تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی
 


 

از خوکفایی گندم تا رتبه اول واردات آن !


                                 =======================


دولت نهم  در حالی در ماه های پایانی کار خود مرتب شعار و ادعای موفقیت سر می دهد و  پروژه های عمرانی را که در دولت های پیشین شروع گردیده، افتتاح و به نام خود مصادره می کند  ولی کمتر تمایل دارد که به وجود نارسایی هایش اشاره گردد . به عنوان مثال در حالی که به دلیل ضعف برنامه ریزی و پيش بيني برای توليد گندم از سوی وزارت جهاد کشاورزی، کشور با کاهش 70 درصدی تولید گندم مواجه گردیده و باعث شده ایران در سال 2008 به یکی از بزرگ ترین واردکنندگان گندم تبدیل شود،
سعی می گردد به سادگی از کنار آن عبورنماید .
کشور ما در حالی به یکی از
بزرگترین وارد کنندگان گندم تبدیل گردیده که تا چندی پیش جشن خودکفایی گندم گرفته و حتی اقدام به صدور این محصول نموده است . ولی امسال به رغم افزايش قيمت خريد تضميني گندم، تولید این محصول با كاهش 70 در صدي مواجه گردیده و ميزان خريد مازاد بر نياز كشاورزان که سال گذشته 11 میلیون تُن بوده ، در سال جاری از  7/3 ميليون تُن فراتر نرفته است که این وضعیت می توانست كشور را با بحراني مواجه نماید که تبعات نامناسبی را رقم بزند به همین دلیل گفته می شود برای برون رفت از اين وضعیت، با دستور ویژه رهبرانقلاب ستاد بحرانی با حضور دستگاه های مسئول تشکیل و موضوع بررسی و اقدامات لازم انجام شده است.
البته كشور ما در سنوات گذشته نيز نسبت به تأمین گندم مورد نیاز خود اقدام می نموده ولي به جهت انجام بموقع این امر، قدرت انتخاب گندم مرغوب را داشته و همواره 50 درصد گندم وارداتی  مورد نياز کشور در سال قبل خریداری و به صورت تدريجي حمل و ذخيره سازي می شده است لیکن امسال در شرایطی اقدام به خرید گندم گردیده که به دليل بحران در بازار محصولات کشاورزی، اين كالاها با جهش قيمتي مواجه بوده و چنين شرايطي  ايجاب مي نمود تا از كليه منابع قابل تأمين، گندم مورد نياز كشور تهیه شود، ضمن آنکه خريد خارجي، حمل ونقل و لجستيك حدود  6 ميليون تُن گندم نیز از مسايل مهمي بود كه باید مورد توجه قرار می گرفت که خوشبختانه اقدامات لازم برای تهیه گندم مورد نیاز کشور انجام گردیده و گفته می شود تا کنون 4  میلیون تُن گندم وارد کشور شده است.
اما دیگر ماده غذایی پُرمصرف ایرانیان یعنی "برنج" نیز با مشکل دیگری مواجه است . مشکلی که در مورد برنج مطرح است همان سخن نماینده بابلسر است که در صحن علنی مجلس گفت:«برنج‌‏کاران شمال کشور به خاطر این که محصولات‌شان در انبار مانده متضرر شده‌اند و نزديک است که از زندگی ساقط شوند، اما در این شرايط، کشتی کشتی برنج‌‏ خارجی در بازار توزيع می‌‏شود.»این در حالی است که قانونی تحت عنوان "تضمین خرید محصولات کشاورزی" وجود دارد که به گفته این نماینده ، دولت آن را اجرا نمی‌کند.
پیش‌تر نیز، نمايندگان استانهای شمالی در نامه‌ای با 50 امضا نسبت به واردات بيش از اندازه مركبات و برنج خارجی به رییس‌جمهور اعتراض کرده و تأکید کرده بودند در حالی كه هنوز برنج و مركبات شمال به بازار عرضه نشده و فروش نرفته، بازار كشور مملو از برنج و مركبات خارجی شده، در حالی که کارخانه‌های شالی‌كوبی و انبارها انباشته از برنج و مركبات داخلی است. البته آنان اعلام کرده اند اگرچه توليد داخلی كفاف نيازهای کشور را نمی‌دهد، اما نبايد واردات در زمانی انجام شود كه كشاورزان متضرر شوند.
در چنین شرایطی،
واردات برنج خارجی به کشور طی 9 ماهه سال جاری به 908 هزار تن رسیده که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته 10 درصد افزایش وزنی نشان می‌دهد. این درحالی است که بسیاری از کارشناسان مصرف سرانه برنج برای هر ایرانی را 36 کیلو گرم و نیاز واردات این محصول را تنها 400 هزار تن در سال تخمین می‌زنند. واردات 90۸ هزار تن برنج خارجی به کشور در حالی صورت گرفته است که عضو هیأت مدیره انجمن برنج کشور پیشتر از انباشته شدن 500 هزار تن برنج ایرانی در انبارها خبر داده بود. 
بر اساس گزارش ها، امسال برنج خارجی با قیمت متوسط هر کیلو نیم دلار وارد کشور شده است که در مقایسه با سال گذشته 0.1 دلار افزایش نشان می‌دهد.
با توجه به این موارد، به نظر می رسد که استیضاح وزیر کشاورزی نیز چندان بیراه نبوده است .

