گرانی ، شعار نیست !
===============
آقای احمدي نژاد، اصولاً رئيس جمهور خبرسازي است. چه زماني که سخنراني مي کند و چه زماني که در جمع خبرنگاران قرار مي گيرد، همواره حرف هاي قابل توجهي مي زند.مثلاً به قول "شهبازخانی" نماینده مجلس هفتم ، «رئیس جمهور در آغاز كار عنوان میكرد تورم نسبت به 50 سال اخیر كاهش یافته است، بعد از مدتی گفتند تورم و گرانی جنگ روانی و كار مطبوعات است بعد از برخوردهای سیاسی و مافیا گفتند اكنون هم معتقد هستند وضعیت اقتصادی مردم بهتر شده است.»
مصاحبه مطبوعاتي آقای احمدی نژاد در مورد گرانی و تورم که به قول نمایندگان مجلس هفتم ، « امان مردم را بريده است» و «وضعيت معيشتي مردم بدتر شده است» ، انتقاداتی را از سوی مجلس نشینان به دنبال داشته است . آقای احمدي نژاد در کنفرانس مطبوعاتي خود در تالار شهيد بهشتي نهاد رياست جمهوري وقتي در مقابل سؤال یک خبرنگار که پرسید "شما به عنوان يك شهروند ايراني نه يك رئيسجمهور ، وضعيت معيشت مردم را چگونه ارزيابي ميكنيد و فكر ميكنيد نسبت به سالهاي گذشته بهبود يافته و يا سير نزولي داشته؟ گفت: «من فكر ميكنم وضعيت معيشت سرجمع بهتر از قبل است و اين آمار را با توجه به مصرف سرانه اعلام ميكنم، همچنين قدرت خريد ملي افزايش پيدا كرده است، البته در بعضي بخشها گرانيهايي اتفاق افتاده كه ريشههايش را نميخواهم اينجا بيان كنم، در بعضي بخشها هم آن چيزي كه ما ميخواهيم واقعاً نيست. يعني در اين بخشها خارج از توقع است و به بعضي اقشار فشارهايي وارد ميشود، مثل كساني كه متقاضي خريد مسكن هستند؛ اما در مجموع قدرت خريد در كشور ما در سه سال اخير افزايش يافته و فاصله هزينهاي دهكهاي پايين با بالا يك مقداركاهش وبهبوديافته است. »
آقای احمدي نژاد در اين مصاحبه و در حالی که برابر آمارهای اعلام شده از سوی برخی مجامع بین المللی ،میزان تورم ایران در آسیا بالاترین و در جهان رتبه پنجم است ، براي رفع بحران در دنيا هم پيشنهاداتي داد و در پاسخ به سؤال خبرنگاری که پرسید "درباره خروج دنيا از بحران اقتصادي چه توصيه و يا نظري داريد؟"، گفت: « درست است كه در جهان خشكسالي هست، اما بحران مواد غذايي حاصل مديريتهاي غلطي است كه در دنيا اعمال ميشود. ما براي رفع اين بحران پيشنهادهايي را تهيه كرديم و انشاءالله در اجلاس فائو در رم كه به زودي تشكيل ميشود، اين پيشنهادات را اعلام خواهم كرد. فكر ميكنيم راههاي برونرفتي داريم به گونهاي كه همه ملتها بتوانند از منابع كافي و غذاي مكفي برخوردار باشند. »
"وضعيت معيشتي مردم بدتر شده است"، "گراني امان مردم را بريده است"، "منطقه جغرافيايي که وضعشان بهتر شده کجاست؟"، "مشاوران رييس جمهور در آستانه انتخابات رياست جمهوري، آمار غلط ندهند"، اين ها واکنش هايي است که نمايندگان اصولگرا و اصلاح طلب به حرف هاي آقای احمدي نژاد نشان دادند و حتی تعدادي از آنان از اظهارات آقای احمدي نژاد درباره بهبود زندگي مردم ابراز تعجب کردند و خواستار ارائه مستندات سخنان رئيس جمهور شدند چرا که از يک سو خود دولت به وجود گراني و تورم اعتراف مي کند و از سوي ديگر معلوم نيست، چگونه با وجود مشکلات اقتصادي، وضعيت معيشتي مردم بهتر شده است!
"بيژن شهبازخاني" ، نماینده مجلس گفت: « تصور مي کنم هنوز رييس جمهور از همان محله اي که قبلاً اعلام کرده بودند خريد مي کنند(غلامرضا مصباحیمقدم گفت: نه خیر جملات آقای احمدینژاد نشان میدهد ایشان اصلاً خرید نمیكند)......بالاخره
افرادي که اين اطلاعات و گزارش ها را به رئيس جمهور مي دهند بايد دقت بيشتري صورت دهند ، چرا که ما به عنوان نمايندگان ملت که با مردم تماس داريم....اگر توان خريد مردم بالاست و وضعيت معيشتي خوب است، پس اين همه اعتراض در خصوص گراني چيست؟....زماني تهيه مسکن يک آرزوي کوتاه مدت بود و خانوارها با جمع کردن پس انداز و گرفتن وام مي توانستند پس از چند سال خانه دار شوند. امروز ديگر به يک آرزوي دست نيافتني تبديل شده است....اين گزارش نگران کننده است چرا که وقتي يک مشکل را نپذيريم، به فکر درمان هم نخواهيم رفت.....چون نزديک انتخابات مي شويم و بسياري از سياست هايي که مشاوران رئيس جمهور ارائه کردند، نتيجه نداده به آمارسازي روي آورده اند.»"محمد خوش چهره" نماینده تهران هم گفت: « منطقه جغرافيايي اش را هم اعلام کرده اند؟ ....برخي از مطالعات آکادميک نشان مي دهد که بر اثر فشاري که بر گروه هاي کم درآمد به خاطر تورم وجود دارد، بر اساس شاخص ها سطح رفاه شان اُفت داشته است.....اینکه صرفاً گفته شود وضعیت نسبت به قبل بهتر شده است صحیح نیست و اگر معیار و شاخص نباشد این گفته کلیگویی است. و اگر ما میگوییم وضع معیشتی مردم بهتر شده باید با استدلال و ارائه شاخصها آنرا اثبات کنیم....رسانهها باید از احمدینژاد استناداتش را درباره بهبود سطح زندگی مردم بخواهند. اگر ما شاخصی نگوییم ، هر فردی خودش را قهرمان نشان میدهد. این امر شاید برای عوام خوب باشد اما بالاخره برای کارشناسان قطعاً صرف اظهارنظر کافی نیست.»
