
این هم یک نظری است .....!
**********************
گویا بی انضباطی مالی دولت آنقدر عمیق است که گذشته از نامعلوم بودن محل یک میلیارد دلار از بودجه سال 85 ، به گفته احمد توکلی در سال ۸۷ هم حدود 6-5 میلیارد دلار برای واردات بنزين، بدون کسب مجوز از مجلس و فراتر از سقفي كه در قانون بودجه 87 تعيين شده، برداشت گردیده است . این بی انضباطی ها موجب شد که در روز حضور "غلامحسين نوذري" وزير نفت در صحن مجلس، وی طوري از سوی نمایندگان تحت فشار قرار گیرد كه مجبور شود اعتراف كند واردات غيرقانوني بنزين با دستور آقای احمدينژاد صورت گرفته است ضمن آنکه او فاش كرد كه با اين دستور غيرقانوني مخالف بوده و گفت: « طي چهارنامه خدمت رييسجمهور نوشتم كه قطعاً بايد از مجلس مصوبه بگيريم.»
در اين جلسه، پيش از سخنان وزير نفت، "حميدرضا كاتوزيان" رئيس كميسيون انرژي مجلس هشتم در يك تذكر آييننامهاي گفت:« نه دستور رئيسجمهور شأن قانوني داشته و نه مسئوليتپذيري وزير نفت ميتواند جاي قانون را بگيرد. کاري ميکنيد و ميگوييد با مسئوليت خودم! مگر مسئوليت شما ميتواند جايگزين قانون باشد؟! دولت موظف بوده لايحه به مجلس بياورد و از مجلس بخواهد براي برداشت و خريد مجوزهاي لازم را بدهد.»
پس از رئيس كميسيون انرژي، "محمدرضا خباز" سخنگوي كميسيون اقتصادي مجلس هشتم هم طی سخنانی اظهار داشت « وقتي قرار باشد خود دوستانمان در دولت پيشنهاد دهند و خودشان تصميم بگيرند و شأن قانون و قانونگذار را رعايت نکنند، شما انتظار داريد زيرمجموعه اينها در کشور چه کاري انجام دهند؟ تفکري حاکم است که ميخواهند به قانون و قانونمندي تن ندهند و اين نه شايسته دولت است و نه زيبنده مجلس، که در برابر اين قانونشکنيها سکوت کنيم.»
"علي لاريجاني" رئیس مجلس هم که به این بی انضباطی ها و اقدامات غیرقانونی معترض بود اظهارداشت :«توصيه ما به جنابعالي و دوستان اين است كه قانون را رعايت كنيد. اگر احتياج بيشتر داريد از مجلس اجازه بگيريد، مجلس به شما كمك خواهد كرد. ولي به گونهاي نباشد كه مجلس نتواند از شما حمايت كند." »
این اقدامات غیرقانونی و بی انضباطی مالی دولت موجب گردیده که برخی صاحبنظران اقتصادی در خصوص بودجه سال آینده که بررسی آن هم اکنون در دستور کار مجلس قرار دارد، پیشنهادات جالبی ارائه دهند . "سعيد ليلاز" تحليلگر اقتصادي می گوید:« اين بودجه بين ۲۵ تا ۳۰ ميليارد دلار کسري خواهد داشت. من به صورت کلي ترجيح مي دهم راجع به بودجه هاي تقديمي دولت آقاي احمدي نژاد صحبت نکنم چون اين قوانين بودجه درايران اجرا نمي شوند و مجلس هم زوري ندارد که اعمال نظارت کند. به همين جهت من راجع به عملکردها صحبت مي کنم. چون دولت هر لايحه اي را که بخواهد به مجلس مي دهد از آن طرف مجلس هم هر کاري که بخواهد روي لايحه انجام مي دهد و بر مي گرداند به دولت، اما دولت نهايتاً هر کاري که خودش بخواهد انجام مي دهد. من مي خواستم به مجلس پيشنهاد کنم که بيايد و دربست و بدون افزودن و يا حذف يک واو اين بودجه را تصويب کند. چون اگر شما مقاله آقاي توکلي را هفته گذشته در روزنامه همشهري خوانده باشيد، مي بينيد که دولت ۵-۶ ميليارد دلار بدون مجوز از حساب ذخيره ارزي پول برداشته و خريد کرده است. حالا فرض کنيد رفته اند با آن بنزين خريده اند . بدون مجوز مجلس از حساب ذخيره ارزي برداشتن طبق قانون ديوان محاسبات ايران حکم تصرف غيرقانوني در اموال حکومتي را دارد. وقتي دولت اين کار را به اين سادگي انجام مي دهد )که در تاريخ سابقه ندارد و مجلس هم به سادگي اين موضوع را از دولت مي پذيرد) بنابراين راجع به لايحه و قانون اگر حرف نزنيم بهتر است....... در لايحه پارسال، دولت تعداد مواد رديف هاي بودجه را کم کرد اما مجلس قبول نکرد و رديف هاي بودجه را به سر جاي خود برگرداند اما دولت باز کار خودش را انجام داد...... دراين فضاي سياسي که آقاي احمدي نژاد هر کاري که بخواهد مي کند و هيچ بازخواستي هم وجود ندارد بهتر است که ما اجازه بدهيم دولت ۱۰۰% کار خود را جلو ببرد و ۱۰۰% مسئوليت هاي آن را خود به عهده بگيرد. مجلس وقتي در لوايح دست مي برد در واقع مسئوليت کار را مشترک مي کند. اگر قرار است آخر کار موفقيت باشد بگذاريد معلوم شود کار کيست و اگر هم قراراست شکست باشد بگذاريد معلوم شود کار کيست. اين بودجه يکي از غير اجرايي ترين بودجه هاي تاريخ کشور در بعد از انقلاب خواهد بود.»