  

+ خزاعی |

 

ماجرای خنده دار اتهام مدرک جعلی آقای خاتمی

ْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْْ

هر چه به زمان انتخابات ریاست جمهوری دهم نزدیک تر می شویم و احتمال کاندیداتوری سید محمد خاتمی در این انتخابات افزایش می  یابد، رسانه های حامی دولت و مخالفان اصلاحات، هجمه خود را جهت تخریب آقای خاتمی نیز شدت می بخشند . در همین راستا، طی دو سه روز گذشته مدعی شده اند  «مدرک دوره کارشناسي خاتمي» جعلي است و در دوران رياست جمهوري او به وي داده شده است.
اما این که چرا این بار و در ادامه تخریب های خود به موضوع مدرک تحصیلی آقای خاتمی پرداخته اند به این دلیل است که بعد از جنجال برسر تقلبي بودن مدرک دکتراي "عوضعلي کردان"، که به استيضاح و برکناري او منجر شد و همچنين تشکيک در مدرک کارشناسي ارشد او که بازتاب وسيعي در جامعه داشت، جناح راست و رسانه هاي نزديک به آن تمامي تلاش خود را به کار بسته اند تا به نحوي اين لطمه را جبران کنند.
در همین راستا، دو سه روز قبل خبرگزاری دولتی "ايرنا" اعلام کرد که « سيد محمد خاتمي در سال 1344 در رشته فلسفه دانشگاه اصفهان ثبت نام نموده اما دانشنامه او 36 سال بعد و همزمان با آغاز دوره دوم رياست جمهوري وي در تاريخ 17 شهريور 1380 توسط رييس وقت دانشگاه اصفهان صادر و در اختيار وي که آن زمان در منصب رياست جمهوري بود قرار گرفت».
علیرغم آن که تصوير مدرک ليسانس سيد محمد خاتمي نشان مي دهدکه آقاي خاتمي داراي شناسنامه شماره 153 صادره از يزد متولد 1322 در تيرماه 1348 تحصيل در رشته فلسفه را در دانشکده ادبيات و علوم انساني دانشگاه اصفهان با موفقيت به پايان برده و دانشنامه ليسانس دريافت کرده است، اما این که "چرا سربرگ اين دانشنامه متعلق به دولت جمهوري اسلامي ايران  است؟" را مورد ابهام و سؤال قرار داده اند .

اما حقایقی که خبرگزاري ايرنا نخواسته به آن اشاره اي کند اين است که:

۱- مدرک خاتمي همان زمان بعد از فارغ التحصيلي اش در سال 48 صادر شده اما ایشان همچون بسیاری از فارغ التحصیلان دیگر، براي دريافت آن به دانشگاه مراجعه نکرده اند و مدرک در دانشگاه باقي مانده تا اينکه در سال 80 و درجريان سفر به اصفهان، مسوولان وقت دانشگاه فرصت را مغتنم شمرده و تصميم گرفته اند آن را به وی تحویل دهند.

۲- اما این که چرا مدرکي که پيش از انقلاب صادر شده نشان و مُهر بعد از انقلاب را برخود دارد، باز هم ایرنا عمداً هيچ اشاره اي به اين نکته نکرده است که تمامي مدارک صادره پيش از انقلاب، از جمله مدارک دانشگاهي، به واسطه تغيير آرم ها، مُهرها و نشان ها و بخصوص عکسهاي بي حجاب خانم ها مجدداً صادر شده اند .

۳- اما سؤال دیگري که ایرنا مطرح مي کند اين است که چرا به جای آرم خاص دانشگاه بر بالای مدرک، نشان رسمي جمهوري اسلامي نقش بسته است ولی بازهم به این نکته عمداً اشاره نمی کند که تمام مدارک تعويض شده در ابتداي انقلاب، همه به آرم جمهوري اسلامي منقوش مي شدند نه نشان دانشگاه.

به نظر می رسد اکنون که خاتمی اعلام نموده « به یاری خداوند یک نفر از میان من و آقای مهندس موسوی نامزد خواهد شد»از این پس بیشتر شاهد اینگونه تخریب ها خواهیم بود .  

 

+ خزاعی |

 

 

 

پولدارترین کابینه

((((((((((((((((((()))))))))))))))))))

 آقــای احمدی نژاد چنـدی پیش در زنجــان،  برخی منتقــدان خود را عــده ای "شکـم سـیر" خـواند که "جیب های پُر از پول" دارند . این سخن آقای رئیس جمهور سؤالی را  در ذهن مخاطب ایجاد می کند که از نظر آقای احمدی نژاد "شکم سیرها" چه کسانی هستند و چه کسانی "جیب های پُر از پول" دارند زیرا اگر پول بد است چطور آقای محصولی در دولت عدالت محور و ارزشی نهم، به وزارت کشور می رسد زیرا میلیاردر بودن یک دولتمرد در کشور ما به دلایل متعدد تاریخی و سیاسی و اقتصادی ، موجب سؤالات بسیاری می شود و شاید به همین دلیل است که پس از گذشت چند ماه از وزیر شدن آقای صادق محصولی ، نام ایشان همچنان نقل خیلی از محافل غیرسیاسی هم شده است و حتی بسیاری از کسانی که اساساً کاری به دنیای سیاست ندارند درباره ثروت محصولی صحبت می کنند . جالب آنکه برخی از مردم چرتکه به دست می گیرند و حساب و کتاب می کنند تا دریابند که محصولی چقدر در آمد سالیانه دارد ، چقدر در ماه در آمد دارد و چقدر در روز و حتی ساعت و دقیقه و ثانیه ، و  وقتی نتایج این چرتکه انداختن ها روشن می شود ، سوت ناخودآگاهی از سوی محاسِب بر می خیزد که غالباً با این جمله ها همراه است : « اوه ، چه پولی داره ... » ، « یعنی چه جوری میشه این همه در آمد داشت ؟ » و .... .
هر چند تا کنون میزان ثروت محصولی دقیقاً مشخص نیست  اما برخی رسانه ها در طول روزهایی که محصولی به عنوان وزیر کشور معرفی شده بود ادعا کردند که دارایی او تا سال 84 بیش از 160 میلیارد تومان بوده است و این سرمایه را در طی 10 سال و بعد از خروج از سپاه به دست آورده است .یعنی به عبارتی هر سال 16 ميليارد تومان و هر ماه تقریباً يك و سه دهم ميليارد تومان و روزانه بيش از 40 ميليون تومان و در ساعت يك ميليون و ششصد و شصت هزار تومان درآمد داشته است و از آن زمان هم که تا کنون دقيقه به دقيقه به این ثروت افسانه ای افزوده  شده است.

