
نگاهي به گزارش آقاي احمدی نژاد
در حالي كه حدود 30 ماه از آغاز زمامداري آقای احمدی نژاد و دولت نهم مي گذرد و تنها 18 ماه از عمر دولت ايشان باقي مانده است ، يكشنبه شب 25 آذر 1386 آقای رئيس جمهور در یک گفتوگوی تلویزیونی كه بصورت زنده از دوشبكه پخش مي شد شركت كرد تا از اوضاع اقتصادي، به ويژه دلايل تورم افسار گسيخته و نقش دولت در آن سخن بگويد . اين مصاحبه گويا در نهاد ریاست جمهوری صورت مي گرفت كه فرشهای آن وقتی آقاي احمدي نژاد به صدارت رسید با چه غوغایی جمعآوری گرديد ، اما در طول مصاحبه همان قالي ها در زیر پای ایشان خود نمايي مي كرد .
در اين مصاحبه ي تلويزيوني كه تصوير خانه ي خدا" در پشت سر رئيس جمهور قرار داشت ، آقاي "حيدري" مجري مأخوذ به حياي تلويزيون به كم گويي و بيشتر شنوندگي به جاي گويندگي پرداخت .اگر چه آقای حیدری مجری خوبی است و کارش زمین تا آسمان با برخی مصاحبه های متملقانه یا برخی مصاحبه های ابتدایی توسط پاره ای مجریان بی تجربه یا تازه به دوران رسیده، متفاوت است ، اما اگر اجازه می دادند دو سه نفر از روزنامه نگاران یا کارشناسان مستقل اقتصادی نیز در مصاحبه ایشان را همراهی می کردند ، بهتر بود .
در تاریخ جمهوری اسلامی سابقه ندارد برای رئيس جمهوري تا به این اندازه پوشش تبلیغاتی داده شود. مصاحبه ایشان در پربینندهترین ساعات شب در یک شبکه سراسری تلویزیونی و همزمان در شبکه سراسری رادیو پخش شد در حالی که در هیچکدام از شبکههای دیگر هیچ برنامه جذاب دیگری پخش نمیشد تا همه پای این مصاحبه بنشینند.
ساخت گفتاری ریاست محترم جمهور، در اين مصاحبه مطبوعاتی ، از یک تغییر مهم حکایت داشت.آقاي احمدینژاد، از زمان تبلیغات انتخاباتی تا همین چند ماه پیش، در هنگام سخن گفتن ، در چهره یک عمل کننده مصمم ظاهر میشد که برای همه امور کشور، راهحلهای فوری و قطعی دارد. راه حلهایی که به عقل دیگران نرسیده و یا اگر هم رسیده ، به دلیل رویکردهای غلط و حتی منافع شخصی و گروهی به عمل درنيامده است. آقاي احمدي نژاد تا پيش از اين براین باور بود که در نتیجه اقدامات سریع او ، چنان صحنه کشور با تحولات رادیکال و درخشان مواجه خواهد شد که از زبان و سخن و ادعا فراتر خواهد رفت.
اين مصاحبه ، به دو بخش اصلی تقسیم شده بود. بخش اول، ...................
روزنامه يک ميليونی رایگان دولتي

خبر انتشار روزنامه دولتي "خورشيد" با تيراژ يک ميليون نسخه و توزيع رايگان آن که از چندي پيش اعلام شده، نشان از آن دارد كه گويا روزنامه هاي وابسته به جناح راست و حتي صدا و سيما نتوانسته رضايت آقاي احمدي نژاد را فراهم کند لذا تصميم دارند از اين نشريه به عنوان يک رسانه اختصاصي و فراگير استفاده کنند.
در حال حاضر گرچه نزديك به ده روزنامه وابسته به جناح راست عملاً از مبلّغان دولت هستند اما كم مخاطب بودن آنها ، موجب شده که دولت باز هم به فکر روزنامه جدیدی باشد .
پيشتر منابع خبري نزديک به دولت آقاي احمدي نژاد اعلام کرده بودند که "خورشيد" به وسيله سازمان تأمين اجتماعي منتشر خواهد شد. قطع آن با ديگر روزنامهها تفاوت دارد و سيستم توزيع جديدي براي اين نشريه دولتي تعريف شده تا اين يك ميليون نسخة علاوه بر فروش دکّه اي، توزيع رايگان نيز داشته باشد .
