تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی


اين خبر را هم بخوانيد !
سگ هاي محافظ  
150  ميليون تومانی


به تازگي چهار سگ در تيم حفاظتی آقای محمود احمدی نژاد به منظور تشخيص بمب و مواد منفجره به کار گرفته شده اند که هر يک به قيمت ۱۵۰ ميليون تومان ( جمعاً ششصد ميليون تومان ) از کشور آلمان خريداری شده اند. اين سگ ها که از باهوش ترين و اصيل ترين نژاد سگ های آلمانی به شمار می آيند، پيش از بازديد رئيس جمهور از نمايشگاه ها، همايش ها و يا اماکنی که به منظور سخنرانی يا بازديد در آن ها حضور می يابد، مستقر می شوند، منطقه ی مورد بازديد را کاملاً کنترل می کنند و پس از اعلام وضعيت سفيد، رئيس جمهور در محل حاضر می شود.

 

اين سگ ها روز چهار شنبه بيست و سوم آبان از ساعت ۱۲ ظهر توسط تيم حفاظتی رئيس جمهور در محل نمايشگاه مطبوعات رها شدند تا به انجام عمليات «چک و خنثی» بپردازند . با وجود اين که خريداری و به کار گيری سگ ها به منظور هرچه سريع تر انجام شدن عمليات «چک و خنثی» انجام شده است اين عمليات تا ساعت ۱۴:۳۰ به طول انجاميد. ابتدا قرار شد در هر غرفه تنها يک نفر به عنوان متصدی و مسئول آن حضور داشته باشد، اما پس از مدتی تيم حفاظتی به اين نتيجه رسيدند که مسئولان غرفه ها را هم از نمايشگاه بيرون کنند.تمامی نمايندگان غرفه ها در ساعات ياد شده ناچار بودند پشت درها بايستند يا در پارک لاله قدم بزنند. االبته اين انتظار طولاني تر شد چرا که رئيس جمهور با چهار ساعت تأخير به نمايشگاه آمد.

 

نکته ای که برای حاضران جای پرسش داشته اين بوده که با وجود سگ هايی که عمليات کنترل محل را انجام می دادند چرا بازهم از گيت های دستی و کنترل منطقه به وسيله نيروهای انسانی استفاده می شد. از سوی ديگر ، حضور اين حيوان در چنين اماکنی موجب اعتراض عده ای شده بود که اين اقدام را نيز با شعارهای ساده زيستی، عدالت طلبی و مبارزه با تجمل گرايی رئيس جمهور در تعارض می دانستند. چندي پيش ، پيشنهاد به کارگيری سگ در تيم حفاظتی دکتر حدادعادل نيز مطرح شده بود که حدادعادل با آن به شدت مخالفت کرد. تا کنون به کارگيری سگ در تيم های حفاظتی مسئولين مرسوم نبوده است.

 

پيش از اين نيز خبری مبنی بر خريداری عينک های آفتابی به قيمتی بيش از نيم ميليون تومان برای محافظان آقاي احمدی نژاد منتشر شد که پس از انتشار وسيع اين خبر ، رئيس جمهور تصميم گرفت خريداری کنندگان اين عينک ها را جريمه و توبيخ کند.      

آقاي احمدی نژاد در آغاز ورود خود به ساختمان رياست جمهوری دستور داد فرش های نهاد رياست جمهوری را که در دوره سيدمحمد خاتمی خريداری شده بود جمع کرده و به موزه بفرستند و حتی اصرار داشت به جای آن که در ساختمان نهاد رياست جمهوری مستقر شود در همان خانه خود در نارمک زندگی کند. 

        

 

+ خزاعی |

 

 

 

در اختتاميه جشنواره مطبوعات چه گذشت ؟

 

 

درپی نامگذاری سال 86 از سوی مقام معظم رهبری   به  عنوان سال « اتحاد ملی و انسجام اسلامی  » ، با توجه به اهميت موضوع  ،‌ انصافاً وقت زيادي صرف كردم و در خصوص علل و اهميت اين نامگذاری  ، راه های تحقق و موانع آن و...مطلبی نوشتم كه در چهار شماره نشريه آوای كاشمر به چاپ رسيد و همين مقاله در « چهاردهمين جشنواره مطبوعات كشور » و در بخش ويژه ، «مقام اول» كشور را كسب كرد .                        

 

شنبه نوزدهم آبان ماه از دبيرخانه اين جشنواره تماس گرفتند و مرا به مراسم اختتاميه دعوت كردند تا لوح تقدير و جايزه مربوطه را دريافت كنم . ابتدا تصميم گرفتم در معيت يكی از دوستان با اتومبيل عازم تهران شوم ولی به علت گرفتاری كه برای وی پيش آمد به دنبال تهيه بليط هواپيما رفتم ولی موفق نشدم و از شركت در مراسم باز ماندم . 

 

اما خبرها حكايت از آن دارد كه آنچه در مراسم اختتاميه روی داده ، اعتراض برخی از اصحاب مطبوعات را برانگيخته است . يكي از موارد ، بروز ناهماهنگی‌ و بی‌نظمی‌هايی در برگزاری مراسم اختتاميه جشنواره به دليل دخالت تيم حفاظت رئيس‌جمهوری در جريان مراسم و بيرون كردن صاحبان غرفه ها و نيز مردم از محل برگزاري مراسم  در هنگام حضور آقای احمدی نژاد بوده است كه حتی صدای "عباس سليمی نمين"، از چهره های سرشناس مطبوعاتی جناح راست و يکي از داوران چهاردهمين جشنواره مطبوعات را هم در آورده است كه مي گويد ، به هنگام حضور آقاي احمدي نژاد «تشريفات رياست جمهوری مانع ادامه اهدای جوايز نفرات دوم از سوی صفار هرندی ‏وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی شد‌ زيرا يكی از عناصر تشريفات وارد سن شده و به طور نامناسبی جلوي ادامه جلسه ‏را ، آن هم به اين علت كه وزير ارشاد بايد به مراسم استقبال از رئيس‌جمهور برود ، گرفت ...و اعلام شد ‏بقيه بعداً بيايند جوايز خود را دريافت كنند. در حالی كه برای منتخبان ، اين يك روز تاريخی و به ياد ماندنی است و حائز اهميت است كه روی سن بروند و جوايز خود را از عناصر پيشكسوت روزنامه‌نگاری و يا يك مسئول سياسی برجسته دريافت كنند ».          

