تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی

 

 

 

ظهور جبهه جدیدی از منتقدان دولت نهم
 

=================

 

اگر دولت احمدی نژاد در ابتدای کار، منتقدان خود را « عده ای دورماندگان از قدرت» خطاب می کرد ، اما این روزها با نزدیک شدن به پایان ‏دوره دولت نهم ، و شدت گرفتن مشکلاتی چون گرانی و تورم، صف منتقدین افزایش یافته و به درون نیروهای درون دولت نیز گسترش پیدا کرده است . در ماههای اول فعالیت دولت ، برخی مدیران دولت گذشته و ‏صاحبنظران مستقل به عملکردهای دولت نهم ایراد داشتند اما اینک این منتقدان تا کابینه دولت نیز گسترش یافته اند.

با شکسته شدن مُهرسکوت وزرای سابق دولت احمدی نژاد، دیگر منتقدان دولت تنها بیرون از دولت نیستند. اگر پیش از این ‏، منتقدان دولت گروهی « برای مواجه کردن دولت با چالش» و « برانداز » معرفی می شدند، اینک دولت منتقدانی دارد که عضو کابینه بوده ‏یا هستند. منتقدانی از جنس دولت که می دانند «احمدی نژاد انتقاد را تحمل نمی کند».‏

‏علاوه بر نیروهای درون دولت ، از ماههای گذشته حتی برخی ائمه جمعه و روحانیون نیز به صف منتقدین دولت پیوسته اند. به عنوان نمونه آیت‌الله مکارم شیرازی در دیدار با اعضای کمیته امداد، با انتقاد از سیاست‌های‎ ‎دولت نهم در بخش مسکن گفت: «از گوشه و ‏کنار کشور درباره وضع گرانی و تورم به ما‏‎ ‎شکایت می‌شود و در این میان مسئله مسکن غوغا می‌کند. انتقاد مراجع از ‏وضعیت گرانی‌ها نه تنها تضعیف دولت نیست، بلکه در‎ ‎راستای کمک به آن است‏‎‎‏». همچنین آیت‌الله موسوی اردبیلی نیز در انتقاد به ‏موج رو‎ ‎به گسترش گرانی‌ها یادآور شد: « گرانی اخیر، احساسی‎ ‎و شعاری نیست بلکه یک واقعیت همه فهم است و اگر در ‏گذشته عده‌ای گرانی را‏‎ ‎می‌فهمیدند، امروز همه اقشار جامعه آن‌را لمس می‌کنند» .‏حسینی ‏بوشهری رئیس قبلی حوزه علمیه قم هم در مراسم تودیع اش یادآور شد که «انتقاد مراجع از دولت قبلی کمتر بود» .

گفتگوی اخیر " مصطفی پورمحمدی " وزیر سابق کشور که تا حدود یک ماه پیش ردای وزارت بر تن داشت ، موجب گردیده تا برخی تحلیلگران ، از « ظهور جبهه ‏جدیدی از منتقدان دولت از دل کابینه» خبر دهند. به عنوان مثال ، سایت «فرارو» نوشت:‏« شکسته شدن مُهر ‏سکوت پورمحمدی و روایت برگی از ناگفته های دوران وزارتش کافی بود تا‎ ‎یک پیام تازه برای محمود احمدی نژاد مخابره ‏شود.‏‎ ‎پیامی که حاوی خبر ظهور جبهه جدیدی‎ ‎از منتقدان از دل کابینه بود» . ‏روزنامه اعتماد هم در شماره ای، تیتر اول خود را به «دولت در مقابل دولت» ‏اختصاص داده و ظهور منتقدین جدید دولت از دل کابینه را تأیید کرده است.‏

البته برخی ، شخص احمدی نژاد را در تقویت جبهه مخالفان خود مقصر می دانند . مثلاً وقتی احمدی نژاد در ‏جمع مردم قم ، رئیس بانک مرکزی و وزیر امور اقتصادی ‏و دارایی را مقصر اصلی نابسامانی های اقتصادی کشور معرفی و بدنه اقتصادی کابینه را به سرپیچی متهم کرد ، "داوود دانش جعفری" هم در مراسم تودیع اش ،افزایش نقدینگی هایی را که ‏به دستور مستقیم احمدی نژاد صورت گرفته بود عامل اصلی تورم کنونی معرفی کرد و با طرح این سؤال که «آیا می شود ‏انتظار داشت برای انجام تکلیف بودجه 1387 نزدیک به 60 میلیارد دلار نفتی توسط بانک مرکزی تبدیل به ریال شود ولی ‏نقدینگی بالا نرود؟» و با این جمله که «هرکس بلد است بفرماید انجام دهد» مسئولیت ‏ پیامدهای تصمیمات رئیس دولت را متوجه شخص وی کرد. ‏

بعد از داوود دانش جعفری ، این بار مصطفی پور محمدی در گفتگویی با ‏روزنامه همشهری، ناگفته هایی از زمان حضورش در دولت نهم رابیان کرد که در رسانه ها بازتاب گسترده ای داشت. ‏وزیر سابق کشور در این گفتگو در بیان علل کنار رفتن خود از وزارت کشور، از وجود اختلاف با احمدی نژاد سخن گفت ‏ و  فاش ساخت که رئیس دولت نهم تحمل انتقاد را ندارد و تأکید کرد: « در میان وزرا، اینکه کسی بخواهد در مقابل رییس جمهوری گارد مخالف بگیرد وجود ندارد.»‏

از سوی دیگر به نوشته اعتماد، فردی چون طهماسب مظاهری رئیس بانک مرکزی هم در ‏کسوت جدی ترین منتقد سیاست های اقتصادی دولت در کابینه، مقابل احمدی نژاد ایستاده است و اگر چه به صراحت ‏مخالفت خود را آشکار نمی کند اما با عدم ابلاغ نرخ سود 10 درصدی بانک ها به رئیس جمهور هشدار می دهد که انتقادات ‏داخلی اعضای کابینه از رئیس دولت از نهان به سطح آمده است. انتقاداتی که به برکناری کلیدی ترین وزرای کابینه منجر ‏شد و دیگر منتقدانی که هنوز در نهاد اجرایی پابرجا هستند را در آستانه حذف قرار داده است.

مصطفی پورمحمدی ،  دوازدهمین عضو کابینه یا مقام ارشد دولت احمدی نژاد ‏است که در سه سال فعالیت دولت از کابینه جدا شده است. مهم‌ترین مسئولان و وزرایی که در دوره ریاست‌جمهوری ‏احمدی‌نژاد تاکنون استعفا یا برکنار شده اند عبارتند از : داوود دانش جعفری (وزیر اقتصاد و دارایی)، علی لاریجانی (‏دبیر ‏شورای عالی امنیت ملی)، کاظم وزیری هامانه (‏وزیر نفت‏)، محمود فرشیدی(‏وزیر آموزش و پرورش‏) فرهاد رهبر ‏‏(رئیس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی‏)، محمدباقر ذوالقدر (‏معاون وزیرکشور در امور امنیتی)، رحمانی فضلی (‏معاون ‏دبیر شورای عالی امنیت ملی‏)، علیرضا طهماسبی (‏وزیر صنایع‏)، ابراهیم شیبانی (‏رییس کل بانک مرکزی)، محمد ناظمی ‏اردکانی (‏وزیر تعاون)، پرویز کاظمی (‏وزیر رفاه ) علاوه بر این ها ، جمال کریمی‌راد (‏وزیر دادگستری) هم در حادثه رانندگی در گذشت .

 

گزیده ای از مصاحبه روزنامه همشهری با " مصطفی پور محمدی " وزیر سابق کشور " بدین شرح است :

 

از من خواستند استعفا بدهم

 

از اتفاقاتی كه در جلسه رأی اعتماد مجلس افتاد و حجم انتقادات شدیدی كه به شما شد، جا نخوردید؟ به ویژه اینکه منتقدان از دوستانی بودند كه بسیاری از آنها را در شورای هماهنگی نیروهای انقلاب دیده بودید ؟. 

البته آن دوستانی كه انتقاد كردند جزو افراد فعال در شورای هماهنگی نبودند بلكه جزو مجموعه نیروهای اصولگرا بودند و من هم تلقی انتقاد را داشتم ولی نه به آن شدت. به همین دلیل هم درجلسه دفاع خودم و رأی اعتماد به‌خودم در مجلس متن صحبت‌هایم را تغییر دادم. بخشی از صحبت‌هایم را اختصاص دادم به پاسخگویی مستقیم به صحبت‌هایی كه آقایان داشتند و بخشی دیگر هم اختصاص به توضیح برنامه‌های خودم یافت كه از قبل آماده كرده بودم. اما باز هم جا نخوردم. پس از رأی گیری بودكه جاخوردم.