"محمد تقي رهبر"، نماينده اصفهان هم گفت: « ....با وجود تورم موجود به خصوص در سال اخير، به نظرم فشار بر اقشار کم درآمد جامعه، مثل کشاورزان، کارگران و حتي کارمندان بيشتر شده است.»
"قدرتالله عليخاني" ديگر نماينده مجلس هم معتقد است كه « رئيسجمهور از وضعيت زندگي مردم خبر ندارد....گزارشهايي كه به رئيسجمهور ارائه ميشود ناصحيح است و كساني كه اطلاعات نادرست به رئيسجمهور ميدهند، خيانت ميكنند. وي با اشاره به آمارهاي بانك مركزي، كميسيونهاي اقتصادي مجلس و نظرات اقتصاددانان مجلس ميگويد: سخنان رئيسجمهور درباره بهبود وضعيت معيشت و افزايش قدرت خريد مردم مايه تعجب است.»
"عادل آذر" عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس نيز با تذكر اين نكته كه با احساس نميتوان درباره اقتصاد سخن گفت و اقتصاد قاعده دو دو تا چهار تا دارد به شاخصهاي موجود در اين باره اشاره کرد و گفت : «....نگراني ما اين است كه هنوز دولت به اين باور نرسيده كه در جامعه مشكلي به نام تورم هست و چون اين را باور ندارد و نميخواهد قبول كند ، بنابراين راهحل علمي و واقعبينانه براي رفع آن نميدهد.»
"گلمحمد الياسي" هم در نطق پيش از دستور خود در جلسه علني مجلس ، خطاب به رئيس جمهور گفت: « آقاي رئيس جمهور ، گراني و شكسته شدن طاقت مردم شعار نيست؛ چارهاي بكنيد. آقاي احمدينژاد ، گزارشهاي غير واقعي را باور نكنيد چرا كه واقعيتها در بين مردم چيز ديگري است، چه آنكه كشاورزي و توليد رو به نابودي و نيازمندي به جاي خودكفايي جاي پايش را محكم ميكند.»

ایام فاطمیه تسلیت باد
==========
مظلوميت با همه بخش هاى زندگى "صديقه طاهره" پيوند خورده بود ، به ويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) كه همچو تندبادى بر آن «ياس نبى» وزيد و منجر به شهادت دردناك و غم انگیز آن «ريحانه رسول» گرديد .
شهادت مظلومانه بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) و ایام فاطمیه را به همه دوستداران آن حضرت تسلیت و تعزیت عرض می نمایم.
مهرورزی به فرهنگیان
راستش چند روزی در ذهنم کلنجار می رفتم که آیا در هفته معلم چیزی بنویسم یانه؟ تا آن که مطلع شدم در سال 86، دولت دستمزد کارمندان خود که بخش اعظم آن را فرهنگیان تشکیل می دهند ، کمتر از آنچه قانون مشخص کرده، پرداخت نموده و مجلس هم به جاي تذکر درباره اين اقدام ، سکوت اختيار کرده است!
ماجرا از این قرار است که برابر ماده 150 برنامه چهارم توسعه که مصوبه مجلس هفتم می باشد ، «دولت موظف است حقوق كاركنان و بازنشستگان دولت را طي برنامه چهارم و در ابتداي هر سال براي تمامي رشتههاي شغلي متناسب با نرخ تورم افزايش دهد»، اما در سال 86 ، تنها به ميزان 5 درصد حقوق كاركنان خود را افزايش داده و این در حالي است كه بانك مركزي جمهوري اسلامي نرخ تورم سال 85 را كه مبناي اعمال ضريب افزايش حقوق كاركنان دولت در سال 86 بوده، 13 درصد اعلام كرده هرچند مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي نرخ تورم اعلام شده توسط بانك مركزي را غيرواقعي دانسته و اين نرخ را بيش از 22 درصد اعلام كرده است. جالب آنكه مجلس شوراي اسلامي و به ويژه رئيس مجلس كه مسئول تطبيق مصوبات دولت با قوانين است ، در برابر اين عمل غيرقانوني چشم فرو بسته و نه تنها اقدام قانوني براي ابطال و جلوگيري از اجراي آن نكرده بلكه حتي تذكر مؤثري هم به دولت همسوي خود نداده و سكوت اختيار كرده است تا آنکه «ديوان عدالت اداري» با صدور حکمی اعلام کرد که در سال 86، دولت دستمزد ميليونها کارمند خود را کمتر از آنچه قانون مشخص نموده، پرداخته کرده است
برابر این حکم ، هماكنون دولت موظف به اصلاح مصوبه باطل شده خود است تا متناسب با نرخ تورم سال 86 نسبت به پرداخت مابهالتفاوت حقوق كاركنان و بازنشستگان خود اقدام كند اما با توجه به بسته شدن بودجه 87، محل تأمين اين هزينه ، خود بحثي جدي است كه احتمالاً نياز به مصوبهاي جديد دارد، البته شاید هم وقتی امکان پرداخت این بدهی را نداشته باشد تصميم به پرداخت سهام عدالت به جاي حقوق معوقه كاركنان در سال 86 كند!