اگر چه بر مسند قدرت  نشاندن مردان میلیاردی از سوی دولتی که دم از حمایت از مردم کم درآمد می زند ،از نشانه های بارز عدم تطابق وعده ها و حرف ها با نوع عملکرد واقعی آن است، اما برخی افراد علاوه بر مسئله ثروت افسانه اي وزیر ميلياردر، موارد ديگري را نيز مطرح می کنند و آن سابقه مسئولیت محصولی در ستادهای انتخاباتی حامیان دولت در شورای شهر و مجلس هشتم است که حتی بعضی نمایندگان مجلس در جلسه رأی اعتماد به آن اشاره کردند و پیش از وزیر شدن محصولی نیز زمزمه هایی شنیده می شد  مبنی بر اینکه آقای احمدی نژاد قصد داشته صادق محصولی را به عنوان رئیس ستاد انتخاباتی خود معرفی کند. بنابراین، اکنون که آقای احمدی نژاد قرار است نامزد ریاست جمهوری باشد و صادق محصولی هم با آن ثروت افسانه ای که جزء حلقه ی نزدیکان آقای احمدی نژاد است ، قرار است انتخابات ریاست جمهوری دور دهم را برگزار نماید،  لذا در این شرایط ممکن است شائبه هایی بوجود آید .

 در این میان جا دارد که یک سؤال از آقای احمدی نژاد پرسیده شود  و آن اینکه آقای رئیس جمهور، شما که دولت خود را ارزشی و مدافع مردم محروم می دانید، کدام کابینه در تاریخ جمهوری اسلامی ایران وجود داشته که میانگین دارایی اعضای آن چنین هنگفت باشد ؟ آیا می دانید که پولدارترین کابینه بعد از انقلاب ، کابینه عدالت محور ، مهرورز و ساده زیست جنابعالی است ؟.
البته کسی مدعی این نیست که پولدار بودن یک دولت بد است . یا کسی نمی گوید اینکه وزیر کشور یک مملکت خانه آنچنانی و سرمایه میلیاردی داشته باشد بد است . اصلاً کاری هم به اینکه وزیر کشور چگونه پولدار شده نداریم . اما شما که وزیر میلیاردر دارید، دیگران را متهم نکنید که شکمشان سیر است و درد مردم را نمی فهمند . ممکن است به وزیر خودتان بر بخورد .
علاوه بر این که کابینه  آقای احمدی نژاد پولدارترین کابینه پس از انقلاب است ، دولت نهم از نظر درآمدی نیز پولدارترین دولت پس از انقلاب است  . البته این نیز خیلی خوب بود که قیمت نفت به بالای 150 دلار رسید و در آمد نفتی دولت خیلی بالا رفت . اما این سؤال هم وجود دارد که چرا زندگی بسیاری از مردم متناسب با این افزایش درآمد بهتر نشد ؟ یقیناً برخی از مردم این سؤال را از جنابعالی دارند که در ماههای پایانی دولت نهم گزارش دهید که با پول نفت چه کردید ؟

 

+ خزاعی |

 

 دو نظر !

٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬٬

۱- در حالی که برخی از چهره های سرشناس جناح راست از قبیل  "حسن بیادی" سخنگوی جمعیت آباد گران جوان و نایب رئیس شورای شهر تهران بر حضور دو کاندیدای اصول گرا در انتخابات تأکید کرده و از احتمال حمایت از فردی به جز احمدی نژاد خبر داده اند، روح الله حسینیان، نماینده حامی دولت در مجلس، در گفت و گو با روزنامه رسالت، حمایت از احمدی نژاد را تکلیف و وظیفه اصولگرایان دانست و با قاطعیت گفت که احمدی نژاد دوباره رئیس جمهور خواهد شد.
وی گفت: « ما خط قرمزی در همگرایی نداریم و به عبارتی اصلاً نزدیک مرز نمی شویم. به نظر من در همان قطعه های اولیه اصول گرایان به این توافق خواهند رسید که وظیفه و تکلیف، حمایت از آقای احمدی نژاد است، بنابر این آن قدر از نقطه مرکزی که همان نقطه اشتراک است دور نخواهند شد که به خط قرمز نزدیک شوند. »
وی همچنین افزود: «قطعاً باز هم مردم به آقای احمدی نژاد رأی خواهند داد و شک نکنید که دوره بعد هم آقای احمدی نژاد رئیس جمهور خواهد بود. »

۲- حجت الاسلام محسن دعا‌گو، امام جمعه شمیرانات در واکنش به این اظهارات روح‌الله حسینیان مبنی بر اینکه حمایت از احمدی‌نژاد تکلیف و وظیفه اصولگرایان است، گفت: «در میان اصولگرایان هیچ وقت چنین بحثی که حمایت از احمدی‌نژاد وظیفه و تکلیف باشد، مطرح نشده است. »
دعا‌گو با بیان اینکه در جبهه اصولگرایی هنوز هیچ تصمیم مشخص و نهایی درباره نامزد انتخابات ریاست جمهوری گرفته نشده است، اظهارات روح‌الله حسینیان را خواسته قلبی وی دانست و گفت: «آقای حسینیان خواسته‌ها و آرزوهای قلبی خود را به اصولگرایان نسبت داده است. در صورتی که چنین چیزی صحت ندارد. »
وی در پاسخ به این سؤال که ارزیابی و پیش‌بینی شما از گزینه یا گزینه‌های نهایی اصولگرایان چیست، تصریح کرد:
«پیش‌بینی من قطعاً با پیش‌بینی آقای حسینیان متفاوت است.
»

 

+ خزاعی |

 

 

قسمت هایی از شعر


« همه محكوم كردن‌هاي مجازي »

سیدمصطفی رحمانی

*********************************
**********************

چقدر بدم مي آيد!
       بدم مي آيد از اَدا و اصولهاي غير واقعي

چقدر بدم مي آيد
        از نطقهاي مزخرف رئيس جمهورها در جمع هم
چقدر بدم مي آيد
        از تحصنهاي جلو دفاتر سازمان ملل
                   از طومارهاي پر امضا
                       از تجمعها ، 
چقدر
همه چيز مجازي و غير واقعي شده

چقدر بدم مي آيد
          از همه اين چيزهاي مجازي
               از اين همه محكوم كردنهاي مجازي
طومارهاي مجازي
         كارهاي مجازي
             ديدارهاي مجازي
                    ديوارهاي...

