تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی

تلاش برای "انتصاب" رئیس مجلس تا مرز"انشعاب"

*****************************

با نزديك شدن به آغاز كار مجلس نهم، رايزني‌ها و رقابت داغ اصولگرايان در مورد آرایش سیاسی اين مجلس و رئيس آينده آن شروع گرديده ، اگرچه بايد گفت رايزني ها و رقابت بر سر انتصاب رئيس مجلس نهم مدتها پيش و حتي قبل از انتخابات دور دوم بين "جبهه‌پايداري" و "جبهه متحداصولگرايان" آغاز شده است، مجلسي كه به عقيده برخي صاحبنظران سياسي، اساساً هیچ تفاوتی با مجلس هشتم ندارد.
به هر حال، با پایان يافتن انتخابات مجلس ، اینک آنچه مورد توجه "جبهه‌پايداري" و "جبهه متحد" قرار گرفته بحث ساختار هیأت رئیسه و بخصوص ریاست مجلس آینده است
و در اين بين آنچه تا كنون آشكار گرديده آنست كه آب "جبهه پايداري" و "جبهه متحد" به يك جوي نمي‌رود و رقابتي جدي بين اين دو طيف اصولگرا بر سر تصاحب كرسي رياست مجلس نهم در گرفته است و حاميان جبهه پايداري رودربايستي را كنار گذاشته‌اند و نمي‌خواهند علي لاريجاني را چهار سال ديگر در مسند رياست مجلس ببينند و عتاب و خطابش را تحمل كنند لذا  از رياست حدادعادل حمايت مي‌كنند ولي جبهه متحد اصولگرايان جانب علي لاريجاني را گرفته است و اين رقابت تا آنجاست که حتي حداد عادل می گوید: «پس از سکوت چهار ساله در مقطع تبدیل مجلس هشتم به مجلس نهم احساس تکلیف کردم و اگر تا روز رأی‌گیری زنده باشم، داوطلب ریاست مجلس می‌شوم ولو اینکه غیر خودم کسی به من رأی ندهد؛ بنده نزد خدا حجت دارم و شما هم حجت دارید و به آن عمل کنید. »
رقابت علی لاریجانی و غلامعلی حداد عادل برای کسب کرسی ریاست مجلس، پيش از اين نيز يك بار ديگر برسر صندلي رياست مجلس هشتم در گرفت و در آن رقابت، حداد عادل ردای ریاست مجلس را به ناچار به لاریجانی تحویل داد و كساني هم كه از کنار رفتن حداد عادل خشنود شدند معتقدند كه علی لاریجانی در جايگاه رياست مجلس هشتم عملکردش در قیاس با حداد عادل در رياست برمجلس هفتم به مراتب بهتر بوده و در برابر احمدی نژاد اقتدار بیشتری از خود نشان داده است.
با اين حساب بايد گفت رقابت بين حداد عادل با علي لاريجاني بر سر كسب كرسي رياست مجلس اگر چه تکراری است اما بی اهمیت نیست زیرا رقابت اين دو، در واقع رقابت جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری بر سر تفوق بر فضای سیاسی کشور است.
نكته ديگري كه از اين رقابت مي توان دريافت آنست که هر دو جریان راست "پایداری" و "جبهه متحد"، بر این باورند که در صورت کسب ریاست مجلس نهم، زمينه براي بدست گرفتن دولت یازدهم فراهم مي گردد و در آن صورت مي توانند قدرت را بطور كامل در اختيار بگيرند. بنابراين عليرغم آنكه تجربه آقاي احمدي ن‍ژاد نشان داده است كه اين يك خيال واهي است اما جريان راست هنوز هم به حاکمیت یکدست می اندیشد و معتقد است اگر کار به تمامی دست "ما" باشد، اوضاع بسامان خواهد شد. بعبارت دیگر، جناح راست هنوز به تکثّر سیاسی باور ندارد و یکدست شدن قدرت را حل المسائل می داند.

مطلب ديگري نيز كه با ماجراي اين رقابت آشكار گرديده آنست كه هر چه به آغازفعاليت مجلس نهم نزديك مي‌شويم زاويه بين طيف هاي اصولگرا  تند‌تر  و شكاف موجود بين آنها  بازتر مي‌شود و از همين ابتدا و در حالي كه هنوز مجلس نهم تشكيل نشده، بخشي از اصولگرايان فراكسيون «رهروان ولايت» و برخي ديگر فراكسيون «جبهه پايداري» و عده‌اي هم فراكسيوني به‌نام « رهپويان انقلاب اسلامي» تشكيل داده اند، سه فراكسيوني كه شكي نيست نتيجه آن، زدن تير خلاص بر فراكسيون اصولگرايان مجلس نهم است و جالب آنكه با همه اينها، نتوانستند كه كل مجموعه اصولگرايان جديد راه يافته به مجلس را پوشش دهند. اما در عرصه رقابت تصاحب كرسي رياست مجلس نهم، برخي از چهره هاي سرشناس اين دو طيف با سخناني كه در رسانه ها منعكس مي گردد بر كوره اين رقابت مي دمند.
در همين راستا "کامران باقری لنکرانی" سخنگوی جبهه پایداری
با بیان اینکه "مدیریت مجلس نهم بسیار مهم است"، مي گويد: « در بین چهره‌های مطرح، آقای حدادعادل تجارب خوبی دارد و بالاترین رأی در مجموعه کشور و رأی اول تهران می‌تواند با همراهی همه نماینده‌ها این مسئولیت را بهتر انجام دهد
.»

