وقتی رئیس جمهور داغ است .....
=================
حجت الاسلام والمسلمین جعفر شجونی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز در گفتگویی با نواندیش ضمن حمایت کامل از آقای احمدینژاد گفت: «... احمدینژاد هم نباید بگوید که دولتهای گذشته هیچ کاری نکردند و به نظرم هنگامی که رئیس جمهور این سخنان را می گوید داغ است که این حرفها را میزند».
==============================
مصاحبه آقای احمدينژاد را دوشنبه شب که بصورت زنده از تلويزيون پخش شد دیدیم . ایشان باز هم در مورد اوضاع خیلی خوب کشور در عرصه های مختلف ،طرح تحول اقتصادی خود و انجام عمل جراحی بر روی اقتصاد بیمار و ناتوان ایران ، مسئله ی هسته ای ، دست آوردهای بی مانند خود طی سه سال گذشته و تحولات عظیم فرهنگی و علمی در ایران سخن گفت.
گزیده ای از این مصاحبه در ذیل می آید . قضاوت این که این سخنان مصداق گفته ی حجت الاسلام شجونی است یا خیر ، با شما .
1- اكنون در يكي از بهترين شرايط بينالمللي در 30 سال اخير هستيم.
2- اكنون افكار عمومي دنيا يكپارچه طرفدار ايران است .
3- بورس ما بهترين دوران خود را طي ميكند و در مقايسه با بورسهاي ديگر دنيا كه در حال ورشكستگي هستند عملكرد خوب و نمونهاي داشته است.
4- بحث ورزش يكي از بخشهاي فرهنگي است كه در 2 سال و نيم گذشته شاهد پيشرفتهاي بسيار خوبي در اين حوزه بودهايم.در اين مدت ورزشكاران كشورمان به اندازه 10 سال گذشته مدال رنگي كسب كردند و همچنين در اين مدت با امكانات موجود، بسياري از اهداف برنامه 20 ساله در بخش ورزش محقق شد .
5- در ارتباط با تمدن و فرهنگ، طي سالهاي گذشته فعاليتهاي بينظيري انجام شده و در اين مدت براي اولين بار فرهنگ و تمدن ايران اسلامي به كتابهاي درسي راه يافت .
6- در سه سال گذشته تعداد كشورهايي كه عيد نوروز را جشن ميگيرند سه برابر شده است.
7- دانشگاه علوم پزشكي ما در ردههاي بالاي جهان قرار دارد. سال گذشته بيش از 20 هزار نفر غيرايراني براي درمان به ايران مسافرت كردند كه براساس پيشبينيهاي انجام شده اين رقم در سال جاري به 60 هزار نفر افزايش پيدا خواهد كرد. با پيشرفت سطح دانش و تكنولوژي در بخش پزشكي كشور و قيمت مناسبي كه اين بخش دارد تا پنج سال آينده شاهد مراجعه بيماران از اروپا به داخل كشور خواهيم بود.
8- بايد برنامه داشته باشيم و نگذاريم درآمدهاي نفتي صرف كارهاي گذرا شود. بر اين اساس مصرف جاري دولت را بايد كاملاً رها كرده كه در اين راستا از 67 درصد وابستگي بودجه عمومي دولت به نفت در سه سال گذشته به 51 درصد كاهش يافته كه امسال كمتر نيز ميشود و بايد به سمت صفر شدن اين نسبت حركت كنيم.
9- وزارت بازرگاني از مهرماه سال گذشته نبض بازارهاي جهاني را بررسي ميكرد و روابط اقتصادي 50 سال گذشته را مورد بررسي قرار داد.
10- اين طرح ( طرح تحول اقتصادی) در حقيقت اجراي قانون برنامه بوده و حداقل 5/2 سال كار كارشناسي توسط دولت روي آن انجام شده است .پيشبيني شده بود كه فرمهای مخصوص جمعآوري اطلاعات اقتصادي خانوار توسط مساجد محل تأييد شود ولي اينجانب امروز طي صحبتي كه با رئيس مركز آمار داشتهام خواستار لغو اين پيشنهاد شدند تا براي مردم ايجاد زحمت مضاعف نشود.

میلاد مولود کعبه مبارک
============================
علی ای هُمــای رحمت ، تو چه آيتی خدا را
که به ما سوا فکندی، همه سايه ی هما را
دل اگر خـدا شناسی، همه در رُخ علـی بين
به علــی شناختم من، به خدا قســم خدا را
فرخنده میلاد ، مولود کعبه، مولی الموحدین، حضرت علی بن ابیطالب علیه السلام بر پیروانش خجسته باد.
آیا بخش رادیکال و تندروی جناح راست طرد می شود ؟
=========================
این روزها و در حالی که احزاب و گروه های سیاسی، کم کم خود را برای حضور در رقابت انتخابات ریاست جمهوری دهم آماده می کنند، زمزمه هایی به گوش می رسد که ائتلاف "رادیکال های تندرو" و "محافظه کاران سنت گرا"ی جناح راست که در سال 76 و براساس منافع این جریان شکل گرفته بود، در حال انشعاب و فروپاشی است . به عبارت دیگر ، جریان راست که در یک دسته بندی کلی به دو گرایش "محافظه کاران و رادیکالهای تندرو" که در دولت و بخشی از مجلس متجلی شده است و "محافظه کاران سنت گرا" که در احزاب قدیمی جریان راست دیده می شوند،در حال انشعاب هستند . اگر چه این انشعاب از مجلس هفتم آغاز گردید که مصلحت گرایان و عمل گرایان این جناح، راه خود را از تندروهای راست جدا نمودند ولی این روزها شاهد بروز جدّی تر این انشعاب هستیم .
برخی تحلیل گران سیاسی منجمله "علیرضا علوی تبار" معتقد است که اساساً این دو گرایش، تفاوتهای بنیادی و اساسی بایکدیگر دارند. جریان "سنت گرای محافظهكار" در ایران یك تكیهگاه اجتماعی مشخصی دارد که بخشهایی از تجّار سنتی ما پشتیبان آن هستند. این گرایش، اصولی دارد كه كم و بیش به آنها پایبند است بنابراین نوعی قابلیت پیشبینیپذیری در رفتار آنها وجود دارد. این دسته منافع خویش را در رونق تجارت و كسب و كار به شیوههای سنتی جستوجو میكند و به همین دلیل از تنش استقبال نمینماید . اما جریان رادیكال هیچ تكیهگاه اجتماعی ندارد و بیشتر شبیه باند یا محفل است و بیشتر خاستگاهی نظامی ـ امنیتی دارد و منافعش با تنش سیاسی و نظامی گره می خورد.
