چرا لنگه کفش ؟ !
طططططططططططططططططططططططططططططططططط
بسیاری از ما گاهی اوقات در شرایطی قرار می گیريم که تحت تأثير جوّ يک رخداد، سخني بر زبان می آوریم که وقتي زمان مي گذرد خودمان هم دیگر دلمان نمي خواهد در مورد آن حرفي زده شود. براي همين هم لازم است که گاهي نوشته ها را نگه داريم تا مطمئن شویم که بر آمده از هیجانات آني نيست. ماجرای پرت كردن دو لنگه كفش خبرنگار عراقي به سمت جرج بوش هم از آن دست است . اکنون که چند روزی از آن ماجرا می گذرد با تأمل بیشتری در باره آن می توان قضاوت و اظهارنظر کرد زیرا درباره آن بدون تأمل سخن گفتن ، به راحتي متهم به دفاع از بوش و شيطان بزرگ مي شویم .
بگذریم از این که بسیاری از ما از بوشجنگ طلب متنفر هستيم و جمعي نیز که از بُغض مرگ عزيزانشان در جنگ هنوز سوگوار هستند، وقتی می بینند که کسي به جاي آنها براي تحقير آنکس که جنگ را ساخته است فرياد مي زند، دلشان خُنَک مي شود، اما باز هم به نظر من حرکت منتظر الزیدی"خبرنگار " عراقی قابل دفاع نیست زیرا اگر شهروندان ناراضي، این اقدام را نسبت به رؤساي كشور خود يا كشوري بيگانه انجام دهند قابل فهم و در برخي موارد خاص حتي شايد قابل تحسين باشد ولی از جانب یک " خبرنگار" و روزنامه نگار پذیرفته نیست زیرا روزنامه نگاري، حرفهاي با قواعد ويژه خويش است که بر اساس آن ، تحت هيچ شرايطي حق بيحرمتي و تعرض فيزيكي به هيچ مقام رسمي با هر ماهيتي را ندارد. اگر قرار باشد مقامهاي رسمي از تعرض خبرنگاران و روزنامه نگاران نسبت به خود بيمناك باشند، ضربهاي مهلك به حرفه روزنامه نگاري وارد و کار اطلاع رسانی نیز با مشکلی بزرگ مواجه خواهد شد.البته این را هم اضافه نمایم که اين سخن به معناي دفاع از جرج بوش و عدم تنفر از وی نيست، بلكه دفاع از اصولي است كه اگر زير پا گذاشته شود، دامن همه رهبران دنيا را ميگيرد و سنگ روي سنگ بند نمي شود ضمن آن که بسیاری از مردم ایران از مجازات منتظر الزيدي نیز علیرغم آنکه خانواده او اعلام کرده اند که "از دخالتهاي ايران نيز به اندازه نيروهاي نظامي ايالت متحده در منطقه متنفر هستند" نه تنهاحمایت نمی کنند بلکه با آن مخالفند .
اما وجه دیگر رفتار خبرنگار عراقی با رئیس جمهور یک کشور دیگر همان است که خودمان در ماجرای دانشگاه کلمبیا بصورتی دیگر با آن مواجه شدیم و تعرّض لفظي رئيس دانشگاه كلمبيا به آقای احمدي نژاد را، خلاف اخلاق و مغایر با رسم مهمان نوازی دانستیم و یکپارچه آن را محکوم نمودیم و اينك بر اساس همان اصل، پرتاب دو لنگه كفش خبرنگار عراقي به جرج بوش را نمی توان تأییدکرد زیرا چنانچه پرتاب کفش به سوی رييس جمهور یک کشور را نشانه ای ماندگار از آزادي خواهی نام ببریم ، چنانچه در مواردي ديگر و برخلاف اخلاق و رسم مهمان نوازي حرکتی علیه خودمان صورت گیرد جایی برای تقبیح نخواهد ماند .
علت اصلی عدم موافقت من با حرکت منتظر الزیدی به این خاطر است که اولاً این خبرنگار 29 ساله عراقی "شیعه" است که در دوران صدام، کارمند رسمی تلویزیون این کشور بوده و در سالهای اشغال عراق نیز دو بار به عنوان فرد مشکوک توسط نیروهای آمریکایی دستگیر و آزاد شده است و اکنون این اقدام وی می تواند بهانه ای به دست دشمنان برای تبلیغ علیه شیعیان و حتی کشور ایران بدهد . ثانیاً ، ایشان " خبرنگار" است و یک خبرنگار و روزنامه نگار، راه های فراوان دیگری برای ابراز عقیده و بیان اندیشه خود دارد . خبرنگار یک رهگذر معمولی نیست که به هنگام خشم نتواند واژه اي خلق کندکه به اندازه پرتاب همان کفشها تأثیرگذار و ماندگار شود .کسانی که امروز به تأیید بی چون و چرای این حرکت پرداخته و در مدح آن شعر می سرایند و از راه دور بر آن بوسه می زنند و آن را اقدام غیورانه می خوانند، چرا این ایده را تشویق نمی کنند که خبرنگار مي تواند به جاي کفش از پا کندن و پرتاب کردن، هزار زبان و هزار هنر گوياي ديگر به خدمت گیرد و شجاعت را تعريفي متفاوت از حمله ور شدن و کفش از پا به در آوردن ارايه دهد؟ آیا کسانی که در ايران براي لنگه کفش پرتاب کردن جشن گرفته اند ، هیچ مي دانند که اگر فردا همين فرهنگ، چشم و چال ما را نيز نشانه رود با چه رويي بايد به نقد اين شيوه برآييم و براي معترضان نسخه اخلاق و مهمان نوازي بپيچيم.