"حميد رسايي"
، ديگر عضو جبهه‌پايداري در گفت‌وگو با فارس،
با بيان اينكه "جبهه‌پايداري با قاطعيت از رياست حدادعادل بر مجلس نهم دفاع مي‌كند"،‌ مي گويد: «جبهه‌پايداري تلاش دارد در هيأت‌رييسه مجلس نقش‌آفريني كند.»
"حسین فدایی"
، دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی
هم ضمن مقايسه عملكرد رؤساي مجلس هفتم و هشتم ،با تاکید بر اینکه "حتماً ما آقای حدادعادل را به آقای لاریجانی ترجیح می دهیم" مي افزايد: « در یك مقایسه میان مجلس هفتم و هشتم به این جمع بندی می رسیم كه رعایت قوانین و مقررات و آیین نامه‌ها در مجلس هفتم بهتر بود، تعامل با دولت بهتر بود، فضای منطقی بیشتر بود، غوغاسالاری نبود و آرامش بیشتری بر كشور حاكم بود. ضمن اینكه ما در صداقت و كارآمدی و سلامت نفس آقای حدادعادل هیچ تردیدی نداریم
.»
اما در مقابل، "محمدرضا باهنر"
يكي از چهره هاي جبهه متحد به خبرآنلاين مي گويد: «لاريجاني محبوب‌ترين فرد ميان نمايندگان است كه توان تعامل با تمامي نمايندگان را دارد» و "اسدالله بادامچيان"هم در اين زمينه مي افزايد: «جبهه پايداري مي‌داند تا لاريجاني در مجلس است، محال است فرد ديگري رييس شود»
روزنامه جمهوری اسلامی
هم در سی ام اردیبهشت نوشت :
« سبقت گرفتن در خدمت کردن بی‌نام و نشان و بی‌مُزد و منّت، از معیارهای مهم اصول‌گرائی است، ولی مدعی‌ترین مدعیان اصولگرائی در کشور ما برای رسیدن به پُست و مقام با یکدیگر مسابقه می‌دهند. در هیچیک از متون دینی به مسلمانان دستور داده نشده درباره به دست آوردن ریاست، احساس تکلیف کنند ولی رقیبان رسیدن به ریاست با صراحت به زبان می‌آورند که برای رئیس شدن احساس تکلیف کرده‌اند! »
در ميان اينگونه اظهارنظرها،سخنان "علي دوراني" یک چهره دیگر اصولگرا هم كه نظر موافقي با جبهه پايداري و حدادعادل ندارد، جالب است كه درگفتگو با فرارو مي گويد: «نکته ای که در اینجا مهم به نظر می رسد و بعضاً گفته می شود از سوی جبهه پایداری مورد توجه قرار می گیرد این است که می خواهند ریاست مجلس را بازیچه بعضی از معاملات پشت پرده کنند. مثلاً خبرسازی می کنند که اگر ریاست مرکز پژوهش های مجلس و یا نائب رئیسی به آقای لاریجانی یا آقای حداد داده شود، آنها به فلانی برای ریاست مجلس رأی می دهند
وی مي افزايد: «این موضوع نشان دهنده این است که متأسفانه جبهه پایداری علی رغم اینکه خود را آرمانگرا معرفی می کنند دارای تناقضات سیاسی هستند و بیشتر "قدرت محور" هستند تا اینکه بخواهند بر اساس آرمان هایشان انتخاب اصلح را داشته باشند و به مردم کمک کنند.»       
دورانی تأکید نموده است: «اگر آقای حداد عادل رئیس مجلس شوند ما مجلس نهم را نسبت به مجلس هشتم بسیار مهجورتر خواهیم دید؛ به خصوص در سال 91 که سال پایانی دولت آقای احمدی نژاد است.»
اما رقابت بر سر رياست كسب كرسي رياست مجلس به اين سخنان محدود نگرديد بلكه دو طيف راست فعال در اين عرصه، اقدام به برگزاري جلسات علني وغير علني هم نمودند. به عنوان مثال، برخي از نمايندگان حامي رياست حداد عادل حدود دو ماه پيش نشستي در "شلمچه" تدارك ديدند و جبهه متحد نيز فعاليت خود را براي نشاندن علي لاريجاني بر كرسي رياست مجلس با تشكيل جلسه اي 173 نفره درمحل مجلس قديم كه اغلب «نماينده اولي»‌ها، بودند علني ساخت و يك خودنمايي تمام‌ عيار تدارك ديد و توافق فراکسیونی برای ریاست لاریجانی بر مجلس نهم انجام داد.
در اين ميان، حضور افرادي در جلسات هر دو طيف نيز جلب نظر مي كند و موضوع را مبهم مي سازد. به عنوان مثال، يكي از افرادي كه حدود دو ماه پيش در نشست طرفداران رياست حدادعادل در شلمچه شركت كرده بود و در جلسه هواداران لاريجاني هم حضورداشت، حجت الاسلام "علي‌محمد بزرگواري"، نماينده کهگیلویه و عضو جبهه پايداري است . وي در جلسه اي كه حاميان لاريجاني درمحل مجلس قديم تشكيل دادند شركت كرد و هر چند انتقادهايي به علي لاريجاني نمود اما او را لايق رياست مجلس دانست و به كنايه گفت: « اي كاش مي‌شد مجلس دو رئيس مي‌داشت تا بجز لاريجاني، حداد عادل هم رئيس باشد.»             

جالب آنكه ايشان بار ديگر در جلسه اي كه حاميان حدادعادل در "تالار سوره" با عنوان «هم‌انديشي اصولگرايان مجلس نهم»تشكيل دادند نیز شركت كرد و با دلخوري از آن جلسه بخاطر آنكه تعدادي از ميهمانانش از نيروهاي اجرايي و نه از نمايندگان بودند، با خبرگزاري ها صحبت نمود و بر خلاف حاميان حدادعادل كه نمايندگان حاضر در اين جلسه را 153 اعلام كردند، گفت: «جمعيت شركت كننده در اين نشست از 75 تا 80 نفر بيشتر نمي شد. » و افزود: « خيلي ها براي ارزيابي فضا به اين نشست آمده بودند. و الله بنده آنجا به دوستان گفتم كه كساني كه اينجا نشسته اند، بيشترشان به آقاي لاريجاني رأي مي دهند.»
جالب آنكه نزديكان دو طرف براي بالا بردن عددشان مي‌گويند 40، 50 نفري هم دلشان خواسته بيايند اما تماس گرفته‌اند كه راه دور بود، باران مي‌باريد، وقت كم بود و نيامديم.

"صادق زيبا كلام" در مورد اين اقدام نمايندگان اصولگرا و انشعاب بر سر رياست مجلس و دلايل مخالفت جبهه پايداري با رياست علي لاريجاني مي گويد : « جبهه پایداری و آقای احمدی نژاد تلاش خواهند کرد که در مجلس آینده، آقای لاریجانی، باهنر و توکلی را از پُست های خود در مجلس هشتم کنار بگذارند و آقای حداد عادل را به ریاست مجلس بگمارند؛ زیرا روابط میان لاریجانی و احمدی نژاد و نیز افرادی از جبهه پایداری مانند آقای حسینیان، رسایی، آقا تهرانی و غیره بسیار تیره است و اختلافات گسترده ای با هم دارند.»

وي معتقد است: «برای آقای احمدی نژاد و جبهه پایداری مهم نیست که چه کسی رئیس مجلس باشد، مهم نیست که چه کسی رئیس مرکز پژوهش های مجلس باشد؛ بلکه مهم این است که علی لاریجانی و احمد توکلی نباشند. اکنون مسئله مهم برای آقای احمدی نژاد و جبهه پایداری این است که لاریجانی به ریاست مجلس انتخاب نشود و هر کس دیگری انتخاب شود برای آنها قابل قبول خواهد بود
.»
وي در مورد چگونگی تعامل مجلس آینده با دولت آقاي احمدی نژاد هم مي گويد: «من فکر می کنم که اختلافات میان مجلس و آقای احمدی نژاد در این یک سال پایانی عمیق تر و گسترده تر خواهد شد و همانطور که شاهد هستیم عملاً مجلس علیه آقای احمدی نژاد به قوه قضائیه شکایت کرده است
.»
علی مطهری
هم معتقد است :« حداد برای ریاست مجلس مناسب نیست و مجلس را ذلیل خواهد کرد.»وي در پاسخ به سؤالی که ارزیابی وی را نسبت به مواضع حدادعادل درباره حوادث پس از انتخابات88 جویا شد، اظهار داشت: « در مجموع، مواضع امثال آقای حداد درباره فتنه موجب تشدید بحران شد، چون انصاف را در قضاوت خود رعایت نکردند و حتی آنجا که رهبر انقلاب انتقاد داشتند و خواستار رسیدگی به آن بودند مثل ماجرای بازداشتگاه‌ کهریزک و کوی دانشگاه، اینها با سکوت برگزار کردند. اینها "حق" را ملاک قرار ندادند بلکه "کینه‌"هایی که از دیر‌باز با اصلاح‌طلبان داشتند بر عقل و وجدانشان حاکم شد و به گونه‌ای رفتار کردند که کینه ها افزایش یافت و نتوانستند وجدان جامعه را آرام کنند. امثال آقای حداد فکر می‌کنند که اگر در جایی از حقوق مردم دفاع کنند، مثلاً از حقوق یک زندانی سیاسی دفاع کنند،‌علیه نظام اقدام کرده‌اند و این یک تفکر خطرناک است و با تفکر شهید آیت‌الله مطهری فرسنگ‌ها فاصله دارد. به عبارت دیگر اینها هرگونه ظلمی را که گاهی ممکن است از سوی رده‌های پایین نظام و افراد خود‌سر رخ دهد به بهانه حفظ نظام مجاز می‌شمرند. چنین تفکری به صلاح نیست که هدایت مجلس نهم را به دست گیرد. »
اما ورود حدادعادل به عرصه رقابت كسب ریاست مجلس سبب شده تا عملکرد وی در مجلس هشتم مورد توجه بسیاری از اصولگرایان، نمایندگان مجلس نهم و افکار عمومی قرار گیرد زیرا آنچه معیار عملکرد یک نماینده در مجلس است، میزان حضور وی در فعالیت های نمایندگی مانند مخالفت و موافقت با طرح ها و لوایح، تذکرهای شفاهی و کتبی و همچنین ارائه طرح های پیشنهادی در صحن مجلس است.

