دستان بي نمك ما ؟
وقتي اين خبر در رسانه ها منتشر شد كه دانیل ارتگا، رئیس جمهوری نیکاراگوئه كه چندی پیش در سفر به کشورمان مواضع ضدآمریکایی خود را تکرار کرده بود ، از دشمن دیرینه خود ایالات متحده جهت خرید بالگرد، قایق ، رادارهای نظامی و ساير وسایل براي مبارزه با قاچاق مواد مخدر در خواست یک میلیارد دلار کمک نموده است ، به اين فكر ميكنم كه چرا بسياري از كساني كه به هر نحو از كمك هاي سياسي و اقتصادي دولت جمهوري اسلامي بهره مند مي شوند، چندان بر سر عهد و پيمان باقي نمي مانند و حتي برخي از آنان دير يا زود در صف مخالفان و معترضان ايران قرار گرفته و يا در خوش بينانه ترين شرايط ، در برابر فشارهايي كه به كشورمان وارد مي شود راه بي تفاوتي را برمي گزينند .
اين كه رئیسجمهور نیکاراگوئه بر تمایل کشورش برای داشتن روابطی دوستانه با آمریکا تأکید میورزد ، در حالي است كه ایران به نیکاراگوئه در ساخت یک بندر ، نیروگاه برق ، ساخت سد ، ساخت ۱۰ هزار خانه و... بالغ بر ۳۵۰ میلیون دلار کمک میکند .
به نظر مي رسد كه ما در انتخاب هم پيمانان استراتژيك براي كشور و پرداخت هزينه به خاطر آنان، استراتژي مشخصي نداريم و گرنه نبايد شاهد اينهمه چرخش و رفتارهاي متناقض از سوي همپيمانان خود باشيم .
موضعگيري هاي كاملاً متفاوت مقام هاي عراقي نسبت به آنچه كه ايران با حساسيت آن را پيگيري مي كند و حتي ايراد اتهام هاي گوناگون برعليه ايران عليرغم حمايت ها و كمك هاي مختلف و منجمله اهداي يك فروند هواپيماي «ايرباس 300» توسط ايران به دولت عراق ، ونيز كمك يك ميليارد دلاري ايران به عراق، درست در شرايطي كه وزير خارجه آن كشور در تهران با قاطعيت مي گويد «براي آزادي ديپلمات هاي ايراني، قولي نمي دهم» ، تجليل برخي گروههاي فلسطيني مورد حمايت ايران از جنايتكاراني همچون زرقاوي و صدام، آراي ضد ايراني بوسني هرزگوين در شوراي امنيت و آژانس بين المللي انرژي اتمي و اتهام افكني هاي گاه و بيگاه مقام هاي افغاني عليه ايران ، همراهي هاي بي چون و چراي چين و هند با آمريكا و اروپا درپرونده هسته اي ايران عليرغم بهره مندي هاي متعدد از قراردادهاي صنعتي و تجاري پرمنفعت با ايران و چراغ سبزهاي آشكار و پنهان كشورهايي همچون سوريه و نيكاراگوئه براي نزديكي به آمريكا، نمونه هايي از آن است . شايد دستان ما بي نمك است !
البته در اين ميان اين سؤال باقي است كه چرا مجلس نسبت به اين موضوع حساسيت لازم را به خرج نمي دهد ، زيرا يادمان نرفته است كه مجلس هفتم در برابر دو قرارداد توليد اتومبيل مگان (ال 90) و راه اندازي اپراتور تلفن همراه با سرمايه هاي شركت هاي فرانسوي و تركيه اي چقدر انتقاد و سخت گيري كرد تا آنجا كه طرحي دوفوريتي به صحن علني آورد و قانوني تصويب نمود كه قراردادهاي سرمايه گذاري از طرف دولت بايد در مجلس بررسي و مجوز بگيرد. در اين قانون حتي پيش بيني شد قراردادهاي قبل از سال 1383 نيز بايد بررسي شود . اما اكنون مجلس دست كم به صورت آشكار نسبت به قراردادهاي منعقد شده دولت با نيكاراگوئه و نيز ونزوئلا (كه در 21 اسفند 1385 از سوي معاون اقتصادي و بين الملل وزارت صنايع و معادن توسط خبرگزاري ايرنا اعلام شد ارزش قراردادها و پيش قراردادهاي ايران و ونزوئلا به 17 ميليارد دلار رسيده است ) هيچ واكنشي نشان نمي دهد.
