علل رشد بی امان بهای نفت چيست ؟
چه عواملی باعث این افزایش بی امان شده و پیامدهای احتمالی آن برای مصرف کنندگان و اقتصاد جهان چیست؟ علت جهش اخير در بهاي نفت چیست؟ لذا مطلب ذيل تقديم مي گردد.
عدم توازن میان عرضه و تقاضا.
مهمترین کاتالیزور در صعود سرسام آور قیمت نفت در واقع ساده ترین محرکه اقتصادی است: "عدم توازن میان عرضه و تقاضا".
تقاضا در بالاترین حد خود قرار دارد که ناشی از رشد اقتصادی بی امان "هند" و "چین" است. جمعیت هر یک از اين دو كشور ، يك میلیارد نفر است و با توجه به نرخ رشد پایدار 8 درصدی اقتصاد هند و 10 درصدی اقتصاد چین، تولیدکنندگان و مصرف کنندگان در این کشورها با سرعتی فزاینده ، انرژی مصرف می کنند. چین در سال 2003 از ژاپن به عنوان دومین مصرف کننده نفت جهان پیشی گرفت و به آمریکا نزدیک شد. تقاضای نفت در این کشور سالانه 15 درصد رشد می کند. تحلیلگران همچنان نگرانند ، زيرا تقاضای جهانی برای نفت چنان شدید است که میزان عرضه ممکن است توان برآورده کردن نیازها را نداشته باشد.
آژانس بین المللی انرژی می گوید ، میزان تقاضا در سال آینده به طور متوسط 2/2 میلیون بشکه در روز افزایش خواهد یافت، درحالی که متوسط افزایش تقاضا برای سال جاری میلادی 5/1 میلیون بشکه بوده است. به گفته این آژانس، میزان تقاضای سالانه تا سال 2012 دو درصد بالا خواهد رفت و سایر پیش بینی ها حاکیست که میزان آن طی 25 سال آینده می تواند از حدود 90 میلیون بشکه در روز به 140 میلیون بشکه برسد.
علت جهش اخير در بهاي نفت
تنش فزاینده میان ترکیه و جدایی طلبان کُرد در شمال عراق به جهش اخیر دامن زده است. تحلیلگران نگران پیامدهای تهاجم احتمالی نیروهای ترکیه به عراق هستند. دولت ترکیه مجوز پارلمانی لازم برای حمله علیه پیکارجویان کُرد، که از دیرباز خواهان کشوری مستقل بوده اند، را دریافت کرده است.
میزان نفت تولید شده در شمال عراق در عمل خیلی کم است و خط لوله اصلی که شهر کرکوک در شمال ناحیه کُردنشین را به ترکیه وصل می کند از زمان حمله سال 2003 به عراق برای دوره های طولانی بسته بوده است.اما بیم آن می رود که مناقشه اوج بگیرد و تولید نفت در سطح وسیعتر در منطقه ( عراق، ایران، کویت و عربستان سعودی كه حدود 20 درصد نفت جهان را تأمین می کنند ) تهدید شود که خود به افزایش قیمت دامن زده است . به ویژه در مورد احتمال حمله تلافی جویانه کُردها به یک خط لوله مهم در ترکیه که روزانه 700 هزار بشکه نفت را از آذربایجان به بندر جیحان منتقل می کند ، نگرانی وجود دارد.
وضعیت شمال عراق تنها یکی از عوامل ژئوپولیتکی است که باعث بی اعتمادی در بازار و کمک به بالا بردن قیمت نفت شده است.
اصرار ایران برای دستیابی به انرژی اتمی، این نگرانی را پدید آورده که ایران در هرگونه رویارویي احتمالی در آینده از ذخایر نفتی اش به عنوان یک برگ برنده استفاده کند . به علاوه تهدیدهای نه چندان پوشیده آمریکا مبني بر مردود نبودن گزینه نظامی علیه ایران بیم ها را تشدید کرده است.
همچنین خشونت پیکارجویان در نفت خیزترین ناحیه نیجریه، جایی که گروگانگیری کارگران شرکت های خارجی نفت حادثه ای عادی شده است، به تورم دامن زده است.
واکنش اوپک نسبت به این وضعیت
اوپک به عنوان تأمین کننده اصلی نفت در جهان برای اقدام جهت کاهش قیمت تحت فشار دائمی قرار دارد.سازمان کشورهای تولیدکننده نفت ، (اوپک) اخیراً زیر فشار شدید تن به افزایش تولید داد و موافقت کرد از روز اول نوامبر سقف تولید را 500 هزار بشکه در روز افزایش دهد.گزارش ها حاکی است که این حرکت با ابتکار عربستان سعودی انجام شد. البته شمار کشورهای عضو اوپک که بتوانند ظرفیت تولید خود را افزایش دهند زیاد نیست. اوپک می گوید نیاز بازار به نفت خام "به خوبی تأمین شده است" و در آینده نزدیک نیز چنین خواهد بود.
اوپک گمانه زنی مبادله کنندگان ( که می توانند با شرط بندی روی مسیر آینده بهاي نفت ، پول در آورند ) را عامل ادامه افزایش قیمت دانسته است.اما منتقدان اوپک می گویند این سازمان باید برای کاهش بها با جدیت بیشتری اقدام کند.جان رابرتس، تحلیلگر امنیت انرژی در شرکت "پلات" می گوید: "واکنش اوپک تاکنون خیلی ضعیف بوده است. احساس بازار این است که وقت آن است اوپک بار دیگر تولید را افزایش دهد."
برندگان و بازندگان قیمت بالای نفت
در صورت احتساب نرخ تورم، قیمت نفت هنوز کمتر از اوج سال 1980 است، زمانی که نفت با قیمت امروز بشکه ای 95 دلار معامله می شد.در آن زمان، گرانی نفت باعث رکود در آمریکا شد و اکنون نگرانی های مشابه درحال ظاهر شدن است. دولت بوش گفته است که "به شدت نگران" سطح فعلی قیمت هاست، آن هم در زمانی که انتظار می رود سرعت رشد اقتصاد آمریکا در سال آینده به میزان قابل توجهی افت کند.
بهای بالای انرژی زندگی را برای مصرف کنندگان و کاسبکاران گران می کند و بر مصرف آنها در سایر بخش ها اثر منفی می گذارد. متوسط قیمت بنزین در آمریکا کمی پایین تر از 3 دلار در گالن (تقریبا 8/3 لیتر) است و صاحبان پمپ های بنزین در بریتانیا هشدار داده اند بهاي بنزين ممکن است به زودی از لیتری یک پوند فراتر رود.