ریشه این مشكلات به نگاه مسئولان به آموزش وپرورش برمیگردد. این تصمیمات و اقدامات نشان می دهد که دولتمردان باور ندارند که یكی از عوامل مهم توسعه و تغییر و تحول فكری و اجتماعی در جامعه معلمان هستند و یكی از مشكلات فرهنگی، اجتماعی و... معلمان هم همین موضوع است . گاهی مسئولان شعار می دهند كه تنها راه ما توسعه علمی است. اما متأسفانه هرگز برنامه كشور، توسعه علمی نبوده است.در پروسه توسعه علمی باید برای حاملان آن اندك امنیت شغلی ایجاد كرد. شاید همین نگاه نادرست مسئولان به آموزش و پرورش موجب می شود که بسیاری از وزیران و مدیران آن سابقه غیرآموزشی دارند.
اگر بخواهیم مشکلات فرهنگیان را که گاهی اعتراض آنان را هم برانگیخته است برشماریم ، در دو دسته کلی تقسیم می شوند :
1- مشکلات معیشتی : برخی گمان می کنند که معلمین در اعتراضات خود حتماً افزایش حقوق را میخواهند در حالی که معلمان به این مسئله فكر میكنند كه چرا حقوق یك لیسانسیه مثلاً در سازمان مدیریت و برنامهریزی باید دو برابر حقوق یك معلم لیسانسیه باشد. به زبان دیگر معلمین شاهد هستند که هر دستگاهی قدرت چانهزنی بیشتری داشته یك نظام ویژه پرداخت برای خود گرفته است ، همان چیزی که " فرهاد رهبر " هم به آن اعتراف نمود . در تمام دنیا هر گروهی كه تعدادشان بیشتر باشد حرفشان هم بیشتر به كرسی مینشیند اما در ایران گویا این قیف وارونه است ، جمعیتی كه كمتر هستند بیشتر حرفشان به كرسی مینشیند ولی جمعیت یك میلیون و 80 هزار نفری آموزش وپرورش ، توان تحقق مطالبات قانونی و منطقی خود را ندارد ! البته شاید هم مشکل معلمان این است كه حركتهای جمعی آنان برمبنای نهادهای مدرن شكل نگرفته است .
رئیس كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در سال گذشته اعلام کرد که ما برای هر معلم در بودجه 640 هزار تومان اختصاص داده ایم ولی سازمان مدیریت و برنامهریزی معتقد بود كه میانگین پرداخت حقوق معلمان 450 هزار تومان است اما براساس نظر وزارت آموزش وپرورش ، این رقم 278 هزار تومان است . جالب اینکه وقتی مقامات ذیربط ، این سه رقم 640، 450 و 278 هزار تومان را دیده اند تعجب نموده اند. اكنون خواسته معلمان ، اجرای لایحه مدیریت خدمات كشور یا همان نظام پرداخت هماهنگ حقوق است. در مجموع ، بحث معلمان این نیست كه حقوق بیشتری میخواهند ، بلكه نظر آنها این است كه طبق یك نظام هماهنگ حقوق بگیرند.
2- عدم استاندارد سازی مدارس : یکی دیگر از مشکلات آموزش و پرورش عدم توجه به استانداردسازی مدارس است . جایگاه آزمایشگاه، كتابخانه و... در مدارس اغلب خالی است. در این بخش از نظام آموزشی فقر مطلق حاكم است. ما در مدارس، مددكار اجتماعی، پزشك و... نداریم همچنین فضای بهداشتی و ورزشی لازم وجود ندارد. این امكانات برای مدارس بسیار حیثیتی هستند و در دنیا رعایت میشود. عجیب آنکه ، حتی گفته می شود در سال آینده تحصیلی تعداد دانش آموزان استاندارد را برای هر كلاس 33 نفر اعلام كرده اند ! بنابراین شاید لازم باشد خانوادهها خودشان هم این استانداردسازی را خواستار شوند.
همچنین جایگاه معلم در این سازمان بسیار سست است و اصلاً به این مسئله توجهی نمیشود و همین نگاه ، موجبات عدم تكریم او را به دنبال میآورد. این مسائل را میتوان از جمله مشكلات اصلی به حساب آورد. مثلاً معلمان هیچ نقشی در محتوای كتابهای درسی ندارند و این موضوع برای آنان مسئلهای ناخوشایند تلقی میشود و میتواند به عنوان یكی از مطالبات آنها مطرح شود.
