر».

جهنم فقط براي آدم شرابخوار نيست، براي آدم بي عرضه هم هست
========================
این ايّام رفت وآمدهايی توسط مقامات و مسئولان کشور به قم انجام می گیرد تا رايزني هایی درخصوص مسائل کشور با مراجع و علما صورت پذیرد. از جمله، روزهای پایانی هفته گذشته، "اعضاي فراکسيون خط امام مجلس"، "رئيس ديوان عالي کشور" و "رئيس سازمان امور مالياتي کشور" رهسپار قم شدند تا نظرات و دغدغه های خود را در باره مسائل جاري کشور با مراجع و علماي قم در ميان بگذارند.
در اين ميان برخی مراجع نیز نتوانستند نگراني خود را از وضعيت اقتصادي کشور پنهان کنند. از همين رو بود که آيت الله جوادي آملي در ديدار "رئيس سازمان امور مالياتي کشور" با انتقاد از وضعيت اقتصادي کشور گفت:
« نگهبان اعتقاد مردم "اقتصاد" است، توقع نداشته باشيد همه مثل سلمان و اباذر و کساني که در شِعب ابيطالب بودند، باشند...... با آرزو و آرمان و توقع نمي شود کشور را اداره کرد، اگر مي خواهيم کشور را اداره کنيم بايد ديد در چه فضا و فازي زندگي مي کنيم، کسي که زمان و زمينش را نشناسد، مدير نيست. اگر کسي سنگي به بدنش زدند دردي احساس نکرد معلوم است يا خواب است يا حسي نسبت به درد ندارد، حال اگر چند کارگر را اخراج کردند، ما نيز بايد اين درد را حس کنيم..... برخي از کارگران که حقوقي کمتر از 300 هزار تومان داشته اند، اخراج شده اند و اينها توان پرداخت اقساط وام هاي دريافتي را ندارند، چگونه مي توانند ماليات بدهند. سرمايه عظيمي به نام نفت در داخل کشور است، اگر روزي به جايي برسيم که نفت بفروشيم و کشور را اداره کنيم، ورشکسته مي شويم. در اين صورت نسل بعد همه نفرين ها را متوجه ما مي کند که چرا شما سرمايه را فروختيد، مگر آدم عاقل نفت مي فروشد تا کشور را اداره کند.... يک وقت نفت فروخته مي شود تا کارخانه ايجاد شود و سدي ساخته و انرژي توليد شود، اين تبديل سرمايه به سرمايه است، اما اگر نفت فروخته شود و در قبال آن برنج و موز و... وارد شود، اين تبديل سرمايه به درآمد است. آدم عاقلي که سرمايه يي مثل خاک و آب دارد اگر از کشور ديگري مواد غذايي وارد کند، معلوم مي شود بي عرضه است. جهنم فقط براي آدم شرابخوار نيست براي آدم بي عرضه هم هست......برويد واردات و صادرات را در گمرک ها مقايسه کنيد، شناسنامه ما در گمرک است. اينکه ما از صادرات خبر مي دهيم، اما از واردات هيچ نمي گوييم، کار درستي نيست.»
آیا"انقلاب اقتصادی"وعده داده شده، به تعویق می افتد؟
=++++++++++++++++++++++=
برخی خبرها حکایت از آن دارد که علیرغم آنکه کار بررسی لایحه هدفمندسازی یارانه ها آخرین مراحل پایانی خود را می گذراند، به دلیل بروز اختلاف نظرهایی، احتمالاً اجرای سیاست هدفمندی یارانه ها كه مهمترین شعار آقای احمدینژاد در انتخابات دهم بود و از آن به عنوان "انقلاب اقتصادی" یاد می نمود، به تعویق افتد.
در حال حاضر دو طیف از "اقتصاددانان اصولگرا" با اجرای سیاست هدفمندی یارانهها مخالف هستند .
