عید نوروز نو مبارك
ســاقیــا آمـدن عیـــد مبــارک بادت
وان مواعید که کردی مرواد از یادت
درشگفتم که درین مدت ایام فـراق
برگرفتی زحریفان دل و دل میدادت
برسان بندگی دختر رز گو بدر آی
که دم و همتِ ما کرد زبند آزادت
شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست
جای غم باد مر آن دل که نخواهد شادت
شُکـر ایزد که ز تاراج خـزان رخنـه نیافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کزآن تفرقه ات باز آورد
طالــع نامـــور و دولـــتِ مـــادر زادت
حافظ از دست مده دولتِ این کشتی نوح
ورنـه طــوفان حــوادث ببـــرَد بنــــــیادت
سال نو را به حضور تمام عزیزانی که از این وبلاگ بازدید داشتند و با نوشتن نظرات خود ، راهنمائیم كردند ، تبريك ميگويم و براي همگي آنان سالي سرشار از موفقيت آرزو ميكنم.

گذاری بر انتخابات مجلس
1- سرانجام هرچه بود، انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي، تمام شد و مردم از بین گزینه های موجود تعیین كردند كه چه كساني به حساسترين و كليديترين مركز كشور، يعني "مجلس" راه يابند . مجلسي كه گذرگاههاي حساس تاريخ سياسي پس از انقلاب را پشت سر گذاشته است . مجلسي كه در گذشته جرأت و جسارت آن را داشت كه در حوادث مهمی ایفای نقش نماید ، ولی به تدريج از اندازههاي خود كناره گرفت و از شأن و منزلت واقعي خود دور ماند و متأسفانه ، در حال حاضر بيشترين حد جسارت مجالس كنوني ، خودنمايي و استفاده از اختيارات خود در حد پرسش از چند وزير و استيضاح آنان، خلاصه شده است. البته با يكنواخت شدن نسبي تفكر سياسي دو قوه مجريه و مقننه، نبايد به جسارتهاي عدالتگرايانه دل بست كه اين كمترين آفت حاكميت تكصدايي در اداره امور كشور و نظام است. البته اميدواریم كه مجلس هشتم بتواند در حد و اندازههاي حقیقی خود ظاهر شود و از رخوتي كه در ساليان اخير گريبانگير آن شده و حتي صداي خود نمايندگان را هم درآورده است، به درآيد و اين امكان ندارد، مگر آنكه مجلس ، حساب خود را از كساني كه مؤيدالدولهاند يا كاسب ، و مجلس را با محل كسب درآمد اشتباه گرفتهاند، جدا كند. جای تأسف است که يكي از نمايندگان خوشنام پنج دوره مجلس ، از نمايندهاي ميگفت كه حداكثر روزي يك ساعت، آن هم براي اينكه از مجلس به دليل كثرت غيبتهاي خود اخراج نشود، در آن حضور پيدا ميكرد. البته خدا را شكر كه در مجلس هستند بسيار كساني كه هنوز بر سر پيمانهاي خود با امام مردم و شهيدان محكم و پابرجا ايستادهاند..................
كتك خوردن استيلي
"حميد استيلي"، فوتباليست و از جمله مربيان فوتبال مطرح ايران که هم اکنون در تيم پيروزي تهران به مربيگري مي پردازد، براي حمايت از يك کانديدا كه گويا پدر داماد آقای محمود احمدي نژاد در حوزه انتخابيه گچساران از توابع استان کهکيلويه و بوير احمد است به اين شهر رفته بوده كه به شدت کتک خورده است. وي براي حمايت از کانديداتوري سردار خورشيدي (پدر داماد آقای محمود احمدي نژاد)در حوزه انتخابيه گچساران به اين شهر رفته بود. غلامرضا تاج گردون، معاون سابق سازمان مديريت و برنامه ريزي در کابينه خاتمي نیز از اين شهر کانديدا بوده است.