آيا مجلس قانونگذاري در جريان اين قراردادها قرار دارد؟ آيا دولت براي انعقاد اين قراردادها از نهاد قانونگذاري مجوز گرفته است؟ كارشناسان و ناظران سياسي معتقدند رفتار غيريكسان مجلس قانونگذاري پرسش برانگيز است و جا دارد كه اين نهاد از نقش نظارتي خويش استفاده كند .
آيا کسب معنويت ، نيازمند عنايات دولتي است ؟
تصميم دولت مبني بر كاهش ساعت كار ادارات موجب واكنش هايي گرديده و حتي اعتراض برخي چهره هاي اصول گرا نظير احمد توكلي را هم برانگيخته تا جايي كه اين كار دولت را غير قانوني دانسته است . منتقدين اعتقاد دارند با اين تصميم دولت و به بهانه ماه مبارک رمضان ، زمان فعاليت مؤسسات دولتي تقريباًً به نصف کاهش يافته است .
در اين شرايط كه فعاليت ادارات از ساعت هشت و نيم صبح آغاز مي شود ، تا کارمندان و مديران چرخي بزنند و چند تلفن را جواب بدهند ، نزديكي هاي ظهر مي شود كه بايد تجديد وضويي کنند و براي برگزاري نماز جماعت آماده شوند . يک ساعتي هم که به نماز و مراسم سخنراني و ادعيه ماه مبارک مي گذرد. بعد هم تا ساعت يك بعد از ظهر وقتي باقي نمي ماند و كار چنداني پيش نمي رود .
اگر چه در برخي از کشورهاي اسلامي منجمله عربستان سعودي تغيير و تأخيري در زمان آغاز به کار ادارات در ماه مبارک داده مي شود ، ولي پس از افطار بسياري از ادارات خدماتي، به فعاليت خود ادامه مي دهند تا کار خلايق لنگ نشود. واقعاً پرسش اساسي اين است كه دولت به چه استناد قانوني در حالي كه از منابع عمومي يعني بيت المال ، براي هشت ساعت کار به کارمندانش حقوق مي پردازد ، در ماه رمضان فقط روزي حدود پنج ساعت کار از آنها طلب مي کند؟
ساليان سال است مردم مسلمان در اين آب و خاک روزه مي گيرند و طبق برنامه متداول به سر کارهايشان مي روند و مشكلي هم نداشته اند زيرا کسب معنويت هيچگاه نيازمند عنايات دولتي نبوده و نيست ، لذا چه ضرورتي دارد که امروز براي بهره گيري بيشتر از برکات معنوي ماه رمضان از کيسه مردم بذل و بخشش کنيم. البته ممكن است اينگونه تصميمات براي کارمندان محترم دستگاه هاي دولتي مغتنم و اسباب دعاگويي باشد اما همين عزيزان نيز اگر به عنوان ارباب رجوع سروکارشان به ديگر ادارات بيفتد، تصديق خواهند کرد که اين تصميم چندان قابل دفاع نيست.
باز هم « انتخابات » و متغيرهاي افزايش مشاركت
در جوامع امروزي سازوكار « انتخابات » اصليترين شيوه حضور در ساخت سياسي و كسب قدرت است . همچنين كوشش ميگردد كه از انتخابات براي ورود موفقيتآميز به ساختار سياسي و انجام اصلاحات دموكراتيك نيز استفاده شود.
بايد پذيرفت كه هدف اصلي و عمده هر جريان سياسي حضور در ساخت سياسي و كسب قدرت به منظور اجراي برنامهها و سياستهاي خودش است. در ساختارهاي نسبتاً دموكراتيك يا مردمسالار كه انتقال و كسب قدرت به سهولت صورت ميگيرد، بخش قابل توجهي از توان و انرژي افراد و گروهها صرف تدوين برنامه و سياستهاي اداره جامعه پس از كسب قدرت ميشود و اصولاً راه كسب قدرت نيز ارائه برنامههاي بهتر براي اداره كشور است.
از طرفي هر انتخاباتي لزوماً ميبايست منجر به امكان عرضه و انتخاب ديدگاهها و گرايشهاي متعدد اجتماعي و سياسي براي مردم باشد، و اگر صرفاً يك كالاي معين سياسي عرضه شود امكان انتخاب محدود مي گردد . البته گستره نامزدها ميتواند از دو نامزد براي يك انتخاب تا دهها نامزد براي يك انتخاب متغير باشد، اما در حالت اخير اين دهها نامزد ميبايست معرف گرايشهاي ممكن و نسبتاً معقول جامعه باشند.