 

اولین بار بحث جابه جایی شماچه زمانی مطرح شد؟  

اولین بار جابه جایی من درمردادماه 1385مطرح شد.  

    

شما خواستیدكه از وزارت كنار بروید یا اینكه ازشماخواسته شد؟
نه. از من خواسته شد كه استعفا بدهم. این پیغام را دكتر الهام از سوی رئیس‌جمهوری به من داد. من هم مثل همین مرحله اخیر گفتم كه اهل استعفا دادن نیستم. البته اصراری هم به ماندن ندارم. من از كسی درخواست مسئولیت نكرده‌ام و الان هم حاضربه استعفا نیستم. 

           
آقای دانش جعفری كه با تصمیم رئیس‌جمهوری مواجه شدند، بسیار جا خوردند. شما چطور؟  

کی گفته كه ایشان جاخوردند؟   خب، بدیهی است كه ایشان توقع نداشتندكه از وزارت اقتصاد بركنار بشوند ودر عوض به سفارت ایران دركانادا بروند. 

نمی دانم. به هرحال بحث تغییر ایشان هم مطرح بود ولی مثل من، جدی نبود و از گذشته‌ها هم مطرح نبود. نمی ‌دانم كه ایشان جاخورد یا نخورد ولی من سعی كردم كه طبیعی و آرام با این مقوله برخورد كنم. همان موقع هم كه به من گفتند، من گفتم كه استعفا را نمی‌پسندم و در شأن خودم نمی‌دانم  مگراینكه مقام معظم رهبری امر كنندكه من بروم، خب آن را از باب ولایت پذیری، تمكین می‌كنم وتسلیم امر ایشان هستم. موضوع كه به مقام معظم رهبری منتقل شد، ایشان فرمودندكه به مصلحت نیست وشما در این مسئولیت بمانید كه دیگر من حرفی نزدم. ظاهراً ایشان با رئیس‌جمهوری هم صحبت كردند ودیگر رئیس‌جمهوری هم پیگیری نكردند.         

بعداً یكی‌دو‌بار، ایشان می‌خواستند اقدام كنند و شایعاتی هم مطرح می‌شد، ولی من گوشم بدهكارنبود. ضمن اینكه من همان بحث مرداد 85 را هم باهیچ كس درمیان نگذاشتم. حتی دوستان، معاونین، نزدیكان و. . . از موضوع خبرنداشتند. علت بازگویی كنونی من هم به خاطرمطالبی است كه رئیس‌جمهوری طرح كرده‌اند والا من هیچگاه داعی به بیان و توضیح آن نداشته‌ام ومن چون تجربه مدیریتی زیادی دارم می‌دانستم كه اگر به آن دامن بزنم، فضای مدیریتی خودم راپیچیده و سخت می‌كنم. فلذا به روی خودم نیاوردم و با جدیت به كارم ادامه دادم.

 

جابه جایی شما از آن موقع به بعد دیگر مطرح نشد؟  

در محافل وگپ‌های خصوصی مطرح می‌شد ولی هیچ گاه مستقیماً به من چیزی نگفتند.

در چه تاریخی، مستقیماً به شما گفتند؟

در 9 فروردین امسال جلسه شورای‌عالی امنیت ملی داشتیم. جلسه كه تمام شد رئیس‌جمهوری به من گفت: كه باشما كار دارم و حتماً تا آخر هفته شما را ببینم. از جلسه كه بیرون آمدیم، آقای لاریجانی در كنار سالن ریاست‌جمهوری به من گفت كه بحث جابه جایی تو مطرح است! من گفتم كه از قبل مطرح بوده است، ولی الان به خاطر برگزاری مرحله دوم انتخابات مجلس، بعید می‌دانم و مصلحت نیست كه چنین اتفاقی بیفتد. خب من، به خاطر طرز بر خورد رئیس‌جمهوری، حدس‌هایی نسبت به برخی موارد كه ایشان قبل از عید پیگیری می‌كرد، داشتم. 

ولی نسبت به جابه جایی خودم، حدس و گمان ضعیف تری داشتم. (به همین دلیلی كه توضیح دادم) روز 13 فروردین بود كه از دفتر رئیس‌جمهوری 2 بار زنگ زدند كه فردا، ساعت 11 حتماً حضور داشته باشید. این یك مقدار حدس مرا تقویت كرد. خب چهارشنبه صبح با ایشان جلسه داشتیم و نیم ساعتی درباره موضوعات عمومی گپ زدیم. بعد، ایشان مقداری اظهار لطف كردند و سپس گفتند كه تصمیم دارند جابه جایی انجام شود. من هم گفتم حرفی ندارم. چه كمكی از دست من بر می‌آید؟ اگر كسی را برای سرپرستی تعیین كرده‌اید، بگویید تا با ایشان صحبت كنم و توجیهشان كنم و... ما فردای آن روز جلسه هیأت دولت با استانداران داشتیم. ایشان گفتند كه در جلسه مطرح نشود و هیچ كس خبردار نشود. من هم گفتم بسیارخوب و در جلسه استانداران هم خیلی جدی برخورد كردم. چون از روز قبل ذهنم درگیر جلسه و سمینار بود، نه سایت‌ها را دیدم و نه روزنامه‌ها را خواندم. بعدازظهر، زمانی كه سمینار داشت تمام می‌شد، یكی از دوستان گفت كه روزنامه‌های صبح، خبر جابه جایی شما را مطرح كرده‌اند و اصلاً دیروز در سایت‌ها اعلام شده است. 


تصمیم جابه جایی شماچگونه گرفته شد؟  

تدبیر شخص خود ایشان (رئیس‌جمهوری) بود وخب، حالا نشان می‌دهدكه بحث جابه جایی، قبل از انتخابات در ذهنشان بوده ولی صبر كردند تا انتخابات تمام شود. 


گویا آیت‌الله جنتی با رئیس‌جمهوری تماس گرفته بودند و خواسته بودندكه شما تا پایان مرحله دوم انتخابات بمانید. درست است؟  

احتمال آن قوی است. چون خیلی‌ها صحبت كردند كه من تا مرحله دوم هم بمانم و خب، احتمال زیادی هم دارد كه آقای جنتی كه مستقیماً درگیر كار انتخاباتی بودند و طبعاً نگران بودند، جایگاه جدی می‌توانند داشته باشند برای طرح مسئله ولی من الان، به شكل دقیق نمی‌دانم. 


نظر مقام معظم رهبری چه بود؟   

تا آنجایی كه من مطلع شدم، مقام معظم رهبری پس از تصمیم رئیس‌جمهوری، نظری ندادند و سكوت كردند. یك بار هم نقل شده بود كه این سكوت علامت رضاست، دفتر ایشان توضیح دادند كه نه. چنین معنایی ندارد و ایشان در این مرحله، بنای اظهار نظر ندارند.  


شایع شده بود كه شما گزارشی رادرباره انتخابات به مقام معظم رهبری ارائه كرده بودید و همان نامه باعث دلخوری رئیس‌جمهوری شده بود. . 

من یك نامه‌ای در 2روز آخر مسئولیتم در وزارت كشور درباره ساز و كار نظامات انتخاباتی، خدمت مقام معظم رهبری دادم. رونوشت هم به سران سه قوه و رئیس مجمع تشخیص مصلحت و آیت‌الله جنتی فرستادم كه ربطی به گزارش انتخاباتی برای مجلس ندارد و چنین گزارشی را كه شایعه شد خدمت مقام معظم رهبری داده‌ام و آن، مبنای جابه جایی من شده است، رد می‌كنم و صحت ندارد.

رئیس‌جمهوری سمت دیگری را به شماپیشنهاد دادند؟  

بله  


چه پست‌هایی؟

سمت‌های مختلفی مطرح شد كه بیشتر در حوزه بین‌المللی بود كه البته علت آن هم این بود كه من نزدیك 10سال كار بین‌المللی سنگین كرده بودم، كه چون بنده بنا دارم در ایام نزدیك از فعالیت‌های اجرایی به دور باشم، نپذیرفتم. 