**************
 
هر روز در اخبار

 چند جنازه را نشان مي دهند
    كه تازه اند!...
        و چند مادر را

            كه بر سر و صورت مي زنند و مي گريند...
 
هر روز در اخبار

  مي گويند چند نفر ديگر
      از برادران ما
          كشته شدند
!....
 
هر روز در اخبار

     خبر يتيم شدن بچه هايي

           يا بي شوهر شدن زناني
                يا بي فرزند شدن پدر و مادر هايي را مي شنويم
 
هر روز در اخبار
    داغدار شدن چند خانواده را مي شنويم
         و نُچ نُچي مي كنيم
              و لقمه بعدي نهارمان را مي خوريم!...
 
ما به اين اخبار عادت كرده ايم

      نمي شود روزي بگذرد
          و خبر چند قتل از فرزندان اسرائيل 
                   نشنويم...
                                   
سرم دارد مي تركد...


**************
  
اميدي به اين عربها نيست
     كه تنباكوي اسرائيلي
         در قليانهايشان دود مي كنند!
اميدي به اين عربها نيست

       كه با آن شكمهاي بزرگشان
             بتوانند
                     از روي تخت خوابشان
                           پايين بيايند
اميدي به اين "ابن الشهوت" ها نيست...
........................

اميدي به اين دشداشه هاي سفيد گران قيمت نيست
       اميدي به اين چشمهاي هيز نيست
           اميدي به اين وجودهاي ريز نيست
               در ايشان
اميدي به هيچ چيز نيست
!...
  
*******************
من مي دانم

     خدا براي هيچ كس هيچ كاري نمي كند
         مگر آنكه
             خود آن كس براي خودش
كاري بكند!
 
من مي دانم

     خدا پارتي بازي نمي كند
          بازي را هم به هم نمي زند
هر كس گلوله دارد
      هر كس تفنگ دارد
مي تواند ديگري را بكشد
خدا هيچ كاري نمي كند
 
…………. 
من مي دانم

       اگر كسي چاقويش را بر گردن كسي بكشد
             سر او بريده مي شود
                و خدا هيچ كاري نمي كند
حتي اگر
آنكه سرش بريده مي شود
                          
فرزند پيغمبر(ص) باشد!....
 …………………………
من مي دانم

   اگر تمام مدينه
          و مكه

             و كوفه
و همه مردم همه شهرها
         يزيد را محكوم مي كردند
              يا طومار امضا مي كردند
                  يا در اعتراض به كشتار فرزندان رسول خدا(ص)
يك دقيقه سكوت مي كردند...
آب از آب تكان نمي خورد
...
         خدا هم هيچ كاري نمي كرد

باز هم همين مي شد كه شد...
 
................
 
كاش مي شد

        همه مردم دنيا
              به جاي امضاي طومارها
                   و تحصن كردن ها
                        و به جاي محكوم كردن
 
كاش همه مردم دنيا
   به جاي يك دقيقه سكوت كردن
          به جاي يك عمر سكوت
همه فقط
يك دقيقه فرياد مي كشيدند!...

 

 

+ خزاعی |

 

                  

چرا"حاج منصور" امسال هم به بیت رهبری دعوت نشد؟

موضوع محرومیت "حاج منصور ارضی"  از مداحی در مجلس عزاداری حسینی در حضور مقام معظم رهبری که برای سال دوم تکرارشده است مورد توجه بسیاری از سایت ها قرار گرفته و به آن اشاره نموده اند .این مجلس سوگواری همه ساله از روز هفتم محرم شروع  و تا روز یازدهم در حسینیه ی امام خمینی واقع در بیت رهبری ادامه می یابد. تا پارسال ، حاج منصور ، حتماً در یکی از این شب ها  برای مداحی دعوت می شد.

"منصور ارضی" ، پارسال در مراسم بزرگداشت روز عرفه ، به هاشمی رفسنجانی ، رییس مجلس خبرگان و رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام ، و نیز محمد باقر قالیباف ، شهردار تهران، توهین کرده و وعده داده بود که در محرم ، افشاگری هایی علیه آقای رفسنجانی خواهد کرد و علیه او بیشتر خواهد گفت.پس از این اظهارات تند سیاسی ، حاج منصور ارضی ، به اشارت رهبری ، از مداحی در مراسم سوگواری حسینیه امام خمینی محروم شد.

انتظار می رفت که با این محرومیت ، حاج منصور در رویه ی نادرست خود ،یعنی آلوده کردن مجلس عزای امام حسین(ع) به تسویه حساب های جناحی و ناسزاگویی به دیگران دست بر دارد اما امسال هم ، اوایل محرم ، در یکی از مجالس عزاداری حضرت امام حسین (ع) ، علیه هاشمی و خاتمی موضع گرفت و آن ها را عامل بسیاری از مفاسد و مصائب اجتماعی و اقتصادی در دوران قبل از ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد ، معرفی کرد.

جالب آنکه ،"حجت الاسلام محسن غرویان" شاگرد آیت الله مصباح یزدى هم به تازگی در سخنانی گفته است : « قداست تریبون های محرّم باید حفظ شود و مداحان باید از طرح مسایل جناحی و باندی در مراسم عزاداری پرهیز کنند....سوء استفاده از احساسات پاک مردم و تنزّل دادن منبر حسینی به سطح مسایل نازل گروهی و جناحی، بر اساس هواهای نفسانی است. »

امسال نام چند تن از مداحان معروف تهران از قبیل برادران طاهری ، حاج یدالله بهتاش و محمود کریمی در لیست مرثیه خوانان مراسم عزاداری امسال بیت رهبری دیده می شود اما از نام حاج منصور ارضی خبری نیست.

گفته شده است که بسیاری از مستمعان روضه خوانی های حاج منصور که دو سه سالی است در مجالس او شرکت نمی کنند ، اعتقاد دارند وی با استفاده ی ابزاری از عزاداری سید الشهدا (ع) ، تقدس این گونه مجالس را پایمال می کند و با توهین به چهره های سیاسی خاص ، طرفداران آن ها را که علاقمند به امام حسین (ع) هستند آزرده خاطر  و از حضور در مجالس ، محروم می سازد.