اما در آنسوی دیگر قضیه، نان شرکت های بزرگی مانند "اگزان موبیل" و "بی پی" در روغن است و به کشورهای نفت خیز نیز بد نمی گذرد.
ثروت نفتی باعث تقویت تلاش های پرزیدنت "هوگو چاوز" برای تغییر اوضاع ونزوئلا شده و به او امکان داده است برنامه وسیع اجتماعی را پیاده کرده و انتقادهای آمریکا از سیاست های خود را رد کند.در روسیه نیز درآمد هنگفت نفت و گاز تلاش های ولادیمیر پوتین برای اعمال کنترل دولتی بر بخش انرژی کشور را تقویت کرده است.
قیمت ها به کدام سو می رود؟
زمانی که برخی تحلیلگران در سال 2005 پیش بینی کردند نفت در نهایت از بشکه ای 100 دلار فراتر خواهد رفت بسیاری آن را جدی نگرفتند.اما این پیش بینی اکنون یک احتمال واقعی به حساب می آید، با این حال تحلیلگران هشدار می دهند که بازار همچنان ناپایدار است.
جان رابرتس از شرکت پلات می گوید: "دلایل زیادی هست که فکر کنیم قیمت به 100 دلار خواهد رسید.""اما همزمان اگر یک اتفاق درست بیافتد بهاي نفت بار دیگر به 70 دلار یا 60 دلار در بشکه افت خواهد کرد."
باشد تا موقعيت مناسب
برگزاري اجلاس سران کشورهاي حاشيه درياي خزر در تهران ،حادثه اي مهم براي ايران تلقي مي شد و تصميمات آن براي ما بسيار با اهميت بود . زيرا اولاً موضوعي اساسي يعني تقسيم درياي خزر در دستور كار آن قرار داشت ، ثانياً حضور ولاديمير پوتين به عنوان رهبر يک کشور بزرگ ، سايه سنگيني بر اجلاس داشت و از يک هفته پيش کارشناسان بي طرف و سياست پيشه گان نگران از تحميل قراردادي در مورد تقسيم درياي خزر توسط روسيه به جمهوري اسلامي بودند. اين کارشناسان با توجه به موقعيت فعلي ايران در عرصه بين المللي و مناقشه موجود بر سر پرونده هسته اي كشورمان و قطعنامه هاي شوراي امنيت ، و اين که كشور نياز زيادي به پشتيباني روسيه در عرصه بين المللي و همچنين تکميل نيروگاه بوشهر دارد ، نگران بودند كه روسيه بخواهد از اين موقعيت استفاده برده و سهم کمتري از درياي خزر براي ايران در نظر بگيرد ، که اگر مسأله هسته اي نبود ما خيلي محکم تر واستوارتر مي توانستيم در اين اجلاس دربرابر روسيه بايستيم وازمنافعمان دفاع کنيم.
ويژگي هاي شخصيتي ولاديمير پوتين ، و نيز جواني و فعالي و علاقمندي وي به تأثيرگذاري در مناسبات بين المللي و نيز جايگاه كشورش ، موجب گرديده بود كه هيأت ايراني توجه خود را متوجه مهم ترين ميهمان اين اجلاس بنمايند . اين توجه زماني افزايش يافت كه در آستانه سفر پوتین به تهران، «كاندولیزا رایس» و «رابرت گیتس»، وزرای خارجه و دفاع آمریكا، به مسكو رفتند و مذاكرات مهمی درباره پرونده ایران انجام دادند و پس از آن نیز «نیكلا ساركوزی»، رئیسجمهور فرانسه، به مسكو رفت و در نهایت پوتین پس از رایزنی با «آنگلا مركل» در برلین ، به تهران پرواز كرد .
سؤال اهالي سياست اين بود كه در اين اجلاس كه ولاديمير پوتين به دعوت هشت ساله جواب داده و سنگين و دير آمده بود ، انتظار داشت ما چه چيزي قدم انداز کنيم ، زيرا گزارش هاي سفارت روسيه در تهران را مي شد بازخوانی کرد که از نیاز ما به این سفر به کرملين چه نوشته اند و اين نگراني وجود داشت كه نكند در اين اجلاس ،شرايطي بر ما تحميل گردد كه مطابق با منافع ملي ما نباشد .
سران کشورهاي حوزه درياي خزر كه اولين بار در سال 1381 دور هم جمع شده بودند ، براي برگزاري دومين اجلاس به تهران آمده بودند . در اين اجلاس ، سران كشورهاي روسيه، قزاقستان، ترکمنستان، آذربايجان و اعضاي هيأت هاي آنها كه همگي درس خوانده مسکو بودند، به زبان روسي با هم سخن مي گفتند و تنها براي دريافت سخنان هيأت ايراني ناگزير به استفاده از مترجم روسي بودند. در اجلاس اول ، مي خواستند سهم سیزده درصدي بر ایران تحميل كنند ولي نمايندگان ايران قبول نكردند و بدنبال آن بودند که سهم خود را اگر نه پنجاه در صدی که در گذشته با شوروی بود ، حداقل بيست درصد و به تساوي تعيين كنند اما ديگران نپذيرفتند و تفاهم نامه اي امضا نشد. حالا اوضاع موجود بر سر پرونده هسته اي و قطعنامه هاي شوراي امنيت ، موجب شده بود كه ديگران را در مقام باج گيري قرار دهد يا دست کم به اين فکر بياندازد، اگرچه جمهوري اسلامي تا به حال هلو نبوده که ديگران غورتش بدهند، بلكه سخت گلوگير بوده است اما به طور طبيعي در اين شرايط ، ديگران در مقام گفتگو با ايران خود را بالادست مي ديدند.
روسيه كشوري است كه در حال بازپس گرفتن قدرت بزرگ جهاني خويش است. درآمد ملی روس ها در 1999 کمتر از یکصد و هشتاد و پنج ميليارد دلار بوده و حالا در عرض هشت سال ، 985 میلیارد شده است . درآمد سرانه شان ماهانه هزار و پانصد روبل بوده و حالا سيزده هزار و هشتصد و ده روبل است . جمعيت روسيه 146 ميليون نفر بوده و حالا 141 ميليون نفر است . سرمايه گذاري پايه اي در صنايع نفت و گاز صفر بوده حالا سه و نيم تريليون روبل شده است. بودجه نظامي آنها شش ميليارد دلار بوده و حالا سي و دو ميليارد است . در آخرين سال قرن بيستم هيچ ميلياردر نداشته و حالا پنجاه و سه نفر ميلياردر دارد. اين ها به معناي داشتن کارنامه درخشاني در حقوق بشر و به منزله خودداري از دخالت در کار همسايگان نيست. اين ها به دليل داشتن دولت حسنه و با اخلاق نيست بلكه فقط به معناي آن است که در بازي قدرت دست بالاتر دارد.
