عبرت های ماجرای کردان
============
"لاسکي" می گوید : «روندهاي سياسي، بسيار شبيه کوه يخ شناورند. آنچه در روي آب ديده مي شود، فقط بخش کوچکي از واقعيت بزرگ زيرين است.»
بدون شک ، ماجرای استیضاح کردان پشت پرده هایی دارد که بسیاری از زوایای آن برای مردم آشکار نگردید و شاید به همین خاطر است که پس از گذشت حدود يک هفته از آن ماجرا، همچنان محافل سياسي و رسانه يي درباره آن سخن مي گويند و تحليل هاي متفاوتي درباره آن دارند. عده ای معتقدند که استيضاح وزيري از يک جناح سياسي از جانب نمايندگان همان جناح، رويدادي پيچيده است که انگيزه هاي آن به آساني فراچنگ نمي آيند. برخی دیگر از ناظران سياسي هم می گویند، از ماجراي استيضاح کردان شاید بتوان بعضی از اتفاقات سياسي شرايط کنوني کشور را تحليل کرد و مناسبات پنهان دولتمردان کابينه دولت نهم و صاحبان صندلي هاي سبزرنگ مجلس هشتم را کشف نمود.
تحلیل گران معتقدند که اساساً معرفی کردان برای پست وزارت در شرایطی صورت گرفت که حلقه اطرافيان رئيس جمهور پس از چند دوره پالايش دروني کاهش يافته و کم تعداد شده است بنا براین آقای احمدی نژاد مجبور شد براي ترميم کابینه خويش، دايره نيروها را گسترده تر کرده و راه را براي ورود مديران مياني به عرصه مديريتي درجه يک باز کند. در این میان،علي کردان که طي عمر سه ساله دولت نهم، همواره بر جايگاه مديريتي درجه دوم کشور جلوس کرده بود و نحوه خدمتی وی مورد تأیید رئیس جمهور بود تا آنجا که به عنوان يکي از "مديران اتوبوسي" شهرت داشت ، نخستين فرد از حلقه مديران مياني دولت نهم بود که به عنوان دومين وزير کشور دولت آقای احمدی نژاد به مجلس معرفي شد .
اما دوران وزارت کردان چندان نپایید و پس از گذشت حدود سه ماه از رأی اعتماد مجلس به کردان و در پی کش و قوس های فراوان ، مسافر دهم اتوبوس دولت نهم در ايستگاه بهارستان پياده شد تا با رفتن او ، کابينه همیشه ناتمام آقای احمدي نژاد باز هم ناقص بماند .
برخی دیگراز تحلیلگران ، استيضاح وزيري از يک جناح سياسي از جانب نمايندگان همان جناح را که در جمهوری اسلامی بی سابقه است ، نشانه ای از وجود اختلاف در بین آن جناح می دانند مثلاً "امیر محبیان" می گوید : « بدون شک استيضاح آقاي کردان نمايانگر اختلافي روشن در ميان دو بخش از جريان ساختاري اصولگرايان يعني مجلس و دولت است. » ، ولی "حسین مرعشی" می گوید : « من معتقدم استيضاح کردان نه خبر از انشقاق اصولگرايان مي دهد و نه يک استثنا است بلکه نشان مي دهد اصولگرايان بيش از پيش با هم متحد شده اند و اختلاف نظرهايشان به حداقل رسيده است، به نحوي که اگر تا پيش از آن در مواجهه با رئيس جمهور ترديدهايي داشتند، بعد از استيضاح کردان اين ترديدها برطرف شده است و غالب اصولگرايان را يکدست ساخته است تا در مقابل دولت جهت نيل به اهداف اصولگرايانه خود عقب ننشينند. استيضاح کردان از اين حيث آغاز يک انسجام دروني در جبهه اصولگرايان عليه احمدي نژاد و دولت ايشان است و شمارش معکوس دولت نهم را رقم زده است.» البته تعداد رأي هاي موافق ابقاء کردان نيز مشخص نمود که تعداد نمايندگان حامي دولت قابل توجه نیست چرا که از 45 رأي مخالف استيضاح، تقريباً 25 نفر از حاميان دولت و حدود 20 نفر نيز از نمايندگان شهرهاي شمالي بودند .
گلایه های کردان :
علي کردان که در ستاد علي اکبر ناطق نوري در انتخابات دوم خرداد 76 و علي لاريجاني در سال 84 فعاليت نموده و نیز چندين سال در کنار آنان خدمت کرده بود، انتظار داشت در این ماجرا دوستان و ياران او ، رفيق قديمي و حتي همشهري مازندراني خود را تنها نگذارند و از ارتباطات و توانايي ها و لابي هاي سياسي براي حمايت از وي استفاده کنند. علي کردان همچنین انتظار نداشت در مجلس شاهد هجمه رفقاي همفکر و فعالان سياسي هم جناح خود باشد و او را بدين شکل تنها بگذارند اما شاهد بوديم که چنين نشد و کردان ناچار گردید به قول خودش ،ناملايمات دوستان اصولگرايش را به عنوان خون دل براي خود نگه دارد ، اما مشخص نشد علي کردان که در جلسات خود در روزهاي پيش از جلسه استيضاح، از در اختیار داشتن مدارک و پرونده درباره کساني که او را در مطبوعات و تريبون ها تخريب مي کنند ياد مي کرد ، چرا از مدارک موجود در پرونده اش استفاده نکرد. او پس از جلسه استيضاح در جمع تعدادي از دوستان قديمي خود و برخي از مديران صداوسيما که سال ها با آنها همکاري کرده است به صورت خصوصي گلايه کرد و گفت که به خاطر مصالح نظام و برخي مصلحت انديشي هاي ديگر سکوت کرده است و از اين منظر مظلوم واقع شده زيرا او فرصت داشته در زمان دفاعياتش در صحن علني مجلس به برخي از حمايت هاي بي دريغي که از نمايندگان اصولگرا کرده و چگونه آنان را در نشستن بر کرسی مجلس کمک کرده است، اشاره کند.
عبرت های ماجرای کردان:
و اما، ماجراي کردان می تواند برای فعالان عرصه سیاست، "پندها" و برای مدیران دولت نهم "عبرت" هایی داشته باشد .
1- يک نکته مهم و پندآموز ماجرای کردان ، "رفتار و روش دولت نهم" است که مي تواند درس ها و پندهاي مهمي در پي داشته باشد. اگرچه رفتار دولت نهم در مواجهه با ماجرای کردان مشابه طرز رفتار آن با بسياري از اقدامات دولت در عرصه هاي اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي، سياسي، عمراني و امنيتي است که ابتدا وجود مشکل و مسأله انکار و پس از تحمل هزینه های فراوان ، به تلخ ترين و پرهزينه ترين شکل خاتمه می یابد ،درعین حال از این ماجرا می توان به "حقيقت فرهنگ رفتاري دولتمردان نهم" پی برد .
