می وزد بوی بهار
می خورد بر تن ما
« این نسیم خوش نوروز گوارایت باد »
همه روزت نوروز
و بهارت زیبا
و خدایت با تو

سالی بسیار خوب و متفاوت برای ایران و ایرانی آرزومندم. با همت بلند ایرانی میشود سال ۸۸ را " سال تغییر " به دنیا معرفی کرد.
کفن ها را براي دوم خردادي ها گذاشته ايم !
%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%
«قاسم روانبخش» دبيرسياسي نشريه "پرتو" که منتسب به مصباح یزدی و از حاميان اصلي احمدي نژاد است ، در گفت وگويي با "ايلنا" در پاسخ به این سؤال که " در زمان خاتمي شاهد بوديم که با کوچک ترين بهانه يي برخي افراد در شهر قم کفن پوش مي شدند اما چرا در دولت نهم به رغم وجود مسائلي مانند اظهارات مشايي، اين کفن پوشان حضور نداشته اند؟" می گوید:« کفن پوشان قم عاقل هستند و مي دانند در کجا بايد کفن بپوشند. البته بخشي از کفن ها را براي دوم خردادي ها گذاشته اند. زماني که به خدا، پيغمبر، حضرت زهرا(س)، ائمه معصومين و امام زمان(عج) توهين شود، بايد کفن پوشيد. اما زماني که مشايي از دوستي با مردم اسرائيل حرف مي زند آنها کفن نمي پوشند.»
و اما تمامیت خواهان و انسداد طلبان که تخریب های خود را تاكنون متوجه آقای خاتمی کرده بودند زیرا نامزدی خاتمی به كابوسی برای آنان تبدیل شده بود و علت آن هم این بود که آقای خاتمی با فاصله چشمگیری میتوانست در انتخابات به پیروزی برسد. اکنون انحصارطلبان ، پس از انصراف آقای خاتمی از کاندیداتوری در انتخابات ، به سراغ آقایان موسوی و كروبی رفته و تخریب چهره آنان را در دستور كار خود قرار دادهاند. این رفتار تمامیت خواهان ثابت میكند كه مشكل آنها آقای خاتمی نیست بلكه آنان میكوشد هر اصلاحطلب و یا نامزد مستقلی را كه حدس بزنند امكان پیروزی در انتخابات را دارد با غیراخلاقیترین روشها از صحنه خارج كنند.
به عبارت دیگر، آنها کاندیداتوری هیچ فردی جز آقای احمدی نژاد را برمی تابند و دوست دارند در عرصه انتخابات هیچکس ثبت نام نکند تا آقای احمدی نژاد بدون رقیب باشد مگر اینگونه پیروزی ایشان حتمی شود.
خبرنگار ایلنا وقتی از قاسم روانبخش می پرسد که "ميرحسين موسوي در روزهاي گذشته طي بيانيه يي کانديداتوري خود را اعلام کرد و تغيير وضعيت کشور به عنوان يکي از دلايل حضور ايشان مطرح شد، چه برداشتي از حضور مهندس موسوي در عرصه انتخابات داريد؟".
در پاسخ می گوید :« چرا پس از سال ها سکوت اکنون احساس وظيفه مي کنند در انتخابات حضور يابند. در سال هاي 76 ، 80 و 84 نيز از ايشان براي حضور در عرصه دعوت مي شد اما نمي پذيرفتند، اکنون چه اتفاقي رخ داده است که احساس مسووليت مي کند؟ چطور در شرايطي که سياست خارجي ما در موضع انفعال بود، احساس خطر نکرد و امروز که سياست خارجي ما بر مبناي تهاجم به پايگاه دشمن است و آثار آن را در کشور، منطقه و جهان مي بينيم احساس وظيفه مي کنند؟ اين سؤالات از جانب افکار عمومي مطرح است که ميرحسين موسوي بايد به آنها پاسخ دهد. در دوراني که روزانه صدها مطلب عليه دين، مقدسات و ارزش ها نوشته مي شد و خاطر متدينين، علما و روحانيون مکدر مي شد، مهندس موسوي سکوت کرد. چرا در آن زمان ها احساس نمي کرد بايد وارد عرصه شود و رياست جمهوري را برعهده بگيرد؟ امروز که دولت اصولگرا بر سر کار است و تمام تلاشش براي زنده کردن شعار انقلاب است، ايشان احساس وظيفه کرده اند که بيايند؟ »
شاید بهترین پاسخ به این اظهارات، سخنان" ماشاا.. شمس الواعظین " باشد که می گوید : « عده يي احساس مي کنند که اکثريت بالفطره هستند و چون فکر مي کنند که به خدا و دين نزديک ترند، رأي و نظر مردم را به مشروعيت و مقبوليت نمي شناسند. لذا در مواجهه با پيروزي يک عنصر رقيب با اين تصور که ارکان دين به خطر افتاده وارد عمل مي شوند، در حالي که کمترين وابستگي را به دين دارند و بيشتر احساس وابستگي به قدرت مي کنند...... موضع قدرت جاذبه دارد و آنها مي خواهند هميشه در اين موضع بمانند....... اين عمل نشان مي دهد که اينها تقوا را با وايتکس شسته اند و گذاشته اند کنار، هيچ دليلي براي آنکه نشان دهد اين اعمال آنها از روي تقوا است، وجود ندارد. متأسفانه بايد گفت آقايان دارند از روي قاعده بُرد و باخت عمل مي کنند ولی پوشش ديني بر تن آن مي کنند »


چند روایت در مورد انصراف آقای خاتمی
««««««««««««««»»»»»»»»»»»»»»»
" عماد افروغ " در مورد انصراف آقای خاتمی از عرصه رقابت های انتخاباتی می گوید : « آقاي سيدمحمد خاتمي با تأكيد بر اخلاق از صحنه انتخابات كنار رفتند. توجه به اخلاق بهويژه پيوند آن با سياست يكي از دغدغهها و اهداف و ارزشهاي اصلي جامعه و گفتمان انقلاب اسلامي است؛ متأسفانه نهتنها مقوله پيوند اخلاق و سياست دستخوش يكسري بيمهريها، بيتوجهيها و غفلتها شده است بلكه با كمال تأسف به نام جمهوري اسلامي اين اقدام صورت ميگيرد. بسياري تصور ميكنند كه ميتوانند براي حفظ حكومت هر اقدامي انجام دهند و حقيقت را فداي مصلحت و اخلاق را قرباني سياست كنند. …اگر انسانهاي اخلاقي حاضر نشوند به هر قيمتي وارد بازي سياست شوند خواهناخواه زمينه براي اصلاح قدرت فراهم ميشود. البته اين به معناي سلب وظيفه از انسانهاي اخلاقي براي افشاگري و آگاه كردن نيست اما در شرايطي كه روشنفكران و اخلاقگرايان به انزوا بروند و سكوت كنند، خواهناخواه اخلاق و اخلاقيات در جامعه عرصه تاخت و تاز ثروتطلبان، قدرتاندوزان، منفعتگرايان و كاسبكاران بيتوجه به اخلاق ولو به نام اخلاق قرار ميگيرد. كنارهگيري، منجر به آگاهيبخشي، افشاگري و فشار آوردن به رفتارهاي ضداخلاقي ميشود و در واقع فرآيند درهمتنيدهاي براي اصلاح قدرت رخ ميدهد. »
"محسن آرمين" هم می گوبد : « آقای خاتمی با اين اقدام به نماد التزام به اخلاق در تاريخ سياسي ايران بدل شده است. »
"محسن مير دامادي" نیز معتقد است که: «خاتمي با نگاه به افق هاي بالاتر ، اخلاقي ترين تصميم را گرفت.»
" علی تاجرنيا" هم در مورد علت این تصمیم آقای خاتمی می گوید : « مردم دليل شکست اصلاح طلبان را در انتخابات گذشته، تشتت ميان کانديداها مي دانند. از طرف ديگر آقاي خاتمي، شخصيتي است که حضور در انتخابات و پست رياست جمهوري را با هدف تغيير در قوه اجرايي طلب مي کرد. اما با تعدد کانديداها، اين ذهنيت به وجود مي آمد که اين ها جنگ قدرت است. آقاي خاتمي با انصراف خود، باعث تلطيف فضا شد. آقاي خاتمي نشان دادند که ايشان واقعاً سياستمداري اخلاقي هستند.»
"احمد زیدآبادی" هم چنین می گوید : « به عنوان كسي كه بسيار نگران از دست رفتن سرمايه فرهنگي و اجتماعي گرانقدري به نام محمد خاتمي در انتخابات رياست جمهوري و پس از آن بودم، خوشحالم كه وي پاي خود را از اين معركه كنار كشيد تا به اميد خداوند در شرايطي مناسب، نقشي مهمتر و مفيدتر براي جامعه ايران بازي كند.زیرا در این شرايط آقاي خاتمي در مقام رئيس جمهور قرباني ميشد.»