با این نگاه است که من واقعاً علت اين همه خوشحالي برخي آقایان را از پرت كردن دو لنگه كفش خبرنگار عراقي به سمت بوش درک نمی کنم اما از زاویه ای دیگر که به ماجرا نگاه می اندازم و وقتی که گزارش روزنامه كيهان را از سخنراني آقاي خاتمي در دانشگاه تهران می خوانم که از خبر دروغ و ساختگی آتش زدن عكس ایشان در اين مراسم آن هم از سوي هواداران آقاي عبدالله نوري!!! و در شرایطی که هیچ یک از شاهدان عینی و حاضر در مراسم چنین صحنه ای ندیده اند، در پوست خود نمی گنجد!، متوجه می شوم که گویا کفش های بسیاری از این پس به سوی افرادی دیگر پرت خواهد شد و تاریخ به خاطر خواهد سپرد کفشی که از دست خبرنگار عراقی به طرف رئیس جمهور آمریکا پرت شد، چه سرنوشتی پیدا کرد .
ضمناْ روز پنجشنبه دولت عراق اعلام کرد که منتظر الزیدی نامه ای برای المالکی نوشته و ضمن طلب عفو ، اقدام خود را زشت توصیف کرده است .
سقیفه انقلاب !
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
در پی عملکرد پُرانتقاد دولت آقای احمدی نژاد، برخی چهره های میانه رو جبهه اصولگرا پیشنهاد تشكيل دولت "وحدت ملي" را به عنوان طرحي براي برونرفت از وضعيت كنوني ارائه نموده اند که نشست اخير مجلس و دعوت از گروههاي مختلف براي حضور در اين نشست نيز علامتي از اين حركت تلقی می شود. برخی معتقدند از اين جهت كه آقايان پس از مدتي سروكله زدن با دولت نهم بالاخره متوجه شدند كه اوضاع ناجورتر از آن است كه بتوان از كنار آن به سادگی گذشت، باید کلیّت این موضوع را به فال نیک گرفت زیرا پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم، بسیاری از اصولگرایان چنان سرمست شدند كه به عاقبت کار نیندیشیدند تا آن كه ماه عسل پايان يافت و خطاها و هزينههاي بعدي فرا رسيد و اکنون متوجه ابعاد ماجرا شده اند و اين طرح را براي عبور از اين وضعیت ارائه داده اند.
اما اصل طرح "وحدت ملي" که برای اولین بارتوسط حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری رئيس دفتر بازرسي مقام معظم رهبري در تابستان گذشته مطرح شد و سپس علاوه بر حمایت آقای هاشمي رفسنجاني از این موضوع، محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز با عنوان "دولت ائتلافی" آن را بیان نمود و بعداً هم علي لاريجاني در گردهم آیی نمایندگان ادوار مختلف که برخی تحلیلگران آن را همايش بزرگ منتقدان دولت در مجلس و در راستای ایده دولت وحدت ملی تلقی کردند، اين است که، جمعي متشکل از همه گروه ها و احزاب اصولگرا و اصلاح طلب با يکديگر تشکيل جلسه دهند و بر سر يک کانديداي معتدل براي انتخابات رياست جمهوري دهم به توافق برسند.
به عبارت دیگر، منظور ارائه دهندگان این طرح آن است كه براي تغيير دولت فعلي، فردی ميانهرو از جناح حاكم وارد ميدان شود و اصلاحطلبان هم حمايت كنند تا وي انتخاب شود ، در مقابل، چند مورد از صندليهاي كابينه در اختيار اصلاحطلبان قرار خواهد گرفت كه به نظر می رسد اصلاحطلبان براي مشاركت در چنين طرحي بايد هزينههاي لازم را نقداً بپردازند اما منافع احتمالی آن كاملاً نسيه است .
ارائه این طرح که در حقیقت واکنش بخشي از "اصولگرايان" به تکروي هاي دولت نهم است، بلافاصله با مخالفت حاميان آقای احمدي نژاد مواجه شد و آن را توطئه يي براي عبور از ایشان توصيف کردند . اصلاح طلبان نیز به آن روی خوش نشان ندادند و حتی دیدارهایی که با برخی شخصیتهای اصلاح طلب از جمله آقای خاتمی بعمل آمد تا نظر آنها در جهت تأیید و حمایت از این ایده جلب شود، آقای خاتمی ایده دولت ائتلافی را بسیار آرمانی دانست و اعلام نمود که به دلیل عدم تناسب با ساختار سیاسی ایران قابلیت عملیاتی شدن ندارد، ولی باز هم در کمال تعجب، برخی از اصولگرایان فرافکنی نموده و اعلام کردند که "این گونه مسائل، ترفند اصلاح طلبان برای بازگشت به قدرت است".