 

ظاهراً خيلی از افرادی كه بايد در اين مراسم مورد تجليل قرار می‌گرفتند ، مورد تجليل قرار نگرفتند . حتی برخی ‏رشته‌ها اعلام نگرديده  و رتبه‌های سوم هم اصلاً جوايز را دريافت نكرده اند. سليمی نمين گفته است : «فكر می‌كنم اين حضور رئيس‌جمهور كه ‏قرار بود منجر به تقويت جشنواره مطبوعات شود با نوع برخورد تشريفات رياست جمهوری كاملاً نتيجه معكوس داد». 

                         
گويا رفتارتيم حفاظت با مردم و صاحبان غرفه ها بسيارنامناسب بوده و به جاي آنكه از قبل در محل مستقر شوند و به تفتيش و بازرسی بپردازند ، وارد ‏نمايشگاه شده‌ و مديران مطبوعات و برخی از دست‌اندركاران ارشاد را از سالن بيرون كرده اند. ‏ سليمی نمين ، با تأکيد مي گويد «حتماً بايد مسئول حفاظت رئيس‌جمهوري مورد توبيخ قرار گيرد» زيرا «با اين كار ‏حفاظت رياست جمهوری ، زحمات وزارت ارشاد و زحمات رياست جمهوری كه وقت گذاشته و در‌ اختتاميه حضور ‏يافت، تحت تأثير قرار گرفت».‏        

 

مطلب ديگري كه موجب اعتراض بوده ، نوع گزينش‌ برخي مطبوعات به عنوان" "مطبوعات منتقد دولت" ‏‏‌است و صداي سليمي نمين را در آورده كه «اينها که حامي رئيس جمهور هستند.»‏ وي مي گويد  : « به عنوان مثال نخستين گزينش از سوی ياران رسانه‌ای رئيس‌جمهور ‏به عنوان منتقد دولت، "روزنامه كيهان" بود. جامعه مطبوعاتی روزنامه كيهان را به عنوان روزنامه منتقد دولت ‏نمی‌شناسند بلكه به عنوان روزنامه حامی دولت می‌شناسند. لذا وقتی نخستين انتخاب روزنامه كيهان است اين تلقی می‌شود كه شاخص انتقاد در ميان ‏مشاوران مطبوعاتی رئيس‌جمهور چگونه است. اين شاخص‌ها به هيچ وجه در جامعه مطبوعاتی قابل قبول نيست دومين روزنامه‌ای كه از سوی رئيس‌جمهور به عنوان رسانه منتقد ‏دولت مورد تجليل قرار گرفت "روزنامه رسالت" بود، آن هم به خاطر مقاله "انبارلويی" در خصوص وزارت نفت. ‏ ‌ در اين مورد نيز هيچ‌كس روزنامه رسالت را به عنوان منتقد رئيس‌جمهور نمی‌شناسد. چگونه مشاوران رياست ‏جمهوری روزنامه رسالت را به عنوان دومين روزنامه منتقد دولت اعلام كردند؟ اين به نظر من در واقع ناقض آن ‏اهداف رياست جمهوری است.‏‏»       

 

" حزب الله " هم نوشت : « اجراي موسيقی گروه كنسرت محمدجليل عندليبی و هم‌خوانی يكی از زنان خواننده كه صدايی رساتر از خواننده مرد، يعنی حسين مختاباد داشت، باعث تعجب اهالی رسانه شده بود. اساساً خوانندگی زن چه به‌صورت تك‌خوانی يا هم‌خوانی آن هم در مراسم اختتاميه جشنواره مطبوعات كه مستقيم از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هدايت می‌شود، چه توجيهی دارد؟» . 

       

 

 

+ خزاعی |

 

                                                بـارِ عـام 

 

در زمان هاي گذشته که زندگي انسان ها شکل بدوي داشت و حکومت ها هم تکامل نيافته بودند و از سوي ديگر جمعيت بلادها هم چندان زياد نبود ، نوعي ارتباط چهره به چهره بين بخش هاي زيادي از رعايا با حکّام وجود داشت. در اين سيستم ، حکّام به مناسبت هاي مختلف از جمله زمان پرمحصولي زمين هاي زراعتي و پُر شدن خزانه دارالحکومه به مردم بار عام مي دادند و رعايا مورد تفقد قرار مي گرفتند. اکنون اين شيوه از حکومت داري منسوخ و به بايگاني تاريخ سپرده شده است، چرا که نه الزامات اين زمان به مانند گذشته است و نه اين امکان وجود دارد که همه رعايا شرفياب شوند و طرح مشکل و خواسته کنند. لذا در دنياي مدرن ، ساختارها و نهادها جايگزين اشخاص شده است . به عبارت روشن تر ، دولت هاي مدرن ساختارهاي گسترده حقيقي و حقوقي را در سراسر سرزمين شان تأسيس کرده اند و هزاران و شايد ميليون ها شعبه اين نهادها در اقصي نقاط کشور هر کدام مأموريت ويژه دارند که به صورت تخصصي به رفع نيازهاي مردم و مشکلات مملکت بپردازند. امروزه اين ساختارها و نهادها در کشورهاي متمدن و پيشرفته به خوبي ايفاي نقش مي کنند و نيازهاي شهروندان را به صورت نسبي پاسخگو هستند . به عنوان مثال نظام تأمين رفاه اجتماعي مسئوليت دارد طبقات پايين جامعه را تحت پوشش قرار دهد.        