همچنين ، هر انتخاباتي در نهايت با هدف تأثيرگذاري از طريق افراد منتخب بر امور كشور انجام ميشود. بنابراين اگر چنين هدفي به دليل محدوديتهاي غيرقانوني محقق نشود، طبعاً انجام و شركت در انتخابات امري بيهوده و غيرقابل قبول مينمايد. اگرچه اين بدان معنا نيست كه با انتخاب شدن يك فرد يا يك جمع لزوماً بايد اهداف بسيار بزرگي محقق شود، اما ممانعت از اجراي وظيفه و شعارهاي قانوني آنها نيز به منزله بيهوده بودن اصل شركت و انتخاب كردن و انتخاب شدن است. البته هر فرد منتخبي در هر حال مقداري كار انجام ميدهد، اما فراموش نكنيم كه مردم براي انجام كارهاي عادي و معمولي نيست كه به افراد و گروهها رأي ميدهند، زيرا اين كارها ميان همه گروهها و نامزدها مشترك است و همه آنان، آن كارها را انجام خواهند داد، به عبارت ديگر شايد 80 درصد فعاليتها و قوانين مصوب مجالس اعم از چپ و راست، محافظهكار و اصلاحطلب يكسان است، آنچه كه موجب رأي دادن به يك گروه ميشود، آن 20 درصد تفاوت است و اگر گروه يا فرد منتخب از انجام تمامي اين 20 درصد منع شود، به معناي آن خواهد بود كه فقط اجازه انجام امور در فصل مشترك خود با گروههاي رقيب را داشته است و اين چيزي است كه ممكن است موجب كاهش ميزان مشاركت و مانع رغبت تمامي افراد و سليقه ها به شركت در انتخابات گردد .
مدير كل امور بانوان شهرداري تهران كيست ؟
« زهرا مشير » را كسي قبل از شهردار شدن آقاي قاليباف نميشناخت اما وقتي كه قاليباف درشهرداري پايتخت خوب جا افتاد دست همسرش را هم بند كرد. خانم مشير كه تا پيش از اين سابقه اي در فعاليتهاي اجتماعي نداشت يك شبه مدير كل امور بانوان شهرداري تهران شد . در اين مدت هم نه با كسي مصاحبه كرده و نه چندان روي خوشي به رسانهها و خبرنگاران كنجكاو نشان داده است . نبايد بيانصافي كرد و گفت همسر آقاي قاليباف هيچ كاري در دو سال گذشته در حوزه مسئوليتش انجام نداده است. اما واضح است كه نه تنها براي خانم مشير در اين حوزه نمي توان سابقهاي دست و پا كرد ، بلكه اساساً در زمينه فعاليتهاي اجتماعي و سياسي هم ايشان چندان سابقه اي ندارند . گويا ايشان تحصيلكرده رشته جامعه شناسي است اما خلاصه زهرا خانم مستقيماً از آشپزخانه به لطف همسر شهردار تهران بودن ، به پشت ميز مديركلي امور بانوان شهرداري تهران رفته است . البته تازگيها صداهاي جديد ديگري هم از مركز امور زنان شهرداري تهران به گوش ميرسد. شنيدهها حاكي از آن است كه گويا ايشان دارند براي انتخابات مجلس آماده ميشوند.
![]()
امام خميني (ره ) :
مـاه رمضـان شد ، مى و ميـخانه بر افتاد
عشق و طرب و باده ،به وقت سحر افتاد
افطــار به مـى كرد برم پيـــر خـــرابات
گفتم كه تو را روزه ، به برگ و ثمر افتاد
با باده ، وضو گير كه در مذهب رندان
در حضرت حق اين عملت بارور افتاد
رسول خدا (ص) فرمودند : رمضان بدين نام ناميده شد، زيرا گناهان را مي سوزاند. پس بياييم در جهت سوزاندن گناهانمان تلاش كنيم.
رمضان تان پر از روزها و روزه های با برکت و پر از دعاهاي خالصانه شبانه باد .
گزينش و آزمون به شيوه جديد !
