تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی

 

مولا علي (ع):

ألغَالب بالشَّر مَغلوب

«كسي كه از راه شر به پيروزي دست يابد در حقيقت مغلوب است.»

 

مقام معظم رهبری در جمع مردم یزد ، در توصیه های انتخاباتی خود ، به نامزدهاي انتخاباتي و علاقه مندان آنها درباره پرهيز از هرگونه بداخلاقي ، تخريب و تهمت زدن فرمودند:« هتك آبرو  و تخريب افراد در شب نامه ها، مطبوعات، پايگاههاي اينترنتي و ديگر وسايل، به هيچ وجه صحيح و مصلحت نيست و اينجانب درخواست و اصرار مي كنم كه علاقه مندان نامزدها فقط به تبليغ و تعريف از افراد مورد نظر خود بپردازند و از روشهاي تخريبي معمول در برخي كشورها به شدت پرهيز كنند».

همچنین ، رهبر انقلاب خواستار عدم ارائه وعده های عمرانی از سوی نامزدهاي انتخابات مجلس شده و این گونه امور را صرفاً در صلاحیت دولت ارزیابی نمودند. ايشان همچنین، قانونگذاری را مهمترین وظیفه نمایندگان مجلس توصیف کردند.

 

بدون شك علت اصلي اين توصيه ها از سوي مقام معظم رهبري ، به اين جهت است كه گذشته از آن كه اينگونه رفتارها بر خلاف موازين شرع مقدس اسلام مي باشد ، بر خلاف قانون ،‌ برخلاف اصول اخلاقي ، مغاير با مصالح نظام و اصول مردم سالاري ديني است زيرا "مردم سالاری" ، یعنی "انتخابات آزاد" و انتخابات آزاد به این معنی است که هر کس در خود صلاحیت عهده داری مسئولیتی را می بیند اجازه پیدا کند و امنیت فیزیکی و حیثتی داشته باشد که وارد صحنه گردد. نباید کسی احساس نگرانی کند که اگر وارد صحنه کاندیداتوری شود ، ممکن است به وی تهمتی وارد آید .بالاترین نوع تخریب و هتک حرمت، هتک حرمت نخبگان جامعه بعنوان سرمایه های کشور است، تخریب نخبگان تخریب فرد نیست، تخریب یک جامعه است.

از طرفي ، اينگونه اقدامات بر خلاف اخلاق و بويژه "اخلا‌ق اجتماعي و سياسي" است . بحث اخلا‌ق ، گستره وسيعي دارد، و ما امروزه بيشتر محتاج توجه به اخلا‌ق اجتماعي و سياسي هستيم. زيرا در صحنه‌هاي سياسي و جمعي با حيثيت افراد و گروهها سر و كار داريم . بنابراين ، توقع آن است که در سطوح مختلف فعالیت های سیاسی شاهد پیوند اخلاق و سیاست باشیم .

در حالي که "قدرت" باید وسیله "اعتلای اخلاق" باشد ، متأسفانه بعضاً شاهدیم که اخلاق قرباني پیشبرد اهداف سیاسی می گردد . لذا از كانديداها انتظار مي رود که از پیوند اخلاق و سیاست مراقبت کنند.البته در همه سطوح ، افراد و مسئولان وظیفه دارند از این پیوند مراقبت نمايند.

 

يكي از شاخصه‌هايي كه در وادي سياست، سخت به تحقق آن محتاجيم، در كلا‌م قصار امير‌المؤمنين سلا‌م‌الله‌عليه متجلّي شده است. كه مي فرمايند : « ألغَالب بالشَّر مَغلوب‌.» يعني  «كسي كه از راه شر به پيروزي دست يابد در حقيقت مغلوب است.» عصاره اين سخن هم آن است كه بدانيم و به خود بباورانيم كه "در هيچ يك از شئون زندگي فردي و اجتماعي، هدف، وسيله را توجيه نمي‌كند." في‌المثل سياستمداري كه فكر مي‌كند به بهانه و براي تحقق مصالح نظام و مردم ، مي‌تواند سخن يا وعده‌كذبي به زبان آورَد، بايد بداند كه مرتكب عملي غيراخلا‌قي شده است و مضار آن به‌زودي دامان او را خواهد گرفت. نبايد به بهانه دستيابي به اهداف ، به مردم دروغ گفت يا چيزي را وارونه به آنها جلوه داد.

بالا‌تر از همه اينها، كسي كه بر اين باور است كه مي‌تواند به مردم خدمت كند، مجاز نيست كه به هر وسيله‌اي خود را به قدرت برساند. بهترين نمونه‌ در اين زمينه ، خود اميرالمؤمنين سلا‌م الله عليه است . زماني كه به‌جبر زمانه از زمامداري مسلمين كناره گرفت، با اينكه معصوم بود و بيشتر و بهتر از هر كس ديگري صلا‌ح مسلمين را مي‌شناخت ولي حاضر نشد به هر وسيله اي خود را به قدرت برساند . اگر هدف از حكومت اسلا‌مي، تحقق آرمانهاي دين مبين اسلا‌م است، اين دين ، دست سياستمداران را براي دست يازيدن به هر وسيله‌اي باز نگذاشته است.

 

اساساً يكي از مهمترين شعبه‌هاي اخلا‌ق سياسي و اجتماعي، رعايت موازين اخلا‌قي در برابر "غير همفكران" است. جامعه كنوني ما كه راه به‌سوي تحزّب دارد، بسيار محتاج معيارهاي اخلا‌قي اسلا‌مي است. اگر ملا‌ك و معيار رفتار سياسي در جامعه ما و در ميان احزاب آن، فرموده‌هاي جاوداني اسلا‌م و قرآن كريم است، بايد در بكاربردن الفاظ تأمل و دقت بيشتري به‌خرج داده شود و از سنگيني بار تهمت‌ها و دروغها و افتراها كاسته شود. در اين صورت است كه مي‌توانيم اميدوار باشيم كه جامعه و خصوصاً سياسيون ما به سوي تكامل اخلا‌قي راه مي‌سپارند.اصولاً در جامعه‌اي مي‌توان سخن از اخلا‌ق به ميان آورد كه بستري براي عدالت در آن جامعه مهيا شده باشد و ديگر انگيزه‌اي براي بد اخلا‌قي سياسي و اجتماعي باقي نماند.

 

متأسفانه يكي از مسائلي كه جامعه ما ، در همه سطوح مبارزات انتخاباتي همواره شاهد آن بوده ، تخريب رقبا است . برخي كانديداها  به جاي معرفي خود ، به تخريب و تهمت زدن و هتك آبروي رقبا مي پردازند  و سعي دارند هرگونه نكته مثبت را به نام خود مصادره و هر نقطه ضعفي را به ديگران نسبت دهند و اين امري ناجوانمردانه و بر خلاف اخلاق است .