در این شرایط به امضای قرارداد رفتن ، براي كشور ما جاي نگراني داشت. تا پنج سال پيش ، کشورهاي برآمده از دل شوروي به طفيل ارتباطاتي که با آمريکا و اروپا ايجاد كرده بودند در برابر خواست قابل اثبات ايران ايستادند، حالا که ديگر اربابي قدرتمند دارند و احساس مي کنند در موقعيت ايستائي قرار گرفته اند احتمال باج خواهي را افزايش مي داد .لذا به نظر مي رسيد عاقلانه ترين کار ، برگزاري اجلاسي بي تعهد و بي قبول بود تا منتظر موقعيت زماني بهتر بمانيم كه خوشبختانه چنين شد و بهترين كار همان بود كه انجام گرديد و نمايندگان ايران هيچ قراردادي را امضا نكردند چرا که در وضعيتي مناسب براي معامله نبودند.
از اظهار نظرها چنين برمي آيد که با آشکار شدن خطر هر نوع رأي گيري و گفتگو بر سر تقسيم درياي خزر ، رئيس جمهور ايران پيشنهاد کرده است كه اجلاس سران كشورهاي ساحلي درياي خزر و نيز اجلاس وزراي امور خارجه اين كشورها از اين پس به صورت مرتب و با زمانبندي از پيش تعيين شده برگزار شود و سران اجلاس هر سال يک بار گرد هم آيند كه با موافقت روسيه ، بقيه کشورها هم اين توصيه را پذيرفته اند.
اگرچه آقاي احمدی نژاد در پايان اجلاس گفت: « اجلاس به تمام اهداف از پیش تعیین شده رسید.» ولي نظربایف رئیس جمهور قزاقستان در باره اين كه آيا سند كنوني ، سند نهایی است گفت: « نه، سند کنونی، سند نهایی نیست، بلکه سند همه جانبه، کنوانسیون رژیم حقوقی است که همه مسائل را در بر دارد.» و در پاسخ به اين سؤال كه سند کنوانسیون چه زمانی آماده می شود؟ جواب داد: « سند کنوانسیون یک سال دیگر در باکو آماده می شود» . جمله اي هم که در متن بيانيه آمده چنين است: "اعضاي اجلاس اعلام ميدارند كه تدوين رژيم حقوقي جامع درياي خزر و انعقاد هرچه سريعتر كنوانسيون رژيم حقوقي اين دريا مهمترين وظيفه است. اين كنوانسيون به عنوان سند پايه رژيم حقوقي درياي خزر بايد مسايل اعمال صلاحيت كشورهاي ساحلي خزر را براساس احترام به حقوق حاكمه آنها در درياي خزر تعيين كند و در برگيرنده اصول و موازين مربوط به حفاظت از محيط زيست و كاربرد معقولانه منابع طبيعي از جمله بهرهبرداري از منابع زنده درياي خزر و منابع معدني بستر و زيربستر آن، كشتيراني و همچنين ساير مسايل مربوط به فعاليت در درياي خزر باشد.
در بندهاي ديگر هم بر توافق هاي اجلاس اول تأکيد شده که "توافق نهايي در مسايل مربوط به تحديد حدود بستر به منظور استفاده از منابع زيربستر توسط همه كشورهاي ساحلي درياي خزر با توجه به حقوق حاكمه آنها و احترام به حقوق و منافع قانوني يكديگر اجرا خواهد شد. و روند توافق به منظور تعيين مناطق با عرض مورد توافق و پهنه مشترك آبي درياي خزر و همچنين رژيمهاي حقوقي مطابق با آنها را ادامه دهند."
برخي آگاهان سياسي معتقد بودند كه ممكن است پوتين حامل پيامي نيز براي ايران باشد كه آقاي لاریجانی در حاشیه هشتمین همایش سراسری روحانیون ارتش در تهران ، در پاسخ به اين سئوال كه «آیا پوتین پیام خاصی را برای ایران در سفر به تهران داشته است؟»، گفت: «بله ؛ نظر خاصی را بیان داشتند و دیدگاهی را مطرح كردند كه در حال بررسی است». البته سخن مقام معظم رهبري در ديدار با ولاديمير پوتین كه به وي فرمودند«درباره سخنان و پیشنهاد شما، تأمل خواهیم كرد» مي تواند تأييدي بر اين گمانه زني باشد . لاريجاني در خصوص اینكه آیا پیام پوتین درباره مسأله هستهای بوده است گفت: «بله این مسأله هم بوده است » و توضیحات بیشتر در این خصوص را به زمان دیگر و موقعی مناسب موكول كرد.
به هر حال تحليل گران سياسي معتقدند ، روس ها كه به دنبال آن بودند كه "هيچ را به ما گران بفروشند" ، ظاهراً چندان موفق نشدند .
تضعيف رهبري ؟!
من نمي دانم بعضي ها چه اصراري دارند كه براي حذف و يا تضعيف رقباي خود ، از رهبري مايه بگذارند و جايگاه رفيع رهبري را خرج اميال پَست و حقيرشان كنند . به نظر من اين افراد هيچ شناخت و اعتقادي به رهبري و جايگاه آن در قانون اساسي ندارند و گر نه انگ « ضد رهبري بودن » را كه در حقيقت نوعي حرمت شكني نسبت به رهبري است رواج نمي دادند ، زيرا تكرار مداوم اين عبارت ، نه حمايت و تقويت ، بلكه در جهت تضعيف رهبري است . به قول حجت الاسلام
سخناني از دکتر حسن روحانی
نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی:
تاآستانه تحمل مسئولین بالا نرود ، اتحاد حاصل نمیشود
=================
دکتر حسن روحانی در دیدار با اعضای شورای مرکزی حزب اعتدال و توسعه گفت: مقام معظم رهبری امسال را سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامگذاری کردهاند. نیمی از سال گذشت و پرسش این است که ما تا چه اندازه به این هدف نزدیک شدهایم. واقعیت این است که تا آستانه تحمل افراد و بویژه مسئولین بالا نرود، اتحاد حاصل نمیشود. تنگنظریها، خودخواهیها، عدم اعتنا به نظرات دیگران، از عوامل اصلی تفرقه است. متأسفانه در جامعۀ ما، آستانه تحمل برخی مسئولین بسیار پایین است. در جامعهای با این همه تنگنظری نمیتوانیم به وحدت مطلوب برسیم.
