دردسرهای پدر عروس !
==============
«....اینجانب جنابعالی را انسانی خودساخته و مؤمن، دلباخته حضرت صاحب الزمان (عج) و با تعهدی آگاهانه و عمیق به خط نورانی ولایت و مبانی جمهوری اسلامی و خدمتگزاری توانمند و صدیق به ملت الهی و عزیز ایران میشناسم و طبق اصل 124 قانون اساسی به سمت معاون اول رئیسجمهور برمیگزینم.»
این ها جملاتی از متن حکم انتصاب" اسفنديار رحيممشايي" به عنوان معاون اول رئیس جمهور از سوی احمدی نژاد است . انتصابی که دردسرساز گردیده و تنها چند ساعت پس از آنكه وي برخي سمتهاي جديد دولت را ميان حلقه نزديكانش توزيع كرد ، اصولگرایان حامی احمدینژاد را دچار شوک عظیم نمود .
اسفنديار رحيم مشايي در حال حاضر نه تنها معاون و رئيس سازمان ميراث فرهنگي است بلکه در دولت نهم عهده دار رياست مرکز مطالعات جهاني شدن، جانشين رئيس جمهور در شوراي عالي ايرانيان خارج از کشور، عضو شوراي نظارت بر صدا و سيما، عضو شوراي فرهنگي دولت و عضو کميسيون هاي اقتصادي و فرهنگي دولت بود. اگرچه سابقه آشنايي محمود احمدي نژاد با مشايي به 30 سال گذشته بازمي گردد اما نزديکي اين دو در دوره چهارساله رياست جمهوري احمدي نژاد به اوج رسيد تا آنجا که علاوه بر احکام پي درپي رئيس دولت و حمايت هاي علني و غيرعلني اش از وي ، در سال 86 احمدي نژاد به منزل مشايي رفت تا با خواستگاري دختر او براي پسر بزرگش پيوندهاي کاري را با پيوندهاي خانوادگي استحکام بخشد؛ پيوندي که آنچنان محکم است که ظاهراً احمدي نژاد را بر آن داشته است تا پيش از آغاز رسمي دوره جديد رياست جمهوري دهم ، براي منتقدان اين پيام را ارسال کند که گوشش بدهکار هیچ اعتراضي نخواهد بود. اما این تصمیم واکنش های زیادی را در میان حامیان وی برانگیخت تا آنجا که........................

دستگیری تروریست هایی که برای
ترور«کروبی»و«موسوی» آمده بودند
"سایت خبر" نوشت : به گزارش جهان، یک منبع اگاه از دستگیری تیم تروریستی کارکشته که برای ترور موسوی وکروبی به کشور وارد شده بودند خبر داد.
این افراد که در قالب پنج تیم و از طریق مرزهای خوزستان وارد کشور شده بودند قبل از آنکه بتوانند اقدامی مرتکب شوند توسط مأموران امنیتی کشور دستگیر و روانه زندان شدند.
دستگیری این افراد و بازجویی های به عمل آمده نشان داد که پنج تیم که چهار تیم آنان دستگیر و یک تیم از آنان متواری شده است از عوامل منافقین بوده و در اردوگاه اشرف عراق تعلیم دیده بودند. هدف از ورود این افراد به کشور ترور میرحسین موسوی ومهدی کروبی و نسبت دادن آن به نهادهای انقلاب بود که با اطلاع به موقع دستگیر و از خرابکاری آنان جلوگیری به عمل آمد.
گفتنی است که در آخرین روزهای مانده تا 22خرداد برخی گروهک های ضدانقلاب قصد داشتند با کار گذاشتن بمبی در هواپیمای حامل سید محمد خاتمی همین سناریو را پیاده کنند که با دخالت نیروهای حفاظت پرواز این نقشه نیز ناکام ماند.

عید مبعث پیامبر گرامی اسلام مبارک باد

===========================
حجت الاسلام «علی عسگری » نماینده مردم مشهد در مجلس هفتم و نماینده مرکز مطالعات استراتژیک در مجلس شورای اسلامی ، در آستانه برگزاری نماز جمعه به امامت آقای هاشمی رفسنجانی ، مطلبی با عنوان " تریبونی برای همه جناح ها " نگاشته که عیناً در ذیل می آید :
از زمانی که انقلاب اسلامی پیروز شد و پایههای نظام اسلامی استوار گردید نماز جمعه به عنوان یک اصل فراموش شده، بار دیگر برگزار شد و اولین نماز جمعه انقلاب اسلامی، باشکوهی وصف ناشدنی توسط «ابوذر زمان» اقامه گردید به گونهای که در آن زمان، جمع کثیری از آحاد ملت در آن صفوف جداییناپذیر حاضر شدند؛ چراکه مردم تریبون نماز جمعه را متعلق به خود میدانستند و آن را تبلوری از تفکرات خود می کردند و این رویه تا مدتها ادامه داشت تا اینکه متأسفانه در برخی از شهرستانها، ائمه جمعه خود را در حد یک جناح و باند سیاسی تنزل دادند و گرایشهای سلیقهای خویش را از طریق تریبون نماز جمعه مطرح کردند به گونهای که جاذبه در حد عالی و دافعه در حد ضرورت را مورد غفلت قرار دادند و این رویکرد سبب شد که هر روز از جمعیت نماز جمعه کاسته شود به ترتیبی که هرگز نمیتوان این جمعیت اندک را با سیل انبوه نمازگزاران ابتدای انقلاب مقایسه کرد.
البته این موضعگیریهای سیاسی توسط ائمه جمعه به شهرستاها خلاصه نشد، گو اینکه این روند در مراکز استانها نیز تکرار شد و در آستانه برگزاری انتخابات شدت بیشتری پیدا کرد به ترتیبی که بسیاری از چهرههای نظام مورد تخریب قرار گرفتند و بسیاری از ائمه جمعه به نفع یک کاندیدا وارد میدان شدند و مجموعه این عوامل سبب شد که شکوه حضور 40 میلیونی مردم پای صندوقهای رأی به فراموشی سپرده شود و کسی از آن شایستگی تجلیل نکند به خصوص اینکه پس از انتخابات حوادثی رخ داد و موضعگیریهایی از تریبون نمازجمعه بیان شد که «حماسه ملت» فراموش گردید.
به هر حال برای برون رفت از معضل ایجاد شده در کشور، ضروری است که ائمه جمعه راهکارهای جدیدی را جستوجو کنند و بیش از پیش، نیازهای جامعه را مدنظر قرار دهند و مسائل سیاسی و اجتماعی را دقیقتر و موشکافانهتر تحلیل کنند نه اینکه برداشت سطحی و عوامانه از مسائل روز کشور داشته باشند و آن را از تریبون نماز جمعه به مردم منتقل کنند.
از سوی دیگر حضور شخصیتهای برجسته نظام موجب خواهد شد که گرایشهای مختلف سیاسی در نماز جمعه شرکت کنند، چراکه مردم بار دیگر حس خواهند کرد که تریبون نماز جمعه متعلق به همه آنهاست و دیگر این تریبون و صفوف به هم پیوسته به افرادی خاص خلاصه نمیشود به ترتیبی که حضور آیتالله هاشمی رفسنجانی به عنوان رکن نظام جمهوری اسلامی و سایر شخصیتهای برجسته کشوری موجب میشود که مردم از شرکت در نماز جمعه استقبال کنند و آنگاه نماز جمعه تجسم عینی وحدت خواهد شد و این وحدت زمانی محقق خواهد گردید که تریبون نماز جمعه جایگاهی برای اهانت به بزرگان کشور و افراطیگری سیاسی نشود و اگر این اقدام از طریق تریبون نماز جمعه صورت گیرد، دیگر نمیتوان از نماز جمعه به عنوان نمادی از وحدت نام برد؛ چراکه افراد با سابقه انقلابی آن را نماد اهانت ارزیابی میکنند و به همین دلیل در صفوف آن حاضر نمیشوند.