در همين راستا با بررسی مشروح مذاکرات مجلس هشتم از جلسه 1 تا  195 مشخص شده است كه حداد عادل در مجلس هشتم "یک بار" در مخالفت و "یک بار " هم به عنوان موافق یک لایحه میکروفنش باز شده است.

+ خزاعی |


یک نامه و پاسخ جالب به آن !

************************************



+ خزاعی |

اجلاس «ارتقاي سلامت نظام اداري» يا

 اجلاسِ علني شدن اختلافات

                                          ***********************

جدال لفظی میان اصول‌گرایان در روزهای گذشته بالا گرفته است. يك بخش از اين جدال لفظي در بين نمايندگان مجلس و بخشي ديگر در بين سران قوا صورت گرفته است.
یک شنبه دهم اردیبهشت، " چهارمين همایش ارتقاي سلامت نظام اداری" به تريبوني براي جدال و درگیری لفظی آقاي احمدی نژاد با برادران لاریجانی تبدیل شد تا مقامات و رؤساي قوا حرف‌هايي را كه گويي بر دلشان سنگيني مي‌كرد، مطرح كنند. در اين همايش وقتي آقاي احمدي‌نژاد بعنوان اولين سخنران پشت تريبون قرار گرفت، در سخنان خود با كنايه ‌پرسيد كه «آيا نظارت به مفهوم مچ‌گيري و دعواست؟» و علي لاريجاني هم پاسخ او را در سخنان خود چنين داد كه «هيچ‌گاه چنين استنباطي نداشته‌ام كه دستگاه‌هاي نظارتي قصد مچ‌گيري دارند.» و در پاسخ به اين بخش از سخنان آقاي احمدي نژاد نيز كه «برخي نمي‌توانند برخلاف قانون اساسي و استفاده از قانون عادي اختيارات خود را توسعه دهند. اين كار خلاف و فسادآور است.» رييس مجلس ‌گفت «سياست‌هاي يك‌شبه و غيرشفاف اقتصادي منشأ فساد مي‌شود» و آقاي صادق لاريجاني رئيس قوه قضائيه هم بعد ازظهر همان روز در پاسخ به بخشي ديگر از سخنان آقاي احمدي نژاد ،از « یک رده پنهانی فساد» و « اختاپوس ارتباطی» سخن به ميان آورد و گفت: « در یک رستوران پاتوق درست کرده‌اند که عده‌ای از آقایان و حتی قضات هم در آن رفت و آمد دارند. در این رستوران هر چند دیزی و قلیان چاق می‌کنند ولی گفتگوها و زد و بندهایی رخ می‌دهد»شايد بتوان گفت كه شروع كننده اين جدال لفظي آقاي احمدي نژاد بود كه در سخنان خود به "فساد نمايندگان مجلس و بدنه قوه‌قضاييه" و نيز "تبديل شدن ابزار نظارت به وسيله اي براي تسويه حسابهاي سياسي" اشاره كرد و يادآور شد كه: « برخي دوستان با يك نفر كه در قوه ديگري است و تخلفاتش محرز است برخورد نمي‌‌كنند، اين درست نيست..... نظارت بايد فضاي مناسب را براي اِعمال مديريت هماهنگ و يكپارچه فراهم كند و فضا را به سمت كار و تلاش بيشتر ببرد. يك بخش از نظارت بعد از اجراست، اگر ناظر در حين اجرا دخالت كند، فساد ايجاد مي‌شود.»
آقاي احمدی نژاد در اين اجلاسيه، همچنين به ماجراي اختلاس سه هزار میلیاردی و دادگاه متهمان آن اشاره کرده و گفت: « یکی دیگر از مسائل مهم در بحث نظارت دستگاه‌های اجرایی، رسانه‌ای کردن مسائل قبل از به نتیجه رسیدن نهایی آن است چرا که این مسئله سبب می‌شود تا اعتماد به کل سیستم خدشه‌دار شود. همه ما دیدیم که افشای این مسئله سبب شد، تا واکنش‌های وسیع اجتماعی در کشور بوجود بیاید درحالی که ما و مجموعه نظام بخوبی با این مسئله برخورد کردیم و باید به ما آفرین می‌گفتند درحالی که امروز اینگونه نیست. بعضی‌ها تصور می‌کنند که اگر ما چهار نفر را اعدام بکنیم قاطعیت ما در فساد محرز می‌شود اما اینگونه نیست و ما باید عدالت را اجرا کنیم. امروز متأسفانه اصل این مسئله در بحث‌های مختلف کاملاً در حاشیه قرار گرفته و بانکی که این تخلف در آن بوقوع پیوسته بود، هم‌اکنون در جریان پرونده قرار ندارد و رئیس خاطی این بانک نیز طلبکارانه علیه ما موضع می‌گیرد. آن مقامی که صحبت از تحت پیگرد قرار گرفتن ده‌ها مدیر دولتی می‌کند اما دوستان خود را در قوه دیگر نادیده می‌گیرد باید متوجه بحث اعتماد مردم به ساختار حکومت نیز باشد».به هر حال، اين سخنان آقاي احمدی نژاد، واکنش برادران لاريجاني را برانگيخت .آقاي علی لاریجانی، رئیس مجلس شوراي اسلامی كه سخنران بعدي اين جلسه بود وادار شد تا در سخنرانی خود بگويد: « سياست‌هاي يك‌شبه و غيرشفاف اقتصادي منشأ فساد مي‌شود. در انتصاب مديران بايد قانونگرايي يك اصل باشد، نه فرار از قانون. شنيدم يكي از افرادي كه مقدار مناقشات در مورد آن زياد است گفته كه "قانون چند من است"؟! اين فرد به درد مديريت نمي‌خورَد. بايد فاتحه اين فرد را خواند. بايد اين فرد را ميدان تره‌بار برد و روي باسكول باهاش كار كرد.»البته ماجرا به همين جا ختم نشد بلكه در ساعت کاری بعد از ظهر این همایش جنجالی، نوبت به آيت الله صادق لاریجانی رسید تا به گفته های آقاي احمدی نژاد واکنش نشان دهد. او گفت: «اینکه این فساد بزرگ بوده است تردید نکنید. گاهی کلماتی از برخی صادر می شود که می گویند برخورد دستگاه قضایی در این پرونده سیاسی بوده است. من می گویم که کسی که این فساد را کوچک عنوان کند مانند فردی است که سرش را زیر برف کرده است. برخی می گویند: حالا چه شد؟ من می گویم خیلی کار شده. ما دادگاه را علنی برگزار کردیم و قاضی تمام صحبتها را می شنود و تمامی مستندات پرونده مهم است. آیا به راستی کیفهای پر از پول و رشوه فساد نیست؟ کیفهای پر پول به مسئولان بانکی دادن فساد نیست؟ فساد پس چی است؟»آيت الله لاریجانی در ادامه با اشاره تلویحی به انتصاب سعيد مرتضوی افزود: « در ماجرایی قوه قضائیه متهم پرونده ای را مورد رأفت اسلامی قرار می دهد. چه دلیلی دارد بعد از آزادی آن شخص، پُست ها و حکم های قارچ گونه صادر شود. شخصی که کار اجرایی ندارد حکم کوچکی به کسی می دهد و این حکم رسانه ای می شود. اشخاص بر روی منصب ها تأثیر گذار شده اند و آن را بزرگ می کنند. من به بزرگواران و مسئولان عرض می کنم برای رضای خدا از بدِه بستانها بیرون بیایید. مردم می دانند که گاهی دستگاه قضا به مصالح کشور برخی پرونده ها را فعلاً پیگیری نمی کند ولی این دلیل نمی شود این شخص را در منصبی بگمارند.»آيت الله صادق لاریجانی در ادامه  گفت: « یک رده پنهانی از فساد نیز وجود دارد كه به نظر من این رده‌های پنهان بسیار مهمتر از رده‌های آشکار است. مقصود من از رده‌های پنهان این است که یک اختاپوس ارتباطی وجود دارد که با بده بستان‌هایی که دارند توانایی این را داشته که مشکلاتشان را در جاهای مختلف حل کنند حتی در دستگاه قضایی و متأسفیم که چنین چیزی وجود دارد و من برای این امر، مظاهر مختلفی را یافته‌ام ولی نمی‌توانم اینجا همه آنها را باز کنم.... در یک رستوران پاتوق درست کرده‌اند که عده‌ای از آقایان و حتی قضات هم در آن رفت و آمد دارند. در این رستوران هر چند دیزی و قلیان چاق می‌کنند ولی گفتگوها و زد و بندهایی رخ می‌دهد.»
البته واكنش رئيس قوه قضائيه به سخنانش در اين اجلاسيه محدود نشد بلكه وي در جلسه مسئولان عالي قضايي هم، ضمن اشاره به شرايط و روند نظارتي دستگاه‌هاي ناظر و قابل قبول دانستن عملكرد آنان، گفت:‌ « با تعاريف غيرحقوقي و من‌درآوردي از مفهوم نظارت نمي‌توان تعريف قانوني مربوط به نظارت و حد و مرز و وظايف مشخص‌شده قانوني آن را زير سؤال برد.»