در پي خبر اعتماد ملي كه نوشته بود در آزمون گزينش استخدام خبرگزاري برنا (وابسته به سازمان ملي جوانان) علاوه بر سئوالات اعتقادي و مذهبي معمول كه در گزينش از افراد داوطلب سئوال ميشود، سئوالاتي از قبيل: آيا احمدينژاد در دور دوم رأي ميآورد؟ آيا باز هم به احمدينژاد رأي ميدهيد و... مطرح شده است ، دو نمونه از سئوالات آزمون پایانی دوره آموزشی طرح ولایت ویژه بسیجیان فرهنگی شهرستان مبارکه استان اصفهان را نيز بخوانيد . این سؤالات که تحت عنوان طرح «بصیرت سیاسی» مطرح شده ، در حوزههای مختلف سیاسی و اعتقادی طرح گرديده که بخشی از سؤالات سیاسی آن علیه احزاب اصلاحطلب است . برخی از این سؤالات از این قرار است:
- مخالفت با نظارت ولایت فقیه و ارجحیت حکم حزبی بر آن ، داشتن افکار التقاطی تأیید برای مردمسالاری منهای دین ، حمایت از توسعه سیاسی و فرهنگی در دوم خرداد و ... از جمله دیدگاهها و مواضع کدام گروه سیاسی است؟
الف)سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی
ب)گروهک فرقان
ج)حزب مشارکت
د)حزب اعتدال و توسعه
– حزب دولت سالار لیبرال دمکرات معتقد به توسعه اقتصادی غربی در ایران بعد از جنگ تحمیلی چه نام دارد؟
الف)حزب همبستگی
ب)حزب کارگزاران سازندگی
ج)حزب مشارکت
د)دفتر تحکیم وحدت
مشكلِ نشناختنِ خود و نداشتنِ راهِ خودي
............ در جايي خواندم كه چند وقت پیش اهالی یکی از شهرهای کوچک سوئد شکایتی را تسلیم استانداری کردند. مضمون شکایت این بوده که از بس که پلیسی در شهر ما نبوده کودکان ما نمی دانند پلیس چیست و با کار پلیس آشنائی ندارند. مقامات استانداری اعلام کرده اند که اولاً نیازی به پلیس نبوده و ثانیاً فرستادن پلیس به معنی کاهش بودجه رفاهی شماست. بالاخره قرار شده پلیس سیّاری هفته ای دو ساعت در میدان شهر حضور یابد و با کودکان خوش و بش کند، تا یادشان نرود که چیزی بنام پلیس هم وجود دارد............
اجازه تجديد فراش به آقايان ، در دولت اعجاب و تعجبها
............فرض کنیم قانون فعلی خانواده به شکل مطلوب پیشنهاد دهندگان اصلاح شد و برخی از مردان این امکان را یافتند که با شرایط نه چندان دشوار ، همسر دوم و سوم اختیار کنند. اين موضوع چه گرهی از کار جامعه می گشاید؟ کدام مشکل اقتصادی، فرهنگی یا اجتماعی را برطرف می کند؟ و نهایتاً پاسخگوی نیاز چه طیفی از تقاضاهای مردمی خواهد بود؟ آیا تحقیقی اجتماعی بعمل آمده است که تا به حال چند درصد از خانواده های معدودی که در آنها پدیده چندهمسری اتفاق افتاده روی شادی و خوشی به خود دیده اند و از چنین پدیده ای احساس رضایت و خوشبختی کرده اند. تا آنجا که شواهد اجتماعی نشان می دهد ، مردان چندهمسر به جز ایجاد فضای جنگ اعصاب و تشدید ناآرامی خانواده نتيجه اي عايدشان نشده اشت ..................
تحمیل عقیده به مردم و جوانان حقیقتاً جواب نمیدهد
آقاي هاشمی رفسنجانی در دیدار با جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشكده حقوق،علوم سیاسی و زبانهای خارجه دانشگاه آزاد اسلامی مشهد گفت :
قبل از انقلاب، آمریکا، آلمان و فرانسه در مسأله هسته ای ایران حضور داشتند. 20 نیروگاه طراحی شده بود و در غنیسازی در فرانسه شریک شده بودیم و سهم زیادی داشتیم و سرمایهگذاری کردیم و بنا نبود که ایران در یک مسأله عقب باشد. بعد از انقلاب چند سالی متوقف شد، آلمانیها رفتند. کار خود را از صفر شروع کردیم و به تدریج پیش رفتیم تا توانستیم این تکنولوژی را بدست آوریم و گاهی هم کمک گرفتیم و واقعاً مظلومترین هستیم كه حق ملت، انقلاب و کشورمان را اینطور تحت فشار قرار میدهند و مدّعیند ما به طرف بمب هستهای میرویم در حالیکه در کنار ما پاکستان و هند بودند كه در این مسیر رفتند و ما اصلاً نمیخواهیم این کار را بکنیم.