+ خزاعی |

 

 

سوء استفاده از مجالس امام حسین(ع) چرا ؟

‌‌‌‌{{{{{{{{{{{{{{{}}}}}}}}}}}}}}}

 محرّم بستر رشد و بالندگی و امام حسین (ع) آموزگار آزادگی است و این ماه فرصتي مغتنم است تا به برکت خون مطهر سید الشهداء (ع) و اصحاب و خانواده آن بزرگوار، مردم نسبت به حقايق ديني که اين دماء مطهره به پاس آن ريخته شد، آشنا و آگاه گردند و مداحان و وعّاظ بایداز این فرصت برای توسعه آگاهي ها و بينش وسيع و متنوع ديني استفاده نموده و به بيان حقايق مربوط به حادثه ي عظيم عاشورا بصورتي پيراسته از خرافات و اضافات و مدح سیدالشهداء(ع) در راستای حریّت ، جوانمردی و آزادگی بپردازند ولی از آنجا که بعضاً آنچه در عمل صورت می گیرد با این امر مغایر است ، شاهد آن هستیم که در طی چند سال گذشته و در آستانه ماه محرّم ، برخی از مراجع، علما و صاحبنظران دینی و سیاسی در خصوص برگزاری مراسم و مجالس مذهبی و محتوای آنها تذکراتی می دهند که این تذکرات را می توان در دو مقوله کلی دسته بندی کرد :

الف : متون و اشعار مورد استفاده در این مراسم بویژه از سوی مداحان و نوحه خوانان ، سطی و کم محتواست که منجر به گسترش جهل و خرافات و تضعیف باورهای دینی مردم می گردد. مقام معظم رهبری نیز در این زمینه می فرمایند :«علماي دين، مبلغين و ذاکرين بايد مسئله عاشورا و مصائب امام حسين(ع)  را به صورت يک مسئله جدي و اصلي مورد توجه قرار دهند و در اين راه، حادثه کربلا را از پيرايه هاي مضر و خلاف واقع جدا سازند..... مداح ها بدانند چه مي خوانند و چه مي گويند. بازي کردن با مسئله ي مداحي سزاوار نيست. مداحي را به صورت يک کار صرفاً سطحي، شکلي، ظاهري در آوردن، هيچ جائز نيست.»
ب: استفاده از مراسم مذهبی بمنظور بهره برداری در جهت تأمین منافع سیاسی جناحی و باندی، موجب وارد آمدن لطمه به جایگاه این مراسم و شعائر مذهبی می شود. البته این بدان معنا نیست که حتی مسائل کلی نیز مطرح نگردد بلکه استفاده از این مراسم و مجالس برای تأمین باند و جناحی خاص مورد تأیید نیست . در این خصوص هم مقام معظم رهبری می فرمایند : « نه ما بايد مسائل سياسي را بکلي از حيطه ي حرف و گفت و تلاش و مجاهدت تبليغي خودمان خارج کنيم و نه از اين طرف بايد بيفتيم که تصور کنيم همه ي منبر، همه ي تبليغ، همه ي مخاطبه ي با مردم و با مؤمنين، يعني اين که بنشينيم مسائل آمريکا و اسرائيل و مسائل سياسي را تحليل کنيم»

علیرغم تذکرات مذکور ، اما آنچه به جایی نرسید این فریادهای دلسوزانه بود و لذا همچنان این دغدغه و نگرانی تکرار می شود که برخی مداحان، مجالس عزاداری حضرت اباعبدالله(ع) را به تریبون فعالیت سیاسی یک جناح خاص تبدیل می نمایند و در این مراسم با دروغ پراکنی و بی تقوایی ،انبوهی از اتهامات را نثار رقبای سیاسی خود می کنند . البته در این میان ، برخی کاندیداها و اطرافیان نیز مقصرند که با حضور در جمع آنان ، بعضی از این مداحان را به سمت تأمین منافع سیاسی و جناحی خاص هدایت می نمایند .
آنچه مسلّم است استفاده ابزاری از مراسم مذهبی محرّم و عاشورا پروژه ای تکراری است و از گذشته های بسیار دور رواج داشته و همواره در طول تاریخ شیعه، عواطف و احساسات مذهبی مردم و علاقمندی آنان به اهل بیت(ع) مورد سوء استفاده افراد سودجو و حاکمین مستبد قرار گرفته و برخی از آنان همچون خلفای عباسی به نام دین و دفاع از اهل بیت و در حالی که خود را صاحب عزای اهل بیت می دانستند بزرگترین ظلم ها را بر اهل بیت روا داشتند و حتی در پوشش این مراسم، برای خود جایگاهی سیاسی و اجتماعی دست و پا کردند .
امروزه نیز برخی از مداحان که به برکت صوت خوش خود، نان اهل بیت را می خورند ، به سوء استفاده از عواطف و احساسات مردم در مجالس ماه محرم به نفع جریانی خاص می پردازند و این در حالی است که آنان صلاحیت و حق این کار را ندارند. به عنوان مثال، امسال "حاج منصور ارضی" قبل ازشروع ماه محرم درجمع مداحان و شاعران حسینی اعلام نمود : «.....ظلمی که در دوران قبل از احمدی نژاد، دولت های مختلف به مردم کردند، مال هايی را که دزديدند، اين ها را بگوئيد. می گويند مگر می شود اين ها را در سينه زنی گفت؟....» حال آیا این مورد، مصداق سوء استفاده از احساسات مذهبی مردم نیست ؟ آیا بهتر نیست برای طرح این ادعاهای سیاسی، از طریق سخنرانی های سیاسی در احزاب وارد عمل شد ؟
"حجت الاسلام مصطفی درایتی" در همین زمینه می گوید : «متأسفانه ما گرفتار افرادی شده ایم که شأنیت جایگاهی را که در آن قرار گرفته اند ندارند ....در این دو دهه گذشته افرادی که صرفاً صدای نسبتاً خوبی دارند با سوءاستفاده از محرم و مردم عاشق اهل بیت، کاری کرده اند و امر بر ایشان مشتبه شده که جایگاه بسیار ویژه ای برای خودشان قایل  هستند....این ها نهایتاً افراد خوش صدایی هستند که به برکت اهل بیت نان می خورند و صلا حیت ارائه تحلیل های سیاسی را ندارند. از طرفی حق این را هم ندارند که مجالس معنوی محرم را به جانبداری های ناحق سیاسی از جریان حاکم تبدیل کنند….این افراد مورد اعتراض بسیاری از مراجع هستند چرا که به حوزه هایی وارد می شوند که صلاحیتهایی را می طلبد که آن ها ندارند....این افراد مصداق "جاهلین متنسّک" هستند که حضرت امیر (ع)از دست آنها ناله های بسیاری کرده است.حتی امام خمینی (ره) هم در وصیت نامه خود از این افراد ظاهر نما که هیچ درکی ندارند گله بسیاری کرده است.»
سایت "فرارو" هم نوشت : « در آخرین محرم پیش از انتخابات، "روح الله بهمنی" و "احمد قدمی" دو داماد خانم پروین احمدی نژاد (خواهر رییس جمهور) که هر دو مداح و هم اکنون دارای سمت هایی در دولت نهم هستند، تلاش می کنند با بر قراری ارتباط با هیأت های مذهبی و جذب مداحان جوان، آنان را برای حمایت سیاسی از یک جناح خاص در جریان مراسم عزاداری توجیه کنند.»         