شمابه‌عنوان فردی باسوابق مهم و متعدد علمی و اجرایی، آیا صلاح می‌دانید كه دولت، در یك سال آخر فعالیتش به این تغییرات دست بزند؟ 

خب، من اگر قرار بود كه جای رئیس‌جمهوری فكر كنم و عمل كنم، حتماً این كار را نمی‌كردم. یعنی اگر هر فردی مخالف مشرب من بود، سعی می‌كردم او را مدیریت كنم.   


آیا الان دركابینه چنین چهره‌ای وجوددارد؟ 

نه. حداقل در وزرا اینكه كسی بخواهد در قبال رئیس‌جمهوری، گارد مخالف بگیرد وجود ندارد. 

     
تغییردیگری دركابینه رخ خواهدداد؟  

چیز‌هایی می‌شنوم، ولی پیش‌بینی قاطعی ندارم، نفی هم نمی‌كنم.

 

 

+ خزاعی |

 

 

" اتهام "  یا " افشاگری برهنه"  ، چرا ؟


افشاگري اخير  « عباس پاليزدار
»
، عضو کميته تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه ، در مورد پرونده هاي مفاسد ‏اقتصادي، به لحاظ جايگاه کساني که در جريان سخنان نامبرده مورد اتهام قرار گرفته اند و نيز سطح اتهامات ‏مطرح شده، در سال هاي اخير بي سابقه است.‏ نوار ویدئویی سخنرانی پالیزدار  که یکی از کانديداهاي ليست انتخاباتي "ستادهاي مردمي حاميان احمدي نژاد" در انتخابات اخير شوراي شهر تهران است ،  تحت عنوان «افشاگری» ، در اکثر سایت‌های اینترنتی داخلی و خارج کشور بازتاب داشت . این سخنرانی در تاریخ 14 اردیبهشت 87 در دانشگاه  پر سر و صدای بوعلی سینای همدان و به دعوت جامعه اسلامی دانشگاه صورت گرفت . دانشگاهی که قبلاً هاشم آقاجری بخاطر سخنرانی در آنجا به اعدام محکوم شد و  سعید امامی هم آن سخنرانی معروفش را در این دانشگاه انجام داد که هر دو جنجال برانگیز بود . عباس پاليزدار که مدعی حمایت از دولت آقای احمدی‌نژاد است، در اظهارات خود برخی از مشهورترین چهره‌های شاخص نظام ، از جمله برخی روحانیون عالیرتبه را به فساد مالی، رانت‌خواری، مافیا و ... متهم می‌کند . آیت‌الله امامی کاشانی، آیت‌الله یزدی، آیت‌الله شرعی، حجت‌الاسلام و المسلمین ناطق نوری، حجت‌الاسلام و المسلمین فلاحیان، حجت‌الاسلام علم‌الهدی، آیت‌الله واعظ طبسی، دکتر علی لاریجانی و آقایان دین‌پرور، عسگراولادی، معزی، نعمت‌زاده، رفیق‌دوست و نهایتاً آقای هاشمی رفسنجانی و فرزندان وی از جمله شخصیت‌هایی هستند که مورد اتهام قرار گرفته‌اند.

به نظر مي رسد این افشاگري را ، بايد بي سابقه ترين حلقه از مجموعه افشاگري هاي متقابل ‏محافظه کاران "هوادار "و "رقيب" آقای احمدي نژاد از زمان روي کار آمدن وي محسوب کرد. افشاگري متحير کننده ‏اي که البته، جهت گيري مشخصي دارد.‏ در افشاگري پاليزدار ، شاهد ارائه صريح ترين اطلاعات، با ذکر مستقيم نام و مشخصات روحانيون ارشد جناح راست سنتي هستيم . روحانيوني که در انتخابات ‏مجلس خبرگان، حاضر به تبعيت از آقای احمدي نژاد و ليست موازي حاميان وي نشدند و در عوض، از ليست دو ‏تشکل اصلي روحاني ، يعني جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز حمايت کردند .

در پاسخ به این سؤال که آیا این حرکت یک اقدام فردی بوده و یا یک اقدام مشخص سیاسی به نمایندگی از یک جریان قدرتمند است ، و یا این که که آقای پالیزدار ناگهان دچار وجدان درد شده و دست آخر سر از یک تریبون دانشجویی درآورده و آن جا سفره دل خود را باز کرده است، برخی معتقدند سرنخ اصلی این ماجرا را باید در انتخابات ریاست جمهوری آینده جستجو کرد  و بیان این سخنان از سر دلسوزی نیست، بلکه درپی نفی پیشینیان و اثبات دولتمردان فعلی است ، همچنان که روزی که "خروشچف" علیه "استالین" دست به افشاگری زد ، بیش از آنکه بی اعتبار شدن استالین مد نظرش باشد ، در پی آن بود که برآمدن گروه جدید را توجیه کند .

برخی تحلیل گران هم می گویند که با نزدیک شدن به ایام انتخابات ریاست جمهوری و آغاز زودهنگام رقابت‌های خشن سیاسی ، فاز جدید تخریب چهره‌های شناخته شده منتقد دولت وارد مرحله جدی خود شده است. اگر به زمان این افشاگری هم دقت شود ، این افشاگری زمانی صورت گرفته که لاریجانی، رقیب جدی آقای احمدی نژاد که به دلیل اختلاف با وی از دبیری شورای عالی امنیت ملی  کنار گذاشته شد، توانسته اجماع روحانیون شاخص حوزه را به دست آورد تا به مجلس راه یافته و بدون هیچ گونه چالش جدی به ریاست مجلس تکیه بزند ، از طرفی نارضایتی از آقای احمدی نژاد به وزنی رسیده که در سیمای جمهوری اسلامی توسط " آقامحمدی " ، بگونه ای زمان آقای احمدی نژاد با بنی صدر مقایسه می شود و این نشان از آن دارد که فردا ممکن است رأی عدم کفایت هم مطرح شود.

" آقامحمدی" می گوید : « ‏"وي (بني صدر) همواره‎ ‎شعار اسلام، دفاع از مستضعفين و نبرد با مستكبرين سر مي‌داد و بانك‌ها را ‏‏رباخوار‎ ‎معرفي مي‌كرد و خواستار كاهش سود تا 4 درصد مي‌شد تا مردم را به خود جلب كند به‎ ‎نوعي كه ‏برخي ‏فكر مي‌كردند اين آدم از آسمان‌ها آمده تا جامعه را نجات دهد... تمام‎ ‎روحيات منفي كه در خودش بود، ‏به مخالفان ‏و دشمنانش نسبت مي‌داد.......‏بايد درباره مشي بني‌صدر در سال‌هاي ‏آغاز‎ ‎انقلاب، مردم آگاه شوند تا از رفتار هاي وي عبرت گرفته شود. ‏مردم الان بايد يك بار‎ ‎ديگر سخنراني‌هاي آن ‏دوره بني‌صدر را گوش دهند، تا اين تجربه تلخ تكرار نشود، ‏چون‎ ‎همواره ممكن است كساني بيايند و خود را جور ‏ديگري غير از واقعيت نشان دهند.»

البته آنچه مسلم است ، در این بازی نه مردم سود خواهند برد و نه جناحهای سیاسی ، چرا که افشاگری بجای شفاف سازی و قانونمند کردن فضا٬آنرا آلوده تر می کند. افشاگری بی ضابطه ، قدرت نهادهای مسئول را برای مبارزه با فساد  کاهش می دهد و همین کاهش قدرت به فساد بیشتری دامن می زند.مشکل وقتی جدی تر می شود که خود نهاد مسئول مبارزه با فساد به فساد متهم شود. بدون شک ، زمانی که ما مدام از فساد حرف بزنیم بدون آنکه بتوانیم وبخواهیم کاری در باره آن انجام دهیم ، این امر تنها ستونهای قوام دوام دهنده جامعه را ویران  می کند و دست آخر ما با جامعه ای روبرو می شویم که می توانیم در باره آن بگوئیم منحط شده است.