به هر حال ، دو جریان با دیدگاههای متفاوت، خاستگاههای اجتماعی ناهمخوان و منافع ناهمسو ، پس از انتخابات دوم خرداد 76 به بهانه دشمن مشترك ( اصلاح طلبان ) گردهم آمدند و ائتلافی تشکیل دادند که از همان آغاز نیز میشد به ناپایداری آن آگاه شد.
ائتلاف این دو گرایش جناح راست هنگامی شکل گرفت که اصلاح طلبان در انتخابات ریاستجمهوری و سپس مجلس شورا و شوراهای شهر و روستا ، به پیروزی رسیدند و خواهان تقویت وجه مردمسالار نظام جمهوری اسلامی شدند . محافظهكاران سنت گرای حاضر در حاكمیت که میدانستند بیش از وزن اجتماعی خود از قدرت برخوردارند و در شرایط دموكراتیك باید به اندازهای متناسب با وزن اجتماعی خود خواهان قدرت سیاسی باشند، به این نتیجه رسیدند كه برای مقابله با اصلاحطلبان، بخشی از نیروهای تندرو تحت امر خود را به سطح شریك سیاسی خویش در قدرت ارتقاء دهند زیرا جریان رادیكال را كاراتر از خودشان در حذف جناح مقابل (اصلاحطلبان) میدانستند به همین دلیل به آنها میدان دادند و حتی در جریان انتخابات دولت نهم و مجلس هفتم هم سركردگی جریان رادیكال را پذیرفتند، غافل از آنكه این جریان بنابر ماهیت خویش، به سهیم شدن در قدرت بسنده نخواهد كرد و خیلی زود تمام آن را طلب خواهد نمود.
امروز دیگر کاملاً روشن شده است که ظرفیت جریان راست رادیكال برای انجام رفتارهای تند سیاسی و اجتماعی بسیار بیشتر از جریان راست محافظهكار است. افشاگریهای یكطرفه و بینیاز از مدرك و دلیل ، محكوم كردن بیمحاكمه، بخشش بیپایان از منابع عمومی به تحتالحمایگان، تنشآفرینی گوناگون ، تغییر جهت های 180 درجه ای به دلیل فقدان تكیهگاه مشخص اجتماعی و تصمیم گیری های شتاب زده از ویژگیهای جریان راست رادیكال است . جریان تندرو خیلی از تصمیماتی كه میگیرند مثل آن است كه گویا می دانند آینده در اختیارشان نیست و یكبار برای همیشه هستند، اما محافظهكاران سنتی میگویند كه ما میمانیم و هستیم.
مصاحبه حجتالاسلام دعاگو امام جمعه شمیرانات و عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز تهران که یکی از مشهورترین منتقدان دولت محمد خاتمی بود، با روزنامه اعتماد ، پایان ائتلاف راست سنتی و تندرو را تأیید می نماید .
وی در این مصاحبه درباره تحلیل خود از ماجرای پالیزدار گفته است: «من اصلاً چیزی به نام جریان پالیزدار را به صورت مستقل به رسمیت نمیشناسم. این توطئه توسط یك محفل خاص سیاسی طراحی شده و سه ركن اصلی دارد».
وی افزوده: «ركن اول تخریب شخصیتهای دینی و ملی است تا این افراد در انتخابات آینده ریاستجمهوری در افكار عمومی اثرگذار نباشند. جریانی كه این توطئه را طراحی كرده به خوبی میداند كه مردم ما از شخصیتهای موجه دینی و ملی تأثیرپذیر هستند. به عبارت دیگر مردم به این اشخاص احترام میگذارند. این جریان خود را همسو با این شخصیتهای بلندپایه نمیداند و پیشبینی میكند كه این افراد در آینده در برابر جریان آنها خواهند ایستاد. برخیها میدانند شخصیتهایی وجود دارند كه در جامعه دارای نفوذند و مردم به آراء و مواضع آنها توجه میكنند. بنابراین برای موفقیت در انتخابات آینده باید از نفوذ و اثرگذاری این شخصیتهای دینی و ملی در جامعه كاست. پروژه پالیزدار دقیقاً یك پروژه انتخاباتی بود. [از نگاه محفل خاص سیاسی] این شخصیتها باید تخریب شوند تا در انتخابات ریاستجمهوری اثرگذار نباشند. این ركن اول جریان توطئه بود».
وی درباره رکن دوم این جریان افراطی تأکید کرده است: «ركن دوم، ایجاد یك جریان تند و افراطی سیاسی است كه بتواند هم به كمك جریان تخریب بیاید و هم در مقابل مخالفان این پروژه بایستد. بالاخره جریان مقابل توطئهگران از خود دفاع میكند، پس برای تهدید آنها و جلوگیری از ورودشان به میدان باید یك هسته تهدید تشكیل شود. امروز یك هسته تهدید از جوانان تندرو در حال سازماندهی است. برای این جوانان اینگونه تبیین شده كه جریان مقابل اجازه فعالیت و كار به جریان آنها نمیدهد».
عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز ادامه داده است: «به عنوان مثال دو جبهه در برابر هم قرار دارند. آنهایی كه جبهه تندرو را سازماندهی و هدایت میكنند، به جوانانی كه نقش پیادهنظامشان را دارند اینگونه القاء میكنند كه ما قصد كار و خدمت داریم ولی جبهه مقابل مانع این امر است. روحانیون بلندپایه هم در این جبهه قرار دارند. اینگونه است كه جوانان افراطی به عامل تهدید جبهه مقابل تبدیل میشوند. اینها به یك گروه فشار واقعی تبدیل میشوند تا جریان مقابل را از مقابله با جریانی كه طرفدارش هستند، باز دارد. امروز جوانهایی مدام در حال توجیه شدن هستند كه ما میخواهیم كار كنیم، اینها اجازه نمیدهند».
دعاگو در ادامه اظهارات صریح خود درباره رکن سوم این جریان افراطی گفته است: «ركن سوم این جریان نیز فریب افكار عمومی از طریق تكیه برخدا، پیغمبر، امام زمان و دیگر مقدّسات است. این جریان دنبال آن است كه به افكار عمومی اینگونه القاء كند كه ما مورد عنایت ویژه امام زمان هستیم و پیامها را مستقیماً از جانب امام عصر میگیریم. این جریان میخواهد به مردم بقبولاند آنچه انجام میدهد در حقیقت اجرای دستورات امام زمان است».