به نظر میرسد در سازمان آموزش و پرورش نگاه خوبی به مدارج و معیارهای علمی نیز وجود ندارد. امروزه شاهد هستیم که به بهانه مسائل پرورشی چند هزار نیروی ایدئولوژیك وارد مدارس شدهاند. علاوه بر این ، همه ساله چند هزار نیروی نهضت سوادآموزی به وزارت آموزش و پرورش تزریق می شود و... اینها همه از جمله مشكلاتی است كه سطح رضایتمندی معلمان را پایین میآورد.
امام زمان مسئول گرانی نیست !
************
سخنان آقای احمدینژاد در جمع طلاب مشهد که دوشنبه شب از سیمای جمهوری اسلامی پخش گردید ، با اعتراض شدید نمایندگان روحانی مجلس هفتم مواجه شده که با تشكیل تجمعات چندنفره در صحن علنی مجلس و راهروهای پارلمان و گفتگو در این زمینه به این سخنان اعتراض نموده و حتی خواستار واكنش حوزههای علمیه و مراجع تقلید به این سخنان شده اند. این نمایندگان مجلس گفته اند ، رئیس دولت نهم با این اظهارات سعی در سرپوش گذاشتن بر ضعفهای خود در نحوه مدیریت امور دارد.
آقای احمدینژاد در این سخنرانی می گفت: «امام زمان دارد جهان را مدیریت میكند و ما داریم میبینیم دست هدایت آقا امام زمان در همه امور كشور نمایان است.»
پیش از این نیز آقای احمدینژاد هنگام حضور در سازمان ملل و دانشگاه كلمبیا اظهار داشته بود كه جلسه توسط امام زمان اداره میشده است و در این سخنرانی هم بار دیگر به این موضوع اشاره کرد و گفت: «قضیه دانشگاه كلمبیا مگر چیزی جز مدیریت امام زمان بود؟ ..... آنها میخواستند كه من تعادل عصبی خودم را از دست بدهم و همانجا بروم، ولی من خندیدم و سخنرانی هم كردم و دیدید كه گفته شد 500 میلیون بیننده داشته است. این چیزی جز مدیریت آقا امام زمان است؟»
علی عسگری نماینده مشهد در واکنش به این سخنان گفته: «....من وظیفه رئیسجمهور را نظریهپردازی و دخالت در امور دینی نمیدانم اما مشخص نیست ایشان چرا سعی دارند در امور دینی نظریهپردازی كنند.....شاهد هستیم آقای احمدینژاد نحوه مدیریت خود در كشور را مدیریت آقا امام زمان به اذهان القا میكنند. خوب نیست بگوییم اگر مدیریت آقا امام زمان این است ، باید متصدیان حوزه و دین چارهاندیشی و درمان كنند.....بهتر است ایشان پاسخگوی مسائل مبتلابه جامعه مانند گرانی و تورم باشد و تكیهگاهشان بر عرش نباشد، زمینی فكر كنند و به مدیریت امور اجرایی بپردازند.....مردم از رئیسجمهور انتظار تضعیف امور دینی را ندارند، اساتید اخلاق و نظریهپردازان بحمدالله در حوزهها زیاد هستند و میتوانند پاسخگوی مسائل دینی باشند. ایشان به رفع مشكلات اقتصادی مردم بپردازند....امیدواریم پخش این سخنان از شبكه تلویزیونی اثر داشته و منجر به چاره اندیشی در حوزههای علمیه و نزد علما شود».
محمود مدنی دیگر نماینده معمم مجلس هفتم هم گفته : «....به نظر میرسد مطرح كردن اینكه همه امور جاری با عنایت ائمه اطهار است ، یك آسیب جدی داشته باشد و آن اینكه خطاهای مسئولین چه در مجلس، دولت یا قوه قضائیه به ساحت مقدس ائمه اطهار منتسب شود.... زمانی كه مسئولین عملكردشان را به مقدسات دینی منسوب میكنند یك رابطه تقدسآمیز بین افراد و مبادی غیبی ایجاد میشود كه راه نقد برای منتقدان را میبندد و زبان پرخاشگران نسبت به مسائل معنوی باز میشود.»
حجتالاسلام مهدی طباطبایی هم سخنان آقای احمدینژاد را بسیار بد و غیرقابل دفاع توصیف كرده و گفته :« ... رئیسجمهور با تمام قداستی كه از خود ابراز میدارد ، به خود اجازه داده بگوید در طول تاریخ همواره به انحای مختلف امورات جهانی را امام زمان اداره كرده است.... در واقع آقای احمدینژاد خود را جزء پیوندشدگان با آقا امام زمان میداند، در حالیكه ما در دعای شعبانیه میخوانیم خدایا، ما را به نحوی قرار ده كه مورد لطفت باشیم نه اینكه مدعی باشیم این پیوند رخ داده است. ....اینگونه اظهارنظر در مورد امام زمان موجب بیاعتمادی جوانان میشود زیرا ممكن است تصور شود تمام معضلات فعلی كه به دست مجریان رخ میدهد با هدایت امام زمان است ».
غلامرضا مصباحیمقدم دیگر روحانی مجلس هم گفته : «.... اگر مقصود احمدینژاد از این سخنان این باشد كه امام زمان از رفتارهای دولت حمایت میكند، صحیح نیست. قطعاً امام زمان تورم 20 درصدی، گرانیها و خیلی اشتباهات را بر ملت نمیپسندد.... اگر اظهارات احمدینژاد در مورد مدیریت امور را به مدیریت درست از سوی ایشان تعبیر كنیم باید بسیاری از اشتباهات را پای امام زمان بگذاریم كه این لطمه جبرانناپذیری به اعتقادات جوانان میزند.»