استيلي سه شنبه شب در محل ستاد تبليغاتي سردار خورشيدي و در جمع مردم ناگهان با اعتراض برخي از مردم روبه رو شد که به حضور وي به عنوان يک شخصيت ملي براي حمايت از يک کانديداي خاص انتقاد داشتند که با ارايه جواب از سوي استيلي همراه بود اما بگو و مگو ها ميان وي و حاضران و در غياب نيروهاي انتظامي به درگيري فيزيکي انجاميد و استيلي مورد ضرب و شتم قرار گرفت و از ناحيه دنده آسيب ديد.
گفتني است برخي حاضران در اين ميتينگ انتخاباتي قبل از اين درگيري، عليه وي شعارهايي را سر دادند. استيلي ساعاتي پس از اين ماجرا با تني زخمي به تهران بازگشت..............
فرافكني !
به اين سخنان يك عضو فراکسیون اکثریت مجلس هفتم که گفته "اقلیت مجلس هفتم، مانع موفقیت دولت و مجلس شده" توجه كنيد . همچنان كه "نصيري" يكي از نمايندگان مجلس هفتم پرسيده :«... باید سؤال کرد که چگونه اقلیت مانع موفقیت مجلس یا دولت شدند؟...مگر تصمیمات ، رأی نمایندگان را لازم نداشت . چگونه اقلیت به تنهایی مانع موفقیت مجلس هفتم شدند ...اینگونه صحبت کردن تنها یک نوع فرار از مسئولیت و عدم پاسخگویی است و به هیچ وجه نمیتواند توجیه داشته باشد، ...عدم موفقیت مجلس هفتم در دست اکثریت بود که حتی بیشتر لوایحی که با هماهنگی مطرح میکردند،غیرکارشناسانه بود و حتی اگر تصویب هم میشد نتایج خوبی به دنبال نداشت...اکثریت مجلس هفتم امروز با آگاهی از عدم موفقیتشان، به دنبال فرافکنی هستند و به همین دلیل مقصر را اقلیت مینامند».
"هادی حقشناس" نماینده بندرانزلی در مجلس هفتم هم گفته: «هر مجلسی نقاط ضعف و قوت دارد، اما در خصوص این ضعف یا قوت، اکثریت باید پاسخگو باشند... اقلیت هر چه قدر قوی و مقتدر کار کند در نهایت یک رأی دارد و در مجلس کیفیت رأی مهم نیست بلکه کمیت مهم است».
در دنياي امروز ، نظارت بر امور عمومي و پرسشگري ، از حقوق شهروندي است و لذا مسئولين در رده هاي مختلف ، نيازمند به اقناع افكار عمومي و گروههاي مختلف اجتماعي نسبت به عملكرد و سياستهاي خود هستند. اما گاهي اوقات مشاهده مي شود كه برخي افراد به جاي « پاسخگويي » ، به واكنشهاي دفاعي روي مي آورند . برخي از واكنش هاي دفاعي رايج در عرصه سياست ، "دليلتراشي" و "فرافكني" است. اين افراد غالباً در پاسخ به مردم ، ابتدا دليلتراشي ميكنند و در مراحل بعدي ، اقدام به «فرافكني» مي نمايند.
«فرافكني» كه نسبت دادن ناكاميها ، ناآگاهيها ، ناتواني ها و عيبهاي خود به ديگران است، اگر چه يكي از شيوههاي رايج در سازوكار دفاعي سياسي در همه جوامع است، اما در كشور ما و بويژه در مناطق كوچك تر ، استفاده از اين سازوكار بيشتر مشاهده ميشود.
گفته مي شود كه مقدمه فرافكني ، استعمال «دروغ» است. يعني فرد ابتدا ميكوشد كه با توسل به دروغ ، واقعيت ناخوشايند را انكار كند. اين شيوه در مراحل اوليه كارساز است ، ولي هنگامي كه "انكار" ، اثرات خود را از دست داد، راه "توجيه" را در پيش مي گيرند و به قول معروف «آسمان و ريسمان » را به هم مي بافند تا ضعفها، شكستها و ناكاميهاي خود را توجيه نمايند . اما چون كارآيي اين شيوه نيز محدود است، سپس«فرافكني» صورت مي گيرد و رقيبها، گروههاي موهوم ، وجود توطئهگران ، بهانه هاي مناسبي هستند تا همه بدبختيها و مشكلات بر سر آنان آوار شود.