دعاگو میافزاید: «به طور مشخص یك عده جوان تندرو را توجیه سیاسی و عقیدتی میكنند كه ما میخواهیم كشور را به نقطه مطلوب و آرمانی برسانیم اما گروهی نمیگذارند. اینگونه تمام نارساییها، ضعفها و ندانمكاریهای خود را به پای گروه مقابل مینویسند. من اسم نمیبرم ولی مطمئنم خواننده به راحتی میتواند تشخیص دهد كه این جریان توطئه از كجا شكل میگیرد.»
وی هشدار داده است: «اتفاقی كه این روزها در حال رخ دادن است این است كه یك جبهه تندرو در حال شكلگیری است كه میداند در انتخابات آینده از حمایت مردم بیبهره است به همین علت ممكن است حتی برای پیروزی در انتخابات دست به تقلبهای گسترده بزند. من لازم میدانم در اینجا به اصولگرایان و اصلاحطلبان واقعی هشدار دهم كه جریانی قصد تشكیل یك جریان "خوارج نهروان" در درون جمهوری اسلامی را دارد. این جریان حتی از خوارج زمان امام علی نیز خطرناكتـر است».
دعاگو در بخش دیگری از اظهارات خود در پاسخ به این سئوال که "شما به عنوان یك عضو باسابقه جامعه روحانیت مبارز تعامل دولت آقای احمدینژاد با نهاد روحانیت به طور عام و روحانیت سنتی انقلابی به طور خاص را چگونه ارزیابی میكنید؟" گفته است: « اگر از من پرسیده شود آیا دولت احمدینژاد با روحانیت همراهی و همسویی دارد، یك بحث است ولی اگر پرسیده شود آیا در تصمیمگیریهای دولت، سهمی برای روحانیت وجود دارد یا نه، پاسخ من خیر است. روحانیت هیچ سهمی در عزل و نصبها، تغییر و تحولات و تصمیمات دولت ندارد. بهعنوان مثال مثلاً در طرح تحول اقتصادی، هیچ نظرخواهی و مشورتی با جامعه روحانیت مبارز انجام نشد. البته برای روحانیت احترام قائلند اما این دوستان اساساً خود را از مشورت با روحانیت و بهخصوص جامعه روحانیت بینیاز میدانند. شاید هم معتقدند كه جامعه روحانیت در این جایگاه قرار ندارد.»
وی افزوده است: « تحمل آقای خاتمی بدون شك بیشتر از آقای احمدینژاد بود؛ یعنی بهرغم آنكه خاتمی هم گاهی از دست منتقدان ناراحت میشد اما اگر میزان تحمل دولت آقای خاتمی با تحمل دولت آقای احمدینژاد را مقایسه كنیم، میبینیم كه سعه صدر دولت آقای خاتمی بیشتر بود. این مسئله تا جایی بود كه حتی سخنان و انتقادات من به اصلاحات و دولت آقای خاتمی تا مدتها در رسانههای این طیف نفوذ و حضور داشت اما این مسئله در این طرف كمتر ملاحظه میشود.»
حال باید پرسید آیا بخش رادیکال و تندروی جناح راست طرد می شود ؟
===============
از آنجا که سه سال از عمر دولت نهم سپری میشود و آقای احمدینژاد یک سال دیگر برای اثبات کارآمدی دولت خود فرصت دارد؛ سال جاری به این دلیل که به انتخابات 88 منتهی می شود ، سالی سرنوشتساز برای دولتمردان نهم و رقبای آن محسوب میشود. بنابراین آقایاحمدینژاد برای تحقق وعدههای اقتصادی خود، برنامهها و کوششهایی را در دستور کار قرار داده تا بدنهی اجتماعی حامی خود را ازدست ندهد و یکی از این برنامه ها ، « طرح تحول اقتصادی» رئیسجمهور است که پس از مدتها وعده و وعید اعلام گردید که مهمترین بخش آن ، حذف یارانه كالاهای اساسی و حاملهای انرژی و "پرداخت نقدی یارانهها" با عنوان هدفمند كردن یارانههاست. هر چند برخی معتقدند که این طرح نوعی خرید رأی برای انتخابات آتی است .
به عنوان مثال ، سیدحسین مرعشی در روزنامه کارگزاران درباره این طرح نوشت: « هرچند همه نیّات و اهداف جناب آقای رئیسجمهور از طرح این موضوع آن هم در سال پایانی دولت، هنوز مشخص نشده است لیكن دو هدف عمده قابل درك و فهم است. اولین هدف آقای احمدینژاد از طرح این موضوع نوعی فرار به جلو و طفره رفتن از پاسخگویی به دهها سؤال در مورد كاركردهای دوران ریاستجمهوری خود است.....هدف دوم جناب رئیسجمهور، نوعی خرید رأی برای انتخابات آتی تلقی میشود. ایشان انتظار دارد در آستانه انتخابات ریاستجمهوری آینده حجم وسیع یارانهها را به سه یا چهار دهك پایین جامعه اختصاص داده و یك رأی مطمئن را برای خود تثبیت كند. »
محسن آرمین هم در مقاله ای که در روزنامه اعتماد منتشر شد، می گوید : «...برداشت ۵ میلیارد از صندوق ذخیره ارزی به عنوان رفع آسیب ها و جبران ضررهای ناشی از خشکسالی که به گفته برخی از نمایندگان مجلس دستکم بخشی از آن صرف اقداماتی باهدف جلب آراء خواهد شد و پرداخت یارانه نقدی از فروردین سال آینده یعنی چهار ماه پیش از انتخابات ، که به دلیل آثار زیانبار آن بر اقتصاد کشور به احتمال زیاد پس از برگزاری انتخابات به شدت کاهش یافته و یا قطع خواهد شد، تدابیر و تمهیدات جدیدی هستند که در انتخابات ریاست جمهوری آینده شاهد آن خواهیم بود. »
به عقیده این دسته از تحلیل گران، طرح تحول اقتصادی رئیس جمهور به دنبال آن است که لایههای پایینتر جامعه را همچنان برای آقای احمدینژاد در انتخابات 88 حفظ کند زیرا تورم روبهفزونی، گرانی عجیب مسکن و ارزاق عمومی و افزایش اختلاف طبقاتی، مشکلاتی هستند که آقای احمدینژاد در انتخابات آینده با آن روبروست و تلاش رییسجمهور برای پرداخت نقدی یارانهها که حجم آن در سه سال گذشته از 30 هزار میلیارد تومان به 90 هزار میلیارد تومان رسیده را میتوان کوششی برای حفظ قدرت از سوی آقای احمدینژاد برای یک دوره چهار ساله دیگر دانست .