برخي ديگر از كانديداها هم براي تخريب رقبا ، از نظام ، رهبري، اسلام و قرآن و هر چيزي كه بتوانند مايه مي‌گذارند تا رقيب را مغلوب كنند. بعضي از كانديداها هم ، با بداخلاقي هاي انتخاباتي و عدم شفافيت در صحبت‌ها ، در تصميم‌گيري مردم انحراف ايجاد و تنفر مردم را بر‌مي‌انگيزانند. اگر چه مردم با رأيشان با اين متخلفين برخورد مي‌كنند ، زيرا انتخاب اصلح با مردم است.

 

در زندگي و سياست قاعده مشهوري است كه «كسي كه غنيمت مي‌برد، غرامت هم برعهده اوست» . چنين نيست كه فردي براي رسيدن به مسئوليتي انواع قول و قرارها را  بدهد و سپس هر موفقيتي را به حساب خود و هر ضعفي را به حساب ديگران بگذارد. اين  نشان از بي‌اخلاقي سياسي دارد. چنين اخلاقي به دور از آزادگي و حرّيت است. ناجوانمردي ممكن است در كوتاه‌مدت پاسخ دهد، اما در بلندمدت ، عوارض سوء آن گريبان فرد را خواهد گرفت. روزي خواهد رسيد كه مردم نيز واكنشي مشابه نشان مي‌دهند.

پذيرش مسئوليتِ كاستي‌ها و مشكلات از جانب سياستمدار، شرط لازم براي برون‌رفت از وضعيتي است كه منجر به بروز يا تشديد مشكلات مي‌شود. اگر به هنگام بروز مشكلات ، با رمل و اسطرلاب و ذره بین دنبال مقصر بگرديم، چيزي جز فقدان اعتماد به‌نفس خود را برملا نكرده‌ايم.

 

مهمترين آفتي كه فضاي انتخابات را تهديد مي‌كند، عدم رعايت اخلاق سياسي و در مجموع بي‌توجهي به مسائل اخلاقي است . برخي صرفاً به فكر انتخاب شدن به هر شكلي هستند كه اين‌گونه رفتارها با اخلاق هماهنگي ندارد و باعث آسيب مي‌شود. بايد فضايي كاملاً سالم در انتخابات ايجاد گردد كه اين فضاي سالم ، مبتني بر رعايت مسائل اخلاقي باشد. انتظار مردم نيز همين است و بايد اين حق را به مردم بدهيم، زيرا آن‌ها هستند كه بايد انتخاب كنند، نبايد از روش‌هاي غيرمنطقي، نادرست و غيراخلاقي استفاده نمود تا فردي در انتخابات رأي بياورد.

 

بايد بدانيم كه رعايت اخلاق سياسي به بهبود شرايط و كاستن از درد و رنج مردم كمك مي‌كند و عدم رعايت اين اخلاق موجب افزايش مرارت‌هاي مادي یا معنوي و جسمي یا روحي مردم مي‌شود.

 

 

 

+ خزاعی |

 

 

 

 

هوا بس ناجوانمردانه سرد است

 

کم و بيش 50 سال پيش بود که شعر "مهدي اخوان ثالث" مثل بمبي منفجر شد كه : "زمستان است." و اکنون که شاعران بزرگ ما رفته اند، ‏گويا طبيعت به فرياد در آمده است.‏

هوا بس ناجوانمردانه سرداست. هواي شهرمان 17 درجه زير صفر است و سرما تا اعماق استخوان فرو مي رود. ‏سرمائي که در نيم قرن گذشته بي سابقه بوده است. گاز وارداتي ترکمنستان هنوز قطع است و عليرغم آن كه میزان گازی که روزانه از ترکمنستان وارد کشور می شد 25 میلیون متر مکعب بود که با قطع گاز صادراتی به ترکیه كه تقريباً به همین میزان است در واقع کمبود گاز ناشی از قطع واردات از ترکمنستان جبران شده ولي همچنان سراسر ايران با افت گاز روبرو است.

حال در اين شرايط و در شهر خودمان كه با افت فشار و قطع گاز بسياري از مناطق مواجه هستيم چه بايد كرد ؟

برخي پيشنهاد مي كنند كه چون انسان براي بهتر و بيشتر زيستن، آنجا كه توانسته طبيعت را با خود تطبيق داده و آنجا كه نتوانسته، خود ‏را با طبيعت وفق داده است ، شما هم خودتان را با اين شرايط وفق بدهيد .‏اين در واقع همان زبان حال "مسعود سعد سلمان" است كه مي‌ گويد: «زمانه با تو نسازد تو با زمانه بساز »‏

شايد عمل به همين شعر مسعود سعد سلمان است كه توقع ما را از همه چيز و همه كس نيز اندك نموده است.

قاعدتاً من انتظار ندارم كه وقتي برفي ‏از آسمان فرو مي‌بارد و جبهه اي از هواي سرد ، بساط خود را در همه جا پهن مي‌كند، همه امور به سامان ‏باشد.‏ در چنين شرايطي اينكه مردم در جاده ها اسير برف شوند، پرواز هواپيماها كنسل شود، راههاي اصلي بند آيد ‏و شهر به تعطيلي كشيده شود، به نظرم هيچ چيز غير طبيعي با خود ندارد.‏با اين همه، آيا مي توان قطع گاز را هم به عنوان امري عادي در مواقع بارش برف و بروز سرما انتظار ‏داشت؟

واقعيت اين است كه من هنوز تا اين اندازه خود را با شرايط تطبيق نداده‌ام و دليلش هم البته همين تبليغات ‏دولت نهم است كه در صدا و سيما مرتب اعلام مي‌كنند كه قرارداد خط لوله گاز ايران به ‏پاكستان نهايي شده است!‏

اين همان نكته‌اي است كه مرا نسبت به قطع گاز در روزهاي برفي كم تحمل مي‌كند . اگر در ايران ، گازي ‏استخراج مي‌شود چرا صرف گازرساني به اقصي نقاط كشور نمي‌شود كه در دوره‌هاي سرما و برودت ، گاز ‏مصرفي مردم قطع نشود؟

البته من آنقدر خود خواه نيستم كه مخالف ارسال گاز ايران به همسايگان فقير خود در پاكستان باشم . ضمناً اين را هم مي‌دانم كه آمريكا در حال تلاش براي منزوي كردن و محاصره اقتصادي ايران است و دولت ‏ايران نيز مي‌كوشد تا با انعقاد اين قرار داد نشان دهد كه آمريكا در كارش ناكام مانده است ، اما انتظار دارم در كشوري كه دارنده دومين منابع و ذخاير گاز دنياست به دليل كمبود گاز سرما نخورم . توقع زيادي است ؟ ‏

البته در حالی که مقامات مسئول در وزارت نفت، علت کاهش فشار و قطع گاز در روزهای اخیر را افزایش مصرف شهروندان و نیز قطع گاز وارداتی از ترکمنستان اعلام می کنند، مطبوعات نوشتند کارشناسان این دلایل را رد نموده و علت اصلی این موضوع را عدم بهره برداری به موقع از چند پروژه مهم گازی در منطقه پارس جنوبی دانسته اند.