آیا رئیس جمهور خبر دارد ؟
"سایت الف" وابسته به "احمد توکلی" نامه یک خواننده خودرا که منتسب به فرماندار "فیروزآباد "یکی از شهرهای استان فارس می باشد ، منتشر کرد.
این مطلب بدون هیچ کم و کاستی در ذیل می آید:
چندی پیش ایمیلی به دستم رسید که حاوی تصویری از یک نامه بود (پیوست را ببینید). در این نامه (اگر واقعی باشد) یکی از فرمانداران در آستانه انتخابات رسماً از استاندار فارس درخواست می کند بخشی از هزینه اعزام مستقبلین رییس جمهور توسط استانداری فارس پرداخت شود. نکته ای که در اینجا مطرح است آن است که سفر آقای احمدی نژاد به استان فارس در فاصله یک ماه به انتخابات، به طور دقیق یک سفر انتخاباتی (کمپین) محسوب می شود و در نتیجه، پرداخت هزینه استقبال کنندگان ایشان از بیت المال، سوء استفاده از امکانات دولتی در جریان انتخابات محسوب می گردد.
بنده در حال حاضر در آلمان مشغول به تحصیل هستم و ان شاء الله قصد بازگشت دارم. در انتخابات هم به دکتر احمدی نژاد رأی دادهام. اما وجود چنین مسائلی، که هیچ گاه به طور رسمی جوابی به آنها داده نشده، در ذهن من سنگینی زیادی ایجاد می کند و خواهش می کنم بی طرفانه این مساله را پیگیری کنید:
یک- آیا این نامه اصالت دارد یا جعلی است؟ و اگر اصالت دارد، آیا چنین هزینه ای "استفاده از امکانات دولتی در تبلیغات" محسوب نمیشود؟
دو- در صورتی که این نامه اصالت دارد، آیا فرمانداری فیروزآباد در جریان کمپین آقای احمدی نژاد، از بیت المال در این مورد هزینه کرده یا خیر؟
سه- آیا استانداری فارس هم در جواب این درخواست در این زمینه هزینه کرده یا خیر؟
چهار- آیا چنین هزینه هایی به صورت رویه در همه شهرستانهای کشور انجام می شود؟
پنج- آیا رییس جمهور هم از این هزینه ها مطلع است؟
شش- آیا چنین هزینه هایی در دولت های قبلی هم مسبوق به سابقه بوده؟
اگر واقعاً اصول گرا و عدالت خواه هستید قضیه را پیگیری و روشن کنید و تا پیگرد قانونی متخلفین احتمالی از این موضوع دست نکشید. الان دیگر تب و تاب انتخابات دارد فروکش می کند و همه باید به هم کمک کنیم دولت اصولگرای ما هیچ نوع لکه ننگ و نقطه ابهامی در کارنامه اش نداشته باشد. ان شاء الله موفق باشید.

خون های بی رنگ !
=============
ماجراي سرکوب خونين ايالت "سين کيانگ" چين که تا کنون 1۸۴ کشته و افزون بر هزار زخمی برجای گذاشته از آنجا آغاز شد که جمعيتي 200 نفره از چيني تبارهاي "هان" در شهر "ارومچي" عليه "اويغورها" که مسلمان هستند راهپيمايي کردند. اين راهپيمايي اعتراض اويغورها را برانگيخت که خواستار رعايت عدالت در مورد دو تن از مسلمانان بودند که در زندان به سر مي برند. البته آثاري از درگيري، هفته هاي پیش بروز کرده بود و باعث شده بود نيروهاي امنيتي از برگزاري نماز جمعه در چند شهر جلوگيري کنند. وقتي جمعيت مسلمانان معترض در شهر "ارومچي" به راه افتاد و نيروهاي امنيتي نيز با گلوله به سرکوب تظاهرکنندگان پرداختند، معلوم بود اويغورها مطالبات برآورده نشده و احساسات سرکوب شده يي داشتند که در این ایام بروز کرد.
مسلمانان اويغور حدود 40 درصد جمعيت استان "سين کيانگ" را تشکيل مي دهند و شهر "ارومچي" مرکز اين استان در وسط جاده ابريشم به سوي شرق قرار داشته است. قرار داشتن بر سر راه جاده ابريشم و نيز احاطه شدن اين استان از سوي کشورهاي مسلمان، فرهنگ و هويت خاصي را در منطقه جا انداخته است که در سابقه تاريخي چيني ها نهفته است.اما اينکه چرا نظام حزب کمونيست به اين سرعت سرکوب خونين را پيشه کرد موضوع قابل توجهي است. کشور چين که قرار است در عرصه جهانی از آمريکا پيشي بگيرد و به لحاظ اقتصادي به مرتبه يي برسد که هيچ ملتي در تاريخ بشر به آن دست نيافته است گویا در بعضي از جهات اجتماعي و سياسي هنوز در عصر حجر به سر مي برد و به قولي براي باز و بسته کردن هر پيچي هنوز به پُتک متوسل مي شود.

آقای احمدی نژاد در شبکه یک سیما
انتقاد و روحيه انتقادکردن، رمز پيشرفت يک ملت است
=========================
« بايد اينجا يک نکته اي را من به آن توجه بدهم. بعضي ها ميگويند 13 - 14 ميليون نفر از مردم ايران منتقدند؛ مگر آن 25 ميليون نفر منتقد نيستند ؟ به عقيده من 40 ميليون نفر منتقدند و اصلاً من خودم خط مقدم انتقادم . اصلاً موضع من موضع انتقادي بود. طي اين چهار سال بيشترين فشارهايي که به من وارد شد به سبب انتقادهايي بود که به برخي رفتارها و نابساماني ها و ساختارهاي غلط مي کردم.
انتقاد و روحيه انتقادکردن رمز پيشرفت يک ملت است. مگر ميشود ملتي به وضع موجود خود راضي باشد و پيشرفت و کمال پيدا کند؟ خب، بايد از وضع موجود ناراضي باشيم تا بتوانيم به قله هاي بالاتر دسترسي پيدا کنيم. مي گويند 13 ميليون تغيير مي خواهند. من مي گويم نخير 40 ميليون تغيير مي خواهند. بنده خودم نماد تغييرم؛ تغيير اساسي در رفتارها و ساختارها. اما 40 ميليون نفر و يک ملت اين کشور و اين نظام و اين انقلاب را ازآن خود مي دانند. آنها هستند که استقلال را برپا کردند. ملت هست که نظام جمهوري اسلامي را برپا کرده و از آن دفاع مي کند. حضور 40 ميليون نفر در انتخابات نماد اين انديشه و استدلال است . مردم همه کشورشان را دوست دارند ، انقلابشان را دوست دارند، نظامشان را دوست دارند اما مي خواهند اصلاح کنند، پيشرفت کنند و به کمال برسند. و بنده جزو منتقدين هستم. همه 40 ميليون رأي دهنده عزيز هستند. همه دنبال عزت ايران هستند. همه دنبال آباداني ايران هستند. همه دنبال تعالي اين سرزمين هستند. همه دنبال برادري هستند. همه دنبال ارتقاي جايگاه ايران در سطح جهان هستند. هر کسي با هر نگاه، سليقه و هر ذهنيتي متعلق به يک خانواده هستيم و بايد دست به دست هم ايران را بسازيم. به عنوان يک اصل مهم بايد توجه داشته باشيم که احترام، کرامت آحاد مردم، دوستي، فداکاري و عدالت، تنظيم کننده روابط ميان آحاد مردم است.و نه چيز ديگر. »
سه سخن شنیدنی !