« نهرو » می گوید : " مدام از فساد گفتن یکی از راه های گسترش فساد است.تنها راه مقابله جدی با هر فسادی ، گسترش آزادی بیان٬فرصت دادن به مطبوعات و نهادهای مستقل و نظارت کننده است و در غیاب آنها هر افشاگری چون از رانت قدرت و به نفع یک جریان قدرتمند علیه گروه پر نفوذ دیگری بهره می برد در عمل برای سالم سازی محیط راه به جایی نمی برد و از این آش شور بی تردید سفره مردم هم رنگین تر نمی شود هر چند که همه از شنیدن ماجرای پشت پرده چه راست و چه دروغ لذت می برند.آنهایی که واقعاً مدافع فضای سالم اند باید از گسترش آزادی بیان برای همه حمایت کنند و اگر غیر از این کنند لااقل می توان ازیک نکته مطمئن شد که یا تلاش شان خیلی ساده از دست خواهد رفت و یا اینکه در تقسیم رانت ها سهم ها کمی جابجا خواهد شد و دیگر هیچ. "

علت بهره گیری از " افشاگری " هم به این خاطر است که مطلع شدن از پشت پرده سیاست و اقتصاد همیشه جذاب بوده و مخاطب انبوه خود را دارد و همین داشتن مخاطب است که آنرا تبدیل به یک ترفند سیاسی کارآمد برای بدست آوردن قدرت و حذف رقیب می کند.ترفندی که همزاد قدرت است و در بسیاری از موارد هم جواب داده است .

البته این افشاگری بی واهمه ، نشان می دهد که گویا صورتبندی قدرت در حال تغییر است. پالیزدار ،  در همدان دست به افشاگری علیه چهره هایی زده است که جزء ارکان نظام محسوب می شوند و تاکنون به عدالت شهرت داشته و بعضی از آنها تعیین صلاحیت رؤسای جمهوری و نمایندگان مجلس را بر عهده داشتند.

عباس پالیزدار در این جلسه ، سخنان و اتهاماتی عجیب عليه روحانيون سرشناسي همچون آيت الله امامي كاشاني (عضو شوراي ‏نگهبان و امام‌جمعه تهران)، آيت الله يزدي (عضو شوراي نگهبان و مجلس خبرگان، دبير جامعه مدرسين حوزه ‏علميه قم و رئيس سابق قوه قضاييه)، آيت الله خزعلي (عضو جامعه مدرسين و عضو سابق فقهاي شوراي ‏نگهبان)، علي‌اكبر ناطق نوري (رييس بازرسي ويژه دفتر آيت الله خامنه اي و عضو مجمع تشخيص مصلحت ‏نظام)، معزي (معاون رئيس دفتر مقام معظم رهبري)، و اشخاص دیگری از قبیل محسن رفيق‌دوست (رئيس سابق بنياد مستضعفان)، حبيب‌الله ‏عسگراولادي (دبيركل سابق مؤتلفه)، ... بیان می دارد .

به عنوان مثال در باره آیت الله هاشمی شاهرودی وی گوید : « ...كساني كه به عنوان مفسد اقتصادي در كشور در حال فعاليت هستند تحت حمايت شاهرودي رئيس قوه قضاييه قرار ‏دارند......‏در حال حاضر 123 پرونده مفاسد اقتصادي كشور در كميته تحقيق و تفحص مجلس در دست بررسي است ولي ‏اگر بخواهيم پرونده واقعي مفاسد اقتصادي را بيان كنيم، اصلاً نمي توانيم باور كنيم.....» و در باره آیت الله امامی کاشانی می گوید ، ایشان فرزند معلول جسمی دارند که درخواست راه اندازی مؤسسه توانبخشي نموده که پس از موافقت ، برای ساپورت مالی آن ، چهار معدن سنگ را در اختیار گرفته است . در مورد آیت الله یزدی هم می گوید ایشان مجوز دانشكده‌اي برای خواهران ‏دانشجوی علوم قضايي گرفته و برای ساپورت مالی آن ، "کارخانه لاستیک دنا" را در اختیار گرفتند و در حالی که که قیمت واقعی آن 600 ميليارد هم بالاتر بوده ، 126 ميليارد تعیین نموده اند و بعد از پنج بار نامه‌نگاري برای تخفیف ، در نهایت به 10 ميليارد به ایشان واگذار شد . بالاخره هم از این ده میلیارد ، 80 درصدش را اقساط بلندمدت و 20 درصد يعني 2 ميلياردش را پس از فروش قسمتی از اموال همان کارخانه پرداخت نمودند و در نهایت هم بعد از چند وقت كارخانه ‏در بورس فروخته شد . علاوه بر این برای پسرشان مجوز صادرات چوب از ‏جنگل‌هاي شمال را گرفتند و نیز چند صد اتومبیل پرشیا را با عنوان ضایعات برای قضات قوه قضاييه به ‏نصف قيمت و بصورت قسطی گرفتند که خيلي‌ها قسط‌ها را هم نپرداختند و به دنبال این موضوع عده زیاد دیگری هم از این ماشین ها گرفتند . پالیزدار همچنین می گوید ،قاچاقچي بزرگ فرودگاه پيام ، هزار و صد پرونده قاچاق كالا دارد، اما هنوز ‏موفق به بازداشتش نمي‌شويم، چرا كه تحت‌الحمايه آقاي ناطق نوري است. در مورد سلطان شكر و مافياي شكر هم ‏بايد بگويم كه آقاي مدلل، داماد يكي از علماي بزرگ بوده است. مدلل با همكاري شخصي به نام محمدرضا يوسفي ‏اقدام به اين كار مي‌كردند كه پس از رو شدن فعاليتشان حاضر شده بودند 700 ميليارد تومان براي مختومه شدن ‏اين پرونده بپردازند.‏ درباره مفاسد اقتصادي آقاي هاشمي رفسنجاني و خانواده‌اش هم، آن قدر مفاسد اقتصادي اين خانواده زياد است كه ‏اصلاً قابل گفتن نيست. درباره سقوط هواپيماي شهيد كاظمي هم ، آنچه از ‏شواهد پيداست، مي‌توان ماجرا را عمدي دانست و دست يكي از سران وقت سپاه در آن دخيل بود. ما دو سقوط ‏هواپيما داشتيم. يكي شهيد كاظمي و ديگري شهيد دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدي بود، پرونده‌اي هزار ‏صفحه‌اي اين را مي‌گويد.‏

پالیز دار همچنین می گوید : « ....اينها همان‌طور كه جناب آقاي احمدي نژاد گفتند در طول 16 سال گذشته، البته نمي‌خواهم بگويم در آن 10 سال ‏اول نبوده، چون شواهد نشان مي‌دهد كه آن موقع هم اتفاقاتي افتاده، ولي عمده اتفاقات در 16 سال دولت آقاي ‏هاشمي و خاتمي بوده، و آقاي احمدي نژاد گفتند اينها در اين 16 شانزده سال يك شبكه مافيايي فاميلي ايجاد كرده‌اند ‏و تنيده‌اند در هم، كه پاره كردن اين شبكه مفاسد خيلي سخت شده است.‏احمدي نژاد مي خواهد دست مفاسد اقتصادي را از امكانات دولتي كوتاه كند. در حال حاضر دولت به تنهايي به ‏مبارزه مفاسد اقتصادي برخاسته و هيچ كس دولت را حمايت نمي كند.‏»

به نظر می رسد این سخنان عباس پالیزدار، برای برهم زدن افکار عمومی، دور کردن تفکرات مردمی از برخی مسائل و آماده کردن فضای انتخاباتی برای جریانی خاص است. آنچه مسلم است ، در مواجهه با چنین خبرهایی ، بهتر آن است که کمی صبر کنیم عمیق تر به آن بنگریم تا اصل ماجرا مشخص شود. و ببینیم چه طیف هایی از آن سود می برند و در کل، قرار است که برای کدام عده خاص سود در پی داشته باشد. بی گمان ، مقام معظم رهبری در این خصوص موضعگیری خواهند نمود .

 

+ خزاعی |

 

 

 

 

 

امام خمینی(ره) ، آموزگار عرصه " فقاهت" و "سیاست"

 

******************

 

 در بین ماه های ایرانی ، "خرداد " از ویژگی خاصی برخوردار است زیرا در آن رویدادهای سرنوشت سازی بویژه در تاریخ انقلاب اسلامی بوقوع پیوسته است . از جمله آنکه ، "خرداد" ماه هر سال ، یاد وخاطره شخصیتی را با خود دارد که نقش مهمی در حیات فکری - سیاسی مردم ایران بر جای گذاشته است. شخصیتی که وی را به حق می‌توان آموزگار عرصه "فقاهت" و "سیاست" دانست. امامی که توانست راه جدید و افق روشنی برای ما بگشاید.