" تقی رحمانی " در مورد انصراف خاتمی می گوید : « انصراف خاتمی کاری هوشمندانه بود، اصولگرایان می توانستند به بهانه حضور خاتمی اجماع روی احمدی نژاد را قطعی کنند اما الان با کنار رفتن خاتمی دیگر اجماع روی احمدی نژاد معنا دارد نیست.»
مصطفی تاج زاده :« دلیل کناره گیری آقای خاتمی، درسگیری از تجربیات گذشته و تاریخی است مبنی بر این كه تعدد نامزدهای اصلاحطلب موجب تشتت و پراكندگی آرا میشود. در چنین حالتی اقتدارگرها فرصت پیدا میكنند از این تعدد، تشتت را نتیجه بگیرند و حداكثر بهرهبرداری را برای شكست تفكر و جریان اصلاحطلبی در ایران بكنند. بنابراین آقای خاتمی تشخیص داد كه با انصراف خویش میتواند اجازه ندهد رقابتهای انتخاباتی در درون جبهه اصلاحات به اختلاف آنان نزد مردم تفسیر نشود و آرای مردم نیز پراكنده گردد.»
محمدعلی ابطحی : « با ورود دیرهنگام آقای مهندس موسوی و حضور آقای کروبی، رقابت درون اصلاحطلبی شکل میگرفت و خاتمی به این دلیل بزرگ است که با اینکه هم خودش و هم رقبایش میدانستند که میتواند در مرحلهی اول، پیروز انتخابات شود انصراف داد. این خاتمی خیلی بزرگتر و و ارزشمندتر از خاتمی کاندیدا و حتی خاتمی رئیسجمهور است.»
"دکتر غلامعلي رجايي" : « به گمان من، خاتمي حتي اگر در اين ميدان ميماند و يک يا دو دوره ديگر رئيسجمهور ميشد، به قلهاي که هماکنون با اين فعل اخلاقي از خود نشان داد، نميرسيد. خاتمي با اين پاي گذاشتن بر سليقه و ميل خود به ويژه پس از ديدن آن همه استقبال مردم از خود که در نظرسنجيهاي بيطرفانه رأي کنوني وي را در برابر آقاي احمدينژاد و مهندس موسوي اعلام کردند، به منزلتي دست يافت که برگ زريني به کارنامه عمل و زندگي صادقانه او با مردم افزود.»

در پي انصراف آقای خاتمي از كانديداتوري انتخابات رياست جمهوري و حمايت ایشان از آقای ميرحسين موسوي ، نخست وزير دوران جنگ تحميلي نامهاي خطاب به آقای خاتمي نوشت كه متن كامل آن به شرح زير است.
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز جناب حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی
با سلام، پیام دلسوزانه شما را مطالعه کردم و از اظهار لطفی که به این فرزند کوچک مردم و دوست قدیمی خود نموده بودید منفعل شدم. برای سالها به عنوان یک شهروند از این که شخصیت عزیزی چون شما ریاست این جمهوری را بر عهده گرفته است، لذت میبردم و به آن افتخار میکردم، زمانی که نسل نوخاسته تلألؤ آرمانهای خود را در آن چهره ملاقات میکرد و به هیجان میآمد، به همراه آنان خود را جوان میدیدم. این احساس همچنان که هنوز با آنان باقیمانده است با اینجانب نیز هست و ذخیرهای است برای اسلام و انقلاب و سعادتی که مردم ما به راستی مستحق آنند.
بسیار تأسف خوردهام که مخالفان چگونه میتوانند نقشی را که در بزنگاهی خطیر از انقلاب اسلامی برای اصلاحطلبی بر عهده گرفتید نبینند و یا موافقان با امید افزایش مطالبات از تأکید بر دستآوردهای بزرگی که داشتهاید چشمپوشی کنند، تا جایی که فضا برای غفلت از آنها باز شود؛ غفلت نه فقط از کامیابیهای دورانسازی که درکشان به مرور زمان و یا نگاههای عمیق نیاز دارد که حتی حقیقت روشنی چون نقش دولت شما در انشای پیشرفتهای بدست آمده در زمینه انرژی هستهای و یا ارتقای موقعیت جهانی نظام و کشور.
خود میدانید که اینجانب چون شما راه درست را اصلاحات همراه بازگشت به اصول، و نیز پیرایش و نوزایی در این مسیر تلقی میکنم و اگر مختصات زمانه ایجاب نمیکرد برای تداوم این طریق، کسی را مناسبتر از پایهگذار آن نمیدانستم. همچنین و همانگونه که در ملاقات حضوری عرض کردم دقت و صحت برآوردی که از این مختصات دارم را برگشتناپذیر نمیبینم و اگر فارغ از رودربایستیهایی که تاریخ بر ما نخواهد بخشید و ملاحظاتی که در مقایسه با منافع ملی جا دارد نادیده گرفته شوند، رأی دوستان و غالب بر همه ، نظر شما این ارزیابی مرا تأیید نکند بر آن اصرار نمیکنم. همچنین فرصت و فسحت مجال را برای اتخاذ بهترین تصمیم و وصول به وحدتی که نیروهای همفکر و همسنگر بدون تردید به آن میرسند هنوز گسترده میدانم و تأخیر خود یا شما یا هریک از دیگر دوستان را در خروج از صحنه مفید به شورانگیزتر شدن فضای انتخابات میشناسم.
در عین حال اگر تصمیم شما قطعی است انتظار تمامی مردم ایران و در میانشان اینجانب از تعهد اسلامی و انقلابی که در آن جان عزیز سراغ گرفتهایم این است که نقش شما در تحقق آرمانهایی که پیشارو داریم همچنان ادامه یابد. به ویژه برای توسعه جامعه مدنی که دغدغه عصری نیروهای فهیم و دلسوز کشور است نیاز به سرمایهگذاریهای جدی چون تلاش و تکاپوی مشخص شماست.

« تصميم اخلاقي فراتر از کسب قدرت »
«خاتمي کاري اخلاقي وانقلابي کرد ومن به او درود ميفرستم.»
**************************
پس از گذشت پنج هفته از اعلام رسمي کانديداتوري سيد محمد خاتمي براي انتخابات رياست جمهوري دهم ، وی علي رغم مخالفت گسترده هواداران خود، از رقابت هاي انتخاباتي کناره گيري کرد.
رييس جمهور سابق، انصراف خود را طی بيانيه اي اعلام نمود و در بخشي از بيانيه خود يادآوري کرد: « درخواستهاي گستردهي اقشار مختلف و وسيع مردم در سراسر کشور مرا بر آن داشت که با وجود همه مشکلات، تنگناها و موانع به عنوان نامزد اين دوره از انتخابات اعلام حضور کنم، در حالي که پيش از آن گفته بودم که ترجيح من اين است تا در موقعيتي غير از مسئوليت رياست جمهوري، دين خود را به مردم و کشور بپردازم ... و اينک که جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي هرچند دير، آمادگي خود را براي نامزدي به طور رسمي اعلام کرده اند... انصراف خود را از نامزدي در انتخابات دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري اعلام مي دارم، اما همچنان با همه توان با فعاليت مستمر و حضور در صحنه اجتماع لحظه اي از آرمانهاي مردم و مسئوليت خود در برابر آنان فاصله نخواهم گرفت. من هنگامی که گفتم "یا من یا مهندس موسوی" در عین احترام به همه عزیزانی که در عرصه انتخابات حضور داشته یا خواهند داشت، به این ظرایف توجه داشتم .... و با فرض آمدن جناب آقای موسوی نمی آمدم و حالا نیز نمی مانم........ حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» - در هر جبهه و جناحی که باشند- بیانجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود.من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که "میزان" رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینه تر در دسترس قرار گیرد و با این کار می کوشم تا امکان بهره برداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القاء اختلاف و نیز تشتت آراء در جبهه گسترده خواستاران تغییر می جویند بگیرم.»
برخي کارشناسان سياسي، این تصميم آقای خاتمی را در راستاي "تحقق وعده اي" دانسته اند که او پيش از اعلام نامزدي اش داده بود . وی در حالي که از سوي افکار عمومي، رسانه ها و طرفدارانش براي اعلام هر چه زودتر کانديداتوري تحت فشار بود در اظهاراتی بود: «يا من مي آيم يا مير حسين موسوي» و اینک خاتمی با تأکید بر این اصل، کنارهگیری خود را از ادامه حضور در رقابتهای انتخاباتی اعلام کرده است.
آقای خاتمی در بیانیه خود همچنین به تمجید از آقای میرحسین موسوی پرداخته و می گوید :« جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دارای شخصیتی اخلاقی، آزاداندیش، متعهد به اسلام و انقلاب و مردم، از سرمایه های ارزشمندی است که در موقعیت های خطیر و حساس، صداقت و شایستگی خود را در خدمت به کشور و ملت نشان داده اند. همچنانکه برادر گرانقدرم، حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای کروبی نیز از نیروهای ارزش مدار، رنج کشیده پیش و پس از انقلاب، مخلص و شایسته است که همواره در خدمت مردم و انقلاب بوده اند و همچنین دیگر عزیزانی که آمدن خود به صحنه انتخابات را بزرگوارانه منوط به نیامدن من کردند، همگی بزرگواران شایسته اند...»