اما هر چه بود، طرح موضوع دولت " وحدت ملی" و " دولت ائتلافي" حسابی هواداران دولت را عصبانی نمود و موجب گردید که خبرگزاري ایرنا و فارس و روزنامه هاي رسالت و کيهان و ... حمله اي يکدست را عليه طراحان آن آغاز کنند زیرا به هر حال ، نقطه آغاز اين بحث، ناکارآمدي دولت نهم است چرا که اگر دولت فعلي مي توانست با اتکا بر نيروها و تفکرات خود از پس حل مشکلات برآيد، هيچ گاه ايده دولت ائتلافي در اذهان مخالف یا موافق شکل نمي گرفت. بر همین اساس، این موضوع طی روزهای اخیر زیر آتش حملات سنگین رسانههای نزدیک به دولت قرار داشت. رسانههای هوادار دولت که به خوبی میدانند این طرح به معنای قدرت گرفتن لایههای اصیل و معتدل اصولگرا و حاشیهنشین شدن لایههای افراطی و نوظهور کشور است، در حملات سیاسی خود به این طرح تا آن جا پیش رفتند که آن را طراحی «آمریکا»، «اسرائیل» و «دشمنان ایران» خواندند!
روزنامه رسالت،طرح وحدت ملی و دولت ائتلافي را همخوان با شعار اپوزيسيون خارج كشور دانست و نوشت كه: « در طراحي اين شعار، چشمي هم به آراي آن طرف آب دارند.»
حسين شريعتمداري هم در كيهان نوشت: «بيترديد مي توان گفت طرح تشکيل دولت وحدت ملي و خواهر دو قلوي آن يعني "ائتلاف براي نجات کشور"، به منظور مقابله با اصولگرايي و دولت اصولگراي نهم تدارک ديده شده است، چرا که اولين گام آن نفي دولت اصولگراي برخاسته از رأي مردم است.» وی هشدار داد که: «اين عده اندک از دوستان اصولگرا بايد مراقب باشند که در ميدان دشمن به بازي گرفته نشوند.»
روح الله حسینیان هم در واکنش به این پیشنهاد گفت: «طرحی که به عنوان دولت ائتلافی مطرح شد، حرف مناسبی نبود.»
لطفالله فروزنده قائممقام جمعيت ايثارگران نيز گفت: «هر فردي كه به دنبال وحدت ملي است راه خطا و اشتباهي را طي ميكند و به نتيجهاي هم نميرسد.»
علاوه بر این و به روال معمول که برخی از افراد وابسته به جناح راست برای سرپوش گذاشتن بر بی کفایتی ها و ناتوانی های خود، از مقام معظم رهبری خرج می کنند و در پشت نام ایشان سنگر می گیرند، خبرگزاری فارس با توصيف طرح وحدت ملي به عنوان "سقيفه انقلاب"، سعی کرد تا مخالفت با آقای احمدينژاد را به مخالفت با رهبری تعميم دهد. این خبرگزاري در يادداشتي نوشت: « اين طرح توسط كساني كه در سال 68 نتوانستند از رسيدن آقاي خامنهاي به رهبري جلوگيري كنند، طرحريزي شده است» و تأكيد کرد كه طرح وحدت ملي با هدف ايجاد جبههاي فراگير از مخالفان احمدينژاد براي بر زمين زدن دولت او ارزيابي شده است.
این حملات ادامه داشت و اصلاح طلبان نیز از آن بی نصیب نبودند تا آنکه آقای هاشمی رفسنجانی در حاشيه همايش علمي - کاربردي "اصل 44، موانع و راهکارها" اعلام کرد:«شما میدانید که این طرح را در آغاز آقای ناطق نوری مطرح کردند که البته ایشان جزو اصلاحطلبان نیستند. پس از ایشان آقای لاریجانی این مسئله را پیگری نمودند که طبعاً او هم جزو اصلاحطلبان محسوب نمیشود. تکلیف جامعه روحانیت مبارز که با درخواست افرادی چون آقای عسگراولادی، باهنر و حبیبی به میدان آمد هم در این رابطه روشن است.....وارونه نزنيد، اصلاحطلبان با طرح وحدت ملي مخالفند؛ زيرا اين طرح به اين معني است كه رييسجمهور اصولگرا و كابينه مشترك باشد. اين طرح آقاي ناطق است؛ آن را وارونه نكنيد».
اما اصلاح طلبان که با این طرح مخالفت نموده اند، با نگاهی کارشناسانه تر و علمی تر آن را زیر سئوال برده اند. آنها معتقدند دولتي که از نيروها و تفکرات مختلف تشکیل شود ، ممکن است با عدم هماهنگي روبه رو گردد و در دولت ائتلافي حتی صِرف وجود دو جناح و دو طرز تفکر مختلف نیز مي تواند مشکل آفرين باشد. مثلاً اگر در برنامه يا پروژه يي کار به اندازه کافي پيشرفت نداشته باشد يا در نهايت نتيجه مناسبي به دست نيايد، هر گروهي تقصير اصلي را متوجه گروه ديگر مي کند و این مسائل ،احتمال ناکارآمدي اين نوع دولت ها را افزايش می دهد.
برخی دیگر می گویند که اساساً مشكل وضعيت كنوني سياست در ايران ناشي از فقدان دولت وحدت ملي نيست، مشكل اصلي ، التزام نداشتن به راهكارهاي وحدتبخش مثل آزادي بيان، آزادي تشكيل اجتماعات، رعايت تفكيك و استقلال قوا، انتخابات مناسب و عدم حذف رقباي سياسي و... است و تا وقتي هم كه چنين زمينههايي فراهم نشود، وحدت ملي تحقق نمييابد.