هاشمی رفسنجانی افزود : با اتکا به مردم انقلاب کردیم، جنگیدیم و دفاع کردیم، و متکی به مردم کشور را ساختیم و امروز هم نیاز اتکا به مردم بسیار بالاست و تحمیل عقیده به مردم و جوانان حقیقتاً جواب نمیدهد و از زمانی که بیداری جامعه بشری پیش آمده هیچ وقت در تنگنا قرار دادن مردم در دراز مدت جواب نداده ولی اگر فضا آزاد باشد و مردم در ابراز نظر و شرکت در امور سیاسی خود احساس راحتی کنند، ممکن است حرفهای مخالف در فضای جامعه زیاد پیدا شود، اما در نهایت به طرف انسجام میرویم.
وي ادامه داد: در قانون اساسی تعدد احزاب و حق اظهار نظر را داریم، کسی حق سانسور مردم و شنود را ندارد و کسی حق ندارد جعبههای پستی مردم را کشف کند.
وی ایران و انقلاب اسلامی را مظلوم خواند و افزود: اینقدر که در رسانههای بزرگ دنیا علیه ما مطلب نوشته و خوانده میشود هیچ وقت اینگونه نبوده و کمتر روزی است که هزاران مقاله در روزنامهها در سراسر دنیا و یا رادیو و تلویزیونها علیه ایران ، کشوری که در گذشته مورد تجاوز بوده ، جنگیده و از خود دفاع کرده ، منتشر میشود. با این فضا قبول ندارم که بتوانیم در مجامع جهان تأثیر جدی داشته باشيم.
چرا تهاجم و تهمت ؟
به تازگي شاهد تهاجم يكجانبه برخي نمايندگان به اصطلاح اصولگراي مجلس هفتم بر عليه نمايندگان اصلاحطلب مجلس ششم هستيم . سئوال اين است كه چه انگيزهاي در پشت تهاجم اين نمايندگان ، در واپسين ماههاي حيات مجلس هفتم نهفته است . تبليغات زودهنگام ، وحشت از رويگرداني مردم از برخي نمايندگان مجلس هفتم ، سرپوش گذاشتن بر نقاط ضعف ، ناتواني در دفاع از عملكرد خويش ، طفره رفتن از پاسخ به پرسشهاي اساسي به جاي پاسخگويي و ..... ؟
اكنون كه مجلس هفتم به پايان راه خويش نزديك ميشود ، حملات شديداللحن برخي نمايندگان به اصطلاح اصولگراي مجلس هفتم ، گوياي آن است كه آنان از چيزي نگران هستند. وقتي نامنصفانه انگشتهاي اتهام به سوي آنان كه محروم از دسترسي به فضاي لازم براي دفاع از خود هستند ، نشانه ميرود ، مردم ناظر، ناخودآگاه به جاي توجه به چهرههاي خشمگين اين نمايندگان ، از خود مي پرسند چه چيز اينچنين خشم و عكسالعمل اين آقايان را برانگيخته است ؟
نكته ديگر آن است كه برخي از نمايندگان مجلس هفتم كه به قول محمدرضا باهنر احتمالاً 70 درصد آنها در انتخابات مجلس هشتم رأي نمي آورند ، تنها راه ايجاد مغلطه براي انتخاب مجدد را ، تشديد فضاي تقابل با نمايندگان اصلاحطلب قبلي يافتهاند. ظاهراً آنها چارهاي ندارند جز آنكه اصلاحطلبان را لولو كنند و براي آنكه مردم را از رأي دادن به آنها بترسانند ، گريزي ندارند جز اينكه اين لولو را تا جايي كه ميشود ترسناك جلوه دهند و تا آنجا كه مي توانند به آنها اتهام هاي گوناگون وارد نمايند . اينجاست كه بعد از گذشت بيش از سه سال ، به ناچار به پشت تريبون ميآيند و در ميان گروه هاي مختلف مردم در مذمّت مجلس ششم دادِ سخن ميدهند. به راستي چرا اكنون و در آستانه رقابت سياسي براي كسب كرسيهاي مجلس هشتم، آقايان به ياد نقد عملكرد مجلس ششم افتادهاند؟
البته هرچند هيچ نهادي عاري از عيب و نقص نيست، اما گمان من اين است كه عمده اصلاحطلبان آمادگي آن را دارند تا در فضايي منصفانه و در گفتوگوهاي رودررو به دفاع از كلّيت عملكرد خود در مجلس ششم بپردازند و در بحثي عادلانه در مورد طرحها و لوايح ارائه شده شركت كنند ، اما نكته اساسي جاي ديگر است.