مشكل فرافكن در اين است كه ابتدا صرفاً براي گمراه كردن مردم و افكار عمومي اين شيوه را به كار ميبرد، اما كمكم خود و طرفدارانش نيز به اين اتهامات معتقد ميشوند و آن را درست ميانگارند و همين امر موجب گير افتادن خودشان در تارهايي ميشوند كه براي به دام انداختن ديگران تنيده بودند.
فرافكني يا ناشي از ترس است يا شيّادي. كسي كه ميترسد و اعتماد بهنفس ندارد، قدرت مواجهه با واقعيت و پذيرش آن را ندارد، به ناچار از روي ترس «فرافكني» ميكند. فرافكن سعي ميكند مشكلات و ضعفهاي خود را متوجه ديگران نمايد و ميكوشد كه ميان خود و غير خود، تفاوتهايي ايجاد كند، و رابطه گروه خود و ديگري را براساس نفرت و ترس شكل دهد.
اگر قانوني براي برخورد با فرافكن وجود نداشته باشد، به امري رايج تبديل شده و بنيان خوداصلاحگري را در فرد و جامعه از ميان برميدارد. اساساً در جامعهاي كه پذيرش خطا از سوي سياستمداران يا صاحبان قدرت با هزينه زيادي مواجه شود، ميل و رغبت به استفاده از شيوه فرافكني هم بيشتر ميشود لذا براي آنكه افراد از بكارگيري اين شيوه پرهيز كنند، بايد هزينه پذيرش واقعيت و اقرار به خطا را كم شود، ولي متأسفانه در جامعه ما هزينه پذيرش واقعيت و اقرار به خطا ، براي سياستمداران و حتي افراد عادي زياد است.
به قول "محمد کیانوشراد" نماينده مجلس ششم ، « ...آيا بهتر نيست كه اين دسته از نمايندگان مجلس هفتم اگر صادقانه با مردم میخواهند سخن بگویند ، حداقل پیرامون اصلیترین شعارهای خود یعنی موضوع تورم، گرانیهای سرسامآور و وجود بیکاری و رشد نامناسب اقتصادی در شرايط فعلي به اظهارنظر بپردازند....»

اربعين فرصتي است براي انديشيدن
" اربعين" فرا ميرسد . اینک قریب چهل روز از غروب غم فزای شهادت شقایق ها میگذرد .از آن روز تا امروز چهل روز در سوگ حسين (ع) نشستیم و قصه سر و نیزه ، قصه لب های خونین و قرآن ، قصه سیلی و صورت گلگون كودك غمگین را مرور كردیم. چهل روز از عمق جان ، فریاد یا حسین كشیدیم و اينك ، چهل روز بعد از حماسه بينظير عاشورا ، كاروان اسرا و دلشكستگان دشت كربلا ، به سوي مدينه حركت ميكنند ، و اين بار زينب كبري (س)، حماسه «اربعين» را در تاريخ تشيع، جاودانه ميسازد تا پايههاي ظلم و جور و رياكاري، براي هميشه، به لرزه افتد.
به قول دكتر شريعتي: «عاشورا در كربلا ميماند اگر زينب نبود!...» چراكه اربعين روح متلاطم و جوشندهي حماسه عاشوراست.
سرّ ني، در نينوا ميماند اگر زينب نبود
كربلا ، در كربلا ميماند اگر زينـب نبود
اربعين فرصتي است براي انديشيدن، تفكر در حكمت اين محشر كبري كه از ازل تا ابد خلايق را شاهد حيرت زده خود ساخته است.