« اربعین »
=======
باز دگـــر باره رســید اربعــــین
جوش زند خون حسین از زمین
غــرق تلاطـم شده بحـر محیــط
یک سره درد است بساط بَسیط
شد چهلـــم روز عزای حسین
جان جهــان باد فــدای حسین
نظراتی در مورد " تخریب " !
««««««««»»»»»»»»»
هرچه به پایان کار دولت نهم و انتخابات ریاست جمهوری دهم نزدیک می شویم ، موضوع "تخریب اصلاح طلبان" و بویژه شخص " آقای خاتمی " از سوی تمامیت خواهان افزایش می یابد، لذا بد نیست نگاهی به نظرات برخی فعالان عرصه سیاست در زمینه " تخریب" بیندازیم .
۱- " عباس سلیمی نمین " :« . تخريب در باطن مسأله يي غيراخلاقي است که در چارچوب شرع و اصول نيز قرار ندارد اما به عنوان يک واقعيت اجتناب ناپذير در کنار رقابت براي عرصه هاي مختلف وجود دارد......... شايد عده يي توقع داشته باشند براي ورود به عرصه انتخابات، براي آنها فرش قرمز پهن شود اما بايد بدانند در عرصه جدي سياست از اين بحث هاي تئوريک خبري نيست. در جنگ گروه ها و افراد براي کسب قدرت در همه جاي جهان سياست و رويکرد تخريب پيش گرفته مي شود. در پاکستان حتي کار به ترور و قتل نيز مي رسد........اگر کسي به عنوان يک فرد سياسي مي خواهد پا به عرصه سياست بگذارد بايد با اين رفتارها آشنا و براي تخريب هاي جدي آمادگي داشته باشد »
۲- " ماشاا.. شمس الواعظین " : « عده يي احساس مي کنند که اکثريت بالفطره هستند و چون فکر مي کنند که به خدا و دين نزديک ترند، رأي و نظر مردم را به مشروعيت و مقبوليت نمي شناسند. لذا در مواجهه با پيروزي يک عنصر رقيب با اين تصور که ارکان دين به خطر افتاده وارد عمل مي شوند، در حالي که کمترين وابستگي را به دين دارند و بيشتر احساس وابستگي به قدرت مي کنند...... موضع قدرت جاذبه دارد و آنها مي خواهند هميشه در اين موضع بمانند....... اين عمل نشان مي دهد که اينها تقوا را با وايتکس شسته اند و گذاشته اند کنار، هيچ دليلي براي آنکه نشان دهد اين اعمال آنها از روي تقوا است، وجود ندارد. متأسفانه بايد گفت آقايان دارند از روي قاعده بُرد و باخت عمل مي کنند ولی پوشش ديني بر تن آن مي کنند »
۳- " عماد افروغ " : « من پيش از اين پيش بيني کرده بودم که با نزديک شدن به زمان انتخابات شاهد انواع و اقسام بي اخلاقي ها و تخريب ها از سوي جناح هاي مختلف و هواداران شان خواهيم بود. طبيعي است که ورود آقاي خاتمي به عرصه انتخابات حساسيت ها، واکنش ها، مخالفت ها و حتي تخريب هايي را بر ضد ايشان به مراتب بيش از برخي کانديداهاي محتمل اصلاح طلب رقم خواهد زد. ..... در اين چند سال اين موج تخريب بسيار گسترده تر شده و چهره هاي منتقد و مستقل حتي اصولگرا را نيز در بر گرفته است، غافل از اينکه با اين روش بُرد و دامنه مخالفان را به نمايش گذاشته و گسترش مي دهند. آنها در حرف ها و نوشتارهاي خودشان به ديگراني که در خط آنها نيستند نسبت هاي ناروايي مي دهند که نه با دين سازگار است و نه با اخلاق. اين رفتارها هميشه از سوي افراد غيراخلاقي صورت مي گيرد که مي خواهند به جاي دفاع از حقانيت و عملکرد فرد مورد نظر خود، براي ماندن در قدرت يا کسب قدرت بيشتر به تخريب ديگران بپردازند. ......... آنقدر هم که ادعا مي کنند در راه خدا و براي رضاي او نيست بدون شک پاي قدرت و ميز در ميان است. »
۴- "الیاس حضرتی " : « اصولگراها به خصوص بخش تند اين گروه ، کاري جز تخريب بلد نيستند. اين طيف تندرو از تريبون هاي مختلف هر روز عليه يکي از نيروهاي مفيد کشور شايعه پراکني مي کنند يا با تهمت و افترا سعي بر تخريب او خواهند داشت .... اين افراد هر جايي که احساس کنند بودن شان در قدرت به خطر مي افتد، شروع به بدترين تخريب ها مي کنند.»