  امام خمینی (ره) در عرصه "فقاهت" دارای نگاه ویژه ای برای تحول در فقه موجود بود و اعلام کرد: «اجتهاد مصطلح در حوزه‌ها کافی نیست» و اجتهاد با در نظر گرفتن "زمان" و "مکان" می‌تواند پویا و سرزنده بماند.

  امام خمینی در عرصه "سیاست" هم به تکثرگرایی نیروهای سیاسی معتقد بود و در همین راستا ، درحالی که برخی دلسوزان انقلاب و نظام با انشعاب "مجمع روحانیون مبارز" از "جامعه روحانیت مبارز" موافقت چندانی نداشتند ، آن را تأیید کرد.

  امروزه بدون شک عده ای نمی‌ پسندند که اندیشه های امام (ره) توسعه یابد و در صدد تحریف آن برآمده اند و این خطری است که بسیاری از یاران امام و دلسوزان انقلاب آن را گوشزد می کنند . « سيدحسن خميني » در دومين نشست کانون زندانيان سياسي مسلمان قبل از انقلاب در حسينيه جماران ضمن برشمردن انواع تحريف ، در این زمینه گفت      :

  « يکي از انواع تحريف دروغ بستن و استفاده کردن از جهل مخاطبان است و نوع ديگر تحريف که بسيار خطرناکتر از نوع پيش است، نگاه کاريکاتوري به مکاتب و مسائل است.....تفاوت کاريکاتور و حقيقت در اين است که در کاريکاتور تناسب اجزاء به هم ريخته و بخش‌هاي مختلف تصوير به شکل اغراق‌آميزي غير واقعي مي‌شود.... يکي از بحران‌هايي که براي مکاتب و نحله‌هاي مختلف پديد مي‌آيد، به هم ريختن تناسب اجزاي آن و توجه نکردن به شأن نزول مسائل است....اين نوع تحريف آفت بسيار بزرگي است….. اين روزها از امام بسيار سخن گفته مي‌شود اما اين خطر وجود دارد که در برخي از اين سخنان، انديشه و شخصيت و نظام فکري امام به صورت کاريکاتوري توصيف شود..... خطر تحريف در انديشه‌هاي امام را بايد جدي گرفت. تاريخ پر است از اين دست تحريف‌ها که امروزه همه ما را درگير خودش کرده است. »

  "محمدتقی فاضل‌میبدی" ، عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم هم ، در مورد این که منظور از تحریف اندیشه‌های امام چیست؟ می گوید : «تحریف معانی مختلفی دارد و باید آن را از نقد جدا کردگاهی ممکن است بخشی از حرف فردی را حذف کنند و تنها بخشی از آن را ترویج کرده و بیان کنند. اما گاهی ممکن است سخنی به سخنان فرد بیفزایند که این خود تحریف دیگری است .... نوع دیگری از تحریف این است که سخنان امام را به طور کامل بیان کنیم و حتی در صداوسیما به طور مرتب سخنرانی‌های امام را پخش کنیم امادر عمل سیاسی خود شیوه‌ای دیگر را برگزینیم و خلاف نظر امام حرکت کنیم».

  اما یکی از موضوعاتی که در اندیشه و عمل امام (ره) کاملاً برجسته می نماید ، مبارزه با تحجّر است و خود ، در این خصوص می گوید : «خون دلی که پدر پیرتان از این جماعت خورده است از دیگران نخورده است» علاوه براین امام با تظاهر و ریا و زهدفروشی نیز مخالف بود :

 جامه زهد و ریا کندم بر تن کردم

 خرقه پیر خراباتی وهشیار شدم

 

 او از عالمان بی‌عمل و واعظان بی‌خرَد هم ، دل پُردردی داشت :

واعظ شهر که از پند خود آزارم داد

از دم رند می‌آلوده ، مددکار شدم

 

  بدون تردید ، اندیشه‌های امام همواره زنده خواهند ماند چون از عمق بسیاری برخوردار است ، ولی باید این اندیشه ناب ، به درستی تبیین گردد و بدون دخل و تصرف ، برای جوانان امروز تشریح شود ، زیرا امروز بیش از گذشته به این دیدگاه نیاز داریم          

 

 

+ خزاعی |

 

آقای حداد انصراف می‌دهید؟

 

تبدیل شدن حداد عادل به رقیب احمدی نژاد

*****************


با مشخص شدن تركيب هيئت رئيسه مجلس هشتم و انتخاب لاریجانی به ریاست مجلس هشتم ، حداد عادل و جایگاه وی در این مجلس به موضوعی مهم برای جريانات سياسي تبدیل شده است چرا که این امر ارتباطی مستقيم با انتخابات رياست جمهوري سال آينده پيدا می نماید ، زیرا گذشته از آنکه شخصي كه بر صندلي رياست مجلس هشتم تكيه زده است ، توان بالقوه اي براي نامزدي در انتخابات رياست جمهوري آینده دارد ، حداد عادل نیز از این وضعیت رضایت چندانی ندارد وحتی در یک محفل خصوصی از کاندیداتوری مجلس هشتم ابراز پشیمانی نموده و عنوان کرده است « از ابتدا هم قصد کاندیداتوری مجلس هشتم را نداشتم و صلاح را در عدم ورود به انتخابات مجلس می دانستم » .

تردیدی نیست که حداد عادل نمی‌خواست ریاست مجلس را ترک گفته در گوشه‌ای از مجلس به انزوا بنشیند و یاد روزهای مجلس هفتم کند ، او می‌خواست همچون چهار سال مجلس هفتم ، فرد اول بهارستان باشد اما اصولگرایان مجلس با وی همراه نبودند و لاریجانی را به حداد ترجیح دادند .

تنزل جایگاه حدادعادل در مجلس هشتم این روزها چهره او را بسیار غمناک و ناخرسند جلوه می‌دهد و همانطور که وی در آخرین دیدار خود با خبرنگاران گفته بود که می‌خواهد روزه سکوت بگیرد ، در مواجهه اخیری که در راهروی بهارستان با خبرنگاران داشت با نشان دادن انگشت بر روی لب‌هایش با زبان بی‌زبانی گفت که روزه سکوتش آغاز شده است.

اما در شرایط فعلی، اگر او از نمایندگی مجلس در دوره هشتم انصراف دهد شاید راحت‌تر بتواند به فعالیت‌های سیاسی و فرهنگی‌اش بپردازد. زیرا حضور رئیس مجلس هفتم در جایگاه معمولی نمایندگی مجلس هشتم، هر روز برای او حاشیه‌های مختلفی ایجاد خواهد کرد بنابراین بهتر است اکنون که مجلس هشتم به صورت رسمی فعالیتش را آغاز نکرده ، حداد عادل همچون هاشمی رفسنجانی که در مجلس ششم از حضور در این مجلس کناره گیری کرد ، از حضور در مجلس هشتم انصراف دهد.

اما گفته می شود در حال حاضر جمع بندی حداد عادل و یاران نزدیکش مخصوصاً اعضاء جمعیت ایثارگران بر این قرار گرفته است که وی به مرکز پژوهشهای مجلس رفته و ریاست آن مرکز را به عهده گیرد و احمد توکلی ریاست فعلی مرکز پژوهشها و بعضی دیگر از منتخبین مرتبط ، با ورود به کمیسیون اقتصاد، زمینه ریاست توکلی را بر کمیسیون اقتصاد فراهم کنند . البته بر اساس برخی شایعات دیگر ، حداد عادل قرار است به ریاست سازمان صدا و سیما منصوب شود، چون گویا عملکرد ضرغامی ، خیلی مورد رضایت مقامات عالیرتبه نظام نیست و ناکامی حداد عادل در دستیابی به ریاست مجلس هشتم، فرصتی برای جابه جایی رییس فعلی صدا و سیما فراهم آورده است.

همچنین گفته می شود که در انتخابات ریاست جمهوری دهم نیز توکلی بر خلاف انتخاباتهای گذشته ، داعیه کاندیداتوری نخواهد داشت و به حمایت مستقیم از حداد به کمک او برخواهد خاست و بدست گرفتن کمیسیون اقتصاد مجلس از طرف توکلی نیز دقیقاً با نیت به چالش کشیدن دولت احمدی نژاد در مسائل اقتصادی و . . . صورت می گیرد.