مقامات مسئول در شرکت ملی گاز ایران هم ، ابتدا افزایش مصرف مشترکین خانگی را علت اصلی این موضوع عنوان نموده و همه شهروندان ایرانی را به صرفه جویی در مصرف گاز دعوت کردند ضمن آنكه قطع گاز وارداتی از ترکمنستان را نیز عامل افت فشار گاز خانگی در بسیاری از شهرها و حتی در تهران دانستند  .

با این حال برخي كارشناسان با نادرست دانستن این توجیه می گویند ، در شرایطی که می بایست تا اوایل سال 85، فازهای 9 و 10 پارس جنوبی به بهره برداری رسیده و گازتولیدی آنها وارد مدار مصرفی شود، نه تنها این فازها به بهره برداری نرسیده است، بلکه فاز یک منطقه پارس جنوبی نيز هنوز به بهره برداری کامل نرسیده و به علت آماده نبودن سکوی بهره برداری ، با نصف ظرفیت به کار خود ادامه می دهد.

اين كارشناسان گفته اند كه با بهره برداری از این 3 فاز ،‌ روزانه مجموعاً 75 میلیون متر مکعب گاز به مدار مصرف گاز کشور افزوده می شد که این موضوع تا کنون محقق نشده است.         

جالب آنكه در شهر خودمان در ابتداي افت فشار و قطع گاز برخي مناطق ، برخي افراد شايعه نمودند كه علت كاهش فشار و قطع آن ، كوچك بودن سايز لوله خط انتقال است ، و اين در حالي بود كه شايعه كنندگان متوجه تناقض سخن خود نبودند .

 بی تردید راه برون رفت از اين مشکل و نیز پاسخگویی به نیاز شهروندان در این رابطه، افزایش تولید ملی و تسریع در بهره برداری از پروژه های عظیم ملی است. 

 

 

 

+ خزاعی |

 

 

 

یا حسین 

 

 

 

" محرم" ، آغاز هجرت انسان از راه رسيد

 

 

در پهن دشت آفرينش انسان، سه پرده نمايش جاودانه از اسرار خلقت تصوير كرده‏اند:

نخست عصيان آدم در بهشت و هبوط او به طبيعت ‏خاكى؛ كه آغاز كارزار هماره تاريخى هابيل و قابيل است 

دوم بعثت انسان و ختم رسالت؛ كه مدرسه معراج دوباره آدمى است و

سوم "عاشورا" است؛ عاشورايي كه صحنه نمايش فراگير و فشرده تماميت كارزار خوبى و بدى و" حسين" روح زيباى خداگونگى انسان است؛ ثارالله است.

 

"حسين" زيباترين نامى است كه در شناسنامه بشر نوشته‏اند. "حسين" تفسير بعثت، ترجمان نبوت و معناى امامت است.

 

سينه "حسين" جلوه گاه نور هدايت نبى؛ و شمشيرش ذوالفقار عدالت على است. اين مرام و منطق حسين است، كه آزادگى را تفسير مى‏كند و آن فريادى كه از زبان او، هر دم در گوش زمانه مى‏پيچد، نداى همه مظلومان تاريخ است.   


اگر "حسين" نبود، در دو راهي هاى دائمى انتخاب انسان - كه در سرنوشت‏ بشر تقدير كرده‏اند - چه كسى قافله‏هاى گمشده را هدايت مى‏كرد؟

 

از آن روز كه "خون خدا" در اوج بيداد عصر ستم در صحراى گرم و عطش ناك نينوا بر زمين ريخته شد، "عاشورا" ديگر "دهم" نيست؛ آغاز و انجام است. زمان نيست؛ بستر زمانه است، فرهنگ است، اصالت است.

 

"عاشورا" تداوم رسالت انسان در پهنه خلقت است و مدينه فرهنگ و تمدن خدايى عاشورا را شهرى است مقدس به نام "كربلا". سرتاسر زمين خدا كربلاست.          


خون جارى عاشورا تا ابديت در رگ و ريشه آزادگى جارى است. كدام آزاده‏اى است كه وامدار قيام حسين و قيامتى كه هفتاد و دو تن در آن روز واقعه برپا كردند، نباشد؟ و كدامين چشم است كه مرثيه مصيبت آل ثارالله را بشنود و خونابه غم مظلوميت و غربت انسان را از ديدگان فرو نريزد؟

 

بايد حسينى شد ، هر جا كه قيامى برپا است . تا معروفى اقامه شود ، "حسين" آنجاست؛ و هر كه بر منكر و ستم نخروشد به كاروان حسين پشت كرده است 

 

هان‏اى حسينيان، خيمه‏هاى عشق و ايمان بر پا داريد و بر سنج آگاهى، و طبل رحيل بكوبيد كه محرم، آغاز هجرت انسان از راه رسيده است.

 

 

 

+ خزاعی |

 

 

.... همه بدانند تفاوت مواضع علني با آنچه در جلسه‌ها ‏و

 

مكاتبه‌ها اظهار مي‌شود ، چه اندازه است.

 

با اجراي طرح " امنيت اجتماعي "  توسط نيروي انتظامي و در حالي كه بسياري از چهره هاي جناح راست  از اجراي اين طرح حمايت نمودند و آقاي احمدي نژاد هم در برنامه تلويزيوني چهارم مرداد ماه  سال جاري اعلام كرد كه "اين طرح به معناي تأمين امنيت ‏اجتماعي، يک چيز ضروري است" ، اينك كه در آستانه انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي قرار گرفته ايم ، غلامحسين الهام سخنگوي دولت گفت که دولت مسئوليتي در ‏‏"طرح امنيت اجتماعي" ندارد. انتقاد غلامحسين الهام به رفتار نيروي انتظامي در خصوص طرح امنيت اجتماعي، اولين بار در ‏پاسخ به پرسشي در خصوص تفاوت برخورد هاي صورت گرفته با جوانان و مواضع آقاي ‏احمدي نژاد در تبليغات انتخاباتي رياست جمهوري ابراز شد ، اما طي دو هفته اخير دست کم دو بار ديگر آقاي الهام نظرات ‏مشابهي را اعلام کرده است.‏

سخنگوي دولت در ۲۳ آذر اعلام کرده بود: "دولت مخالف برخي برخوردها در چهارچوب طرح امنيت اجتماعي، به ‏خصوص با جوانان است... نيروي انتظامي در برخورد با ناهنجاري ها و تخلفات، به عنوان ضابط قضايي و ‏تحت نظر قوه قضاييه انجام وظيفه مي کند و رفتارش هنگامي که ضابط قضايي مي شود، ارتباطي با دولت ‏ندارد". و نباید به حساب دولت گذاشته شود.

