
"طرح برون رفت کشور از مشکلات موجود"، چیست؟
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
پس از اتفاقاتي که در جريان انتخابات رياست جمهوري دهم گريبانگير کشور شد، برخی از بزرگان کشور، بر ضرورت بازسازي اعتماد ملي و استحکام وحدت ملي تأکيد کردند. متعاقب اين توصيه ها، گروه هاي مختلف سياسي از روحانيون قم، مؤتلفه و اصولگرايان تحول خواه گرفته تا هاشمي رفسنجاني و راستگرايان مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس، رايزني هاي پشت پرده و رفت و آمدهاي سياسي را آغاز کردند که حاصل آن ارائه طرح هاي مختلفي همچون "ميانجيگري مهدوي کني" بوده است. کميته مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز طرحی را تهیه و به مقام معظم رهبري ارائه داد تا پس از تأييد ايشان، آن را اجرايي کنند. در اين ميان اما طيف حاميان دولت، تمام قد با همه اين پيشنهادها و راهکارها مخالفت کرده و تأکيد دارند کشور فاقد هرگونه معضل خاصي پس از انتخابات رياست جمهوري است و همه چيز در آرامش کامل قرار دارد.
و اما، «طرح کمیته مجمع تشخیص مصلحت نظام برون رفت از شرایط کنونی»، یکی از راهکارهایی است که توسط شش اصولگراي عضو اين مجمع، شامل حبيب الله عسگراولادي، مرتضي نبوي، محمدرضا باهنر، مصطفي ميرسليم، غلامعلي حدادعادل و حسين مظفر تهیه شده است که به تازگی عسگراولادي در جمع خبرنگاران اعلام کرد که این طرح به مقام معظم رهبري ارائه شده است تا ايشان ارشادهاي مورد نظر خود را ايراد کنند. وي به هنگام اعلام این خبر، دو کاندیدای اصلاح طلب، یعنی "کروبی" و "موسوی" را خودی دانست و خاطرنشان کرد :« آيت الله مهدوي کني، مهدي کروبي و موسوي را مُفت به دست نياورده که مُفت هم از دست بدهد و منظور آيت الله مهدوي کني از اينکه افراد روبه روي هم قرار بگيرند فقط اين نيست که اين شخصيت ها با هم روبوسي داشته باشند بلکه منظور ايشان اين است که اشکالات مطرح شود.» اما او در عین حال اصلاح طلبان را اینگونه تهدید کرد که به این حکمیت تن بدهند: «من دوستانه عرض مي کنم اگر شما بگذاريد زندگي و حيات اجتماعي مردم آرام بگيرد، يقيناً نظام نخواهد گذاشت که به شما جفايي شود، اما اگر هر روز به بهانه ملاقات با شخصيت ها برگ هاي تازه يي را منتشر کنيد گذشته تکرار مي شود.»
اما «محور حکمیت چیست؟» و «میان چه کسانی میخواهند وحدت ایجاد کنند؟» دو سؤال اساسی است که در این مورد مطرح میشود. "غلامرضا مصباحیمقدم" به عنوان یکی از اعضای ارشد جامعه روحانیت مبارز به این سؤالات پاسخ داده است. او محور حکمیت را «ولایت فقیه» و برمبنای «عدل» نه «وجوه مشترک» و طرفین وحدت را "میرحسین موسوی" و "محمود احمدینژاد" میداند.
مصباحیمقدم می گوید:«چه بخواهیم و چه نخواهیم، آنچه پس از انتخابات رخ داده مصداق نوعی درگیری بین جماعتی از مؤمنان به اسلام و متعهدان به نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی و ولایت فقیه است. تعبیر "فتنه" که برای این شرایط استفاده میشود، تعبیر دقیقی است. راهحل این مسئله را هم قرآن بیان کرده و آن عبارت است از اصلاح بین دو گروه و اصلاح به عدل.»
در مجموع، شخصیتهایی که در پی بازسازي اعتماد ملي و استحکام وحدت ملي و حل مشکلات بوجود آمده پس از انتخابات هستند، بر این باورند که اگر به دنبال اعمال "وحدت ملی" در جامعه نباشیم و حکمیّت در فضای سیاسی کشور پذیرفته نشود، معضل به وجود آمده پس از انتخابات ریاستجمهوری اخیر هرگز حل نخواهد شد.
اما در این میان ، برخی هواداران دولت که به قول "علی مطهری" منافعشان را در این شرایط نامتعادل می بینند زیرا در چنین شرایطی راحت تر به اهداف خود می رسند،با این طرح هم جناحیهای خود به مخالفت برخاسته اند .
از جمله ،"روح الله حسينيان" به تازگی بر هاشمي رفسنجاني و محسن رضايي تاخت و طرح وحدت ملي را يک «فتنه جديد براي گريز از تخلفاتي که طراحان آن انجام داده اند» دانست. او هاشمي رفسنجاني را از عوامل فتنه و محسن رضايي را فردي ساده لوح و بازيچه دست ديگران معرفي کرد. به گزارش ایلنا، روحالله حسینیان با حضور در جمع خبرنگاران پارلمانی در پاسخ به سؤالی كه به حكمیت آیتالله مهدوی كنی اشاره داشت، تصریح كرد: « نباید سادهاندیشی كنیم. طرح مباحثی مبنی بر این كه این افراد به حكمیت مهدویكنی پایبند هستند، سادهاندیشی است.»
حسینیان در پاسخ به اظهارات آیتالله مهدوی كنی درباره صلح امام حسن، نیز گفت: « صلح امام حسن هم به نفع امام حسن تمام نشد. اگر هم آیتالله مهدوی كنی چنین طرحی را مطرح كردند، من به ایشان اعتراض دارم.»
این نماینده حامی دولت با اشاره به طرح مذکور برای اِعمال وحدت گفت: « من این طرح را طرح انحرافی میدانم.مجرمینی كه روزی باید به جرمشان رسیدگی شود، این طرحها را مطرح میكنند.»
وقتی هم خبرنگار ایلنا به وی یادآور شد كه آیتالله مهدوی كنی و آیتالله مكارم شیرازی نیز درباره لزوم وحدت ملی تأكیداتی داشتهاند. او در پاسخ گفت: « هیچ كس با وحدت ملی مخالف نیست. مهم این است كه كسی مثل آقای رضایی كه یك روز طرح دولت ائتلافی را در مقابل حكومت مطرح میكند، امروز از كجا خط میگیرد كه باز دنبال وحدت ملی است.»خبرنگار ایلنا پرسید: منظورتان این است كه آقای رضایی از آقای هاشمی رفسنجانی خط میگیرد و او پاسخ داد: «قطعاً همین طور است.»