روحیه میدان جنگ و جهاد را با غوغاسالاری اشتباه گرفتیم
در حالی که بیش از یک سال به انتخابات ریاست جمهوری دهم باقی مانده اما گویا کلید آغاز این رقابت زده شده است . به دنبال انتشار این سخن «محمدباقر قالیباف» در رسانه ها که گویا در یک جمع خصوصی و در پاسخ به سئوالی در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری دهم خبر از حضور خود در این عرصه داده و گفته است « من تحت هر شرایطی در انتخابات ریاست جمهوری شرکت خواهم کرد. اگر حداد هم بیاید من خواهم آمد ودر این راه چشم امید هم به حمایت جمعیت ایثارگران نخواهم داشت. » ، سخنان ایشان در جلسه " هم اندیشی طلاب و روحانیون شهرستان ری با شهردار تهران " که در حوزه علمیه حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) برگزار شد ، قابل تأمل است :
«..... متأسفانه ما مجریان دین در عرصه های مدیریتی آن طور که باید نتوانستیم در حوزه اقتصاد و سیاست هنرنمایی کنیم ، به خاطر این که از صراط مستقیم منحرف شدیم و از اخلاص فاصله گرفتیم ، ریا به زندگی مان آمد و گذشت دیگر معنا و مفهوم خود را از دست داد و خواستیم با جهالت و تندروی یا با جمود و بستگی انقلاب را پیش ببریم .......... در عرصه اقتصادی فرق بین تولید ثروت با توزیع فقر را تشخیص ندادیم و اگر هم تشخیص دادیم در عمل به جای تولید ثروت توزیع فقر کردیم که در زبان متخصصین اقتصاد ربطی به عدالت واقعی ندارد و عملاً سیاستی ضد عدالت به حساب می آید…….. احساس کردیم که تولید ثروت برای انقلاب خطر دارد اما خطر انقلاب این است که همه اعضای یک خانواده دو ، سه شیفت کار کنند ولی حتی از پس پرداخت اجاره مسکن هم برنیایند . به این ها باید توجه می کردیم که توجه نکردیم و ازآن فاصله گرفتیم.......روحیه میدان جنگ و جهاد ، کارکردن ، درایت و پختگی را با غوغاسالاری اشتباه گرفتیم . محیط اجرا و مدیریت ، محیط حرف نیست . من وقتی شهردارم و حرف می زنم ، در حوزه عقل نظری مسئول نیستم که طراحی کنم و طرح بدهم ، بلکه من در حوزه عقل اجرایی و کارکردها مسئولم لذا هر حرفی می زنم باید بدانم که می توانم آن را در جامعه پیاده کنم یا نه و اگر نمی توانم ، بگویم زیرا این ها خطرات پیش روی ماست. ای کاش این سیاست مورد اهتمام همه مسئولین قرار می گرفت. »
یک نکته
"صادق زیباکلام" دربرنامه روز یکشنبه 8 اردیبهشت "خاورمیانه امروز" که "از جمله برنامههای تحلیلی شبکه خبر انگلیسی زبان ایران، پرس تی وی، است که به مسایل روز منطقه خاورمیانه میپردازد و چهار روز در هفته از تهران و دو روز از دفتر بیروت اجرا میگردد ، در خصوص سیاست خارجی و ارتباط ایران و آمریکا، روابط فعلی دو کشور را دو روی یک سکه دانست وگفت : « در یک سو، احمدی نژاد هر چه میگوید، به نفع صهیونیستها و تندروهای آمریکا و سایر کشورها میشود، و در سوی دیگر، جورج بوش هر چه میگوید، به نفع اصولگرایان تمام میشود! »
شيخنشينهاي آن سوي خليج همیشه فارس که طی سالهای اخیر به بهانهي توسعه و جذب گردشگر ، تجاوزها و بلاهای فراوانی متوجه اين خليج يگانه نمودهاند ، ادعاهاي بی پايه و منطق مبنی بر عربي بودن خليج فارس دارند و این در حالی است خليج فارس به شهادت اسنادي كه از "سفرنامهي فيثاغورث" در 570 سال پيش از ميلاد مسيح بدست آمده تا نقشههاي جغرافيايي "استرابن" در 2 هزار سال پيش و "استخري" در قرن نهم ميلادي و ... با همين نام و صفت "فارس" يا "پارس" خطاب ميشده است.
امروزه خليج فارس که مهمترين خليج جهان از نظر سياسي و بينالملل است و بيشترين محمولههاي نفتي از آن عبور می کنند ، به دلیل جاهطلبيها و تماميتخواهيهاي بدخواهان به كلكسيوني از مرگبارترين سلاحهاي فرامدرن دريايي تبدیل شده است اما شیخ نشین های آن سوی خلیج همیشه فارس و همه بدخواهان سرزمین مان بدانند نام "خلیج فارس"، همپاي حيات 5 هزارسالهي تمدّن و تاريخ ماست و پایداری این آب و خاک ، حاصل خون تمام شهيدان و اشك تمام مادران و شيون تمام كودكاني است كه براي ماندگاري اين آب و خاک مقدس از شيرينترين و عزيزترين بخش زندگيشان گذشتند و رنج آوارگي و غم فراغ بهترين كسانشان را تحمل كردند. بنابراین ، خليج فارس برای همیشه نشانهي اقتدار و شوكت ايران و نماد هويت ايرانيان خواهد ماند.