علاوه بر اين ، غلامحسین الهام به تازگي در جلسه هفتگی خود با خبرنگاران گفت : "اگر پلیس تعریفش این است که با ناهنجاری های مجرمانه برخورد می کند، باید با نظر و مدیریت دستگاه قضایی عمل کند. رئیس این بخش قوه قضائیه، دادستان است و دولت هم دخالتی ندارد."

آقای الهام ادامه داد: "اگر نیروی انتظامی می خواهد کار اجرایی کند، باید با دولت هماهنگ کند ... رئیس جمهور از وزیر کشور خواسته که از نیروی انتظامی بخواهد که طرح خود را ارائه کند، ولی هنوز طرحی ارائه نشده است."

این اظهارات آقای الهام با واکنش هایی مواجه شد و اعتراضاتي را ‏برانگيخت. در همين ارتباط، روزنامه حزب‌الله  به نقل از سردار اشتري رئيس پليس امنيت نيروي ‏انتظامي نوشت: " اگر بخواهيم برخي انتقادها از اين ‏طرح را حمل بر صحت كنيم، بايد آن را ناشي از بي‌اطلاعي بدانيم و گرنه طرح جامع عفاف در عالي‌ترين ‏مراجع قانوني از جمله شوراي عالي انقلاب فرهنگي به تصويب رسيد و از سوي رياست محترم جمهوري ‏براي اجرا به ناجا ابلاغ شده است... در صورتي كه نياز به انتشار اسناد و اطلاعات مربوط به اين ‏هماهنگي‌ها باشد به زودي اين كار صورت خواهد گرفت تا همه بدانند تفاوت مواضع علني با آنچه در جلسه‌ها ‏و مكاتبه‌ها اظهار مي‌شود، چه اندازه است."‏

در ادامه واکنش هاي انجام شده به سخنان سخنگوي دولت ، ‏اسماعيل احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي كه باجناق آقاي احمدي نژاد است ضمن تأکيد بر اينکه "اين گونه اظهارنظر براي من جاي تعجب دارد" ‏گفت: "طرح ارتقاي امنيت اجتماعي‏‎ ‎بسيار روشن است و جزئيات آن اعم از سياست‌ها، اهداف و دسته‌بندي‌ها، طي سه‎ ‎جلسه با حضور ‏رييس‌جمهور تشريح شد و مصوبه‌هاي بسيار متقني در اين زمينه‎ ‎داريم. ‏"‏

فرمانده نيروي انتظامي با تصريح بر اين که "درباره اظهار بي‌اطلاعي سخنگوي دولت خيلي توجيه نشده‌ام" ‏اشاره کرد: "مصلحت نمي‌دانيم خيلي به اين مسايل وارد شويم ... اما اگر دوستان فكر مي‌كنند نياز به‎ ‎اين است ‏كه ما مستندات خود را بفرستيم اين كار را مي‌كنيم. مستنداتي كه در دستمان است همان‌هايي است كه دولت ‏براي نيروي انتظامي‎ ‎فرستاده كه ما هم شماره‌هاي مستندات را براي آنها مي‌فرستيم."‏

در اين ميان ، برخي معتقدند كه مخالفت دولت در آستانه انتخابات مجلس با "طرح امنيت ‏اجتماعي" ، مقطعي است و با توجه به مقتضيات زمان صورت مي گيرد ‏و عقب نشيني دولت از طرح امنيت اجتماعي ، انتخاباتي مي باشد زيرا براساس آمار اعلام شده در همايش ارتقاي امنيت اجتماعي و اخلاقي در روز پنج شنبه بيست دوم آذرماه در گرمسار،  ۸۵ درصد از بازداشت شدگان در طرح امنيت اجتماعي ‏نيروي انتظامي طي ۶ ماه اول سال ۸۶ ، بين ۱۶ تا ۲۶ ساله بوده اند. خبرگزاري ايرنا نيز اعلام كرد که "۹۰ درصد دستگير شدگان در سنين ۱۶ تا ۲۶ سال قرار دارند و ۷۰ درصد ‏بازداشت شدگان به علت تهيه و توزيع تجهيزات ماهواره نيز در سنين ۱۶ تا ۲۶ سال قرار دارند".‏

بر اساس آمارهاي اعلام شده ، در سنين 16 تا 26 سال تنها جمعيت دانش آموزان ‏مقطع متوسطه، دانشجويان دولتي و دانشجويان دانشگاه آزاد، چيزي حدود 6ميليون 408 هزار نفر هستند. ‏براساس همين آمارها جمعيت فعال كشور23 ميليون و466 هزار نفر برآورد شده است كه اگر 60 درصد آنان ‏در سنين مذكور باشند، چيزي حدود 14 ميليون نفر درجمعيت فعال ميان 16 تا 26 سال قرار دارند ، به همين دليل گفته مي شود که برخورد با سنين 16 تا26 ، مي تواند در انتخابات آينده نقش تعيين كننده اي داشته باشد. ‏

همزمان با انتشار اظهارات آقاي الهام ، "محسن اسماعيلي" از اعضاي شوراي نگهبان که در اين نهاد يکي از همکاران غلامحسين الهام است، گفت: "اظهار ‏تأسف مي‌کنم از اين که گاه مسائل انتخاباتي به برقراري امنيت تأثير مي‌گذارد و افراد با وعده‌ها، مواضع و ‏صحبت‌ها براي جمع‌آوري رأي بيشتر، به طور مثال اقدامات ناجا يا ساير دستگاه‌ها را زير سؤال مي‌برند".

 

+ خزاعی |

 

 

يك بام و دوهوا ؟

 

همان نمايندگاني که برداشت يک ميليارد دلار را در زمان خاتمي از صندوق ذخيره ارزي خيانت خوانده ‏بودند، در پانزده دقيقه طي يک رأي گيري، مجوز برداشت پانزده هزار ميليارد تومان ، معادل بيست ميليارد دلار را از صندوق ذخيره ارزي که از کل ‏بودجه سال هاي جنگ بيش تر است، به دولت دادند.‏ البته بعضي از نمايندگان به اين مصوبه اعتراض داشتند .