2- درس و عبرت بزرگ ديگر اين ماجرا ، نحوه برخورد دوستان، همفکران و هم پيمانان کردان در"روز واقعه" بود. ماجراي کردان نشان داد که روزگار گاهي چه صحنه هاي عجیبی را به نمايش مي گذارد. نزديک ترين دوستان و هم پيمانان نيز در روزهای سخت وي را تنها مي گذارند. در روز استيضاح نه تنها رئيس جمهور حاضر نشد در مجلس حضور يابد و وزير خود را همراهي و پشتيباني کند بلکه هيچ يک از اعضاي دولت و حتي معاون پارلماني رئيس جمهور نیز حاضر نشدند به همراه او به مجلس بروند. آقاي لاريجاني هم که کردان ساليان دراز در پاي او رکاب مي زد ، در مقابل دوربين ها قرار گرفت و خود را از هر گونه ارتباط با مسئله کردان مبرّا ساخت.
3- گویا در این اواخر ، به گفته اسدالله بادامچیان، وعلی مطهری، کردان تصمیم به استعفا داشته اما آقای احمدینژاد مانع وی شده و او را به «ایستادگی و مقاومت» ترغیب کرده است . بادامچیان می گوید : «این بهترین راه حل بود و در نهایت آقای کردان تا اندازه زیادی موافقت کرده بود ولی عدم رضایت رئیس جمهوری وی را بازداشت.» بنابراین یکی دیگر از درسهای ماجرای کردان این است که توصیه ها و حمایت های خوبان نیز ممکن است بی پشتوانه باشد .
4- پند دیگر ماجرای کردان می تواند این باشد که رئیس جمهور نیز ممکن است به دلیل اطلاعات نادرست، دچار اشتباه محاسباتی شود . این اشتباه شاید از آنجا نشأت گرفت که دو ماه پيش در جریان استيضاح "علي احمدي" ، فقط در مدت 24 ساعت تعداد امضاها از 82 به 8 امضا تقليل پيدا کرد و به گفته علي مطهري از قول يک مقام دولتي مبني بر اينکه «دادن يک وعده کوچک کافي است تا نمايندگان هشت تا هشت تا امضاهاي خود را پس بگيرند». شاید هم این اشتباه، از احساس پشت گرمي آقای احمدی نژاد به حمايت هاي بي دريغ نهادهاي عالي نظام و اميدواري به استفاده از حکم حکومتی نشأت مي گرفت.
به هر حال و در نهایت ،دولت نهم در ماجراي کردان شکست خورد و به صورت بازنده ناگزير از ترک صحنه شد .البته این شکست ، شکست يک قهرمان که موضعي بر حق اتخاذ کرده و به خاطر دفاع از راستي و درستي حاضر به تقبل و تحمل شکست شده است، نبود بلکه برعکس، اغلب افکار عمومي جامعه ايران ممکن است معتقد باشند که شکست رئيس جمهور در قصه کردان، محصول حق گرايي و حق پذيري وي نبوده است .
.jpg)
«سردار ۱۶۰ ميلياردي» یا «برادر حزب اللهي ضد فساد»
================
پس از عزل علی کردان از سوی مجلس ، آقای احمدی نژاد در نامه اي به رييس مجلس شورای اسلامی، « صادق محصولي» را به عنوان وزير پيشنهادي کشور معرفي کرد. همان کسی که سه سال قبل، ناگزیر قبل از برگزاری جلسه رأی اعتماد انصراف داد و به مجلسی که معلوم بود به وی رأی نمی دهد، نرفت و اینچنین امکان نشستن برکرسی ساختمان وزارت نفت را از وی سلب شد.
هرچند نام «صادق محصولي» در افکار عمومي زماني مطرح شد که وي از سوي آقای احمدي نژاد به عنوان گزينه وزارت نفت به مجلس معرفي شد، ولی امروزه نام وی براي دولت و مجلس نام ناآشنايي نيست. صادق محصولي که فرزند پارچه فروشي از اروميه می باشد، امروز سرداری صاحب نفوذ و باجناق "علی اکبر ولایتی" است که پيش از این به آقای احمدی نژاد خدمت شایانی کرده است. خدمت محصولی به آقای احمدی نژاد زمانی بود که شوراي شهر دوم تصميم گرفت آقای احمدي نژاد را شهردار تهران کند و اين کار به سادگي عملي نبود زیرا موسوی لاری وزير کشور ،مدتي را صرف بررسي صلاحيت شهردار پايتخت کرد و حتي اين زمزمه بود که ممکن است حکم او تأييد نشود. در همين فاصله صادق محصولي، باجناق خود يعني علياکبر ولايتي را واسطه کرد تا با پا در مياني وي اين حکم امضا شود و شاید از این روست که آقای احمدی نژاد نیز ضمن حمایت از محصولی ، او را " برادر حزب اللهي ضد فساد " می نامد و سعی دارد محبت وی را جبران نماید .
نام صادق محصولی که امروز در طبقه دوازدهم برج ميرداماد تهران دفتر مجللی دارد و از آن جا به اداره شرکت های خود مشغول است، از شهريور84 در عرصه سیاسی کشور مطرح شد یعنی زمانی که چهار وزير از کابينه 21 نفري احمدي نژاد و از جمله « سعیدلو» به عنوان وزیر نفت نتوانستند از مجلس رأي اعتماد بگيرند و آقای احمدي نژاد ،دوست نزديک خود يعني صادق محصولي را که دوستی آنها از دوران دانشجویی شروع و تا مسئولیت ستادهای انتخاباتی او ادامه یافت ،به عنوان وزير نفت معرفي کرد . حمایت های آقای احمدی نژاد از محصولی پس آن از کاهش نیافت تا آنجا که حتی در بهار امسال نیز در سخنراني خویش در قم از او به عنوان " برادرحزب اللهي ضد فساد" نام برد و گفت: "بار اول براي وزارت نفت يك برادر حزب اللهي ضد فساد را معرفي كرديم اما شبنامهها آمد و در حالي كه قرار بود برادري برود با فساد و مافيا مقابله كند، آن برادر را با شبنامه به مافيا متهم كردند."
آقای احمدي نژاد در حالي از محصولی به عنوان "برادر حزب اللهي ضدفساد" نام برد که رسانه ها تاکنون اطلاعات و عکس هائی درباره منازل مجلل مسکونی وی در شمال تهران و کاخی با سقف شیروانی سرمه ای رنگ که گفته می شود چندین میلیارد تومان قیمت داردو نیز ثروت چند ده ميلياردي و برخی ابهامات مالي وي در تصرف زمين به قيمت ارزان و انبوه سازي در آن زمين ها، و همچنين نقش او در معاملات سوآپ نفت با همسايگان شمالي ايران در زمان استانداري آقای احمدي نژاد در اردبيل منتشر كردهاند و از همین رو بود که نمايندگان مجلس هفتم لقب "سردار ميلياردي" به وي دادند و به معرفی او انتقاد کردند . ضمن آن که خود آقای محصولی هم بسیاری از این سخنان را تکذیب نکرد و در پاسخ به سئوالات در باره میزان ثروتش گفت که دارایی او ۱۶۰ میلیارد تومان است که طی ۱۰ سال و پس از خروج از سپاه کسب کرده است .