***************************
1- احمدينژاد: "پدرم اجازه نميداد کسي پشت سر ديگري حرفي بزند."
در سالروز ميلاد حضرت علي ابن ابيطالب (ع) محمود احمدينژاد در مصاحبه تلفني با راديو ايران در پاسخ به اين سؤال که چه ويژگي را از پدرتان ياد گرفتهايد و آن را در حکومت به کار بردهايد؟ گفت: « هيچگاه پدرم اجازه نميداد کسي پشت سر ديگري حرفي بزند.»
-----------------------------------------------------------------
2- احمدينژاد : « در این 30 سال کارهای مهمی صورت گرفته است .»
محمود احمدينژاد در مراسم گرامیداشت روز صنعت و معدن گفت: « دو مقطع سازندگی در زمان هخامنشیان و ساسانیان و یک مقطع هم در زمان صفویان در ایران داشته ایم اما در این 30 سال کارهایی صورت گرفته است که قابل قیاس با هیچ کدام از آن مقاطع نیست. در مقاطعی که به آنها اشاره کردم در تاریخ ایران کارهای بسیاری صورت گرفت و در آن زمان به نوعی ایران حرف اصلی را می زد، اما در این سی سال کارهای انجام شده قابل مقایسه با آن مقاطع درخشان نیست و بسیار گسترده تر است.»
گفتنی است اظهارات احمدی نژاد در توضیح دستاوردهای 30سال اخیر از موارد استثنایی است .
----------------------------------------------------------------
3- عصبانيت وزير صنایع از سؤالات مجري تلويزيون:
در برنامه "نگاه يك" كه بهصورت زنده از شبكه اول سيما پخش مي شد، زماني كه "علياكبر محرابيان" از كيفيت و قيمت مناسب خودروهاي توليد داخل و رقابت آنها در عرصه جهاني صحبت كرد و گفت « ما به اتحاديه اروپا هم خودرو ميفروشيم.» مجری برنامه سؤالات صريحي از وزير صنايع پرسيد. مجري برنامه با عنوان كردن اين كه ماه قبل در "سنگال" بوده و ديـده كـه كارخانه راهاندازي شده ايران خودرو با عدماستقبال مشتريان مواجه شده و باوجود ارائه تخفيف، تنها دولت سنگال خريدار خودروها براي تاكسي است، و اظهار كرد: « در سوريه هم قيمت خودروهاي ايراني بسيار كمتر از داخل كشور است و چرا يك ايراني بايد نسبت به يك خارجي براي خودرو توليد داخل، دو برابر پول پرداخت كند و حتي در يكي از موارد، يكي از كارمندان دولت كه در سوريه مأموريت داشته، در بازگشت براي استفاده از مجوز ورود خودرو، پژو پارس را به قيمت 7ميليون تومان از سوريه خريداري كرده و در ايران به قيمت 16 ميليون فروخته است.» محرابيان كه از نحوه طرح سؤالات مجري برنامه عصبي به نظر ميرسيد، سعي درتوجيه عملكرد خود مي كرد و آن را دفاع از صنعت داخلي اعلام مي كرد كه مجري برنامه با اظهار اين كه مواضعتان دفاع از صنعت است يا دفاع از خودتان، گفت: « حتي نبايد به نام دفاع از صنعت، مردم را قرباني كرد.»
نظر امام خمینی (ره) درباره شورای نگهبان
=========================
این روزها و به دنبال حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم ، انتقادات و حملاتی متوجه برخی از اعضای شورای نگهبان به اتهام عدم بیطرفی در این انتخابات می گردد و در مقابل، برخی افراد و جراید و نیز صدا و سیما در تأیید شورای نگهبان ، سخنانی را از سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران یادآوری می نمایند . در اینجا دو نوع موضع متفاوت امام خمینی(س) در دفاع و نقد عملکرد شورای نگهبان و اعضای آن ذکر می گردد که هرکدام در مقطع خاصی بیان شده است.
------------------------------------------------------------------
1- «...چنانچه مشاهده مي شود پس از انتخابات مرحله اول از دوره دوم مجلس شوراي اسلامي ، افرادي که نظریه شوراي محترم نگهبان در ابطال يا تأييد بعضي حوزه ها موافق ميل شان نبوده است دست به شايعه افکني زده و اعضاي محترم شوراي نگهبان - ايدهم الله تعالي - را که حافظ مصالح اسلام و مسلمين هستند، تضعيف و يا خداي ناکرده توهين مي نمايند و به پخش اعلاميه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده اند غافل از آنکه پيامد چنين اعمال و جوسازي ها آن هم در دوره دوم مجلس و نگذشتن سالي چند ازانقلاب چه خواهد بود. اميد است چنين اعمال ، بي توجه به نتايج ناروا و اسف بار آن باشد.
معلوم نيست در صدر مشروطيت در دوره اول با فقهاي ناظر به قوانين اين نحو عمل شده باشد. در آن زمان به تدريج فقها را از مجلس بيرون راندند و به سر اين ملت آن آوردند که ديديم .
من به اين آقايان هشدار مي دهم که تضعيف و توهين به فقهاي شوراي نگهبان امري خطرناک براي کشور و اسلام است .هميشه انحرافات به تدريج در يک رژيم واردمي شود و در آخر، رژيمي را ساقط مي نمايد. لازم است همه به طور اکيد به مصالح اسلام و مسلمين توجه کنيم و به قوانين ، هر چند مخالف نظر و سليقه شخصي مان باشد احترام بگذاريم و به اين جمهوري نوپا که مورد هجوم قدرت ها و ابرقدرت هاست وفادار باشيم.»
(صحيفه امام ج17ص431)
------------------------------------------------------------------
۲- « شوراي محترم نگهبان ، که حافظ احکام مقدس اسلام و قانون اساسي هستند، مورد تأييد اينجانب مي باشند. و وظيفه آنان بسيار مقدس و مهم است . و بايد با قاطعيت به وظايف خود عمل نمايند. البته توجه به اهميت حفظ نظام جمهوري دارند که با آن هيچ حکم و امري مزاحمت نمي کند و براي حفظ آن از هيچ کوششي نبايد مضايقه کرد ومعلوم است آقايان با تعهدي که دارند تحت تأثير هيچ جوي واقع نمي شوند. ان شاءالله مؤيد باشند.»
(صحيفه امام ج19ص155)
-------------------------------------------------------------------
۳- در یک نامه دیگر هم امام خمینی ، اعضای محترم شورای نگهبان را از ورود به مسائل و درگیری های جناحی و سیاسی شدیداً بر حذر داشتند و آن را موجب وهن این نهاد قانونی به شمار آورده و می فرمایند:
« بسمه تعالی
حضرات فقهای محترم شورای نگهبان – دامت افاضاتهم
با سلام و آرزوی موفقیت برای شما و تمامی آنانی که قلبشان برای پیروی اسلام میتپد.گاهی دیده میشود که بعضی از آقایان محترم در مسائلی وارد میشوند که موجب وهن شورای نگهبان است. فقهای محترم باید توجه داشته باشند که نباید در مسائلی که مورد درگیری هست، وارد شوند. از باب مثال در شأن شورای نگهبان و حتی خود حضرت آقای خزعلی نیست که به افراد مختلف تندی کند. اینکه دیگر روشن است که روی منبر و یا هر کجا حرام است به مسلمانی نسبت کمونیستی داد. بر فرض که ایشان بگوید من نسبت ندادم ولی این را که معترفند که گفته اند: میگویند "آقای سلامتی" کمونیست است. آیا این توهین و گناه بزرگ از شخصی که عضو شورای نگهبان است، آن هم به مسلمانی که نماینده مردم تهران است، شرعاً چه صورتی دارد. مادامی که شما اینگونه عمل میکنید، باز هم توقع دارید جوانان انقلابی تند احترام شما را بگیرند.