 

يكي از معترضين "حسن سبحاني" عـضـو كـمـيـسـيـون بـرنـامـه و‎ ‎بـودجه مجلس بود . به گزارش ايسنا، حسن سبحاني نماينده دامغان كه يكي از اصلي‌ترين نـظـريـه‎ ‎پـردازان اقـتـصـادي جناح اصولگرايان تلقي مي‌شود، در اعتراض به اين مصوبه گفت :  «با عنايت به اينكه بر اساس قانون، بايد‎ ‎در زمان ‏بودجه از حساب ذخيره ارزي برداشت كرد، آن پيشنهاد كه در غير زمان‎ ‎بودجه بوده و اصلاح برنامه هم در ‏كار نبوده است در آن لحظه قابل طرح نبود‏‌سبحاني خطاب به حداد عادل، گفت: «اين 15 هزار ميليارد تومان ‏در حال حاضر‎ ‎معادل 20 ميليارد دلار است كه برابر بودجه عمراني كل كشور در سال 86 است و‏‎ ‎تصويب ‏آن در 12 - 10 دقيقه اتفاق افتاد.»

      ‌‏
‏‌‏حدادعادل در پاسخ به سبحاني، گفت: «با توجه
‎ ‎به اينكه اصل موضوع در جلسه گذشته به تصويب نمايندگان ‏رسيده است بايد منتظر بمانيم تا شوراي نگهبان هم بعد از ايرادگيري آن را به مجلس‏‎ ‎برگرداند

 

‏برداشت‎ ‎مكرر از حساب ذخيره ارزي و مصرف كردن موجودي آن در اموري غير از اهداف اصلي‎ ‎تشكيل ‏اين حساب، مـوضـوعـي اسـت كـه در مـاههاي اخير بارها مورد اعتراض اقتصاددانان و نمايندگان مجلس ‏قرار گرفته است.

 

محمدرضا باهنر نايب رئیس ‏مجلس هم در نشست ماهانه جامعه اسلامی مهندسین ‏گفت:« دولت معتقد بود حساب ذخيره ارزي ما بالاست و بنابراين بايد آن را خرج كرد اما ما ‏معتقد بوديم كه اين امر نبايد به رشد بي‌رويه نقدينگي مبدل شود و ما نگران اين نوع هزينه‌هاي ناشي از ‏فروش ارز بوديم و از اين‌گونه اتفاقات در دو سال اخير كم نيفتاده و بسيار هم بوده است.»

 

باهنر همچنين با اشاره به اين سخن رئيس‌جمهوري كه خطاب به كابينه خود گفته بود :«من ‏با سرعت 160 كيلومتر در جاده حركت مي‌كنم و بقيه نيز بايد با همين سرعت پا به پاي من حركت كنند»، ‏گفت: «كسي كه با اين سرعت مي‌رانَد بايد به همين نسبت هم در عملكرد خود دقت بيش‌تري داشته باشد، چون ‏اگر راننده راه را نشناسد و ناهنجاري‌هاي آن را پيش‌بيني نكند آنگاه تصادفات‎ ‎خيلي وحشتناك‌تر است.»

 

محمد ستاری فر استاد اقتصاد دانشگاه و رئیس سابق سازمان مدیریت و برنامه ريزی ‏هم در نامه بلندی به رئيس جمهور فاش کرد که تیم اقتصادی دولت فعلی اعتقادی به ذخيره ارزی ندارند.

 

مجلس هفتم در سـه سـال‎ ‎اخـيـر بارها بـراي امـور مصرفي و غـيـر سـرمـايـه گذاري مـجـوزهايي در‎ ‎اختيار ‏دولت قرار داده، اين در حالي است كه در هـفـتـه‌هـاي پاياني‎ ‎فعاليت مجلس ششم، تـصـويـب درخـواست دولـت ‏خـاتـمـي براي برداشت مبلغي نه‎ ‎چندان قابل توجه از اين حساب براي تكميل پروژه‌هاي نيمه تمام عمراني، ‏مورد اعتراض كـسـانـي قـرار گـرفـت كـه هم اكـنـون اصلـي‌ترين چهره‌هاي اقتصادي‎ ‎مجلس هفتم تلقي ‏مي‌شوند. اين گروه، درخواست دولت خاتمي و تصويب آن توسط‎ ‎مجلس ششم را چوب حراج به ثروت ملي و ‏حتي خيانت ‌ناميدند.‏

 

 

+ خزاعی |

 

 

مجلسي كه هم چوب را خورد و هم پياز را

 

آقاي احمدي نژاد در گزارش تلويزيوني خود پيش از تشرف به حج قرار بود در مورد علل و عوامل گراني و تورم موجود با مردم صحبت نمايد و راه حل هاي دولت را براي حل مسأله گراني بيان كند ولي ايشان بخش زيادي از گراني و تورم موجود را به گردن مجلس هفتم و مصوبه هاي آن انداخت .

 

اين اظهارات ، واكنش بسياري از نمايندگان را به دنبال داشت زيرا به قول "جواد جهانگیرزاده " نماینده اصولگرای مجلس در حالي كه « مجلس از همه ظرفیت‌های خود برای حمایت از دولت استفاده کرد » توقع چنين برخوردي را نداشتند .ولي برخلاف نظر نمايندگاني كه از اين موضوع ناراحت شدند ، دکتر صادق زیباکلام گفت :« من اتفاقاً با شنیدن این جمله بسیار خوشحال شدم. من هم اگر جای آقای احمدی نژاد بودم با مجلس با همین شیوه برخورد می‌کردم. دولت در مدت فعالیت‌ خود تا به حال 8 مقام بلندپایه اجرایی را برکنار کرده است. 6 وزیر،‌رئیس بانک مرکزی و رئیس شورای عالی امنیت ملی. در واقع به طور متوسط در هر 4 ماه یکبار یکی از مقامات اجرایی حذف شده‌اند. همین حالا هم صحبت از برکناری وزیر علوم و وزیر راه و ترابری است. مجلسی که این همه با دولت مماشات کرد و در قبال تمام سیاست‌ها و حرکات و تصمیمات دولت حرفی نزد حقش بود که این اظهارات را بشنود. در واقع باید گفت که حق مجلس نبود. مجلسی که با هر سازی که دولت زد هماهنگ شد جای آن نبود که همه مشکلات به گردن او بیفتد. این درس عبرتی است برای مجلس که تا این اندازه مطیع نباشد و منافع ملی،‌منافع کلان کشور و منافع موکلان خود را در نظر بگیرد. من سئوالم از نمایندگان این است که اگر مجدداً انتخاب شوند می‌خواهند باز هم در برابر دولت خضوع و خشوع کنند. شما سوگند یاد کرده‌اید که مدافع حقوق ملت باشید. فرضاً که کسانی هم از انتقادات شما ناراحت شوند. آیا می‌توانید بگویید که در این 4 سال از منافع موکلان خود به درستی دفاع کرده‌اید؟»