عده ای هم می گویند چون در کشور ما با روي کار آمدن يک دولت و تفکر حاکم بر آن ، نيروها و تفکرات متفاوت، در خارج از قدرت قرار می گيرند و سرمايه هاي انساني نظام هدر می رود اگر بتوان ساير افراد را در پست هاي کارشناسي قرار داد، می توان به وحدت ملی یا تشکیل دولت ائتلافي کمک نمود . به عبارت دیگر اگر شايسته سالاري در تمامي دولت ها رعايت شود ديگر نيازي به دولت ائتلافي نيست. شايسته سالاري ضررهاي دولت ائتلافي را ندارد ولی محاسن دولت ائتلافي را دارا است. اما مهم ترين شرط اين اصل، مشورت گرفتن از تمام نيروها و تفکرات حاکم بر کشور است يعني تا زماني که از مشورت همگان استفاده نکنيم به شايسته سالاري هم نمي رسيم و اساساً تا وقتي انديشه حذف در ذهن مديران ما وجود دارد، نمي توان اميدوار بود حتي ايده تشکيل دولت هاي ائتلافي حلال مشکلات کشور باشد. بنابراین اگر کسانی واقعاً در پي تشكيل دولت وحدت ملي هستند، زمينههاي عيني و لازم وحدت ملي را فراهم كنند، در اين صورت نيروهاي منتقد به سهولت ميتوانند بساط اخلالكنندگان در وحدت ملي را برچينند.
اما علیرغم همه این مخالفت ها و اظهار نظرها، حجت الاسلام و المسلمين ناطق نوري در ديدار دبيرکل و اعضاي شوراي مرکزي حزب مردمسالاري، بارِ دیگر براین دیدگاه خود تأکيد کرد و گفت:« در کشوري که هر سال يکبار احتياج به مراجعه به آراي مردم وجود دارد، بايد دموکراسي همراه با ابرازها و قواعد بازي برقرار شود و يکي از مهمترين ابزارهاي مردمسالاري، وجود احزاب است..... در ايران هر جناحي که روي کار ميآيد همه بدنه دولت را تا پايينترين مديران تغيير ميدهد، اما روال در دنيا به گونهاي ديگر است مثلاً همانطور که ميدانيد در ايتاليا بهطور ميانگين هر يک سال يک دولت برکنار ميشود و دولتي ديگر روي کار ميآيد اما جزئيات هيأت وزيران و بدنه دولت تغيير نميکند. .... راهحل موفقيت در کشور، استفاده از همه نيروهاي موجود و تشکيل دولت وحدت از ميان همه کساني است که درد دين و دغدغه ايران دارند.»
به هرحال، ایده تشکیل دولت "وحدت ملی" که طی ماه ها و هفته های اخیر با فراز و فرودهایی مواجه شده بود و در شرایطی که در این فضای سنگین تصور میرفت که برای همیشه به فراموشی سپرده شده و بانیان این طرح میدان را به نفع دولت نهم و حامیان وی خالی کردهاند؛ ورود غیرمنتظره آیتالله هاشمی رفسنجانی و حجتالاسلام علی اکبر ناطق نوری در یکی دو روز اخیر، جان تازهای به این طرح بخشید. باید صبر کرد و منتظر نتایج آن در آینده ماند .

فرزندان اصلاح طلب حاج سیداحمدخمینی
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
در هفته گذشته ، علیرغم آن که افتتاحيه کنگره حزب "مشارکت" با دومين روز نشست سراسري حزب "کارگزاران" همزمان شد، اما هماهنگي ميان اين دو نشست حزبي اصلاح طلب و همسويي ميان آنها سبب شد در اين گردهمايي ها بسیاری از چهره هاي سرشناس اصلاح طلب حضور يافته و بر ائتلاف همه جانبه براي "بازگرداندن دستگاه اجرايي به مسير برنامه محوري و تعقل مديريتي – سياسي" تأکيد ورزند.
آنچه در میان خبرهای این مراسم بیشتر جلب توجه می کرد، آن بود که در کنگره سراسري جبهه مشارکت ايران اسلامي "سيدمحمد خاتمي" در کنار "سيدياسر خميني" فرزند کوچک تر مرحوم حاج سيداحمد خميني ، حضور داشته و در گردهمايي سراسري حزب کارگزاران سازندگي نیز همراه آقای خاتمي ، "سيدعلي خميني"،دیگر فرزند مرحوم حاج سيداحمد خميني( همان علی کوچولو که تصویرش با امام خمینی یکی از آشناترین تصاویر ایشان است ) حضورداشته است .
و اما در این دو مراسم سخنانی بیان شد که اشاره ای به آنها خالی از لطف نیست :
"محسن ميردامادي" به عنوان دبيرکل حزب مشارکت ایران اسلامی در مراسم افتتاحيه کنگره این حزب گفت : « ... همه ما خوب به خاطر داريم که نقطه کانوني سخنان آقاي احمدي نژاد در ايام تبليغات انتخابات رياست جمهوري نهم تکيه بر شعارها و وعده هاي اقتصادي و بهبود وضعيت معيشتي مردم به ويژه اقشار فرودست و متوسط اجتماعي بود. ايشان بر آوردن درآمد نفت بر سر سفره هاي مردم و رنگين ساختن سفره فقرا و محرومان، مبارزه با فقر و فساد و تبعيض اقتصادي و باند هاي مافيايي و تحقق عدالت اقتصادي و اجتماعي تأکيد داشت و از همين منظر نقد و نفي و تخطئه عملکرد همه دولت هاي پس از انقلاب توسط ايشان از حافظه مردم پاک نمي شود. از آنجا که امسال سال آخر مسئوليت دولت نهم و در واقع سال ارزيابي دولت و پاسخگويي در قبال همه شعارها و وعده ها و عملکردها به ملت است، ضروري است نگاهي دوباره و سريع به کارنامه عملکرد اقتصادي اين دولت که بيشترين سهم را در شعارهاي انتخابات داشته است، بيندازيم. دولت آقاي احمدي نژاد در حالي مسئوليت اداره کشور را در نيمه سال 84 به دست گرفت که شرايط کشور در مقايسه با همه دولت هاي پس از انقلاب به ويژه از لحاظ اقتصادي بهتر و ممتاز بود. ذخاير ارزي کشور در دولت آقاي خاتمي به رقمي بالغ بر 50 ميليارد دلار رسيده بود و حدود 15 ميليارد دلار نيز در قالب "حساب ذخيره ارزي" تحويل دولت نهم شد.