۵- " هدایت آقایی " :« تخريب هاي جديد و شديد راست افراطي بر ضد آقاي خاتمي و اصلاح طلبان موضوع جديدي نيست ......در اين سال ها متأسفانه فرهنگ تخريب در جريان راست افراطي نهادينه شده است. راست افراطي تخريب را به عنوان اولين راهکار و تنها راهکار انتخاب مي کند. آنان از خود دفاع نمي کنند بلکه حقانيت خودشان را مي خواهند با تخريب حريف اثبات کنند. راست افراطي به جاي رقابت سالم و تبليغات مثبت، به نابودي رقيب خود فکر مي کند و تنها مي خواهد خود در ميدان سياست حضور داشته باشد. اين جريان رقيب را برنمي تابد و با هر عملي به نابودي آن فکر مي کند...مردم نهايتاً قاضي اين بازي ها خواهند بود. بارها ديديم که اين تخريب با آنکه در اوقاتي ذهن را مخدوش کرده اند اما اکثراً براي آن افراد نتيجه عکس داده است »
۶- " مصطفی تاج زاده " :« این تخریبها برای ما تازگی ندارد. ما در رقابتهای انتخاباتی سال 76 شاهد تخریبهایی شدیدتر از آنچه در برخی هفتهنامه ها یا نطقهای پیش از دستور برخی از اقتدارگرایان مشاهده می شود ، بودیم. البته همه آنها به سود خاتمی و به زیان رقیب او تمام شد. اکنون که جامعه و جهان، خاتمی را بیش از آن زمان میشناسد این تخریبها جز بدنامی برای آمران و مباشران آن و محبوبیت و رأی بیشتر برا ی خاتمی نتیجهای در پی نخواهد داشت.»
۷- "اسحاق جهانگيري" :« اين تخريبها ادامه پيدا خواهد کرد .... و در آينده هم بايد شاهد آن باشيم و تصورم اين است تخريبهايي که در مورد خاتمي عمل ميشود تأثير معکوس خواهد گذاشت....خاتمي در بين مردم به پاکدستي و پاکدامني مشهور است که هر چه تخريب کنند اثر منفي خواهد گذاشت.»
در پایان ، سخن خود "آقای خاتمی" هم در مورد این تخریب ها شنیدنی است :
«در حال حاضر رسانه های عمومی و بسیاری از محافل و نهادها در صدد تخریب اصلاح طلبان می باشند که البته این تخریب ها همواره نتیجه عکس داده است و فقط باعث زحمت دوستانی است که آن را انجام میدهند و البته لطمه دیدن به ارزشها میشود.»
" حمید مولانا " کیست ؟
»»»»»»»»»»»
بعد از آنکه در مطالب انتشار یافته در خصوص لایحه بودجه خواندم که بنابر پيشنهاد دولت قرار است در سال آينده مبلغ 337 ميليون تومان از محل بودجه كشور به « بنياد فرهنگي مولانا » ، وابسته حمید مولانا ، مشاور رئیس جمهور تعلق گيرد، من هم مثل خیلی های دیگر کنجکاو شدم که ببینم "حمید مولانا" یا به تعبیر کیهان" پروفسور حمید مولانا" ، مشاور آقای احمدی نژاد کیست؟ بیش از نیم قرن در آمریکا چه می کرده است؟ این 30 سال بعد از انقلاب کجا بود؟ رابطه او با کیهان چیست؟ نام اصلی و قبلی او چه بوده است؟ سابقه خانوادگی و حسَب و نسَب او چیست؟ آیا حقیقت دارد که تابعیت آمریکا دارد؟ چگونه است که از راه نرسیده مشاور رئیس جمهور ضد آمریکایی می شود و از همه انقلابیون انقلابی تر و از همه مسلمانان مسلمان تر می گردد؟
در جستجوی آن بودم که ببینم این آقای مولانا کیست، تا آنکه در جایی خواندم که گفته در سال 1315 در تبریز زاده شده است . او در زندگی نامه خود که در ویکیپدیا منتشر شده است، نصف صفحه راجع به 5 سالگی خود - که قوای متفقین ایران را اشغال می کنند - می نویسد اما از 52 سال زندگی در آمریکا به عنوان یک شهروند آمریکایی فقط نصف سطر می نگارد ، گویی این 52 سال در خلأ بوده است و اشاره ای به آن ندارد !
اما در جایی دیگر خواندم که او از بستگان "مصباح زاده"مدیر مسئول کیهان زمان شاه بوده است، در 20 سالگی به عنوان سردبیر کیهان فرهنگی و مسئول صفحه اقتصاد کیهان مشغول به کار می شود! بلافاصله با هزینه مصباح زاده به آمریکا می رود و در تمام مدت انقلاب و جنگ در کشور شیطان بزرگ می ماند و در عین حال که مدالها و تقدیر های شیطان بزرگ بی حساب نیست، در آنجا مدالها و تقدیرها دریافت می دارد !
او پس از روی کار آمدن آقای احمدی نژاد و پس از یک دوره کمون 52 ساله در نقش مشاور رئیس جمهور ایران به کشور باز می گردد، یک ملک وسیع در ونک می گیرد و بنا به پیشنهاد دولت در بودجه سال آینده کشور در بخش فهرست اشخاص حقيقي و حقوقي غيردولتي با عنوان« بنياد فرهنگي مولانا » قرار است مبلغ 337 ميليون تومان از محل بودجه كشور به اين بنياد تعلق گيرد!
وی قبل از انقلاب به پشتوانه مصباح زاده در کیهان می نوشت و بعد از انقلاب به پشتوانه شریعتمداری در کیهان می نگارد! البته این هم از تخصص های کیهان است! گفته می شود او طراح ماجرای دانشگاه کلمبیاست که رئیس جمهور ملت بزرگ ایران را به دامی می برد که تعدادی از استقبال کنندگان، پلاکارد" تروریست برو ..... !" در دست دارند و باز طی یک سناریوی از پیش تعیین شده رئیس جمهور را روی سن می نشانند و به او اهانت روا می دارند.