           
در اين ميان ، واكنش برخي از نمايندگان به اظهارات رئيس جمهور آن بود كه خواستار تعريف صحيح تر ميزان حمايت وتعامل بين دولت و مجلس شدند زيرا به نظر آنان ، معناي حمايت از دولت دچار خلط مفهومی شده است . جهانگیرزاده در همين ارتباط گفت : «به نظر من این یکی از آسیب‌های جدی ارتباط دولت و مجلس است. نقادی حق مجلس است و کار مجلس تنها مداحی دولت نیست بلکه باید به وکالت از سوی ملت اشکالات را پیگیری کند. فضای تعاملی به معنای چشم بستن بر موارد نقدآمیز نیست و نخواهد بود. نمایندگان بر اساس قانون اساسی موظف هستند و همچنین در پیشگاه ملت تعهد کرده‌اند که حقوق مردم را پیگیری کنند...از ابتدا هم معنای حمایت از دولت در مجلس دچار اختلال و خلط مفهومی شد. این امر باید مورد واکاوی قرار گیرد. دولت نباید انتظار داشته باشد از مجلس فقط ندای موافقت بشنود. مجلس چشمان مراقب ملت است. حمایت از اصول بنیادین دولت هموراه در سرلوحه فعالیت‌های مجلس قرار داشته است. اما هر نهاد اجرایی در انجام امور،‌دارای اشکالاتی است و مجلس باید این مسائل را گوشزد کند. مجلس وقتی لایحه‌ای را تورم‌زا دانست باید تذکر دهد و باید به دولت گوشزد کند. این اشکالات وجود دارد و به نظر من باید معاونت حقوقی و پارلمانی دولت بیشتر از این فعال باشد و مبانی این رابطه را تصحیح نماید.»

 

عماد افروغ ، عضو کمیسیون فرهنگی مجلس و نماينده اصولگراي تهران هم مي گويد : « تعامل مجلس هفتم و دولت نهم اصلاً تعامل موجهی نبود شاید به صورت ظاهری از همنوایی و همسویی برخوردار بود اما آنجا که مجلس وظیفه قانونی خود را به نام همسویی کنار می گذارد نتیجه ای جز این وضع دربر نخواهد داشت.»       
وی خطاب به نمایندگان مجلس یادآور شد: «شما در رأس امور هستید و باید این در رأس بودن را درک و فهم کنید و آن را باور کنید و به خاطر مصلحت های گروهی کوتاه نیائید.»
                   
افروغ ادامه داد: « اگر مجلس ، مجلس بود و اگر مجلس جایگاه ساختاری خود را خوب فهم می کرد و اسیر تعاملات یکسویه نبود و تحت سلطه و پارلمان گرایی دولتی قرار نمی گرفت این حال و روزش نبود...از آنجا که مجلس در رأس امور است ، بنابراین همه مسئولیت ها متوجه مجلس است . در این مورد حق را به رئیس جمهور می دهم . این مجلس که به نام دولت گرایی پارلمانی و تحت تأثیر لابی ها  منفعل عمل کرده و کاملاً در جهت منافع دولت عمل نموده طبیعی است که در چنین زمانی توپ ها به سوی او پرتاب شود.... این تاوان رفتارهای خود مجلس است اما اگر مجلس جایگاه خود را درک می کرد و به نظارت خود عمل می کرد و از مصوبات مراقبت می نمود امروز ما این مشکلات را نداشتیم و اگر رئیس جمهور توپ به سوی مجلس می انداخت آنگاه مجلس مسئولیت پذیر می پذیرفت، اما مطمئن هستم عده ای از نمایندگان این را نمی پذیرند زیرا مجلس، مجلس نبود. ...از یک طرف مجلس نقش خود را در جهت نظارت و نقادی لازم ایفا نکرد و از طرفی دیگر به خاطر همین کوتاهی حق اوست که مقصر اصلی به شمار آید.... اگر مجلس کوتاهی نمی کرد و از شأن خود استفاده می کرد، امروز بدون حرف و حدیثی می توانست بپذیرد که مسئول اصلی هر اتفاق چه مثبت و چه منفی، این خود مجلس است....در این بین اتفاقی افتاده است و آن این بود که به نوعی مجلسی ها هم چوب را خوردند و هم پیاز را. از آن جهت که کوتاه آمدیم باید پاسخگو باشیم که چرا کوتاه آمدیم ، از نظر من این طبیعی است اگر کوتاه بیائید محکم می خورید. شما سفت نیامدید مقصر شناخته شدید.»           

افروغ همچنين در گفتگو با خبرنگار پارلمانی مهر گفت : «هم اکنون در شرایطی هستیم که کاملاً این موضوع جا افتاده که دولت در رأس امور است، البته نمی گویم همواره مجلس در رأس امور بوده اما این اندازه نیز نقش مجلس کمرنگ نشده بود...هم اکنون نسبت به نظارت مجلس یک فضای ناامیدی در خانه ملت حکمفرما شده است، تقریباً همه می دانند عده ای در مجلس هستند که کاملاً در اختیار دولت هستند و کاملاً مصلحت خود و جناح خود را در یک تعامل گرایی یک سویه در یک دولت گرایی پارلمانی می بینند که قابل قبول هم نیست.»

 

اعتماد هم به قلم سيدصفدر حسيني نوشت :« متأسفانه مجلس در تنظيم بودجه ها و طرح ها و متمم هاي مکرر دولت با انفعال برخورد کرد. مجلس سعي کرد که مسائل ملي را جناحي ببيند و از اين رو در نظارت بر برنامه و سياست هاي اقتصادي دولت کم توجهي نشان داد. در ابتداي سال جاري رئيس مرکز پژوهش هاي مجلس با شجاعت اعلام کرد تورم در سال جاري به بالاي 20 درصد مي رسد. با اين حال، به رغم جايگاه کارشناسي اين مرکز نزد مجلس ، به هر دليلي به اين گزارش بي توجهي شد. به راستي مجلس "هم چوب را خورد و هم پياز را "، يعني پيش از دولت نسبت به تورم بالا هشدار داد و به وظيفه نظارتي خودش عمل نکرد، و اين در حالي است که حالا دولت مدعي مجلس شده است. »

 

+ خزاعی |

 

                         عید  مبارک

 

             


غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند.