"علیاصغر زارعی" دیگر نماینده حامی دولت در مجلس هشتم است که در زمان قبل از انتخابات ریاست جمهوری، طراحان "دولت ائتلافی" را متهم کرد که آنها به دنبال سهمخواهی اند، که طرح وحدت ملی را نمیپذیرد. زارعی بر محاکمه و شفاف شدن فضا تأکید دارد و عنوان میکند که مطرح شدن طرح وحدت ملی و حتی میانجیگری آیتالله مهدویکنی را قبول ندارد و این وحدت «سست» و «بدون مبنا» است و طرح وحدت ملی یعنی سرپوش گذاشتن بر خاکستری که زیرش آتش همچنان وجود دارد.
"روزنامه کیهان" هم در مقاله ای به قلم "حسین شریعتمداری" به طرح برون رفت از شرایط کنونی که عسگراولادی از تدوین آن و ارسال به رهبری خبر داده ، حمله کرد و نوشت :«یکی از عزیزان که نگارنده احترام فراوانی برای ایشان قائل است و سوابق انقلابی، فداکاری، مراتب تدین و پاکبازی وی غبطه انگیز است در مصاحبه ای ضمن تأکید بر فتنه اخیر و اهداف شومی که دشمنان بیرونی دنبال می کردند، درباره سران فتنه فرموده اند «موسوی و کروبی و خاتمی از خانواده انقلابند و آنها را مفت به دست نیاورده ایم که مفت از دست بدهیم»! این حُسن ظن ایشان قابل تقدیر است، اما مگر جمهوری اسلامی، قانون اساسی، اقتدار نظام اسلامی و... مفت به دست آمده اند که مفت از دست بدهیم؟.....اکنون از برخی عزیزان پاک نیت- تأکید می شود که فقط برخی از آنها- باید سؤال شود آیا «شورای حل اختلاف»! یا «شورای برون رفت از شرایط کنونی» و یا هر اسم دیگری که بر آن نهاده اند، مفهومی غیر از دور زدن ساختار قانون نظام دارد؟ و آیا این حرکت بی آن که افراد خوش نیت یاد شده بخواهند، ادامه همان کودتای مخملی نافرجام نیست؟! سران فتنه در پی حذف قانون اساسی و بی اعتبار کردن سازوکارهای قانونی نظام بودند و شما هم متأسفانه بی آن که متوجه باشید همان ساز بدصدا را با نوای به ظاهر خوشایند دیگری می نوازید!......»
اما "علی مطهری"به این موضعگیری حامیان دولت و روزنامه کیهان اعتراض نموده و در گفتگو با خبرنگارمهر گفت: «اصولگرایان باید به اشتباهات طرف خودی نیز توجه داشته باشند، با بیطرفی به ماجرا بنگرند و قضاوت منصفانه داشته باشند.....به نظر من رئیس جمهور با نحوه خاص مناظره خود و وارد کردن اتهامات به افراد غایب در مناظره ها، آغاز کننده این فتنه بود و بعد از پیروزی هم تحریک کننده معترضان بود.......گروهی از اصولگریان و به ویژه طرفداران متعصب دولت معتقدند تا زمانیکه عاملان اصلی فتنه به اشتباهات خود اعتراف نکنند و از مردم عذر خواهی نکنند و یا محاکمه و مجازات نشوند صحبت از وحدت ملی حرف بی معناست چرا که در این صورت وحدت ملی به معنای آنچه آنان "نجات سران فتنه" می خوانند خواهد بود.....اما این دوستان توجه ندارند که احمدی نژاد هم به هر حال در این فتنه نقشی داشته و این حکم هم در مورد ایشان جاری است.به نظر من رئیس جمهور با نحوه خاص مناظره خود و وارد کردن اتهامات به افراد غایب در مناظره ها آغاز کننده این فتنه بود و بعد از پیروزی هم تحریک کننده معترضان بود.»
مطهری مخالفان طرح وحدت ملی را در دو دسته اصلی برشمرد و یادآورشد: « برخی از این افراد از روی اعتقاد اینگونه اظهارنظر می کنند و برخی دیگر به دلیل اینکه ادامه این فتنه و وجود این شرایط نامتعادل به نفع آنها خواهد بود با طرح آشتی ملی به مخالفت برخاسته اند زیرا این افراد در چنین شرایطی راحت تر به اهداف خود می رسند.»
« حسین کنعانی مقدم» دیگر فعال اصولگرا، در واکنش به مخالفت حامیان دولت با شکل گیری وحدت ملی گفت: «متأسفانه یکی از آفت های قدرت خصوصاً برای کسانی که در حاکمیت قرار می گیرند چون در صدر هستند رقبای خود را همیشه آدم های پست، حقیر، اقلیت و محکوم می دانند. ولی این سنت تاریخ است که همیشه قدرت ها در ظهور و سقوط خودشان به این نتیجه می رسند که ای کاش در زمانی که در قدرت بودند سخنان رقیب و مخالف خود و نقدهای مشفقانه آنها را می شنیدند و به آنها عمل می کردند تا می توانستند در حیات سیاسی خودشان تداوم مقتدرانه ای داشته باشند.....کسانی که بر طبل مخالفت به وحدت ملی می زنند مطمئن باشند که تجربیات تاریخ حتی در همین سی ساله گذشته انقلاب نشان داده است که در چرخش قدرت، حاکمان با پیگیری سیاسیت های اشتباه خود در اقلیت قرار خواهند گرفت....اعتقادم این است کسانی که این گونه حرف می زنند در پس پرده می خواهند دولت را از پا دربیاورند چون دولت اگر پشتوانه مردمی نداشته باشد اگر وحدت و همدلی همراهش نباشد اگر جناح های سیاسی دست به دست هم یاری اش نکنند، نمی تواند در گذر زمان به سلامت از زیر بار مشکلات و بحران ها گذر کند.»