اما پس از کناره گیری آقای خاتمی از کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری، اظهار نظرهای گوناگونی از سوی چهره های مختلف سیاسی دوجناح صورت گرفت که به بعضی از آنها اشاره می گردد:
محمدعلی ابطحی عضو مجمع روحانیون مبارز: « این امر در شرایطی که خاتمی به اتفاق نظر همه تحلیلگران، به خصوص بعد از سفر تاریخی شیراز و یاسوج و بوشهر به عنوان کاندیدای پیروز این انتخابات شناخته میشد، نشانه توجه هوشمندانه به آینده ملت ایران است. ....در وضعیت جدید اخلاقیترین کار ممکن آن است که آقای خاتمی انجام داد.»
محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام : «... آقاي خاتمي انسان بااخلاقي است؛ اگرچه در عالم سياست مرسوم و حاکم در جوامع، اخلاق جايي ندارد، ولي در ايران ما الحمدلله هنوز اخلاق در عالم سياست وجود دارد و نقش مهمي در تصميمگيريها دارد...... به هر حال، خاتمي کاري اخلاقي و انقلابي کرد و من به او درود ميفرستم. به ويژه اينکه ايشان از تنگ نظري و جناح بازي در کنار رفتن خود پرهيز کردند و خواستار خودداري از هر عملي بودند که به تشتت آرا و اختلاف نظر خواستاران «تغيير» ـ در هر جبهه و جناحي که باشند ، بينجامد .»
يدالله اسلامي دبير کل مجمع نمايندگان ادوار : « تصميم خاتمي، نوعي گذر از خويش براي اصلاحات است .»
علی تاجرنیا عضوشورای مرکزی جبهه مشارکت: « با انصراف خاتمی از انتخابات، افراد دیگری از اصولگرایان که تاکنون محتاطانه عمل می کردند، وارد عرصه خواهند شد. در جبهه اصول گرایی باتوجه به اینکه آقای خاتمی حضور داشتند کاندیداهای دیگر با احتیاط بیشتری جلو می آمدند و با تصور اینکه نکند آقای خاتمی در تفرق آنها رأی بالایی بیاورد، جلو نمی آمدند اما اکنون افراد دیگری در این جناح وارد می شوند و تنوع کاندیداها بیشتر خواهد شد.»
صادق زیبا کلام استاد گروه علوم سیاسی دانشگاه تهران: « با کنار کشیدن آقای خاتمی، محمد باقر قالیباف شهردار تهران هم وارد عرصه انتخابات می شود. قالیباف منتظر آرایش سیاسی اصلاح طلبان است، اگر نامزد مقابل احمدی نژاد، خاتمی نباشد دیگر خیلی از شخصیت های منتقد درون جناح راست مثل احمد توکلی، علی لاریجانی، ولایتی، ناطق نوری، الیاس نادران، خوش چهره و عماد افروغ،اصراری برای حمایت ازاحمدی نژاد نخواهند داشت.»
ابراهيم اميني عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي: « رسالت تاريخي آقاي خاتمي و بقيه نيروهاي تأثيرگذار در جريان اصلاحات اين است كه با توجه به فضايي كه شكل ميگيرد تلاش كنند در نهايت اصلاحطلبان را به اجماع و وفاق برسانند..... اعلام انصراف سيدمحمد خاتمي از حضور در رقابتهاي انتخاباتي جهت جلوگيري از پراكندگي آراي اصلاحطلبان بوده است. بايد منتظر ماند و ديد كه اصلاحطلبان پس از اين انصراف چه تصميمي ميگيرند. ... آقاي خاتمي با جمعبندي اينكه مهندس موسوي قصد كانديداتوري ندارد كانديداتوري خود را اعلام كرد. »
امیرمحبیان، از چهره های سرشناس جناح راست : « انصراف آقای محمد خاتمی از رقابت های انتخاباتی، انتخابات دهم را از حالت دو قطبی حاد خارج خواهد کرد و بدین ترتیب اجماع مطلق بر روی محمود احمدی نژاد صورت نخواهد گرفت و جناح اصولگرا احتمالاً با چند کاندیدا وارد انتخابات می شود….به عبارتی اگر آقای خاتمی در صحنه سیاست باقی می ماند از آنجا که می توانست منجر به وحدت در جبهه اصلاحات بشود در جبهه اصولگرایان هم فشار شدیدی ایجاد می کرد که به وحدت برسند و به حمایت از آقای احمدی نژاد بپردازند.... به نظر می رسد که آقای میرحسین موسوی آرام آرام دارد به سمتی می رود که بتواند وحدت کاندیدا را درجبهه اصلاحات ایجاد کند .»
عماد افروغ از چهره های سرشناس جناح راست : « با کناره گیری خاتمی از رقابت های انتخاباتی، اجماع اصولگرایان در این انتخابات شکسته خواهد شد .»
اما زمانی ارزش کار آقای خاتمی بیشتر نمایان می شود که حمایت های احزاب و تشکلهای مختلف و نخبگان و اندیشمندان و هنرمندان و بالاتر از همه، محبت توده های پُرشور مردم در سراسر میهن عزیز نصیب ایشان شده و نشانه این شور پرشکوه را همگان در سفر به استانهای فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر دیدند و اکثر نظرسنجی ها، آقای خاتمی را به عنوان « کاندیدای پیروز» معرفی کرده بود . به عنوان نمونه، "سایت تابناک" وابسته به جناح راست، که حاصل نظرسنجی خود را در روز 27 اسفند منتشر ساخت، نوشت :
« اين نظرسنجي که به مدت 72 ساعت براي اعلام نظر در دسترس بازديدکنندگان سايت قرار گرفته بود، با استقبال عمومي روبهرو شد و تعداد 54407 نفر در اين نظرسنجي شرکت کردهاند كه نتايج به دست آمده به شرح زير است:
سيد محمد خاتمي: 7 / 51 درصد
ميرحسين موسوي: 8 / 23 درصد
محمود احمدي نژاد: 1 / 15 درصد
دولت ائتلافي: 8 / 6 درصد
مهدي کروبي: 6 / 2 درصد
از حالا باید منتظر تخریب های میرحسین موسوی توسط کیهان، خبرگزاری فارس، فاطمه رجبی و ....بود .
ضمناً خبرگزاری ایلنا گزارش داد که در پی بیانیه انصراف رئیس دولت اصلاحات از تداوم حضور در عرصه انتخابات ، آقای میر حسین موسوی با انتشار نامهای ، ضمن تجلیل از خاتمی، بر تداوم راه اصلاحات تآکید کرده است. در صورت انتشار آن نامه، به آن اشاره ای خواهد شد.
یوسف در زمان فراوانی برای ایام قحطی برنامه ریزی کرد
آيا ما در سال هاي فراواني ارز نفتي براي سال هاي قيمت پايين نفت و قحطي ارز برنامه ريزي کرده ايم؟
أأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأأ
« مهندس ميرحسين موسوي » ، رئيس فرهنگستان هنر، نخست وزير دوران دفاع مقدس و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام که هفته پيش با صدور بيانيه اي حضور خود را در عرصه رقابت انتخابات رياست جمهوري اعلام کرد و شعار "هر شهروند يک ستاد" و "هر ايراني يک همراه" به عنوان سياست اصلي رسانهاي و تبليغاتي ستاد انتخاباتي وي معرفي شده است،
به تازگی در "حسينيه حجت نازي آباد" سخنراني نموده و در بخشی از بیانات خود گفته است :
« امام خميني (ره) مخالف جامعه يي بود که در آن همه چيز قابل خريد و فروش است حتي آبرو و عزت مردم..... امام خميني(ره) با رفاه و مرفه مخالف نيستند اما با ثروت هاي باد آورده و مرفهين بي درد که به مسائل کشور، نظام و جامعه بي تفاوت هستند و دست در دست سرمايه گذاران جهاني گذاشته اند، مخالفند. او با رفاه و سرمايه يي که در خدمت توليد، کار آفريني و مردم باشد مخالفت ندارد بلکه با سرمايه داري مخالف است که در خدمت سرمايه هاي بين المللي براي غارت سرمايه هاي کشوري است.....امام خميني به خاطر اينکه اسلام را به خوبي معرفي کنند به بيان ويژگي هاي اسلام ناب مي پرداختند و در کنار آن ويژگي هاي اسلام هاي مخالف اسلام ناب محمدي را مطرح مي کردند. اسلام ناب، اسلامي متناسب با شرايط مکان، روز و درک کننده تحولات در جهان و جامعه است و از همه تجربيات بشري، علم و نيروي انساني بر جسته استفاده مي کند.....اسلام ناب محمدي به ما توصيه مي کند از همه نيروهاي انساني کشور به رغم اختلاف سليقه براي پيشبرد کشور استفاده کنيم. قدر اين گوناگوني ها و تفاوت ها را بدانيم و آن را تهديد ندانيم. ما بايد از مديراني که در دوران دفاع مقدس تجربه اندوخته اند و از سرمايه هاي کشور محسوب مي شوند و از هزاران چاه نفت براي ما ارزشمندتر هستند، چشم پوشي نکنيم. ما سرمايه هاي بي نهايتي نداريم بلکه بايد با استفاده درست از منابع کمي که در اختيار داريم، مشکلات را حل کنيم.»