 

غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است         .          


آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.


و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوّت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت ‏.

 

غدير ، روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى ، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه ......

 

                                                  روز اسلام و قرآن و عترت .

 

 عید غدیر ،

 

       تداوم «رسالت محمــد (ص)» در «ولایت علــی»(ع) 

 

                        بر پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام مبارك باد .

 

 

 

 

+ خزاعی |

 

 

فوتبال در چنبره سیاست

 

کسانی که برنامه ۲۲۵ دقیقه‌ای «۹۰» این هفته را دیدند، به راحتی توانستند پی ببرند که اگر فدراسیون، رئیس ندارد و انتخاباتش به تعویق افتاده، اگر تیم ملی بلاتکلیف و فاقد سرمربی است، مسبب اصلی آن "محسن صفایی فراهانی" رئيس كميته انتقالي فدراسيون فوتبال و نماينده فيفا در كميته و دو همکارش خبیری و غفاری نیستند؛ بلکه ديگران موجب اين وضعيت شده اند و همان ها هستند كه باید پاسخگو باشند.

 

اميرحاج‌رضايي در اين زمينه اظهار داشت: « صحبت‌هاي صفايي‌فراهاني بيشتر به دلم نشست. او صادق‌تر بود و به هيچ‌عنوان توهين نكرد. درضمن بايد از مسئولان سيما تشكر كنم چون در اين مدت هيچ‌گونه فرصتي به فراهاني داده نشده بود و بيشتر مخالفان او در تلويزيون صحبت مي‌كردند. صفايي‌فراهاني در برنامه 90 بيشتر با مدرك صحبت كرد و به هيچ‌عنوان الفاظ نامناسب بكار نبرد .»

 

عجیب ترین و شگفت انگیز ترین نکته برنامه آن بود که مسئولین سازمان تربیت بدنی به رغم اینکه خودشان دعوت برنامه نود را رد کرده و بنا به مصالح فوتبال! از شرکت در برنامه و گفتگوی رو در رو سر باز زده بودند اما از بی عدالتی صدا و سیما در این موضوع به شدت گلایه داشتند!

 

و امّا.....

 

1- سیاست همیشه برای خيلي ها واژه ترسناکی بوده است که چون مي گويند پدر ومادری برای آن وجود ندارد ، پدران و مادران ما دستانمان را محکم می گرفتند تا وارد وادی آن نشویم. سیاست چهره ای کریه و زشت برایمان به یادگار گذاشته که برخي نه تنها هیچ تمایلی براي نزدیک شدن به آن ندارند بلکه حتی بیشترین سعی شان دوری از آن است هر چند در این شرایط، بسياري از ما سیاست زده گشته ایم.

 

2- ورزش ، اما حوزه ای دیگر و متفاوت از سیاست است، برعکس سیاست،پدران و مادرانمان حتی ما را به این راه می کشاندند و با دادن یکدست لباس ورزشی یا توپ ، انگیزه مان را برای فعالیت ورزشی افزایش می دادند.

اكنون هم مردم به ورزشکاران ومدیران ورزشی احترام می گذارند و آنان را پهلوان می دانند . برای مردم ديدن ورزشکاران دلگرم کننده است زيرا گویی پس از ياد خدا ، با ورزش هم ، انسان به آرامش می رسد ، چرا كه در ورزش می توان بدنبال «صداقت» بود و آنرا یافت و با همان فرهنگ سازی کرد. صداقت میوه کمیابی است که درسیاست شاید ممنوع گردد اما در ورزش بعنوان حلقه اتصال و محلی برای دوستی ها همیشه پابرجاست. 

     

3- اما امروز ورزش مان هم گویی از «صداقت» و «اخلاق» دور شده است. اینکه برای انتخاب فردی از هر روشی استفاده گردد و شخصیت انسان ها به هیچ انگاشته شود . اینکه در انتخاباتی از انسان بعنوان ابزار استفاده گردد . اینکه در تمرین تیم ، درگیری ها بوجودبیاید و بازیکنان نتوانند در قالب «تیم» فعالیت کنند . اینکه ورزشگاه های ما پر ازتوهین و تخریب و ناسزا باشد . اینکه کمیته انضباطی ما پر از پرونده های قطور باشد .اینکه مربیان ما حرمت استادی و شاگردی را بجا نیاورند و اینکه برای حذف رقیب هر کاري که لازم باشد انجام می گیرد .

باور کنید تصادفی نیست. ورزش در همه جای دنیا شاید باسیاست گره خورده باشد اما در همه جای دنیا «بی اخلاقی ها» اینگونه نمود ندارد ومطمئناً جامعه خود برخورد سختی با آن خواهد داشت. 

  
4- تا دیروز در سیاست اینگونه بود که سیاسیون تصمیم می گرفتند و مردم اجرا میکردند و حالا در ورزش هم سیاسون تصمیم می گیرند و با نام ورزشکاران و مديران ورزشی به انجام می رسد. برگزاری انتخابات باید ساحل آرامشی برای فوتبالمان باشد اما گویی این تلاطم پر خروش و این امواج مخرّب همچنان ادامه دارد چراکه "اسم" ها بنام ورزشی ها و به کام سیاسیون به صندوق ریخته می شود . کسی از اثرات مخرب چنین تصمیم هایی در سطح جامعه باخبر است؟ آیا می توانیم بخود بقیولانیم که نمونه چنین رفتارهایی در جامعه و فرهنگ مردمان نمودی نخواهد داشت؟

واقعاً فدراسیونی که از پایه اینگونه کج ساخته می شود در ادامه چگونه خواهد بود؟

 



+ خزاعی |

 

از "عمرسعد" تا  .....

 

اول سراغ یهودیان رفتند؛ من یهودی نبودم، اعتراض نکردم.


سپس به لهستان حمله کردند؛ من لهستانی نبودم، اعتراض نکردم.


آنگاه لیبرال ها را تحت فشار قرار دادند؛ من لیبرال نبودم، اعتراض نکردم.


بعد از آن، نوبت به کمونیست ها رسید؛ من کمونیست هم نبودم، اعتراض نکردم.


....
و سرانجام سراغ من آمدند؛ هرچه فریاد کردم و کمک خواستم، کسی باقی نمانده بود که اعتراض کند.



"                                                                     
برتولت برشت".



ماجراي "لجن مال" کردن چهره های انقلاب، حکایت امروز ماست كه گویا به ارزشی نوین در قاموس سیاسی ایران تبدیل شده است و هیچ فرقی نمی کند فردی که شخصیت اش منکوب و سوابقش لگدمال می شود، در کدام جناح قرار دارد. مهم این است که "با ما نیست" و این، بزرگترین "دلیل" است بر حقانیت ما برای آزردنش، تهمت زدنش و تمسخر کردنش!