برخی دیگر می گویند که دولت با این طرح که نه پشتوانه برنامه 5 ساله و نه پشتوانه قانونی و اجماعی بین خبرگان مملکت را دارد، صرفاً می خواهد پولی به میزان 90 هزار میلیارد تومان را به جای اینکه به شرکت نفت بپردازد، مستقیماً به مردم بدهد و چون آقای احمدی نژاد می گوید که در نظر دارد این مقدار پول را به درصد های متفاوت در دهک های مختلف جامعه توزیع کند به صراحت معلوم می شود که دولت از این کار هدف انتخاباتی دارد و این عمل، به معنای قربانی کردن طبقه متوسط به نفع طبقه ضعیف جامعه است .
به طور کلی، تحلیلگران سیاسی معتقدند که در ایران همواره دولت ها طبقه طرفدار خود را رشد داده و طبقات باقی مانده از دوره های قبل را نابود می کنند. به عبارت دیگر، دولت ها برای بقا و ثبات خود مرزبندی های قبلی طبقات اقتصادی و اجتماعی را تغییر می دهند و دولت نهم با اجرای این طرح در نظر دارد طبقه متوسط موجود را که پتانسیل خوبی برای پشتیبانی از حرکتهای اصلاحی محسوب می شود، تحت فشار گذاشته و در صدد است تا طبقه ضعیف جامعه را به عنوان پشتیبانان جدّی خود همچنان حفظ کند. زیرا دولتمردان فعلی دریافته اند که هر آنچه که در طی سه سال در سفرهای استانی و سهام عدالت و توزیع بُن و غیره برای طبقه ضعیف انجام داده اند ، با طوفان تورمی موجود، ازبین رفته است و تنها راه حفظ این طبقه و در صحنه نگاه داشتن آن ، تزریق مستقیم پول به زندگی آنان است.
عباس عبدی می گوید : « به انگيزه اعلانكنندگان طرح كه اخذ رأي است كاري ندارم، و اشكالي جدي هم در داشتن اين انگيزه نميبينم. گرچه بايد پرسيد كه چطور شد كه اين طرح سه سال پس از در اختيار داشتن قدرت اجرايي به ذهن آقايان رسيد؟ آيا در اين سه سال اتفاق خاصي رخ داد؟ يا نه، آنان قبلاً متوجه اين مشكل نبودند و پس از سه سال تجربه متوجه ضرورت اجراي طرحي شدند كه تاكنون بارها مطرح شده بود؟ بعلاوه مشابه اين طرح در فعاليتهاي انتخاباتي از طرف آقاي كروبي هم كمابيش مطرح بود و اين كار به نوعي نسخهبرداري از آن طرح است كه بايد پيشنهاد دهندگان متذكر اين نكته ميشدند.
نكته ديگر اينكه چرا پس از اين همه زمينهچيني تبليغاتي كه طرح مهمي را ميخواهيم اعلان كنيم، چنين ايدهاي بسيار خام و بدون جزئيات و حتي مخدوش ارائه شد؟ بيان ايدهاي به اين كلي ، نيازمند معطل كردن مردم براي سه ماه (از ابتداي سال) نبود، همان موقع هم ميشد اين ايده كلي را گفت و جزئيات را به بعد موكول كرد. البته شايد دليل اين تأخير اين است كه اجرايي كردن آن قبل از انتخابات چندان موردنظر نيست و قصد اتلاف وقت دارند.»
عبدی می افزاید : «... باید عنوان طرح ، توزيع مستقيم يارانه نباشد، زیرا اصولاً يارانهاي در اين ميان وجود ندارد كه بخواهد ميان مردم توزيع شود. برخلاف يارانه گندم كه در بودجه منظور ميشود در اين مورد چنين چيزي نيست. اگر فرض كنيم كه يارانه است، منابع آن از كجا تأمين ميشود؟ جز درآمد نفت؟ پس بجاي توزيع يارانه كه معناي مخدوشي دارد، بهتر است گفته شود توزيع مستقيم درآمدهاي نفتي ميان مردم. اين تفاوت، اهميت دارد، زيرا يارانه را بايد براساس وضعيت اقتصادي افراد توزيع كرد، اما درآمد نفتي، مالكيت مشاع مردم است و در واقع مايملك آنان است فارغ از هرگونه تفاوتي. و اين نكته بسيار مهمي است.....» وی همچنین می گوید : « براي اجتناب از آثار سوء اين طرح در افزايش جمعيت، پرداخت فقط به افراد بالاي سن معيني (مثلاً 18 سال) بايد صورت گيرد. و از همين رو بايد شامل فرد شود و نه خانوار .اين طرح بايد به حذف و كاهش بسياري از فعاليتهاي دولت مثل كميته امداد و... منجر شود، و نبايد با بزرگتر شدن دولت همراه گردد.»
دولت با اعلان این طرح، از همه افراد درخواست نمود كه در این خصوص هم عباس عبدی می گوید : « ... مشاهده ميشود كه دولت پيش و بيش از ديگران در حال برخورد سياسي با مسأله است. نمونه ملموس آن اعلان اين مطلب است كه اواسط مرداد ماه، خانوادهها براي پُر كردن فرمهاي مربوطه (حتماً براي اخذ نقدي يارانهها!!) به مساجد و مدارس مراجعه كنند. در حالي كه هنوز نه چيزي به بار است و نه به دار، توزيع فرم چه معنايي دارد؟ آيا ميخواهند مردم را در صفهاي طولاني وادار به ثبتنام كنند و حيثيت و حرمت انساني جامعه را لكهدار نموده تا براي اخذ پول به دولت مراجعه كنند و بعد هم مثل قضيه پُر كردن وامهاي 10 ميليون توماني مسكن كه به كمتر از يك درصد داده شد، آنان را سنگ روي یخ كرده و سر كار بگذارند؟ بخشي از جامعه را هم براي اين كار مجبور به دروغنويسي كنند و بالاخره اوضاع فرهنگي منحط را بيش از پيش خراب كنند؟ مگر صِرف ارائه طرح از سوي دولت به منزله اجراي آن است؟ به ويژه طرحي كه به نام حراجي اقتصادي مطرح شده است را آيا ميتوان به صِرف اراده دولت عملي و اجرايي كرد؟ »
اما برخی دیگر می گویند انتظار می رود ايدهاي كه تا اين حد مهم و داراي ابعاد وسيع است نباید در عمل، چنان سطحی مطرح شود كه حتي كار كارشناسي ارائه شده در باره آن، از تصويب يك طرح صنعتي كوچك هم كمتر باشد ، اجراي چنين طرحي مستلزم آن است كه جزئيات آن به طور دقيق مطرح شود و از آن مهمتر اين كه با جزئيات كامل به صورت قانون درآيد و پرداختن و نپرداختن آن به اراده دولت وابسته نباشد.