وی افزود: دوران مسئولیتهای همۀ ما زودگذر است. کشور، ملک مطلق کسی نیست. احساس مالکانه داشتن نسبت به مردم و کشور بزرگترین مشکل و درد بی درمان جامعه ماست. منافع و مسایل ملی مربوط به همه ملت است و همه باید مسئولیت خود را دربارۀ آن انجام دهند. نمیتوان یک مسأله مهم ملی را تنها به یک گروه یا چند نفر سپرد، باید از نظرات و اندیشههای دیگران و از کمک دیگران نیز استفاده کرد. باید تلاش کنیم زمینههای اتحاد و نزدیکی مورد نظر مقام معظم رهبری را در کشور فراهم آوریم. اکنون در حوزه بینالمللی بیش از همیشه مورد تهدید هستیم. دیپلماسی یک کشور زمانی موفق است که اجازه ندهد دشمن ، دیگر کشورها را علیه منافع ملی کشورمان به خود پیوند دهد. یک ضربالمثل ایرانی میگوید یک دشمن زیاد است و هزار دوست کم. اگر همه کشورهای جهان با ما باشند کم است و اگر یک کشور دشمن باشد زیاد است. نباید برای ازدیاد دشمنان فرصت ایجاد کنیم.
نماینده مقام معظم رهبری در شورایعالی امنیت ملی ، با انتقاد از کسانی که به گفته امیرالمؤمنین در شرایط خطر هستند و میگویند در بهترین شرایط هستیم و بر شتر چموش سوارند در حالی که میگویند بر شتر رام سوارند، به برخی از خطرات اشاره کرد و اظهار داشت: اگر عدهای دشمن و دشمنی را حس نکنند، اگر عدهای این طور فکر کنند که دشمن ندارند یا دشمن ضعیف است این فکر زمینه اِعمال تهدید دشمن را بهتر فراهم میکند. غفلت از دشمن خلاف عقل و تدبیر است. دشمنان ما بیرحم هستند حاکمان آمریکا واقعاً آدمهای شروری هستند و تجاوزاتشان در منطقه این موضوع را به خوبی روشن کرده است. متأسفانه دشمنان ما رو به افزایشاند. تا دیروز در کنار آمریکا انگلیس بود اما امروز فرانسه هم با حرارتی بیشتر در کنار ایالات متحده قرار گرفته است.
وی ادامه داد: در سالهای پیش وقتی قیمت نفت به مرز ١٨ یا ٢٠ دلار میرسید، احساس بر این بود که وضع اقتصادی خوبی در انتظار است. اما اکنون با نفت ٨٠ دلاری که قدرت اقتصادی ما چند برابر شده است، متأسفانه آثار یک اقتصاد سالم و پویا را نمیبینیم. اگر یک برنامه دقیق و همه جانبهای داشتیم بسیاری از مشکلات کشور در این شرایط قابل حل بود. در این شرایط میبایست از نظر رفاه، رشد سرمایهگذاری خارجی، کاهش تورم و بیکاری بهترین شاخصها را میداشتیم. اما میبینید که مثلاً در مورد مسکن چه دغدغه بزرگی را مردم دارند. باید دید نسبت به سالهای گذشته در چه شرایطی هستیم؟ شرایط ما، شرایط مطلوبی نیست. دشمن خود را آماده کرده و علیه ما هر روز توطئه میکند. سازمان ملل و شورای امنیت را پناهگاهی برای خود قرار داده تا از آن طریق فشار را بر ما افزایش دهد. آثار این فشارها در روابط اقتصادی و سیاسی مشاهده میشود. شرایط ما هر روز سختتر میشود. ممکن است کسی بگوید، مهم نیست. ولی برای مردم ما بسیار مهم است چون هزینۀ آن را، مردم پرداخت میکنند و آثار اقتصادی آن در زندگی مردم به خوبی لمس میشود. لازم نیست بانک مرکزی نرخ تورم را اعلام کند، نرخ واقعی تورم را مردم ما بهتر از بانک مرکزی میدانند، بانک مرکزی با فرمول خاص خود محاسبه میکند ولی مردم با همه وجودشان آن را لمس میکنند.
دکتر روحانی یکی از راههای خروج از مشکلات داخلی و بینالمللی را مشارکت فعال مردم در انتخابات دانست و گفت : مجلس قوی میتواند راهنمای خوبی برای همه باشد. مجلس نیرومند میتواند فضای بینالمللی را هم آرام کند. مجلس قدرتمند و مستقل میتواند منافع مردم و نظام را بخوبی تأمین کند.


درود بر لبهايی که جز به عشق ، روزه نگشادند . درود بر چشمهايی که فرشتگان را در زلالشان به سجده میديدی. پر برکت باد دستهايی که تا عشق قد کشيدند و شانههايی آنچنان مهربان که سيمرغ را رغبت فرود آمدن پديد آوردند. سلام بر شما که ماه ضيافت عشق را به بدرقه نشستهايد و هلال عيد بر پيشاني آسمانتان میدرخشد. تهنيت باد بر شما که اين عيد بهای عشقتان است.
برايتان رمضانهای نورانی فراوان آرزومندم.
كدام رد صلاحيت ؟
به اين جمله توجه كنيد كه آن را يكي از نمايندگان مجلس هفتم فرموده است:
«به اعضاي شوراي محترم نگهبان هم ميگويم كه در تمام دنيا و انواع رژيمها و حكومتها، كساني ميتوانند وكيل، وزير ، استاندار و فرماندار شوند كه معتمد و سرسپرده به رژيمهاي حاكم بر كشورشان باشند ، بنابراين مبادا همانند دوره ششم باز هم برخي افراد را تأييد صلاحيت كنيد كه اساس نظام مقدس جمهوري اسلامي را قبول نداشتند...»
اين آقايي كه با صداي رسا از ميدان بهارستان از شوراي نگهبان خواهان رد صلاحيت ديگران است، دلش براي صندلي خودش سوخته تا مبادا از رقيب شكست بخورد ، و گرنه خودش ميداند كه مردم ما و نيز آن نمايندگان مجلس ششم ، با نظام جمهموري اسلامي كه براي استقرار آن زحمات زيادي كشيده اند مشكلي ندارند . اين آقا بايد بداند كسي كه به واسطه حذف پيشهنگام رقيب به صندلي نمايندگي تكيه زند ، نميتواند منشاء مجلسي ايدهآل باشد و اينگونه انتخاب شدن هم افتخاري نيست . البته لازم است كه عرض كنم ، من به عنوان يك شهروند ، نه تنها با نظارت مخالف نيستم بلكه كاملاً موافقم ، البته نظارت قانوني ، منطقي و قابل دفاع . زيرا در جامعه بايد قانون حاكم باشد ، ولو آنكه قانون بد و حتي غير منصفانه باشد . به قول برخي ، جامعهاي كه در آن قانون ياسا حاكم باشد بهتر از جامعهاي است كه بهترين قوانين را داشته ولي قانون حاكم نباشد . آقاي هاشمي رفسنجاني هم مي گويد : " در جريان انتخابات، تشخيص صلاحيتها بايد در حد قانون باشد ، من هم به اين قانون اشكالاتي دارم اما بايد قانون ملاك قرار گيرد. " . ایشان همچنین گفت :تجربه من نشان میدهد كه مردم آگاه، در تصميم جمعیشان كمتر اشتباه میكنند تا افراد و گروههای خاص . افکار عمومی برآیند حقیقت است .