"حجت الاسلام ناصر قوامی" هم در گفتگو با ایلنا با اشاره به طرح وحدت ملی گفت:« جناح اصولگرا که ابزارهای قدرت را در دست دارند میگویند آنچه که ما میگوییم را باید اطاعت کنید و وحدت راهی است که ما میرویم.... به نظر میرسد بزرگانی که غالباً اصولگرا هستند و پیشنهاد این طرح را میدهند منظورشان از طرح اتحاد ملی، اتحاد بین خود اصولگراها است چرا که در حال حاضر اختلافات شدیدی در بین آنها به وجود آمده است. »
وی گفت: « اصولگراها نانشان در اختلاف است و همیشه اصلاحطلبان و برخی از کشورها را به عنوان دشمن قلمداد میکند و بدین ترتیب مردم را با خود همراه میکنند. »
حجت الاسلام "قدرت الله عليخاني" نماينده قزوين در مجلس شوراي اسلامي هم در جمع خبرنگاران با اشاره به اظهار نظرهاي مختلف درخصوص طرح وحدت ملي گفت: « هر كس مي تواند نظر خود را در خصوص اين طرح اعلام كند اما من از همه علاقهمندان به نظام و رهبري مي خواهم كمي تأمل كنند تا نظر مقام معظم رهبري در اين زمينه مشخص شود...اگر مجوزي براي اجراي طرح مذكور داده شود قطعاً عقلاي اصلاح طلب نيز دور هم جمع خواهند شد تا طرحي را در اين زمينه ارائه كنند....تنها راستي ها نمي توانند براي اداره كشور طرح ارائه كنند بلكه متعادلين اصلاح طلب نيز طرحي ارائه خواهند كرد تا نسخه اي دوطرفه براي مصلحت نظام پيچيده شود».
«مهندس میرحسین موسوی» نیز در مصاحبهاى که بتازگی فيلم آن بر روى سايت هاى اينترنتى قرار گرفته است، در باره این موضوع گفت: «البته من در جريان پيشنهادى که آقاى هاشمى رفسنجانى در نماز جمعه مطرح کردند و بعد پيشنهاداتى که تعدادى از اعضاى مجمع تشخيص مصلحت نظام به ايشان کردند، هستم و همچنين از طريق رسانهها در جريان صحبتهايى هستم که انتساب داده مىشود که حضرت آيتالله مهدوى کنى و ديگران مطرح کردهاند و گاهى هم ديدهام که ديگران و افرادى با نيّتهاى خير چنين مسئلهاى را مطرح مىکنند، ولى تماس مستقيمى در اين رابطه با بنده گرفته نشده و نه نامهنگارى صورت گرفته و نه مذاکره رسمى در اين رابطه گرفته است.»
مير حسين موسوى درباره راه حل هاى بحران اخير گفت: « تا هنگامىکه مسئله بحران و مشکل در کشور قبول نشود، تا هنگامىکه مردم کثير و اکثريت مردم اغتشاشگر ناميده بشوند، تا موقعى که مردم به حساب نيايند، راه حل جامعى براى رفع مشکل پيدا نخواهد شد....... فکر مىکنم که اين مسئله ضرورت دارد که در هر حرکتى به مردم احترام گذاشته بشود، اکثريت مردم رانده نشوند، مردم همه با همند حتى آنهايى که عقايد ديگرى دارند، .... اصل اين است که به مردم احترام گذاشته شود، عقايدشان قبول شود و اين اصل که همه ما بايد به قانون اساسى برگرديم آن موقع راهحل خيلى راحت پيدا مىشود .... ملت ما يک حرکت بزرگى را شروع کرده و ما هم همراهش هستيم که انشاءالله در همين جهتى باشم که مردم در آن حرکت مىکنند.»
در مجموع، به نظر می رسد که آيت الله مهدوی کنی بزودی به این نتیجه برسند که قبل از پرداختن به موضوع حکمیت و اصلاح بین اصلاح طلبان و اصولگرایان ، ضرورت دارد که اختلافات عمیق بین اصولگرایان را حل و فصل نمایند تا بر سر راه ایشان از سوی همفکران خودشان سنگ اندازی صورت نگیرد !

فريب شيطاني !
« آيت الله سيدمحمدعلي دستغيب» به واسطه موضع گيري هاي سياسي در جريان انتخابات رياست جمهوري دهم و حمايتش از کانديداتوري ميرحسين موسوي و اعتراضش به حوادث پس از انتخابات، به شدت مورد انتقاد حاميان آقای احمدي نژاد قرار گرفته است تا آنجا که جمعي از همکاران او در مجلس خبرگان رهبري، با هدایت "آيت الله کعبي" نامه يي را امضا کردند و خواستار عزل وي از عضويت در مجلس خبرگان شدند. علت تقاضاي آنها، نطق انتقادي آيت الله دستغيب در اجلاس 31 شهريورماه مجلس خبرگان بود که از عملکرد این مجلس انتقاد کرده و نسبت به تخلف از قانون اساسي هشدار داده بود. اين مرجع تقليد همچنين پيشنهاد کرده بود از موسوي، خاتمي و کروبي دعوت شود در اجلاس خبرگان سخنان خود را بگويند يا از طريق صدا و سيما و سايت خبرگان رهبري منتشر شود.
بعد از نطق آيت الله دستغيب، نامه يي با 26 امضاء به هيأت رئيسه ارسال شد ولي با تذکر مقام معظم رهبري، عزل آيت الله دستغيب منتفي گردید. اما اندکي بعد از فروکش کردن جنجال جمع آوري امضا عليه آيت الله دستغيب در مجلس خبرگان رهبري، انتشار طوماري ديگر عليه اين فقيه ساکن شهر شيراز خبرساز شد و "آيت الله سيدعبدالعلي آيت اللهي" امام جمعه شهر لار در پاسخ به نامه يي از سوي دفتر آيت الله دستغيب اذعان کرد به دليل فريب شيطاني رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه فارس، عليه آيت الله دستغيب آن نامه را امضا کرده و ضمن عذرخواهي ، امضای خود را پس گرفت.
به گزارش ايلنا، در توضيح مکتوب "آيت الله سيدعبدالعلي آيت اللهي" خطاب به دفتر آيت الله دستغيب آمده است: «روز گذشته (14/7/88)، يک نفر شيخ به نام "ولدان" با يک نفر از دوستان به منزل آمد و حقير را فريب شيطاني داد و اظهار نمود عده زيادي از علما و ائمه جمعه امضا کرده و نامه يي را که به همراه داشت و حتي تصريح نمود که آيت الله سيدعلي اصغر دستغيب (مدظله) هم امضا نموده اند، لذا حقير هم با فريب او امضا نمودم و بعد معلوم شد که گفته هاي او دروغ صرف بود و حقير آيت اللهي جداً عذرخواهي مي کنم و شرمنده هستم.»