گروه اول كه اغلب در مجلس شورای اسلامی و نهادهای مرتبط با آن حضور دارند و به طیف "تثبیتیها" معروف هستند، توسط "احمد توكلی" رهبری می شود. این طیف مدعی است كه اجرای سیاست هدفمندی یارانهها میتواند تورم بالای 50 درصد به اقتصاد ایران تحمیل كند و انتقادهای پیدرپی توكلی و چند نماینده دیگر در جریان بررسی لایحه هدفمندی یارانهها و نامه هشدار آمیز حسن سبحانی به برادران لاریجانی، در همین زمینه ارزیابی میشود. این گروه معتقدند آقای احمدی نژاد با اصرار بر اجرای این سیاست، به استقبال خطر بزرگی میرود. خطری كه میتواند حیات سیاسی جریان اصولگرایی را به خطر اندازد.
گروه دوم را نیز اقتصاددانانی تشكیل دادهاند كه پیش از این، در دولت نهم صاحب نفوذ و قدرت بودند. رهبری این گروه را "پرویز داوودی" برعهده دارد. گفته میشود گزارش جامعی در مورد عواقب نگرانكننده اجرای سیاست هدفمندی یارانهها توسط حسین صمصامی ( معاون و شاگرد پرویز داوودی )به احمدی نژاد ارائه شده و در آن، نسبت به عواقب تورمی اجرای این طرح هشدار داده شده است.
عواقب احتمالی ناشی از اجرای سیاست هدفمندی یارانهها تا آنجا اصولگرایان را نگران کرده است که گفته شده است یكی از نزدیكان احمدینژاد در نشستی، اجرای این سیاست را پوست خربزهای زیر پای دولت دهم اعلام كرده و به وی توصیه كرده است كه اجرای آن را به تعویق اندازد. روزنامه كیهان هم در یادداشتی با عنوان "اتاق عمل آماده نیست"، با استفاده از تشبیه احمدی نژاد از این طرح به عنوان عمل جراحی اقتصاد ایران، به نقد اجرای آن در شرایط كنونی پرداخته است.
بطور کلی ، منتقدان اجرای این سیاست معتقدند که به سه دلیل ، احتمال شكست پروژه هدفمندی یارانهها وجود دارد:
1- فضای سیاسی كشور آماده این تغییرات نیست و دولت دهم كه در اذهان عمومی متهم به مسایل گوناگونی شده، در ابتدا باید فضای كشور را آرام كرده و پس از آن دست به اصلاحات اقتصادی بزند.
۲- ضعف طراحان و مجریان سیاست هدفمندی یارانهها نکته دیگری است كه این منتقدان به آن اشاره کرده و می گویند طراحان لایحه، استنباط درستی از عواقب منفی اجرای سیاست هدفمندی یارانهها ندارند .
۳- احتمال افزایش فشارهای عمومی به دلیل فشارهای تورمی وجود دارد.
البته، شورای امنیت ملی نیز درحال بررسی ابعاد گوناگون این سیاست است و این امكان وجود دارد كه با نظر این شورا، اجرای قانون هدفمندی یارانهها با آن همه سروصدای تبلیغاتی كه پیرامون آن صورت گرفته است، تا اطلاع ثانوی به تعویق افتد.
استقرار دائمي روحانيون در مدارس
************************
در خبرها خواندم که"علي اصغر يزداني" معاون وزير آموزش و پرورش در گفتگویی با ایسنا اعلام کرده که به زودي طرح «استقرار دائمي روحانيون در مدارس کشور» اجرا مي شود که بر اساس این طرح، حداقل يک روحاني در کنار معلمان و کادر اداري و آموزشي به طور دائم در مدرسه ها حضور خواهد داشت. وی گفته است که وظيفه روحانيون مستقر در مدارس ، دامنه يي گسترده «از بحث نماز جماعت گرفته تا پاسخگويي به سؤالات و شبهات ديني دانش آموزان و اقدامات فرهنگي و پرورشي ديگر» است.
طرح استقرار دائمي روحانيون در مدارس در شرايطي مطرح می شود که به عقیده دولتمردان نهم ، فضاي فرهنگي کشور مناسب نیست و ریشه تمامی مشکلات هم، آموزش وپرورش است بگونه ای که گویا اساساً دیگران هیچ قصوری در انجام وظایف خود نداشته و ندارند . در همین ارتباط ، چندی پیش حتی فرماندار شهر ما هم اعلام کرد که « ریشه همه مشکلات کشور در آموزش و پرورش است» . به هر حال، همین دیدگاه ،زمينه ساز تصميم استقرار روحانيون در مدارس بوده است تا تربيت فرهنگي در مدارس مستقيماً زير نظر روحانيون ديني قرار گيرد.