به هر صورت اگرچه برادران لاريجاني در همان اجلاس به بخش هايي از سخنان آقاي احمدي نژاد واکنش نشان دادند، اما سخنان رئيس دولت، واکنش ديگران را نيز برانگيخت. "علی مطهری" پس از اين ماجرا يك بار دیگر به انتقاد از آقاي احمدی‌نژاد پرداخت و درباره او گفت: « به طور کلی وی در انتصاب‌های خود به دنبال آدم‌های ویژه می‌گردد؛ افرادی که اولاً کاملاً مطیع باشند و ثانیاً خیلی شناخته شده نباشند و سابقه خیلی روشنی نداشته باشند»."حجت الاسلام علی سعیدی" نماینده نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران هم از آقاي احمدی نژاد خواست تا «در يك سال باقي مانده از عمر دولت دهم، نسبت به حفظ حريم مجلس مقداري ملاحظه كنند» و به مجلس نیز توصیه کرد «شرايط اجرايي را درک كنند.»"حسین شریعتمداری"٬ مدیرمسئول روزنامه کیهان هم نوشت: « تنش آفريني و انتقال غيرقابل توجيه اين بگومگوها به جامعه و آزردن خاطر مردم همراه با تهيه خوراك براي دشمنان را مي توان و بايد نتيجه مستقيم- و البته زيان آور- اينگونه گله گزاري ها تلقي كرد. ضمن آنكه بگومگوهاي مورد اشاره مي تواند اين توهّم را نيز در پي داشته باشد كه مسئولان محترم سه قوه دغدغه هاي اصلي مردم و كارها و مسئوليت هاي بر زمين مانده خود را وانهاده و به جاي حل مسائل فيمابين در جلسات اختصاصي خويش، به انتقاد از يكديگر در تريبون هاي عمومي روي آورده اند.»"سيداحمد علم الهدي" امام جمعه مشهد نيز در خطبه‌هاي نماز جمعه گفت: « رهبري دعوت به همدلي مي‌كند اما در همين هفته، سران قوا در يک همايش دقيقاً عكس اين امر عمل مي‌كنند.»"سيداحمد خاتمي" هم در نماز جمعه تهران  ياد آور شد كه: « مسأله بداخلاقی‌های موجود در جامعه مسأله‌ای است که همه را می‌رنجاند...... متأسفانه این روز‌ها شاهد بی‌حساب حرف زدن و بی‌حساب تهمت زدن به دیگران هستیم، که هرچه سریع‌تر باید این مسائل حل شود و اگر نیازی به قانون هست، نمایندگان به این مسأله کمک کنند.»وي در همين نماز جمعه افزود: « اختلاف رسانه‌ای مسئولین، پدیده‌ای است که خطیب نمازجمعه نمی‌تواند از کنار آن عبور کند، در این زمینه باید بگویم، که اختلاف سلیقه در طول ۳۳ سال طبیعی بوده است اما باید عادلانه قضاوت کرد و در این زمینه رهبری فصل الخطاب است....مسئولین باید الگوی وحدت در جامعه باشند و مشکلات خود را در محافل خصوصی حل کنند و این سؤال را مطرح می‌کنم که چرا علیه یکدیگر توپ خانه رسانه‌ای راه می‌اندازید؟ »اما "اميري‌فر" مشاور فرهنگي نهاد رياست ‌جمهوري در پاسخ به سؤالي كه درباره تعامل مجلس نهم در يك سال باقيمانده از عمر دولت دهم، از وي پرسيده شده بود، به اين ماجرا گريز زد و گفت: « مطمئناً رييس مجلس در اين تعامل بي‌تأثير نيست و تجربه ثابت كرده است كه حضور دو برادر در رأس قوا چندان مناسب نبوده است و اگر افراد متعدد باشند تعامل نيز بهتر صورت مي‌گيرد. »اما جدال لفظی آقاي احمدی نژاد با دیگر سران قوا به اين همایش محدود نماند بلكه عملياتي نيز گرديد. بعنوان مثال آقاي احمدی نژاد با ابلاغ دستوری به تمامی دستگاه های اجرایي، بخشنامه های ابلاغ شده از سوی رئس مجلس را فاقد اعتبار و وجاهت قانونی دانست، در برابر، به دستور رئیس قوه قضاییه، "علی اکبر حیدری فرد"، معاون سعید مرتضوی دادستان سابق تهران که احکام اعزام دستگیر شدگان به کهریزک را امضا کرده و به "دست راست مرتضوی" مشهور است، بازداشت شد تا به گمان برخي صاحبنظران، پاسخی به بخشنامه عجیب آقاي احمدی نژاد باشد.  