شاید به همین دلیل و برای آنکه دولت خود را از اتهام کارشناسی نبودن این تصمیم دور نگهدارد ، آقای احمدی نژاد با اقتصاددانان نشستی برگزار نمود اگر چه به گفته دکتر فرشاد مؤمنی " از میان 50 اقتصاددانی که سال گذشته به رئیس جمهور نامه نوشته بودند حدود 5 نفر دعوت شده اند" و آنطور که روزنامه اعتماد نوشت، بسیاری از اقتصاددانان در این نشست دعوت نشدند که از جمله به دکتر حسین عبده تبریزی ، دبیرکل سابق بورس ،دکتر سعید شیرکوند معاون اقتصادی وزارت امور اقتصادی دولت خاتمی ، دکتر مسعود نیلی معاون اسبق اقتصادی سازمان برنامه و بودجه و از طراحان برنامه سوم توسعه اقتصادی و استاد دانشگاه صنعتی شریف ، دکتر محمد طبیبیان اقتصاددان و رئیس سابق مؤسسه علوم ، دکتر موسی غنی نژاد ، دکتر حسن سبحانی، دکتر غلامعلی فرجادی، دکتر علینقی مشایخی، دکتر احمد میدری و دکتر حسین راغفر می توان اشاره کرد. دکتر محمد خوش چهره استاد اقتصاد دانشگاه تهران و نماینده سابق مجلس هم از افراد دعوت شده ای است که به نشست رئیس جمهوری نرفته است. وی در پاسخ به سؤال اعتماد می گوید؛ « در دعوتنامه ای که برای دانشکده آمد اسم من در آن نبود. اما روز جمعه از ریاست جمهوری به من تلفن کردند و گفتند که آقای احمدی نژاد سلام رساندند و شما را به نشست دعوت کردند که من پاسخ دادم سلام برسانید و بگویید که توفیق ندارم.»
اما دکتر فرشاد مؤمنی که از شرکت کنندگان در جلسه است ، در گفتوگویی با آفتاب گفت: «استادان محترم دانشگاهها راجع به خطیر بودن طرح تحول اقتصادی مطرح شده از سوی رئیس جمهور و پتانسیلهای بحران آفرینی آن صحبت کردند و احمدینژاد متعهد شد قبل از اینکه به یک جمع بندی پخته و علمی نسبت به این طرح برسد، دست به هیچ اقدام عملی نزند».
وی در ادامه با ابراز نگرانی اظهار داشت: «متأسفانه من اهتمام جدّی و اراده مشخصی برای مبنا قراردادن قانون و برنامه در سخنان رئیس جمهور ندیدم و این نگران کننده است».
وی گفت: «نگرانی از این بابت که احتمال دور زدن مجلس وجود دارد هم از باب اینکه مجموعه تدابیر و تمهیداتی که در شأن یک برنامه حتی کوتاه مدت باشد تاکنون اندیشیده نشده و صرفاً آنچه ارائه شده کلیاتی به صورت غیر منسجم و کاملاً گزینشی از برخی موضوعات مطرح شده بود».
اما به نظر می رسد به دلیل اهمیت طرح ، قرار است مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس شورای اسلامی خود را در این قضیه وارد نمایند . در همین رابطه محسن رضایی دبیر مجمع، در حاشیه همایش فرماندهی یگانهای توپخانه و موشکی نیروی زمینی سپاه با تأکید بر ضرورت بررسی طرح تحول اقتصادی در مجمع تشخیص مصلحت نظام بعد از اعلام جزئیات آن از سوی دولت، گفت: «اگر دولت این طرح را به مجمع بدهد، مجمع تشخیص آن را مورد بحث و بررسی قرار خواهد داد».
مصباحی مقدم ، رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس هم که پیشنهاد نموده این طرح به رفراندوم گذاشته شود زیرا اجرای آن شوک عظیمی را به اقتصاد جامعه وارد خواهد ساخت می گوید، مجلس قصد دارد که این طرح را در یک کمیسیون ویژه بررسی نماید .
نماینده شهرمان محمدرضا خباز ، مخبر کمیسیون اقتصادی مجلس نیز در گفتگو با خبرنگار خانه ملت، در ارتباط با این طرح گفت: «در خصوص طرح تحولات اقتصادی دو دیدگاه وجود دارد. اول اینکه این طرح را به رفراندوم بگذاریم و نظر همه مردم را جویا شویم و دیگر اینکه نمایندگان مردم به عنوان امنایمردم نظر کارشناسیخود را ارائه نمایند».
وی افزود: «به لحاظ مهم بودن این طرح، اجماع تمام آحاد ملت و قوایسه گانه و همچنین تمام نهادها و دستگاه ها را میطلبد و تنها برعهده قوه مجریه نیست».
خباز ادامه داد : «در اجرایاین طرح بین کارشناسان دولت تا کنون نیز اختلاف نظر وجود دارد و جمع بندیهاییحاصل نشده است اما این گفت و شنودها و استفاده از خرَد جمعیاین تحول بزرگ را کم ایرادتر خواهد نمود».

کمرنگ کردن ناکامی به چه قیمت و با چه روش ؟
================
اولین سفر آقای احمدی نژاد به اروپا که به دعوت مدیركل سازمان جهانی فائو (سازمان غذا و كشاورزی سازمان ملل) برای شرکت در این اجلاس به رُم صورت گرفت ، فرصتی بود تا آقای احمدی نژاد نخستین سفر اروپایی خود را تجربه كند و طلسم سفر رسمی به این قاره را نیز بشكند ولی بر اساس گزارش ها، این سفر چندان موفق نبود و شاید به همین دلیل بود که در بازگشت از نشست فائو مانند سفر پرماجرای دانشگاه كلمبیای آمریكا با آن برخورد نشد.