البته رد صلاحيت نبايد به جاي مردم تصميم بگيرد ولو آنكه مردم انتخاب غلط داشته باشند ، چون اين رد صلاحيت كارساز نيست و اگر از اين شيوه براي حذف افراد بجاي اقناع جامعه و مردم استفاده شود ، بتدريج آن قدر دايره رد صلاحيت گسترش مييابد كه ديگر كسي باقي نمیماند . لذا براي رد صلاحيت بايد ضوابط شناخته شده و قابل دفاعي وجود داشته باشد. رد صلاحيتي كه پشت درهاي بسته صورت گيرد و حتي دليل آن را علي رغم درخواست افراد رد صلاحيت شده اعلان نكنند ، شائبه سياسي بودن پيدا مي كند.
اساساً رد صلاحيت افراد يا ناشي از جرم است يا غير جرم. اگر ناشي از جرم است ، بايد در دادگاه ثابت شود و براساس اصل برائت نميتوان كسي را مجرم دانست، و اگر هم عليه كسي حرفي زده مي شود بايد از طريق دادگاه بوده و فرد حق دفاع داشته باشد . اما اگر رد صلاحيت به دليل جرم نيست، چرا بايد مردم را از انتخاب فردي كه جرمي مرتكب نشده محروم كرد؟
كمتر كسي پيدا مي شود كه بگويد فرد فاسد را نبايد رد صلاحيت كرد (فاسد به معناي ارتكاب جرم) ، به دليل اينكه تأييد يك فرد فاسد ، انتخابات را لوث مي كند ، اما رد صلاحيت گاهي عليه افرادي اعمال گرديده كه بعداً وزير شده اند !
براي رد صلاحيت بايد مسير و ضوابط منطقي تعريف شود ، همچنان كه حتي قتل كه گناه كبيره است براي اثبات آن راهي گذاشته شده است . قاتل در محكمه حضور مييابد و تا دو شاهد يا اقرار و قرائن قوي نباشد ، محكوم نميشود و چه بسا برخي از قتلها و بسياري از دزديها و اغلب جرايم ديگر اثبات نشود و خداوند در آن دنيا آنان را مجازات ميكند ، ولي همان خدا اجازه نداده كه به روش ديگري افراد از حق محروم شوند ." پيامبر خدا (ص) ميفرمود كه اي مردم من در ميان شما طبق شهادت و قسم قضاوت ميكنم ، برخي از شما در بيان مطلب قويتر از ديگري است ، پس بدانيد هر كدام از شماها چيزي از مال برادرش به دست او افتاد آن قسمت آتش جهنم است ". مشاهده مي شود ایشان هم به شواهد مرسوم و عادلانه استناد می كردند و نه بیشتر.
دليل رد صلاحيت هم نبايد ترس از رأي آوردن آن افراد باشد ، زيرا گاهي گفته شود اگر افراد رد صلاحيت نشوند ، مردم گول ميخورند و آنان را انتخاب ميكنند ، كه بايد گفت اگر حكومتي نتواند در رقابت سالم در اينگونه زمينهها بر افراد غير مطلوب پيروز شود ، قطعاً با رد صلاحيت سياسي هم نميتواند سلامت پایداری برقرار کند. رد كردن آنان بايد نه بخاطر ترس از رأي آوردن ، بلكه به دليل بياعتبار شدن امر انتخابات باشد. مثلاً اگر يك قاچاقچي محکومیت كشيده نامزد انتخابات شود، بايد رد صلاحيت شود ولي نه به دليل ترس از اينكه مردم به او رأي ميدهند، بلكه به دليل اينكه وجود چنين فردي اعتبار انتخابات را مخدوش ميكند ، اما اگر خداي نكرده روزي رسيد كه مردم عامدانه و آگاهانه به قاچاقچي رأي بدهند ، حكومت كردن افراد صالح و سالم بر چنين مردمي افتخار نيست .
مرحوم امام راحل ( ره ) در اين رابطه مي فرمايند : «... آن مسيري كه ملت دارد، روي آن مسير راه برويد، ولو عقيده آنان اين است كه آن مسيري كه ملت رفته خلاف صلاحش است، خوب باشد. ملت ميخواهد اين طور باشد، به من و شما چكار دارد؟ خلاف صلاحش را ميخواهد، ملت رأي داده، رأيي كه داده متبع است.» (صحيفه نور ج 9) قطعاً از اين حرف امام هيچ كس نميتواند نتيجه بگيرد كه ايشان در پي اين بودند كه مردم خلاف صلاح خود رأي بدهند، بلكه به اين معناست كه اگر مردمي خلاف صلاح خود رأي دهند جلوگيري كردن از حق انتخاب مردم به اصلاح امور منجر نميشود. بلكه مردم خود بايد سرنوشت خود را از خلال مشاركت اجتماعي تعيين و اصلاح كنند .
اين بحث کاهش تورم در اثر کاهش نرخ بهره را اولين بار احمد توکلي مطرح کرد و كم كم فراگير شد و کسي هم نمي پرسد که آيا اصلاً حرف معتبري هست يا نه.
در جايي خواندم كه مجله اکونوميست نوشته است " بانک مرکزي چين به منظور مقابله با تورم در اين کشور ، نرخ بهره كوتاهمدت را براي پنجمين بار طي سال ميلادي جاري «افزايش» داده و به ۷/۲۹درصد رساند". گويا اين همان سياستي است که علم اقتصاد براي مهار تورم در كوتاهمدت پيشنهاد ميکند. دليل موضوع اين است که با افزايش نرخ بهره ، جذابيت مصرف در دوره فعلي و به تبع آن تقاضا و نرخ تورم کاهش مييابد. اين در حالي است که رئيس جديد بانک مرکزي ايران در باب رابطه بين نرخ بهره و تورم باوري دارد که بطور کلي با آن چيزي که گفته شد متفاوت است. وي معتقد است که «افزايش نرخ بهره باعث افزايش تورم ميشود».