+ خزاعی |

معمّای مرتضوی !

 *******************

 برخی از تحلیلگران سیاسی معتقدند که ماجرای انتصاب "سعید مرتضوی" به عنوان مدیرعامل جدید صندوق تأمین اجتماعی که این روزها به موضوعی برای کشمکش میان دولت و مجلس و نیز ایجاد اختلاف میان اصولگرایان تبدیل گردیده، تابحال هزینه گزافی را بر فضای سیاسی کشور تحمیل کرده است. اما در این میان این سؤال برای بسیاری از آحاد جامعه نیز وجود دارد که چرا آقای احمدی نژاد اصراری عجیب بر انتصاب کسانی دارند که شهره به مسائلی خاص هستند؟. به عنوان مثال در ماجرای مرحوم «کُردان»، علیرغم آنکه بسیاری از نزدیک ترین همراهان دولت در مجلس به ایشان هشدار و اِنذار می دادند که چنین اصراری به صلاح دولت نیست ،اما ایشان یک تنه ایستاد و مرحوم کُردان را تنها روانه مجلس استیضاح کرد و حالا نیز پس از فوت وی هر سال در مراسم سالگردش از مظلومیت او سخن می گوید. ماجرای مشایی و رحیمی و ملک زاده و اصرار بر انتصاب و ابقاء آنان نیز نمونه های دیگری هستند که نیازی به شرح ندارد.
اما در مورد چرایی رفتار آقای احمدی نژاد مبنی بر انتصاب کسانی که شهره به مسائلی خاص هستند، عده ای بر این باورند که ایشان افرادی خاص را به این دلیل انتخاب می کند تا اذهان همیشه سرگرم مواردی غیر از بررسی عملکرد دولت باشد، ضمن آنکه این افراد حرف شنوی بیشتری هم از خود بروز می دهند که مطلوب ایشان است.
برخی دیگر در یک نگاه بدبینانه معتقدند که دلیل انتصاب جنجال برانگیز اخیر این است که شاید آقای احمدی نژاد آرزوی نشستن توأمان بر صندلی ریاست‌جمهوری و ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را در سر می پرورانده ولی وقتی با ابقای آقای هاشمی رفسنجانی در ۲۴ اسفندماه ۱۳۹۱ همه گمانه‌زنی‌ها در مورد احتمال خاتمه ریاست آقای هاشمی رفسنجانی بر مجمع تشخیص مصلحت نظام از بین رفت، ایشان سنگ دیگری را به چاه انداخت تا دوباره انرژی قسمت عمده‌ای از نیروهای نظام صرف بیرون آوردن آن شود، و  معتقدند در همین راستا بود که  روز ۲۷ اسفندماه رسانه‌ها خبر از انتصاب "سعید مرتضوی" به عنوان مدیرعامل جدید صندوق تأمین اجتماعی دادند، انتصابی که در‌‌ همان روز اول، خبرگزاری فارس از قول یک منبع آگاه نوشت:  « انتصاب سعید مرتضوی به سمت مدیر عاملی صندوق تأمین اجتماعی بر خلاف میل و اراده وزیر رفاه صورت گرفته» و بلافاصله اعتراض‌های جسته و گریخته و اظهارنظرهای مخالف نمایندگان مجلس درباره این تصمیم شروع شد و در کمترین زمان ممکن، برگه درخواست استیضاح "شیخ‌الاسلامی" وزیر کار و رفاه‌اجتماعی با ۲۰ امضاء توسط عضو هیئت ریسه مجلس هشتم اعلام وصول گردید.
اما این انتصاب جنجالی و ابراز مخالفت اکثر نمایندگان مجلس با آن، خود موضوعی شد تا آندسته از کسانی که به فکر نشاندن «غلامعلی حداد عادل» بر کرسی ریاست مجلس آینده هستند، فرصت را غنیمت شمرده تا ایشان را برای حل و فصل ماجرا وارده معرکه نمایند و پیشاپیش توانمندی وی را برای حل اینگونه مسائل به رُخ دیگران بکشند و از شایستگیهای ایشان داد سخن سر دهند هرچند با حوادثی که بعداً رقم خورد و نارضایتی هایی که در میان نمایندگان مجلس بروز کرد، نه تنها حدادعادل نتوانست از این ماجرا اعتباری برای خود به دست آورَد بلکه هم جایگاه خود را تضعیف نمود و هم از مجلس هزینه کرد. هزینه ای که به نفع دولتیان تمام گردید .

به هر حال تعطیلات تمام شد و نمایندگان بر سر کار خود حاضر شدند. حالا وقت آن بود که همگی بسیج شوند تا سنگ «مرتضوی» را که آقای احمدی‌نژاد به چاه انداخته، درآورند و نیز آنانی که در فکر بهره برداری از این ماجرا برای نشاندن حدادعادل بر کرسی ریاست مجلس آینده بودند به ایفای نقش بپردازند. اما نتیجه همه تلاش‌ها و رایزنی‌ها که در آن چندین‌بار نمایندگان استیضاح کننده و مرتضوی همدیگر را به دروغ‌گویی و اظهارات کذب متهم کردند،این شد که غلامعلی حداد عادل که در تلاش برای کسب ریاست مجلس است، بمنظور جلوگیری از استیضاح سعید مرتضوی ، قهرمانانه وارد صحنه شد و نیمه شبی که قرار بود صبحش طرح اسیتضاح به جریان افتد نامه ای به نمایندگان نوشت و مدعی شد که سعید مرتضوی استعفا داده است! لذا نمایندگان استیضاح کننده به جز علی مطهری امضای خود را از ورقه استیضاح وزیر پس گرفتند و  طرح استیضاح وزیر کار از دستور خارج شد. اما این لغو دستور، اعتراضات جمعی از نمایندگان را به دنبال داشت زیرا آنها معتقد بودند تضمینی برای کنار رفتن مرتضوی و پذیرفتن استعفای وی وجود ندارد. در این بین این تلقی نیز در مجلس زمزمه می شد که سرنمایندگان کلاه رفته و یک بار دیگر  فریب دولت را خورده اند.

به عنوان مثال،"علی مطهری" درخصوص ارزیابی اش از این اتفاقات اظهار داشت: « آقای مرتضوی با این ترفند که به کار بُرد، دوستان ما را خام کرد و به هدفش رسید..... عجیب است که خود این آقایان، مرتضوی را متهم به دروغگویی و فریب می کنند و در عین حال به قول او مبنی بر استعفا و نرفتن به سر کار حتی اگر استعفا پذیرفته نشود اعتماد می کنند. دیدیم که این اعتماد خطا بود و سر کار نرفتن ایشان هم نصف روز بیشتر دوام پیدا نکرد.»
اشاره او در این سخن، به نمایندگان طراح استیضاح است که در طرح خود آقای مرتضوی را به علت "مقصر شناخته شدن در ماجرای کهریزک"، "اقدامات غیرقانونی و سوءاستفاده از موقعیت شغلی" و "عدم داشتن تجربه و تخصص مناسب" فاقد صلاحیت برای تصدی مدیرعاملی صندوق تأمین اجتماعی دانسته بودند.
مطهری افزود: « دوستان ما باید زمانی استیضاح را منتفی می کردند که آقای مرتضوی خودش استعفا و وزیر رسماً استعفای او را می پذیرفت نه اینکه به صِرف اعلام آمادگی آقای مرتضوی برای استعفا، آن هم به گفته شخص ثالث یعنی آقای حداد، استیضاح را منتفی کنند تا هم سرخودشان کلاه برود و هم جایگاه مجلس تنزل پیدا کند.»