سازمان تأمين اجتماعي كه در حال حاضر بزرگترين سازمان اقتصادي كشور است، 28 ميليون نفر را تحت پوشش تأمين اجتماعي دارد و گردش مالي آن در سال حدود 8 هزار ميليارد تومان است و در سراسر كشور بيش از 120 هزار كارمند و كارگر دارد. این سازمان در مقوله درمان در كشور حرف اول را ميزند و بيمارستانها و مراكز درماني آن 2 برابر بيمارستانها و مراكز درماني وزارت بهداشت است.
با توجه به اين ها ميتوان نتيجه گرفت كه اگر خورشيد بخواهد آگهيهاي شرکتها و كارخانجات مربوط به 28 سازمان و نهاد تحت پوشش وزارت رفاه و تأمين اجتماعي ، از قبيل سازمان تأمين اجتماعي، سازمان بازنشستگي، كميته امداد و بنياد مستضعفان و... را از آنِ خود كند كه هر يك از اين سازمانها صدها كارخانه و شركت دارند ، به راحتي از بودجه آن ها تغذیه خواهد شد.
برخي صاحبنظران درباره تبعات انتشار روزنامه " خورشيد" معتقدند، اين روزنامه در وهله اول با جذب آگهيهاي شركتهاي تحت پوشش دولت، ساير روزنامهها را دچار مشكل ميکند. چون وقتي يک روزنامه با تيراژ يک ميليون نسخه منتشر شود و در بسياري از اماکن به صورت رايگان توزيع گردد ، ديگر کسي تمايل ندارد به روزنامه هايي آگهي بدهد که چند هزار تيراژ دارند. اين موضوع ممکن است روزنامه هاي ديگر را نيز با مشکل مواجه نمايد.
يكي ديگرازنكاتي که صاحبنظران به آن اشاره ميکنند آنست كه رسانههاي مستقل ، با تحمل هزينههاي سنگين چاپ و انتشار و توزيع، چگونه خواهند توانست با اين غول رسانهاي دولت نهم مقابله كنند؟ به قول يک طنزنویس شايد منظور آقاي احمدي نژاد از "بردن پول نفت به سفره هاي مردم" همين روزنامه خورشيد بوده که قرار است به صورت رايگان به خانه ايرانيان برود.
آقاي "چاوز" و وبلاگ فارسي !
آقاي «چاوز» رئيس جمهور ونزوئلا ، داراي "وبلاگ فارسي" مي باشد که کارکرد آن دفاع همهجانبه از اقدامات چاوز براي مخاطبان ايراني است .
در اين وبلاگ آمده است كه : آقاي چاوز داراي برنامهاي هفتگي تلويزيوني با عنوان «الو رئيسجمهور» است که روزهاي يکشنبه هر هفته با حضور مقامات دولتي در شهرستانهاي مختلف، با پخش مستقيم تلويزيوني از کانال دولتي ونزوئلا، برگزار ميشود و از 4 تا 7 ساعت طول ميکشد.
آقاي چاوز در برنامه الو رئيسجمهور ، ضمن ارائه گزارشي از فعاليتهاي انجام شده در طي هفته، در مقام پاسخگويي به تمام شبهاتي که در طي هفته از طرف مراجع مختلف در مورد دولت مطرح شده بر ميآيد.
ديگر برنامههاي تلويزيوني آقاي چاوز ، حضور وي در برنامههاي مختلف، ديدارهاي رسمي، افتتاح پروژهها، بازديد از مراکز صنعتي و غيره ميباشد که البته اکثر آنها همراه با سخنراني ايشان است و طبيعتاً از طرف تلويزيون دولتي پوشش داده ميشوند. يكي از نکاتي كه در مطلبي از اين وبلاگ آمده ، آن است كه توضيح داده كه بر خلاف برخي ادعاها كه آقاي چاوز در هفته 40 ساعت سخنراني مي كند ، هيچگاه متوسط برنامههاي تلويزيوني ايشان اعم از برنامه هفتگي الو رئيس جمهور و برنامههاي ديگر که پوشش تلويزيوني داده ميشوند از 15 تا 20 ساعت در هفته تجاوز نميکند.