اگر در عاشورا شدت مصيبت و داغ بلا آنگونه سنگين است كه جان مشتاقان را بيتاب و صبوران را بيقرار ميكند و ديگر شعور و عقل در سايه شور دل مجال حضور نمييابد ، در اربعين و از پس چهل روز سرگشتگي و حيراني و چهل شب اشك و ناله، اكنون نوبت عقل است كه سر برآورَد و علت اين همه مصيبت بر فرزند زهرا(س) را بجويد. آيا پاسخ به دعوت و اتمام حجت با كوفيان بيمقدار ، علت اين پريشانحالي آل عباست يا براندازي حكومت سراسر ننگ آل اميه؟ اصلاح و حفظ جوهره دين نبي مايه اين رنج ابدي ذريه زهراست يا پرداخت كفاره گناهان امت محمد(ص)؟
به راستي عامل اين هنگامه عظيم در كجاست؟ و خونبهايي كه قرار است در جبران اين قرباني عظيم و اشرف موجودات و مايه فخر جن و انس پرداخته شود، چيست؟
و اكنون كاروان حسين(ع) به اربعين رسيده است، اندكي مجال ميدهد تا همراهان تازه به اين قافله بپيوندند و به زودي حركت را به سوي عاشورايي ديگر براي رسيدن به عبوديت از سر خواهد گرفت و كيست كه حسين(ع) را در راه معبود همراهي كند؟
ميترسم كه فردا مُهر امام زمان را هم درست كنند و به مردم نشان دهند
حسن روحاني، دبير سابق شوراي عالي امنيت ملي، در مراسم ترحيم آيت الله توسلي رئيس دفتر امام خميني(ره) ، سخنان عجيبي را در مورد نوع نگاه برخي مسئولان به مقوله "آخرالزمان" بيان کرده است.
وي در بخشي از سخنان خود گفته: «امام(ره) ميگفت از خرافه بپرهيزيد. يكي از عصبانيتهاي لحظات آخر آيتالله توسلي بحث خرافه بود. گفته ميشود آيتالله توسلي در حال دفاع از امام جان باخت. من ميخواهم يك جمله ديگر اضافه كنم و آن اينكه آيتالله توسلي در حال دفاع از امام زمان(عج) بود كه قلبش از حركت ايستاد و اينكه عدهاي دكان باز كردهاند و در مسير فريب مردم هستند. ايشان ناراحت بود و آنجا عصباني شد و بيان كرد كه امام در مواجه با مدعيان ملاقات با امام زمان(عج) با ناراحتي گفته بود كه شيادها اين بازي را كنار بگذاريد، در حال دفاع از امام(ره) و بيت امام و دفاع از اسلام و امام زمان(عج) جان به جان آفرين تسليم كرد. »
روحاني ادامه داده : «اين چه بازي است كه ما اينقدر مردم را عوام فرض كردهايم؟ ميترسم كه فردا مُهر امام زمان را هم درست كنند و به مردم نشان دهند. اگر لازم باشد همه جزئيات را براي مردم خواهيم گفت. عدهاي وقتي نماز ميخوانند. جلوي خود يك جانماز خالي پهن ميكنند و ميگويند اين را براي امام زمان گذاشتهاند يا در سر سفره يك بشقاب غذا براي امام زمان ميكشند يا شنيدهام كه ميگويند فلان جلسه مهم را روز جمعه بياندازيد تا با حضور آقا تصميم بگيريم. اين چه بازي است و چه خرافاتي است كه راه افتاده است. آيتالله توسلي براي اين مسائل سوخت و جان باخت. براي اين خرافهها و اين بازي درآوردنها و شياديها. امام زمان(عج) در آخرين متني كه از ولي عصر در كتب تاريخي ما آمده فرموده است؛ هر كس ادعا كند كه مرا ديده دروغگو و افترازننده است. دو – سه سال پيش بازي راه افتاد كه در آن ميگفتند در تهران براي امام زمان تريبون درست كنيم. يا كسي ديگر ميگفت كه امام زمان دو سال ديگر ظهور ميكند، و امروز چند سال از آن سخنان گذشته است و معلوم شد كه آن فرد دروغ ميگفت. »
رييس مركز مطالعات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام افزوده : « اسلام امام(ره) اسلام منطق، وحي و قرآن بود و ما بايد از مبناي امام و راه و اصول امام حفاظت كنيم. دستهايي در گوشه و كنار حركتهايي را آغاز كرده است و اين حركتها در مسيري است كه منطق امام را كم كم از صحنه خارج كند و استراتژي امام را تغيير دهند و اصول امام را كنار بزنند. اين حركت شروع شده است البته خطرناك نيست. ما بايد هوشيار باشيم».