آیا شخصی که می آید نزد فقهای شورای نگهبان و می گوید: اگر گناهی هم کردهام توبه میکنم، راه درستی را رفته است یا کسی که روی منبر این توبه را به عنوان ضعف یک نماینده نقل میکند؟ بحث بر سر خوبی و بدی نمایندگان و سایر افراد نیست، بحث بر سر راه گناه و کج رفتن است. همه باید توجه کنیم که آلت دست بازیگران سیاسی نشویم. باید سعی شود آقایان به عنوان منبری پرخاشگری که تا این مرحله حاضر است پیش رود معرفی نشوند.
شما نگویید آنها به ما بد می گویند و ما با این صحبتها جواب آنها را می دهیم. آنها که به شما بد میگویند، پست مقدس شورای نگهبان را ندارند. شما در مکانی نشستهاید که باید خیلی از مسائل را با سکوت و وزانت خویش حل کنید. حواستان را جمع کنید که نکند یکمرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیهایها همه چیزتان را نابود کردهاند. من به شما آقایان علاقه مندم ولی لازم میدانم گاهی که مسئله ای را می بینم تذکر دهم . والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته . روح الله الموسوی الخمینی»
( صحیفه امام، بخش ضمیمه ، ص 579)

میرحسین موسوي حزب تأسيس ميكند
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ميرحسين موسوي تصميم گرفته است كه براي ادامه فعاليت سياسي خود، يك حزب سياسي فراگير تأسيس كند. او در آخرين بيانيه خود خبر داد كه «گروهي از نخبگان بر سر آنند كه گردهم آيند و با تشكيل جمعيتي قانوني صيانت از حقوق مردم را پيگيري كنند... اينجانب نيز به اين جمع ميپيوندم.»
به اين ترتيب ميرحسين موسوي در دومين گام سياسي خود، تصميم دارد بار ديگر فعاليت حزبي خود را براي ارتباط ارگانيك با مردم و هواداران ميليوني خود آغاز كند. ميرحسين موسوي که هم سابقه فعاليت در حزب جمهوري اسلامي دارد و هم سردبيري "روزنامه جمهوري اسلامي"، ارگان اين حزب را برعهده داشته است، اکنون به دنبال وقايع انتخابات و حوادث پس از آن، تصميم دارد، پاي مردمي كه به او رأي دادهاند بايستد به همين منظور او تلاش خود را معطوف به تشكيل يك حزب سياسي نموده كه از هماكنون برخي مطالبات آن نيز مشخص است.
حزب ميرحسين موسوي كه هنوز نامي براي آن مشخص نشده است، تصميم دارد در اين مرحله «اجراي اصول معطلمانده قانون اساسي» را در دستور كار خود قرار دهد. اگرچه ميرحسين موسوي تاكنون فقط وعده تشكيل حزب سياسي – مردمي خود را داده و هيچگونه توضيحي درباره اعضاي آن نداده اما ميتوان حدس زد كه چه كساني ميتوانند به اين حزب بپيوندند. موسوي در طول مناظرههاي تبليغاتي خود بارها از حلقهاي نام برد كه اطراف او را گرفته و آنها نهتنها «پاك» هستند، بلكه افراد معتمدي هستند كه هيچگونه مشكل مالي – سياسي نداشتهاند. محمدرضا حسينيبهشتي، عليرضا حسينيبهشتي، بيژن نامدارزنگنه، ابوالفضل فاتح، قربان بهزادياننژاد، علي عربمازار از جمله كساني هستند كه در انتخابات رياستجمهوري دوره دهم گرد ميرحسين موسوي جمع شدند و حلقه اول ياران او را تشكيل دادند.
با اين حال اگر حزب ميرحسين موسوي كه احتمالاً با نماد سبزرنگ فعاليت خواهد كرد، تشكيل شود، منحصر به اين افراد نخواهد ماند. طبيعتاً برخي از اعضاي احزاب ديگر كه در انتخابات اخير تمامقد از ميرحسين دفاع و حمايت كردند ممكن است از حزب خود جدا شده و به حزب سبز ميرحسين موسوي جذب شوند. البته در این راه، ممكن است ميرحسين موسوي و اطرافيان او ترجيح دهند كه «جمعيت توحيد و تعاون» را كه چندين سال است فعاليت ميكند، تا سطح يك حزب سياسي ارتقا دهند .
البته در اين ميان، مخالفان ميرحسين موسوي تلاش ميكنند كه او نتواند به اهداف خود برسد. روزنامه كيهان كه برخي از اعضاي آن عضو دولت محمود احمدينژاد شدند و از رانتهاي دولتي برخوردار است، تأسيس حزب توسط ميرحسين موسوي را به «ستون پنجم» تعبير كرد كه قرار است از «آتش زير خاكستر» استفاده كند.
حسین شریعتمداری که از هرگونه تهمت و افترا به اصلاح طلبان دریغ نمی ورزد، بيانيه آخر موسوي را يك «پروژه ديكته شده از سوي آمريكاييها» قلمداد كرده و تأسيس حزب موسوي را قانوني نميداند و ميگويد: «حزبي كه آقاي موسوي در بيانيه اخير خود از تلاش براي تأسيس آن خبر داده است، نميتواند قانوني باشد. »
ديگر فرزندي به نام مهدي ندارم
احمد خورشيدي
بيش از يك ماه مانده به انتخابات رياستجمهوري، احمد خورشيدي آزاد، دبير كل جمعيت خدمتگزاران انقلاباسلامي و پدر "مهدي خورشيدي" (داماد احمدينژاد) در گفتوگويي با روزنامه اعتمادملي به انتقاد از آنچه پس از انتخابات 84 رخ داد پرداخت و به صراحت اعلام كرد كه در دهمين دوره انتخابات رياستجمهوري به محسن رضايي رأي خواهد داد. يك روز پس از انتشار اين مصاحبه، مهدي خورشيدي در گفتوگويي با خبرگزاري فارس ادعاهاي پدر خود را ناشي از تحريك ديگران عنوان كرد و گفت: « اينكه برخيها بخواهند از شكافهاي كاذب بهوجود آمده در مجموعه نزديكان دولت استفاده ابزاري كنند، كاري غرضورزانه است».