" صادق زیباکلام " در صفحه 16 روزنامه اعتمادملی مورخه 21 خرداد در باره این سفر مطلبی دارد با عنوان « بی حرمتی به رئیس جمهور و ایران » که در قسمتهایی از آن چنین آمده است : « ... واقعیت آن است كه هرطور كه به سفر احمدینژاد به رُم برای شركت در اجلاس سازمان جهانی فائو (سازمان غذا و كشاورزی سازمان ملل) بنگریم از این حقیقت تلخ گریزی نیست كه رئیسجمهور ایران در رُم مورد بیمهری و درستتر گفته باشیم، مورد بیحرمتی علنی و سنگینی قرار گرفت. هیأت ایرانی به معنای دقیق كلمه یك هیأت بلندپایه بود.
رئیسجمهور، مشاورانش، وزیر خارجه و وزیر جهاد كشاورزی از جمله همراهان آقای احمدینژاد بودند. حسب عرف معمول دیپلماتیك، رئیسجمهور و در حقیقت نخستوزیر ایتالیا باید از رئیسجمهور ایران و هیأت همراه وی در فرودگاه استقبال میكردند ولو آنكه آقای احمدینژاد میهمان رسمی دولت ایتالیا نبود و برای شركت در اجلاس فائو وارد رم شده بود اما هیچ مقام رسمی بلندپایهای به استقبال وی نمیرود. هنوز هیأت ایرانی از شوك این بیحرمتی بیرون نیامده بود كه بیحرمتی بعدی اتفاق افتاد. بیحرمتیای كه به تعبیری خیلی جدیتر بود.
عدم استقبال از هیأت بلندپایه ایرانی از سوی ایتالیاییها را اگر به هر حال بشود رفع و رجوع كرد و آن را بگذاریم به پای اینكه ایتالیاییها میزبان رسمی هیأت ایرانی نبودند، بیحرمتی دوم را دیگر با هیچ لطایفالحیلی نمیشود توجیه كرد. در نخستین شب اجلاس، میهمانی رسمیای از سوی "سیلویو برلوسكنی" نخستوزیر ایتالیا و "بان كی مون" دبیركل سازمان ملل برگزار شده بود و جملگی سرانی كه به اجلاس آمده بودند به آن میهمانی دعوت شده بودند؛ البته تمام سران به استثنای آقای احمدینژاد رئیسجمهور ایران و آقای "رابرت موگابه" رئیسجمهور زیمبابوه در این میهمانی شام حضور نداشتند.
سایر مقامات ایتالیایی نیز قبلاً اعلام كرده بودند كه برنامه ملاقات دوجانبهای با رئیسجمهور ایران ندارند. به علاوه رئیس مجلس ایتالیا قرار ملاقاتش با سفیر ایران كه از قبل برنامهریزی شده بود را در اعتراض به سخنان آقای احمدینژاد كه شب قبل از مسافرتش به رم در تهران ایراد كرده بود، لغو نمود و احتمالاً برخلاف انتظار مقامات ایرانی كه امیدوار بودند سفر احمدینژاد به رم را بدل به یك مانور تبلیغاتی كنند وقتی با آن بیحرمتی گسترده مواجه شدند در پایان همان روز اول به تهران بازگشتند.»
دفتر ریاستجمهوری درباره انجام نشدن تشریفات رسمی از سوی دولت ایتالیا گفته است كه «دعوتكننده دولت ایتالیا نبوده و از اینرو تشریفات مترتب بر دعوت همچون استقبال رسمی را نیز طبعاً انجام نداده است». این دفتر درباره انجام نشدن ملاقات با مقامات ارشد دولت ایتالیا خصوصاً برلوسكونی نخستوزیر این كشور و پاپ در واتیكان نیز یادآور شده است: «نه پیش از سفر و نه حین برگزاری این اجلاس هیچ برنامهریزی برای ملاقات با مقامات ایتالیایی یا پاپ انجام نشده بود». توضیح دفتر رئیسجمهور در باره ضیافت شام هم این است كه «از رئیس محترم جمهوری اسلامی ایران برای حضور در ضیافت شام نخستوزیر ایتالیا و دبیركل سازمان ملل دعوت شده بود، اما ایشان به دلیل همزمانی آن با برنامه ملاقات با جمعی از ایرانیان مقیم ایتالیا ترجیح دادند در برنامه ضیافت شركت نكنند».
بدون تردید هیچ ایرانی در عین حال که ممکن است با سیاست های آقای احمدی نژاد موافق نباشد اما هرگز موافق نخواهد بود که رئیس جمهور کشورمان مورد بی احترامی قرار گیرد زیرا به هر حال ایشان نماینده و نمادی از ایران است، اما برای توجیه ناکامی در یک سفر نیز توسل به بیاناتی که القاء کننده بی حرمتی از سوی میزبانان خارجی به سایر رؤسای جمهورهای کشورمان باشد نیز قابل قبول نیست .
در راستای القاء چنین مطلبی بود که پس از سفر آقای احمدی نژاد به ایتالیا ، فایلی صوتی منتسب به ایشان بر روی اینترنت قرار گرفت که درباره سفر آقای خاتمی به فرانسه سخن می گفت (بدون آنکه اشاره ای به نام خاتمی داشته باشد). آقای احمدی نژاد در این سخنان از نحوه دیدار ژاک شیراک رئیس جمهور وقت فرانسه با آقای خاتمی انتقاد کرده و چنین اظهار می نماید که : «من چند سال قبل صحنه ای در تلویزیون دیدم ، این غصه اش در دلم ماند... که هنوز هم به طور کامل برطرف نشده است.دیدم مسئولی از ایران رفت در یک کشور اروپایی، رئیس آن کشور بالای پله ها ایستاد. مسئول ما را آن دور پیاده کردند و آن نامرد یک قدم پایین نیامد ، برای چه؟ برای اینکه خُرد کند.من آن شب در تلویزیون دیدم، خیلی غصه ام شد ، خدا شاهد است، گفتم ، ای خدای بزرگ، یک شرایطی فراهم کن که این مسأله جبران شود.»