 

گويا اين سبك از مديريت مورد تأييد آقاي احمدي نژاد نيست زيرادر دور دوم سفرهاي استاني اش كه با سفر به استان خراسان جنوبي شروع شد ، تصميم دارد كه به مناطق محروم استان ها سرکشي کند و با طبقه فقير به گفت وگو بنشيند و به هر کدام از اين فقرا که نزد او آمدند هداياي مالي، کالايي و ... اعطا کند و در صورت نياز دستور کتبي براي حل مشکل شان صادر نمايد. شايد آقاي احمدي نژاد معتقد است كه نهادهاي موجود در كشور نتوانسته اند آنگونه که مي بايست، ايفاي وظيفه کنند و ظاهراً ايشان شيوه اختصاصي خود را که همان حل مشکل به صورت رودرويي و با معدودي از مردمان فقير است ترجيح مي دهند كه بدون شك اين شيوه نمي تواند پاسخگوي حل مشكلات کشور در دنياي مدرن باشد. البته در سفر به خراسان جنوبي هدايايي تبليغاتي نيز از قبيل عروسک، دوچرخه، ‏واکمن و...در بين كودكان و نوجوانان به طور گسترده‌اي توزيع شد و به اين هدايا، نامه‌اي نيز از سوي آقاي احمدي نژاد خطاب به پسران و دختران الصاق گرديده بود.‏

 

آقاي احمدي نژاد بارها اعلام کرده است که سياست هاي شانزده ساله رؤساي جمهور پيشين ، باعث ايجاد فقر و شکاف گسترده طبقاتي در جامعه شده و او آمده است تا با آوردن پول نفت بر سر سفره هاي مردم ، فقر را از بين ببرد و شکاف طبقاتي را پُر کند. اما در حالي كه دو سال از اولين سفر او به خراسان جنوبي مي گذرد ، بايد پرسيد که چرا در اين مدت عليرغم آنكه ميلياردها دلار درآمد افسانه اي نفت هم به دولت رسيده است هيچ اثري از رفع يا کاهش فقر ديده نمي شود. بلکه در گزارشات صدا و سيما آدم هاي فقيري نشان داده مي شود که براي گرفتن وجهي هرچند اندک مقابل مکاني که رئيس جمهور بار عام داده است ، به صف شده اند  و رئيس جمهور هم با افتخار تمام به اين فقرا مبلغي را هبه مي کند؟ استناد كاهش نيافتن فقر هم ، گفته "عبدالرضا مصري" وزير رفاه است كه اعلام داشته ميزان فقر طي يک سال گذشته در کشور افزايش داشته است.

 

آقاي احمدي نژاد چنين القا مي كند كساني که با اين شيوه وي مخالفند گروهي ثروتمند هستند که نفشان از جاي گرم و نرم مي آيد و با مورد ترحم قرار گرفتن فقيران مخالفند و هر مخالفي هم ثروتمندي است که در کاخي نشسته است . در حالي منتقدين نفشان از جاي گرم بيرون نمي آيد بلكه اين شيوه را كارآمد و مناسب براي فقرزدايي نمي دانند  و معتقدند كه براي مبارزه با فقر بايد ساختارها و نهادهايي را ايجاد و در صورت ناكارآمد بودن نهادهاي موجود آنها را اصلاح كرد . ولي این سیستم توزیعی كه دولت به روستایی برود و پول به مردم بدهد اگر چه عده اي خوشحال می‌شوند اما موجب نارضايتي روستاهاي ديگر است كه می‌گویند این پرنده شانس چرا در ده ما فرود نیامد. اين توزیع خیریه‌ای، به ريشه كني فقر كمك نمي نمايد و حتي اگر زیاد صورت بگیرد نارضایتی نيز ایجاد می‌كند ، زيرا در اين روش تنها کساني که شانس بياورند و به رئيس جمهور نزديک شوند هبه اي دريافت مي کنند يا دستوري کتبي از رئيس جمهور مي گيرند تا مشکل شان في المجلس حل شود. كه به قول رسانه هاي حامي دولت ، دست کم صدنفر در اولين سفر از دور دوم ، مورد تفقد شخصي قرار گرفته اند.

 

به قول آقاي ايرج جمشيدي در مقاله " فقرا به صف " ( امروز ) ، با اين روش ، بر فرض آن كه در هر يک از سفرهاي استاني آقاي احمدي نژاد ،  100 الي 200 آدم خوش شانس اجازه حضور پيدا کنند اما تکليف بقيه چه مي شود؟ شايد در اين استان و ساير استان هاي کشور به اندازه پنج ميليون انسان يا بيشتر با مشکلاتي بسيار بزرگ تر از مشکلات آن آدم هاي خوش شانس وجود داشته باشند، تکليف آنها چه مي شود؟ گناه شان چيست که بخت با آنها يار نبوده است تا از دستان رئيس جمهور انعامي دريافت کنند. حتي اگر رئيس جمهور بخواهد هم نمي تواند تمام فقرا را به حضور بپذيرد. به فرض اگر پنج ميليون فقير هر کدام فقط پنج دقيقه وقت بخواهند تا طرح مشکل کنند ، بيست و پنج ميليون دقيقه وقت نياز است و بيست و پنج ميليون دقيقه وقت ، يعني 416 هزار ساعت، 17 هزار و 361 روز ، 578 ماه ، 48 سال يا به عبارتي حدود نيم قرن زمان. معناي اين حساب سرانگشتي اين است که آخرين فقير مي بايستي نيم قرن در انتظار نوبت باشد تا بار عام يابد و از دست رئيس جمهور هبه دريافت کند آن هم به اين شرط که اين رئيس جمهور  تمام کار و زندگي خود را تعطيل کند و بدون خواب و خوراک و استراحت يکسره فقرا را به حضور بپذيرد. طبيعي است اين شيوه از مملکت داري هرگز نمي تواند گشايش امور کند.

 

اکنون برداشت افکار عمومي چنين است كه هر کس بتواند نزد رئيس جمهور يا هر کدام از دولتمردان برسد حتماً پولي يا کمکي دريافت خواهد کرد و دست خالي بر نخواهد گشت. عامل اين وضعيت هم به رفتارهاي دولتمردان نهم برمي گردد. اکنون همه منتظرند فرصتي پيش آيد تا اجازه حضور پيدا کنند و رفع مشکل کنند .به احتمال زياد آقاي احمدي نژاد هم به غيرعملي بودن فقر زدايي و حل مشكلات با اين روش آگاهي دارد، اما چرا باز هم اين شيوه مملکت داري در دستور کار قرار مي گيرد؟ ما هم دوست داريم پاسخ آن را بدانيم !