موسوی ضمن انتقاد از عدم برنامه ريزي در کشور گفت : « حضرت يوسف زماني که با بحران 14 ساله مواجه مي شوند به برنامه ريزي در هفت سال فراواني و هفت سال قحطي مي پردازند و بي شک براي گذر از اين بحران نياز به توان بالايي است که حتماً بايد براي آن برنامه ريزي صورت گيرد و از همه امکانات استفاده شود. ما بايد از اين موضوع نتيجه بگيريم که با توجه به سال هاي فراواني ارز نفتي که به صورت غيرعادي و باورنکردني بالا رفت، آيا براي سال هاي قيمت پايين نفت و قحطي ارز برنامه ريزي کرده ايم؟ آيا در سال هاي فراواني درآمدهاي ارزي ما گوش به سخنان کارشناسان داده ايم؟ آيا به سخنان شخصيت هاي سياسي خود که فراز و نشيب هاي سياست را به ما گوشزد کرده اند، توجه کرده ايم؟...اسلام ناب محمدي از برنامه ريزي استقبال مي کند و اسلام ناب نمي تواند مخالف سازمان برنامه ريزي کشور باشد..... در منطقه ما يک مسابقه بزرگ براي پيشرفت وجود دارد و چه بسا کشورهايي براي اين رشد و توسعه و نفوذ از جانب کشورهاي غربي حمايت مي شوند به همين دليل پيشرفت در اين زمينه براي ما جنبه حياتي دارد . »

اخطار وارد نیست ! اقدامی ندارد !
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
با شروع بررسی لایحه بودجه ، برخی تحليلگران پيشبيني كرده بودند که اختلاف دولت و مجلس اصولگرا بر سر بودجه سال 88 بالا خواهد گرفت. حال گویا این پیش بینی واقعیت پیدا نموده و درپی مخالفت مجلس با توزيع نقدي يارانهها، شدت گرفته است تا آنجا که آقای احمدينژاد موضع شديدي علیه مجلس اتخاذ و اقدام به ارسال نامه ای برای آقای لاریجانی کرده است . آقای احمدينژاد در اين نامه، بودجه مصوب مجلس را "غير قابل اجرا" و "مخالف قانون اساسي" ارزيابي كرده ولی «محمدرضا باهنر» نايبرئيس مجلس، این اقدام رئيسجمهور را شتابزده و دخالت دركار شوراي نگهبان خوانده و گفته است: « برداشت رئيس جمهور از عملکرد مجلس اشتباه است .... اگر منظور دولت اين است که لايحه اش بدون هيچ گونه تغييري به تصويب مجلس برسد، پذيرفتني نيست چرا که تصويب لايحه، در گرو اِعمال اصلاحاتي در آن است....تغییرات بودجه در مجلس حداکثر به یک یا دو درصد ارقام ارائه شده میرسد و این رویهای است که در مدت 29 سال گذشته نیز وجود داشته است.... در مورد لایحه هدفمند شدن یارانهها نیز، بررسی نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی نشان داد که طرح هدفمند شدن یارانهها یک قانون 3 تا 4 ساله است و اعمال آن در قانون بودجهای که عمر آن یک سال است به مصلحت نیست ».
در بخشی از نامه آقای احمدي نژاد به رئیس مجلس آمده است:
«متأسفانه برخلاف اصل 52 قانون اساسي، فرآيند رسيدگي و تصويب بودجه به گونه يي رقم خورد که عملاً منجر به کنار گذاشتن بودجه پيشنهادي دولت و تصويب بودجه يي کاملاً متفاوت و جديد و فاقد شفافيت، توازن، انسجام و يکپارچگي شد که غيرقابل اجرا بوده و به جاي آنکه نظم دهنده عمليات اجرايي دستگاه هاي مختلف باشد موجب تزاحم و تعارض عمليات و به هم ريختگي نظام اداري و مالي کشور خواهد بود »
آقای احمدي نژاد در پایان این نامه، نمايندگان مجلس را متهم به افزايش غيرمتعارف بودجه مجلس نموده و می گوید :« در حالي که اعتبارات معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري بيش از 400 ميليارد ريال کاهش يافته ... اعتبارات بعضي دستگاه هاي خاص به طور غيرمتعارف و بدون تناسب با ساير دستگاه ها و سياست ها رشد چند برابر داشته است. به عنوان مثال اعتبار جاري مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام حدود هفت برابر و اعتبارات مجلس شوراي اسلامي که در سال 1387 در مجموع 391/475 ميليارد ريال بوده با220درصد افزايش، 391/1525 ميليارد ريال گرديده است...... هزينه يي که براي کل عمليات اجرايي کشور انجام مي شود به ازاي هر کارمند دولت 20ميليون تومان در سال است در حالي که اين هزينه در مجلس شوراي اسلامي 240ميليون تومان مي باشد. البته مشخص است که اين رقم حقوق و مزاياي نمايندگان محترم و کارمندان خدوم مجلس نيست و محل مصرف اين مبلغ براي دولت مشخص نمي باشد.»
علی لاریجانی هم پاسخ تندی به این نامه آقای احمدینژاد داد که بخش هایی از آن به شرح است :
« طبق اصل 91 قانون اساسی تشخیص موارد خلاف قانون اساسی در حوزه تقنین، یعنی وظیفه اصلی مجلس، منحصراً بر عهده شورای محترم نگهبان است، و ورود رییس قوه مجریه در این عرصه اعتبار قانونی ندارد. ...علاوه بر قانونی نبودن اخطار، موضوع اخطار نیز که به تغییرات لایحه بودجه ضمن بررسی در مجلس مربوط میشود، وجاهت قانونی ندارد، طبق اصل 71 قانون اساسی ،مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی میتواند قانون وضع نماید و وفق اصل 52 قانون اساسی بودجه سالانه کل کشور به ترتیبی که در قانون مقرر میشود از طرف دولت تهیه و برای رسیدگی و تصویب به مجلس شورای اسلامی تسلیم میگردد و هرگونه تغییر در ارقام بودجه نیز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود... »
و در مورد افزایش اعتبارات مجلس هم می گوید :« آخرین اعتراض جنابعالی بیشتر به طنز شباهت دارد! اعلام فرمودید، بودجه دولت تقسیم بر کارمندان 20 میلیون تومان و بودجه مجلس را بر عدد نامعلومی تقسیم کرده (شاید تعداد نمایندگان) و به 240 میلیون تومان رسیدهاید! در حالی که بودجه دولت تقسیم بر وزراء ، 5000 میلیارد تومان و بودجه مجلس تقسیم بر کارکنان مجلس تنها سی میلیون تومان است!
آقای رییسجمهور به خوبی میدانند که کار مُلک بر قانونگرایی راست شود، و به دلایل پیش گفته، نامه شما اقدامی ندارد.»



از موهای دُم اسبی تا تیپ های ورزشی !
«««««««««««»»»»»»»»»»»
یادم می آید حدود ده سال پیش در حاشیه یک سمینار، فیلم سینمایی « نان، عشق ، موتور 1000 » را برایمان نمایش دادند . در آن فیلم عده ای از حزب اللهی ها ، جوانانی را که موهایی دُم اسبی داشتند می گرفتند و با یک ماشین اصلاح، موی آنان را کوتاه می کردند و چنین القاء می شد که داشتن چنین مو و هیبتی ، معمول و مطابق با هنجارهای جامعه اسلامی و انقلابی نیست . گذشت، تا آنکه در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری نهم در یک مناظره تلویزیونی چهره ای را دیدم که در سن و سالی بالا با موهایی دُم اسبی به دفاع از آقای احمدی نژاد پرداخته است . با انتخاب آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور نهم ، همین آقای "مو دُم اسبی" یعنی «مهدی کلهُر» به عنوان مشاورفرهنگی رئیس جمهور برگزیده شد . وی در مقام مشاور رئیس جمهور در حالی همین شکل و شمایل را حفظ کرد که با عده ای از جوانان به خاطرداشتن همین تیپ و قیافه برخورد می شد .