در ارتباط با موضوع «قصد مادام العمر شدن چاوز در رياستجمهوري ونزوئلا» از طريق اصلاحات قانون اساسي، نيز توضيح داده که آقاي چاوز در اصلاحات قانون اساسي پيشنهاد برداشتن محدوديت کانديدا شدن در انتخابات رياست جمهوري و نه تثبيت خود به عنوان رئيسجمهور دائم اين کشور را مطرح کرده است. همچنين اشاره نموده كه چاوز در کنار اين پيشنهاد، بر برگزاري همهپرسي براي رفتن يا ماندن رئيسجمهور کشور در مدت دوره رياستش با گردآوري تعداد مشخصي امضا از طرف مردم نيز تأکيد کرده است .
يكي دو ماهي است كه برخي از شخصيت هاي برجسته نظام همچون آقایان خاتمی و هاشمی رفسنجانی و كروبي نسبت به وضعیت و شرايط موجود هشدار می دهند ولي جریان حاکم و طرفداران دولت نهم ، اين ابراز نگرانی ها و هشدارها را با اتهامات و برچسب هایی نظیر «تلاش های مشکوک برای بحران سازی و ایجاد نگرانی کاذب در جامعه» پاسخ مي دهند و در تریبون های رسمی و غیررسمی موقعیت و شرایط داخلی و بین المللی کشور را بسيار مناسب و در طول تاریخ گذشته بی سابقه توصیف و حتي سیاست های دوره هاشمي رفسنجاني و خاتمی را فسادانگيز و موجب تضعيف كشور تبلیغ می کنند و موقعیت فعلی ایران را در عرصه بين المللي ،بی نظیر معرفي مي نمايند تا آنجا که آقاي احمدي نژاد در جلسات رسمی اعلام می کند که از این پس ما باید خود را برای اداره جهان آماده کنیم .
در چنين شرايطي به يكباره شاهد آن هستيم كه موضوع « آشتی ملی »از سوی برخی چهره های محافظه کار به محور تبلیغات آنان تبدیل شده و رسانه ملی نیز در تبلیغ و انعکاس آن تلاش می کند. براي هر فردي بسيار جالب است كه مي بيند صاحبان رادیکال ترین سیاست ها در داخل و خارج ، اکنون به یک باره مدعی دوستانه ترین و منعطف ترین شعارها یعنی شعار "آشتی ملی" شده اند تا آنجا که حتی حاضرند با کسانی که آقاي احمدي نژاد آنان را جاسوس و حامی جاسوس وخائن به کشور و دزد و غارتگر بیت المال و رانت خوار و بزغاله می نامد ، طرح دوستی و آشتی بریزند!
بسيار خوشحال خواهيم شد اگر ببينيم که دولت نهم و متحدان آن از چنان بلوغ سیاسی برخوردارند که براي رفع منازعات داخلی كه مانعي در راه اتخاذ شیوه ای عقلانی برای حل مشكلات كشور است ، از منافع حزبی و گروهی زودگذر خود به نفع منافع و مصالح ملی چشم مي پوشند . ولي جاي اين سؤال وجود دارد که چه اتفاقی افتاده است و کدام وضعیت ، محافظه كاران را ناگزیر از طرح «آشتی ملی» ساخته است؟
متأسفانه تبیین و تفسیری که طی روزهای گذشته توسط رسانه های وابسته به محافظه کاران و نيز صدا و سیما به عمل مي آيد حاكي از آن است كه کمترین نشانه ای از آمادگی و ظرفیت برای درک و فهم علل و عواملی که کشور را به چنین نقطه ای رسانده مشاهده نمی شود بلكه آنان همچنان بر طرح مسائل اختلاف برانگيز " افراطی و غیرافراطی "ادامه داده و حتي مشكلات كشور را بر گردن ديگران مي اندازند . در حالي كه واقعاً بايد پرسيد ، دو برابر شدن حجم نقدینگی طی دوسال گذشته و در نتیجه افزایش مهارگسیخته تورم، عدم حل مشكل مسكن ، بیکاری و ... چه ربطی به وجود یا عدم وجود عناصر افراطی در جناح اصلاح طلبان دارد؟
برخي معتقدند چون در آستانه انتخابات مجلس هشتم ، برخی از اصلاح طلبان ، شعار «ائتلاف برای نجات کشور» را پیشنهاد کرده اند و این شعار موجب خواهد شد كه اصلاح طلبان با انسجام بیشتری وارد عرصه انتخابات شده و در جامعه نيز انگیزه بیشتری برای شرکت در انتخابات ایجاد شود ، احتمالاً طرح شعار "آشتی ملی" حاصل هم اندیشی گروهی خاص با اهداف سیاسی معین و واکنشی برای خنثی سازی آن شعار باشد.