1- "در ديدار احمدينژاد با ايرانيان مقيم آمريكا، پزشک حاذقي پيغام داد كه چهره آقاي رئيسجمهوري را ديدم، سفارشاتي براي تغذيه ايشان دارم و كاغذي نوشت با حدود 15 دستورالعمل غذايي و ارائه كرد، من آن را به رئيسجمهوري دادم، ايشان گفت كه اكثر توصيههاي او درست است."(سيد مجتبي هاشمي ثمره )
2- "سخنان هوشمندانه رئيس جمهور در آمريكا، مايه غرور جهان اسلام شد و به تعبير رسانه هاي غربي، آمريكا بيش از 24 ساعت در دست احمدي نژاد بود."(سيدمرتضي بختياري، استاندار اصفهان)
3- فاطمه رجبي، همسر سخنگوي دولت هم كه پيش از اين آقاي احمدي نژاد را " معجزه هزاره سوم " ناميده بود ، اين بار ايشان را " آيت الله " خواند و گفت : «احمدینژاد كسی است كه چون صورت نورانیاش را در اثر كثرت خدمت به خلق خدایش ببینی جز عشق به خدا نخواهی دید. كسی است كه حتی كینهتوزان و منتقدانش بر خدائی بودنش دلالت میكنند. به راستی تاكنون چه كسی اینچنین مورد غضب دشمنان خدا قرار گرفته؟ چه كسی تاكنون این چنین ذكر خدا را با عمل برای او عجین كرده تا بزرگترین و مؤثرترین درس كه همان درس عملی باشد را به دیگران بیاموزد؟ آیا او نشانه خدا نیست؟ آیا همردیف كسانی نیست كه دلالت میكنند بر خدا و راهش و ولیاش؟ آیا تعریفهای آنچنانی امام بسیجیان از او همان شاخصههای یك مبلّغ و حمایت كننده دین نیست؟ آیا او آیت الله نیست؟». "
4- مجتبي زارعي هم كه در "گزارش جمهور"، قبلاً آقاي احمدي نژاد را " سقراط زمانه " ناميده بود ، در مقاله اي با عنوان " از مارون الرأس تا كلمبيا " در همين ارتباط نوشت : « حادثه دانشگاه كلمبيا به مراتب دشوارتر از فتح فاو و نبردهاي حزبا... در مارون الرأس بود كه در نيويورك به وقوع پيوست. آن هم از نوع برون مرزي، يعني جبههاي كه براي ايرانيان پشت نداشت. نبردي حقيقي اما بدون شليك حتي يك گلوله و نپريدن يك جنگنده. در نبرد فاو به رغم تلاش نخبگان ايراني در بررسي وضعيت جوي و نظامي، اما موجهاي غيرپيشبيني شده اروند وحشي همه چيز را به هم ريخته بود.»
5- به نوشته اعتماد ملي ، "طبرسي" نماينده ولي فقيه در استان مازندران هم در خطبههاي نماز جمعه مركز استان ، دستاوردهاي احمدينژاد را در سفر به نيويورك و سخنراني در دانشگاه كلمبيا ستود و از احمدينژاد به عنوان "فرزند امام سجاد (ع) " ياد كرد كه سجادوار در كاخ يزيد حقايق را بيان كرد.
6- روح الله حسينيان، عضو شوراي سياستگذاري مرکز تدوين انديشه هاي احمدي نژاد هم گفت ، حضور و سخنراني آقاي احمدينژاد در نيويورك ، "سفراي پيامبر (ص) در دربار ايران و روم را تداعي" و "حضور موسي در کاخ فرعون" را مجسم مي کرد، چون دعوتش "يک دعوت به حق، اسلام و عدالت" بود، و "به عنوان قهرمان جهان اسلام در دل ها جاي خواهد گرفت" سخنانش چنان بر دل نشست که: "آن شب غرق در خدا بودم. از خدا مي خواستم سخنان احمدي نژاد به پايان نرسد. در آخر دو رکعت نماز براي موفقيت احمدي نژاد خواندم و در سجده با خدا کلي درد دل کردم".
7- يک روز پس از آنکه بسيج دانشجويي از مردم و دانشجويان خواست به استقبال رئيس جمهور بروند، دفتر رياست جمهوري در اطلاعيه اي از مردم خواست به جاي اين مراسم، با حضور در مساجد، حسينيه ها و شرکت در نمازهاي جمعه و جماعت به شکرانه اين موفقيت بزرگ، سجده شکر به درگاه ايزد منان بسائيم."(اعتماد)
8- آيت الله جنتي، رئيس شوراي نگهبان هم آقاي احمدي نژاد را در اين سفر به "ستاره اي" تشبيه نمود که "در سازمان ملل درخشيد". وي گفت: "خدا را شكر ميكنيم كه چنين انسانهايي به بركت امام (ره) و فداكاريهاي ايشان در بين اين ملت رشد كردهاند" و حالا ديگر "براي ظهور امام عصر(عج) زمينه در حال فراهم شدن است".
9- آقاي احمدينژاد هم در جلسه هيأت دولت نتايج سفر خود به نيويورك را مثبت ارزيابي و خاطر نشان كرد: "امسال با عنايت خداوند، صدا و ديدگاه صادقانه ملت ايران به بسياري از مردم جهان رسيد كه در آينده شاهد اثرات مثبت آن خواهيم بود... دشمنان اگر چه با برنامهريزيهاي قبلي قصد داشتند جمهوري اسلامي را در افكارعمومي با اهانت و فحاشي محكوم و منزوي كنند؛ اما به لطف الهي نتيجه معكوس گرفتند....كساني كه در صحنه سخنرانيها حضور داشتند و يا گزارش كامل برنامهها را مشاهده كردهاند، به صداقت و درستي مسير مجريان جمهوري اسلامي ايران پي بردند".
10- "پس از سخنراني در مجمع عمومي سازمان ملل، صفي طولاني متشكل از حدود 50 تن از سران كشورهاي مختلف جهت تبريك به رييس جمهور كشورمان تشكيل شد".

دستهايم را به تو هديه ميدهم !
دستهايم را به تو هديه ميدهم
به تويي كه نميشناسمت، اما
شانههايت
بوي "محمد الدوره" را ميدهند
بوي «فارِس عوده» و «يحيي عياش»
دستهايم را به تو هديه ميدهم
و هر شب بياد كودكانت
تمام خويش را گريه ميكنم
نه! اين انصاف نيست
كه تو در غروب غربت خود غرق باشي
و من در سكوت خويش
دستهايم را به تو هديه ميدهم
تا وقتي كه سنگ بر ميداري
برايت بازو شوند
وقتي زخم بر ميداري
مرهم
و وقتي به زمين مياُفتي.... نه!