..................... براي اينکه بهتر معلوم شود دولت نهم چه فرصت هاي طلايي در اختيار داشته ولي آنها را سوزانده است، تنها به اين نکته اشاره مي شود که درآمد نفتي ايران در مجموع سال هاي پس از انقلاب بالغ بر 700 ميليارد دلار بوده است که بيش از 250 ميليارد دلار (معادل 36/0 درصد از کل) آن در سه سال و نيم گذشته حاصل شده و در اختيار دولت نهم بوده است. خوب است اين رقم مقايسه شود با درآمد نفتي هشت ساله دولت آقاي خاتمي به ميزان 174 ميليارد دلار که 15 ميليارد دلار آن هم در حساب ذخيره ارزي تحويل دولت نهم شد، و نيز مقايسه شود با در آمد هشت ساله دولت آقاي هاشمي به ميزان 126 ميليارد دلار.»
"غلامحسین کرباسچی" هم به عنوان دبيرکل حزب کارگزاران سازندگي در گردهمايي سراسري این حزب اظهار داشت:« ...در سال هاي 75 تا 85 سالانه 550 هزار شغل ايجاد مي شد اما در حال حاضر به 250 هزار شغل رسيده است چرا که رشد سرمايه گذاري به عنوان تنها راه کاهش بيکاري در کنار راهکارهاي من درآوردي و عوام فريبانه دولت ناديده گرفته شده است». وي عدم احساس نياز به سرمايه انساني را مهم ترين اشتباه استراتژيک دولت نهم عنوان و تصريح کرد: «اين دولت به جاي تکيه بر دانش، به نظريات شخص رئيس جمهور توجه کرده است و تسويه حسابي را انجام دادند که نه تنها در طول 30 سال گذشته بلکه در دوران پس از مشروطه نيز بي سابقه بوده است». دبيرکل حزب کارگزاران سازندگي با بيان اينکه ايران روزي در توليد گندم به خودکفايي رسيده بود، اظهار داشت: «ايران در حال حاضر به واردکننده گندم تبديل شده است و علاوه بر وارد کردن هشت ميليون تُن، تازه با افتخار اعلام مي کنند توانستيم باز هم قرارداد واردات گندم ببنديم». وي در ادامه افزود: «با وجود درآمد افسانه اي نفت 150 دلار، هنوز نمي دانيم اين درآمد افسانه اي کجا صرف شده است چرا که سازمان مديريت و برنامه ريزي که محل مشخص شدن اين درآمدها است، منحل شده است». کرباسچي ضمن انتقاد از کُند کردن اجراي پروژه ها گفت: «اجراي طرح هاي بزرگ به بهانه رسيدگي به سفره مردم متوقف شد و ماحصل اين شد که در زمستان گاز و در تابستان آب نداشته باشيم و حال مي خواهند تمام اشتباهات خودشان را با طرح تحول اقتصادي توجيه کنند . اين طرح از قبل کارشناسي شده بود و همواره حذف يارانه ها و هدفمند کردن سوبسيدها مورد اجماع بوده است و اگر آن زمان اجازه مي دادند بخشي از آن اجرايي شود در حال حاضر 50 درصد به هدف نزديک تر بوديم اما اين طرح با ايده هاي نادرست دولت نهم قابليت اجرا ندارد. »
« "روی کین" احمدی نژادی»
*****************

این هواداران آقای احمدی نژاد چه کار که نمی کنند ! یک روز به نقل از "دکتر عوضعلی کردان" می گویند فلان خُرما فروش ، نام یک نوع از خُرماهایش را " خُرمای احمدی نژادی" گذاشته و روز دیگر از فروش زیاد " کاپشن احمدی نژادی" به منظور تبلیغ برای رئیس جمهور سخن به میان می آورند . این روزها هم که به انتخابات ریاست جمهوری دهم نزیک تر می شویم ، هواداران آقای احمدی نژاد که به خوبی می دانند عملکرد دولت نهم و شخص رئیس آن موجب نارضایتی و انتقادات بسیاری بویژه در میان گروه ها و چهره های اصول گرا گردیده و بسیاری از آنان از احمدی نژاد فاصله گرفته اند، در اقصا نقاط دنیا به دنبال حامی برای ایشان می گردند و گاهی آنچنان چشم بسته ، مبتدیانه و غیر حرفه ای هم این کار را انجام می دهند که خود به سوژه ای دیگر تبدیل می شود . به عنوان مثال، به تازگی خبرگزاری های ایرنا و فارس مدعی شدند که "روی کین" بازیکن سابق تیم فوتبال "منچستر یونایتد" انگلیس و سر مربی فعلی تیم "ساندرلند"، گفته که " به دلیل علاقه به احمدی نژاد تغییر قیافه داده است"، بدون توجه به اینکه این مطلب طنزی ساختگی بوده و در یک وب سایت فکاهی انگلیسی به نام "دیلی مش" به خاطر تغییر ظاهري و متفاوت "روی کین" بیان شده و حتی در زیر عکس وی با چهره جدیدش نوشته : "کین گفت برنامه های هسته ای اش برای مقاصد صلح آمیز به کار خواهد رفت"!