+ خزاعی |

 

« چرا به هر نحو ممکن .... ؟»

********************

***************

ترس و اضطراب ناشی از احتمال آمدن آقای خاتمی به عرصه رقابت انتخاباتی ریاست جمهوری دهم، خواب برخی از سران جاح راست بویژه بعضی از هواداران آقای احمدی نژاد را به شدت آشفته نموده است و به همین دلیل به قول سعید حجاریان برخی از آنان به "پُرگویی" افتاده اند وبرای تخریب آقای خاتمی و جوسازی علیه ایشان به هر موضوعی متوسل می شوند . یکی از موضوعاتی که به دستمایه بعضی از سران این جناح برای تخریب آقای خاتمی تبدیل گردیده ، سخن مقام معظم رهبری در دانشگاه علم وصنعت در خصوص پدیده " شاه سلطان حسین" است که برخی از آقایان با " نیّت خوانی کردن" ، سخنان مقام معظم رهبری را متوجه اصلاح طلبان و آقای خاتمی می نمایند تا شاید از این طریق، رقیب احتمالی را از عرصه و میدان رقابت خارج نمایند .
بدون شک هشدار مقام معظم رهبری نسبت به پدیده شاه سلطان حسین که در حافظه تاریخی ملت ما " نماد برباد دادن مملکت" و تسلیم کشور به مهاجمانی چون محمود افغان است ، آن هم در شرایطی که به انتخابات ریاست جمهوری دهم نزدیک می شویم کاملاً بجا، بموقع و سنجیده است، اما از آنجا که معظم له همواره بر حضور آگاهانه و فعالانه مردم در عرصه انتخابات و تصمیم گیری تأکید دارند، می توان دریافت که راه جلوگیری از گرفتارشدن کشور به پدیده شاه سلطان حسین و محمود افغان، حضور مردم در صحنه و مشارکت فعال آنان در انتخابات است . بنابراین آنها که ادعای نیّت خوانی و حرکت در مسیر منویّات معظم له را دارند باید عرصه را برای رقابت سیاسی آزاد و عادلانه و برگزاری انتخابات هرچه سالم تر و بی عیب ونقص تر فراهم نمایند و گرنه به قول آیت الله ملک حسینی نماینده مردم استان کهگیلویه وبویراحمد درمجلس خبرگان رهبری:« برخی شعار ذوب در ولایت وحفظ اسلام را تنها برای حفظ کردن زندگی خودشان و اهدافشان می دهند اما وقتی پای عمل به وسط  می آید چهره ای زشت از خود نشان می دهند و اعمالی از خودنشان می دهند که آدمی تعجب می کند.»
بنابراین بهتر است آقایان در رفتارها و گفتارهای سیاسی شان تجدید نظر نمایند و به گفته عماد افروغ : « اگر کسی به کاندیدای مورد نظر ما علاقه یا اعتقاد نداشت، به او نسبت ضدیت با ارزش‌ها و اسلام ندهیم و عده‌ای فکر نکنند در جایگاه خدایی نشسته‌اند و نیت‌خوان خوبی هستند.» بلکه ازاین اعمال نادرست دست بردارند و بجای توسل به نیت خوانی های غلط خود از سخنان مقام معظم رهبری برای تخریب رقیب و حذف وی از عرصه رقابت، انتخاباتی سالم ، عادلانه و رقابتی برگزار نمایند . اما به نظر می رسد چون این افراد جایگاه خود را در این صورت متزلزل می بینند، به صراحت اعلام می کنند که« اصولگرايان برآنند تا از تکرار دوم خرداد ديگر "به هر نحو ممکن" جلوگيري کنند.» فارغ از اينکه واژه "به هر نحو ممکن" چه معنايي دارد و شامل چه روش هايي مي شود و از طريق چه ابزارهايي قرار است "به هر نحو ممکن" از تکرار دوم خرداد جلوگيري شود، اين سؤال وجود دارد که مگر دوم خرداد براي ملت و مملکت چه مشکلی ایجاد کرد که حالا قرار است از تکرار آن که حضور گسترده وبی سابقه 30 ميليوني مردم در پای صندوق های رأی بود جلوگیري شود؟
به هرحال به نظر می رسد برخی از سران جناح راست که دچار" توهّم خودبزرگ بینی" شده اند ، به دنبال راه های غیرمنطقی برای حفظ و یا کسب قدرت هستند زیرا به قول افروغ: «عده‌ای در این سال‌ها مزه دسترسی آسان به قدرت را تجربه کرده و کسب راحت قدرت زیر دندانشان مزه کرده، حال احساس می‌کنند با اغوا و فریب و لطایف الحیل می‌توانند به قدرت برسند.این دسته از افراد یا گروه‌ها توجه ندارند که رسیدن این چنینی آنها به قدرت، به خاطر شرایط خاصی بوده و هر لحظه آن شرایط تغییر کند قدرت آنها هم دستخوش تغییر خواهد شد.»
باید بپذیریم همچنان که آقای هاشمی رفسنجانی در دیدار با هفتاد نفر از نمایندگان مجلس هشتم اشاره داشت که استفاده از شیوه‌های نادرست و ضد دموکراتیک در نظارت و برگزاری انتخابات سمّی مهلک است، «تمام سعی مسئولان نظام باید این باشد که مردم تشویق به حضور در انتخابات شوند و رأی واقعی آنان از صندوق‌ها خارج شود تا موجب دلسردی‌شان نشود».        