دولت پاکدست و تخلف ؟!
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
تا پیش از قرائت علني گزارش تفريغ بودجه 85 در صحن مجلس شورای اسلامی ، به صورت پراکنده گزارشاتی از "تخلفات تبصره 13" و "شرکت نفت" مبني بر مبهم بودن سرنوشت ميلياردها تومان از اعتبارات بودجه کشور در رسانه های مختلف منعکس می شد که اغلب هم از سوی دولتمردان تکذیب و از این اخبار به عنوان جنگ روانی مخالفان، سیاه نمایی و تخریب دولت عدالتخواه و پاکدست و خدمتگذار یاد می گردید ولی قرائت گزارش دیوان محاسبات توسط "محمدمهدي مفتح"، مخبر کميسيون تلفيق در صحن علنی مجلس شورای اسلامی، این تخلفات را تأیید و آشکار ساخت.
طبق اصل ۵۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ديوان محاسبات موظف شده تا هر سال گزارش تفریغ بودجه را تهیه و به مجلس ارائه کند. ديوان محاسبات کشور که زیر نظر قوه مقننه است، وظيفه حسابرسی عمليات مالی دستگاه های دولتی را به خصوص در تفريغ بودجه بر عهده دارد.
اما برابر گزارش دیوان محاسبات از تفریغ بودجه سال 8۵ ، انحرافات و تخلفات زیادی مشاهده گردیده که قرائت هر بند از اين تخلفات، در صحن علني مجلس با تعجب و هياهوي نمایندگان مواجه می شد و در نهايت علي لاريجاني با شنيدن آن بند که يک ميليارد دلار درآمد نفتي به خزانه واريز نشده است، به صراحت از پشت تريبون مجلس از "رحماني فضلي" رئيس ديوان محاسبات خواست تا پيگير اين تخلفات باشد.
در این گزارش که مربوط به تفریغ بودجه سال 85 بود، دیوان محاسبات اعلام کرد که 1422 مورد انحراف وجود دارد که "وزارت امور اقتصادي و دارايي" با 268 مورد، بیشترین انحراف و "وزارت نيرو" با 180 مورد انحراف رتبه دوم را داراست . از لحاظ سرنوشت مبهم اعتبارات هم، "وزارت نفت" و " وزارت کشور" در صدر قرار دارند.
اين گزارش دیوان محاسبات، با بیان تخلفات در بخش حمل و نقل شهري از جمله تبصره 13 آغاز و به نمايندگان خبر داده شد که اعتراض هاي برخي از شهرداري ها مبني بر دریافت نکردن اتوبوس های پیش بینی شده در لایحه بودجه و همچنين عدم پيش پرداخت اعتبارات مترو صحت داشته و حتي يارانه هايي که قرار بوده براي تعويض خودروهاي فرسوده داده شود، پرداخت نشده است. جايگاه هاي سوخت CNG هم که بايد در پايان سال 85 به 400 جايگاه مي رسيد تنها در حد چهار جايگاه محدود شده است. در بخش تسهيلات خارجي و فاينانس هم در چهار بند به کلان ترين انحرافات در نحوه استفاده از وام هايي که از بانک هاي خارجي گرفته شده، اشاره شده است. در زير عنوان حساب ذخيره ارزي هم هشت بند از تخلفات با قيد اعداد و ارقام ذکر شده است.
آن چه در گزارش تأمل برانگیزتر است آن بخشی است که ديوان محاسبات به نمايندگان مجلس خبر داده که بیشتر تخلف دولت نهم ، در "پرداخت ارقام غيرقانوني به برخي پرسنل ها" بوده و "مناقصات" در دولت نهم هم اولويت دوم تخلفات را شامل مي شود که 193 مورد است. اما بخش حاشيه ساز اين گزارش، بند 3 یعنی بخش انرژي بود. "رحماني فضلي" اعلام کرد يک ميليارد و پنجاه و هشت ميليون دلار ناشي از افزايش بهاي نفت نصيب کشور شده اما پول نفت به حساب خزانه واريز نشده است. اين بند براي نمايندگان پاسخ به سؤال هايي بود که در چند ماه گذشته به دنبال افزايش بهاي نفت تا 140 دلار در مورد نامعلوم بودن سرنوشت پول نفت مطرح مي کردند.
رييس مجلس پس از قرائت اين گزارش گفت: «اين گزارش با اينکه اجمالی است ولی نشانگر برخی از موارد مهم است که از ديوان محاسبات خواهش میکنيم با جديت مواردی که از قانون انحراف داشته يا قانون رعايت نشده و يا بعضی از مواردی که در بند سه در مورد انرژی مطرح شده و حدود يک ميليارد دلار از مازاد بهای نفت به خزانه واريز نشده است را دنبال کند». علی لاريجانی فزود : «کميسيون برنامه و بودجه و تلفيق نيز بايد از اين گزارش استفاده کند و در آينده جلوی اينگونه موارد را با تدوين راهکارهای قانونی مناسب بگيرد.»
رئيس مجلس همچنين گفت ،گزارش تفريغ بودجه سال 86 کل کشور نیز آماده شده است که به زودي در صحن علني مجلس قرائت خواهد شد.
حال باید منتظر ماند تا آن گزارش ارائه گردد .