انتقادات به مرد ۱۶۰ میلیاردی تا بدانجا پیش رفت که "عماد افروغ" نماينده وقت تهران، ثروت وي را "بادآورده" خواند و حجتالاسلام عسگري نماينده مردم مشهد هم گفت: « گزارشات رسيده در خصوص آقاي محصولي باعث شائبه دوستان و ترديد آنان شده است". عسگري همچنین افزود: «بهتر است آقاي احمدينژاد كه در فيلم تبليغاتي خود يك خانه ساده را به مردم نشان دادند يك وزير سادهزيست را به كابينه دعوت نمايند. اگر ثروت آقاي محصولي از راه حلال هم باشد مقايسه آن با خانه ساده احمدينژاد همخواني ندارد. چنانچه اين سردار ميلياردي و فرمانده لشكر رأي نياورد تعامل بين مجلس و دولت در افكار عمومي زير سؤال است».
و عاقبت با بالا گرفتن مخالفت نمايندگان مجلس، محصولي يک شب قبل از برگزاري جلسه رأي اعتماد، انصراف خود را اعلام کرد. اما احمدي نژاد که از واکنش منفي نمايندگان طيف اصولگرا به محصولي خشمگين شده بود، او را به عنوان مشاور ارشد خود برگزيد.
ولی این بار گویا آقای احمدی نژاد برخی از مشکلات پیشین را حل نموده و مخالفان سه سال قبل محصولی را قانع نموده است که آنها سکوت نموده اند .یکی از این مخالفان سه سال قبل ، روزنامه کیهان است که سه سال قبل ،محصولی را "سردار میلیاردی" نامید و حضور وی را در کابینه با تبلیغات ساده زیستی احمدی نژاد مغایر دانست وحتی در همان زمان گفته شد مهم ترین و سخت ترین ضربه به وزارت نفت محصولی، دو گزارش کیهان بود که برای اولین بار به مخالفت با دولت آقای احمدی نژاد پرداخت.
اما همین روزنامه این بار نه تنها مخالفتی با پیشنهاد محصولی به عنوان وزیر کشور نکرد بلکه در حرکتی عجیب ، به کسانی که دفعه قبل مانع از وزارت وی شده بودند تاخت و اصلاح طلبان و مخالفان دولت را متهم کرد که علیه وی جوسازی کرده بودند.
این در حالی است که روزنامه کیهان روز هجدهم آبانماه 84، هم زمان با آغاز بررسي صلاحيت چهار وزرای پيشنهادي از جمله صادق محصولي، در ستون "خارج از دستور" خود نوشت: "در حاشيه جلسه علني مجلس، يكي از مراجعهكنندگان با استناد به اسناد رسمي – كه در دست داشت– از نمايندگان ميپرسيد: آيا واقعاً ميخواهيد به كسي كه از طريق ... كميسيون ماده پنج شهرداري در سال 78 حدود 7 هزار متر از زمين متعلق به بيت المال ... رأي دهيد تا در كنار احمدينژاد ساده زيست بنشينيد؟" ... "آقاي ... وقتي ميخواست حدود ده هزارمتر باغ واقع در خيابان ياسر را تفكيك كند و بفروشد مطابق قانون ميبايست دو سوم ملك را براساس مقررات باغات به دولت بدهد تا بتواند براي يك سوم باقيمانده سند مسكوني (پروانه ساخت) بگيرد اما ... و تمام ده هزار متر را پروانه مسكوني گرفت و به چندين نفر از مديران و افراد شاخص يك وزارتخانه فروخت. آيا اين كار، كسب حلال است يا ...؟"
این روزنامه که حالا از مخالفان دولت گلایه می کند که آن سال نگذاشتند محصولی وزیر نفت شود( در حالی که اکثریت مجلس هفتم در اختیار جناح راست بود) در مطالبی با عنوان "از اين ساده زيستتر نميشه" ، "فضاي سنگين براي يك وزير پيشنهادي" ، "عدم تناسب وزير پيشنهادي نفت با دولت عدالتخواه" نوشت: «علاوه بر عماد افروغ، تعداد زيادي از چهرههاي سرشناس فراكسيونهاي مختلف مجلس نيز در گفتگوهاي رسمي و غيررسمي خود به وضعيت شغلي و مالي وزير پيشنهادي نفت اشاره كرده و از معرفي شخصي با اين ويژگيها براي تصدي وزارتخانه حساسي مثل نفت، ابراز تعجب ميكردند.»
روزنامه کیهان همچنین نوشت: «وي – محصولي – برخلاف ساير وزراي پيشنهادي كه در راهروها در حلقه نمايندگان ديده ميشدند، ترجيح داد مدتها در اتاق يكي از اعضاي هيئت رئيسه مجلس بنشيند.....جالبتر از اين نكته، موضع خود وزير پيشنهادي نفت بود كه به گفته نمايندگان، وقتي با انتقادها و مخالفتها و سؤالات متعدد روبرو ميشد اظهار ميكرد خودش هم مخالف پذيرش مسئوليت دولتي است اما با اصرار از او خواستند وارد صحنه شود. »
به هر حال، يكشنبه هفته آينده، مجلس در مقابل آزمونی سخت قرار دارد. محصولي در صورت کسب رأي اعتماد، سومين وزير کشور دولت نهم طي سه سال اخير خواهد بود.
حذف « کردان » یا حذف « ذخیره شب انتخابات »
گویا « ماجرای زننده » ، «اقدام زشت و مشمئز كننده»، «كلاهبرداری سیاسی» ، «تقلب و سوء استفاده از اعتماد نمایندگان مجلس» و «رسوایی» ماجرای پنج میلیون تومان(به قول کیهان )، همانطور که "عوض حیدرپور" نماینده هوادار دولت احتمال داده بود که در آن بدون رسیدگی به ریشه ها ، "ضعیف کشی" خواهدشد و عباسی "قربانی" خواهد گردید ، دارد رفع و رجوع می شود و ایرنا خبرگزاری رسمی دولت گزارش داد که: «در پی انتشار خبری درباره اقدام مدیركل دفتر ویژه دولت در مجلس شورای اسلامی نسبت به اخذ امضای انصراف از استیضاح وزیر كشور در پوشش اعطای كمكهای دولت به مساجد، "محمد عباسی" روز گذشته از سمت خود كنار گذاشته شد. عزل كارمند "خاطی" دولت پس از تقدیم گزارش رییس دفتر رییس جمهور به دكتر احمدینژاد و ارایه جمع بندی بررسیهای انجام شده صورت گرفته است». این در حالی است که "محمدرضا رحیمی" معاون پارلمانی رئیسجمهور دو روز قبل از آن ، با انتشار نامهای خطاب به "حیدر پور" نماینده شهرضا، اظهارات نمایندگان را «دروغ و افترا»، «فضاسازی برای رسانههای مخالف و مغرض»، «اوج مظلومیت دولت خدمتگزار»، و «تهمت به دولت پاک کردار» خوانده بود.