آقای احمدی نژاد در ادامه سخنان خود می افزاید وقتی قرار شد که یکی از مشاوران بنده برود و با اینها در مورد لبنان صحبت کند... گفتم بگویید نمی آید . سه بار این قضیه تکرار شد. فهمیدند، آمدند گفتند آقا تسلیم. ببخشید. ایشان در بخش دیگری از سخنان خود می گوید : «آن آقا، برای استقبال از یک مشاور ما ، شش تا از مشاورانش را پایین پله ها فرستاد، خودش هم تا راهرو آمد ....»
البته این سخنان آقای احمدی نژاد در حالی صورت گرفته که سفر آقای خاتمی به فرانسه، كه اولین سفر یك رئیسجمهور ایران به اروپا پس از انقلاب اسلامی محسوب میشد، به قدری بازتابهای مثبتی داشت كه "روزنامه ایران" در هشتم آبان نوشت ، در دیدار خاتمی با صاحبان صنایع و بازرگانان فرانسوی "چند تن از رئیسان و مدیران شرکتهای مهم فرانسوی از جمله توتال، فینا، الستوم، الکاتل، پژو، مؤسسه مالی پاری با، شرکت تکنیپ، آریان اسپس و ساژم در سخنان جداگانه ای امکانات و علاقمندی خود را برای مشارکت در طرحهای ایران اعلام کرده و خواستار فراهم شدن زمینه سرمایهگذاری های بیشتر در ایران شدند "و عکس های متعددی از این سفر در روزنامههای داخلی از جمله ایران، همشهری و اطلاعات، سایت رسمی رئیسجمهوری فرانسه، بسیاری از سایتها و رسانههای داخلی و خارجی و حتی خبرگزاری فارس منتشر شد که همگی نشان دهنده استقبال گرم ژاک شیراک از آقای خاتمی است و یکی از این عکس ها به عنوان «عكس برگزیده سال» انتخاب شد ، ژاک شیراک را در حالی که پایین پله ها کنار آقای خاتمی ایستاده، نشان می دهد. بر اساس گزارش روزنامههای کشور در آن زمان، از جمله دو روزنامه "ایران" و "همشهری" ، آقای خاتمی در سفر به فرانسه ابتدا در فرودگاه مورد استقبال "لویی بسون" وزیر مشاور در امور مسکن دولت فرانسه قرار گرفت و سپس با هلیکوپتر راهی مرکز پاریس شد و به همراه یک کاروان رسمی به کاخ "مارنی" محل اقامت شخصیت های برجسته خارجی دیدار کننده از فرانسه انتقال یافت. خاتمی در این کاخ مورد استقبال "لیونل ژوسپین" نخست وزیر فرانسه قرار گرفت که به خاطر دیدار با خاتمی، سفر برنامه ریزی شده خود به جزیره مارتینیک را به تأخیر انداخته بود.پس از آن نیز خاتمی به "کاخ الیزه" رفت و مورد استقبال رسمی "ژاک شیراک" قرار گرفت.
شیراک که باید طبق عرف کاخ الیزه ، در سرسرای کاخ از میهمانان خود پذیرایی می کرد و برای استقبال آنها نیز تا جلوی در می آمد، برای آقای خاتمی در احترامی غیرمتعارف به پایین پله ها آمد.شیراک همچنین در زمان خداحافظی نیز خاتمی را تا کنار ماشین تشریفاتی بدرقه کرد. خاتمی همچنین در این سفر در مقر سازمان یونسکو حضور یافت و در مجمع عمومی این سازمان سخنرانی کرد.
خاتمی یک بار دیگر هم در فروردین 1384 عازم پاریس شد که این بار نیز با استقبال بسیار گرم ژاک شیراک مواجه شد.
اما نکته دیگری که در سفر سال 1378 خاتمی به فرانسه حائز اهمیت بود، تغییر پروتکل تشریفاتی دولت فرانسه برای پذیرایی از مهمانان مبنی بر سرو نوشیدنی های الکلی به دلیل درخواست سیدمحمد خاتمی بود.به این ترتیب بنا به درخواست خاتمی و جایگاه ویژه او برای ژاک شیراک، دولت فرانسه قبول کرد تنها یک بار در طول تاریخ خود از قرار دادن نوشیدنی الکلی روی میز شام صرف نظر و به جای آن از مهمانان با قهوه پذیرایی کند. اعلام موافقت فرانسه با درخواست خاتمی مبنی بر اینکه بر سر میزی که نوشیدنی الکلی در آن باشد حضور نخواهد یافت همان زمان با اعتراض برخی مطبوعات کشور فرانسه روبه رو شد. همچنین برخی مطبوعات جناح راست فرانسه از شیراک به دلیل استقبال غیر متعارفش از رئیس جمهوری وقت ایران انتقاد کرده بودند.
آقای خاتمی سه هم سفر به ایتالیا داشت که پایان هر سفرش در داخل با جنجالی همراه می شد . خاتمی هنگامی كه در پایان سال 1377 از ایتالیا به ایران بازگشت ، تصویری از وی توسط مخالفانش منتشر شد كه القاءكننده یك جام شراب در میز مقابل وی بود . حال آنكه محتوای آن جام به جز آب میوه نبوده است! این تصویر در محل نماز جمعه تهران نیز پخش شد. خاتمی در این سفر علاوه بر دیدار با مقامات ایتالیایی با پاپ ژان پل دوم رهبر فقید كاتولیكهای جهان در واتیكان نیز ملاقات كرد و در حالی که دیدارهای مقامات سیاسی با پاپ معمولاً كوتاه و یك طرفه است و آنان بیش از اینكه گوینده باشند شنوندهاند ، اما خاتمی هم سخن گفت و هم به مثابه نماد یا نماینده یك اندیشه دینی با پاپ مواجه شد. این ملاقات در زمره طولانیترین دیدارهایی است كه پاپ فقید در دوران رهبری واتیكان داشته است.