 

+ خزاعی |

 

« فاجعه ای دیگر »

 

ای سرزمين زيتون
     ای سرزمين انجير و نخل
          ای سرزمين زخم، فلسطين
                ديری است بوی بهار نارنجت
                      در بوی تند باروت، ناپيداست
                          شهر باستانی تو
                               قدس عزيز
                                   اين زادگاه پاك رسولان
                                          هر روز نو‌به ‌نو
                                                 پامال چكمه‌های شياطين است...

؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛؛

پس از ماه ها فشارهاي اقتصادي شديد بر غزه که مشکلات فراوانی از قبیل کمبود سوخت، مواد غذايي و آب و برق را برای فلسطینیان به دنبال داشت، حمله هوایی ارتش اسرائيل به غزه نیز با نام "ستاره سرخ داود" انجام گردید که گفته می شود تاکنون دست کم 205 شهيد و بيش از 800 مجروح برجای گذاشته است. گویا اسرائيل در این حملات از هواپيماهاي اف16 و هليکوپترهاي آپاچي استفاده نموده و تعدادي از شهرها و شهرک هاي غزه و به خصوص مواضع و مقرهاي جنبش حماس را مورد هدف قرار داده است. بر اساس گزارش ها ،ساکنان اين مناطق در وضعيت فاجعه باري زندگي بسر می برند. از جمله نقاطي که هدف حمله اسرائيل قرار گرفته، يکي از مراکز پليس حماس بوده که افسران اين جنبش در حال اجراي مراسم فارغ التحصيلي بوده اند و به همین دلیل تعداد زيادي از شهدا همين نيروهاي پليس حماس هستند. هر چند گفته می شود دولت هاي عربي يکي پس از ديگري از مصر گرفته تا سلطنت نشين عمان ظاهراً اين حملات را محکوم کرده اند ولی بدون شک اگر سکوت سالیان جهان عرب در برابر فجايع اسرائيل و بی تفاوتی آنان در برابر سرنوشت فلسطینیان نبود،شاهد چنين فاجعه اي نبوديم.
این حملات وحشیانه و کشتار ددمنشانه، از نظر هر انسان آزاده ای محکوم است .امیدوارم روزی برسد که دیگر خبرهای دردناکی از فلسطین و هیچ نقطه دیگری از زمین را شاهد نباشیم .   

+ خزاعی |

 

 

                       


سرپوش گذاشتن بر ضعف ها، با شعار حمایت رهبری

ةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةة

هرچه به برگزاري انتخابات دهم رياست جمهوري نزديكتر مي شويم، جناح سیاسی حاکم میکوشد که به جای پاسخگویی به مردم، هرچه بیشتر بر ضعفهايش سرپوش بگذارد و عدم تحقق وعده ها و شعارهای خود را توجیه نماید و برای متقاعد کردن رأی دهندگان نیز دلایلی بتراشد . اگر چه در این راه از بکارگیری هر روشی و متوسل شدن به هرموضوعی اَبا ندارد، اما با تمام توان رسانه اي، اقتصادي و سياسي و عليرغم تمام شعارها، بزرگ نمائي ها و ادعاها، واقعيت غيرقابل كتمان ناكارآمدي و ضعف مديريت خود را نتوانسته مخفی نماید. ضعفف، ناتوانی و عملکرد نامناسب دولت نهم در اداره امور مملكت به قدري آشكار شده كه حاميان آقای احمدی نژاد نه تنها قادر به كتمان آن نيستند بلكه احساس مي كنند در صورت پنهان کاری بیشتر، دچار ريزش بيشتري در بدنه هواداران خواهند شد زیرا به خوبي دريافته اند كه اکنون مردم در سه ساله اخير در مسائل مختلف به يك مقايسه دست می زنند و همین امرموجب رویگردانی از این وضعیت و استقبال از رقبای آنان بوِیژه آقاي خاتمي گردیده است.
در چنین شرایطی حاميان دولت ناچار شده اند با خلق يك تئوري جديد با عنوان «اطاعت از رهبری، حمايت از احمدي‌نژاد» مردم را به حمایت از خویش وادارند. اين دستور كار جديد كه نظريه سازان پشت پرده ستاد آقای احمدي نژاد در حال پمپاژ آن به جامعه هستند، در پی آن است تا شايد كساني را كه دچار سر خوردگي شده و ديگر اميدي به آقای احمدي نژاد ندارند، دوباره به صحنه حمايت از او بازگردانند.