ماجرای مذاکره مقامات ایرانی و آمریکایی چیست؟
************************
گویا شعارهای ضدآمریکایی سران جناح راست بیشتر مصرف داخلی دارد، زیرا در حالی که آقای جنتي به افرادي که درصدد برقراري ارتباط با آمريکا هستند هشدار می دهد که خود را بيشتر از اين ضايع نکنند و اين راه را نروند و مردم را نرنجانند و آقای احمدي نژاد هم از طريق تريبون نماز جمعه می گوید که « عده يي سرخود راه افتاده و با مقامات غربي مذاکره مي کنند»، این روزها گزارش ها و اخبار منتشره حاکی از آن است که در سال 2008 ، برخی مقامات دولت نهم، چهار دوره مذاکره محرمانه با مقامات آمريکايي در چهار پايتخت اروپايي برگزار نموده اند که هر يک از اين کنفرانس ها بين يک تا دو روز بوده که آخرين آن هم در اتريش برگزار شده است .
گفته می شود مقامات ایرانی، "مجتبي ثمره هاشمي" مشاور ارشد آقای احمدي نژاد ، "حميد مولانا" دیگر مشاور آقای احمدي نژاد و "علي اصغر سلطانيه" نماينده دائمي ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي و مقامات آمریکایی نیز ، "ويليام پري" وزير دفاع آمريکا در دولت بيل کلينتون و از مشاوران ارشد باراک اوباما در امور بين الملل و "پاتريک کلايسون" رئيس بخش تحقيقات انستيتوي واشنگتن در سياست خاور نزديک بوده اند. ویلیام پری نیز که در زمان دولت کلینتون مذاکرات با کره شمالی در مورد برنامه هسته ای این کشور را هدایت می نمود، تأیید نموده که ملاقاتهایی در اروپا در مورد موضوع هسته ای با مجتبی هاشمی ثمره داشته است.
و اما برگزار کننده این دیدارها ،سازمان بين المللي "پاگواش" است که یک سازمان غيردولتي، بين المللي و طرفدار صلح است و در سال 1995 برنده جايزه صلح نوبل شده است . "جفري باوتول" مدير شعبه گروه "پاگواش" در آمريکا، انجام این مذاکرات را تأیید کرده و گفته است که "پاگواش" در سال ميلادي گذشته چهار کنفرانس محرمانه براي گفتگوي مقام هاي ايراني و آمريکايي در اتريش و هلند برگزار کرده است که اين تماس ها به گفته جفري باوتول در سطح هاي خيلي بالا برقرار شده است. "جفري باوتول" همچنین گفته است، محور اين گفت وگوهاي چندجانبه، يافتن راه هاي بهبود رابطه آمريکا و ايران بوده تا اين دو دولت از شعارهاي به گفته وي تحريک آميز فراتر بروند و رابطه مثبت و سازنده يي برقرار کنند.
به اعتقاد منابع خبري غربي، این چهار دور مذاکره محرمانه و غيررسمي اگرچه در سال 2008 و دوره رياست جمهوري جرج بوش صورت گرفته ،اما اين ملاقات ها با ابتکار عمل باراک اوباما رئيس جمهوري جديد آمريکا انجام شده و اوباما حتي پيش از برگزاري انتخابات رياست جمهوري آمريکا نيز سعي نموده با استفاده از کارشناسان آمريکايي با ايران و سوريه تماس برقرار کند.
"ثمره هاشمی" هم در مورد انتشار اخبار این دیدارها گفت : «بعضاً نشستهایی از جانب بعضی مراکز تحقیقاتی و غیردولتی برگزار میشود و افرادی از کشورهای مختلف حضور پیدا میکنند، بدون اینکه دستورالعملی از جانب دولتهای خود برای مذاکره داشته باشند... این جلسات فرصت مناسبی است تا طرفهای ایرانی هم اصول سیاست خارجی را تبیین و تشریح کنند و به شبهه افکنیهای معمول در زمینه های مختلف پاسخ دهند و در عین حال سؤالات سیاسی پیرامون بیعدالتیها، لشکر کشیها و تولید و توسعه سلاحهای هستهای و غیر را مطرح کنند.... شرکت کنندگان آمریکایی به عنوان دولت آمریکا در این جلسات حاضر نبودند، بلکه هر کدام تحت عنوان خودشان از جمله استاد دانشگاه، کارشناس، مدیر مؤسسه تحقیقاتی و غیره شرکت کرده بودند ….ناگفته نماند که بارها مسوولان اعلام کردهاند که اگر عدالت، به رسمیت شناختن حقوق ملت ایران و احترام متقابل از طرف آمریکایی مد نظر قرار گیرد، چه بسا امکان مذاکره هم فراهم شود».
اما "داریوش قنبری" نماینده ایلام نسبت به این روش مذاکره اعتراض نموده و گفته است «مگر وزیر امورخارجه منتخب رئیس جمهور نیست که آقای ثمره هاشمی با آمریکایی ها گفتگو می کند؟اخیراً هم که وزیر کشور که او هم از مشاوران آقای احمدی نژاد بوده به مسائل مربوط به سیاست خارجی ورود پیدا می کند.» قنبری می گوید :«دوران دیپلماسی پنهان مدت هاست در دنیا به پایان رسیده و دولت نهم حق ندارد بدون اطلاع مجلس و به صورت پنهانی با آمریکا مذاکره کند.»