بدون شك در ميدان عمل و در مقايسهاي ساده، عمده مردم قادر خواهند بود تفاوت دوگونه نگاه و عملكرد نمايندگان را با هم مقايسه كنند و اختلاف عملكردها را به خوبي دريابند. درست به همين دليل است كه اين دسته از نمايندگان مجلس هفتم و ناتوان در دفاع از عملكرد خويش ، از پاسخ به پرسشهاي اساسي طفره ميروند و به جاي پاسخگويي ، ترجيح ميدهند در مذمّت رقيبي كه محروم از دسترسي به فضاي لازم براي دفاع از خود است ، سخن بگويند . گويا ترجيعبند سخنانشان اين است كه بگويند "شما بدتر از ما بوديد."
بدون شك ايرادها و انتقادهايي بر نمايندگان مجلس ششم وارد است . مطمئناً جامعه قضاوتي كلي نسبت به آن ايرادها و انتقادها و منشاء مشكلات آنان دارد. بهتر است بگوئيم شما خوبان از عملكرد خود دفاع كنيد. اصلاحطلبان اگر دوباره مورد اقبال مردم قرار گيرند مسلماً امتحاني كه پس دادهاند در آن دخيل خواهد بود. شما نگران امتحاني باشيد كه اكنون داريد پس ميدهيد .
خبر ذيل يكي از هزاران موردي است كه بايد براي آن پاسخ صحيح داشته باشيد : به نوشته صداي عدالت، يكي از اعضاي كميسيون قضايي مجلس گفت: برخي نمايندگان با حرفهاي خود به شعور مردم توهين ميكنند . بحث محروم بودن نمايندگان مجلس از خودرو اداري و راننده ، دروغي بزرگ است. اين نماينده افزود: خبر آوردن آشپز از اصفهان براي جشن نمايندگان در كمال شرمندگي صحت دارد.
تبليغات گرگیاسي
گرگیاس مثال می آورد که اگر در شهری برنامه انتخاباتی برای تعیین پزشک شهر داشته باشند و ما دوستمان را به عنوان کاندیداي پزشک شهر معرفی کنیم در نهایت ما برنده می شویم و دوست ما به مقام پزشکی شهر نائل می آید و همینطور است در محاکم و مجالس دیگر.
سقراط از او می پرسد که آیا دوست شما که به عنوان پزشک شهر انتخاب می شود، خود از پزشکی چیزی می داند؟ گرگیاس پاسخ می دهد: نه. و اضافه می کند که اهمیت هنر ما در همین نکته است. سقراط در ادامه می پرسد که آیا مردم از پزشکی چیزی می دانند؟ گرگیاس پاسخش منفی است. در اینجا سقراط با طعن به این نکته نیز اشاره دارد که طبیعی است که نادان از نادان خوشش بیاید. مردمی که پزشکی نمی دانند بیشتر با سوفسطایی بی دانش هم سنخ اند تا پزشک حرفه ای.
نگاهي به گزارش عملكرد دو ساله دولت
گزارش عملكرد دو ساله دولت را بار ديگر مطالعه كردم . راستش را بخواهيد ادبيات آن را در سطح گزارش يك دولت نديدم . عبارات ذيل بخشي از جملات بكار رفته در اين گزارش است :
"........دولت نهم موفق به فعاليتهايي گرديده كه اكثر آنها در نوع خود كمنظير و يا بينظير بوده و در مقايسه با دورههاي زماني مشابه فعاليت دولتها بسيار چشمگير ميباشد".
" رئيسجمهور و دولت نهم تنها رئيسجمهور و دولتي هستند كه تاكنون در تاريخ ايران موفق به بازديد از همه شهرهاي كشور و ديدار با مردم سراسر ايران شدهاند."
" در اين مدت براي انجام سفرهاي رئيسجمهور بالغ بر 2300 ساعت پرواز و حضور در مناطق مختلف كشور صورت گرفته كه بيش از دو برابر كل سفرها و ديدارهاي مردمي دولتهاي گذشته است " .
" حجم كار عمراني دولت نهم در سال 85 به نسبت سال 83 بر اساس آمار 242 درصد رشد داشته كه بالاترين نسبت حجم افزايش در دو دهه اخير است. يعني ميزان كار عمراني از عدد پنج هزار و هفتصد و پنجاه ميليارد تومان در سال 83 به هجده هزار و پانصد ميليارد تومان رسيده است."