جناح دولتي به این فکر افتاده است که موضوع حمایت مقام معظم رهبری از دولت نهم را تبديل ‏‏به يك شعار انتخاباتي نموده و از آن در تبلیغات انتخابات آینده به نفع آقای احمدي‌نژاد بهره‌برداری نماید زیرا در حال حاضر حمايت‌هاي مقام معظم رهبری، تنها پناهگاه جناح حامي دولت در برابر منتقدان آقای احمدي نژاد بویژه در بین محافظه کاران است.‏
در همین راستاست که توسل به حمايت‌هاي مقام معظم رهبری از دولت نهم، در روزهاي اخير دستمايه‌ي مانور تبليغاتي گسترده‌ي حاميان دولت نهم بوده است.‏حاميان دولت نه تنها به تكرار چندين باره‌ي اين سخنان حمايت‌آميز مي‌پردازند، بلكه به اين ‏سخنان پر و بال هم مي دهند و حتی می کوشند که این تفسير و تعبير را ارائه دهند که نظر معظم له، حضور يك‌تنه‌ي آقای احمدی نژاد در انتخابات آينده ‏است‏ تا شاید رقباي اصلي و تأثير گذار را از صحنه رقابت حذف نمایند .
بارزترين نمونه از اين تعبيرها، از سوي آقای جنتي، دبير شوراي نگهبان، در نمازجمعه تهران ‏عرضه شد. آقای جنتي كه پيش از اين هم بارها از آقای احمدي‌نژاد و دولت نهم حمايت كرده بود و حتي چند هفته قبل به خاطر ‏حمايت از دولت، از تريبون نمازجمعه عليه مجلس و هيأت رئيسه‌ي آن هم موضع گرفته بود، روز جمعه به شدت ‏نسبت به اصولگراياني كه ادعاي اطاعت از رهبري دارند اما از دولت آقای احمدي‌نژاد انتقاد مي‌كنند، حمله کرد و آنها را ‏متهم ساخت كه: «پيام حمايت رهبر از احمدي‌نژاد را نگرفته‌اند.»‏
آقای جنتي با حمله شديد به "مخالفان دروني" دولت نهم و همچنين مطبوعات منتقد، گفت: « من نمي‌دونم، اين پيامها رو مي‌گيرن يا نمي‌گيرن؟ ‏اين حرفها رو مي‌شنوند يا نمي‌شنوند؟ بعد نرن ادعا بكنن كه بله، ما هم ولايت فقيه رو قبول داريم و ما هم مطيع ‏رهبريم. خوب اين رهبره و اين هم حرفهاي رهبر.»
همزمان با اين سخنان، دو سايت حامي دولت نهم "انصارنيوز" و "رجانيوز" هم نوشتند که مخالفان آقای احمدي‌نژاد، نه فقط با اصولگرايي مخالف‌اند، بلكه با ‏‏"گفتمان انقلاب اسلامي" هم مخالف‌اند و به همين خاطر طرح "دولت وحدت ملي" را مطرح كرده‌اند.‏
حال به نظر مي‌رسد هرچه تلاش‌هاي مخالفان آقای احمدي‌نژاد در جبهه اصولگرايان براي پيدا كردن راهي براي ‏كنار گذاشتن وی گسترش مي‌يابد، طيف حامي دولت نهم نيز گرايش بيشتري به سمت استفاده انتخاباتي از ‏حمايت‌هاي مقام معظم رهبری به عنوان تنها پشتوانه سياسي باقي‌مانده پيدا مي‌كند.‏البته ظاهراً حاميان آقای احمدي‌نژاد هم راهي جز اين ندارند زیرا مجموعه شرايط ، آنها را به اين ‏سمت سوق مي‌دهد كه خود را "گروه اصلي مورد نظر رهبری "معرفي كنند و همين ‏موضوع را تبديل به يك شعار انتخاباتي نمایند و آنگونه كه آقای جنتي در نماز جمعه گفت، تأكيد كنند كه: «تبعيت از ‏ولي فقيه، يعني حمايت از آقای احمدي‌نژاد».‏

اما برخی شخصیت های سیاسی نسبت به این وضعیت واکنش نشان داده و موضعگیری حمایتی آقای جنتی از آقای احمدی نژاد را در حالی که ایشان خود از مجریان انتخابات است ، خلاف قانون دانستند . به عنوان نمونه آقای سید محمد خاتمی در دیدار با نمایندگان اقشار مختلف مردم استان کرمانشاه گفت: «متأسفم که امروز مسائلی پیش می آید که ما را نسبت به آینده نگران می کند؛ رهبری اخیراً مطالبی کلّی و اساسی فرمودند ولی متأسفانه بعد از سخنان ایشان، کسانی که تکلیفشان حفاظت از رأی مردم و نظارت بر انتخابات است که رأی آنها مصون باشد، آمدند و تفسیرهایی کردند که به نظر ما عجیب است و می‌گویند رهبری تکلیف را مشخص کردند که چه کسی انتخاب شود و چه کسی در صحنه بیاید و این طور القاء می‌کنند که یک جریان باید بماند و جریان دیگر باید کنار برود. مگر رهبری خودشان نمی‌توانند مطالب را بگویند. در همه دوره ها ایشان فرموده اند که دخالتی در انتخابات نمی‌کنند و از هر کسی که رأی بیاورد حمایت خواهند کرد......این تفسیرها ما را نگران می‌کند که آنها تکلیفشان را این طور بدانند که در مقام عمل هم فقط به خواست خود توجه کنند و بر خلاف قانونی که معیّن شده است عمل نمایند.......کسانیکه انتخابات را برگزار می کنند باید بی طرفانه برخورد کنند و بگذارند رأی مردم ظهور و بروز پیدا کند و باید به رأی مردم تن دهند. این نگرانی است که ما همیشه داشته‌ایم و حالا نیز داریم.»
مرتضی الویری هم در نوشته ای که در روزنامه اعتماد به چاپ رسید گفت : « هنگامي که در مجلس دوم حضرت آيت الله خامنه اي، مهندس ميرحسين موسوي را به عنوان نخست وزير معرفي کردند، 99 نفر از نمايندگان مجلس به وي رأي منفي دادند. اين در حالي بود که امام خميني به طور صريح تغيير ميرحسين را به مصلحت ندانسته بودند. ....ولی پس از آن واقعه، امام خميني اقدام نمايندگان را عمل به وظيفه دانستند و رأي 99 نماينده مجلس که برخلاف نظر ارشادي امام خميني بود نه از سوی خود ايشان خلاف دانسته شد و نه از نظر حضرت آيت الله خامنه اي. علاوه بر این ، آقاي ناطق نوري مشاور سياسي مقام معظم رهبری هم نقل کردندکه من و چند نفر از نمايندگان گروه هاي هم فکر خدمت آقا رفتيم، وقتي جلسه تمام شد يکي از دوستان ما به آقا گفت چگونه بايد باخبر شويم که در دل و انديشه شما چيست تا طبق آن عمل کنيم. ايشان فرمودند (بدين مضمون) شما به دل و مکنونات من چه کار داريد. دل و انديشه من که براي شما حجت نمي شود. اگر حکم کردم، بله بايد طبق آن عمل کنيد. در غيراين صورت شما بايد طبق تشخيص خود عمل کنيد.»

+ خزاعی |