احمد خورشيدي در آن زمان ترجيح داد كه پاسخي به ادعاهاي پسرش ندهد اما اكنون و پس از گذشت 22 روز از برگزاري انتخابات با ارسال جوابيهاي به روزنامه اعتماد ملي در خصوص اظهارات خود و پسرش توضيحاتي را ارائه كرد. پدر داماد احمدينژاد در اين جوابيه آورده است:
« بنده در جريان انتخابات دهمين دوره رياستجمهوري طي مصاحبهاي كه خبرنگار محترم روزنامه اعتمادملي انجام داد به عنوان يك شهروند اعلام داشتم كه به آقاي احمدينژاد رأي نخواهم داد اما متأسفانه روز بعد در همين نشريه از قول فرزندم مهدي خورشيدي كه داماد احمدينژاد است اعلام شد كه «اظهارات پدرم، اظهار نظرهاي شخصي است و با تحريك ديگران انجام شده است». اما بنده مدت يك ماه صبر كردم تا حواشي انتخاباتي تمام شود و هماكنون وظيفه خود ميدانم مطالبي را اعلام كنم:
1 - اين اولين بار نيست كه آقايان از هر وسيلهاي عليه منتقدان خود سوءاستفاده ميكنند و در طول چهار سال گذشته انواع و اقسام ترور شخصيت عليه شخص حقير انجام گرفته كه اگر اينگونه حركات تكرار شود، با سند و مدرك به اطلاع مردم نجيب خواهم رساند تا بدانند با يك جانباز و مجروحي كه زير اكسيژن زنده مانده، اين حضرات چه ميكنند.
2 - بنده از فرزندم "مهدي خورشيدي آزاد" اعلام برائت مينمايم و فرزندي به نام مهدي ندارم.
3 - از آقاي احمدينژاد حقيقتاً متشكرم كه فرزندي با ادب و متدين تحويل ايشان دادم اما كسي را تحويل من داد كه از هيچ اتهامي حتي عليه پدرش خودداري نمينمايد و اين اقدام خيلي سخت و دردآور را انجام دادم تا فرزندان اين آب و خاك بدانند اسلام براي والدين احترام زيادي قائل است و اگر كسي آق والدين شد بايد به خدا پناه ببرد.
4 - به كساني كه از آبروريزي مردم لذت ميبرند توصيه ميكنم دست از شيطنت بردارند. شما كه نميدانيد شهيد دادن و دردمند بودن و تير و تركش خوردن يعني چه و روي خوان سفرهاي نشستهايد كه حاصل خونهاي ما و برادرانمان است. حداقل حرمت آنها را نگه داريد.
(منبع: روزنامه اعتمادملی۱۴تیر)

زاد روز "پدر امّت" مبارک باد
***************************
زاد روز ولادت باسعادت مولاي متقيان حضرت علي(ع) و روز پدر مبارك باد .
علی (ع) کسی است که پيامبر(ص) در عظمت مقام او فرمود: «اَنا و علي ابوا هذه الاُمّه.» من و علي پدران اين امت هستيم.
علی (ع) کسی است که حاصل 30 سال زندگي او پس از پيامبر، در احترام به حدود الهي و مردم خلاصه ميشود. 25 سال براي حفظ اسلام و پاسداشت احترام به رأي مردم خانهنشين بود. در طول حكومتش هرگز به همزيستي با ناحق و فاسد تن نداد، اما بارها رأي مردم را بر نظر خود ترجيح داد و از آن تمكين كرد كه ماجراي حكميت يكي از اين موارد است.
راه علي(ع) راهبرد حق است.
جهان را به آهن نشایدش بستن
(((((((((((((((())))))))))))))))
هزار سال پیش ناصر خسرو سروده است:
جهان را به آهن نشایدش بستن
به زنجیر حکمت ببند این جهان را
قانون اساسی ما، برای نشان دادن حضور و رأی مردم، فرصتها و امکاناتی را برای آنان پيشبيني کرده است که یک شکل مهم آن "راهپیمایی" است. نباید اینگونه باشد که هر وقت حاکمیت از مردم دعوت کند که به صحنه بیایند، و آنها هم این دعوت را بپپذیرند،تنها در آن صورت، این مردم ، عزیز، شریف و حماسه سازند اما اگر روز دیگری همین مردم بر اساس قانون با جمعیتی افزونتر و بدون سازماندهی حکومتی و ترغیب صداوسیما، به صحنه آمدند، خس و خاشاک و اراذلاند و باید آنان را از صحنه حذف کرد. شاید به دلیل همین برخوردها و رفتارهاست که "آیت الله مکارم شیرازی" وضعیت جامعه پس از انتخابات را چنان ارزیابی می کنند که موضوع « آشتی ملی » را نمودند .
حجت الاسلام محسن دعاگو، امام جمعه شمیرانات ، عضوشوراي سياستگذاري ائمه جمعه و عضو ارشد جامعه روحانيت مبارز در گفتگو با ایلنا درباره الزامات آشتی ملی در جامعه با بیان اینکه پیش نیاز آشتی ملی "اقناع ملی" است، می گوید: «اقناع ملی باید با گفتوگو، اندیشه سازی و خردورزي طرفين اختلافاتی که بعد از انتخابات بهوجود آمد شکل بگیرد تا در نتیجه به یک تفاهم ملی برسند. پس از اقناع ملی میتوان به تفاهم ملی رسید که البته لازمه تفاهم ملی، اندیشهسازی و گریز از مسائل غیرمنطقی است و اگر تفاهم ملی شکل بگیرد آشتی ملی پدید میآید.دلجویی از افرادی که در موسم انتخابات اتهاماتی به آنها زده شد یک ضرورت اجتناب ناپذیر است اما به عقیده من باید یک بار هم که شده در نظام ایران مسائلي را که به یکدیگر نسبت دادهاند، در دستگاه قضایی بررسی كنند تا برخی شائبهها برطرف گردد آن زمان است که میتوان به آشتی ملی دست یافت.»
"عماد افروغ" هم در مصاحبه با" ایلنا" با اشاره به طرح موضوع آشتی ملی گفت: « وقتی بحث آشتی ملی مطرح میشود، حکایت از این میکند که در جامعه اتفاقی افتاده و اگر نگوییم خصومت ملی، قهر و شکاف ملی ایجاد شده است.» افروغ همچنین می گوید: « من به یک طرف توصیه نمیکنم، ولی همیشه از یک طرف توقع بیشتر و انتظار پاسخگویی بیشتری وجود دارد و آنچه به اصحاب قدرت باید گفت، این است که باید به تخلفات انتخاباتی رسیدگی بیشتری میشد و ما نمیتوانیم با جمهوری اسلامی و قانون اساسی برخورد "صوری" داشته باشیم. »
درد دل فرزند شهید بهشتی با پدرش
*******************************
پارلماننیوز: به مناسبت بیست و هشتمین سالگرد شهادت دكتر بهشتی، "سیدعلیرضا بهشتی" فرزند وی، در نوشتاری خطاب به پدر، دردلهای خود را با او در میان گذاشت:
چرا هربار که هفتم تیر می رسد سفره دل گرفته ام را نزد تو می گسترم؟ شاید چون سایه تو را همچنان بر سرم گسترده می بینم. شاید هم که چون نمی گذارند صدایم شنیده شود، بدنبال چاهی می گردم تا آهی برکشم. شاید هم که برباد رفتن میراث توست که اینچنین آتشم می زند و داغ دیرینه را تازه می کند.
پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دل ها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخ های دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دل هایی که سال ها با انگشتان کلیشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوری هایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینه تو دوختند و به رغم همه اما و اگرها و جوسازی ها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟
اما پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطه اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانه حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق ....خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خونشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خورده انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.
یاد روزهای سختی می افتم که در مقابل هجمه ناجوانمردانه زبان های پلشت سکوت کردی و افتراها و دشنام ها را از دوستان دیروز و دشمنان آن روز و امروز صبورانه شنیدی و دم فروبستی. تو قربانی التقاط و تحجر شدی: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعه هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمی تابد و تجلی سبز آن را تحمل نمی کند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات می کند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده می شوی. بگذار که این بار سخنم را با شعری از شفیعی کدکنی به پایان برسانم:
تو در نماز عشق چه خواندی که سالهاست
بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
از مرده ات هنوز پرهیز می کنند
......