آقای احمدی نژاد هم این ماجرا را « اشتباه يک فرد » دانست و گفت :« قطعاً موضوع پيش آمده مسأله اي حاد و روال خلاف و فسادي نبوده و طراحي پيچيدهاي نيز نداشته است. امکان دارد عدهاي تسليم احساسات شوند و اقدامي کنند.» وی گفت : « با فرد متخلف با قاطعيت برخورد کرديم و اين فرد ديروز از کار برکنار شد.» رييسجمهور همچنین تأکيد کرد:« من با تندي به همکارانم در دولت گفتهام چرا نبايد نسبت به زير مجموعه خود اشراف داشته باشند که اينگونه مسايل پيش آيد و اين تيترها زده شده و جنجالها آغاز شود.» احمدينژاد اضافه کرد:« برخوردهاي تند من حتي باعث دلخوري برخي همکاران شد و گفتند ما شب و روز کار ميکنيم .من با آنان به تندي برخورد کردم و گفتم که چنين اشتباهاتي را که بهانه به دست برخي ميدهد هرگز نميپذيرم.»
علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی هم در این رابطه گفت:« این مسأله تا همین جا نشان داد كه اشكالی در كار آقای عباسی در دفتر دولت وجود داشت و این كار بسیار ناپسند بود و ایشان دیگر حق ندارند در مجلس حضور داشته باشند و كسی نباید به خود اجازه دهد كه با حیثیت مجلس بازی كند.»
و اما "عوض حیدرپور" نماینده رایحه خوش خدمت درپاسخ به نامه رحیمی معاون رئیس که اظهارات نمایندگان را «دروغ و افترا» خوانده بود، مطالب عجیب و غریبی نوشت که بخشهایی از آن بدین قرار است :«... بنا نبود شما این گونه جسورانه و بیادبانه و با سر هم كردن جملات سخیف و دروغ كذب بر مسئله ای كه پیش آمد نام تهمت افترا و بیان اكاذیب و فضا سازی بگذارید. انصافاً كی دروغ گفته و میگوید. ما یا شما؟ خدا ما را از فتنه نجات دهد! حالا میخواهم من حرف بزنم.....میخواهم به آقای رئیس جمهور بگویم جناب آقای دكتر احمدی نژاد! اگر شما الّساعه آقای كردان را بركنار كنید و فوراً آقای دكتر رحیمی را هم به او ملحق كنید حداقل 5 میلیون رأی برای انتخابات آینده و برای اصولگرایان SAVE كرده اید (به قول كامپیوتریها) ولی چنانچه تعلل كنید تا سه شنبه، و بدتر از آن برای دفاع از آقای كردان به مجلس بیایید، بیش از اینها در انتخابات آینده از رأی خود كاسته اید و به اصولگرایان ضرر خواهید زد. اینها دوستان شما نیستند. اینها نمیدانم چه بگویم، بگویم یا نگویم!....... خاك بر سر ما اگر نتوانیم همچون تویی را سرجایش بنشانیم. فكر كردی من در قید پست و منصب هستم. من از جایگاه نمایندگی مجلس میگویم تو صلاحیت نداری معاون رئیس جمهور ایران باشی. آقای احمدی نژاد حق ندارد یك روز دیگر تو را در این پست نگه دارد. رئیس جمهور معاون دروغ گو و خیانت كار نیاز ندارد.
بدان كه من امروز شنبه 11/8/1387 از رئیس مجلس میخواهم كه دستور بدهد شكایتی از تو، آقای مسعودپور و آقای عباسی و همه كسانی كه نقشه ویرانی مجلس را كشیده اید و تعقیب میكنید به كمیسیون اصل نود و دادسرای كارمندان دولت بنویسد و تا شما را ادب نكرده اند كوتاه نیایند. (همه كسان را خصوصی اعلام میكنم).
یادت رفت كه چه جملات و عبارت سخفیف و بی ادبانه ای در مورد مجلس و نمایندگان مجلس در جلسه روز سه شنبه بیان كرده ای و چگونه وقتی ماجرای معرفی خودت را برای وزارت كشور تعریف كردی من و آقای آوایی با متانت گوش دادیم و دست آخر به شما گفتیم كه صلاح در این است كه آقای كردان استعفا بدهد و شما هم دیگر اینطور قضاوت نكنی. اگر من آنچه را كه راجع به نمایندگان در آن جلسه گفتی و حتماً هزار جای دیگر گفته ای برای آقای رئیس جمهور بنویسم و یا به نمایندگان بگویم، بدان كه كاری بر سرت خواهند آورد كه برای همیشه نتوانی در هیچ پستی خدمت نمایی....»
آقای احمدی نژاد هم که پیش از این گفته می شد در روز استیضاح کردان در مجلس حاضر خواهد شد و تمام قد از وی دفاع خواهد کرد ، گفت : « درجلسه استيضاح وزير کشور شرکت نخواهم کرد چون اين استيضاح به واقع استيضاح عملکرد نيست، بلکه بررسي مجدد رأي اعتماد قبلي نمايندگان است.... حرف هاي مطرح شده همان حرفهاي تکراري است.... استيضاح طبق قانون ناظر به عملکرد وزير در دوره وزارت است، درحاليکه اسيتضاح آقاي کردان اين گونه نيست.... ما بالاترين احترام را به مجلس ميگذاريم ولی هر تصميمي که بگيرند بر روي کار دولت اثري نخواهد داشت. ما مجلس را يار خود ميدانيم اما اين استيضاح را قبول نداريم.... سؤال حق نمايندگان است اما هر چيزي بايد به اندازه خود باشد.... جايگاه مجلس از نظر ما بسيار بالاست اما به عقيده من آقاي کردان مظلوم واقع شد چرا که تاکنون به کسي تا اين حد توهين نشده بود... قطعاً، همه ضعفهايي دارند اما اگر بنا باشد نقاط ضعف يکديگر را روي ميز بگذاريم، مسايل ديگري پيش خواهد آمد... اگر مدرک کردان غلط هم باشد چه اثري دارد. من پيش از اين حتي عبارت "کاغذ پاره" را درباره آن به کار بردم براي آنکه تنها يک مدرک افتخاري بوده است.»
حجت الاسلام میرتاج الدینی نماینده تبریز و عضو هیئت رئیسه مجلس با اشاره به غیر قانونی خواندن استیضاح کردان توسط رئیس جمهور، اظهارداشت: « استیضاح وزیر کشور کاملاً قانونی است و مجلس بر مبنای اصول قانون اساسی در این مسیر گام برداشته و حق دارد برای روشن شدن مسائلی که مورد ابهام است از استیضاح به عنوان یک حق قانونی استفاده کند.»