اما "ایرنا" که مدیران فعلی آن از نویسندگان کیهان هستند، نوشت: "روي کين" بازيکن سابق منچستر يونايتد و ملي پوش محبوب تيم ايرلند و سر مربي ساندرلند ، در جمع بسياري از خبرنگاران در پاسخ به اين پرسش که چرا در اين مدت ، با ظاهري جديد ومتفاوت روي نيمکت ساندرلند حاضر شده است ، اظهار داشت :"دوست داشتم شبيه دکتر احمدي نژاد ، رئيس جمهوري اسلامي ايران باشم ."
خبرگزاری "فارس" هم نوشت: "سرمربی ایرلندی تیم فوتبال ساندرلند علت تغییر قیافه اخیر خود را علاقه به محمود احمدی نژاد عنوان کرد."
کاهش قیمت نفت و اجرای طرح تحول اقتصادی ؟
***********************
در شرایطی که کاهش قابل توجه قیمت نفت، نگرانی هایی را در نزد بسیاری از دولتمردان و اقتصاددانان کشور ایجاد نموده است ،آقای محمود احمدی نژاد می گوید : « کاهش قیمت نفت در اقتصاد ایران تأثیری نخواهد داشت ». این سخن از سوی رئیس جمهور در حالی بیان می شود که برخی تحلیل گران اقتصادی بر این باورند که چون اقتصاد ایران به شدت به درآمدهای نفتی متکی است، کاهش قیمت نفت می تواند کشور را در شرایط دشواری قرار دهد . یکی دیگر از علل این نگرانی ها هم آن است که گفته می شود بخش عمده ای از درآمدهای نفتی سه سال اخیر، هزینه شده و پس انداز چندانی در حساب ذخیره ارزی باقی نمانده است .
در این میان هم بعضی می گویند علیرغم کاهش قیمت نفت، باز هم قیمت آن نسبت به چند سال قبل بالاتر است بنابراین آثار کاهش شدید قیمت نفت در سال جاری آشکار نمی شود ولی اگر قیمت ها در همین سطح باقی بماند مشکلات در سال آینده خود را بیشتر نشان خواهد داد. اما در عین حال، رییس جمهور این نگرانی را بی مورد می داند و مسئولان و كارشناسانی را كه نسبت به پیامدهای منفی کاهش قیمت نفت و بحران مالی غرب بر اقتصاد ایران هشدار میدهند، به "اظهارنظرهای ناشیانه" متهم می کند، و می گوید که «اینگونه اظهارنظرها، بی انصافی و بی احترامی به ملت ایران است».
علاوه بر این، آقای احمدی نژاد می گوید: « ما قادر هستيم با نفت پنج دلاري هم کشور را اداره کنيم.» . البته این سخن آقای احمدی نژاد واکنش هایی را به دنبال داشت . "سعید لیلاز" کارشناس اقتصادی می گوید : « «ما باید ببینیم منظور از اداره کشور چیست چراکه در چنین شرایط اولاً تولید ناخالص داخلی ایران به شدت کاهش پیدا خواهد کرد و بحران اقتصادی سنگینی کشور را در دو-سه سال اول فرا خواهد گرفت. ثانیاً این کار مستلزم این است که قیمت دلار تقریباً پنج هزار تومان بشود. از طرف دیگر آقای احمدی نژاد در حالی این صحبت را می کند که هیچ نشانه ای نیست که دولت، خودش را برای نفت پنج دلاری که هیچ، بلکه برای نفت پنجاه دلاری هم آماده کرده باشد.» وی ادامه می دهد : « معنای نفت بشکه ای پنج دلار این است که درآمد ارزی ایران به حدود چهار میلیارد دلار کاهش پیدا کند. حالا ایشان چگونه می تواند با نود و پنج میلیارد دلار واردات در سال 87 خودش را با درآمد چهار میلیاردی انطباق دهد .خودش یک سئوال بزرگ است.»
بعضی نیز سؤال نموده اند که اگر آقای احمدینژاد میتوانسته چنین شقالقمری كند آیا روا بود كه از حدود 200 میلیارد دلار درآمد ارزی در سه سال گذشته، امروز پول چندانی در حسابهای ارزی كشور باقی نمانده باشد؟ و به عبارت دیگر چرا رئیس جمهور محترم مردم را از بركات این هنر مدیریتی خود در سه سال و نیم گذشته محروم ساختهاست؟ و حالا كه عُمر دولت ایشان همچون آفتاب لب بام است، این هنر مدیریتی را به اطلاع مردم میرساند؟
از طرف دیگر و در همین شرایط که به دلیل کاهش قیمت نفت، در آمد کشور در مقایسه با نفت 137 دلاری به یک سوم کاهش یافته است، اجرای برنامه "تحول اقتصادی" نیز که مهمترین بخش آن، توزیع مستقیم یارانه ها است، به یکی دیگر از بحث های چالش برانگیز تبدیل شده است زیرا در این طرح قرار است یارانه های انرژی حذف شده و این کالاها با قیمت تمام شده در اختیار مردم قرار گیرد . بسیاری از صاحبنظران اقتصادی و حتی برخی اعضای دولت، اجرای طرح تحول اقتصادی را در زمان و شرایط فعلی تورم زا می دانند و معتقدند اجرای این طرح نیازمند یکسری مقدمات است که در صورت محقق نشدن آن شرایط ،امکان اجرای این طرح وجود ندارد.در این میان برخی هم آن را "انتخاباتی" قلمداد می کنند .