مطهری همچنین گفت: « وارد کردن آقای حداد به ماجرای استیضاح هم اشتباه دیگر این دوستان بود، چون این شائبه را به وجود آورد که اینها می خواهند با معرفی کردن آقای حداد به عنوان حلّال مشکل، مقدمه ریاست ایشان بر مجلس نهم را فراهم کنند و دیدیم که نمایندگان هم از این موضوع ناراحت شدند.»

یکی دیگر از نمایندگانی که نسبت به این ماجرا واکنش نشان داد "بهمن اخوان" نماینده مردم تفرش و آشتیان در مجلس شورای اسلامی وعضو فراکسیون اصولگرایان مجلس است که در گفتگو با پایگاه خبری- تحلیلی اعتدال گفت: « استیضاح وزیر کار بازی سیاسی بود و به غیر از علی مطهری که امضای خود را پس نگرفت مابقی افراد قصد و نیّت سیاسی داشتند ، زیرا امضا های خود را پس گرفته و شأن مجلس را پایین آوردند.»

وی افزود: « متأسفانه این تعداد از نمایندگان چهارسال است که این‌گونه عمل می‌کنند و این حرکت نیز تیر خلاص‌شان به مجلس بود. امّاها و چراهای ماجرای استیضاح وزیر کار و اعتراض به انتصاب مرتضوی ابهام‌هایی است که سایه‌اش بر سر مجلس مدت‌ها سنگینی می‌کند. چرا که در حالی‌که رییس‌جمهور تا پای پله‌ها هم برای استیضاح آمد و اعلام کرد که از موضع خود پایین نمی‌آید اما یک عده برای خود دوختند و بریدند.»

اخوان گفت: «اکثریت مجلس با این استیضاح موافق نبودند و تنها یک عده از نمایندگان که اهداف سیاسی درباره انتخاب هیئت رئیسه، رییس مجلس بعدی و انتخابات مرحله دوم  مجلس نهم داشتند ، این استیضاح را مطرح کردند.»

وی ادامه داد: «برای مردم و افکار عمومی هم روشن شد که اینها قصد سیاسی برای استیضاح داشتند ، در حالی که هنوز مجلس نهم آغاز نشده است ، نمایندگان را با عناوین مقدس به اردو بردند و با امکانات بیت المال تلاش دارند تا در انتخابات هیأت رئیسه آینده اثر بگذارند.»

"عباسعلی نورا"
نماینده زابل نیز که منتقد جدّی منتفی شدن طرح استیضاح در مجلس بود، بر این باور است که حداد عادل و امضا کنندگان استیضاح وزیر کار و امور اجتماعی، مسئول پرداخت هزینه وارده به مجلس و دولت در طول جریان استیضاح هستند.

علاوه بر نمایندگان مجلس، به گزارش ایسنا "محمدجعفر منتظری" رئیس دیوان عدالت اداری  هم در این زمینه اظهار داشت: « چرا یک مسئول کشور باید حرکتی انجام دهد که حتی مردم عادی نیز بگویند لجبازی است؛ آیا می‌توان مملکت را با لجبازی اداره و مدیریت کرد؟ مردم عقل، تدبیر و حکیمانه حرکت کردن را از ما انتظار دارند.»

اما آقای احمدی نژاد نه تنها از استیضاح وزیر کار و رفاه‌اجتماعی  خم به ابرو نیاورد بلکه رسماً نمایندگان را از استیضاح بر حذر داشت و حتی تهدید کرد
که اگر وزیر استیضاح شود، مرتضوی سرپرست خواهد شد. به همین دلیل، روز موعود  در مجلس حضور یافت تا از وزیرش دفاع نماید ولی در آستانه ورود به صحن علنی، در حالی که توسط محمدحسن ابوترابی، نایب رئیس مجلس، از خارج شدن طرح استیضاح از دستور کار مجلس مطلع شد، با تأکید بر آمادگی خود برای دفاع از وزیر کار،سه بار تصریح کرد که «دولت هیچ تعهدی در این خصوص نداده است.»
روزنامه جمهوری اسلامی
هم در سرمقاله ای با عنوان "بحران شفافیت و قاطعیت" نوشت: « آنچه در ماه‌های اخیر بر سر مسئولیت و عدم مسئولیت یکی از متهمان پرونده کهریزک جریان یافت، اصولاً در شأن یک جامعه اسلامی نیست.....مسئولان قوه مجریه آیا فکر می‌کنند کشور دچار قحط الرجال است که متهم اصلی این پرونده را یک روز به ریاست دستگاه مبارزه با قاچاق کالا و ارز می‌گمارند و روز دیگر ریاست سازمان عریض و طویل و حساس تأمین اجتماعی را به او می‌سپارند؟.....رئیس قوه مجریه که هر روز از وجود نیروهای کارآمد در کشور سخن می‌گوید و البته می‌دانیم که جامعه ما از مدیران با تجربه پُر است، چرا انگشت روی همین یکنفر می‌گذارد و علیرغم اعتراض‌های مکرر نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی و برخلاف انتظار مردم که سپردن مسئولیت‌های مهم و کلیدی به افرادی که متهم هستند و پرونده سنگینی دارند را بر نمی‌تابند، مدیریت دستگاه‌های مهم را به او می‌سپارد؟........ اینکه چند نفر خود را قیّم کل نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی بدانند و درباره استیضاح که حق نمایندگان است هر طور که خود می‌خواهند تصمیم بگیرند، اقدامی است که در تاریخ مجلس سابقه ندارد و با حقوق قانونی نمایندگان مردم در تضاد است. نتیجه نیز کلاه گشادی شد که بر سر کلّ نمایندگان رفت و یکبار دیگر مجلس را در چشم مردم کوچک کرد.»

به هر صورت، اینک پس از کش و قوس های فراوان، بار دیگر سعید مرتضوی مرد تمام فصول، از ماجرا جان سالم بدر برد و پس از یک نصفه روز استراحت به کار خود بازگشت و خانه ی ملتی که می خواست اُبهت خود را به به نمایش گذارد، در چشم مردم کوچک گردید . "حداد عادل"، مرد روزهای بارانی نیز که برخی برایش خواب ریاست مجلس را می بینند، نه تنها نتوانست از این ماجرا اعتباری برای خود به دست آورَد بلکه هم جایگاه خود را تضعیف نمود و هم از مجلس هزینه کرد. هزینه ای که به نفع دولتیان شد .