وی در واکنش به این سخن روز گذشته رئیس جمهور که "عدهای مترصد این هستند که برای دولت مسأله و مشکل ایجاد کنند و ظاهراً قصد دارند دولت را از اکثریت انداخته و کلیت آن را با مشکل مواجه کنند" نیز گفت: دولت نیز باید آنچنان عمل کند که مجلس مجبور به صرف وقت بسیار و انجام استیضاح و وی با اعلام استقبال نمایندگان ملت از عدم حضور رئیس جمهور در جلسه استیضاح علی کردان، میرتاج الدینی همچنین گفت: نیروهای ارزشی و اصولگرای مجلس از تصمیم رئیس جمهور برای عدم حضور در جلسه رأی اعتماد کردان استقبال کردند.
حال این سؤال مطرح است که در این ماجرا که حدود سه ماه اذهان بخشی از مردم کشور را به خود مشغول داشته ، چه کسی مقصر است ؟ رئیس جمهور ، مجلس یا مردم ؟ چون کم نیستند افراد ضعیفی که خود را به دولت چسبانده و بر مسندی تکیه زده و از این راه نان می خورند و این افراد مسأله دار ، نه تنها خود را مظلوم می دانند بلکه به جامعه درس اخلاق و شرع هم می دهند ! آیا خود این افراد مقصرند یا دیگران ؟
عباس عبدی می گوید : « بايد به حال "جامعه"اي تأسف خورد كه گويي فاقد بينايي و شنوايي و قدرت واكنش است..... ضعف و سستي و فتور "جامعه" ما در برابر اين ناهنجاريهاست كه اجازه ميدهد مجلسي داشته باشيم كه براي استيضاح و بركناري چنين وزيري سه ماه ملت را سر كار بگذارد و به خواهش و تمنا براي استعفا يا عزل وي بپردازد و يك كارمند دولت، آنان را با يك چك پنج ميليوني مصوب بودجه خودشان به سخره بگيرد. جامعه ضعيف، منشاء دولت قوي نخواهد بود...دولت متكي به درآمدهاي نفتي و ملتي وابسته به دولت، هر دو ضعيف هستند و خواهند بود، هنگامي كه ملتي قادر نباشد دولتش را به چالش و نقد بكشد، ضعيفترين افراد و غير سالمترينها بر مجاري امور تكيه ميزنند و همين امر موجب ضعف دولت خواهد شد. ملتي كه تخلف و تقلب چنين آشكاري را از مقامي مهم جدي نگيرد و صرفاً از طريق جوك و SMS آن را به سخره بگيرد، بيش از اين نيز افراد لايق مصدر امور جامعهاش نخواهد بود. فكر ميكنيد اگر كردان برود، چه كسي ميآيد؟ از الآن بايد گفت كه پس از مدتي بايد در اين ظلمات سياست، با چراغ موشي به دنبال قبليها بود. تا هنگامي كه مجلسي مقتدر كه نماينده ملتي مقتدر باشد، شكل نگيرد، اين درب همچنان بر همان پاشنه خواهد چرخيد. مسأله حذف كردانها، نيست مسأله كوشش براي حذف كردن تقلب، جعل، فريب و تزوير است.»
چه کارها که نمی کنند !!
============
گزارشگران بازی فوتبال گاهی اوقات که تیمی تحت فشار است می گویند ، این تیم و مربی اش لحظه شماری می کنند که هر چه زودتر بازی تمام شود مگر تیم آنها از زیر این فشار نجات پیدا نماید . قضیه امروز دولت نهم و ماجرای کردان هم بی شباهت به این موضوع نیست . هر روز که می گذرد موضوع عمیق تر و بر حواشی آن نیز افزوده می شود . از جمله، ماجرایی که در ذیل می خوانید که یک آبرو ریزی بزرگ است و هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد ! :
ایرنا، خبرگزاری رسمی دولت گزارش داد: «"عباسی" مديرکل دفتر دولت در مجلس در حاشيه جلسه علني چهارشنبه مجلس، در حالي که درباره استيضاح وزير کشور با تعدادي از نمايندگان در حال گفتگو و رايزني بود، به طور ناگهاني مورد ضرب و شتم يکي از نمايندگان تهران قرار گرفت.»
عباسي خودش هم در اين باره گفت: «در حالي که بنده درباره اسيتضاح وزير کشور با تعدادي از نمايندگان در حال رايزني بودم، اين نماينده تهران به من حمله کرد و مرا مورد ضرب و شتم قرار داد و در پاسخ به اعتراض اينجانب، به من اهانت کرد.»
"رجانیوز"سایت وابسته به فاطمه رجبی ، ضارب را "علی اصغر زارعی نماینده تهران" معرفی کرد و نوشت : « در حاشیه جلسه علنی امروز مجلس، با اطلاع از اقدام زشت مدیرکل پارلمانی دولت که تحت عنوان کمک به مساجد حوزه های انتخابیه نمایندگان در حال پرداخت مبالغی به برخی از آنان بود و ضمن پرداخت چک ها از آنان برای عدم رأی به استیضاح کردان درخواست می کرد، به وی تذکر داد و سپس به شدت با او برخورد کرد.» . زارعی خودش هم این برخورد را تأیید کرد و گفت:« بله من در واقع به دلیل اینكه روش فرد با روش دولت هیچ سازگاری ندارد و وی هم قبول كرد، در ابتدا كه من با او برخورد كردم، بلافاصله عقبنشینی كرد ولی اینكه الان ایشان رفته بیمارستان، صحت ندارد. با وی برخورد كردم برای پیشگیری از چنین خلاف و خطاهایی كه مخالف رویه دولت نهم میباشد آن هم در خانه امن ملت. »
اما ، «عوض حیدرپور» نماینده شهرضا که یکی از طراحان استیضاح آقای کردان است روایت عجیب دیگری را از این ماجرا ارائه کرد.
وی گفت: «قضیه به این شرح است كه عباسی مدیر كل دولت در مجلس روز گذشته نزد بنده آمد و رسیدی را مربوط به كمك 5 میلیونی به مساجد را برای امضا ارائه داد و بعد از امضای دو برگه رسید، به وی گفتم چرا دو عدد رسید را باید امضا كنم كه گفت معمولاً دو رسید را دریافت میكنیم. در حال رفتن به صحن مجلس به این فكر كردم كه امضای دو رسید غیر طبیعی است و معمولاً باید یك رسید را امضا كرد. برای همین مجدداً به دفتر دولت مراجعه كردم و به مسئول مربوطه گفتم چرا دو رسید را از بنده گرفتید كه آن مسئول در جواب گفت ما یك رسید دریافت میكنیم، اگر كاغذ دیگری را امضا كردهاید دست عباسی است و در اختیار ما نیست...به مجرد اینكه مدیرکل دفتر دولت در مجلس را پیدا كردم به وی گفتم كاغذ دومی را كه امضا كردم، كجاست؟ وی همان موقع با بیتابی گفت "اشتباه كردهام" و بلافاصله ادامه داد "مرا حلال كنید"...از وی گذشت كردم اما كاغذ را از او پس گرفتم.... بعد از مشاهده رسید دوم، دیدم كه كاغذی را از من امضا گرفتند كه خطاب به لاریجانی است که از امضای خود برای استیضاح كردان انصراف دادهام و خطاب به عباسی گفتم كه این زشتترین كار رابط دولت است كه در مجلس میتواند با نمایندگان داشته باشد. .... با لاریجانی در این رابطه صحبت كردم و ماوقع را توضیح دادم كه مدیرکل دفتر دولت در مجلس چنین كاری كرده است و گفتم خواهان تذكر كتبی یا شفاهی هستم كه لاریجانی پاسخ داد این كار در حدی است كه باید تذكر شفاهی بدهید و منعی وجود ندارد و فقط نوبت برای تذكر دادن بگیرید. .... در ادامه حمید رسایی نماینده تهران نزد من آمد و از بنده خواست كه از تذكر دادن منصرف شوم و گفت كه انجام این تذكر به صلاح مجلس نیست و به ضرر دولت است و یك كپی از نامه را از بنده برای ارائه به رئیسجمهور دریافت كرد و اظهار داشت كه از رئیسجمهور میخواهم كه به عباسی و مسئول وی در این رابطه تذكر دهد.»