اما به تازگی و در حالی که به انتخابات ریاست جمهوری دهم نزدیک می شویم و تلاش سیاسی برای جلب توجه جوانان ضروری است!، آقای کلهُر به نقل از آقای احمدی نژاد در تأیید تیپ و قیافه خود گفته است که « اسلامِ روز، یعنی همین شکل و قیافه کلهُر !». وی در مصاحبه با "روزنامه ابتکار" همچنین گفته است : « من با یکی از خبرگزاری ها مصاحبه ای داشتم ، گفت چرا موهایت این جوری و لباست اینطوری است؟ گفتم مربوط به خودم است و به دولت ربطی نداره که همین نکته را دکتر (آقای احمدی نژاد)دیده بود و اعتراض کرد چرا به دولت نهم ربطی ندارد و گفتند اتفاقاً اسلامِ روز، همین شکل و قیافه کلهر است » . وی حتی برای این مسأله نیز مانند بسیاری از افراد دیگر از رهبری نیز خرج می کند و می گوید :« احمدی نژاد وسعت نظر دارد. ایشان از انقلاب و بنیانگذار انقلاب این وسعت نظر را دارد و آقا به عنوان رهبر انقلاب که ایشان هم نظرش باز است. من و آقای الهام بارها خدمت آقا (رهبر انقلاب) نهار خوردیم و اینطور نبوده که به من نگاه نکند به آقای الهام نگاه کند.» وی ادامه می دهد :« آنچه به انسان حرکت می دهد و برایش رویکرد درست می کند، ایمان قلبی است نه ریش که با یک هفته در می آید و ۱۰ روز بعد می توان زد.»
من نیز با بخش زیادی از سخنان ایشان موافقم و بر کسی بویژه جوانان برای داشتن موی بلند و نداشتن ریش خُرده نمی گیرم ولی سؤال این است که اگر در دولت خاتمی فردی با این شکل و شمایل به عنوان مشـاورفـرهنـگی رئیس جمهور انتخاب می شد و تیـپ و قیـافه خود را "اسلامِ روز" معرفی میکرد آیا او را مضحکه هر محفل و مجلسی نمی کردند ؟!

البته گویا این رفتارها و سخنان جوان پسند در آستانه انتخابات ، تنها منحصر به آقای کلهُر نیست بلکه "صادق محصولی" نیز در مصاحبه با سرويس ورزشي بُرنا به تمجید از بازی فوتبال آقای احمدینژاد پرداخته و گفته است :« در دانشگاه علموصنعت در مقطع دانشجويي که بوديم، آقاي احمدينژاد حرفهاي فوتبال بازي ميکرد و عضو تيم دانشگاه هم بود....پس از دوره دانشجويي و اوايل دهه 70 که در دانشگاه علموصنعت تدريس ميکردم، عضو تيم فوتبال اساتيد دانشگاه بودم که آقاي احمدينژاد عضو اين تيم هم بود که بيشتر در پست فوروارد و يا هافبک تهاجمي بازي ميکرد و البته بازياش خيلي بهتر از بنده بود.»
آقای "علی آبادی" رییس سازمان تربیت بدنی هم برای آنکه از این قافله عقب نماند ،پس از حضور آقای احمدینژاد در جمع کشتیگیران، اعضای کادر فنی و مسئولان فدراسیون کشتی در پایان جـام جهانی کشتی آزاد، در تقــدیر از ایشان خطاب به مسئولان سازمان فیــلا گفت :« آقای احمـدی نژاد تیـپاً ورزشی هسـتند»!

" سیب زمینی " انتخاباتی !!
اخبار سفرهای استانی اخیر آقای خاتمی را که دنبال می کردم به مطلبی برخورد نمودم که جالب و کم سابقه بود . آن مطلب این بود که در یکی از اجتماعات این سفر، عده ای از مردم شعارهایی علیه « سیب زمینی » داده اند . ماجرا را که دنبال کردم مشخص شد که گویا در جریان سفر آقای خاتمی به استانهای فارس، کهکیلویه و بویراحمد و بوشهر که با استقبال گسترده مردم این استانها نیز مواجه شده است، پس از عبور و بازدید آقای خاتمی از شهرها و روستاهای بین راه، یک دستگاه کامیون لبهدار بدون پلاک در این شهرها توقف مینموده و به عنوان هدیه نوروزی فرمانداری یا بخشداری منطقه، یک گونی سیبزمینی توزیع میکرده است و چون مردم این اقدام را برای تحت الشعاع قرار دادن سفر آقای خاتمی تلقی کرده و شائبه سیاسی بودن برای آن قائل بوده اند ، اقدام به سردادن شعار در محکومیت علیه توزیع سیبزمینی نموده اند .
اما مشاور مدیر عامل و رییس روابط عمومی سازمان مرکزی تعاون روستایی هم توزیع سیبزمینی رایگان را تأیید کرد و وزیر کشور نیز در نامهای به استانداران سراسر کشور از آنان خواسته تا نسبت به پیگیری موضوع، اخذ سهمیه و انتقال و توزیع به موقع سیب زمینی اقدام کنند.البته گویا توزیع این سیبزمینی ها در بین مددجویان کمیته امداد و بهزیستی بوده و برای این اقدام ، سازمان تعاون روستایی، یک میلیون و 300 هزار تن سیب زمینی را به قیمت هر کیلو 100 تومان، از کشاورزان خریداری کرده است. این حرکت در برخی از شهرستانهای اطراف تهران نیز صورت گرفته و مقدار زیادی سیب زمینی در بین دانش آموزان مدارس شهرستانهای رودهن، بومهن، پاکدشت و ... توزیع شده است. به گفته مسئول یکی از مدارس این منطقه، کمیته امداد با هماهنگی با اداره آموزش و پرورش شهرستان اقدام به این کار کردهاند و با اعزام دو کامیون سیب زمینی به هر یک از مدارس این شهرستانها اعم از دبستان، راهنمایی و دبیرستان؛ اقدام به توزیع سیب زمینی کردهاند. علاوه بر این ، در بین دانشآموزان مدارس استان آذربایجان و شهر کرمانشاه و شهرستانهای سراب و بناب این سیب زمینی ها توزیع و بنا به دستور برخی مقامات، از فیلمبرداری یا عکسبرداری هنگام تحویل سیب زمینی نیز جلوگیری می شده است.
این در حالی است که از یک سو وزیر جهاد کشاورزی چندی پیش از واردات 270 هزار تن سیبزمینی به کشور از ابتدای امسال تاکنون خبر داد، اما از سوی دیگر یک میلیون و 300 هزار تن سیب زمینی از سیب زمینی کاران خریداری کرده و به صورت رایگان در مدارس توزیع کرده اند. این اقدام موجب گلایه جمعی از سیبزمینی کاران گردیده که از پایین بودن قیمت خرید سیب زمینی ابراز ناخرسندی کرده و گفته اند: «توزیع 30 تا 60 کیلو سیب زمینی به صورت رایگان ، موجب شده قیمت پایینتر بیاید....با قیمت 100 تومان کشاورزان نمیتوانند حتی هزینههای صرف شده در بخش کاشت، داشت و برداشت محصول را بپردازند».
آیا دستور آقای احمدی نژاد ضمانت اجرایی دارد؟
((((((((((((((()))))))))))))))
کانديداهاي اصلاح طلب انتخابات رياست جمهوري در سفرهايي که هفته گذشته به برخي از استان هاي کشور انجام دادند با منع مقام هاي دولتي براي سخنراني روبه رو شدند. "موسوي لاري" وزير اسبق کشور در تشريح موانع ايجادشده براي آقای خاتمي در سفر به استان فارس گفته است؛ «علاوه بر کارشکني هايي که در مورد محل سخنراني و حتي چگونگي زيارت حرم مطهر شاهچراغ به کار بسته شد متأسفانه برابر گزارش ها از لحظه آغاز سفر در فرودگاه مشکلات به وجود آمد و به نظر مي رسيد اراده يي وجود دارد که مي خواهد سفر به تعويق بيفتد.»
به گفته وي تا به حال سابقه نداشته متوليان امنيتي براي اماکن زيارتي تصميم بگيرند اما در سفر خاتمي به شيراز شاهد اين بوديم که شوراي تأمين شهرستان، با سخنراني خاتمي در حرم شاهچراغ شيراز مخالفت کرد و به همين خاطر سخنراني آقاي خاتمي در ورزشگاه شهيد دستغيب برگزار شد. در همين حال گزارش هاي متعددي نيز درباره ايجاد مانع در جريان سفر آقاي کروبي به همدان و اروميه روي خروجي خبرگزاري ها قرار گرفته است. بر مبناي اين گزارش ها مديران دانشگاه همدان به دستور دولت و وزير علوم مانع از آن شدند که کروبي داخل دانشگاه برود و به همين علت وي تصميم گرفت مقابل در دانشگاه سخنراني کند. اين در حالي است که برنامه کروبي براي سخنراني در يک سالن سينما در شهر اروميه نيز به دليل مخالفت هاي آشکار و پنهان لغو شد. روي ديوار ساختمان سينما "تربيت" شهر اروميه پارچه نوشته يي نصب شده بود با اين مضمون که سينما به علت تعميرات تعطيل است.
انتقاد کانديداهاي اصلاح طلب از مانع تراشي دستگاه هاي دولتي با واکنش هاي متفاوتي از سوي حاميان دولت روبه رو شده است.
در این شرایط، برخي رسانه ها و چهره هاي محافظه کار مدعي اند اصلاح طلبان " مظلوم نمايي" می کنند و برخي دیگر از چهره هاي محافظه کار مانند محمدرضا ميرتاج الديني نماينده تبريز نيز معتقدند «سفر کانديداهاي اصلاح طلب خلاف قانون است.»وي به آقای خاتمي و آقای کروبي پيشنهاد کرده است به جاي انجام سفرهاي استاني از رسانه ها و مطبوعات موجود براي تبليغات انتخاباتي استفاده کنند.