شاید بتوان گفت در پایان این ماجرای پر هزینه، حرف "علی اکبر جوانفکر" مشاور آقای احمدی نژاد به کرسی نشست که در یادداشتی در روزنامه ایران با اشاره به ابقای سعید مرتضوی در سمت مدیرعاملی سازمان تأمین اجتماعی نوشت: «بازگشت آقاي شيخ‌الاسلامي به محل كارش در وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي و ادامه كار آقاي سعيد مرتضوي در سمت رياست صندوق تأمين‌اجتماعي، يك درس پندآموز براي كساني است كه خود را فراتر از قانون مي‌پندارند. »

+ خزاعی |

 

آيا بايد عمر سیاسی احمدی نژاد را تمام شده دانست؟

******************************************

 در حالي كه بيش از يك سال تا پايان دوره رياست جمهوري آقاي احمدي نژاد باقي مانده است، گمانه زني ها در مورد وضعيت ايشان در مدت باقي مانده و نيز بعد از دوره رياست جمهوري آغاز گرديده است.
بسياري از اصولگرايان و بويژه نمايندگان مجلس هشتم كه از رفتار و سخنان آقاي احمدي نژاد ناراحت هستند، نسبت به سپري شدن بدون تنش يك سال باقي مانده از دوران رياست جمهوري ايشان چندان خوشبين نيستند و حتي گاهي اوقات در باره احتمال «بنی‌صدر»ی شدن آقاي احمدی‌نژاد نيز هشدار مي دهند. به عنوان مثال "علی مطهری" به آقاي احمدي نژاد هشدار می​دهد تا «مراقب باشد خودش، خودش را استیضاح نکند».
فرزند شهید مطهری که معتقد است «آوردن احمدی نژاد به مجلس سخت​تر از تشریح شرح منظومه ملاهادی سبزواری» است، مي گويد: « شرایط جهانی ایجاب می کند فعلاً با ایشان بسازیم و الّا استیضاح می کردیم.»
"علی‌رضا مرندی"
٬ يكي ديگر از نمایندگان مجلس هشتم هم٬ در گفت‌وگویی با سایت خبرآنلاین مي گويد: « برداشت مجلس این است که رهبری می‌خواهند که این دولت کارش را ادامه بدهد و به پایان برساند، بنابراین وقتی که این نظر هست، هیچگونه اقدامی هم‌اکنون انجام نخواهد شد. مگر اینکه آقای احمدی‌نژاد مسیر دیگری را در پیش بگیرد....اگر آقای احمدی‌نژاد یک ذرّه مواظب خودش نباشد، هنوز هم ممکن است دوره اش تمام نشود.»
"محمدنبی حبیبی"
٬ دبیرکل حزب مؤتلفه  نيز با اشاره به این مسأله که « من برای احمدی نژاد قبل از 11 روز قهر کردن یک قضاوت دارم، برای بعد از قهر کردن یک قضاوت دیگر»٬ درباره مدت زمان باقی مانده از دوران ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد مي گويد:
«دعا می کنم ایشان با عاقبتِ خیر ریاست جمهوری را به پایان برسانند».
بديهي است كه هواداران آقاي احمدي نژاد از اين وضعيت رضايت نداشته تا آنجا كه اين شرايط را بي سابقه مي شمارند. یک وبلاگ‌نویس حامی آقاي احمدی‌نژاد در وبلاگ خود به نام «ندايي از درون»، در مطلبي كه چشم‌انداز سال ۹۱ را ترسيم مي كند، مي نويسد:
« تا حالا هیچ گروهی در جمهوری اسلامی که تابع قوانین جمهوری اسلامی و ولایت رهبری بوده زیر چنین فشاری در برابر چنین طیف وسیع و گسترده ای قرار نگرفته است. از نهادهای انقلابی که با انقلاب و رهبری فاصله گرفته اند تا همه گروه های سیاسی حال حاضر همه در برابر ما قرار گرفته اند... ما در برابر طیف هایی قرار گرفته ایم که نه به آبروی خود رحم می‌کنند و نه به جمهوری اسلامی… این طیف گسترده اصلاً به آبروی جمهوری اسلامی فکر نمی کنند… قرار است بطور کامل حذف شویم! و از مدتها قبل هم اصولگرایان و هم فتنه گران نسبت به پایان رساندن دولت احمدی نژاد تشکیک می کردند و می‌کنند».
اما "صادق زيباكلام" نيز طي مصاحبه اي درباره "آينده سياسي احمدي نژاد" نكات جالبي را بيان كرده است . وي معتقد است هم اكنون محبوبيت احمدي نژاد به شدت اُفت نموده و آغاز اين افول را از ارديبهشت سال 90 و ماجراي قهر یازده روزه مي داند. وي مي گويد :
« احمدی نژاد بعد از حوادثی که در اردیبهشت ماه سال 90 رخ داد، یعنی عزل و نصب وزیر اطلاعات و قهر یازده روزه به نحو محسوسی جایگاهش را از دست داد....آن قهر یازده روزه، نتایجی فاجعه بار برای احمدی نژاد داشت. شاید احمدی نژاد فکر می کرد که اگر قهر کند، خیلی ها به طرفداری او به خیابان ها می ریزند.....در آن یازده روز، به نظر من، قدرت احمدی نژاد به سی چهل درصد اُفت کرد. بعد از آن هم این روند نزولی ادامه داشت.... اما با این روندی که ما شاهدش هستیم، من فکر می کنم که احمدی نژاد پس از پایان ریاست جمهوری اش حتی ممکن است از عضویت در دانشگاه علم و صنعت هم كنار گذاشته شود! و یا اجباراً بازنشسته شود!»
زيباكلام معتقد است كه بعد از پايان دوره رياست جهموري، كار آقاي احمدي نژاد مشكل خواهد بود و مي افزايد:
« مشکل فقط این نیست که احمدی نژاد از تیر ماه 92 دیگر هیچ سمَتی نخواهد داشت. مشکل عمیق تر از این حرفهاست. ظاهراً بسیاری از نزدیکان و اطرافیان احمدی نژاد پرونده های جدی ای در قوه قضاییه دارند... نظام با خود احمدی نژاد کاری نخواهد داشت ولی قطعاً به سراغ اطرافیان احمدی نژاد می رود تا به همه نشان دهد با کسی تعارف ندارد.»
صادق زيباكلام در اين مصاحبه مي گويد، البته "سقوط احمدی نژاد، سقوط سیاسی و اخلاقی اصولگرایان است و این برای اصولگرایان خیلی گران تمام می شود" زيرا اين اصولگرايان بودند كه احمدي نژاد را به اين موقعيت رساندند . وي در اين زمينه مي افزايد:
« اصولگرایان در سال 84 برای زدن هاشمی و اصلاح طلبان به کسی چون احمدی نژاد نیاز داشتند. اصولگرایان به توده انگیزی احمدی نژاد نیاز داشتند و همین نیاز اصولگرایان به ابزاری برای کوبیدن هاشمی و اصلاح طلبان، موجب شد که احمدی نژاد بشود احمدی نژاد.»
وي در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه آيا "احتمال دارد احمدی نژاد در یک سال آینده، به سمت ائتلاف با هاشمی رفسنجانی و اصلاح طلبان برود؟" مي گويد:
« نه، این ائتلاف غیرممکن است. احمدی نژاد دو هزار پیغام و پسغام هم برای هاشمی بفرستد بی فایده است....اصلاح طلبان هم چنین نمی کنند زیرا آنها اساساً هیچ وجه اشتراک سیاسی و فکری ای با احمدی نژاد ندارند.»
و در پاسخ به اين سؤال كه "ممکن است احمدی نژاد پس از اتمام ریاست جمهوری اش حزب تأسیس کند؟" مي افزايد:
« احمدی نژاد رویه کار تشکیلاتی و حزبی و سازمان یافته را ندارد. او در این هفت سال نشان داده است که فقط می تواند فعالیت سیاسی توده انگیزانه داشته باشد....کار تشکیلاتی اصلاً با سلول های بدن احمدی نژاد سنخیّت ندارد! احمدی نژاد عادت دارد بگوید و دیگران در برابرش انقیاد و  حرف شنوی داشته باشند.»
زيباكلام در پاسخ به اين سؤال كه "آيا ممكن است آقاي احمدي نژاد به عضويت مجمع تشخيص مصلحت نظام در آيد؟" مي گويد:
« به نظر من حوصله رفتن به مجمع تشخيص مصلحت و بحث کردن با دیگران را ندارد؛ چون احمدی نژاد روشش این است که بگوید و دیگران اجرا کنند.»
و در پايان در پاسخ به اين سؤال كه، "با این حساب به نظر شما، عمر سیاسی احمدی نژاد در جمهوری اسلامی تمام شده است؟" مي گويد :« بله، عمر سیاسی احمدی نژاد را باید تمام شده دانست.»