قنبری هشدار می دهد «پنهان کاری ها نگرانی ما را افزایش می دهد که مبادا این گفتگو ها در جهت منافع ملی ایران نباشد.» وی می گوید «این تضادها غیر قابل درک است. در صورتی که این مذاکره ها در دولت قبل صورت می گرفت کفن پوشان به خیابان می ریختند اما این مسائل برای این دولت مباح است.»
از رهبری خرج نکنید !
(((((((((((())))))))))))
از آنجا آن که برخی از افرادخود را به دروغ اصولگرا می خوانند و برای توجیه هرگونه گفتار و رفتار خویش از رهبری خرج می کنند و در پی اظهارات سرلشکر فیروزآبادی رييس ستاد کل نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي و اعتراض تند کتبی آقای کروبي به آن سخنان ، "يداله جواني" رييس دفتر سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در هفته نامه "صبح صادق"، ارگان دفتر سياسي سپاه با انتشار سرمقاله ای تأکيد کرد که « جريان هاي سياسي، احزاب، گروه ها و تشكل ها در موقع انتخابات نبايد از رهبري خرج كرده و تبليغ كنند كه رأي رهبري با فلان فرد است.»
وی در این سرمقاله ضمن اشاره به اينکه « افراد ولايتمدار و پيرو ولايت وظيفه دارند تا با توجه به ملاك هاي ارائه شده از سوي مقام رهبري و با پيدا كردن شناخت عميق و دقيق در مورد كانديداها و جريان ها و احزاب سياسي حامي آنها، نزديكترين فرد به اين ملاك ها را تشخيص داده و انتخاب نمايند »، با اين وجود « كسي حق ندارد تبليغ نمايد نظر رهبري فلان فرد خاص است.» وي افزوده: « اگر قرار بود نظر رهبري در جامعه تبليغ شود، خود معظم له نسبت به اين موضوع اقدام مي فرمودند.»
رييس دفتر سياسي سپاه همچنين با اشاره به انتشار اخباري در مورد ملاقات برخي از نامزدهاي احتمالي انتخابات رياست جمهوري با رهبری نوشته: « سيره عملي مقام معظم رهبري در قبال اين قبيل سئوالات اين است كه ايشان نفياً و اثباتاً موضعي اتخاذ نمي كنند» و « اين اتخاذ موضع حكيمانه از آن جهت است كه در فضاي سياسي جامعه، آمدن يا نيامدن يك فرد به نام رهبري نباشد.»
يداله جواني با طرح اين پرسش که « آيا اين نگاه درست است كه در آستانه انتخابات، در فضاي سياسي جامعه تبليغ شود كه رأي مبارك رهبر معظم انقلاب روي فلان فرد است» تصريح کرده: « قطعاً اين نگاه نه تنها درست نيست، بلكه به مصلحت نظام و كشور نيز نمي باشد.»
باور کنید جدّی است !
**************
اصولگرايان گويا نه تنها از آمدن خاتمی به عرصه رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری دهم وحشت دارند بلکه از احتمال آمدن ميرحسين موسوي نیز برآشفته مي شوند. آنها حتی به سراغ پاک کردن حافظه تاريخي مثبت دو دهه پيش مردم مي روند تا همه خاطرات آن دوران را از اذهان مردم پاک کنند. در اين ميان مصاحبه ای در روزنامه اعتماد از «موسي قرباني» نماینده مرد قاین خواندم که هنوز باور نمی کنم این مصاحبه جدی باشد زیرا این سخنان به شوخی بیشتر شبیه است ، ولی باور کنید که سخنان او جدی است !
* نظرتان در مورد آمدن ميرحسين موسوي چيست؟
آمدن ايشان نه به مصلحت اسلام است نه به مصلحت مسلمين که يک اصلاح طلب براي انتخابات رياست جمهوري بيايد.
* شوخي مي گوييد يا جدي؟ مصلحت مسلمين يعني چي؟
نه جدي مي گويم. تا به حال کي شوخي کرديم.
* حتي اگر مردم به آمدن ميرحسين اقبال نشان بدهند مصلحت چه معنا دارد؟
اصلاً به مصلحت نيست.
* اما ميرحسين موسوي فردي است که همواره مورد حمايت امام خميني بود و مردم هنوز اين موضوع را فراموش نکرده اند.
در آن زمان هم افرادي بودند که با ايشان مشکل داشتند.از امام خميني خرج نکنيد.
* امام خميني ميرحسين را قبول داشتند و مورد تأييدشان بود؛ مردم هم تفکرات امام برايشان مهم است. مي توانيم از مردم بخواهيم اين سابقه تاريخي را ناديده بگيرند؟
تا وقتي امام خميني او را قبول داشت، ميرحسين هم نخست وزير بود. اما الان که امام ديگر حضور ندارند و...
* يعني الان به آرمان هاي امام توجهي نمي شود؟
چرا به آرمان هاي امام توجه مي شود، اما همان امام فرمودند شرايط زمان؛ همان امام هم بهترين جانشين پس از خودشان را انتخاب کردند و همان امام هم فرمودند همه بايد تابع امر باشيم.
* مشکلي که به قول شما برخي افراد در کشور با ميرحسين دارند، بر سر چه چيزي است؟
ميرحسين مدافع اقتصاد دولتي است اما برخي از همان قديم بر اقتصاد خصوصي و خصوصي سازي تأکيد داشتند. اساس اختلاف به خاطر اين دو ديدگاه است.
* اما ميرحسين در گفته هاي اخيرش به اين اشاره داشته که شرايط آن دوران چنين اقتضايي مي کرد.