اما آقای احمدي نژاد در جلسه هيأت دولت خطاب به مسئولان تمام دستگاه هاي دولتي گفته است؛ «احدي حق ندارد در جريان سخنراني کانديداهاي رياست جمهوري دخالت يا ممانعتي ايجاد کند.»آقای احمدي نژاد وعده داده دولت در حد توان خود به ايجاد فضاي رقابت کمک خواهد کرد. به گفته وي فضا بايد هر چه مي تواند پرنشاط تر باشد و «کانديداها» به ويژه در دانشگاه ها گفت وگو کنند و مردم نيز همه حرف ها را بشنوند و با پختگي تمام تصميم درست را بگيرند. البته وی تصريح کرده که دولت مسئوليتي درباره برخي نهادها مانند نيروهاي نظامي و انتظامي يا فضاهايي که اختيارش در دست بخش خصوصي است، ندارد اما در فضاهاي دولتي براي حاکم شدن جوّ رقابت انتخاباتي بايد تلاش کرد. آقای احمدي نژاد براي متقاعد کردن دستگاه هاي دولتي به همراهي با کانديداهاي رياست جمهوري گفته است؛ «کار سياسي همين است.»
حال سؤال این است که :
1- آيا دستور آقای احمدي نژاد براي همراهي دستگاه هاي دولتي با کانديداهاي رياست جمهوري ضمانت اجرایی دارد؟
2-آيا مانع تراشي دستگاه هاي دولتي در جريان سفرهاي استاني کانديداهاي اصلاح طلب متوقف خواهد شد؟

نسبت ما با "حقيقت"
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در این روزگار، به "عرصه فرهنگی" که نگریسته می شود نمی توان افق چندان روشني براي آينده آن دید. اين موضوع به دل نگراني و دغدغه ها جمع زیادی از دلسوزان مملکت تبدیل شده است زیرا در حالی که ما در کشور شاهد وجود نهادهاي گوناگون و حتي بيش از اندازه فرهنگي نظیر حوزه ها، دانشگاه ها، آموزش و پرورش، رسانه هاي جمعي، سازمان تبليغات، وزارت ارشاد ،حوزه هنري و... هستيم؛ اما هر يک از اين نهادها تنها با صرف سهم خود از اعتبارات ملی به حيات روزمره خويش ادامه می دهند و قادر به خلق ارزش هاي تازه نبوده و قدرت اثرگذاري فرهنگي خويش را از دست داده اند و فرهنگ را با تبليغ و تبليغ را با ولخرجي هاي حاصل از پول نفت يکي گرفته اند.
شاید بتوان گفت گمشده اصلی عرصه فرهنگ که ما را به چنین وضعیتی دچار ساخته " تفکر" است زیرا صاحبنظران این عرصه می گویند « "تفکر" روح فرهنگ است» و بدون تفکر، فرهنگ همچون جسدي مرده و بي روح است. البته منظور "تفکر" ، فکر کردن های روزمره و عادی و جزئی نیست بلکه منظور آن است که باید درباره مسائل و پرسش هاي بنيادين انديشید، اگر نه همه انسان ها در هر لحظه فکر مي کنند و نحوه هستي انسان ها از تفکرشان جدا نيست و حتی نمي توان يک لحظه جلوي انديشيدن و تفکر ، يعني وجود حالات گوناگون آگاهي و حرکت تصورات را در ذهن خويش گرفت، ولی با اين حال، صفت "متفکر" را براي همه کس به کار نمي بريم. بي ترديد، رؤساي جمهور، وزرا، نمايندگان مجلس نيز در سراسر جهان درباره مسائل و معضلات عظيم يک کشور مي انديشند، حتي پزشکان، مهندسان، پژوهشگران در آزمايشگاه ها، حسابداران و حسابرسان، سرمايه داران و کارخانه داران همه مي انديشند، اما هيچ يک از آنان را «متفکر» نمي نامند. صفت «متفکر» را براي نحوه تفکر خاصي به کار مي برند و همين نحوه تفکر خاص است که اراده معطوف بدان در ميان ما از بين رفته، لذا انديشه ها، تفکرات و برنامه ريزي هاي روزمره مان بي حاصل مانده، ما را به حل مسائل مان سوق نمي دهد. اين تفکر در معناي خاص، يعني همان تفکري که ما در ميان متفکران، يعني فيلسوفان، عارفان، هنرمندان و شاعران بزرگ مي يابيم، همان چيزي است که در ميان ما ديده نمي شود. جامعه ايران امروز، درباره مسائل و پرسش هاي بنيادينش نمي انديشد يا بسيار کمتر از آنچه بايد، مي انديشد.
امروزه اغلب ما ايرانيان، دو دسته شده ايم؛ يا خواهان حفظ وضع موجود هستیيم و تمام جهان و تاريخ را از دريچه تنگ حفظ وضع موجود نگريسته يا نسبت به وضع موجود معترض بوده، خواهان تغيير وضع موجوديم، لذا تمام جهان و تاريخ را از دريچه تنگ تغيير وضع موجود می نگريم. آنچه در ميان ما وجود دارد، اراده معطوف به حفظ قدرت و حفظ وضع موجود يا اراده معطوف تغيير وضع موجود است. اما آنچه در ميان ما کمتر ديده مي شود اراده معطوف به حقيقت است. به عبارت دیگر، در روزگار کنوني بسياري از ما نسبت خويش با حقيقت را گم کرده ايم و « ديگر نسبتي با حقيقت نداريم.» .از ياد نبريم،جامعه و فرهنگي که نسبت خويش با حقيقت را گم کند، يا از کف دهد، نخواهد توانست به روشنايي اصيلي براي يافتن راه خود در پيچ و خم هاي تاريک تاريخ دست يابد.

"مصلّی" و "شهر" ارثیه کسی نیست
۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸۸
درخبرها آمده بود که به آقای کروبی اجازه سخنرانی در دانشگاه بوعلي سيناي همدان ندادند و سعی نمودند این مراسم را همانند سخنراني وی دانشگاه گرگان لغو نمایند ولی با وجود عدم صدور مجوز براي سخنراني، آقای کروبي از پشت درهاي قفل شده دانشگاه با دانشجويان سخن گفت . شبیه این ماجرا را نیز سعی نمودند برای خاتمی در شیراز بوجود بیاورند تا آنجا که مکان سخنرانی آقای خاتمی از شاهچراغ به سالن شهید دستغیب تغییر پیدا نمود .
اما از آنجا که قرار است آقای خاتمی پس از استان فارس به استان "کهگیلویه و بویراحمد" سفر و در جمع مردم یاسوج سخنرانی نماید و کارشکنی هایی در این خصوص صورت گرفته بطوری که مسئولین استانی از ندادن مجوز برگزاری سخنرانی و بی تفاوتی نسبت به برقراری امنیت دیدار مردمی خاتمی خبر داده و حتی تبلیغات و اطلاعیه های سخنرانی آقای خاتمی در این شهرها بعضاً با دستور کتبی مسئولین محلی جمع آوری شده است،"آیت الله ملک حسینی" نماینده مردم کهگیلویه و بویراحمد در مجلس خبرگان رهبری و رییس حوزه علمیه شیراز، اعتراض شدیدی نسبت به این کارشکنی ها نشان داده و طی تماس با امام جمعه، مسئولین مدیریتی و امنیتی یاسوج گفته است: « مسئولین باید امنیت سفر ایشان را تأمین کنند و بر عکس چیزهایی که می شنوم، کسی حق ندارد تعرض و عملی که خلاف شأن نظام جمهوری اسلامی باشد، نسبت به سفر انسان بزرگواری چون خاتمی انجام دهد.»
آیت الله ملک حسینی در سخنرانی بعد از نماز عصر خطاب به نمازگزاران گفته است: «همانطور که این مصلی و شهر در اختیار افراد دیگر قرار گرفته باید در اختیار خاتمی نیز قرار گیرد و مصلی ارثیه هیچ کسی نیست که اجازه ندهد انسان مؤمنی چون خاتمی در آن با مردم دیدار کند.»
اما گویا "ستار هدایت خواه"نماینده اصولگرایای یاسوج در مجلس هشتم که برخلاف آیت الله ملک حسینی، از سفر آقای خاتمی به حوزه انتخابیه خود یعنی یاسوج ناراحت است، گفت : « ایشان ۸ سال رییس جمهور بوده و مردم می شناسندش . رفتن به این سفرها از نظر قانونی قطعاً اشکال دارد .» وی همچنین می گوید:«این تبلیغات انتخاباتی زود هنگام خلاف قانون است و به اعتقاد من یکی از دلایل عدم صلاحیت این افراد برای ریاست جمهوری است.»
وی در پاسخ به این سئوال هم که استقبال مردم در یاسوج از آقای خاتمی را چطور پیش بینی میکنید، گفت:«حالا دیگه بستگی دارد البته این استقبالها را نمیتوان مبنا قرار داد.مردم ما اینجور هستند که به شخصیتهایی که از جاهای دیگر میآیند احترام میگذارند.»