" در حوزه جهاد كشاورزي طي سال 1385 اهداف پيشبيني شده به ميزان كامل محقق شده و ميزان توليد محصولات كشاورزي براي اولين بار در تاريخ كشور به 2/100 ميليون تن رسيد كه ركوردي تاريخي محسوب ميگردد ."
"در اين دوره تنها رئيسجمهور و وزير امور خارجه كشورمان به بيش از يكصد كشور اسلامي سفر نمودهاند و تحرك بينظيري براي خنثيسازي توطئههاي غرب صورت گرفته است."
"ميانگين نرخ تورم (افزايش ساليانه 310 قلم كالا و خدمات) در دوره 8 ساله رياست جمهوري آقاي هاشمي رفسنجاني 3/25 درصد بود. اين عدد در دوره دولت آقاي خاتمي نيز 8/15 بوده است. اين رقم در سال 85 به 6/13 درصد كاهش يافت كه كمترين ميزان به نسبت دوره 16 ساله رؤساي جمهور قبل بود."
"از جمله اقدامات مهم در اين دوره افزايش سه برابري كمك به حوزههاي علميه و بيش از 50 برابري به بازسازي اماكن و مراكز ديني و حوزههاي علميه در استانهاي سراسر كشور است."
عبارات و واژه هايي از قبيل : « براي نخستين بار در تاريخ كشور» ، « در 16 سال قبل از دولت نهم » ، «بيشترين ميزان » ،« افزايش بي سابقه » ، « اقدامات موفقيتآميز » - «پربارترين دوره » ، « ركوردي تاريخي » ، « ميزان كامل » ، « كمنظير » ، « بينظير» ، «چشمگير » ، « بالاترين » ، « افزايش » ، « چندبرابر » و .......... در اين گزارش فراوان به چشم مي خورد . ولي در ميان اينهمه « ترين » ، اصلاً اشاره اي به « بالاترين قيمت نفت» در طول تاريخ و «بيشترين درآمد كشور از اين قسمت » و « برداشت از صندوق ذخيره ارزي » نشده بود !
حكايت ما و دولت نهم
اگر آن طايـر قدسـي ز دَرَم بـاز آيد
عُمر بگذشته به پيـرانه سرم باز آيد
دارم امّيد بر اين اشك چو باران كه دگر
برق دولـت كه برفـت از نظـرم ، باز آيد
آنكه تاجِ سرِ من خاكِ كفِ پايش بود
از خـدا مي طلبم تا به سَـرَم باز آيد
خواهم اندر عقبش رفت به ياران عزيز
شخـصم ار باز نيــايد ، خبـرم بـاز آيــد
گر نثـــارِ قـدمِ يــارِ گـرامــــــي نكنم
گوهر جان ، به چه كار دگرم باز آيد
كوس نودولتي از بام سعادت بزنم
گر ببيــنم كه مَـهِ نوسفــــرم باز آيد
مانعش غلغل چنگ است و شكر خواب صبوح
ور نـــه گـر بشـنوَد آهِ سحَــــــــرم ، بـاز آيـــد
همّتي تا به سلامت زدَرَم باز آيد
بولينگ انتخابات
نمیدانم تا حالا بازی بولینگ کرده ايد؟ همان بازی که یک گوی بزرگ را قِل میدهند تا موانع بطری گونه ی چیده شده را از سرِ راه بردارد؟
اگر بازی نکرده اید ، نمیدانم آیا تا بحال بازیکنان این رشته را دیده اید؟ دیده اید وقتی این گویِ بازی را از دستشان رها میکنند تا وقتی این گوی مسير خود را طي مي کند تا همه ی آن موانع یا چندتا از آنها را از سر راه بردارد ، با چه حرکات لب و لوچه و چشم و ابرویی این گوی رها شده را دنبال میکنند؟ تا بحال به این قِل دهندگان گوی در مسیر بازی دقت کرده اید که ببینید از خودشان چه شکلها و حرکات عجیب و غریبی در می آورند؟ یکی روی یک پا خم می شود . یکی بالا و پایین می پرد. یکی سرش را بطرف مسیری که دوست دارد گوی برود می چرخاند ، یکی روی زمین می نشیند ، یکی گوی رها شده را به خیال خود فوت میکند و .....