بايد توجه داشت كه بحث "آشتي ملي" اصولاً با هدف ايجاد "اتحاد" مطرح مي شود. در اين شرايط ، طرف هاي منازعه با محور قرار دادن يك مقوله ي اصلي ، اختلاف هاي سياسي دامنه دار را كنار گذارده و با به حاشيه راندن منافع شخصي يا گروهي، منافع ملي و مصالح كشور را بر ديگر مسائل و مباحث ارجحيت مي دهند و در جبهه اي متحد براي سربلندي كشور ، آستين همت بالا مي زنند.
حال بايد ديد اصولاً آشتی چيست؟ آيا آشتی، صرفاً يک تعارف لفظی است؟ يا واژه ای است که به يک پديده اجتماعی و روانشناختی اطلاق می شود؟ بی ترديد "آشتی کردن" يک فعل ساده و مطلق نيست ، زيرا فعل ساده و مطلق فعلی است که انسان در هر زمان و هر شرايطی که اراده کند می تواند آن را انجام دهد اما "آشتی کردن" پديده ای دو طرفه، پيچيده و نسبی است و با اراده مطلق "يک طرف" نمی توان آن را محقق ساخت . اگر فعل آشتی بين "دو طرف منازعه" تحقق يابد قطعاً با دلالت و همراهی اراده "هر دو طرف" امکان پذير خواهد بود. "آشتی" پديده ای است که با اعمال مشخص و در شرايط معينی می تواند صورت عينی به خود بگيرد.
حال بايد ديد آنان که از"آشتی" و "آشتی ملی" سخن می گويند و آن را در شرايط امروز كشور اقدامی لازم می دانند، آيا زمينه های لازم برای تحقق چنين پديده ای را نيز مورد توجه قرار می دهند؟ آيا توجه دارند که آشتی ملی چگونه و در چه شرايطی امکان تحقق پيدا خواهد کرد؟
ضرورت آشتی قطعاً از پس قهر، کينه و نفرت بوجود می آيد. اگر انسانها نسبت به يکديگر کينه و نفرتی نداشته باشند آشتی ضرورتی نمی يابد.
در تحليل "پديده آشتی" موارد زيادی است که می بايست مورد توجه قرار داد، زيرا تنها با توجه به اين موارد و تمهيدات متناسب پيرامون آنهاست که می توان شرايط و زمينه های آشتی را فراهم آورد.بخشي از اين موارد عبارتند از:
الف- توجه به نوع اقداماتی که منجر به ايجاد تنش ،کينه و نفرت بين طرفين منازعه شده است . چون به هر ميزان اين اقدامات از خشونت به دور باشد، امکان برقراری آشتی سهل تر خواهد بود.
ب- توجه به مدت و ميزان اقدامات کينه توزانه طرفين منازعه عليه يکديگر نيز از اهميت فوق العاده ای برخوردار است، چرا که اگر اقدامات کينه توزانه طرفين منازعه، از نظر مدت و اندازه در سطح متوازنی بوده باشد، بازهم امکان برقراری آشتی از شانس بيشتری برخوردار خواهد بود .
ج- توجه به ميزان لطمات وارده ناشي از منازعه بر هر يک از طرفين منازعه نيز موضوعی است که بايد در تحليل پديده آشتی مورد توجه قرار گيرد چرا که اين موضوع می تواند نقش تعيين کننده ای در استمرار دشمنی و کينه ورزی داشته باشد.
د- توجه به ميزان قدرت و توانايی طرفين منازعه در دوره کينه ورزی نيز از فاکتورهای مهمی است که می بايست در تحليل پديده آشتی مورد توجه جدی قرار گيرد، چرا که آسيب های ناشی از يک قدرت بيشتر و تواناتر، تأثير مخرب تری را موجب می شود و عمق کينه را افزونتر می کند.