محمد هاشمی رفسنجانی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگو با مهرمی گوید : « آنچه که بین اقتصاددانان و سیاسیون مطرح است، این است که هدف اجرای این طرح ها در آستانه انتخابات، سیاسی است و هدف اقتصادی برای کشور ندارد.» وی که عضو کمیسیون اقتصادی مجمع تشخیص مصلحت نظام است همچنین می گوید :« به نظر من اجرای طرح های اقتصادی در سال انتخابات و نزدیک انتخابات، بیشتر برای این است که جنبه سیاسی و انتخاباتی داشته باشد.» .
اما حجت الاسلام مصباحی مقدم رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس از نگاه دیگری به طرح تحول اقتصادی نگریسته و می گوید: «اینکه دولت قبل از تصویب قانون در مجلس وعده هایی را به مردم می دهد جای تأمل دارد چون تا قانون تصویب نشود نمی توان این وعده ها را جدی تصور کرد، اما در مورد اعداد و ارقامی که رئیس جمهور مطرح کردند باید گفت اینها بر اساس صادرات نفت بشکه ای صد دلار تنظیم شده بودند و الان نفت زیر بشکه ای پنجاه دلار است و علی القاعده این وعده ها امروز دیگر جایگاهی ندارد.» وی می گوید: «من نمی توانم تحلیل کنم که چرا دولت در این خصوص بر دیدگاه خود پا فشاری می کند و نظر مجلس را نمی پذیرد.»
به هر حال در پی بالا گرفتن اختلاف دولت و مجلس اصولگرا درباره طرح تحول اقتصادي ، گفته می شود که گروهي از نمايندگان عضو كميسيون ويژه طرح تحول اقتصادي، در حال تدوين طرحي هستند كه بر اساس آن دولت نهم تا قبل از انتخابات آتي رياستجمهوري از پرداخت نقدي يارانهها منع ميشود.
دور دوم سفرهاي استاني با کدام هدف؟
سفرهای استانی که از پدیده های دولت نهم است، اگر چه می تواند فوایدی داشته باشد ، ولی ایراداتی اساسی نیز بر آن وارد است . دولتمردان نهم از نگاه خویش این سفرها را به تمام و کمال سودمند می دانند زیرا می تواند رأی بخشی هایی از مردم را به سوی رئیس دولت جذب نماید . اما عده ای نیز گذشته از این که این سفرها ، بویژه دور دوم آن را زاید و با هدف تبلیغات انتخاباتی توصیف می کنند ، این سؤال را مطرح می کنند که این سفرها واقعاً چه تأثیر مثبتی در نحوه "مدیریت" ، "تصمیم گیری ها" و یا "اجرای امور" در کشور داشته و خواستار یک "ارزیابی صحیح و بیطرفانه" از این سفرها که به عقیده برخی از نمایندگان مجلس ، هریک از آنها حداقل 500 میلیون برای کشور هزینه دارد ، شده اند .
در عین حال و علیرغم آنکه برخي از منتقدان، سفرهاي آقای احمدي نژاد را عمدتاً داراي اهداف تبليغاتي- انتخاباتي توصيف مي کنند، وي با نزدیک شدن به زمان انتخابات ریاست جمهوری دهم ، بر سرعت سفرهاي استاني خود افزوده است . در همین راستا ، روزنامه کارگزاران نوشت: «تحت عنوان سفرهاي استاني و پيگيري وعدههاي رئيسجمهور، در شهرستانها دفاتري ايجاد شده كه وظيفه اصلي آنها فعاليت تبليغاتي-انتخاباتي براي حضور احمدينژاد در انتخابات رياستجمهوري دوره دهم است.»
اینک با توجه به انتقادهای موجود، طرح تحقيق و تفحص از سفرهاي استاني آقای احمدي نژاد از سوي تعدادي از نمايندگان شهرستان هاي مختلف کشور به هيأت رئيسه مجلس هشتم ارائه شده است .اين نمايندگان معتقدند که سفرهاي استاني و وعده هاي دولت و رئيس آن در جريان این سفرها، دارای هدفهای انتخاباتی است.
البته برخی افراد دیگر، منجمله "محمد خوش چهره" از اقتصاددانان اصولگرا و حامیان پیشین آقای احمدی نژاد در همین زمینه در گفتگو با " اعتماد"می گوید :«مکانيسم هاي جلب آراي مردم و حرکت به سمت عوام گرايي، سوءاستفاده از ضعف و فقر مردم و گرفتن رأي از فقرا به وسيله پرداخت هاي مادي يا وعده هاي ديگر، در حال بنا شدن است.»
خوش چهره در خصوص استقبال مردم از رئیس جمهور در این سفرها نیز می گوید :« استقبالي که در خيلي نقاط دورافتاده و فقير از يک مقام اجرايي ارشد، مياني يا حد پايين دستي صورت گرفته به دليل نيازي است که آن مردم دارند. در حالي که در نظام جمهوري اسلامي هرکجا موفقيتي حاصل شد به دليل علاقه قلبي مردم و ريشه دواندن اسلام در روح و جسم آنها بود. حال اگر با اضافه شدن شاخص فقر، اين ارادت قلبي مردم به انحراف کشيده شود بايد به مسوولان اجرايي تذکر داده شود تا در روش هاي خود بازنگري کنند. » وی می افزاید:« خود من در انتخابات رياست جمهوري از شعارهايي دفاع کردم که اکنون نسبت به تحقق آنها به شدت دچار ترديد هستم. در واقع اين شعارها با اين گونه عملکردها و بينش هايي که در دو سال و نيم گذشته شاهد آن بوده ايم امکان تحقق نخواهد داشت.»