بي شك يكي از اصلي ترين نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري آینده ، آقای احمدي نژاد است، اما سؤال این است که رقيبان وی چه كساني هستند و يا از نظر احمدي نژاد رقيبان ايده آل او بهتر است چه كساني باشند.؟

به هر حال تبديل شدن حداد عادل به كانديداي بالقوه اي  براي انتخابات رياست جمهوري ، مخصوصاً اينكه از طرف مقامات عاليرتبه نظام هم مورد حمايت قرار گيرد ، خطر بزرگي براي تكرار رياست جمهوري آقای احمدي نژاد محسوب مي شود بویژه آنکه اگر مجلس هشتم در نوع تعامل با دولت نيز متأثر از اين موضوع قرار گيرد، بر نگراني هاي احمدي نژاد خواهد افزود.

 

 

+ خزاعی |

 

 
 
 
 
مطیع ترین دوره مجلس به پایان رسید
 

 

به هر حال عمر مجلس هفتم هم با همه تأییدها و انتقادات پایان یافت و آغاز به كار مجلس هشتم می‌تواند بالقوه نقطه‌عطفی در تاریخ تحولا‌ت سیاسی ایران تلقی شود. اگرچه مسائلی که در ماجرای بررسی صلا‌حیت‌ها و رفتار هماهنگ گروه‌های مجری و ناظر بر این انتخابات رخ داد مانع از آن است كه بدون هیچ شائبه ای به ترکیب آن نگریسته شود . اما مجلس هشتم ویژگی های خاص خود را می تواند داشته باشد و از این جهت است که گفته می شود می‌تواند بالقوه نقطه‌عطفی در تاریخ تحولا‌ت سیاسی ایران تلقی شود.زیرا :

اولاً این مجلس با ماه های پایانی دولت نهم قرین است .

ثانیاً جناح‌بندی داخل اردوگاه اصولگرایان در میدان پارلمان بروز و نمود عینی‌تری خواهد یافت و اتحاد استراتژیك اصولگرایان رو به افول خواهد گذاشت و مرزبندی‌های آنها برای تصاحب همه قدرت و مهار یكدیگر ، شكلی جدی‌تر به خود می‌گیرد. اکثريت اصولگرايان مجلس هفتم که دربرابر دولت خاتمي يكدست عمل مي كرد، با روي كار آمدن دولت ‏احمدي نژاد دچار شکاف هاي عميقي شد که نتيجه آن يک دست نبودن مجلس هشتم است.

اوج این مرزبندی‌ها را بی‌گمان باید در تعامل دولت و مجلس شاهد بود. مجلسی كه می‌كوشد از جایگاه انفعالی مجلس هفتم در برابر دولت فاصله گرفته و قدرت نظارتی خود را به رخ قوه مجریه‌ای بكشاند كه نشان داده است چندان تمایلی به تعامل با مجلس ندارد، چنان كه حتی مجلس هفتم آرام و همراه را به هنگام قرار گرفتن در شرایط سخت ، مقصر اصلی مشكلا‌ت كشور معرفی كرد . 

ثالثاً مجلس هشتم ، به ویژه  روحیات رئیس آن ، هرگز راغب نیست که نزد افكار عمومی چوب شراكت بی‌چون و چرا با دولتی را بخورد كه ضعف مدیریتی و برنامه‌ریزی آن بیش از هر زمانی بر پیكر كشور سنگینی می‌كند. به همین دلیل این احتمال وجود دارد كه چون دولت نهم تمایل ندارد در این روزهای پایانی اعتراض‌ مجلس هشتم به ریزش آرای احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری آینده منجر شود، دست از رفتار تهاجمی در برابر مجلس بردارد و حتی به خواسته‌های مجلس تن دهد و استقبال صوری دولتی‌ها و نمایندگان منتسب به رایحه خوش‌خدمت از ریاست علی لا‌ریجانی بر مجلس هم ، در این چارچوب قابل ارزیابی است .

به هر حال مجلس هشتم در تحولا‌ت سیاسی پیش‌رو به‌ویژه تا انتخابات ریاست‌جمهوری كانونی خبرساز خواهد بود. باید نشست و نظاره كرد که رقابت درون‌گروهی اصولگرایان چه سرانجامی خواهد یافت .

 

اما آنچه در آخرین روزهای کاری مجلس هفتم کاملاً مشهود و قابل تأمل بود ، واکنش هاي تند بخش هائي از جناح محافظه کار عليه هيأت رئيسه مجلس هفتم و دولت نهم بود  که به نظر کارشناسان سياسي ، آرايش محافظه کاران  مجلس هشتم  در مقابل  دولت را  شکل تازه تري داده است.

حملات تند بخش هاي مختلف جناح محافظه کار عليه يکديگر و در نقد دولت در حالي صورت گرفت که اصلاح طلبان، با همه محدوديت ها توانستند فراکسيون خود را در مجلس هشتم بزرگ تر کنند و بر اساس سياست مشخصي خود را از اين مباحثات کنار نگاه داشته و منازعه را به جناح محافظه کار بسپارند که سعي دارد فراکسيونی يکدست و قدرتمند در مجلس هشتم تشکيل دهد.

دو تصميم کم سابقه آخرين جلسه مجلس هفتم، یعنی حذف استيضاح وزير بازرگاني و قرائت گزارش تحقيق و تفحص از قوه قضاييه که در جهت منافع دولت احمدي نژاد گرفته شد و به نوشته روزنامه جمهوري اسلامي" شأن مجلس را از ميان برد"، عامل بزرگی براي دو بخش کردن فراکسيون هوادار دولت شد که در مجلس هشتم ناگزيراست شکل و سياست تازه اي را بپذيرد.

حتي نشريات محافظه کاران هم از مجلس هفتم دفاعي نکردند و حدادعادل که روزی انتخابش براي رياست مجلس هفتم پيروزي بزرگ جناح راست تلقي شد و به عنوان پيش درآمد پيروزي اين جناح در انتخابات رياست جمهوري تلقي گردید، به همان سرنوشتي گرفتار آمد که قبلاً مهدي چمران رئيس شوراي شهر به آن گرفتار آمده بود که بعد از روي کار آمدن احمدي نژاد و چشم بر هم نهادن بر کارهاي وي در شهرداري تهران، در ابتداي کار دولت احمدي نژاد به عنوان مغز دولت و معاون اول رئیس جمهور نامش ذکر شد، اما در گذر ايام اين همبستگي به خصومت رسيد تا جائي که نشريات حامي دولت چمران را از حاميان دولت نمي دانند و گاهي به طعنه با وي روبرو مي شوند.

 

در ميان انتقادهائي که از هيأت رئيسه مجلس هفتم شد ، سرمقاله روزنامه جمهوري اسلامي معناي ديگري داشت که با اعتراض به هيأت رئيسه مجلس هفتم نوشت: « آن ها بايد به قانون تن مي دادند و در نتيجه اگر اظهارات وزير و رئيس جمهور براي نمايندگان مجلس قانع كننده نبود که استيضاح رأي مي آورد و وزير كنار مي رفت و دولت نيز عوارض چنين واقعه اي را تحمل مي کرد. حتي در چنين فرضي نيز همه چيز به سود نظام و كشور بود.»

به نظر اين سرمقاله:« متأسفانه هيئت رئيسه مجلس هفتم در ماجراي استيضاح وزير بازرگاني به بدترين شيوه ها متوسل شد و با اين كار خود نه تنها هيچ مشكلي را حل نكرد بلكه به دليل ارتكاب اعمال خلاف قانون و توسل به روش هاي غيراخلاقي موجب تضعيف مجلس و نظام شد».

اين روزنامه نتيجه گرفت: «مجلس هفتم همواره از هيئت رئيسه اي رنج برده كه در برابر فشارهاي بيروني ضعف نشان داده و همين فشارها را ميان نمايندگان مجلس توزيع كرده و در مواردي حقوق قانوني آنها را ناديده گرفته است. مجلسي كه نتواند از مصوبات خود حمايت كند و نمايندگان آن حق نداشته باشند مسئولان اجرائي را استيضاح كنند چگونه مي توان گفت در جايگاه اول قواي سه گانه قرار دارد».

در همین راستا ، "حشمت الله فلاحت پيشه" نماينده محافظه کار مجلس هفتم که براي دور بعد هم انتخاب شده و سمت مسئول بخش خارجي روزنامه رسالت را هم به عهده دارد ، اعتراف کرد که مجلس هفتم پس از پايان دولت خاتمي در نيمه راه با تغيير 180 درجه اي در استراتژي مواجه شد.