دستهايم را به تو هديه ميدهم
تا به جاي تو شهيد شوند
و تو همچنان مثل نخلهاي "بيتاللحم"
ايستاده باشي .
دستهايم را به تو هديه ميكنم
و مي دانم كه يك روز
بر بلندترين گلدستههاي "بيتالمقدس"
اذان عشق را
سر خواهي داد.
مظلوم تر از علی (ع )
ميگفت:درشگفتم كه روز بيست ويكم ماه رمضان چرا خورشيد از برآمدن شرم نكرد؟
چرا نگذاشت خاموشی شب ديجور كوفه برآن فاجعه بزرگ سايه بيفكند ؟
چرا بامدادی را پديد آورد كه از صد شب تاريك تيره تر بود ؟
برای خورشيد چه افتخاری بود ديدن فرق شكافته مولا ؟
چه اصراری داشت به تماشای يتيمان دلگيرو ماتم زده كوفه بنشيند؟
و بعد به خودش پاسخ می داد كه :شايد هم خورشيد می ترسيد مبادا دگر بار علی رانبيند.
بيمناك بود كه مبادا مظلوميت علی در تاريكی شب كوفه گم شود .
پس برآمد تا نام علی بر مأذنه ها ماندگار شود . طلوع كرد كه وصيت مولا را به فرزندانش ببيند و بشنود . دميد تا نور خدا را كه ازخانه علی بر می خاست به جهان بازتاباند . طلوع كرد كه به تاريخ بگويد : درست است كه علی اولين مظلوم است اما آنچه از خود او مظلومتر است ، مظلوميت اوست.
شهادت مظلومانه مولای متقیان حضرت علی (ع( را تسلیت می گویم .
راهي براي تغيير دنيا !
دو هفته بعد شد. معلم دانش آموزي را صدا کرد و از موضوع پروژه پرسید. بچه یک دایره کشید و سه دایره زیر آن .
معلم پرسید : اینها چیه؟ با این دایره ها چطور میخواهی دنیا را تغییر دهی؟
دانش آموز گفت: دایره ی بالا من هستم. این سه دایره هم سه نفر دیگر هستند که من به آنها کمک میکنم .
معلم گفت که چی بشه؟ مگه با کمک به این سه نفر می توانی دنیا را تغییر دهی؟
دانش آموز گفت: همينطوری که کمک نمیکنم ، به شرطي كمك مي كنم که آنها هم در ازای آن به یک نفر دیگر کمک کنند!.......
پس اين مشاوران به چه دردي مي خورند ؟
............بايد بپذيريم كه امروزه دیپلماسی علمی است برای تأمین منافع ملی بر اساس شناخت جوامع جهانی و رفتارهاي آنها و پُر است از ریزه کاری هائی که جز با چشم مسلح به علم و تخصص دیدنی و دریافتنی نیست. سیاستمداران مجرب و كارشناسان آنها می دانند که امور ديپلماسي چنان نیست که مانند سئوالات کنکور با تیک زدن در یک مربع جواب درست آن پیدا شود. بیشتر امور چندین جواب دارند و ستون زیان و فایده ها نزدیک به هم است.
گويا مشاوران آقای رييس جمهور زبان جهان نمی دانند ،حال آن كه وقتي می خواهند با غرب سخن بگویند لازم است مخاطب و عاداتش را بدانند . مشاوران وقتی قرار است رئيس جمهور را جلو دوربین اروپائی ها و آمريكائي ها بنشانند باید تفاوت آنرا با داخل كشور بدانند . غربی ها کاسبند و بازارگان ، و پرنسیبی جز منافع ملی خود ندارند.
يك نكته ديگر را نيز بايد مشاوران رئيس جمهور تأمل كنند كه چرا در سفر آقای خاتمی به آمریکا و سخنراني در مجمع عمومی سازمان ملل هرگز نه به جمهوری اسلامی و نه به رئیس جمهوری ایران ، این چنین توهین هایی نشده است .............
به همين سادگي
امروز می بینيم در عين حال كه سال ها از آن زمان گذشته و سن وسالی بر ما رفته است ولي انگار آن دنیا و آن ذهنیت همانطور دست نخورده باقی مانده است . هنوز هم فکر میکنیم آنقدر میدانیم که بتوانیم برای حل همه مشکلات راه حل های بدیع و یک شبه ارائه كنيم . فکر میکنیم که دنیا باید بیايد از ما یاد بگیرد . مي گوئيم تمام مشکلات جامعه یکی دو تا که بیشتر نیست . یكي اقتصاد و یكي فساد . برای حل این دوتا که این همه صغرا و کبرا لازم نیست . کافی است چندتا کارخانه بزنیم و قوه قضاییه هم كمي سخت گیری کند .خوب می بینید که چقدر ساده است . راه حل معضل اقتصادی چه ساده بود . آنهایی که قبلاً بر سر كار بودند مسائل را خیلی می پیچاندند براي همین مملکت را به باد دادند .
اگر به برخي دیالوگ هایی که این روزها بیان میشود دقت کنیم ، متوجه میشویم که عليرغم گذشت سالها از آن زمان ، ولی گويا آن دنیا و ذهنیت ساده انگار ، هنوز دست نخورده باقی مانده است .
در آسـتانه سومين سفـر آقاي احمـدي نژاد به نيـويورك ، روزنامه اعتماد مـلي نوشت : « آقاي احمدينژاد رياستجمهوري اسلامي ايران براي سومين بار در نشست سالانه مجمع عمومي سازمان ملل شركت ميكند،اما هنوز مشخص نيست كه ايشان با كدام "ايده نو" به جمع رهبران جهان ميروند. آيا همان مواضع و ايدههاي گذشته تكرار ميشود يا پنجره جديدي براي جهان پرتلاطم امروز باز خواهد شد؟ رئيسجمهوري اسلامي ايران آيا همچنان جهان را عرصه كشمكشهاي پايانناپذير و مرگآور ميان ظالمان جهانخوار فاسد و مظلومان آزاديخواه ميدانند يااينكه جهان را عرصه رقابت بين كشورهاي داراي منافع ملي ميبينند؟ »
البته خود آقاي احمدينژاد پیش از سفر به نیویورک در جمع خبرنگاران در فرودگاه مهرآباد گفت :" مجمع عمومی سازمان ملل از جمله مهمترین مجامع مهم و تأثیرگذار جهان است که هر سال در مقر سازمان ملل متحد برگزار می شود و از آنجا که ملت ایران دارای الگوی مناسبی برای ارائه به سایر کشورهای جهان است، این مجمع فرصت مناسبی است تا بنده به بیان این الگوها بپردازم. " ..........................