کیش وزیر !
======
سخنان آقاي "داوود دانش جعفری" ، وزير سابق اقتصاد و دارايي در مراسم تودیع خود ، واقعاً خواندني است . اگر چه یقیناً ایشان تمام حقایق را درباره سیاستها و عملکرد اقتصادی دولت نهم و لطمات زیانبار آن بر اقتصاد کشور مطرح نکرده و تنها به بخش کوچکی از این همه اشاره داشته، اما از خلال اظهاراتی در همین حد نیز می توان قضاوتی مقرون به واقع نسبت به عملکرد و رفتار و میزان مسئولیتپذیری و پاسخگویی دولت نهم داشت.
دانش جعفری چیزهای زیادی را در این مراسم گفت . از داستان قدیمی انحلال سازمان مدیریت گرفته تا انتقاد به سخنرانی های اخیر رئیس جمهور درباره مافیای سیگار . از رفتارها و گزارشات نادرست مشاوران گرفته تا نقش غیر قابل انکار دولت درباره گرانی مسکن . از بالا بردن حجم نقدینگی و از نا آگاهی بسیاری از دست اندرکاران دولت به علم اقتصاد و ... را گفت.سخنانی که پس لرزه های اصلی آن را باید در انتخابات ریاست جمهوری دهم دید.
سخنان وزیر اقتصاد که به صراحت ، سیاستهای غلط اقتصادی سه سال اخیر و مواضع غیر کارشناسانه را عامل تورم و گرانی و تضعیف نهادهای مالی و اقتصادی کشور اعلام کرد، از این نظر حائز اهمیت است که توجیهات و اظهارات آقای احمدی نژاد در برابر منتقدان عملکرد اقتصادی دولت خود را بی اساس میسازد.
سيمايي كه آقاي دانش جعفري از دولت نهم ترسيم كرد، نشان ميدهد كه دولت آقای احمدی نژاد به جای آنکه به معناي واقعی "دولت" باشد ، حلقهاي از افراد است كه تحت نام دولت، منويات خاص خود را دنبال ميكنند و چندان هم در قيد و بند منطق بوروكراتيك نيستند و به جاي اصلاح بوركراسي ناكارآمد و دست و پا گير كنوني ، به طور کلی آن را دور می زنند و ناديده می گیرند . همین وضعیت است كه امكان حضور دستهاي از افراد به قول آقاي دانش جعفري ناآگاه به منطق امور اجرايي را در دولت نهم فراهم كرده است، افرادي كه ميتوانند آزادانه به هر نقطهاي سرك بكشند و بر مبناي علايق و منويات شخصي خود در باره مجريان امور گزارش تهيه كنند، گزارشهايي كه ظاهراً در تجمعات عمومي به آنها استناد می شود اما پيگيري نمی گردند.
یکی از نکات مهمی که از میان سخنان آقای دانش جعفری می توان دریافت ، وجود اختلاف و کشمکش در مجموعه دولت نهم است . همواره ادعای دولت نهم این بوده است که ما آمدهایم خدمت کنیم و برای خدمت و پرهیز از اختلاف هم، حاکمیت باید یکدست باشد و قرار بر این بود که حاکمیت یکدست ، یکدل و یک زبان در خدمت مردم باشند ، اما در عمل چه اتفاقی افتاد؟
ابتدا اختلاف میان مجلس و دولت ، آن هم نه بر سر مسائل تخصصی و مهم بلکه بر سر عقب و یا جلو بردن ساعت کار و یا تغییر ساعت کار بانکها شروع شد. به تعبیر آقای دانش جعفری مدتها وقت دولت و مجلس به اختلاف و کشمکش بر سر چنین موضوعات پیش پا افتادهای گذشت. پس از آن اختلاف میان مجلس و دولت به اختلاف میان دولتمردان تعمیم پیدا کرد. تغییرات مکرر وزرا و معاونان آنان ، نشان دهنده آغاز گرفتار آمدن دولت یکدست ، به بحران اختلاف است . البته می توان به راحتی پیش بینی نمود که دامنه اختلاف و کشمکش در دولت به اینجا محدود نخواهد شد و با کنار گذاشتن وزیر اقتصاد و کشور ماجرا فیصله نخواهد یافت ، چون ماجرای بسته اقتصادی بانک مرکزی و اعتراض شدید وزیر کار به طرح جدید رئیس بانک مرکزی و پاسخ وی به انتقاد وزیرکار و نهایتاً متوقف شدن اجرای بسته اقتصادی ، از وجود بحرانی دیگر در درون دولت حکایت دارد ، زیرا اساساً مشکل فلان وزیر و بهمان نماینده مجلس نیست، بلکه مشکل در نوع تفکر و رویکرد به مقوله سیاست و کشور داری است.
آقای احمدی نژاد، که تا کنون همه اطرافیان خود را همچون مهره های شطرنج می دید که برای مات کردن حریفان از قربانی کردن هیچ وزیری اَبا نداشت، این بار در حال کیش شدن توسط وزیری است که بر خلاف محاسباتش زبان باز نمود ، امری که تا پیش از این چندان مرسوم نبوده است .