 

 

 

 

+ خزاعی |

 

« بزغـاله » !

وقتي كه در روزنامه ها و سايت محافظه كار " فردا " خواندم كه آقای احمدی نژاد روز شانزدهم آبان طی سخنرانی خود در بيرجند ، نسبت به کسانی كه از عملكرد دولت انتقاد می کنند گفته : "فهم آنها كمتر از بزغاله است!"‏ و اين قسمت از سخنان ايشان به دليل بكار بردن ادبيات نامناسب ، توسط خبرگزاری‌های رسمی سانسور شده است ، متعجب شدم  زيرا اينگونه صحبت كردن از كسی كه به قول « محمدرضا رحیمی »رئيس ديوان محاسبات "در سوريه در شهر تاريخی بصری يكي از مسلمانان گفته ، معتقدم كه اگر بنا بود بعد از پيامبر فرد ديگری به عنوان پيامبر انتخاب مي‌شد آن فرد احمدی‌نژاد است " ، و «فاطمه رجبی » همسر سخنگوی دولت نهم ، او  را "معجزه هزاره سوم" ناميده و در باره او گفته: «احمدی‌نژاد كسی است كه چون صورت نورانی‌اش را در اثر كثرت خدمت به خلق خدایش ببینی جز عشق به خدا نخواهی دید.....» و  وی را «آیت الله » خوانده و مركز پژوهش و اسناد رياست جمهوري در نخستين شماره از نشريه "گزارش جمهور" ، به قلم "مجتبی زارعی" ايشان را «سقراط زمانه» دانسته ، بعيد است . چون آن اوصاف و اين صحبت با هم جور در نمی آيد .
سخن آنچنان نسنجيده و احساسی
است كه خبرنگاران رسانه های رسمي ناچار به سانسور آن شده اند ! واقعاً اين لحن و ادبيات در شأن رئيس جمهوری اسلامی ايران نيست . 
به نوشته"اعتماد" ، تعدادي از نمايندگان به گفته‌هاي اخير رئيس‌جمهور مبني بر بزغاله بودن منتقدان سفرهاي استاني معترض شده‌اند و مجمع نمايندگان چند استان درصددند با آمار و ارقام اثبات كند كه انتقاد از اجرايي‌نشدن مصوبات استاني ربطي به بزغاله بودن ندارد.    
اين ادبيات مورد تأييد كمتر کسی
 می تواند باشد و شايد به همين دليل است كه تعدادي از سايت‌هاي حامي دولت در مقام توجيه برآمدند كه احمدي‌نژاد اين لفظ را به كار برده اما نه براي منتقدان سفرهاي استاني بلكه براي گروه‌هاي ديگر .         
دبیرکل جمعیت فدائیان اسلام ، «محمدمهدی عبدخدایی» هم مي گويد : "احمدی‌نژاد باید ادبیات خود را تغییر دهد » . وي درگفت‌وگو با آفتاب گفته است: « ادبیات رئیس جمهور باید دیپلماتیک و در شأن آن 17 میلیون
نفری باشد که به وی رأی داده‌اند. اگر به سیره معصومین و انبیاء هم توجه کنید،‌ می‌بینید که آنها حتی در برخورد با مخالفان خود و حتی مخالفان خداوند نیز احترام و ادب را رعایت می‌کردندشخص رئیس جمهور مقامی دارد و جایگاه ریاست جمهوری مقامی دیگر. بنابراین، رئیس‌ جمهور باید مراقب ادبیاتی که به کار می‌برد باشد »
به نظر می رسد حالا بايد در مورد اين سخن محمد رضا خاتمی كه هنگام بازديد از نمايشگاه مطبوعات گفته است بيشتر تأمل كنيم كه : « آقاي احمدی نژاد جایگاه ریاست جمهوری را تنزل داده است ».

+ خزاعی |


"
شهدا " از ما دلخورند ؟!

 

در هفدهم آبان ماه ، كاشمر مثل چشمه اي بود كه مي جوشيد ونام « شهيد » را بر كتيبه دل ما حك مي كرد . اجلاسيه اي به ياد شهدا بر گزار شده بود كه در آن همه حضور داشتند .از شهر و روستا گرفته تا رزمندگان و همرزمان شهدا كه سالها بود به كاشمر نيامده بودند .

كنگره بزرگداشت شهدا در اين ايام و در كشاكش بي پايان روزمره گي و توليد انبوه بي خيالي و تكرار كسالت هفته هاي هميشه شنبه ، فرصتي بود تا هواي تازه اي وزيدن گيرد و ابرهاي غفلت را از آسمان ترك خورده بزدايد .

در اين فضا مي شد شهيدان را ديد و دل پُر دردشان را كه پيش رويمان گشوده است .باور كنيد می شد دید گرد غمی را که روي قلب پاك و پرمهرشان پاشيده شده بود به طوري كه بغض گلويشان را گرفته بود . از رفتار بسياري از ما شاكي بودند . از همه كساني كه شهيد و شهادت را و جبهه و جنگ را به ابزاري براي پيشبرد اهداف و اغراض و مطامع شخصي تبديل كرده اند دلخور بودند .

شهدا ولي نعمت مايند كه با سرمايه ايمان سوداگري كردند . شهيدان حرفشان را با عمل زدند نه با شعار و قداستشان را با جهاد آشكار كردند نه با پيشاني . آنها بدور از فرهنگ آسمان خراشها و كلافهاي آهن و سيمان و بدور از استخر و سونا و جكوزي  و بدور از آروغهاي شكمهاي سير  كمر به دفاع از اين آب و خاك و ارزشهاي آن بستند . اگر صبر و ايثار آنان نبود معلوم نبود چه برسر مردم و ميهنمان مي آمد . آيا استقامت و خلوص آنان مي توانست جز پيروزي بدنبال داشته باشد ؟

شهداي ما در سنگر بي باكي ، واژه هايي از رزم و حماسه آفريده اند كه دايرة المعارف به حفظ آن افتخار مي كند . فرماندهان غيور آنان ، حماسه را بي نام و نشان آفريدند و اين افتخارات را بي هياهو در سينه ها حبس كردند .