خاکستر تو را
باد سحرگهان
هرجا که برد
مردی زخاک رویید
سيدعليرضا حسينى بهشتى - هفتم تيرماه 1388
( این مطلب در حیات نو ، سایت نواندیش، سایت امروز ، روزنامه اعتمادملی و ........نیز درج گردیده است)
هم بیاعتبار ،هم خلاف قانون
آیا ترکیب اعضای"هیئت ویژه بازرسی" مناسب است ؟
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
بمنظور پایان بخشیدن به تنشهایی که پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در بخشهایی از کشور و بخصوص تهران بوجود آمد، "عباسعلی کدخدایی" سخنگوی شورای نگهبان، از تصمیم آن شورا برای تشکیل یک "هیئت ویژه بازرسی و رسیدگی به شکایات معترضین انتخابات" خبر داد.
براساس گزارش وی ،اعضای این هیئت ویژه عبارتند از: آقایان "گودرز افتخارجهرمی"، "محمد حسن ابوترابیفرد"، "قربانعلی دری نجف آبادی"، "غلامعلی حدادعادل"، "علی اکبر ولایتی" و "محمد حسن رحیمیان" که به اتفاق نمایندگان کاندیداها به بررسی شکایات مربوط به انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری میپردازند.
به دنبال اعلام این تصمیم، "محسن رضایی" در نامه ای به دبیر شورای نگهبان، ضمن تشکر از تشکیل هیئت ویژه رسیدگی به شکایات انتخاباتی گفت : « هرچند اعلام آن دیرهنگام بود ولی اقدامی پسندیده است که این جانب از آن استقبال کرده و نماینده خود را مشروط به حضور دیگران در آن شرکت می دهم....... امید است، حضرت حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای کروبی و جناب آقای مهندس موسوی نیز با مشارکت و معرفی نماینده خود به هیأت ویژه در جهت رفع ابهامات و شبهات انتخابات و ایفای حقوق ملت، فرصت بوجود آمده را مغتنم شمارند، چرا که پیگیری فردی هرچند که ممکن است برای احقاق حقوق فردی مؤثر باشد اما نمیتواند جامعیت لازم جهت ایفای حقوق همه ملت را در بر داشته باشد و به همین دلیل بود که اینجانب از پیگیری شکایات قبلی صرف نظر کرده بودم.»
اما ترکیب شش نفره این هیئت ، واکنش هایی را بدنبال داشت .
"تابش" نماينده اردكان و دبير كل فراكسيون خط امام (ره) در مجلس می گوید : « با توجه به موضعگيريهاي اين آقايان در ايام انتخابات، كفه اين هيأت به سوي رئيسجمهور سنگينتر است..... چنانچه هيأت ويژه شوراي نگهبان به بررسي تمامي وجوه انتخابات رياستجمهوري دهم، اعم از مسائل پيش از اين انتخابات، آنچه كه در حين انتخابات رخ داده و مجموعه مسائلي كه پس از آن به وجود آمده است؛ بپردازد و تركيب آن به گونهاي انتخاب ميشد كه افكار عمومي از آن برداشتي يك طرفه نميكرد، مطلوبتر بود.»
"بهروزی" دبيركل جامعه زينب نیز با استقبال از تشكيل هيأت ويژه شوراي نگهبان براي رسيدگي به شكايات كانديداهاي معترض به نتيجه انتخابات رياست جمهوري، گفت: « با توجه به مصاحبه و موضعگيري صريح برخي اعضاي هيأت ويژه، مانند حدادعادل عليه موسوي و حمايت ولايتي از احمدينژاد، تركيب اين هيأت بيطرف نيست و در مجموع يكطرفه انتخاب شدهاند ولی آقاي ولايتي كسي نيست كه حق را ضايع كند. برخي از اين افراد عضو مجمع تشخبص مصلحت هستند و تركيب در مجموع بسيار خوب است.»
"موسوی تبریزی" دبير مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم هم گفت : « معتقدم در اين هيأت بايد افراد بيطرف و آشنا با مباحث حقوقي و قانوني حضور داشته باشند، در حالي كه برخي از افراد معيّن شده براي اين هيأت، داراي اين خصوصيات نيستند...... برخي افراد معرفي شده جهت حضور در اين شورا مناسب هستند، اما بعضي ديگر مانند حداد عادل كه در تلويزيون به نفع يكي از نامزدان سخنان ناعادلانهاي گفت، داراي مشخصه بيطرفي نيستند، اين افراد ميخواهند داوري كنند، در حالي كه يك قاضي نبايد قبلا طرف كسي را گرفته باشد.»
"علی مطهری" نماینده تهران در مجلس هم اقدام شورای نگهبان برای تشکیل هیأت ویژه بررسی اعتراض نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری دهم را یک گام مثبت ارزیابی کرد و در خصوص ترکیب اعضای این هیأت گفت: « بهتر بود در میان اعضای این هیأت، یک نفر از اصلاحطلبان معتدل همچون آقایان محمدرضا خباز و یا مسعود پزشکیان که از جمله نمایندگان مجلس هستند نیز گنجانده میشد. »
وی در واکنش به انتقاداتی در خصوص گرایش برخی اعضای این هیأت به محمود احمدینژاد به عنوان یکی از کاندیداهای انتخابات گذشته، خاطرنشان کرد: « همانطور که گفتم بهتر بود یکی دو نفر از اعضای این هیأت از میان اصلاحطلبان انتخاب میشد. اما اینکه یک نفر به کسی رأی داده باشد، دلیل بر بی انصافی وی نمیشود و ممکن است این افراد در قضاوت خود بیطرف عمل کنند. »
مطهری در واکنش به اعتراض نامزدهای معترض نسبت به نقض بیطرفی برخی اعضای شورای نگهبان به دلیل اعلام حمایت آنها از نامزدی محمود احمدینژاد، افزود: « به نظر من برخی از اعضای این شورا همچون آیت الله یزدی، جنتی و مؤمن و همچنین غلامحسین الهام به دلیل موضعگیریهای انتخاباتیشان، مرتکب اشتباه شدند. از آنجا که شورای نگهبان در مقام داور است، داور نباید به طرفداری از یکی از طرفین دعوا اظهار نظر کند. اما متأسفانه آنها از نامزدی احمدینژاد حمایت کردند.»
به گفته وی، «وقتی داور قبل از برگزاری یک بازی از تیم خاصی طرفداری کند، طبیعی است که تماشاگران این بازی دچار ابهام شوند.»
و اما "اسماعیل گرامی مقدم" سخنگوی حزب اعتماد ملی دو شرط کروبی را برای معرفی نماینده به این هیأت برشمرد : اول «دو نفر از افرادی که از سوی شورای نگهبان معرفی شده اند، باید تغییر کنند چون مواضع آنها از قبل مشخص است و بی طرف نیستند. در حالی که اعضای هیات بررسی کننده مسائل انتخابات، باید بی طرف باشند.»
دوم « شورای نگهبان دائم تکرار می کند که ما برای شمارش آرا هیات تشکیل می دهیم در حالی که از 28 موردی که ارائه شده یکی هم بازشماری آراست. برای همین اگر به تمامی شکایت های رسیدگی شود، در آن صورت نماینده معرفی می شود.»