ه- عمق و گستردگی کينه نيز بايد مورد توجه قرار گيرد زيرا اگر عمق و گستردگی کينه در بين طرفين منازعه اندک باشد، اميد بيشتری برای تحقق آشتی وجود دارد اما اگر عمق کينه و دشمنی بسيار زياد باشد کمتر اميدی برای آشتی وجود خواهد داشت.
بنابراين بايد پذيرفت که "پديده آشتی" به هيچ وجه يک پديده سياسی يا مکانيکی نيست بلکه پديده ای کاملاً روانشناختی و ارگانيکی است. "آشتی" يک شعار يا يک تعارف لفظی نيست بلکه ملاحظات مخصوص به خود را دارد. كه اگر آن ملاحظات مورد توجه قرار نگيرد هرگز آشتی پايداری شکل نخواهد گرفت.
موضوع مهم ديگری که در شکل گيری "فرايند آشتی" اهميت دارد، معين و مشخص بودن طرفين منازعه است، يعنی آشتی زمانی مطرح می شود که طرفين منازعه کاملاً معين باشند . تجارب نشان داده است که "پديده آشتی" بدون آنکه "طرفين منازعه" مشخص و معين باشد هرگز وجود خارجی نداشته است . به عبارت ديگر بايد ديد چه نيروهايی، بر سر چه مواردی با يکديگر اختلاف و دشمنی دارند؟ تا بتوان پيرامون "آشتی" آن نيروهای مشخص بر سر آن موارد مشخص بحث نمود.البته لازم به يادآوری است كه جنس آشتی در حوزه فردي با جنس آن در حوزه ملی متفاوت است ضمن آنكه بسياري نيز معتقدند كه طرح "آشتی ملی" بدون طرح "آشتی بين المللی" پديده ای ناقص خواهد بود.
به هر حال اصلاح طلبان ترجیح می دهند كه باورکنند دوستان محافظه کار واقعاً در طرح پیشنهاد آشتی ملی صادق و جدی هستند و اين حركت را در میان جریان های سیاسی کشور به فال نیک مي گيرند. اصلاح طلبان خوشحال خواهند شد اگر مشاهده کنند التزام محافظه کاران به منافع و مصالح ملی به حدی است که شهامت تجدیدنظر در مواضع گذشته و دوری جستن از روش هایی را که مصالح عالی کشور را با چالش روبه رو مي سازد ،دارند.
بدون شك تمامي افراد دلسوز به نظام وكشور ، عليرغم تفاوت هاي فکري و سياسي که دارند ، بايد از هرگونه طرح و پيشنهادي که به آشتي و وحدت منجر مي شود استقبال کنند و از هرگونه مباحث تفرقه انگيز ، خودداري و به جاي آن ، همکاري و همراهي و همدلي را در دستور كار قرار دهند.
تأملي بر گزارش نهادهاي اطلاعاتي آمريکا
روز سه شنبه 13 آذر گزارشي حاوي نظرات نهادهاي اصلي اطلاعاتي ايالات متحده از سوي شوراي ملي اطلاعات آمريکا انتشار يافت که در آن آمده است که «برنامه هسته اي ايران بعد از سال 2003 هدف دستيابي به جنگ افزارهاي اتمي را دنبال نکرده است. »
گزارشي که به نوشته روزنامه قدس: "مثل توپ صدا كرد " و همشهري در تيتر خود نوشت: "بوش زير فشار رسانهها." جوان درج كرد كه : "جنگ طلب مات شد." جامجم نوشت: "توفان اطلاعاتي بر پيكر دولت بوش." ايران نوشت: "شوك به كاخ سفيد."دنياي اقتصاد نوشت: "چرخش آمريكا دربرابر ايران." کيهان تيتر خود را اين چنين انتخاب كرد كه: "بوش، بازنده بزرگ گزارش اطلاعاتي آمريکا." اعتماد ملي نوشت: "اعتراف به 4 سال هياهو عليه ايران." روزنامه اعتماد از "زمينهسازي براي توافق بزرگ" خبر داد. خبرگزاري ايرنا گفت: " دولت آمريکا با خنثي کردن تبليغات قبلي عليه ايران، خود را براي انجام يک معامله بزرگ با اين کشور آماده ميکند." و در مجموع ، رسانه هاي داخلي ، گزارش نهادهاي اطلاعاتي آمريکا را موفقيتي براي ايران و شکستي براي آن كشور دانستند، ليكن در همين حال بسياري از تحليل گران توجه داده اند که اين گزارش مثبت نيست و مي تواند دامي باشد.