اما کارشناسان آموزشی تحلیلی متفاوت با نظر دولتمردانی که مشکلات را به گردن آموش و پرورش می اندازند ، دارند . "شيرزاد عبداللهي" کارشناس مسائل آموزشي در گفت وگو با «اعتماد» می گوید : «حتي اگر اين حرف را بپذيريم که در مدرسه ها بچه ها مشکلات ديني و فرهنگي دارند، نبايد اين تصور پيش بيايد که معلمان در تربيت ديني بچه ها اهمال مي کنند. مشکلاتي هم اگر هست مربوط به فضاي کلي جامعه است و کمتر تقصيري مي تواند متوجه معلمان و فرهنگيان باشد.»
طرح استقرار دائمي روحانيون در مدارس در حالی مطرح می گردد که خود آموزش و پرورش به شدت مبتلا به معضل مازاد نيرو است و از دو سال پيش، استخدام نيروي حق التدريسي در آموزش و پرورش ممنوع شده است و از طرفی براي تأمين منابع مالي اين طرح، نياز به تأمين اعتبار و بالطبع تصويب مجلس است که تا به حال در باره این طرح صحبتي در مجلس نشده است .
از طرف دیگر، این ابهام نیز وجود دارد که هر شخصي که بناست به صورت دائم در مدرسه حضور پيدا کند، بايد پست و تعريف سازماني داشته باشد. بنابراين بايد ببينيم روحانيوني که قرار است به صورت دائم در مدرسه ها حضور پيدا کنند، می خواهند به عنوان معلم، مدير، معاون پرورشي و... حضور پيدا کنند يا اينکه قرار است براي آنان پست جديدي تعريف شود.
در انتهاي خبر ايسنا همچنین آمده بود « در طرح استقرار دائمي روحانيون در مدارس که با هدف پاسخگويي به نيازهاي فرهنگي دانش آموزان تدوين شده است، روحانيون فاضل و کارآمد عرصه فرهنگي و تبليغي در مرحله نخست به مدارس شبانه روزي، استعدادهاي درخشان، استثنايي و مراکز تربيت معلم اعزام مي شوند و در اين راستا به سازمان هاي آموزش و پرورش استان ها اعلام شده است روحاني مورد نياز مدارس و مراکز تابعه را مستقيماً از طريق ستاد همکاري هاي حوزه و آموزش و پرورش تأمين کنند. همچنين تأکيد شده است با اجرايي شدن اين طرح، روحانيون مي توانند همانند ساير مربيان مدارس در طول سال تحصيلي برنامه هاي فرهنگي را با نظام مندي خاصي اجرا و بر اساس توانمندي، در برنامه هاي فرهنگي مدارس مشارکت کنند. »

پس چه کسی از صدا و سیما راضی است ؟!
NNNNNNNNNNNNNNNNNNNNNNNNNN
در جریان دیدار اعضای "بنیاد ملی نخبگان" با مقام معظم رهبری، یکی از دانشجویان رشته رياضى دانشگاه شريف، که رسانه ها وی را «محمود وحیدنیا» و برنده ی جایزه المپیاد ریاضی معرفی کرده اند، حدود ۲۰ دقيقه به انتقادات صريحى پرداخته است.
گفته می شود ، پس از پایان صحبت عده ای که برای صحبت کردن از قبل انتخاب شده بودند ، در پاسخ به سؤال آیت الله خامنه ای که پرسیده اند« کس دیگری صحبتی نداره؟» تعدادی دست بالا برده اند و در این میان، یک نفر بلند شده و ایستاده است که مقام معظم رهبری به وی اجازه صحبت داده اند.