"علیرضا بهشتی" مشاور میرحسین موسوی هم میگوید:« آقای موسوی معتقد است که شورای نگهبان مرجع خوبی برای رسیدگی به شکایات نیست به همین دلیل کمیته منصوب این شورا نیز نمیتواند به اعتراضات رسیدگی کند.»
فرزند شهید بهشتی میگوید: «شورای نگهبان اعلام کرده که فقط در مورد مسایل روز رأیگیری میتواند اظهارنظر بکند. در حالی که تخلفات و تقلباتی که صورت گرفته است به صورت مهندسیشده تمام فرایند قبل، حین و بعد از انتخابات را در بر میگیرد و شورای نگهبان اعلام کرده که فقط در روز رأیگیری میتواند نظر دهد و در حوزههای دیگر نمیتواند وارد بشود. طبیعی است که پیگیری شکایات نیازمند یک نهاد هیأتی است که ظرفیتها و توانهای مناسبتری برای این کار دارا باشد.»
واکنش آیتالله مکارم به حوادث اخیر
باید کاری کرد که در آینده آتشی در زیر خاکستر باقی نماند
========================
به گزارش خبرگزاری ها ، آیتالله العظمی مکارم شیرازی به دنبال وقوع حوادث اخير در كشور بيانيهاي منتشر كردند.
به گزارش " نواندیش"، در اين بيانيه آمده است: « حوادث بسیار تلخی که در این ایام بعد از انتخابات پرشکوه دهم واقع شد و سوء استفادههایی که بعضی از ماجراجویان از اختلاف میان کاندیداهای محترم کردند، موجب تأسف عمیق و اندوه شدید برای هر ایرانی وفادار به نظام و انقلاب بود و سبب نگرانی دوستان در منطقه و شادی دشمنان گردید. به یقین تمام کسانی که در انتخابات شرکت کرده و رأی دادند هدفشان سربلندی کشورشان بود. بنابراین همگی از نظر انجام وظیفۀ دینی و ملی محترمند و همه پیروزند و غالب و مغلوبی در کار نیست.
بر همۀ ما واجب است در این شرایط که دوستان و دشمنان ناظر اوضاع کشور ما هستند همگی آرامش را کاملاً حفظ کنیم و اجازه بر هم زدن نظم عمومی و تخریب اموال را به ماجراجویان ندهیم و همانگونه که رهبر معظم انقلاب تأکید کردند مشکلات را از طریق قانون حل کنیم.
اضافه بر این قطعاً باید کاری کرد که در آینده آتشی در زیر خاکستر باقی نمانَد، نامهربانی و بدبینیها به حُسن ظن و رقابتها به رفاقت و همکاری همۀ گروهها تبدیل گردد. عزیزان خویشتندار باشند و مشکلات را از طریق منطق و عقل حل کنند و به آیندۀ کشور و نظام بیندیشند.
اینجانب انتظار دارم تا با آرامتر شدن اوضاع راهکارهایی را که برای رسیدن به یک آشتی ملی به نظر میرسد مطرح کرده و از همۀ صاحبنظران برای حل آن کمک بخواهیم.
از ساحت قدس پروردگار و عنایات حضرت بقیة الله (ارواحنا فداه) اتحاد و اتفاق جمیع هموطنان عزیز را در راه خدمت به کشور و نظام مسئلت دارم.
ربنا افتح بیننا و بین قومنا بالحق.
با دستگيري و جلوگيري از تظاهرات، نميتوان ذهنيت منفی را پاك كرد
********************************
این روزها و در شرایطی که حوادث پس از انتخابات ، کشور را با تنش مواجه کرده است ، تحلیل گران و شخصیت های سیاسی هر کدام برای برون رفت از این اوضاع، راهکارهایی را ارائه می دهند . برای برخی از این افراد فرصتی فراهم می آید که دیدگاه های خود را از طریق صدا و سیما مطرح نمایند که این افراد غالباً از یک جریان سیاسی خاص هستند و تا کنون کمتر امکان طرح دیدگاه ها از تفکر مقابل فراهم شده است . "عباس عبدی" که در انتخابات ریاست جمهوری دهم ، حامی آقای کروبی بوده است در "روزنامه اعتمادملی" روز چهارشنبه سوم تیر ماه به بیان دیدگاه های در این زمینه و راه حل پیشنهادی خود برای برون رفت از وضعیت فعلی پرداخته که بخشهایی از سخنان وی عیناً به شرح ذیل است :
« ......وضعيت پيش آمده در شرايط كنوني به بازي صفر و يك تبديل شده است، وضعيتي دو قطبي كه هرچه از دل آن بيرون آيد، بهبود شرايط نخواهد بود. طرفين ماجرا در شرايط كنوني قادر نيستند كه پيروزي لازم را كسب كرده و حريف خود را شكست دهند. يك طرف ماجرا معترضين هستند كه اگرچه در بسياري از نقاط كشور بويژه در تهران از تفوق عددي چشمگيري برخوردارند، اما به دلايل مختلف توازن قواي لازم براي تحقق كامل خواسته خود را ندارند ضمن اينكه عدول ازخواسته منطقي خود را نيز نميپذيرند، كه فعلاً قصد توضيح آن نيست، و در طرف ديگر ماجرا حكومت است كه آن نيز قادر به حل مسأله به طريق مطلوب نيست، زيرا معترضين و حتي بخشهاي قابل توجهي از افراد ديگر نسبت به نتيجه انتخابات ذهنيتي منفي دارند كه با دستگيري و جلوگيري از تظاهرات نميتوان آن ذهنيت را پاك كرد ضمن اينكه فشارهاي موجود نيز عوارض خود را براي حكومت دارد و خشونتهاي خياباني چون غدّه چركيني ميماند كه آرايش نيروها را به كلي دستخوش تغيير خواهد كرد و حكومت ايران براي مقابله با فشارهاي فزاينده خارجي بيش از هميشه به اتحاد و انسجام و حمايت داخلي مردم خود نيازمند است.
از سوي ديگر راهحل حقوقي قضيه نيز عملاً نتيجه مطلوب را نميدهد، زيرا مرجع حقوقي رسيدگيكننده، نسبت به دو طرف ماجرا بيطرف نيست و حكمي كه خواهد داد، از اكنون قابل پيشبيني است. ضمن اينكه مردم و معترضين منتظر صدور حكم نيستند، بلكه منتظر پاسخ به شبهات ارائه شده ستادهاي سه نامزد معترض ازسوي حكومت هستند، و طبعاً چنين انتظاري برآورده نخواهد شد. ...... راهحل ديگر كه برخي از افراد پيشنهاد كردهاند، تشكيل هيأت رسيدگيكننده بيطرفي است كه حتي درصورت موافقت كلي با آن، باز هم تركيب چنين هيأتي مورد توافق نخواهد بود و طرفين هم زير بار نتيجه آن نخواهند رفت، زيرا مجادلات طرفين به گونهاي در آمده است كه منطق و بررسي حقوقي و حتي منصفانه پيشاپيش، حداقل از سوي يكي از طرفين محكوم به شكست است. بنابراين چه بايد كرد؟
به نظر من يك راه منطقي و معقول وجود دارد. راهي كه :
اولاً: شكست يا پيروزي قطعي يك طرف را نتيجه ندهد و اصطلاحاً بازي برد ـ باخت نشود.
ثانياً: شأن و جايگاه قدرت و حكومت را حفظ كند و مردم را هم آرام و قانع كند.