اين حرف يعني چي؟ مملکت کوپني يعني همين اقتصاد دولتي. حالا اگر اقتضا مي کرد يا نمي کرد اختلاف به خاطر همين مباحث بود.
* يعني تنها ايراد همين است؟
اصلاً بحثش را نکنيد. به مصلحت نيست که وي بيايد.
* معني مصلحت را نگفتيد. مگر ميرحسين خطوط قرمز دارد؟
برويد از خودش سؤال کنيد. اما مصلحت نيست او بيايد.
* مصلحت يعني چي؟
مملکت را به اصلاح طلب ها بدهند خوب نيست.
* برخي از اصولگراها ميرحسين را اصلاح طلب نمي دانند.
وقتي مي گويند يا ما مي آييم يا خاتمي خب معلوم مي شود همبستگي فکري دارند.
* اصلاح طلب بودن چه ايرادي دارد؟
ميرحسين را اصلاح طلب در چارچوب نظام مي دانيم. بعضي از اصلاح طلبان از چارچوب نظام خارج شدند.
* خب اصلاح طلب در چارچوب نظام آمدنش صلاح است يا نه؟
مصلحت نيست اصلاح طلب بيايد.
* به مصلحت نيست کانديدا شوند يا به مصلحت نيست رأي بياورند؟
کلاً به مصلحت نيست.
* اگر خاتمي يا ميرحسين کانديدا شوند رأي مي آورند؟
به مصلحت نيست رأي بياورند.
* شما که براي مردم نمي توانيد تعيين تکليف کنيد.
پس نتيجه اين است که مصلحت نيست بيايند.
* جرم اصلاح طلب بودن چيست؟
ما يک دوره تلخ و ناموفق در زمان حاکميت اصلاح طلبان داشتيم. ممکن است در دوره يي کارکرد اصولگرايان خوب نبوده باشد و در مقطعي هم کارکرد اصلاح طلبان. اين يک بحث است. اما براي مملکت و براي موجوديت نظام مشکل درست کرده بودند. اينها بودند که مسائل نظام را وارونه اين طرف و آن طرف بردند.
* حتي اگر فرض را بر وجود برخي تندروها در ميان اصلاح طلبان بگذاريم فعلاً اين افراد از حاميان ميرحسين نيستند.
به هر حال اصلاح طلب ها دورش جمع مي شوند. ممکن است اگر به اصلاح طلب ها تک تک نگاه کنيد، برخي از آنها افراد خوبي باشند. از جمله آقاي خاتمي خودش آدم خوبي است اما به قول معروف تجزيه خوب است اما ... اينها کنار هم که قرار مي گيرند مجموعش خراب مي شود.

"سيّد" ، "شيخ" و "مکلّا"
××××××××××××××××××
"سجاد سالک"، نویسنده ای خوش ذوق است که هر از چند گاهی نوشته هایش را در روزنامه اعتماد می خوانم . مطلبی از وی امروز خواندم با عنوان « سيد ، شيخ و مکلّا » که بخش کوتاهی از آن عیناً در ذیل می آید .
==================
کار روزگار است، محافظه کاراني که دم از ارزش ها مي زنند و خود را اصولگرا مي خوانند براي انتخابات رياست جمهوري سال آينده، کانديداهايي معرفي کرده اند که همگي مکلا هستند. در مقابل در جمع اصلاح طلبان اگر نبود ميرحسين موسوي که همين اواخر احتمال کانديداتوري اش جدّي شد، باقي کانديداها همه معمم و روحاني هستند. به اين اسامي دقت کنيد؛ "محمود احمدي نژاد"، "علي لاريجاني"، "محمدباقر قاليباف"، "غلامعلي حدادعادل"، "علي اکبر ولايتي"، "احمد توکلي" و "طهماسب مظاهري"، "محمد جهرمی".
اينها اصولگرايان شاخصي هستند که احتمال کانديداتوري شان جدي است و همگي مکلّا هستند. جز اينها تنها "مصطفي پورمحمدي" است که لباس روحانيت در تن دارد، اصولگرا است و احتمال کانديداتوري اش جدي است.
به کانديداهاي احتمالي جناح اصلاح طلب دقت کنيد؛ "سيدمحمد خاتمي"، "مهدي کروبي"، "عبدالله نوري"، "حسن روحاني" و "ميرحسين موسوي". در جناح اصلاح طلب نه تنها چهار کانديداي اصلي معمم هستند که حتي يکي از کانديداها نام «روحاني» دارد و تنها احتمال حضور ميرحسين موسوي است که باعث مي شود در اين جناح نامي مکلّا هم به چشم بخورد. جالب است که اصلاح طلبان جنس شان هم جور است و از هر بخش جامعه نماينده يي دارند. هم سيد دارند، هم شيخ، هم دکتر دارند و هم مهندس. تجربيات مديريتي کانديداهاي احتمالي شان هم در مجموع به ربع قرن مي رسد. يکي از کانديداهاي اصلي اصلاح طلبان هشت سال سابقه رياست جمهوري دارد و کانديدايي ديگر هشت سال سابقه نخست وزيري. کانديداي ديگر حدود هفت سال سابقه رياست مجلس دارد و کانديداي ديگر سال ها تجربه نايب رئيسي.
.................................

انتقادهای « عادلانه » تحمل نشد !