 

غلامحسین الهام نیز آخرین انتقادات دولت از مجلس را بر زبان آورد تا نشان دهد که کابینه محمود احمدی‌نژاد حتی با مجلس سربه‌زیر و همراه هفتم نیز راضی نمی‌شود.     
الهام در اولین همایش مدیران روابط عمومی دانشگاه‌ها و مراكز پژوهشی و فناوری كه در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد، به فشارهای مختلف بر دولت نهم اشاره کرد و گفت: مجلس هفتم كه از لحاظ غلبه فكری اصولگراست بیشترین نقادی و برخورد را با دولت نهم داشته است .

الهام تأكید كرد: مجلس هفتم در بخش‌های تصمیم‌گیری، نظارتی، حجم سئوال، استیضاح ، عدم رأی اعتماد، حجم مصوبات هم ارز با تصمیمات دولت و وتوكننده تصمیمات اجرایی دولت به گونه‌ای است كه كارنامه پرچالشی را ایجادكرده است . 

سخنگوی دولت خاطرنشان كرد: در این حالت دو مجموعه‌ای كه با یكدیگر كار می‌كنند باید وقت زیادی را برای اغنا و همواركردن داشته باشند كه در این صورت نتیجه كمتری حاصل می‌شود و شرایط كاركردن سخت‌تر است .

 

اما "محمدرضا باهنر" كه در شب آخرين جلسه مجلس هفتم در حزب خود، جامعه اسلامي مهندسين، سخن مي‌گفت، به بيان انتقادات شديداللحني از دولت احمدي‌نژاد پرداخت.

باهنر با به كار بردن تعبيري جالب از مشي رئيس‌جمهور، با بيان اين‌که دو سال طول کشيد تا دولت را قانع کنيم که اقتصاد کشور نياز به تئوري دارد و صرفاً با ديدگاه مهندسي نمي‌شود کشور را اداره کرد، خاطرنشان کرد: از نظر مهندسي، عبور رشته کوه البرز از سوراخ سوزن ممکن است ، يعني بايد کوه را پودر کرد و اين پودر را از سوراخ عبور داد، اما بحث اين است که آيا اين کار توجيه اقتصادي دارد يا اصولاً مفيد است يا نه؟ 

وي گفت: در ارتباط با تورم بحث ما اين بود که بالاخره بايد يک تئوري اقتصادي را پذيرفت، اما مقامات اجرايي مي‌گفتند اين تئوري‌ها فقط کار را کُند مي‌کند و مي‌توان بدون آنها هم کار کرد  باهنر تصريح کرد: بدون تئوري اقتصادي پول نفت داشتن خيلي بدتر از نداشتن پول نفت است.وی با بيان اين‌که توجيه وضعيت بد اقتصادي با وجود افزايش قيمت نفت دشوار است، گفت: قيمت نفت بالاتر مي‌رود، ولي وضع مردم بدتر مي‌شود. البته خوشبختانه امروز همه قبول کرده‌اند که تورم وجود دارد تا دو سه ماه قبل مي‌گفتند تورم کار فلان بانک خصوصي و چند بنگاه معاملاتي است، ولي امروز ديگر اين حرف‌ها خريداري ندارد.       

دبير کل جامعه اسلامي مهندسين گفت: اگر همه ما سر خط بياييم و حرف‌هاي علمي همديگر را قبول کنيم، اين تورم را مي‌شود در سه، چهار ماه مهار کرد؛ البته جبران آن سه ـ چهار سالي طول مي‌کشد.   

نماينده مجلس شوراي اسلامي با بيان اين‌که با تزريق‌هاي غير طبيعي نمي‌توان اشتغال ايجاد و آن را حفظ کرد، گفت: ما در چند سال گذشته درباره سند چشم انداز حرکت جامع و معادلي نيز نداشتيم و حتي مي‌توانم بگويم چشم‌انداز مغفول واقع شده بود. 

 باهنر با تأکيد بر اين‌که سياست خارجي کشور هم بايدبهتر مديريت شود گفت: مردم پذيرفته‌اند براي الحاق حق هسته‌اي، بايد هزينه بدهند البته اين هزينه را نبايد با ندانم کاري‌هاي خود افزايش بدهيم. اشتباه است اگر کسي فکر مي‌کند با افزايش هزينه موفقيت هم بيشتر مي‌شود ، ما بايد حداقل هزينه را بپردازيم.  

نماينده مجلس هفتم در ادامه سخنان خود به لزوم تثبيت مديريت‌ها در کشور اشاره کرد و گفت: هرچند ترميم و تغيير کابينه حق دولت است، ولي اگر درست انجام نشود مي‌تواند تهديد باشد. اين‌که هميشه وزرا احساس کنند در حال رفتن هستند اين فرصت براي دولت نيست و ايجاد احساس تزلزل خسارت عظيمي را وارد مي‌کند.

وي در پاسخ به پرسشي در مورد مهار تورم گفت: تورم فعلي 22 درصد شده که اگر دولت و مجلس هماهنگ بودند اين تورم در حد 13- 14 درصد باقي مي‌ماند.

وی افزود: در جلسه قبلی فراکسیون اصولگرایان ما رئیس جمهور را دعوت کردیم و صحبت‌های خوبی کردند اما واژه‌ای بکار بردند که ما دنبال انهدام مدیریت جهان هستیم، حالا شما این را داشته باشید و از آن طرف فیلم هالیوود را داشته باشید.

باهنر همچنین در پاسخ به پرسش دیگری گفت: بعضی از تبلیغات دولت مصرف داخلی دارد و مصرف خارجی ندارد و بالعکس، در تمام دنیا وقتی آژانس انرژی اتمی تخلفی از کشورها را می‌بیند آن‌ها می‌گویند ما اصلاً سانتریفیوژی نداریم در حالی که در کشور ما اعلام می‌کنند ما دو هزار سانتریفیوژ داریم و این خیلی عجیب است و من نمی‌خواهم قضاوت بکنم

اين اظهارات باهنر، كه در آخرين ساعات مجلس نيز با دست آويختن به انواع روش‌ها، مانع استيضاح وزير بازرگاني شد، از نگاه برخي، به معناي تغيير رويكرد باهنر و چه بسا، نمايندگان نزديك به او در مجلس هشتم به شمار مي‌رود.

 

                   

اما انتخاب لاریجانی به ریاست مجلس هشتم و حذف حداد عادل از گردونه این رقابت توسط محافظه کاران ، نظرات مختلفی را در پی داشت . هادی حق شناس عضو هيأت رييسه كميسيون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس هفتم با اشاره به انتخاب علی لاریجانی به عنوان ریاست مجلس هشتم ، دلیل این انتخاب را نارضایتی از عملکرد جانبدارانه حداد عادل در مجلس هفتم عنوان کرد و گفت:«  خود اصولگرایان عملکرد مجلس هفتم را به دو دوره دو ساله تقسیم می کنند. در دو سال اول، برخوردی که مجلس هفتم با موضوعات کلان کشور داشت متفاوت بود با دو سال دوم به خصوص درباره برداشت ها از صندوق ذخیره ارزی و نظارت بر اجرای قانون بودجه و لوایح مصوب مجلس. و در یک کلام شأن مجلس به دلیل اینکه باید در رأس امور باشد در دو سال دوم متفاوت بود.»      

وی افزود:« در دو سال دوم نارضایتی ها نسبت به رئیس مجلس مرتباً درتذکرات نمایندگان به رئیس مجلس بسیار مشخص و واضح بود برهمین اساس با دقت بیشتر متوجه می شوید در چهار سالی که آقای حداد عادل به عنوان رئیس مجلس انتخاب شدند رأی ایشان هر سال متفاوت از سال های گذشته بود به این دلیل که یک نارضایتی عمومی از عملکرد جانبدارانه ایشان به وجود آمده بود.»    

حق شناس تصریح کرد:«  با توجه به این که آقای حداد عادل دارای تفکراتی نزدیک به دولت است و در مواضعش سعی داشت از دولت حمایت کند نتواست رأی این نمایندگان را به سوی خود بکشاند.»

وی تأکید کرد:« همین امر نیز نشان می دهد که خود اصولگرایان هم نسبت به عملکرد دولت دچار نارضایتی شده اند.»  