اين همان راهي است كه در چنين بحرانهايي كارساز خواهد بود، و اتفاقاً يكي از مراجع محترم تقليد به نحوي به آن اشاره كردهاند، بدين معنا كه طرفين قدري از مواضع خود عقبنشيني كنند و مصالحهاي مفيد را تجربه كنند. براي تحقق اين هدف ميتوان قضيه را به قبل از 22 خرداد بازگرداند، و به طور همزمان، معترضين ادعاي تقلب و مخدوش بودن انتخابات را پس بگيرند، و حكومت هم ادعاي مقابل را كنار بگذارد، و با استفاده از اختيارات حكومت دستور تجديد انتخابات صادر شود و همه نيروهاي سياسي نيز به طور كامل و دربست از اين تصميم استقبال كنند و تمامي ادعاهاي له يا عليه انتخابات را كنار بگذارند.
به نظر من چنين تصميمي براي حكومت شايسته است، و هيچگاه موجب بدعت نخواهد بود، زيرا وجود نوعي اعتماد به نفس و شجاعت را در قدرت به نمايش ميگذارد....... در صورت وجود حق؛ با يك انتخابات ديگر اين حق كاملاً استيفا ميشود. اگر واقعاً تخلفي مؤثر رخ نداده، پذيرش اين ايده موجب تكرار پيروزي موجود ميشود و از يك سو بحران ختم ميگردد و از سوي ديگر موجب تقويت بيشتر مواضع حكومت نيز خواهد شد. من تصور نميكنم كه رهبران معترضين، قصد سويي در اين جريان داشته باشند، سهل است كه از موضع خيرخواهي نسبت به حكومت، چنين سياستي را پيشه كردهاند.
نمود اصلي مديريت سياسي كشورها كه قدرت و اعتبار خود را نشان ميدهد در تصميمات روزمره نيست، بلكه فقط در چنين مواقعي است كه ميتوان سطح بالاي مديريت سياسي را به منصه نمايش گذاشت. به نظر ميرسد كه اتخاذ چنين تصميمي نه تنها معرف موضع ضعف حكومت نخواهد بود، بلكه معرف شجاعت، بصيرت و مداراي همراه با عزت و اقتدار خواهد بود......»



پیشنهاد تشکیل شورای حکمیت برای پایان مناقشات
**********************************
"عماد افروغ" در گفت وگو با «خبر» پیشنهاد کرد با حضور شخصیتهای حقیقی و حقوقی، "شورای حکمیت" تشکیل شود. خلاصه این سخنان به شرح زیر است :
*ما نمیتوانیم یک طرف را دعوت به رعایت قانون و قانونمداری کنیم و بعد خودمان توجه به روح قانون و ابعاد و اجزاء مختلف قانون نداشته باشیم و صرفاً یک برخورد صوری با قانون کنیم. رعایت قانون مثل قانون حق، طرفینی است و اگر میخواهیم قانون در جامعه نهادینه شود همواره باید دوسویه طرفین آن رعایت شود.
* این شورا ( شورای نگهبان)باید بتواند یک اقناع عمومی ایجاد کند. اگر این کار را کرد مسلّم است که قضیه تا حد زیادی فروکش میکند اما اگر برخورد صوری و یا خدای ناکرده جانبدارانه کند که به هیچ وجه درست نیست. ممکن است شما از بنده این سؤال را بپرسیدکه مگر شما شورای نگهبان را عادل و منصف نمیدانید؟ که باید گفت بحث اکنون بحث ذهنیت عمومی است نه داوری شخصی، بنابراین مسائلی به این شک و شبههها دامن زده است زیرا برخی از اعضای شورای نگهبان له یکی از نامزدها و یا علیه یکی دیگر از نامزدها اظهار نظر کردهاند .
* اقتضا میکند که اگر معترضان اجازه راهپیمایی میخواهند این اجازه به آنها داده شود و امنیت راهپیمایی را حفظ کنند تا سره از ناسره شناخته شود و معترضان قانونی از قانون شکنان و اغتشاش گران جدا شود. وقتی اجازه نمیدهند یک عدهای طرفداران قانونی یک نامزد را با مخالفان نظام درهم میکنند و این هم بر اعتراضات میافزاید .
* در این بین یک اتفاقی رخ داده است که به نظرم به راحتی قابل جبران نیست که این اتفاق همان است که اعتماد مردم سلب شده و این سلب اعتماد میتواند روی مشارکتهای بعدی مردم اثرگذار باشد.
* این رسانه ( صدا و سیما)باید بیطرفانه عمل کند که من نمیتوانم بگویم بیطرفانه عمل کرده است زیرا این رسانه چند صباحی است جانبدارانه عمل میکند درحالی که مردم را باید باشعور و عاقل پنداشت؛ خود این نگاه جانبدارانه مخصوصاً در شرایط بحرانی بر شدت اغتشاش و بحران میافزاید. چه اشکالی دارد که ما از نامزدهایی که طرف دعوا هستند دعوت کنیم تا حرفهای خودشان را بزنند .
* آقای لاریجانی، محسن رضایی و بقیه دعوت میشود که صحبت کنند، آقای لاریجانی و رضایی فضا را جمع میکنند اما بقیه میآیند فضا را تشدید میکنند. این دو نفر به دلیل آنکه منصفانه و همه جانبه صحبت میکنند آبی بر آتش میریزند اما بقیه این آتش را دامن میزنند .
* متأسفانه دیده میشود که عمدتاً جهتگیری به سمتی میرود که اعتراض عمومی تفسیر به انقلاب مخملی شود و به ابعاد دیگر توجه نشود .
* بنده به سکوت اعتقادی نداشته و ندارم زیرا در نظام جمهوری اسلامی مردم باید حقشان را بگیرند و پرسش و پاسخ داشته باشند و قانون نیز در این زمینه پیشبینی لازم را کرده است. رسانه ملی اکنون رسانه جناحی است و نه ملی، این را بنده چهارسال پیش که عضو کمیسیون فرهنگی بودم به آقای ضرغامی تذکر دادم.
* مگر در تمام دنیا اعتراض و اغتشاش نمیشود؟ مگر خودمان در انگلستان تجمع نداشتیم و حتی آن زمانی که با پلیس درگیر شدیم به یک رفتار فیزیکی محدود انجامید. به نظر من ما باید مدیریت شرایط بحران را یاد بگیریم و بتوانیم به گونهای رفتار کنیم که تاجایی که امکان دارد خونی ریخته نشود.
* یک سری لباس شخصیها مطرح شدند که باید در اسرع وقت شناسایی و مجازات شوند، چه کسانی که در میان جمعیت رفتارهای اغتشاش آمیز کردهاند و چه کسانی که متقابلاً برخورد فیزیکی خشونت باری کردهاند.
* باید اجازه دهیم راهپیماییها قانونی برگزار شود و در مقابل این خواسته قانونی سرکشی نکنیم تا کار به اعتراضات از جنس دیگر نکشد.
متن کامل مصاحبه ، در ادامه مطلب ......................
((((((((((((((((((((((((((((()))))))))))))))))))))))))))
"عباسعلی کدخدایی" سخنگوی شورای نگهبان که با شبکه دو سیما گفتوگو میکرد، ضمن بیان این مطلب گفت: «اختلاف رأی مربوط به این موضوع بیش از 3میلیون رأی است اما باید بررسی کرد که این میزان در سرنوشت انتخابات تأثیر دارد یاخیر.»
گفتنی است برخی کارشناسان پیش از این نسبت به چنین تخلفی ابراز نگرانی کرده بودند.
معلوم نیست چنانچه ادعای محسن رضایی در باره 170 شهر صحیح باشد میزان اختلاف آرا چقدر خواهد شد .