 

در خبرها آمده بود كه حاج منصور ارضی، مداح مشهور تهران و همراهِ امروز سفرهای استانی آقای احمدی نژاد ، در مراسم دعای عرفه در حسینیه صنف لباسفروشان گفته است : « مداح كه نبايد فقط مداحي كند و من هم مي خواهم حرف هاي خودم را درباره مسائل روز بيان كنم . به "عمر بن سعد" فرمانده لشکریان یزید در روز عاشورا  گفتند كه با قتل امام حسين (ع) به ملك ري که بدان وعده داده شده ای  نمي رسي .او با تمسخر پاسخ داده بود:اگر به گندمش نرسم به جوي طويله اش كه خواهم رسيد. برخي ابن سعدهاي دوران ما هم اينگونه اند و اگر به گندم رياست جمهوري نرسيدند به جوي شهرداري كه رسيده اند و اين برايشان كافي است!»


 

هرچند حاج منصور ارضي ، نامی از قالیباف نبرده ولی فحوای کلام، اشارتی صریح به شهردار کنونی تهران دارد که روزگاری کاندیدای ریاست جمهوری بود.

 

آنچه تأسف دارد، گسترش "فرهنگ لجن مال کردن شخصیت ها"ست .کمی از از ارتفاعی بالاتر به صحنه سیاسی ایران بنگرید : شرم آور است! هر کسی به خود اجازه می دهد دیگری را زیر بار فحش و ناسزا و تهمت و توهین و انگ های سیاسی و مالی و اخلاقی و... بکوبد تا مثلاً حقانیت خود یا رئیس اش را ثابت کند! و چه صحنه مشمئز کننده ای!

 

در این عرصه پر از نفاق که در آن از "مردم و مقدسات"، بیشترین هزینه ها می شود، بیچاره مردم که مانند پیاده هایی در میانه جنگ سواران قدرت طلب پایمال می شوند و استخوان هایشان در هم می شکند و البته صدایشان به گوش کسی نمی رسد.

 

راستی اگر قرار باشد همه چهره های انقلاب را یکی پس از دیگری بکوبیم و پایمالشان کنیم و از آنها شمر ذی الجوشن و معاویه و عمر بن سعد و طلحه و زبیر بسازیم ، برای آینده این کشور دیگر چه كسي باقي می ماند ؟! اگر قالیباف که سوابقی چون فرماندهی لشكر پنج نصر خراسان، فرماندهی نیروی هوایی سپاه، فرماندهی نیروی انتظامی و احراز صلاحیت برای منصب ریاست جمهوری از سوی شورای نگهبان و حداقل سه حکم مستقیم از مقام معظم رهبري دارد، "عمر سعد" باشد، تکلیف دیگران چیست؟

 

اگر قرار باشد چشمانمان را ببندیم ودهانمان را باز کنیم و برای خوش آمد صاحبان قدرت، دیگران را زیر سیل فحش و تهمت و مقایسه های مضحک غرق کنیم، سنگ بر سنگ بند نمی شود . در چنان هنگامه ای شگفت انگیز نخواهد بود که فردا نیز  منصور ارضی  به"شریح قاضی" تشبیه شود ، هم او که پس از عمری عبادت خدا، فریفته امتیازات مادی جریان سیاسی حاکم شد و بر سر منبر به مباح بودن ریختن خود حسین (ع) فتوا داد.

 

تردیدی نیست که هیچ کس نافی نقد و حسابکشی نیست و اگر ثابت شود که قالیباف و دار و دسته اش در شهرداری در حال جمع آوری منابع مالی نامشروع هستند، حتماً بایدمحاکمه شوند . قالیباف معصوم نیست که مخالفت با وی، کفر و ارتداد محسوب شود، هرشهروندی می تواند نسبت به عملکرد شهردار شهرش، ناراضی و منتقد باشد و این حق اوست، ولی چرا باید از اینگونه مفاهیم استفاده شود؟


به راستی قالیباف چه گناهی کرده است که مستحق چنین تهمت ها و القاب عجيب و غريب است؟ آیا از نظر آقایان ، گناه او ، رقابت با آقای احمدی نژاد است؟ آیا فقط آقای احمدی نژاد یا افراد مورد تأیید آقای ارضی باید پا به میدان خدمت به مردم بگذارند؟ در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی ، برافروختن چنيین آتشي چه حکمت و فایده ای دارد؟

 

آیا تاکنون از مراجع عظام تقلید یا عارفان و اولیای الهی چنین اظهارنظرهای عجیبی دیده شده است که صریحاً روی منبر بگویند فلان آدم عمرسعد و شمر و ...است؟! حتی در مورد فردی مثل محمدرضا شاه مخلوع با تمام جنایت هایش ، مراجع تقلید و علمای اصیل و امام راحل(ره)، چنین شیوه ای را به کار نبردند و ادب و آداب منبر را رعایت کردند.

 

البته پيش از اين هم شاهد اظهار نظرهای شتابزده و غیراصولی از آقای حاج منصور ارضی بوده ايم ، اما گویا اخیراً برخی از محافل سیاسی که خود را در "آخر خط" تصور می کنند، سرمایه و چاره دیگری جز از استفاده و هزینه کردن از اينگونه افراط گویی ها پیدا نکرده اند و به خیال خود می خواهند پایگاه خود را در بین قشر متدین جامعه حفظ کنند .

 

گفته شده است در واکنش به صحبتهای حاج منصور ، برخي از فرماندهان جنگ خواستار پیگردقضایی موضوع شده اند كه خبر ارسال این نامه به دفتر آیت الله شاهرودی را خبرگزاری مهر اعلام كرد و نوشت: جمع زیادی از همرزمان و فرماندهان عالی رتبه دوران جنگ تحمیلی با امضای نامه اي اعتراض آمیز ، ضمن ابراز تأسف از آلوده کردن مناسبت های دینی و معنوی و بویژه دعای پرفیض عرفه به برخی بد اخلاقی هاو مقاصد سیاسی، خواستار رسیدگی به اهانت مداح مذکور به محمد باقر قالیباف شهردار تهران که از فرماندهان پرتلاش و ارزنده دفاع مقدس بوده ، شده اند.

 

به هر حال ، سیاست و مناصب دنیوی اعم از ریاست جمهوری و شهرداری و حتی مداحی ، مثل دنیا فانی و گذرا است . آیا آقای ارضی، می توانند فردای قیامت پاسخگوی این نوع سخن گفتن خود باشند؟

 

 

 

+ خزاعی |