منظور آيت الله حاج سيدعبدالعلي آيت اللهي از «يک نفر شيخ به نام ولدان» که در نامه به او اشاره شده است، "حجت الاسلام محمدباقر ولدان" رئيس شوراي سياستگذاري ائمه جمعه استان هاي فارس و کهکيلويه و بويراحمد است. "حجت الاسلام محمدباقر ولدان" در روزهاي گذشته در اظهاراتي درباره دو تن از مراجع تقليد يعني آيات عظام صانعي و دستغيب گفته بود؛ «با اظهارات اين افراد، شک کرديم که شايد آنها از لحاظ روحي و رواني دچار اختلالاتي هستند».
پیامدهای انتخابات دهم برای جریان اصلاحات
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
درپی انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث پس از آن، یکی از سؤالاتی که در ذهن برخی افراد ممکن است ایجاد شود این است که « در حال حاضر وضعیت "اصلاح طلبی" چگونه است ؟» . در جواب این سؤال می توان پاسخ های متفاوتی شنید اما " احمد پورنجاتی " علیرغم آنکه که در حوادث پس از انتخابات برای برخی از "اصلاح طلبان" مشکلاتی بوجود آمده است، شرایط فعلی را به سود " اصلاح طلبی " می داند و معتقد است که عرصه سیاسی در ایران، بعد از انتخابات دهم شاهدتحولات فراوان بوده و این انتخابات دارای پیامدهای مهمی بوده و تأثیر عمیق و کم سابقهای بر جای گذاشته است به طوری که « جریان اصلاحات، به اندازه 10سال تلاش از نظر نفوذ اجتماعی جلو رفته است.»
بطور کلی وی می گوید انتخابات دهم و حوادث پس از آن،پیامدهای مهمی داشت که عبارتند از :
1- پیامد اول : "شفافسازی و آشکارسازی طبیعت درونی و گستره پایگاه اجتماعی طیفبندیهای مختلف جناحهای سیاسی کشور" که به اندازه سالها فعالیت و کنش سیاسی و اجتماعی طرفهای مختلف خود را از پرده برون افکندند که امری بسیار مبارک است .
2- پیامد دوم : "آفتابی شدن قدرتهای سیاسی حاشیهنشین در سازمانهایی که وظیفه سیاسی رسمی نداشتند" زیرا نشانهها و قرائن جدی حکایت از این دارد که کانونهای خاصی فراتر از جریانهای سیاسی شناخته شده اصولگرا و اصلاحطلب، در مدیریت نتایج و حوادث پی از آن نقش ایفا کرده و می کنند که "آفتابی شدن این کانونها" به سود پیشبرد تحولات رو به جلوی ایران است.
3- پیامد سوم : "آرایش قطب بندی جدید و تازه در عرصه سیاسی ایران" است به این ترتیب که دوقطبی" اصلاحطلب" و "اصولگرایان" رو به پایان است و ما شاهد آغاز دوقطبی شدن «اصلاحطلب» و «بنیادگرا» هستیم. یعنی در طیف اصلاحطلبها طیف "تحولخواه" و "آرمانگرا" و "عملگرا" را داریم که چون عملگراها اندکی عقلانیتر و محاسبهگرانهتر در عرصه سیاست فعالیت میکنند، بخش مهمی "اصولگرایان خرَداندیش" به دلیل عملکرد بخشهای افراطی، به تدریج از بدنه اصولگرایان جدا میشوند و در حاشیه اصلاحطلبان عملگرا قرار میگیرند. در جناح راست هم دو طیف مشخص را شاهد هستیم؛ که یکی "اقتدارگرا" و دیگری "محافظهکار" میباشد و متأسفانه زمامدار اصلی در حالحاضر که نقش تعیینکننده در تشکیل و انجام کنش سیاسی افراطیون دارند، "اقتدارگرایان" هستند که در واقع محصول انتخابات اخیر به شمار میروند.
4- پیامد چهارم : "آشکار شدن پایگاه اجتماعی گسترده اصلاحطلبان و نفوذ اندیشه اصلاحات به بدنه و شبکه اجتماعی" است. در انتخابات اخیر مردم به دریافت دقیق از منویات و ماهیت مطالبات اصلاحطلبانه نائل شدند و بخشهای گستردهای از جامعه به این نوع تفکر به عنوان یک ضرورت و نیاز مبرم در چارچوب ساختار نظام تمایل نشان دادند که این مسئله بسیار ارزشمند است.
بدنه اصلی جریان اصلاحات همواره اعلام کرده و رفتارش نیز نشان داده که در چارچوب نظام حرکت میکند زیرا "اصلاحات به منحنی روزآمد کردن و پاسخگویی متناسب با نیازهای زمانه و پالایش و پیرایش زایدههای ناهمگون با اصل اندیشه انقلاب اسلامی" است و اگر کسانی با اصرار بخواهند این جریان و شخصیتهای اصلی آن را به سمت دیگری برانند و یا با تابلوی دیگری معرفی کنند، جامعه باور نخواهد کرد. به عبارت دیگر، اقبال گسترده اجتماعی و حقانیت هدفها و مطالبات اصلاح طلبان در بدنه اجتماعی جامعه است و به صورت گستردهای اثبات شده است.
به همین دلیل، تخریب اصلاحطلبان از طریق تریبونها و رسانههایی که متأسفانه عمده آنها منسوب به دستگاههای رسمی هستند نهتنها تأثیر جدی نداشته بلکه تأثیر معکوس داشته که اگر یک نظرسنجی میدانی صورت گیرد به نتایج مهمی دست پیدا میکنیم . حتی می توان گفت بخشی از اعتلای جریان اصلاحطلب و نفوذ آن در بدنه اجتماعی، وامدار شیوه تخریبی برخورد طرف مقابل بوده و از آن جریان هزینه شده است گرچه این افراد متوجه نیستند.
صاحبنظران علوم سیاسی معتقدند که جامعه ایران، کلید واژههای رفتار سیاسی دو جناح سیاسی کشور را دریافت میکند و به سیستم تحلیلی خود میدهد و تصمیم به اجرا میگیرد و از آن پس، باید بسیاری تلاش نمایند تا آن را تحلیل کنند .