به عنوان مثال ، روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله خود توجه داد که آن چه در گزارش شانزده سازمان اطلاعاتي آمريكا آمده ، مي تواند خطرناک باشد . به نوشته اين روزنامه ، گزارش هاي اطلاعاتي آمريکائي شيطنت است و اين شيطنت مي تواند براي ...........
نگاهي به استفاده از « انرژي هسته اي »
مقوله آشناي انرژي هسته اي و آهنگ آشناي آن در گوش مردم ما ، اين ضرورت را ايجاب ميكند كه اطلاعات دقيقتري نسبت به اين فن آوري ارائه گردد و بنظر ميرسد در اين بين اطلاعات آژانس بين المللي انرژي هسته اي ميتواند مستند ترين و دقيقترين اطلاعات باشند. براي آشنائي هر چه بيشتر با وضعيت فعلي و آينده انرژي هسته اي در جهان، آمار و ارقام ذيل از گزارش مكتوب آژانس در اين مورد استخراج و تقديم ميگردد. اميد است كه اين اطلاعات و ارقام بتوانند افق فكري جديدي را براي علاقمندان پديدار نمايد.
1- در سطح جهان تا تاريخ 31 دسامبر 2003 مجموعاً 439 نيروگاه هسته اي مشغول فعاليت بوده اند. اين نيروگاهها در مجموع در سال 2002، 16% از توليد جهاني الكريسيته را عهده دار بودند كه در مقايسه با 16.2% سال 2001 قدري كاهش نشان ميدهد. در سال 2003 دو نيروگاه(چين) و در سال 2002 شش نيروگاه(4 نيروگاه در چين، 1 نيروگاه در جمهوري چك و 1 نيروگاه در جمهوري كره) و در سال 2001، 3 نيروگاه جديد(در ژاپن،جمهوري كره و روسيه هر كدام يك نيروگاه) وارد مدار شده و به موجودي نيروگاه ها افزوده شده اند. همچنين در سال 2003 عمليات ساختماني يك نيروگاه در هند آغاز گرديد.
2- بيشترين توسعه و افزايش نيروگاههاي جديد در آسيا متمركز ميباشند . از 31 راكتور اتمي در حال نصب در پايان سال 2003 ، 18 راكتور در كشورهاي آسيائي از جمله چين،جمهوري كره ،كره شمالي ، ژاپن و هند ميباشند. در آسيا بيشترين ظرفيت برق هسته اي متعلق به ژاپن و كره جنوبي است كه به ترتيب داراي 53 و 19 نيروگاه اتمي ميباشند كه هر دوي اين كشورها بعلت عدم برخورداري از منابع قابل توجه انرژي ، از اين بابت داراي نگراني دائمي هستند. در چين 8 نيروگاه عملياتي هستند و سه نيروگاه در حال ساخت مي باشد . هندوستان نيز داراي 14 نيروگاه فعّال و 8 نيروگاه در دست احداث دارد.
3- در اروپاي غربي، با تعطيلي 4 نيروگاه در انگلستان و 1 نيروگاه در آلمان، در حال حاضر 141 راكتور فعّال مي باشند . آخرين راكتورهايي كه به شبكه وصل شدند، 2 راكتور در 1999 بود . عليرغم مخالفت با وجود راكتورهاي اتمي در بلژيك طبق قانون مصوبه ژانويه 2003 ، و آلمان و سوئد و تصميم دولت انگليس در خودداري از جايگزيني نيروگاههاي تعطيل شده ، ظرفيت توليد برق هسته اي در سطح فعلي حفظ خواهد شد و افزايش و يا سرمايه گذاري جديدي در اروپاي غربي به غير از فنلاند ديده نمي شود . در اروپاي شرقي و جمهوريهاي سابق شوروي 68 نيروگاه در حال كار و 10 نيروگاه ديگر در حال ساخت هستند كه فدراسيون روسيه به تنهائي از خدمات 30 نيروگاه بهره برداري مينمايد.