وقتي ميدان مين با ديدن تخريب چي ها دستهايش را به علامت تسليم بالا مي برد ايثار را مي شد ديد . خاكريزها سكوي پرش بودند و ميز و پُست ارزشي برابر لنگه كفش كهنه داشت . مدال قهرماني بر قلب هاي اين قهرمانان آويزان بود . شهداي ما با اين فرهنگ جنگيدند و پيروزي هاي ما در گرو سينه هاي بي تاب و دلهاي پر ايمان آنان بود . مردان بي آلايشي كه جيب هايشان مثل قلبهايشان خالي از دنيا بود و در يك ستون يكرنگي به خط مي شدند و به سوي دشمن حمله مي بردند .

باور كنيد براي تجلي ايثار رزمندگان مان ، سميناري از صندلي هاي چرخدار ، انواع عصاها ، پاهاي مصنوعي ، دستان بي انگشت ، سرهاي بي چشم و تن هاي بي سر لازم است كه در اين اجلاسيه يافت مي شد و گرنه كلمات براي نشان دادن ايثار آنان توانايي ندارند .

اما امروز آن آدم هاي بي توقع كه تمام مشكلات را پشت ميله هاي ايثار و از خودگذشتگي زنداني كرده بودند كجايند ؟ باور كنيد در جنگ هم عده اي پشت ميز نشين بودند اما كسي را سر نمي دواندند . به نامه پيوست مي زدند اما دعاي خير . پرونده سازي مي كردند اما براي داوطلبين .

هنوز هم بسياري ازدوستان و همرزمان شهدا دلي منقلب در درون دارند و ندائي مصفا بر لبانشان جاري است و در اين دنياي رنگارنگ به يكرنگي شهره هستند . صبورند و پُرطاقت . در فضاي مملو از صداقت نفس مي كشند ، خودشان هستند و رنگ بيگانه نمي گيرند . خوبيها را دوست دارند و چون خوبند  دوست داشتني هستند . مقدس اند ولي نه مقدس نما ، مسلمانند ولي نه مسلمان نما . هنوز با خاطرات جنگ زندگي مي كنند و صاحب چندين قبر در مزار شهدا هستند . بسياري از آنها ديروز شهيد جبهه بودند و امروز مظلوم شهرها .

اي كاش ما هم مثل آنها بوديم به دور از دنياي دونبشي ها و سرقفلي ها كه متأسفانه امروز خيلي ها را وابسته كرده است ،

باور كنيم در اين اوضاع وانفسا كه گويا تخم اخلاق را ملخ هاي فرصت طلب خورده اند و عده اي فقط حرف مي زنند و تلمبه دهانشان چاه شايعه را تخليه مي كند و تركش زبانشان تن حقايق را مجروح مي سازد ، از ديوار شهدا بالا مي روند تا ميوه هاي فرصت بچينند و براي استشمام بوي عطر شهدا زكامند ، تعظيم شهدا ، تفسير آفتاب است .

خدايا ديدگانمان به قدرت لايزال تو دوخته شده و در انتظار تحقق اراده ات لحظه شماري مي كنيم .

                              پروردگارا ، ما را شرمنده شهدا مگردان .                                     

+ خزاعی |

 


مثنوي عاشقي

به ياد دوستان شهيد و به بهانه برگزاري گنگره شهدا

 


============
 سبکباران خراميدند و رفتند
مـرابيچــاره ناميــدند و رفتند

سواران لحظه‌اي تمکين نکردند
ترحّـم بر مـن مسکـين نکــردند

اسير و زخمي و بي دست و پا من
رفيـقان اين چه ســودا بود با مـــن

رفيقان رسم همدردي کجا رفت
جوانمردان‌! جوانمردي کجا رفت

اگر دير آمـــدم مجــروح بودم
اسير قبض و بسط روح بودم

رفيقـانم دعـــا کردند و رفتـند
مرا زخمي رها کردند و رفتند

رها کردند در زندان بمـانم
دعا کردند سرگردان بمانم

شهادت آسمان را نردبان بود
شـهادت نردبان آســمان بود

چرا برداشتند اين نردبان را
چرا بسـتند راه آســمان را

مرا پايي به دست نـردبان ماند
مرا دستي به بام آسمان ماند

تو بالا رفته‌اي من در زمينم
برادر روسياهم شـرمگيـنم

مرا اسب سپيدي بود روزي
شهادت را اميدي بود روزي

در باغ شــــــــــهادت را مبـنديد
به ما بيچارگان زان سو مخنديد

مرا اسب چمـوشي بود روزي
شهادت مي‌فروشي بود روزي

اميدم مشت نوميدي به در کوفت
نگاهــم ميخ در قـفــل قدر کوفت

در ميخـــانه را گيرم که بستـند
کليدش را چرا يا رب شکستند


دلم تا چند يا رب خسته باشد
در لطف تو تا کي بسته باشد

بيا باز امشب‌‌اي دل در بکوبيم
بيــا اين بار محــکم‌تر بکوبيــم

بکوب‌‌اي دل به تلخي دست بر دست
در اين قصــر بلور آخر کسي هســت


به تمامي تمامي دست اندركاران برگزاري گنگره شهدا خسته نباشيد مي گويم .
 اجرشان با شهدا


                                                              
+ خزاعی |



نگاهي مختصر به زندگي امام صادق (ع)

 