امروز با درونزا شدن حرکت اجتماعی جریان اصلاحات، نشان داده که به شخص و تشکیلات خاصی وابسته نیست و بسیار پویاتر از ظرفیتها و قابلیتهای تشکلهای شناخته شده و احزاب است و خواستههایش چون از متن جامعه برخاسته، برای تداوم حرکت ، به خود متکی شده و بر محوریت "شبکه اجتماعی" استوار شده است. بنابراین علیرغم دستگیری برخی شخصیت های اصلاح طلب ، باید گفت سران اصلاحطلب الان در زندان نیستند، سران اصلاحطلب در خیابانها حضور دارند و خود مردم هستند.

در محضر امام صداقت
آیت الله جوادی آملی
امام صادق سلام الله علیه همانند هر یک از ائمه علیهم السّلام، مظهر نامی مخصوص از اسماء حسنای حقاند. حضرتش که به «صادق» ملقّب شدند، انسانها را به فراگیری صدق دعوت میکنند و چنین می فرمایند : "تعلّموا الصّدق قبل الحدیث" ؛ قبل از سخن گفتن، ادب صداقت را بیاموزید. خواه سخن مربوط به امور نظری باشد، حقّ بگوئید؛ خواه مربوط به امور عملی باشد، صادق باشید. تا انسان میزان صدق نشد، آگاه نیست.
تعلّموا الصّدق قبل الحدیث. و این صدق چون همان "حق" است و تنها محور تشخیص حق، "عقل" است، حضرتش ما را به تعیین محور صدق که عقل است فراخواندند و فرمودند : "دعامه الانسان العقل". یعنی زیر بنای حیات انسان، اندیشه است. اگر در مسائل نظر گفتهاند ای برادر! تو همان اندیشهای، در مسائل عمل نیز گفتهاند که ای برادر! تو همان اراده و نیّتی.
یک انسان باید خوب بفهمد و فهمیدهها را خوب عمل کند. لذا امام ششم؛ هم ستون اندیشه را عقل میدانند و هم ستون عمل را عقل میداند که عقل چیزی است؛ "به یعبد الرّحمن و یکتسب الجنان ."
امام ششم(ع) همچنین راه تقویت اراده را که همان اصالت عقل است در میدان "عبادت" خلاصه کردند و فرمودند: «تنها راه قدرت اراده، عبادت است». و می فرمایند: «آنچنان از خدا بترس که گویا خدا را می بینی»
سالروز شهادت امام صادق (ع) بر شیعیان تسلیت باد.
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
تصميم وزارت علوم مبنی بر اینکه مدرک 47 دانشگاه ونزوئلا را معتبر خواهد شناخت، موجب بُهت و شگفتی محافل علمی و دانشگاهی کشور گردیده است زیرا ونزوئلا یکي از کشورهای بسيار عقب مانده در زمینه هاي علمي است و مدارک دانشگاهی آن کشور اغلب با پرداخت رشوه خريداري می شود .
سایت فرارودر این باره می نویسد: « با نگاه به جدول ارزش یابی دانشگاه های معتبر که وزارت علوم ایران منتشر می کند نمی توانیم ملاک این ارزشیابی را دریابیم چون در حالی که بسیاری از دانشگاه های اروپایی و آسیایی که در رده بندی های جهانی از جایگاه بهتری به نسبت دانشگاه های ونزوئلا برخوردارند معتبر شناخته نمی شوند اما مدرک 47 دانشگاه ونزوئلا معتبر در نظر گرفته می شود.اینجاست که برخی گمان می کنند ملاک این ارزش یابی نه سنجه های "علمی" مورد قبول جهانی که مولفه های "سیاسی" و اقتصادی است و این تصمیم به دلیل رابطه دوستانه چاوز با احمدی نژاد اتخاذ گردیده است.»
دوستی چاوز با احمدی نژاد اگر چه برای ونزوئلا نفع های اقتصادی فراوانی در پی داشته اما تاکنون برای ایران به جز حمایت های لفظی چاوز در برخی مواقع، نفعی در پی نداشته است و به نظر می رسد محمود احمدی نژاد بر آن است به هر قیمتی شده روابط با ونزوئلا را به بالاترین سطح ارتقا دهد و در راستای استحکام این پیوند نیز، اکنون متقاضیان ایرانی می توانند بار و بُنه ببندند و با خیال راحت راهی ونزوئلا شوند و باکی هم نداشته باشند که هیچ کدام از دانشگاه های ونزوئلا جایی در میان هزار دانشگاه معتبر جهانی ندارند.
تاکنون دانشگاه هایی که از سوی وزارت علوم معتبر شناخته می شدند عمدتاً دانشگاه هایی بودند که نسبت به دانشگاه های ایران در رده بندی بهتری قرار داشتند و مدارک آنها در کشورهای غربی نیز مورد پذیرش واقع می شد و اکنون این سؤال پیش می آید که دلیل اعتبار دادن به مدارک دانشگاه هایی که وضعیت شان به مراتب پایین تر از دانشگاه های ایرانی است چه می باشد و دانشجویان ایرانی چرا باید تا ونزوئلا بروند و در دانشگاه هایی تحصیل کنند که مشابه آنها در کشور خودمان نیز به وفور یافت می شود؟
معامله پُرابهام
=======================
(..... سپاه ، یک حساب بانکی معنوی است که جزء به جزء دارایی اش را مدیون دیگران است . دیگرانی که برای برداشت حسابشان هیچگاه به سپاه مراجعه نکرده ونمی کنند .اگر امروز سرداران و سرلشگرانی هستند که بخاطر سالهای حضورشان درجبهه ها خود را طلبکار سپاه می دانند ، باید بدانند که : طلبشان را تا کنون گرفته اند . بیشتر هم گرفته اند . می ماند طلب مردمی که به سپاه ، قدر و قیمت و آبرو داده اند.....سپاه ، میراث انقلاب است...... صاحبان اصلی سپاه ، فرزندانی از این آب و خاک اند که همه داشته های عاطفی و بشری خود را تقدیم سپاه کردند و از سپاه ، یک آبروی بزرگ برآوردند و........سپاه موتوری شد که سوختش، شرافت و رشد و شرم و جوهره ای از خصلت های ناب بشری است . کسی اجازه نداشت و ندارد به این ذخیره زلال به عنوان ارث پدری نگاه کند . چرا که سپاه ارث پدری انقلاب بود.......و دراین سالهای سال ، دوستان امانتدار ما ، مرتب از این ذخیره ناب و مردمی ، مکیدند و بهره بردند و سودی و رمقی نیز به او - که روز به روز بی رمق تر می شد - نیفزودند ......اگر سپاه ، یک ارث همگانی مردم بود و هست ، آیا آنانی که از سپاه آویختند و پای او را به معادلات حقیر کوچه و بازار گشودند، از مردم ، یعنی از صاحبان اصلی سپاه ، پرسیدند که ما می خواهیم این بلاها را برسر سپاه بیاوریم ؟ و آیا شما که آب شدید و ذره ذره به سپاه آبرو و اعتبار بخشودید ، به این رفتار ما رضایت دارید؟ .......متأسفم که بگویم : سپاه ما امروز ، به مِلک طلق جماعتی درآمده که با او آن می کنند که با ارث پدری شان نمی کنند . من با صدای بلند می گویم : فرماندهان سپاه ما ، حق ندارند با رفتار و گفتار و تصمیمات خود – هرچه که هست - ذره ای برچهره سپاه خراش اندازند . چراکه برای برآمدن این سپاه ، ناب ترین فرزندان این سرزمین به خاک رفته اند .