دومین سفر خاتمی به ایتالیا در هجدهم فروردینماه سال 1384 برای شرکت در آیین تشییع جنازه پاپ در حالی صورت پذیرفت كه در ایران كاندیداهای ریاستجمهوری رقابت انتخاباتی خود را آغاز كرده بودند اما سفر دوم هم بدون حاشیه پایان نیافت . زیرا دو صندلی آن طرفتر از جایگاه خاتمی ، صندلی «موشه كاتساو» رئیس حكومت اسرائیل در نظر گرفته شده بود. عكاسان شكارچی سوژه ، این فرصت را یافتند كه تصاویری را مخابره كنند كه هر دو را در یك قاب تصویر نشان دهد و این امكان را به برخی داد كه ادعا كنند دو رئیسجمهور با هم خوش و بش كردهاند ، خبری كه صحت آن بیش از جام شراب در سفر 7 سال قبل نبود! سفر سفر سوم خاتمی به ایتالیا هم در 27 اردیبهشت سال گذشته ( غیررسمی ) صورت گرفت. خاتمی با اینكه در این سفر رئیسجمهور نبود اما این سفر نیز مورد توجه رسانههای غربی قرار گرفت زیرا با پاپ جدید كه برخلاف پاپ فقید نسبت به اسلام و مسلمانان موضع انتقادی دارد ملاقات كرد. خاتمی در این دیدار به عنوان یك روحانی شیعه ، اتهامات پاپ به مسلمانان را رد كرد و بندیكت شانزدهم را نیز تحتتأثیر قرار داد. اما این سفر نیز خبرساز شد، زیرا در بازگشت خاتمی ، تصاویری منتشر شد كه در صدد القای این نكته بود كه خاتمی در یكی از دیدارها و در پاسخ به ابراز احساسات حاضران و بدرقهكنندگان با بانویی دست داده است و حتی طولانیتر بودن سفر خاتمی به ایتالیا به نسبت مسافرتهای داخلی و منبع تأمین هزینه آن را زیر سؤال بردند، در حالی كه راز پیچیده ای نداشت. این سفر طولانیتر شد زیرا میزبان او دختر و دامادش بودند كه به خاطر تحصیلات تكمیلی چند سالی است در ایتالیا زندگی میكنند . لیلا خاتمی پس از پایان تحصیلات با رتبه ممتاز از دانشگاه شریف و ازدواج با دانشآموخته دیگری از همین دانشگاه برای تحصیل در مقطع دكترا به ایتالیا رفتهاند كه سرزمین هنر و معماری است.
آیا بهتر نیست به جای توسل به این روش ها برای توجیه یک ناکامی ، مشاوران ریاست جمهوری تدابیری اتخاذ نمایند که همواره میزبانان خارجی ملزم گردند که جایگاه رئیس جمهور کشورمان را رفیع ببینند ؟
کاش این چنین نبود !
=============
این روزها به هر سایت و خبرگزاری رسمی و غیر رسمی که سر می زنی ، خبری در مورد فساد اخلاقی فلان شخص و فلان فرد می بینی که گویا این موضوع در حال تبدیل شدن به ترجیع بند رفتار یک جریان خاص است ! فسادی كه بركندن آن نه در ایران بلكه جهان ، یكی از اهداف انقلاب اسلامی ما بود تا فساد از جامعه رخت بربندد و جایش را سلامت ، كرامت ، عدل و داد و راستی و درستی بگیرد.
البته بحث فساد ، بحث امروز و دیروز نیست، بلکه همواره کم و زیاد و پنهان و آشکار رواج داشته است اما در حال حاضر ، به برکت وجود رسانه های ارتباطی امكان اطلاع یافتن از آن بیشتر فراهم شده است.
امروزه غالباً روی سخن واعظان و نصیحت گران و بزرگترها در مجالس و سخنرانی ها ، با جوانان و مشکل لغزش آنان و دعوت این نسل به رعایت ارزشهای دینی و اخلاقی است اما در عالم واقع ، حکایت چیز دیگری است و ما شاهد انتشار خبرهایی از بروز فساد توسط افرادی هستیم که قرار است الگو باشند!
هنوز پرونده سردار زارعی به انجام نرسیده تا بدانیم چه جرمی او را ساکن اوین کرد ، یا حکم فلان نماینده اصولگرای مجلس که به اتهام روابط نامشروع به دادگاه و دادسرا رفت و زندان از سر گذراند صادر نشده که بتوانیم قضاوت درستی داشته باشیم ولی در خبرها آمده بود که وی برای حضور در مراسم سوگند دفاع از حقوق مردم ، وثیقه گذاشت و آزاد شد تا در صحن خانه ملت سوگند یاد کند ! ، هنوز این اخبار از اذهان پاک نشده بود که خبرهای دیگری به کلکسیون این اخبار اضافه گردید . دستگیری معاون یکی از استانداریها و یک نمایندهی محافظه کار در مجلس هفتم، بازداشت یکی از معاونان وزیر علوم به دلیل اعمال منافی اخلاق در وزارتخانه و اتفاقی از این دست در دانشگاه تبریز و همدان ، و این بار از زنجان خبرهایی در همین زمینه شنیده می شود !
کجایند کفن پوشانی که آن روزها اسلامشان هر روز از دست می رفت تا در برابر این ماجراها فریاد وا اسلاما سر دهند. آقایانی که تا دیروز در برابر مسائلی کوچک تر از این فریاد وامصیبتا سر می دادند ، امروز کجا هستند ؟ گویی آن فریاد وا اسلاما تنها مختص دوران خاتمی بود که تبلیغ می کردند " دین را از مردم ستاند و نان نیز بر سفره هاشان نیاورد و ارزش ها را چوب حراج زد... " . گویی دیگر همه امور بهبود یافته زیرا اصولگرایان مؤمن عنان قدرت به کف دارند و دیگر فسادی متصور نیست و باید از این پس لالایی در گوشها بخوانیم که:"شهر در امن و امان است، دزدان همه رفتند، آسوده بخوابید...."
آیا واقعاً خیل عظیم کفن پوشانی که در زمان خاتمی حتی جملات و کلمات ممیزی نشده کتابها را برنمی تافتند امروز کفن هایشان را به ودیعه سپرده اند؟
ما را چه شده است که با بدترین زبان بر غیرهمفکرانمان می تازیم و در برابر فساد همفکرانمان لام تا کام سخن نمی گوییم و اندک زبانی در نفی این رخدادها نمی گشاییم؟ مردم از یاد نبرده اند برخی آقایانی را که امروز سکوت پیشه کرده اند ، دیروز در برابر مسائلی به مراتب کوچکتر ، فریاد وامصیبتا سر می دادند ولی این روزها که فساد اخلاقی در حال تبدیل شدن به " ترجیع بند " جریان همفکران خودشان است ، مُهر سکوت بر لب زده اند ؟ این چه جریانی است که اصولش بر آن است که در برابر فساد همفکران باید سکوت کرد و در باره مسائلی به مراتب کوچکتر رقیب باید فریاد وامصیبتا و وااسلاما سر داد ؟ وای به حال ما که جامعه اسلامیمان آرام آرام با فسادهایی از این دست چرکین شده است؟
کاش این چنین نبود !