4- در آمريكا ، از سال 1978 تا كنون احداث نيروگاه جديدي تصويب نگرديده است،گرچه 7 واحد كه از سال 1998 از مدار خارج شده بودند بازسازي و به شبكه وصل شده اند . در سال 2003 (NRC) يا ناظر قانوني فعاليتهاي هسته اي ، 9 فقره مجوّز موجود را به مدت 20 سال تمديد كرده و 17 تقاضا را تحت بررسي دارد و انتظار دارد حداقل 11 تقاضاي تمديد جديد را دريافت كند . در قالب برنامه اتمي 2010 نيز پاره اي اقدامات در جريان ميباشد . در كانادا نيز دولت تلاش دارد بدون احداث واحدهاي جديد ، 8 واحد از 22 نيروگاه خود را كه تعطيل كرده بود مجدداً به شبكه وصل نمايد . در آفريقا نيز دو واحد در آفريقاي جنوبي در دست احداث است و در آمريكاي لاتين در مجموع 6 واحد در آرژانتين، برزيل و مكزيك در دست احداث هستند .
نمايندگان ، مسئول كاهش نگراني
یکی از مشکلات جامعه امروزی ، وجود روز افزون نگرانی هاست. نگرانیهای افراد جویای کار ، افراد سرمایه گذار ، نگراني از تورم و گراني ها ، نگرانیهای عدیده شخصی و اجتماعی.
آیا تا به حال از خود پرسیده اید چرا بچه ها نگرانی ندارند یا کمتر نگرانی دارند؟ به نظر من چون مطمئن هستند کسی بالای سرشان هست که مشکلاتشان را متحمل شده و برطرف کند . غذا و لباس فراهم نمايد ، محل خواب را آماده کند ، به فکر پرداخت پول آب و برق و تلفن باشد و ... به همین دلیل بچه ها نگرانی ندارند و در عوض بزرگترها نگرانی بزرگ شدن بچه ها را نیز دارند .
در جامعه مدنی امروز ، با تقسیم کار ، برای برداشتن فشارهای نگران کننده از روی دوش مردم ، انتخابات انجام می شود تا مردم نماینده های خود را براي قوه مقننه و مجريه انتخاب كنند و سپس به آنها حقوق ، اختيارات و امکانات میدهند تا بجای موکلان خود مقداری از نگرانیها را متحمل شده و برطرف کنند تا آنها بتوانند بدون نگرانی به زندگی عادی و بدون دغدغه بپردازند.
بنابراین در جوامعی که دولت و نمایندگان مجلس وظایف خود را بخوبی انجام می دهند ، نگرانیها در افراد جامعه کمتر است و در نتیجه افراد مثل بچه ها از زندگی لذت می برند .حال حساب کنید جامعه ای هم خرج نماینده را بدهد و هم نماینده به جای برداشتن نگرانیها ، خود نگرانی تولید کند ، چه فشار طاقت فرسا و نگران کننده ای بر افراد آن جامعه بار خواهد شد.
میگویند فردی در روزنامه ، آگهی استخدام داده بود که جویای کسی است که بتواند نگرانیهایش را برداشته و حمل کند. فردی مراجعه کرده و به استخدام او در آمده بود تا نگرانیهای این فرد را بر دوش خود بکشد. دوستی از این مرد می پرسد: شنیده ام فردی را برای بردن نگرانیهایت استخدام کرده ای؟
میگوید : آری .
می پرسد : خوب ! ماهیانه چقدر حقوق به او میدهی؟
میگوید : ماهی ده میلیون تومان!
با نگرانی می پرسد: چی؟ ده میلیون تومان؟ این پول را میخواهی از کجا بیاوری تا به او بدهی؟ میگوید :این دیگر مشکل اوست که باید نگران باشد ، من برای همین او را استخدام کرده ام!
بگذريم .
آیا کسی حاضر است نگرانیهای ما را با حقوقی که دريافت ميكند و اختياراتی كه به دست مي آورد بدوش بگيرد؟
پيام سفر خاتمي به مشهد چيست ؟
آقای سید محمد خاتمی در آستانه سالروز ميلاد حضرت ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا(ع) به مشهد سفر كرد و علاوه بر سخنرانی در جمع اقشار مختلف در سالن شهيد بهشتی اين شهر ، با نمايندگان صنوف مختلف نيز ديدار و گفتگو نمود . آيت الله طبسی نماينده ولي فقيه در خراسان و توليت آستان قدس رضوي نيز با حضور در محل اقامت سيد محمد خاتمی با وی ديدار كرد. گفته می شود كه خاتمی در سفر به مشهد مهمان آستان قدس رضوی بوده است.