ورود سپاه به بازی های سیاسی ، زهرکُشنده ایست که هر عنصر سالمی را – اگر چه متصل به نهضت پیامبران باشد – نحیف می کند .....ورود سپاه ما به صف ماجراجویان مالی نیز همان خمیره ایست که آب تیره ای به زیر پوست سپاه می دواند و چهره نورانی اش را به تیرگی و خواری می رمانَد . من می گویم : فرماندهان سپاه ، از آنجا که امانتداران ما در اداره سپاه هستند ، اجازه ندارند سپاه ما را وارد بازی هایی بکنند که مرتب از آن ذخیره زلال کاسته شود و هیچ نیز از او نمانَد .....)
جملات فوق، بخشی از مطلب " محمد نوری زاد " چهره اصولگرایی است که برنامه تلویزیونی " روایت فتح" و " حماسه خمینی" از جمله کارهای اوست و این سخنان وی به خاطر انتقاداتی است که پس از انجام معامله هشت هزار میلیارد تومانی سهام مخابرات متوجه سپاه گردیده که گفته می شود از سوی شرکت های وابسته به سپاه خریداری گردیده است .
بدون توجه به این معامله هم باید بپذیریم که ورود سپاه به حوزه اقتصاد كشور از سال 68 آغاز شد که با پایان دفاع مقدس و آغاز دوران سازندگی، ظرفیت بزرگی از نیروهای فعال و مستعد نظام عملاً فراغت یافتند و استفاده از این ظرفیت در آن شرایط ضروری به نظر می رسید. لیکن اگرچه استفاده از این نیروها در آن هنگام، ابتكاری مناسب بود، اما پیامدهای منفی درازمدتی برجای گذاشت كه اكنون آثار خود را نشان می دهد. زیرا باز شدن مسیر ورود نهادهای نظامی در مناقصات و فعالیت های اقتصادی، به تدریج این شركت های شبه دولتی با استفاده از اقتدار و توانمندی های خود، از شرایط برابر خارج شده و برخی از اصول فعالیت های پیمانكاری نظیر ارائه ضمانتنامه ها، پیشبرد پروژه ها تحت امر كارفرما، صرف وجوه دریافتی در پروژه و انجام تعهدات را كمرنگ كردند و به تدریج دامنه این حضور، به عرصه سیاسی نیز كشیده شده زیرا به طور طبیعی، فعالیت اقتصادی نهادهای نظامی و امنیتی نیازمند پشتیبانی های سیاسی بود.............
سردار قاسمي : براي حرفهاي فرزند همت بایدخون گریه کنم
مهدی همت : گویا الان شهدا وارثانی پیدا كرده اند كه معلوم
نیست تا به حال كجا بوده اند
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
سخنان سردار "سعید قاسمی" در دانشگاه امام صادق(ع) را مطالعه کردم . وی در سخنرانی خود مطالبی در مورد شروع جنگ تحمیلی و شرایط آن دوران گفته و در ادامه سخنان خود، با اشاره به شرکت مخالفان دولت در راهپیمایی روز قدس افزوده است : « میگویند دو میلیون نفر در این تظاهرات شرکت کردند؛ بالاخره ساواکیها،اعضای سازمان مجاهدین خلق و... به همراه خانوادههایشان هم در این کشور زندگی میکنند و بخشی از جامعه را شامل میشوند! » .
قاسمی با اشاره به سخنان "مهدی همّت"، فرزند شهید حاج محـــمد ابراهیم همت، فرمانده پرافتخار لشكر 27 محمد رسول الله(ص) و انتــقادات وي از اوضــاع فعلي کشــور ، اظــهار داشته: « وقتی فرزند همت این حرفها را میزند باید شبها خون گریه کنم .» و طبق معمول به جای پذیرفتن وجود مشکل و چاره جـــویی برای حل آن ، دیگران و این بار دانشـگاه ها را مقصر می شمارد و می گوید : « البته من مقصرم ولی وقتی که در دانشگاهها آنها را چیزخورشان میکنند چه میتوانم بکنم؟! در کجای دنیا اینگونه است که استاد سکولار در کلاس درس دانشگاه حضور یابد و در نتیجه آن حتی فرزند شهید هم در مقابل آقا قرار گیرد؟!»
با مطالعه سخنان سردار قاسمی، کنجکاو شدم که بببینم فرزند شهید همت چه گفته است .

فرزند شهید همت شهید همت
"مهدی همت"، فرزند شهید حاج محمد ابراهیم همت در آخرین روز هفته دفاع مقدس با "آینده" گفتگویی انجام داده که در بخشی از آن مصاحبه گفته است : « .. اگر شهدا بودند، كارهایی كه الان به نام سپاه انجام می شود، انجام نمی دادند. حاج همت تمام زندگی اش امام بود و آرزو داشت در جامعه ای كه نفس امام نیست، نباشد. حرف امام هم این بود كه سپاه حق ندارد نه در سیاست و نه در اقتصاد دخالت كند. این یكی از آینده نگری های مهم امام بود كه می توانست مانع ضربه به كشور شود. این بهانه هایی هم كه الان آورده می شود كه ما مجبور بودیم و غیره، توسط شهدا از این حرفها بیان نمی شد. هر جا كه خلاف اصولشان عمل می شد، كنار می كشیدند.»