"ارسلان فتحیپور" نماینده مردم كلیبر و هوراند نیز ماجرا را اینطور روایت کرد : «هنگامی كه برای گرفتن چك 5 میلیونی برای كمك به مساجد به دفتر دولت در مجلس رفتم، شخصی كه چك را تحویل میداد، گفت آیا انصراف از استیضاح كردان را امضا میكنید و امضای خود را پس میگیرید؟ كه من قبول نكردم....از آنجا که من احتمال می دادم گرفتن پول با موضوع استیضاح ارتباط پیدا می کند ، نه امضایی کردم و نه ولی گرفتم .»
سایت الف وابسته به احمد توکلی هم نوشت :« در يك اتفاق نادر و عجيب در مجلس، "رحيمي"، معاون حقوقي رييس جمهور و دوست نزديك كردان كه اتفاقاً وي نيز داراي مدرك دكترايي شبيه مدرك كردان است، به اسم كمك به مساجد با چك هاي 5 ميليون توماني رهسپار مجلس شد تا بلكه بتواند با فريب نمايندگان ملت، استيضاح كردان را منتفي كنند اما هوشياري نمايندگان اين اقدام عجيب را ناكام گذاشت.»
این سایت ضمن شرح ماجرا و تأیید سخنان حیدرپورنوشت :« هم اكنون يكي از اين چكها و رسيد دوم در دست يكي از نمايندگان است كه در صورت تكذيب موضوع از طرف آقايان آن را منتشر خواهيم كرد.»
اما " محمدرضا تابش "دبیر كل فراكسیون اقلیت مجلس ، بحث استیضاح وزیر كشور را تسویهحسابهای درون گروهی اصولگرایان خواند و گفت: « انتصاب كردان به مقام وزارت كشور پشت پردههای زیادی داشت كه این مسأله حاكی از زد و بندهای سیاسی بین طیفهای مختلف اصولگرا برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو است.... به هر دلیلی بده بستانها و وعده و عیدهای آنها به هم خورده و لذا ما باید خردمند تر از آن باشیم كه در تسویهحسابهای درون گروهی اصولگرایان داخل شویم.»
مطهری کوتاه نمی آید
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اصرار و سماجت " علی مطهری " فرزند آیت الله شهید مطهری و نماینده اصولگرای مجلس هشتم ، بدجوری هواداران آقای احمدی نژاد را به انفعال واداشته است . او در مصاحبه خود با " روزنامه اعتماد" می گوید : «بعضي از آنها فکر کنند مسائل مهم صرفاً مسائل اقتصادي مانند تورم، گوشت، مرغ و... است و رعایت اصول اخلاقی اصلاً مهم نيست و حالا طرف يک خلاف واقعي گفته و ما بگذريم. اين خيلي اشتباه است و ما به عنوان مسلمان اساساً نمي توانيم در اين مواقع سکوت کنيم» . مطهری معتقد است :« در هر كشور ديگري اگر اين اتفاق رخ ميداد وزير همان روز استعفا ميداد، ولي متأسفانه در كشور ما از او به بهانه حفظ نظام حمايت ميشود، در حالي كه اين كار تخريب نظام و موجب سلب اعتماد مردم از نظام است. »
گویا او به هیچ قیمتی قصد کوتاه آمدن ندارد و حتی ملاقات دو ساعته او با رئیس جمهور در روز دوم آبان هم نتوانست وی را قانع کند . وی می گوید :« در اين ملاقات مسائل مختلفي مطرح شد، از جمله مسئلهي كردان. در اين مسئله به نتيجه نرسيديم، نه ايشان توانست ما را قانع كند و نه من ايشان را». وی افزود: « بنده هيچيك از اين استدلالها را نپذيرفتم و گفتم اولاً عدم صداقت كردان در قضيهي كسب رأي اعتماد از مجلس يك امر روشن و بديهي است و قابل انكار نيست. ثانياً مسئله به هيچوجه سياسي نيست و ما كه آغازگر مسئله استيضاح بوده و اصرار داريم، در صورت عدم استعفا يا عزل، استيضاح صورت گيرد، خيرخواه دولت هستيم و ميخواهيم دوست داناي دولت باشيم نه دوست نادان و به هيچوجه تحت تأثير و آلت دست مخالفان دولت نيستيم.»
او آنچنان بر ایده ضرورت برکناری کردان استوار است که حتی در مورد پیشنهاد طرح موضوع در جلسه مجمع عمومي فراکسيون ها می گوید :« مسأله خيلي روشن است، جلسه بگذاريم براي چه؟ مطلب خيلي روشن است. وقتي اين داستان روشن شد آن شخص يا بايد استعفا بدهد و کنار برود و اگر نشد رئيس جمهور ايشان را عزل کند و اگر باز هم نشد ما (نمايندگان) ايشان را استيضاح کنيم. مسأله قابل ترديد نيست، منتها وابستگي هاي گروهي، رودربايستي ها، محافظه کاري ها و به تعبير اميرالمؤمنين(ع) مسامحه، ماست مالي کردن، رفيق بازي و... باعث مي شود نتوانند تصميم درستي بگيرند. شما در آمريکا مشاهده کرديد که در دوره کلينتون وقتي مشخص شد ايشان با منشي اش (مونيکا) رابطه جنسي برقرار کرده است، او را خواستند و بازجويي کردند. ابتدا کلينتون انکار کرد. قضيه گذشت تا اينکه مسأله ثابت شد و اعترافات طرف را آوردند. تمام اعتراضات جامعه و سياستمداران به اين بود که چرا کلينتون دروغ گفته است. آن مسأله ارتباط فراموش شد اما مسأله دروغ براي جامعه مهم شد چون يک سياستمدار نمي تواند دروغ بگويد. کسي که در جايگاه رياست جمهوري يا وزارت نشسته است، نمي تواند دروغ بگويد چون همين دروغگويي باعث سلب اعتماد مردم مي شود و اين فرد ديگر نمي تواند در جاي خود باقي بماند چون از فردا مردم از خودشان مي پرسند از کجا معلوم حرفش درست است، از کجا معلوم امانتداري کند. فردا ممکن است انتخابات برگزار کند از کجا معلوم که راست بگويد و از کجا معلوم آن نامي که از صندوق ها بيرون مي آيد همان نامي باشد که مردم انتخاب کرده اند. خود به خود ترديد ايجاد کرده و انتخابات را زير سؤال مي برد. اينجاست که بايد حتماً اقدامي صورت بگيرد.»