نمايندگانی که پیگیر انجام تحقیق و تفحص از سفرهای استانی شده اند، معتقد به "تعارض مصوبات سفرهاي استاني با قوانين مصوب مجلس" بوده و خواستار تحقيق در موارد ذیل شده اند :
1-بررسي در خصوص "عدم تحقق وعدهها و مصوبات سفرهاي استاني هيأت دولت. خبرگزاري دولتي ايرنا در پايان دور اول سفرهاي احمدي نژاد اعلام کرده بود که 3600 مصوبه دولت در اين سفرها به تصويب رسيده است، اما با آغاز دور جديد سفرهاي استاني ، هنوز گزارشي از ميزان واقعي تحقق وعده ها و به اجرا در آمدن مصوبات دور اول سفرهاي استاني ارائه نشده است. مثلاً "داريوش قنبري" نماينده ايلام که از طراحان تحقيق و تفحص از سفرهاي استاني دولت است می گوید:« سفرهاي استاني دولت امري بي نتيجه شده و عدم اجراي مصوبات، اعتراضات گسترده مردم را به همراه داشته است.» وی به روزنامه کارگزاران گفته که آقای احمدي نژاد "در سفر به ايلام وعده ساخت هشت كارخانه را داد، و در سفر به لرستان اعلام كرد 35 كارخانه بزرگ ميسازند." ولی متأسفانه چون این وعدهها عملياتي نميشود، به نظام و اعتماد مردم ضربه وارد ميسازد تا جايي مردم به شوخي به يكديگر ميگويند "دود كارخانجات احمدينژاد كورمان كرده است."
2-"نحوه تأمين هزينهها و بودجه اي که در سفرهاي استاني هزينه ميشود . به گفته " قنبری " «بر اساس برآورد نمايندگان مجلس، هزينه هر سفر استاني احمدي نژاد حدود 500 ميليون تومان است.»
" داريوش قنبري" می گوید که «نمايندگان مي خواهند مشخص شود هدف اين دو دور سفر چه بوده است . اگر هدف رفع مشکلات مردم بوده که مشکلي رفع نشده است. به همين دليل بايد مشخص شود چرا بودجه کشور صرف فعاليت هايي شده است که بيش از آنکه گره گشاي مشکلات ملت باشد با هدف تبليغاتي دولت نهم ادامه پيدا مي کند.»
اما آقای احمدی نژاد و سایر دولتمردانش مي گويند: «سفرهاي استاني خرجي ندارد و با نان و هندوانه اين سفرها را سپري کرده اند تا هزينه يي براي کشور تحميل نشود.»
ولی "قنبري" در خصوص اين ادعا به روزنامه "اعتماد" گفت که در صورت صحت چنين ادعايي «ارقام 40 تا 50 هزار تومان به پيوست هفت ميليون نامه اي که در جريان دور اول سفرها پرداخت شده را با چه تفاسيري مي توان توجيه کرد.»
نگرانی برای بسیج
ضمن عرض تبریک "هفته بسیج" بر بسیجیان آزاده و خیرخواه
******************************
حجت الاسلام «محمود دعائی» سرپرست روزنامه اطلاعات، چندی پیش ،در ششمین نشست سراسری بسیج و رسانه روز در مشهد چنین گفت :
« ...من نگرانم سرنوشت برخی روحانیون پس از انقلاب برای بسیجیان هم رقم بخورد. نگران قداست، حرمت و ارزش بسیج هستم. در ابتدای انقلاب هم روحانیون خیلی قُرب و ارج داشتند و این به دلیل نگاه مردم به قداست امام خمینی(ره) بود ولی برخی ها از آن به درستی استفاده نكردند و نتوانستند این قداست را حفظ کنند و از آن سوءاستفاده کردند و در نتیجه از چشم مردم و جامعه افتادیم. الان جامعه مثل اوایل انقلاب به ما نگاه نمیکند. این را صادقانه خود اذعان کنیم. البته در این میان افراد گمنامی هستند که به دور از تظاهر، مقامخواهی و جاهطلبی منشأ کمالات هستند. بسیج هم منشأ خدمات ارجمندی بوده ؛ زیرا در این نظام یکی از خطرناکترین توطئههای دشمن ( جنگ) را خنثی کرده است و حالا دشمن سعی دارد تا بسیج را هم به همان سرنوشتی که روحانیون به آن دچار شدهاند وارد کند.
اگر در مجامعی که بسیج در آن سازمان یافته، نتواند قداست و حرمت واقعی خود را نگه دارد، یا دچار سوءاستفاده برای اهداف دنیوی شود، زیر مجموعه آن، به چشم حقارتآمیز در نهان، و هراسانگیز در آشکارا به بسیج نگاه میکند. در صورتی كه بسیج باید خسارتها و ناكامیها را جبران و عاطفه ایجاد کند تا این قداست محفوظ بماند. اگر این موضوع برعکس شود و به دنبال گرفتن نقاط ضعف یكدیگر و تحکیم قدرت و سیطره ظاهری خود باشد، بتدریج جو نارضایتی ایجاد خواهد شد.... »
و اما