وی افزوده است: «من شنیده ام كه در پایگاه های بسیجی تهران گفته شده كه مهدی همت به خاطر بزرگراه همت شكایت كرده و 5 میلیارد به او داده اند. من دلم از این می سوزد كه چرا بچه های مذهبی این حرفها را می زنند؟ گویا دیگرانی كه ظاهر دیگری دارند، بیشتر حرمت شهدا را دارند.»
وی در خصوص برخی شایعات بعد از انتخابات در خصوص برخورد با خانواده برخی شهدای مشهور نیز گفته است: « در اولین تظاهرات سكوت در اصفهان بعد از این كه اعلام می شود فرزند و همسر شهید همت در جمعیت حضور دارند، برادر كوچكتر من را مضروب می كنند و سه بار تلاش می كنند او را دستگیر كنند كه دو بار مردم او را نجات دادند و بار سوم یكی از مأموران نیروی انتظامی او را نجات می دهد و به پهلوی مادرم چنان با باتوم ضربه وارد كردند كه ما تا نیمه شب در بیمارستان بودیم تا كلیه اش خونریزی نكند. به یكی از دوستان می گفتم همیشه به هیأت می رویم، روضه پهلوی شكسته حضرت فاطمه را گوش می كنیم، اما اكنون به پهلوی مادر خودمان این گونه ضربه وارد می كنند.»
مهدی همت ادامه داده : «چند روز بعد یك روز صبح من خواب بودم كه مادرم با نگرانی آمد و گفت نیروهایی بی سیم به دست آمده اند. من متأسفم كه به عنوان فرزند شهید همت در نظام جمهوری اسلامی مجبور به انجام این كار شدم و آن روز فرار كردم. بدترین حس زندگی ام برایم پیش آمد. این فرار تا بعدازظهر ادامه داشت و من به خیلی جاها اطلاع دادم. اما به مادرم گفتم هر اتفاقی بیفتد، دیگر مهم نیست و من می خواهم به خانه برگردم و آن روز به هر نحوی قضیه فیصله پیدا كرد. البته بعداً برخی با ما تماس گرفتند و عذرخواهی كردند و گفتند كه از طرف ما نبوده است.»
وی در پاسخ به این سؤال كه چرا شما به عنوان خانواده شهدا وارد عرصه سیاسی و انتخابات شدید، در حالی كه بغض كرده ، اظهار داشته است: « من برای این سؤالها جواب دارم. ما شهید همت را از كتابها نشناخته ایم. بلكه خون او در رگهایمان جریان دارد او را از طریق خاطرات مستقیم نزدیكانش شناخته ایم. لذا چهارچوبی از شهیدمان داریم و می دانیم اگر شهیدمان الان بود، به كدام سو می رفت.»
وی با انتقاد از برخی فضاسازی ها علیه فرزندان شهدا گفته است : « 124 هزار پیامبر داشتیم كه از بین همه آن ها، تنها پسر نوح گمراه شد. حالا ما در این كشور 124 شهید بزرگ داریم و می گویند فرزندان همه این ها پسر نوحند. مگر می شود هم ما، هم خانواده باكری، هم فرزندان داوود كریمی و حاج عباس كریمی و جهان آرا و تندگویان و... همه پسر نوح باشیم؟ همه ما راه كج رفته ایم و از مسیر خارج شده ایم و پدرانمان را نشناخته ایم؟»
مهدی همت همچنین یادآور شده که : « ما امتحان خود را زودتر از این ها پس داده ایم و برای نظام دل سوخته ایم و ماییم كه یتیم شده ایم و درد كشیده ایم و برای نظام شهید داده ایم، گویا الان شهدا وارثانی پیدا كرده اند كه معلوم نیست تا به حال كجا بوده اند و ارث هم طلب می كنند!»

********************************
تمــــام تیمــچه ها پُر شد از نقــاب فروش
زمانه ای ست که حلاج شد طناب فروش
شهیدتر ز شهیدان بی کفـن ، شاعر
غریب تر ز نویسنده ها، کتاب فروش
الا شما که به ییلاق خورد و خواب شدید
همــاره اجـــر شما باد با کـــباب فـــروش
حراج عشق ببین در دکان سمساران
قمــار عقل نگر در سرای قاب فروش
خروس ها همه چون مرغ کُرچ خوابیدند
حکیمــکان زمان اند قرص خواب فروش
نمــانده حجب و حیــایی، همین مان کم بود
همین که فاحشه ی شهر شد حجاب فروش
مــده زمام دل خــود به دست پیـــر هـــوی
مرو به کوی هوس پیشه ی خراب فروش
پی کــدام عقوبت گنــاهکار شدیم
سیاه نامه تر از واعظ ثواب فروش
دریغ ، نغــــمه ی آرامشی به مــا نرســــید
که مطربان همه تلخ اند و اضطراب فروش
من از قبیله ی عباس های تشنه لبم
تو از تبــار همین گزمــــگان آب فروش
بگو بلـــــند شود مــــوج غــــیرت دریـــــــــا
چنان که باز شود مشت هر حباب فروش
زمانه ای ست که گُل پوست می کنند اینجا
خوشــــا به ذوق تمـــاشاگر گـــــلاب فروش
سلام بر همه الا به قلب مغــلوبان
سلام بر همــه الا به انقلاب فروش
شما که خون دل خلق را پیاله شدید
شرور شهر شمایید یا شراب فروش؟
--------------------------------------
منبع : وبلاگ « عشق علیه السلام»
دربی متفاوت
XXXXXXXXXXXXXXXXXX
روز جمعه دهم مهر ماه، شصت و هفتمین شهرآورد پایتخت در ورزشگاه آزادی برگزار می شود. با توجه به وضعیتی که پس از انتخابات بوجود آمده است، گویا قرار است برای برگزاری این دربی، شاهد شرایطی متفاوت باشیم زیرا نیروهای انتظامی و قوه قضایی، خود را برای وضعیتی متفاوت با گذشته، آماده می کنند .