بدون شک آقای احمدی نژاد بیش از هر فرد دیگری از شنیدن این سخنان شوک زده شده است. وی در حالی که به نظر می رسد از برکناری فله ای کلیدی ترین وزرای خود و درگیر شدن با رئیس مجلس ابایی ندارد، به ناگاه با افشاگریهای وزیری مواجه گشته که بدون تردید این سخنان در آینده دست آویز رقبای وی خواهد گشت ، رقیبانی که به زعم دانش جعفری ، از مجلس گرفته تا مجمع تشخیص مصلحت هستند. همین عامل سبب می گردد تا این احتمال را تقویت کند که این انتقادات هرگز نمی تواند بدون هماهنگی سران جناح راست صورت گرفته باشد. علی الخصوص که وزیر وزارتخانه ای در اعتراض به آقای احمدی نژاد زبان باز کرده که امیدهای او در انتخابات بعدی در آنجا خلاصه می شود. میدانی که قرار است محل سازماندهی میلیونها رأی وی در سال منتهی به انتخابات باشد.
پخش کاملاً جهت دار خبر توديع آقای دانش جعفری از رسانه ملي هم ، قابل تأمل بود زیرا بخشهاي اصلي سخنان ایشان که به تشريح ايرادات نظام اقتصادي کشور پرداخته بود ، قرباني سانسور شد و تنها به پخش يک صحنه عاطفي از صورت اشکآلود وزير، اکتفا گردید که رسانه ملی با این برخورد، صداقت خود را زیر سؤال برد و باید گفت نتیجه اینگونه رفتارهای رسانه ملي، باختن اعتماد مردم شريف و آگاه ايران است که بزرگترين سرمايه آن به شمار ميرود . البته به همان میزان که رفتار رسانه ملی برای مردم غیر قابل تصور بود ، بدون شک عکس العمل اصولگرایان هم در این مقطع ابهام آمیز ، برای آقای احمدی نژاد ، بسیار فراتر از حد تصور وی بود.
همه مقصـّرند بجز من !
در آموزش و پرورش و مبحث سنجش و ارزشيابي ، فصلي هم به بررسي و تحليل نتايج آزمونها اختصاص دارد . در اين مباحث توصيه شده است كه پس از انجام هر آزمون ، معلمين نتايج آن را حتماً تجزيه و تحليل کنند و علل و عوامل مؤثر در نتيجه بدست آمده را مورد بررسي قرار دهند .به عنوان مثال پس ازبرگزاري يك آزمون ، چنانچه مشاهده شود كه اغلب فراگيران نمره قبولي دریک آزمون را كسب نكرده اند ، علت آن مي تواند :
*بالا بودن سطح دشواري سؤالات باشد.
* ممكن است علت پايين بودن نمرات ، كم كاري دانش آموزان و عدم فهم مطلب از سوي آنان باشد.
* عوامل مختلف زماني و مكاني نظير شرايط و زمان نامناسب برگزاري آزمون ، در رقم خوردن اين نتيجه تأثير گذارده است .
*..........
* و بالاخره اين كه ، ممكن است معلم وظيفه خود را به خوبي انجام نداده و درانتقال مطلب به فراگيران ،ضعيف و ناتوان بوده است .
حال چنانچه علت اُفت نمرات دانش آموزان به تدريس خود معلم مربوط باشد ، وي به اصلاح روشهای خود اقدام مي نمايد . اما چنانچه يك معلم همواره سایر عوامل را در اين اُفت مؤثر بداند و خود را مستثني نمايد ، چه اتفاقي مي افتد ؟
راستش وقتي سخنراني آقاي احمدي نژاد در قم را مطالعه مي كردم كه ايشان تمام مشكلات كشور را به حساب گردن كلفت ها و مافياي داخلي و يا دشمنان خارجي گذاشتند ، اين سؤال به ذهنم آمد كه پس نقش خود ایشان در اين ميانه چيست ؟ نمي دانم اين چه بيماري و اپيدمي است كه گريبان مديران كشور ما را گرفته است كه مرتب از كارشكني و سنگ اندازي در مسير انجام وظايف خود شكايت مي كنند و تقصير را به گردن ديگران مي اندازند . آقاي احمدي نژاد كه حتي بالاتر از اختياراتشان عمل مي كنند باز هم گله مند هستند . به عنوان مثال در همين سخنراني مي گويند ، نتوانسته اند نفر اول مورد نظر خود را در وزارت نفت بكار گيرند لذا كارها مطابق ميل ايشان پيش نرفته است در حالي كه می بینیم در بانك ها و سازمانهايي هم كه ايشان نيروهاي دلخواه خود را بدون دخالت مجلس منصوب نموده اند ، كارها به شكل مطلوب پيش نرفته و آنان مقصر شمرده می شوند . سؤال اين است كه ، مگر آقاي احمدي نژاد در هنگام ثبت نام براي كانديداتوري رياست جمهوري نمي دانسته اند كه محدوديت هايي وجود دارد و رئیس دولت هر كاري كه خواست نمي تواند انجام دهد ، بلكه هم از سوي مجلس و هم ازسوي افكار عمومي برايش محدوديت اِعمال مي شود .
بنابراين بايد گفت ، همچنان كه در بررسي دلايل اُفت نمرات دانش آموزان ، معلمين يكي از موارد علل اُفت را ، تدريس و عملكرد خودشان مي دانند ، در مورد بوجود آمدن وضعيت فعلي و ناتواني در حل مشكلات و گراني ها هم ، شايد عامل اصلي بوجود آمدن اين وضعيت ، خود ايشان است كه برنامه اي نداشته اند و يا اساساً آنچه را بعنوان برنامه ارائه مي دهند ، برنامه و راه حل نيست و چه بسا اگر دستشان بيش از اين هم باز بود و هيچ مانعي نظير مجلس اصولگرا هم بر سر راه وجود نداشت ، باز هم مشكلي از مشكلات مملكت حل نمي شد زيرا آن قسمت هايي را هم كه ايشان بدون مانع اجرا كرده اند به نتايج مثبت منجر نشده است ، لذا اين كه فرافكني مي كنند و تقصير را به گردن ديگران مي اندازند ، پذيرفتني نيست .