امام جعفر صادق (ع) ، امام ششم شیعیان، در هفدهم ربیع الاول سال 83 هجری قمری در مدینه متولد گردید. کنیه ایشان ابو عبدالله و لقبشان صادق می باشد. پدر ارجمندشان امام باقر (ع) و مادرش ام فروه است.
در دوران قبل از امامت، حضرت شاهد فعالیتهای پدر خویش در نشر معارف دینی و تربیت شاگردان وفادار و با بصیرت بود. امام باقر(ع) درمناسبتهای مختلف به امامت و ولایت فرزندش جعفر صادق تصریح فرموده و شیعیان را پس از خودش به پیروی از او فرا می خواند. لذا احادیث، زیادی مبنی بر نص امامت حضرت صادق نقل شده است.       
امام صادق در سال 114 هجری قمری پس از شهادت پدرش در سن 31 سالگی به امامت رسید. دوران امامتش مصادف با اواخر حکومت امویان و اوایل حکومت عباسیان بود . حکومت امویان در سال 132 پایان داده شد .      
دوران امام جعفر صادق در میان دیگر دورانهای ائمه اطهار، دورانی منحصر به فرد بود و شرایط اجتماعی و فرهنگی عصر آن حضرت در زمان هیچ یک از امامان وجود نداشته است، زيرا دوران امامت امام ششم مصادف با دوران ضعف مفرط امويان، انتقال قدرت از امويان به عباسيان و آغاز خلافت عباسيان است. این دو سلسله مدتها در حال مبارزه با یکدیگر بودند که این مبارزه در سال 129 هجری وارد مبارزه مسلحانه و عملیات نظامی گردید.        
این کشمکش ها و مشکلات سبب شد که توجه بنی امیه و بنی عباس کمتر به امامان و فعالیتشان باشد، از این رو این دوران، دوران آرامش نسبی امام صادق و شیعیان و فرصت بسیار خوبی برای فعالیت علمی و فرهنگی آنان به شمار می رفت.    
امام با حُسن استفاده از اين فترت و ضعف قدرت سياسي به بسط و اشاعه معارف ديني همت مي گمارد. گسترش زائدالوصف سرزمين اسلامي و مواجهه اسلام و تشيع با افكار، اديان، مذاهب و عقايد گوناگون اقتضاي جهادي فرهنگي داشت و امام صادق (ع) به بهترين وجهي به تبيين، تقويت و تعميق هويت مذهبي تشيع پرداخت. از عصر جعفري است كه شيعه در عرصه هاي گوناگون كلام، اخلاق، فقه، تفسير و… صاحب هويت مستقل مي شود. فقه شيعه اماميه كه به فقه جعفري مشهور است منسوب به جعفر صادق (ع) است. زيرا قسمت عمده احكام فقه اسلامي بر طبق مذهب شيعه اماميه از آن حضرت است . در اين دوره است كه فقه اسلامي به معني امروزي آن تولد يافته و روبه رشد نهاده است. و نيز آن دوره عصر شكوفايي حديث و ظهور مسائل و مباحث كلامي مهم در بصره و كوفه بوده است.
عصر آن حضرت همچنین عصر جنبش فرهنگی و فکری و برخورد فرق و مذاهب گوناگون بود. پس از زمان رسول خدا دیگر چنین فرصتی پیش نیامده بود تا معارف اصیل اسلامی ترویج گردد، بخصوص که قانون منع حدیث و فشار حُکّام اموی باعث تشدید این وضع شده بود. لذا خلأ بزرگی در جامعه آنروز که تشنه هرگونه علم و دانش و معرفت بود، به چشم می خورد. امام صادق با توجه به فرصت مناسب سیاسی و نیاز شدید جامعه، دنباله نهضت علمی و فرهنگی پدرش را گرفت و حوزه وسیع علمی و دانشگاه بزرگی به وجود آورد و در رشته های مختلف علمی و نقلی شاگردان بزرگی تربیت کرد. شاگردانی چون: هشام بن حکم، مفضل بن عمر کوفی جعفی، محمد بن مسلم ثقفی، ابان بن تغلب، هشام بن سالم، مؤمن طاق، جابر بن حیان و . . . . تعداد شاگردان امام را تا چهار هزار نفر نوشته اند. ابوحنیفه رئیس یکی از چهار فرقه اهل سنت نيز مدتی شاگرد ایشان بود و خودش به این موضوع افتخار کرده است.    
بدین ترتیب، شرایطی مناسب پیش آمد و معارف اسلامی بیش از هر وقت دیگر از طریق الهی خود منتشر گشت، به صورتی که بیشترین احادیث شیعه در تمام زمینه ها از امام صادق نقل گردیده و مذهب تشیع به نام مذهب جعفری و فقه تشیع به نام فقه جعفری خوانده می شود.    

حاکمان معاصر

همانطور که گفته شد امام بین دو دوره عباسی و اموی و دوران گذار از امویان به عباسیان می زیست. ایشان ازمیان خلفای اموی با افراد زیر معاصر بود:     

1- هشام بن عبدالملک (105- 125) ه. ق      
2- ولید بن یزید بن عبدالملک    (125-126)     
3- یزید بن ولید بن عبدالملک    (126)
4- ابراهیم بن ولید بن عبدالملک( 70 روز از سال 126 )          
5- مروان بن محمد(126-132)     

و از خلفای عباسی نیز معاصر بود با  :          
1- عبدالله بن محمد مشهور به سفاح (132-137)       
2- ابوجعفر مشهور به منصور دوانیقی(137-158)     

نباید تصور کرد که امام به کلی خود را از جریانات و امور سیاسی دور نگه داشت، بلکه همواره از وقتهای مناسب برای ترویج حقانیت خود و بطلان هیأت حاکمه بهره می برد و بدین منظور نمایندگانی را نیز به مناطق مختلف بلاد اسلامی می فرستاد.         
عباسیان برای کسب قدرت و محبوبیت در دلهای مردم از وجهه اهل بیت پیامبر(ص) استفاده می کردند و حتی شعارشان" الرضا فی آل محمّد" بود. آنان به دنبال اشخاصی با وجهه مردمی بودند که هم از بستگان پیامبر باشند و هم درمیان مردم محبوبیت داشته باشند. لذا بهترین شخص در نظر عباسیان امام صادق (ع) بود. امام صادق پیشنهاد آنان را رد کردند و فرمودند: نه شما از یاران من هستید نه زمانه، زمانه من است. حتی برخی از بستگان آن حضرت نزدیک بود با این پیشنهاد ها فریب به خورند، اما امام با روشنگری خاص خود به آنان فهماندند که به ظاهر توجه نکنند. امام می دانست که عباسیان نیز هدفی جز رسیدن به قدرت ندارند و اگر شعار طرفداری از اهل بیت را مطرح می کنند، صرفاً به خاطر جلب حمایت توده های شیفته اهل بیت است. امام می دید که سران سیاسی و نظامی عباسیان در خط مستقیم اسلام و اهل بیت نیستند و لذا حاضر نبود با آنان همکاری کرده و به اقداماتشان مشروعیت بخشد.        
از حوادث مهم در زمان امامت حضرت، قیام عمویش زيدبن علي است که شکست خورد و با شهادت زید به پایان رسید.          