عضو هيأت رييسه كميسيون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس هفتم ادامه داد:« این انتخاب زنگ خطری است برای دولت به سبب اینکه اصولگرایان ازهم اکنون نشان دادند که در مجلس هشتم حاضر نمی شوند همچون دوره ریاست حداد عادل از دولت حمایت کنند.»   
حق شناس در ادامه با بیان اینکه این انتخاب بیش از آنکه برای حداد عادل پند آموز باشد باید برای علی لاریجانی عبرت آموز باشد گفت:« مطمئناً هر فردی که دارای جایگاه حقوقی در سطوح مختلف است اگر در چارچوب اختیارات خودش حرکت نکند دچار همین سرنوشتی خواهد شد که برای مجلس هفتم پیش آمد.»      


سايت تابناك هم با ارائه گزارشي از جلسه فراكسيون اصولگرايان مجلس ، تأكيد ‏كرد كه اين جلسه وزن هريك از گروه هاي اصول گرا را در قالب رأي گيري براي رياست مجلس هشتم ‏علي لاريجاني و غلامعلي حداد عادل روشن كرد. در اين رأي گيري علي لاريجاني 161 راي و غلامعلي ‏حداد عادل 50 راي كسب كردند.

اين سايت در ادامه در تحليل علت پيروزي لاريجاني برحداد عادل، يادآور شده است كه لاريجاني علاوه بر ‏اصولگرايان منتقد دولت، حمايت اصولگرايان سنتي و حتي طيفي از نمايندگان هوادار دولت را داشت و همين ‏امر موجب پيروزي او شد.

از سوي ديگر آراء به دست آمده از انتخابات درونگروهي جناح اصول گرايان در مجلس حاكي از آن است كه ‏يک تشکل مهم هوادار دولت، يعني رايحه خوش، خدمت نتوانسته جايگاه تعيين كننده اي دراين انتخابات به ‏دست بياورد. ‏

اما اميدوار رضايي، نماينده مورد حمايت حزب عدالت و توسعه، كه به گزارش تابناك در اين انتخابات 67 ‏رأي به دست آورد نشان داد كه فراكسيون وفاق و كارآمدي نسبت به رايحه خوش خدمت از برتري قابل ‏توجهي برخوردار شده است. اميدوار رضايي برادر محسن رضايي و نماينده مورد حمايت حزب توسعه و ‏عدالت است. محسن رضايي در دوره هفتم مجلس شوراي اسلامي فراكسيون وفاق وكارآمدي را تشكيل داد كه ‏چندان در تصميم گيري هاي عمده مجلس حضوري پررنگ وتعيين كننده نداشت.‏

با اين همه ، با موفقيت علي لاريجاني براي كسب رياست مجلس هشتم به عنوان دومين فرد غيرروحاني مجلس، ‏اكنون اين گمانه زني تقويت شده كه مثلث لاريجاني، قاليباف و رضايي، در مجلس هشتم تقويت خواهدشد.

 

                   

 

به هر حال ، انتخاب لاریجانی به ریاست مجلس ، اگرچه تنها کاندیدای ریاست مجلس هشتم معرفی شد ، پيامي براي نمايندگان مجلس هفتم و حتي خود نمايندگان مجلس هشتم به همراه دارد و البته دولت نيز بايد پيام اين انتخاب را درك كند، به ويژه كه برخي دولتمردان به رغم تسامح و سهل‌گيري مجلس هفتم بر عملكردشان، در بسياري مواقع مشكلات و دشواري‌ها را به گردن اين مجلس مي‌انداختند تا عماد افروغ، چهره‌اي كه از امروز ديگر نماينده نيست، فرياد برآورد كه «ما هم چوب را خورديم، هم پياز را»

 

البته نوع نگاه لاريجاني و اكثريت نمايندگان مجلس كنوني، نگاه معارضه‌جويانه با دولت نيست. هرچند نمي‌توان ترديد كرد كه وي با دولت كنوني اختلاف سليقه آشكاري دارد و اين امر در مجلس نيز خود را نشان خواهد داد. در عين حال به نظر مي‌رسد، برخي از لوايح و اقدامات دولت در حد تغيير ساختار اقتصادي کشور خواهد بود. اين چيزي است که دولت اعلام کرده است و با طرح‌هايي چون ادغام بانك‌ها و تبديل آنها به قرض‌الحسنه بر آن پا مي‌فشرد كه ممكن است اين موارد، روابط دولت و مجلس را دچار خدشه كند.

مسلماً اگر مجلس بخواهد شأن خود را حفظ کند، لازم است بر اجراي قانون پافشاري کند و از هر نوع اقدام خلاف قانون جلوگيري کند.

مجلس دو وظيفه مهم دارد: "نظارت" و "تصويب قانون". به نظر مي‌رسد نقش نظارتي مجلس در مقايسه با قانونگذاري طي سال‌هاي گذشته تضعيف شده است. اگر قرار باشد تغييري ايجاد شود لازم است در وظيفه نظارت مجلس جدي تر عمل کند. اگر اين رويه توسعه يابد و به صورت يک سنت جا بيفتد، مشکلات حل خواهد شد. نکته ديگر اين است که مجلس يک شأن بيروني هم دارد که به ويژه در مقاطع اخير، مورد توجه قرار نگرفته است

 سابقه لاريجاني در شوراي امنيت ملي، در بيرون و به ويژه در سطح اروپا و آمريكا، سابقه‌اي شناخته شده است. آنان زبان لاريجاني را مي‌فهمند . در واقع بخشي از کمبود بيروني نظام از این طریق جبران خواهد شد و اين مي‌تواند براي وجهه کشور مفيد باشد. اکنون که ما در آستانه دريافت بسته پيشنهادي کشورهاي اروپايي هستيم، حضور لاريجاني در سطح رياست قوه مقننه مي‌تواند در کنار رئيس‌جمهور و ديگر مسئولان نظام سودمند باشد .  

اما در حالي که مجلس هفتم به ويژه در دو سال اخير متهم به ضعف شد، چه راهي براي تقويت موضع مجلس هشتم باقي مي‌ماند؟          

اين مجلس اگر بخواهد شأن خود را حفظ کند بايد در درجه اول نسبت خود را با دولت روشن کند. اين نسبت به معناي مخالفت يا موافقت بي برنامه نيست. اولاً مجلس مي‌تواند خود در ارائه مشکلات به دولت طرح و برنامه بدهد. ثانياً مي‌تواند به دولت تفهميم و به طور کلي اعلام کند که خلاف قانون و قاعده را به هيچ صورتي تحمل نخواهد کرد. ثالثاً به همکاري جدي با طرح‌ها و لوايحي بپردازد که هدف آنها حل و فصل مشکلات مردم است. در اين بخش که اصلي‌ترين بخش است، مجلس بايد در کنار دولت عمل کند. به هر حال مجلس به ويژه در يک سال اول بايد با جديت به حل برخي از اساسي ترين مشکلات به ويژه در زمينه تسهيل سرمايه‌گذاري نهايت تلاش خود را داشته باشد. گردش چرخ اداري مملکت را آسان کند و کارهايي از اين قبيل انجام دهد .

 

 

 

+ خزاعی |

  

                                                             

 

           سرانجام یک رییس جمهور ناکام:

 

   یک جوجه در هر دیگ و دو ماشین در هر گاراژ !

        ============

«هربرت هوور» یک مدیر صنعتی و اقتصادی بود و به سیاست بازار اعتقاد داشت. جمهوری خواهان او را در سال ۱۹۲۹بعنوان نامزد خود در انتخابات ریاست جمهوری معرفی کردند و او توانست با شکست دادن "آلفرد اسمیت" از حزب دموکرات ، رییس جمهور ایالات متحده شود.

شعار انتخاباتی «هوور» این بود که اگر رییس جمهور شوم : «یک جوجه در هر دیگ و دو ماشین در هر گاراژ وجود خواهد داشت !»

A Chicken in every pot and two cars in every garage"        "

در دوره ریاست جمهوری «هوور» رکود بزرگ اقتصادی آمریکا به وقوع پیوست. بازار بورس نیویورک ورشکست شد و بیکاری در آمریکا بشدت افزایش یافت و بحران های عدیده اجتماعی بدنبال این نابسامانی ها بروز پیدا کرد.

«هوور» در  انتخابات سال ۱۹۳۳با شکستی سنگین از "فرانکلین دلانو روزولت" از منصب ریاست جمهوری خداحافظی کرد.

منبع : نواندیش

 

 

+ خزاعی |