مطهری در پاسخ به این سؤال که شما تا چه زمان منتظر آقاي احمدي نژاد مي مانيد، چون آقاي وزير که نشان داد بناي استعفا ندارد ، می گوید :« متأسفانه آقاي احمدي نژاد يک خصلتي دارد که وقتي به اصطلاح روي دنده لج مي افتد کسي ديگر حريف ايشان نيست. شما در مورد مسأله مشايي ملاحظه کرديد که مطلب خيلي روشن بود. آمده گفته که ما دوست مردم اسرائيل هستيم و بعد هم آمده حرف هاي ديگري گفته که "ديگر در دنياي امروز خط کشي ميان انسان ها ديگر معنايي ندارد"، "مسأله ايمان و کفر ديگر معنا ندارد"، "دنياي امروز دنيايي نيست که ما بخواهيم دين را بر آن حاکم کنيم" و اينها خلاف تعليمات اسلامي است. اسلام مي گويد بايد بر دنيا حاکم شد. ما اصلاً به دنبال گسترش اسلام هستيم. اسلام دايره جهاني دارد. ايشان همچنان پافشاري کند و اين همه مراجع و نماينده اعتراض کنند. يک توبيخي، يک تذکري، يک کلمه؛ ايشان بگويد مثلاً من مشايي را توبيخ کردم، ايشان حرف غلطي زده است. خب مسأله تمام مي شد. دو الي سه ماه کشور روي اين مسأله مي چرخيد تا اينکه رهبر انقلاب وارد شدند و مسأله تمام شد. در اين مسأله هم همين طور، ايشان باز لجبازي مي کند و مي خواهد يک طوري حل شود؛ يا مجلس وارد شود يا باز هم رهبر انقلاب وارد شوند. روش آقاي احمدي نژاد روش درستي نيست.»
او در پاسخ به این سؤال هم که آیا شما در مسأله آقاي کردان خودتان را تنها احساس نمي کنيد؟ می گوید :« نه، خيلي از نمايندگان هستند که نظرشان همين است، منتها ابراز نمي کنند يا شايد حاضر نيستند به خاطر تبعات بعدي آن، متن استيضاح را امضا کنند و حق هم دارند، ....چون يک نماينده شهرستان همين که امضا کند اين فهرست به دولت مي رود. از آن روز به بعد فشار از طرف استانداران حوزه انتخابيه شان بر آنها شروع مي شود که چرا اين را امضا کرده اي و شروع مي کنند به اذيت و آزار نماينده ها، و قول هايي که به او داده بودند که فلان کار را مي کنند، مي گويند ما ديگر انجام نمي دهيم و آن نماينده چون به مردم قول داده مثلاً فلان کار عمراني را مي خواهيم انجام دهيم وقتي انجام نشود دست آن نماينده را مي بندند. نماينده هاي بسياري به ما مي گويند امضا نمي کنيم ولي قبول داريم. خيلي از نماينده ها مي گويند ما اگر امضا کنيم پدر مرا درمي آورند. البته اين در کار سيستم حکومتي ما يک نقص است. نماينده بايد آزاد باشد و استاندار حق ندارد نماينده اي را که به وزير اعتراض کرده اذيت کند و تحت فشار قرار بدهد.»
به هر حال یک هفته دیگر روشن خواهد شد که آیا تلاشهای مطهری به نتیجه می رسد یا خیر ؟
افتتاح پروژه « ناتمام»، چرا ؟
====================
پس از یک ماه تبلیغات گسترده از شبکه های مختلف صدا و سیما ، فازهای 6 و 7 و 8 پارس جنوبی ، روز سه شنبه 30 مهر ماه باحضور آقای احمدی نژاد افتتاح گردید . به عقیده متخصصان، این پروژه بزرگترین پروژه صنعت نفت کشور است که پیمانکاران داخلی در ساخت بسیاری از قسمتهای آن سهم عمده داشته اند، اما نمی دانم چه عجله ای وجود داشت که این پروژه عظیم ، « ناتمام» و در حالی که به گفته کارشناسان، این فازها حتی تا پایان دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد نیز بطور کامل در مدار تولید با ظرفیت اسمی قرار نمی گیرند ، افتتاح گردید . ضمن آنکه اطلاعاتی از این دست هم از مردم دریغ شد که :
1- اجرای فازهای شش تا هشت پارس جنوبی از سال 1379 در دولت آقای خاتمی شروع شده است .
۲- اجرای این فازها،طبق برنامه باید تا سالهای 84 و 85 به پایان میرسید که تاکنون حداقل با تأخیری دو ساله و بلکه بیشتر مواجه شده است.
۳- تأخیر در اجرای این سه فاز و فازهای دیگر و مجتمعهای پتروشیمی منطقه عسلویه نتیجه مستقیم تحریمهایی است که به واسط سیاست خارجی دولت آقای احمدینژاد و البته زیادهخواهی آمریکا بر ایران تحمیل شد.
4- هدف اصلی از طراحی فازهای شش تا هشت پارس جنوبی، انتقال روزانه 104 میلیون متر مکعب گاز ترش به میدانهای نفتی منطقه آغاجاری در استان خوزستان است.
۵- در یک ماه گذشته روزانه کمتر از 20 میلیون متر مکعب (ظرفیت کل سه فاز 104 میلیون متر مکعب است) گاز در فاز شش دریافت شده و به فاز یک و فاز 9 (برای تست فاز 9) ارسال شده است .
6- برابر نظرکارشناسان صنعت نفت ، زمانی که پالایشگاه، گاز دریافت میکند حداقل دو ماه باید بگذرد تا اشکالات و ایرادهای فنی آن برطرف شود و به حالت تثبیت برسد.
یکی از کارشناسان صنعت نفت که حدود ده سال است در پارس جنوبی مشغول خدمت میباشد در مصاحبه ای با شهاب نیوز می گوید : « با توجه به این که هر فاز پالایشگاهی در پارس جنوبی متشکل از سه بخش "سکوی دریایی"، "خط لوله انتقال گاز از دریا به خشکی" و "پالایشگاه خشکی" است، برای این سه فاز نیز سه سکو، سه خط لوله و سه پالایشگاه طراحی شده است. بخش خشکی این سه فاز مراحل نهایی خود را طی میکند بطوری که در یک ماه گذشته گاز ترش در فاز شش دریافت شد. اما در بخش دریا هنوز ساخت یک سکو از سه سکوهای دریایی این سه فاز در بوشهر تمام نشده و حداقل تا زمستان نیز تمام نمی شود.