به مسأله گراني و تورم نگاه كنيد . ايشان در ابتدا گرانی را انكار مي نمودند ولي كم كم آن را پذيرفتند اما همواره تقصير را به گردن مافيا و بانك ها ، بيمه و ...مي اندازند در حالي كه مسئولین كشور اعلام می کنند كه به سابقه اي از وجود مافياي اقتصادي در كشور نرسيده ايم . آقای کروبی در همین رابطه می گوید :« در روزنامهها خواندم كه آقای امیری عضو شورای نگهبان و رئیس سازمان ثبت اسناد و املاك كشور گفته این املاكی كه آقای احمدینژاد میگوید كجاست؟ و از آقای رئیسجمهور خواست آدرس بدهد. همچنین آقای نیازی گفته، این پرونده مافیای اقتصادی كجاست، ما بازرسی كردهایم و چیزی از آن نداریم».
در مملكت ما گويا بعضی افراد هم مي خواهند رئيس جمهور ، وزير ، استاندار ، فرماندار و ... باشند و از مزاياي اين جايگاه استفاده كنند ولی در برابر مشكلات هم پاسخگو نباشند و تقصير ها را به گردن ديگران بيندازند . متأسفانه ، شنیدن و دلیل نخواستن هم به عادت مردم ما تبدیل شده است . مدیران کشور ما به راحتی فرافكنی می كنند و برای همه مشكلات كشور آدرس باند های مافیایی می دهند و بدون هیچ دغدغه ای همه را دزد می خوانند . اما در ورای همه این مشکلات ، شاید یکی از بزرگترین مشکلات ،خودِ ماییم که برای این سخنان دلیل نمی خواهیم.
يكي دیگر از نكاتي كه همواره در سخنان آقاي احمدي نژاد مطرح شده است ، مسأله وجود فساد در جامعه است و ايشان هم مکرر وعده مي دهند كه مي خواهند با مفسدين مبارزه كنند و مرتب تهديد به افشاگري مي نمایند ، اما اين سؤال در ذهن بسياري ايجاد شده است كه مگر مبارزه با فساد ، كار دولت و رئيس جمهوراست ؟ در تمام دنيا روال بر اين است كه چون دولت ها خودشان مي توانند منشأ فساد باشند ، كساني ديگر با فساد مبارزه مي كنند و جلوي آن را مي گيرند و اساساً ركن اصلي مبارزه با فساد ، دولت ها نيستند بلكه مبارزه با فساد ، كار دستگاه هاي قضايي ، نظارتي ، نهادهاي مدني ، مطبوعات و رسانه هاي آزاد است . البته اين بدان معنا نيست كه رؤساي دولت ها از مبارزه با فساد منع شده اند بلكه منظور اين است كه مسئول اصلي مبارزه با فساد ، دولت نيست.
آقاي احمدي نژاد نزديك به سه سال است كه شعار مبارزه با فساد و افشاي نام مفسدين را سر مي دهند ولي هيچگاه نگفته اند كه چگونه مي خواهند با فساد مبارزه كنند . در همين سخنراني اخير خود در قم ، ايشان در مورد وجود فساد در واردات سيگار ، به كنايه مي گويند كه اين مفسد اينقدر مشهور است كه با اشاره من همه او را مي شناسند . بايد پرسيد که اگر ماجرا آنقدر آشكار است ، چرا او را معرفي نمي كنيد تا موضوع در دستگاه قضايي مطرح و آن مفسد مجازات شود . به قول آقای کروبی :«شما نزدیك به 3 سال است میگویید مافیای ثروت و قدرت نمیگذارد ما كار انجام دهیم، لطفاً اسمشان را ببرید و بگویید كه اینها چه كسی هستند و كجا هستند والا به خدا قسم و به حضرت عباس قسم این حرفها برای مردم نان و مسكن نمیشود». بنابراين از دو حالت خارج نيست يا ایشان از گفتن نام اين افراد مي ترسند و يا اينكه مطمئن نيستند كه بتوانند آنرا اثبات كنند چون ممكن است مطالب ، غير واقع باشد .
به هر حال ما در طول عمر دولت نهم آنچه از رئيس جمهور شنيده ايم اين است كه عامل اصلي مشكلات کشور ، يا مفسدين و مافيا و گردن كلفت هاي داخلي و يا دشمنان خارجي هستند و تنها كسي كه هيچ تقصير و نقشي در بروز اين مشكلات ندارد رئيس جمهور و مديريت ايشان است !. آيا نبايد ايشان سهمي از اين مشكلات را به سياستها، خط مشي ها ، و مديريت خود مرتبط بدانند ؟ زیرا در حالی كه آقای احمدی نژاد علت گرانی ها و مشكلات اقتصادی كشور را به موارد نامعلومی نسبت می دهند، " مصباحی مقدم" نماینده اصولگرای مجلس و عضوجامعه روحانیت مبارز ریشه تورم موجود را سیاستهای غلط دولت می داند.