نمیدانم چرا انتخابات را مثل بازی بولینگ می بینم که هر یک از ما با گوی " رأی" در آن قصد داریم موانع را از جلوی خودمان برداریم و امتیاز رفاه و آسایش و ترقی را براي شهر و كشورمان بگیریم .
واقعیت این است که در بازی بولینگ ، حرکات بازی کننده ها از وقتی گوی از دست آنها رها میشود دیگر هیچ اثری ندارد . تنها و تنها وقتی گوی در دست آنهاست و انگشتانشان در حفره هاي آن فرو رفته و قصد دارند آن را رها کنند ، اختیارِ جهت ، سرعت و مسیر این گوی را در دست دارند که با چه استیلی با چه سرعتی و با چه مهارتی و به کدام سمتی آن را قِل بدهند تا بتواند به هدف خورده و موانع را از سر راه بردارد ، ولی وقتی گوی از دستشان جدا شد ، دیگر کنترلی برآن گوی ندارند و بهتر است منتظر بمانند و ببینند این گوی در انتهای مسیر چند تا از موانع را انداخته و کجای قِل دادنشان اشکال داشته است.
ماجراي شركت كردن ما در انتخابات و رأي دادن مان هم بي شباهت به بازي بولينگ و قل دادن گوي براي رفع موانع و مشكلات نيست و تا زماني كه رأي نداده ايم اختيار آن دست ماست ولي پس از انتخاب ، هرچه از خودمان حرکات عجیب و غریب در آوريم تا مگر منتخبين ما در مسير صحيح حركت كنند ، بي تأثير است .
به هر حال امیدوارم مردم قدرِ این گوی در دست خود را دانسته باشند و بدون فكر و نشانه روي و بي حساب وكتاب آن را رها نكنند .
منتظر فرصت
انتشار سلسله كتاب هاي خاطرات آقاي هاشمي رفسنجاني بخصوص جلد هفتم آن ، واکنش تند برخی از محافل حامی دولت را به دنبال داشته است و یکی از آن افراد خیلی منتقد هم آقای حسین شریعتمداری سر دبیر پر نفوذ روزنامه ی کیهان است . آقای هاشمی رفسنجانی در بخشی از کتاب خاطرات خود از تصمیم امام خمینی (ره) در ۱۷ دی ماه سال ۱۳۶۳ مبنی بر کناره گیری کامل از قدرت خبر داده است و روزنامه کیهان طی سرمقاله اي ضمن ابراز احترام به آقای هاشمی، خاطره نقل شده از سوی ايشان را مغایر موضع گیریهای علنی و رسمی امام خمینی و مفاد وصیتنامه ايشان قلمداد کرده و از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خواسته که نظر خود را "تصحیح" کند . سایر سایتهای حامی دولت هم با لحن تندتری آقای هاشمی رفسنجانی را مورد حمله قرار داده و خواستار "برخورد" با آنچه "خاطرات غیر مستند" وی نامیده اند، شده اند .
اما حجتالاسلام عسگري نايب رييس كميسيون اصل نود مجلس در پاسخ به پرسش خبرنگاري دربارهي ادعاي اخير هاشمي رفسنجاني كه در آخرين جلد از كتاب خاطراتش منتشر شده مبني بر موافقت امام (ره) با حذف شعار مرگ بر آمريكا تصريح كرد: در بين علما مثالي هست كه ميگويند هر كسي مسئول آن چيزي است كه روايت ميكند.
وي با بيان اين كه هيچ كس از هاشمي رفسنجاني به امام (ره) نزديكتر نبوده است، عنوان كرد: اگر اين مسأله سهوالقلم نباشد و هاشمي به طريقي دوباره آن را تكرار يا تأييد كند، با توجه به صداقت مثال زدني وي، اين سخن همچون يك سند معتبر خواهد بود.
آقاي هاشمي رفسنجاني در جلد هفتم از سلسله كتاب هاي خاطرات خود كه اخيراً در 688صفحه و با عنوان «به سوي سرنوشت» منتشر شده آورده است كه حضرت امام(ره) با حذف شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر شوروي موافقت كرده و منتظر فرصت مناسب براي انجام آن بوده اند . آقاي رفسنجاني در صفحه 173اين كتاب و در نقل خاطرات خود از روز پنج شنبه 14تيرماه 1363مي نويسند؛ «... نماينده شوشتر هم آمد و پيشنهاد قطع شعار مرگ بر آمريكا و مرگ بر شوروي را مي داد. گفتم به طور اصولي تصميم گرفته ايم، امام هم موافقت كرده اند ولي منتظر فرصت هستيم.»