1- قدرت معنوی ملت ایران
بنده در همان دوران غربت، وقتی خرمشهر در اشغال دشمنان بیگانه بود، نزدیك پل خرمشهر رفتم و به چشم خودم دیدم وضعیت چگونه است. فضا غم آلود و دلها سرشار از غصه بود و دشمن با اتكا به نیروهای بیگانه كه به او كمك میكردند ، همین آمریكا و غربیها و همین مدعیان دروغگو و منافق حقوق بشر در خرمشهر مستقر شده بود. تانكهای او ، وسایل پیشرفته او ، هواپیماهای مدرن او ، نیروهای تا دندان مسلح او ، بچه های ما آر. پی.جی هم نداشتند . با تفنگ میجنگیدند . اما با ایمان و با صلابت. همین جوانان، با دست خالی، اما با دل پر از امید و ایمان به خدا ، بدون اینكه ابزار پیشرفتهای داشته باشند و بدون اینكه دوره های جنگ را دیده باشند وسط میدان رفتند و بر همه آن عوامل غلبه پیدا كردند.
روز سوم خرداد، همان ساعت اولی كه رزمندگان ما خرمشهر را گرفته بودند مرحوم شهید صیاد شیرازی به من تلفن كرد. بنده آن وقت رئیس جمهور بودم و گزارش اوضاع جبهه را میداد. می گفت الان هزاران سرباز و افسر عراقی صف بستهاند برای اینكه بیایند ما دستهایشان را ببندیم و اسیر شوند. قدرت معنوی یك ملت این است. فقط خرمشهر نیست، خرمشهر یك نماد است كربلای 5 ما هم همین طور بود؛ والفجر 8ما هم همین طور بود؛ فتوحات فراوان دیگر ما هم همین طور بود . عملیات خیبر و بدر و مجموعه هشت سال دفاع مقدس ما هم همین طور بود. البته ناكامی و شكست هم داشتیم و شهید هم دادیم . میدان مبارزه است. به بركت ایمان شهیدان ما و ایمان شما پدران و مادران و همسران كه شماها هم پشت سر شهدا قرار دارید چون اگر پدر شهید، مادر شهید و همسر شهید با او همدل و هم ایمان نباشند، او نمیتواند برود بجنگد . توانستید در این مبارزه پیروز شوید. این همان درسی است كه باید همواره جلوی چشم ما باشد و به آن نگاه كنیم.(بیانات در دیدار خانواده های شهدا 3/3/84 )
2- پیشتازان شهادت
بچههای شهید چمران در ستاد جنگ های نامنظم جمعمی شدند و هر شب عملیات میرفتند و بنده را هم گاهی با خودشان میبردند. یك شب دیدم، افسری با من كار دارد . به نظرم سرهنگ 2 یا سرگرد بود. چون محل استقرار ما لشكر 92 بود لذا به اینها نزدیك بودیم . آن افسر پیش من آمد و گفت: من با شما یك كار خصوصی دارم . من فكر كردم مثلاً میخواهد درخواست مرخصی بدهد یك خرده لجم گرفت كه حالا در این حیص و بیص چه وقت مرخصی رفتن است. اما دیدم با حالت گریه آمد و گفت: شبها كه این بچهها به عملیات میروند اگر می شود من را هم با خودشان ببرند ! بچه ها شبها با مرحوم شهید چمران به قول خودشان به شكار تانك میرفتند و این سرهنگ آمده بود، التماس می كرد كه من را هم ببرید! چنین منظره ها و جلوههایی را انسان مشاهده می كرد . این نشان دهنده آن ظرفیت معنوی است. بچههای بسیجی و بچه های سپاه و داوطلبان جبهه و آدم هایی از قبیل شهید چمران كه جای خود دارند این یك بعد از ظرفیت این ملت عظیم است. (بیانات در دیدار جمعی از پیشكسوتان جهاد و شهادت و خاطره گویان دفتر ادبیات و هنر مقاومت 31/6/84)
3- بابایی آماده پرواز بود
سال 61 شهیدبابایی را گذاشتیم فرمانده پایگاه هشتم شكاری اصفهان. درجه این جوان حزباللهی سرگردی بود كه او را به سرهنگ تمامی ارتقاء دادیم. آن وقت آخرین درجه ما، سرهنگ تمامی بود. مرحوم بابایی سرش را می تراشید و ریش می گذاشت. بنا بود او این پایگاه را اداره كند. كار سختی بود. دل همه میلرزید دل خود من هم كه اصرار داشتم، میلرزید كه آیا می تواند؟ اما توانست. وقتی بنیصدر فرمانده بود، كار مشكلتر بود. افرادی بودند كه دل صافی نداشتند و ناسازگاری و اذیت می كردند حرف میزدند، اما كار نمیكردند؛ اما او توانست همانها را هم جذب كند. خودش پیش من آمد و نمونهای از این قضایا را نقل كرد. خلبانی بود كه رفت در بمباران مراكز بغداد شركت كرد، بعد هم شهید شد. او جزو همان خلبانهایی بود كه از اول با نظام ناسازگاری داشت. شهید عباس بابایی با او گرم گرفت و محبت كرد حتی یك شب او را با خود به مراسم دعای كمیل برده بود . با این كه نسبت به خودش ارشد هم بود. شهید بابایی تازه سرهنگ شده بود اما او سرهنگ تمام چند ساله بود . سن و سابقه خدمتش هم بیشتر بود. در میان نظامی ها این چیزها مهم است. یك روز ارشدیت تأثیر دارد . اما او قلباً و روحاً تسلیم بابایی شده بود. شهید بابایی می گفت دیدم در دعای كمیل شانههایش از گریه میلرزد و اشك میریزد. بعد رو كرد به من و گفت: عباس دعا كن من شهید بشوم! این را بابایی پس از شهادت آن خلبان به من گفت و گریه كرد. او الآن در اعلی علیین الهی است ، اما بنده كه سی سال قبل از او در میدان مبارزه بودم هنوز در این دنیای خاكی گیر كردهام و ماندهام ! ما نرفتیم . معلوم هم نیست دستمان برسد. تأثیر معنوی اینگونه است خود عباس بابایی هم همین طور بود او هم یك انسان واقعاً مؤمن و پرهیزگار و صادق و صالح بود. (بیانات در دیدار مسئولان عقیدتی، سیاسی نیروی انتظامی 23/10/83)