عادل فردوسی پور کیست؟
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
حدود ده سالی است که علاقمندان فوتبال، دوشنبه شب ها برنامه ای ورزشی را می بینند که فردوسی پور آن را اجرا می کند و به عنوان پربیننده ترین برنامه تلویزیونی شناخته شده است . اما حدود دوسه هفته ای است که زمزمه های ناخوشایندی از بی مهری نسبت به فردوسی پور و برنامه 90 شنیده می شود . سؤال این است که " فردوسی پور" کیست و مشکلات بوجود آمده بر سر چیست؟
"عادل فردوسی پور" جواني است قد بلند، متولد مهرماه 1353 در تهران و پدري از اهالي رفسنجان و كرمانيالاصل، بسيار باهوش فوقليسانس مهندسي صنايع از دانشگاه صنعتي شريف و مدرس فعلي در همين دانشگاه، عاشق فوتبال، بسيار كمرو و خجالتي (به خلاف ظاهر تلويزيوني) سر به زير، كمحرف، طرفدار انتقاد، نوگرا و داراي خانواده اصيل و معتقد به اصول.
ميگويند همانطور که الكس فرگوسن سرمربي منچستريونايتد هيچگاه براي اين تيم كهنه نميشود ، انگار فردوسيپور هم هميشه نو است و كهنه نميشود. از روزي كه تلفن همراه آمده او شماره تلفنش را عوض نكرده و با وجودي كه اين شماره نزد خيليها لو رفته ولي هيچگاه آن را عوض نكرده است چون او با اين تلفن معمولاً نظرات افكار عمومي در مورد برنامهاش را ميفهمد. برنامهاش ركورددار SMS است و از اين طريق ثابت ميكند كه نزديك 25 ميليون بيننده تلويزيوني دارد!
فوتبال یکی از پديده های قرن ماست و وقتي اين بازي انجام ميشود سؤالاتي در ذهن بيننده تلويزيون ايجاد ميشود كه بايد به اين سؤالات پاسخ داد. برنامه نود به دنبال آن است كه اين سؤالات را جواب بدهد. فردوسيپور به عنوان يك تهيهكننده، يك مجري و يك برنامهساز موفق توانسته جاي اين برنامه را در سيما و در قلب فوتبالدوستان باز كند. شماره كفش او 45 است طوري كه وقتي روي پدال ترمز قرار ميگيرد احتمالاً پدال گاز و كلاچ را هم فشار ميدهد! خودش عاشق فوتبال است و تمام اعضاي خانوادهاش بيزار از آن. او تمام مسابقات فوتبالي را تماشا ميكند و هميشه طرحي نو در سر دارد. سرعت انتقال دارد و بازي فوتبال او هم بسيار خوب است. كمتر ديدهايد كه مصاحبه كند و اگر گير افتاده باشد در حد چند كلمه بيشتر نميتوان از او حرف كشيد.
هوشنگ نصيرزاده می گوید :روزي در جامجم به او گفتم: بيا مسابقه تايپ SMS بدهيم، چون مطمئن بودم كه به دليل سرعت در تايپ متن، عادل را شكست ميدهم اما به من گفت كه بهتر است منصرف شوي چون من حتي با چشم بسته نيز ميتوانم SMS را تايپ كنم! اتفاقاً درست ميگفت چون در حالي كه واقعاً نگاهش به جاي ديگري بود متن را با فشار انگشت مينوشت............................
تا باشد، الهي که اين مخالفان باشند !!
(((((((((((((((((((()))))))))))))))))))))
در حالي كه در چند روز گذشته خبرگزاري رسمي دولت( ایرنا) با انتشار تصويری ساختگی و جعلي، تلاش كرده بود اتهام علي كردان، وزير كشور معزول دولت احمدينژاد را درباره آقای خاتمي مطرح كند و تحصيلات و مدرك او را زير سؤال ببرد، سايت "آینده" و بسیاری دیگر از سایت ها ، با انتشار تصاوير واقعي مدرك تحصيلي و ريز نمرات آقای خاتمی، دروغ سازی عجیب ايرنا را ثابت كرده و رسوايي بزرگي براي عاملان این اقدام پديد آوردند.
بدين ترتيب، اكنون اتهام اصلي كردان كه همان "دروغگویی" و "جعل مدرك" بود، به ايرنا وارد است و اين خبرگزاري در معرض اين پرسش قرار گرفته كه چرا و به چه دلیل، به انتشار يك مدرك جعلي دست زده و اين مدرك به چه علت و توسط چه كساني جعل شده است؟.
محمدعلي ابطحي هم در وبلاگ شخصي خود درباره این خبرسازي دروغ نوشت: « اين روزها ايرنا وچند سايت خبري طرفدار دولت، القا کرده بودندکه ليسانس آقاي خاتمي جعلي است و سال ۸۰ ليسانس گرفته است. يادشان رفته که دولت در اختيار خودشان هست. ميتوانستند با دانشگاه اصفهان تماس بگيرند و بپرسند که آيا آقاي خاتمي همهي واحدهاي ليسانسش را پاس کرده يا نه؟ ميتوانستند با نظام وظيفه که کارت پايان خدمت ليسانس وظيفه صادر کرده تماس بگيرند و سؤال کنند. ميتوانستند با دانشگاه علوم تربيتي تهران تماس بگيرند و بپرسند که چگونه در فوقليسانس پذيرفته شده است.......
آقاي خاتمي انصافاً آدم خوش شانسي است که مخالفاني اين چنيني دارد. تا باشد، الهي که اين مخالفان باشند و بنويسند. »