شهادت امام صادق(ع)

پس از به قدرت رسیدن عباسیان، همانطور که آن حضرت پیش بینی کرده بود فشار بر شیعیان افزایش یافت و با روی کار آمدن منصور این فشار به اوج خود رسید. امام نیز از این فشار ها مستثنی نبود. این دوران، یعنی چند سال آخر عمر آن حضرت بر خلاف دوران اولیه امامتشان،‌ دوره سختی ها و انزوای دوباره آن حضرت و تشیع بود. منصور شیعیان را به شدت تحت کنترل قرار داده بود. سرانجام کار به جایی رسید که با تمام فشارها، منصور چاره ای ندید که امام صادق را که رهبر شیعیان بود از میان بردارد و بنابراین توسط عواملش حضرت را به شهادت رساند. آن حضرت در سن 65 سالگی در سال 148 هجری به شهادت رسید و در قبرستان بقیع در کنار مرقد پدر و جدّ خودش مدفون گردید.  

              سالروز شهادت ايشان را به پيروان آن حضرت تسليت مي گويم .

+ خزاعی |


« عزل مديران » ، چرا ؟

 قرار است دور دوم سفرهاي استاني دولت نهم آغاز شود و گويا تصميم بر آنست كه اين بار خود آقاي احمدي نژاد در مراكز استان مستقر شود و وزيران و معاونانش در برابر مردم شهرستان‌ها حضور يابند تا پاسخگوي مطالبات مستقيم آنان باشند  ‏. آقاي احمدي نژاد و اعضاي دولت نهم در دوره اول ، به تمام استان‌هاي كشور سفر كردند و در اين سفرهاي چند روزه، ‏مجموعاً بيش از 6 هزار مصوبه گذراندند كه همه آنها در سخنراني‌هاي رئيس جمهور به صورت وعده به مردم ‏مطرح شد. اما به عقيده كارشناسان، بخش قابل توجهي از اين وعده‌ها به دلايل مختلفي از قبيل عدم توجيه ‏اقتصادي ، فقدان مجوز قانوني و يا مبتني نبودن بر اطلاعات كارشناسي لازم، تاكنون اجرا نشده و بخشي از ‏اين طرح‌ها حتي كنار گذاشته شده است.‏
در اين شرايط  و در آستانه دوره دوم سفرها ، آقاي احمدي نژاد صحبت از تغييرات گسترده مديران استاني به ميان آورده و در حاشيه جلسه هيأت دولت به خبرنگاران گفته است مديراني را كه ضعيف عمل نموده‌اند بر كنار خواهد كرد  و طي يك نامه محرمانه به استانداران ، نام اين مديراني را  كه ضعيف عمل كرده‌اند، اعلام نموده است . آقاي احمدي نژاد گفته است كه « در ارتباط با تعامل مديران با مردم، پاسخگويي و احترام مديران به مطالبات مردم ، پي‌گيري كارها ، به نتيجه رساندن مصوبات و مطالب مربوط به آن ، يك گروه تشكيل شده و ارزيابي كرده و گروه دومي نيز ارزيابي گروه اول را بررسي كرده است و در ادامه نيز در جلسه‌اي ، اين ارزيابي‌ها بررسي شده است.     
رئيس‌جمهور گفته « البته ما صددرصد مديران را ارزيابي نكرده‌ايم و بيشتر مديراني كه مستقيم با درخواست‌هاي مردم در ارتباط هستند، بررسي و طي اين ارزيابي به سه دسته تقسيم شده‌اند . گروه اول مديراني هستند كه مناسب عمل كرده‌اند.  گروه دوم نيز آن‌هايي هستند كه چندان مطلوب عمل نكرده‌اند كه قرار شده به آن‌ها تذكر داده شود تا روند حركت خود را مطلوب‌تر و اصلاح كنند. گروه سوم نيز كساني هستند كه عملكردشان نامطلوب ارزيابي شده و با توجه به معيارهايي كه براي ارزيابي در نظر گرفته شده، عملكرد آن‌ها مورد قبول قرار نگرفته است، هم‌چنين دليل قانع‌كننده‌اي براي اين گونه عملكرد خود نداشته‌اند».     
 البته آقاي احمدي نژاد گفته است كه منظور از مديران فقط رؤسا نيستند، بلكه ممكن است كارشناس مسئول يا كسي كه كاري را در ارتباط با مردم برعهده داشته، مد نظر باشد و اسامي آنها را به صورت عمومي اعلام نمي‌كنيم . تعداد اين مديران را هم آقاي احمدي نژاد گفت دقيقاً در ذهنم نيست ولي در مجموع فكر مي‌كنم حدود 40 تا 45 نفر باشند.      
برخي معتقدند هدف از تغييرات احتمالي مديران دولتي در استان‌ها، توجيه عدم تحقق ‏برخي از وعده‌هاي استاني دولت است.‏ اينك دولت نهم براي توجيه ‏تحقق نيافتن برخي از وعده‌هاي استاني ، ضعف مديراني را كه خود منصوب نموده بهانه قرار داده و آنها را  مقصر مي شمارد.
گفته شده است كه دولت نهم تصميم گرفته بود كه بعد از پايان دور اول سفرهاي استاني، به اين سفرها پايان دهد و اعلام كند ‏كه در دور اول از نزديك با مشكلات آشنا شده‌ايم و از حالا به دنبال حل آنها هستيم ، زيرا اين احتمال وجود دارد كه سفرهاي دور دوم ، با ‏استقبال زيادي مواجه نشود و انتظارات محقق نشده مردم از عدم اجراي  برخي از وعده هاي دوره قبل ، ممكن است واكنش هايي داشته باشد زيرا مي‌توان از انرژي هسته‌اي و توطئه دشمنان با شور و هيجان سخن گفت، اما وقتي صحبت از مشكلات محلي و خصوصاً وعده‌هاي پيشين دولت باشد، به سختي ‏مي‌توان مردم را قانع كند .‏
در يك سال گذشته ‏بارها نمايندگان مجلس هفتم از استان‌هاي مختلف نسبت به تحقق نيافتن وعده‌هاي آقاي احمدي نژاد و وزراي ايشان تذكر داده‌اند ، حتي گهگاه بعضي از ‏استانداران و مقامات دولتي استان‌هاي مختلف نيز به عدم تأمين اعتبار، صدور مجوزها و انجام اقدامات مورد نياز از ‏سوي رئيس‌جمهور و وزيران براي اجراي مصوبات استاني نيز اشاراتي داشته اند.
در اين ميان و در عين حال كه بعضي از سياسيون   ، به نتيجه نرسيدن برخي از مصوبات استاني و عدم تحقق برخي از وعده هاي رئيس جمهور را علت تغيير مديران مي دانند اما عبدالله ناصري ، سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان مي گويد : «به عقيده من در آستانه انتخابات مجلس هشتم تصميم‌هايي گرفته مي‌شود كه در راستاي يكدست‌سازي حوزه‌هاي اجرايي انتخابات است و حتي به نظر مي‌رسد ، برخي از روي كار آمدن افراد وابسته به جناح اصولگرا كه مخالف عملكرد دولت هستند مانند جريان راست سنتي ، نگران هستند و در برخي شهرستان‌ها با همان بهانه‌اي كه ذكر شد به بركناري برخي مديران پرداخته‌اند.»
با اين حال بايد منتظر اولين سفر استاني ‏ دوره جديد دولت به استان خراسان جنوبي بود و واكنش مردم به توجيهات وزيران و معاونان ‏رئيس جمهور  را ديد.‏