اصلاحطلبان منصفانهتر عمل ميکنند و با دولت هماهنگترند
إإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإإ
بحث و جدل بر سر بودجه 88 و لایحه هدفمند کردن یارانه ها آنچنان در میان اصولگرایان مجلس بالا گرفته که برخی آنان از همفکران خود به شدت دلخور و عصبانی شده اند . روحالله حسينيان، عضو کميسيون تلفيق، به دلیل اختلاف نظر گسترده در این کميسيون بر سر لایحه بودجه 88 و موضوع هدفمند کردن یارانه ها، با ابراز ناراحتي و نارضايتي شديد از این وضعیت گفت: «کميسيون تلفيق آنچنان براي دولت تضييق و تنگنا نصب کرده است که براي دولت امکان مانور و انعطاف وجود ندارد. من اگر جاي دولت بودم اعلام ميکردم طبق قانون مصوبات مجلس را اجرا ميکنم، ولي هيچگونه مسئوليتي را نميپذيرم. بنده رسماً اعلام ميکنم اين بودجه پيامدهاي امنيتي و اقتصادي دارد و دولت را بشدت ناکارآمد خواهد کرد. بنابراين درصورت تصويب مصوبات کميسيون تلفيق در صحن مجلس، دولت هيچگونه مسئوليتي ندارد...... بسياري از نمايندگان براي دولت هيچ اصالتي قائل نيستند و دولت را يک کارگزار مجلس ميدانند. به همين خاطر مجلس پيوسته و عليالدوام طرح پيشنهاد ميکند و به تصويب ميرساند که هيچ دولتي قادر به انجام اين همه قانون نيست......... ببينيد، دولت باني اصلي برنامه و بودجه است و بايد عادلانه بتواند از لايحه دفاع کند؛ ولي در مجلس ابتدا نمايندگان مخالف برنامه در مخالفت خود با لايحه استدلال ميکنند. بعد نماينده مرکز پژوهشها در رد لايحه دولت صحبت ميکند و سپس نماينده ديوان محاسبات که اصولاً يک ارگان نظارتي است، نه ارگاني تخصصي، در مورد اصل برنامه و بودجه صحبت می کنند. متأسفانه این هر دو نهاد با دولت مخالف هستند و تقريباً با اکثر قريب به اتفاق نظريات دولت مخالفت ميکنند. ......... با تأسف بيشتر اينکه رئيس مرکز پژوهشها هم عضو کميسيون تلفيق است و چنان موضع ضددولتي دارد که عبارات تحقيرکننده و گاه توهينآميزي را به کار ميبرد....... من هم نسبت به اداره جلسه کميسيون و دخالت در امور اجرايي و ناکارآمد کردن دولت اعتراض داشتم و هم نسبت به رئيس مرکز پژوهشها که چرا غيرکارشناسي و يکسره سياسي برخورد ميکنند. من به آنها گفتم اين بودجه فقط براي ساقط کردن دولت طراحي ميشود. ....... »
این نماینده مجلس هشتم که از هواداران پر و پاقرص دولت نهم و از مخالفان سرسخت اصلاح طلبان می باشد، آنچنان از دست همفکران خود ناراحت است که می گوید: « متأسفانه اينها ادعاي اصولگرايي دارند ولي تيشه برداشتهاند و اصول را قطع ميکنند. جالب اين است که اصلاحطلبان منصفانهتر عمل ميکنند و با دولت هماهنگترند.»
البته روح الله حسينيان در حالي ديوان محاسبات را یک ارگان غیر تخصصي و مرکز پژوهشهای مجلس را دارای موضع ضددولتي می داند و اعتقاد دارد رئیس آن مرکز عبارات تحقيرکننده و گاه توهينآميزي را درمورد دولت به کار ميبرد که همه آنها از جناح به اصطلاح اصولگرا هستند .
در اردوگاه جناح راست ......
«««««««««»»»»»»»»»
در حالی که بزرگان جريان راستگرا براي جلوگيري از ريزش آراي این جناح تلاش می نمایند ، اخباري که از جلسات و مصاحبه هاي آنان منتشر مي شود نشانگر اختلاف گسترده اين طيف بر سر کانديداي انتخاباتي است و به نظر می رسد که روزهاي سخت و پرتنشي را سپري مي کنند، زیرا از يک طرف "محمدباقر قاليباف" به جلسه جامعه اسلامي مهندسين رفت و ضمن ارائه گزارشي از عملکردش در عرصه مديريت شهري، برنامه هاي انتخاباتي خود را نيز تشريح نمود و در نهایت روز چهارشنبه حضور قطعی خود را در انتخابات اعلام کرد و از سوي ديگر اعضاي جمعيت ايثارگران انقلاب به دليل اختلاف درباره حمايت از نامزدي احمدي نژاد در جلسات شوراي مرکزي حاضر نشدند.علاوه بر اين ، اعضاي ارشد حزب مؤتلفه اسلامي نيز از ملاقات با رئيس دولت نهم چندان نتيجه راضی نبودند و براي حمايت از کانديداتوري مجدد احمدي نژاد قانع نشدند.
البته ماجرای اختلافات جناح راست، قدمتي به عُمر روي کار آمدن راستگرايان در ارکان مختلف قدرت دارد و دلخوري ها و قهرها از آن زمان شروع شد که طيف نوظهور این جناح پس از روی کار آمدن، حاميان اصلي خود را در قدرت سهيم نکردند لذا این بار حاضر نيستند بدون شرط و شروط پشت سر رئيس دولت نهم قرار گيرند و حاميان دولت نيز نمي خواهند تمرکزشان در قدرت را از دست بدهند. اين گونه است که هر روز کانديداي جديدي از ميان راستگرايان براي رقابت در انتخابات اعلام کانديداتوري مي کند.
همچنین گفته می شود که اختلاف بر سر حمايت از محمود احمدي نژاد در بين جمعيت ايثارگران نیز بالا گرفته و ماجرا از این قرار است که گویا تصمیم بر آن بوده که شوراي مرکزي جمعيت ايثارگران مصوبه اي درخصوص انتخابات 88 داشته باشد، منتها از آنجا که برخي از اعضا تأکيد داشته اند که اين مصوبه نبايد به نفع محمود احمدي نژاد باشد ولی "حسين فدايي" برخلاف نظر اين اعضا تأکيد بر حمايت از احمدي نژاد دارد ، چند روزي است که برخي از اعضاي این جمعيت در اعتراض به سياست هاي "حسين فدايي" دبيرکل اين حزب، در شوراي مرکزي حاضر نمي شوند.
در همین زمینه "علي دوراني" دبير ائتلاف فراگير اصولگرايان در مصاحبه ای با «سایت فرارو» گفت: «در حال حاضر قاطبه اصولگرايان به جز حاميان دولت يعني کساني که دولت نهم را فارغ از همه مسائل تأييد مي کنند، نگرانند و اين نگراني را به انحاي مختلف در مصاحبه ها و سخنراني هاي خود بروز مي دهند حتي کساني که تلويحي از دولت نهم حمايت مي کنند . دليل آن در واقع ترس از کانديداي اصلاح طلبان است.» وي همچنین گفت که : «نگراني درخصوص نوع مديريت کشور در ميان اصولگرايان و کساني که دل در گرو انقلاب دارند وجود دارد چرا که دايره مديران نظام بسيار تنگ شده است.» به اعتقاد وي« با اين نوع نگرش به مديريت، نگاه جامعه به مديريت جريان اصولگرا تغيير مي کند و اگر اين شيوه مديريتي استمرار داشته باشد احمدي نژاد همه کارت هاي اصولگرايان را خواهد سوزاند.»
حبیب الله عسگراولادي هم پیش از این گفته بود که : «برداشت من از بيانات مقام معظم رهبري اين است که ايشان خواستار دولتي با اقتدارتر از دولت فعلي و رأي بالاي مردم به رئيس جمهور بعدي هستند.»

پس از رحلت....
««««««««»»»»»»»»
در سالروز رحلت آخرین پیامبری امت اسلامی ماتم زده است که با رفتنش، آتش فتنهها و بغض فروخورده دشمنانش که طي ساليان دراز مجالي براي بروز نداشتند، دوباره شعله ور شد و فرصت طلبانی برسر كار آمدند که موجب دور شدن جامعه از اسلام راستین گردیدند و این حرکت چنان بر خاندان پیامبر گران آمد که حضرت زهرا (س)در فرازهایي از خطبه فدكیه به گروههاي فرصت طلب كه منتظر بودند تا بعد از رحلت پیامبر از آن موقعیت بهره ببرند پرداخته و ویژگيهاي آنها را نیز بیان فرموده است.