خط لوله فاز هشت هنوز اجرا نشده و پس از آن که شرکت پیمانکار ایرانی پس از دو سال نتوانست آن را اجرا کند به تازگی به یک شرکت هلندی واگذار شده است. خط انتقال گاز از عسلویه به آغاجاری نیز هنوز تمام نشده اگر چه میگویند تمام شده است.
در حال حاضر، گازی که تنها در فاز شش دریافت میشود به فاز یک پارس جنوبی برای تصفیه ارسال میشود و قرار است در زمستان امسال (تا زمانی که چاههای فازهای 9 و 10 حفر شوند) به فازهای 9 و 10 ارسال شود. هنوز گاز وارد فازهای هفت و هشت نشده است زیرا یکی از این فازها سکو ندارد و دیگری فاقد خط لوله انتقال گاز است ! علاوه بر این ، بسیاری از بخشهای پالایشگاه نیز هنوز وارد مدار نشده اند. »
چرا جناح راست دوست دارد "کروبی" رقیب احمدی نژاد باشد؟
*****************************
از سخنان و موضعگیری های سران مختلف جناح راست چنین برمی آید که آنان بسیار تمایل دارند رقیب احمدینژاد در انتخابات دوره بعد، "مهدی کروبی" باشد و از این که به صراحت از کاندایداتوری وی در انتخابات آینده دفاع کنند، هیچ ابایی ندارند . در همین راستاست که از روزنامه کیهان، باشگاه خبرنگاران جوان و خبرگزاری فارس گرفته تا سایر مطبوعات و سایت های ریز و درشت جناح راست، این علاقمندی را بروز داده و سعی دارند بیشترین پوشش خبری را به کروبی اختصاص دهند تا شاید سید محمد خاتمي را از حضور در انتخابات منصرف کنند.
اما به نظر ميرسد کاندیداتوری کروبی چندان هم برای احمدینژاد مناسب نباشد، زیرا :
اولاً : کروبی هم مثل احمدینژاد بر روی آرای شهرستانها و روستاها حساب کردهاست .
ثانیاً :گفتمان کروبی شباهتهاي زیادی به گفتمان احمدینژاد دارد. آنها هر دو به زبان تودهها صحبت ميکنند و طرفدار پرداخت نقدی پول به مردم هستند. هر دو شعار "تغییر" سر ميدهند و در انتقاد، صریحاللهجه هستند.
ثالثاً : شاید ویژگیهاي شخصیتی و نجابت خاتمي او را از درگیر شدن در مباحث کلامي و بیان برخی واقعیات بازدارد، اما کروبی درست مثل احمدینژاد با هیچ کس رودربایستی ندارد و رُک و راست حرفهايش را ميزند و این، کار احمدینژاد را در رقابت سخت ميکند.
رابعاً : احمدي نژاد در کارزار انتخابات آینده به مراتب روزهاي سخت تري از دوره قبل خواهد داشت زیرا در دوره گذشته، احمدينژاد به عنوان یک کاندیدای منتقد ظاهر شد و تمامي دستاوردهاي شانزده سال بعد از جنگ را به چالش کشيد ، اما او اکنون بايد به عنوان یک کاندیدا، از کارنامه نهچندان موفق چهارسالهاش دفاع کند. کارنامه ای که مورد انتقاد بسیاری ازسران حناح محافظه کار است و برجسته شدن هر نقطه اش مي تواند پرتگاهي براي او باشد و به قول «امير محبيان» از صاحبنظران جناح راست ، «عملکردي که دولت در چهار سال گذشته داشته، به نوعي است که عملاً مي تواند مورد انتقاد قرار بگيرد و پرسش هايي درباره آن مطرح شود.»
در این میان ، آمدن یا نیامدن خاتمی ، بر تصمیم سران جناح راست در حمایت از احمدی نژاد تأثیر بسزایی دارد زیرا جناح راست از يک سو نگاهش به اصلاح طلبان است و اينکه در ميان آنها وحدت يا کثرت به وجود مي آيد و اينکه کانديدای نهايي آنها چه کسي است اگرچه به گفته " محبیان " « نکته روشن اين است که احتمال پيروزي آقاي احمدي نژاد در دور نخست کاهش پيدا کرده است »
اما به نظر می رسد که مهمترین مشکل جناح راست در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري ، "احمدی نژاد" باشد زیرا که در ميان تمام نامزدهاي احتمالي این جناح ، حضور هيچ كس به اندازه وی قطعي نيست به گونه اي که ابراز علني مخالفت شماري از احزاب و شخصيتهاي برجسته جناح راست نيز در عزم او خللي ايجاد نميكند و از این که همفكران و ياران سابقش به گزينهاي غير از او فكر كنند برايش چندان مهم نيست زیرا به اين ميانديشد که وقتي در ايران عرف اين است كه هر رئيس جمهوري در شرايط عادي 8 سال ساكن كاخ رياست جمهوري باشد، چرا نبايد بيايد؟
احمدي نژاد به گمان خود چند برگ برنده برای انتخابات آینده در اختیار دارد . یکی از برگهای برنده او " طرح تحول اقتصادي" است که بر اساس این طرح قرار است بخشي از يارانه های انرژی به مردم اختصاص یابد هر چندبا مخالفت شديد مجلس ، مجمع تشخیص مصلحت نظام و کارشناسان اقتصادي روبرو است ولی به هر حال این طرح یکی ازموضوعات تبلیغاتی احمدی نژاد خواهد که حتی چنانچه به مرحله اجرا هم نرسد باز هم احمدينژاد خود را از این طریق حامي اقشار ضعيف جامعه جلوه داده و خواهد گفت كه سايرنهادها مانع اجراي برنامههاي او شدهاند.البته برخي، اين ايده را طرح تکميل شده شعار انتخاباتي کروبي عنوان می کنند که احمدي نژاد در آستانه انتخابات رياست جمهوري آینده در نظر دارد آن را به اجرا گذارد .
توزیع "سهام عدالت" نیز، دیگر برگ برنده احمدي نژاد است . طرحی که يکي از سياست هاي شکست خورده آسياي شرقي بود که پيش از آن که احمدي نژاد تصميم به اجراي آن بگيرد، ايده اش در دولت هاشمي رفسنجاني و بعد در ستاد انتخاباتي او طراحي شده بود. در اين طرح بخشي از سهام شرکت هاي دولتي بر اساس طبقه بندي اعلام شده به مردم واگذار شد اما راهکاري براي چگونگي کسب سود اين سهام انديشيده نشد و حتی برخی می گویند که سود توزیع شده، بخشی از درآمدهای نفتی است که با هدف تبلیغات صورت گرفته است .
به هرحال باید صبر کرد و دید آیا احمدی نژاد با این کارنامه پُرانتقاد باز هم می تواند بر موج پوپولیسم سوارشده و از عوام الناس دلربایی کند ؟