این دانشجو به قول خودش سخنان متفاوتی نسبت به سایرین مطرح و انتقادهایی در چهار بخش بیان کرده است. وی در بخشی از این انتقادات، عملكرد صدا وسيما را «به خاطر وارونه جلوه دادن حوادث پس از انتخابات، تحريك هر چه بيشتر مردم و تخريب چهره هاى موجه و مورد علاقه مردم» زير سؤال برده و گفته است .« متأسفانه صداوسیمای ما بازتاب دهنده ی آنچه که درکشور ما میگذرد نیست. آیا به نظر شما صدا وسیما وقایع اخیر را به همان شکلی که در جامعه ما وجود داشت نشان داد ؟ یا خلاف واقع بود؟. متأسفانه زمانی که رسانه مادر و مهمترین عنصر اطلاع رسانی مردم بدین شکل رفتار میکند انتظاری از دیگر رسانه های خُرد نمی رود.»
گویا در وسط سخنان این دانشجو، گردانندگان جلسه برگه کاغذی به این دانشجو داده اند که وی خطاب به آیت الله خامنه ای اظهار داشته است که «به من گفتن که وقتت تمومه اما اگر اجازه میدین هنوز صحبت دارم» که مقام معظم رهبری اجازه ادامه صحبت به وی می دهند .
پس از صحبت این دانشجو، مقام معظم رهبری خود نیز انتقاداتی را متوجه صدا و سیما دانسته و از جمله، عدم نمایش صحیح پیشرفت های کشور را مشکل صدا و سیما دانستند و افزوده اند که هنر بیان هنری، خود یک هنر است.
دفتر نشر آثار آيت الله خامنه اى، پاسخ مقام معظم رهبری به این انتقادها از صدا و سيما را اين گونه منعكس كرده است: « شما خيال نكنيد كه حالا بنده چون رئيس صدا و سيما را انتخاب مى كنم، همه برنامه هاى صدا و سيما را مى آورند، دانه دانه بنده نگاه كنم، امضاء كنم. نخير، از خيلى از برنامه هاى صدا و سيما بنده هم راضى نيستم. از جمله، من راضى نبودم كه از ماه اسفند، بلكه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبليغاتى و حرفهايى كه زده شد و تظاهراتى كه مى شد و مجادلاتى كه انجام مى گرفت، از تلويزيون پخش شود، كه متأسفانه تو تلويزيون پخش شد.»
با شنیدن این سخنان، جای این سؤال وجود دارد که واقعاً چرا کمتر کسی از صدا و سیما راضی است؟ نه مردم! نه رهبری! نه اصلاح طلبان! نه حتی اصولگرایان! حتی نشریه های انصار حزب الله هم تندترین انتقادات را نسبت به صدا و سیما داشته اند.
واقعاً چه کسی از صدا و سیما راضی است؟. به قبول معروف "سخت است همه را راضی نگه داشتن"، اما صدا و سیما کار سخت تری را انجام داده و هیچ کس را راضی نگه نداشته است !

رفتار حکومت نبايد به گونه ای باشد که مردم دارای دو چهره شوند
===========================
به گزارش خبرگزاری های مختلف، "حجت الاسلام عبدالله نوری" نماينده امام خمينی در جهاد و وزير کشور دولتهای اول هاشمی و خاتمی در جمع روزنامهنگاران گفت :
« ....به اعتقاد من، يکی از اصول حکمرانی اين است که حکومت تمام توانِ خود را به کار برَد که ظاهر و باطن مردم يکی باشد تا مبادا از درون، جامعه در حال انفجار باشد و حکومت کمترين خبری از آن نداشته باشد . رفتار حکومت نبايد به گونه ای باشد که مردم دارای دو چهره شوند در ظاهر تابع و مطيع و ساکت و در باطن و درون خانهها و تجمعات درون گروهی، خشمگين و پرخاشگر و عصبی باشند چون با گذشت زمان، حکومت از جايگاه واقعی خود درميان مردم بی اطلاع میگردد و از همين ناحيه سنگينترين آسيب بر او وارد میشود.
هر گونه رفتار حاکميت که اضطراب و ناامنی را در جامعه تشديد کند و مردم در محيط بيرونی و در منظر حکومت احساس نا امنی کنند، نظرات خود را به محيط های خصوصی و اندرونی و خارج از دسترس حکومت منتقل مینمايند که چه بسا از مسير قانونی و منطبق با موازين و کنترل شده هم خارج شود .»