با رحلت پیامبر(ص) و روی کار آمدن فرصت طلبان، چه بی حرمتي ها که به خاندان پیامبر روا داشتند و حق اهل بیت حضرتش را ضایع كردند.چنانچه حضرت علي(ع) ميفرماید« به خدا سوگند نه در فكرم ميگذشت و نه در خاطرم ميآمد كه عرب، خلافت را پس از رسول خدا از اهل بیت او بگرداند». مردم نیزآنچنان دچار بيتفاوتي شدند که علی(ع) خطاب به انصار كه با جان و مال، پیامبر را كمك كرده بودند چنین فرمودند: «اي گروه جوانمرد، اي بازوان ملت و یاوران اسلام، این غفلت و سستي و ضعف شما در حق من و تغافل و بيتفاوتي و خواب آلودگي درمورد دادخواهي من، چیست؟»
و امروز نیز در حالی که آن رسول گرامی برای کامل کردن مکارم اخلاقی انسانها مبعوث شده است و بیشترین نیاز جامعه امروز ، اخلاقمداری است ،بدترین بداخلاقیها آنهم بعضاً از سوی برخی در لوای نام دین صورت میگیرد .
این ایام سوگواری را تسلیت می گویم .
واکنش ها به گفتگوی تلویزیونی آقای احمدي نژاد
!!!!!!!!!!!!!!!(((((((((()))))))))))!!!!!!!!!!!!!!
به دنبال گزارش دیوان محاسبات از عملکرد مالی دولت، این روزها این سخنان به نقل از نمایندگان مجلس و صاحبنظران اقتصادی در جراید انعکاس داشته و بر سر زبان برخی از عوام الناس است :
1- سرنوشت مبلغ یک میلیارد دلار از بودجه سال 85 نامشخص است .
2- برابر گزارش دیوان محاسبات، تنها در بودجه 85 حدود 4000 مورد تخلف صورت گرفته است و سال 86 و 87 نیز چنین وضعیتی دارد .
3- در آمد حاصل از استخراج و فروش میلیاردها متر مکعب گاز نه تنها به خزانه واریز نشده بلکه در صورت حسابهای وزارت نفت هم اثری از آن نیست .
4- برابر قانون بودجه سال 87 ، خود دولت مبلغ 3000 میلیارد تومان برای خرید بنزین پیشنهاد داده ولی این مبلغ در مرداد ماه تمام شده و از آن تاریخ به بعد بدون مجوز اقدام به خرید بنزین نموده است درحالی که باید با ارائه لایحه ای از مجلس مجوز می گرفته است .
5- وزارت نفت مبلغ 3/86 میلیارد تومان(به عبارت احمد توکلی358 ميليارد تومان در سه سال) به سفرهای استانی دولت اختصاص داده است که بر اساس گزارش دیوان محاسبات ، هیچ سندی هم در مورد خرج شدن این اعتبارات دیده نمی شود .
و اما آقای احمدي نژاد در پاسخ به این مسائل، در گفتگوی تلویزیونی خود اين نهادهاي نظارتي را به اشتباه و بيدقتي و سر و صداي بيجا درباره گم شدن يك ميليارد دلار از درآمد نفتي متهم كرد و ادعا نمود: «هيچ تخلفي رخ نداده و حتي يک دلار هم ناپديد نشده است... نمي دانم اين از بي سوادي است يا بداخلاقي که از هر ابزاري براي ضربه زدن يا تحريک مردم استفاده مي کنند اما در اين ميان ما مدعي هستيم که اين اشتباه محض از سوي کساني منتشر شده که تعريف خزانه و بانک مرکزي را نميدانند.»
این سخنان آقای احمدي نژاد واکنش دیوان محاسبات را برانگیخت و دیوان محاسبات کشور با نگارش نامهای به شرح ذیل به صدا و سیما از گزارش خود دفاع کرد و خواستار آن شد که با حضور در یک برنامه تلویزیونی، واقعیات موجود را برای مردم توضیح دهد. دیوان محاسبات با تأکید بر ماجرای یک میلیارد دلار، تصریح کرد که در این برنامه درباره بيش از چهار هزار مورد انحراف دولت نهم از احكام قانون بودجه 85 نیز برای افکار عمومی توضیح خواهد داد.
« برادر ارجمند جناب آقاي برازش، مديريت شبكه يك سيماي جمهوري اسلامي ايران
با سلام و احترام
در پي مصاحبه شامگاه سه شنبه رياست محترم جمهوري جناب آقاي دكتر احمدي نژاد در شبكه يك سيماي جمهوري اسلامي پيرامون فعاليتهاي قوه مجريه كه اشاراتي نيز در ارتباط با عدم واريز يك ميليارد و 58 ميليون دلار به حساب ذخيره ارزي يا خزانه داري كل كشور و تهيه گزارشات رسيدگي و تفريغ بودجه توسط ديوان محاسبات كشور داشتند، اين سخنان باعث ايجاد شبهه در نحوه انجام وظايف قانوني ديوان و كاركنان خدوم اين نهاد كه جايگاه قانون اساسي دارد، شده است. لطفاً دستور فرمائيد مقدمات حضور مسئولان ديوان براي شركت در برنامه مشابه تلويزيوني را فراهم آورند، تا افكار عمومي در جريان فرايند واقعي رسيدگيها كه مبتني بر دقت، صحت و مبناي قانوني، مطابق اصل 55 قانون اساسي و قوانين موضوعه دارد، قرار گيرند. اميد آن داريم اين برنامه تلويزيوني بتواند در سايه طرح ديدگاههاي كارشناسي و ارائه اطلاعات و اسناد شفاف، سرنوشت يك ميليارد و 58 ميليون دلار و بيش از چهار هزار مورد انحراف (در حوزه اعتبارات، دريافتها، تبصرهها) از احكام قانون بودجه 85 كه درنتيجه تهيه گزارش تفريغ سال مذكور شناسايي شده است، براي افكار عمومي روشن سازد.»
"حميدرضا كاتوزيان" نماينده اصولگرای تهران و رئيس كميسيون انرژي مجلس نیز درباره سخنان آقای احمدينژاد در گفتوگوي خبري تلویزیون گفت: «به كار بردن كلمات نامناسبي چون بيسواد، غرضورز يا غير منصف براي منتقدان اصلاً درست نيست و بهتر است كه به انتقادها پاسخ داده شود..... درباره اينكه بيش از رقم 3000 میلیارد در سال جاري واردات بنزين و گازوئيل هزينه شده بايد يا صحبت رئيس جمهور را درست بدانيم يا سخنان وزير نفت را. بر اساس اظهارات وزير نفت و گزارش ديوان محاسبات تقريباً در مردادماه امسال بودجه واردات بنزين و گازوئيل تمام شده است...... از مردادماه تاكنون خريد بنزين و گازوئيل بدون مجوز مجلس صورت گرفت و همان زمان كه وزارت نفت خريد بنزين و گازوئيل خارج از مصوبه مجلس آغاز كرده وزير نفت 4 بار اين مسئله را كه براي خريد مذكور به مصوبه مجلس نياز است با رئيس جمهور در ميان گذاشت و آقاي احمدينژاد از همان ابتدا در جريان اين موضوع بوده است..... در اينكه رئيس جمهور اعلام كرده كه دولت هنوز به سقف 3 هزار ميليارد تومان بودجه براي خريد بنزين و گازوئيل نرسيده است، ممكن است وزير نفت مقصر باشد زيرا اطلاعرساني دقيقي به رئيس جمهور نداده است....... اگر طبق فرموده مقام معظم رهبري، مجلس قرار است، ريلگذاري كند و دولت روي آن ريل حركت كند بخشي از ريلگذاري به دخل و خرج دولت باز ميگردد كه بايد قانوني باشد. ولی اگر روال اينطور باشد هر كس دستوري بدهد و به وزيري بگويد كه با مسئوليت من اينكار را انجام بده، در آن صورت در مجلس را بايد تخته و مجلس را تعطيل كرد »
" احمد توکلی " دیگر نماينده اصولگراي تهران هم در واكنش به اين ادعای رئیس جمهور که دولت در سال جاری اضافه برداشتی برای واردات بنزین و گازوئیل نداشته و سقف سه هزار میلیارد برای واردات بنزین هنوز به اتمام نرسیده ، گفت: «اين حرف رئيسجمهور هم اشتباه بود و با واقعيات سازگار نيست. » وي همچنین در خصوص استفاده از اعتبارات وزارت نفت در سفرهای استانی :« نزديک به 358 ميليارد تومان در سه سال اخير توسط وزارت نفت در سفرهاي استاني، دولت هزينه شده است که بودجه زياد و سؤال برانگيزي است.»
علي لاريجاني هم گفت :« ....ديوان محاسبات مرجع ميباشد كه حسابها را تطبيق ميكند. تفريغ بودجه را ارائه ميدهد و مجلس هم بايد اين نظرات را در دسترس عموم قرار دهد و نقش اصل 55 قانون اساسي هم اين است..... اگر اسنادي وجود داشته، بايد تا به حال ارائه ميدادند تا در گزارش تفريغ بودجه اضافه شود ....بودجه سال 86 هم همين طور است يعني گزارش ديوان محاسبات نشاندهنده انحراف و اشكالاتي در اجراي بودجه است كه اگر دستگاههاي دولتي نظراتي دارند، بايد اعلام كنند.»