"سرتیپ عزیزالله رجب زاده" فرمانده انتظامی تهران ، از برخورد قاطعانه پلیس با افرادی كه بخواهند مسائل سیاسی را وارد ورزشگاه آزادی كنند خبر داده و گفته است: « همانند هر ساله مأموران انتظامی تهران بزرگ برای برقراری نظم و امنیت تماشاچیان دربی تهران در مسیرهای منتهی به استادیوم آزادی و داخل ورزشگاه مستقر می شوند و مسئولیت برقراری امنیت در داخل ورزشگاه همانند گذشته برعهده یگان ویژه و اطراف ورزشگاه بر عهده یگان امداد است. »
ایشان در در رابطه با شایعاتی نیز مبنی بر اینكه پلیس از ورود بعضی از افراد كه با لباس سبز وارد ورزشگاه می شوند جلوگیری می كند، اظهار داشته اشت: « چنین چیزی صحت ندارد كه از ورود شخصی تنها به علت پوشیدن لباس سبز به داخل ورزشگاه جلوگیری شود چرا كه پوشیدن لباس سبز جرم نیست اما بعضی از افراد معدودی قصد وارد كردن مسائل سیاسی به داخل ورزشگاه را دارند كه پلیس با این افراد قاطعانه برخورد می كند. »
خبرگزاری دولتی "ایرنا" هم به نقل از يک مقام قضايي اعلام کرده است: « در بازي روز جمعه تيم هاي استقلال – پيروزي، دو قاضي در محل ورزشگاه آزادي تهران مستقر مي شوند تا به جرايمي که در وزرشگاه رخ مي دهد، بي درنگ رسيدگي کنند و براي کساني که مرتکب جرم مي شوند، "قرار " متناسب را صادر کنند، ضمن آنکه کشيک "دادسراي ناحيه 5" و "دادسراي مرکز" براي رسيدگي به تخلفات خارج از ورزشگاه آزادي اختصاص يافته است».
یک دروغ دیگر کیهان برملا شد
مؤسسه جامعه آزاد متعلق به جورج سوروس اعلام کرد که "آقای سوروس نه با آقای خاتمی آشنایی
شخصی دارد و نه با او دیدار داشته است".
((((((((((((((((((((((())))))))))))))))))))))
خبرگزاری دولتی ایرنا در کنار روزنامه کیهان و خبرگزاری فارس ، چندی پیش در یک گزارش اختصاصی نوشت که "جورج سوروس ( که در ایران به تئوریسین انقلاب های مخملی معروف است) طی یک سخنرانی در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۹ در هتل بین المللی ترامپ نیویورک گفته است که دو بار با رئیس جمهوری پیشین ایران ملاقات کرده و آقای خاتمی به او گفته "با حکومت مذهبی نمی توان به دموکراسی دست یافت".ایرنا همچنین ادعا کرده بود كه سوروس بار دیگر در ژانویه سال 2007 با خاتمی در اجلاس مجمع جهانی اقتصاد در داووس ملاقات داشته است.
یک روز پس از انتشار این خبر توسط ایرنا، روزنامه کیهان ادعای ایرنا را تیتر نخست خود کرد. خبرگزاری فارس نیز همین خبر را به نقل از ایرنا بر روی خروجی خود نهاد. برخی روزنامه ها همچون رسالت نیز با نقل ادعای دروغین ایرنا، به این خبر دامن زدند.
اما این دروغپردازی ها برملا شد. "ایمی ویل"، مسئول ارتباطات رسانه ای مؤسسه جامعه آزاد در پاسخ به پرسش بی بی سی فارسی در خصوص دیدار خاتمی با سوروس گفت: « آقای سوروس با آقای خاتمی آشنایی شخصی ندارد و تماسی با او نداشته است.» او همچنین ایراد سخنرانی مورد اشاره رسانه های مذکور را توسط سوروس رد کرد.
اما مخالفان آقای خاتمی باز هم به دروغ پراکنی های خود ادامه دادند تا جایی که روزنامه کیهان در پاسخ به تکذیبیه سید محمد خاتمی مدعی شد که اگر خاتمی دیدار با سوروس را تکذیب کند، سوروس جزئیاتش را منتشر میکند و همچنین در ادامه دروغ پراکنی های خود نوشت که "خبر ملاقات خاتمي با جرج سوروس را شخص جرج سوروس مطرح كرده و در سايت خود نيز آن را پوشش داده است".
پیش از این دفتر سید محمد خاتمی با صدور اطلاعیه ای، ادعای دروغ رسانه های مخالف اصلاحات مبنی بر دیدار وی با سوروس را تکذیب کرده و اعلام کرده بود كه "خاتمی نه سوروس را می شناسد و نه در داووس با وی دیدار كرده است".
این در حالی است که اگر به سایت سوروس مراجعه و نام خاتمی (khatami) را در قسمت جستجوی سایت جستجو کنید، تنها با يك مطلب روبرو خواهید شد كه آن هم گزارشي است مربوط به يك فوروم كه شخصی به نام افشين مولوی در آن سخن گفته است. به عبارت دیگر مطلب مورد ادعای کیهان اساساً در سایت جورج سوروس وجود ندارد!
از سوی دیگر خبرگزاری تابناک که پس از انتشار این خبر توسط ایرنا پیگیری های خود را برای مشخص شدن صحت و سقم آن آغاز کرده بود، ادعای ایرنا را " غیر واقعی" و "بیشتر به خبری تخیّلی ساخته ذهن خبرنگار این خبرگزاری" دانست.
تابناک می نویسد: « خبرنگار ما در واشنگتن به محض انتشار وسیع این خبر توسط خبرگزاری دولت و چندین خبرگزاری دیگر، با توجه به آثار تخریبی آن در ذهن عموم دوستداران نظام، سعی نمود که صحت و سقم این خبر را از هتل های آمریکا و همچنین متن کامل و تأیید شده سخنرانی آقای جورج سوروس را به دست آورد. اما مشخص شد در عالم واقع هرچند مجموعه هتل های زنجیره ای با این نام در نیویورک وجود دارد اما وجود هتلی با این مشخصات در نیویورک واقعیت ندارد.»
تابناک در ادامه آورده است: « خبرنگار "تابناک" در واشنگتن برای اطمینان هرچه بیشتر از این موضوع با هتلهای یاد شده در نیویورک و همچنین با مدیر هتل "ترامپ" در شیگاگو یعنی آقای "فاستر" تماس گرفت و در مورد جلسه شب یازدهم سپتامبر و سخنرانی آقای سوروس سئوالاتی را مطرح نمود که مدیر هتل از وجود چنین جلسه ای کاملاً اظهار بی اطلاعی نموده و منکر برگزاری جلسه ای با شرکت آقای جورج سوروس در این محل شده است.»