بسياری معتقدند كه سفر خاتمی به مشهد را نمی توان مستقل از انتخابات و مسائل جاري كشور تحليل و بررسي كرد زيرا سفرهای پياپی چهره هاي مختلف سياسی راست و چپ به اين شهر كه از قديم نشان داده است می تواند برای تحولات سرنوشت ساز سياسی كشور نقش آفرينی كند ، حكايت از تصميم گيری های تأثيرگذار در آينده سياسی كشور دارد . اساساً از آن هنگام كه پيچيده ترين مذاكرات سياسی درخلوت خانه های مشهد صورت می پذيرفت بسياری از پايتخت نشينان به منزلت نهفته در اين شهر واقف گرديدند و اكنون گويا مشهد بار ديگر می خواهد در عرصه سياسی نقش آفرين گردد . و اين سخن آيت الله طبسي معنا شود كه : « اصولگرايی ، تضادی با اصلاح طلبی ندارد ».
شايد ضرورت اين گونه رفت و آمدها و ديدارها از آنجا سرچشمه می گيرد كه تا چندی پيش ، بسياری از گرایشهای اصولگرا بر این باور بودند که با یکدست شدن حاکمیت و قرار گرفتن آن در دست جناح راست، جمهوری اسلامی به تمامی اهدافی كه آنها برای نظام متصور بودند ، خواهد رسید اما نتايج حاصله از عملكرد دوساله دولت نهم در ابعاد مختلف ، گرایشهای مختلف اصولگرا را به طور طبیعی وادار به بازاندیشی کرد و به این نتیجه رساند که برای تحقق اهداف جمهوری اسلامی باید از تمامی بضاعت مدیریتی کشور در چارچوب نظام بهره برد ، لذا بسياري از گرایشهای میانهرو اصولگرا در حال حاضر به این نتیجه رسیدهاند که بخش قابل توجهی از این پتانسیل در درون جناح اصلاحطلب است ، بنابراين در اين بازاندیشی رو به تکامل ، نوعی از همگرایی میانِ بخشی از جریان اصلاحطلب و میانهرو اصولگرا در حال اتفاق است و در اين راستا ، خاتمی به عنوان نماد حرکت اصلاحگرایانه مورد توجه خاص قرار دارد.
سفرهای استانی آقای خاتمی و ديدار با اقشار مختلف ، ضمن آنكه سبب ايجاد شور ونشاط اجتماعی – سياسی است ، موجب اميدواری بيشتر به رشد و باروری نهالِ جوان مردم سالاری می گردد كه در دوران انقلاب بر زمين نشست . علاوه بر اين ، سفرهای استانی ايشان پاسخی است به آن دسته از رقبا و مخالفان سياسی كه اصلاح طلبی و اصلاح طلبان را حذف شده می خواهند.
سفرهای خاتمی ، يادآور خاطرات شيرين مردم از دوره زمامداری ايشان می گردد . هنوز مردم ما چهره خندان سيد محمد خاتمی و توجه بی هياهوی وی به زيرساخت های اقتصادی كشور را به ياد دارند . اكنون اقتصاددانان ، هنرمندان ، جامعه شناسان ، اهالي دين و سياسيت و به عبارتی همه مردم می توانند ميان دوران هشت ساله زمامداری او و آنچه اكنون می گذرد داوری كنند اگرچه خواه ناخواه در ايران و ورای مرزهايش مقايسه آغاز شده است و صداهايی شنيدنی بلند است .
بسياري هنوز اين مطلب نشريه " بوستون كلاب " را به خاطر دارند كه در سفر خاتمی به خارج از كشور نوشت : « او مردی است كه به زيبايی سخن می گويد . قامت نظيف دارد . سخنان منطقی می گويد و به همراه لبخند ، مهربانانه سخن می گويد . خاتمی مردی است كه از حزب الله سخن می گويد برای او دست می زنند . از آمريكا و اسرائيل انتقاد می كند برای او كف می زنند . از پرونده هسته ای ايران دفاع می كند باز هم برای او كف می زنند ....» و "فيگارو" هم در جريان سفرش به آمريكا نوشت : «خاتمی فرزند پيامبر اسلام در عصر ماست » .