+ خزاعی |


دامِ « شايعه » 

چند سالي است كه در آستانه انتخابات مجلس شوراي اسلامي ، شاهد آن هستيم كه از سوي محافظه کاران افراطی ، در سطح جامعه چنين شايعه مي شود كه فلان فرد اگر نامزد انتخابات شود  ردصلاحيت مي گردد و پخش كنندگان اين شايعه نيز از اقدام خود اهدافي را دنبال مي كنند . حال به برخي از اهداف محافظه کاران افراطی از پخش اين شايعات اشاره مي كنيم : 

1- تبديل اصلاح طلبان به پيشرو ، تندرو  و كُندرو  و پخش زود هنگام  شايعه ردصلاحیت اصلاح طلبان پيشرو  و تندرو ، تا باعث ایجاد مشکلات و موانعی در اعلام فهرست واحد نامزدها از سوی آنان گردد .

2- ایجاد این ذهنیت در بخش سنتی اصلاح طلبان که در صورت جدا شدن از اصلاح طلبان پیشرو ، احتمال تأیید صلاحيتشان در انتخابات بیشتر خواهد بود تا از اين طريق در بين آنان تفرقه ايجاد شود و ائتلاف آنان شكل نگيرد .

3-  محافظه کاران افراطی امیدوارند که با تلقین زودهنگام این فكر  ، بسیاری از اصلاح طلبان با شنيدن چنين سخناني، از بیم رد صلاحیت ، به کناره گیری داوطلبانه و زودهنگام از عرصه انتخابات دست بزنند و با اين كار هزینه رد صلاحیت کاهش يابد.

صراحتاً باید گفت که این شايعات دام هایی است که در پیش پای اصلاح طلبان گسترده شده است تا به ایجاد شکاف میان آنها منجر و درنتیجه ، به موفقيت محافظه کاران افراطی در عرصه سیاسی کشور بيانجامد.

 

 

+ خزاعی |

 

                      رقابت انتخاباتي

                                                

 

 

 

 

 

 

                                                                                          

                                                                                   

+ خزاعی |

                                استعفاي بدهنگام

............موضوع پرونده هسته‌ای ایران موضوعي بسیار مهم و پیچیده است و مسئول پيگيري آن هم به تناسب بزرگی مسأله باید در ردیف سیاستمداران بزرگ باشد زیرا اتخاذ تصمیم‌های بزرگ و حساس به مردان كارآزموده نیاز دارد. ولي موضوع مديريت پرونده هسته‌ای ايران نيز همچون ميادين مدیریت و سیاست این سرزمین ، جولا‌نگه آزمون و خطا گرديده است. امروزه اين سئوال جدي وجود دارد كه آیا فرد جایگزین، سكاندار قابل، فهیم، هوشمند و مدبری هست ؟   
سعید جلیلی متولد 1344 مشهد، دانش آموخته دوره دکتری روابط بین الملل از دانشگاه امام صادق(ع) و از دوستان نزدیک قدیمی محمود احمدی نژاد است. سابقه کاری وی در وزارت امور خارجه ایران حدود ده سال است و از جمله سوابق مدیریتی وی مدير كل دفتر رهبري، رئيس اداره بازرسي وزارت ‏خارجه، معاون اروپا و آمريكاي وزارت امورخارجه است. پس از انتخاب آقاي احمدی نژاد به ریاست جمهوری، جلیلی گزینه اصلی رئيس جمهور برای وزارت امور خارجه بود که البته بنا به مصالحی، وی برای اخذ رأی اعتماد به مجلس معرفی نشد؛ اما یکی از شروط اصلی آقاي احمدی نژاد با منوچهر متکی بکارگیری جلیلی در سمت معاونت بود. جلیلی تقریباً در تمام مسایل مهم خارجی و روابط دیپلماتیک مورد مشاوره احمدی نژاد قرار می گيرد. گفته می شود که جليلي يکي ‏از سه عضو کميته اي بوده که در دفتر آقاي احمدي نژاد، مسئوليت تنظيم متن نامه هاي رئيس جمهور به سران ‏کشورهاي دنيا را بر عهده داشته و حتی انشای این نامه‌ها از سوی وی انجام گرفته است....................


ادامه مطلب
+ خزاعی |