 

+ خزاعی |

نامگذاري سالها و.....

****************************

در ادامه نامگذاري سالها از سوي مقام معظم رهبري، امسال  سال "تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی"نام نهاده شد. نامگذاری سالها توسط رهبری از سال ۱۳۷۸ شروع شد و فلسفه اين نامگذاري هم آن است كه از اين طريق، دورنمای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مملکت توسط ايشان مشخص می شود تا دولت و مردم در آن مسیر گام بردارند.
در حقیقت، نامگذاري هر سال، تعيين شعار جامعه و مشخص كننده سمت و سوي كلي رفتارهای مردم و دولت است و اگر به درستي مورد توجه قرار گيرد مي تواند امید به آینده در توده‌ها و بدنه ی نظام را افزایش دهد و از آنجا كه دولت نيز برای ارائه ی گزارشی موفق، نیازمند حرکت به نقطه‌ای است که رهبری ترسیم کرده است، شرايط را بگونه اي فراهم مي سازد تا به کمک مردم به نقطه ی ایده آل برسد. به عبارت ديگر، با هدفگذاری و نامگذاري سال توسط رهبري ، مردم و دولت به این باور می رسند که رسیدن به نقطه مطلوب غیرممکن نیست بلكه باید براي آن تلاش کرد و اين امر عامل محرکه ی مردم و دولت برای رسیدن به اهدافی می شود که نفر اول نظام آن را ترسیم کرده است.
اما بنظر مي رسد هرچه بر عمر سنّت نامگذاري سالها مي گذرد، از تأثیر آن کاسته شده و در حالي كه مردم در سالهای نخستِ نام نهادن بر روی سالها، همگام با دولت سعی می کردند درونِ گفتمانی که توسط رهبری اعلام شده قرار بگیرند،كم كم نامگذاری‌ها در حد شعار باقی ماند و انتظارات رهبري برآورده نگرديد و گاهی حتي نتیجه ی معکوس برجاي گذاشت.
نامگذاري برخي سالها همانند سال "امام خمینی" سال "امام علی" سال "خدمت گذاری" و... گفتمانی کلی را ترسیم نمود كه تکلیف مردم و دولت کاملاً معلوم نبود بنابراين ارگانها و وزارتخانه‌های دولتی تنها هزینه‌های تبلیغاتی را به عنوان عملکرد ارائه دادند اما در برخي سالها، عملكردها بگونه اي بود كه نقیض اهداف نامگذاري در آن  رخ داد.
به عنوان مثال، رهبري سال گذشته را سال "جهاد اقتصادی" نامیدند در حالي که كشور در سال ۹۰ بیشترین بحرانهای اقتصادی را تجربه کرد و در انتهای آن سال، قیمت دلار به صورت نجومی بالا رفت و بسیاری از کارخانجات قدرت رقابت خود را با کالاهای چینی از دست دادند و مردم نيز تورم حداقل 26درصدي را تجربه و افشاي اختلاس سه هزار ميلياردي را شاهدبودند. پس نه تنها درسال ۹۰ سال "جهاد اقتصادی" صورت نگرفت و تغییر مثبتي در معاش مردم بوجود نيامد، بلکه نقیض آن نیز رخ داد.
بدون شك، برخورد شعاري و سطحي با نامگذاري سالها، از تأثیر آن كاسته و به عملی از سرِ عادت تبديل شده و خود به يك آسیب بدل مي گردد زيرا ورود کلمات به گفتمان عادی می تواند ملت و نظام را نسبت به مفاهیم کلمات بی‌توجه کرده و شعار را جایگزین عملگرایی نمايد. لذا برای برون شد از این وضعیت، باید عملگرایی را جایگزین شعار کرد.

ترديدي نيست كه تحقق اهداف نامگذاري سالها، با همفکری و همدلی دولتمردان و مردم ميسّر مي گردد و هر چه بین این دو فاصله كمتر باشد امكان موفقيت بيشتر خواهد بود.
به هرحال بايد آرزوكرد كه سال"تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی"،به سرنوشت سال"جهاد اقتصادي"دچار نگردد.

+ خزاعی |

 

 يارانه دموكراسي

*********************

آنجا صبح ها که از خانه بیرون می آمدیم، از کیوسک سر کوچه یارانه دموکراسی خود را دریافت می کردیم. سهمیه روزانه هر نفر یک حقِ "نه" گفتن، یک حقِ "انتقاد کردن" و پاسخ شنیدن و یک حقِ "انتخاب" بود. 
وقتی به اداره می رسیدیم و پشت میز می نشستیم از رئیس نمی ترسیدیم. چون در طول روز یک بار می توانستیم در مقابل باید و نباید های او بگوییم "نه"! یک بار هم می توانستیم از او انتقاد کنیم و او باید پاسخ ما را می داد. یک بار هم حق داشتیم به جز راهی که او می پسندد ، راه دیگری برای انجام کارمان انتخاب کنیم.    
فقط باید از ارباب رجوع ها حساب می بردیم. چون آنها هم هرکدام یک بار در روز حق داشتند از ما انتقاد کنند و ما باید به آنها پاسخ می دادیم. هرکدام یک بار هم حق داشتند در مقابل راهی که برای آنها تعیین می کنیم بگویند "نه" و راه دیگری انتخاب کنند.        
عصرها که به خانه بر می گشتیم از همان کیوسک سر کوچه، یارانه "دموکراسی در خانه" خود را هم می گرفتیم و به خانه می رفتیم. 
در خانه هیچ کس حرف آخر را نمی زد. همه حق داشتیم یک بار بگوییم "نه"، یک بار راهی به جز آنچه که مرسوم بود "انتخاب" کنیم و یک بار از دیگری انتقاد کنیم و پاسخ بشنویم.  
هیچ رسم و آئینی نمی توانست یارانه ما را محدود کند و هیچ کس نمی توانست ما را از آن محروم کند. همه در برابر این دموکراسی یارانه ای برابر بودند و پدر با مادر، دختر با پسر و کارگر با کارفرما تفاوتی نداشتند.  
یک سال که گذشت دیگر به خیلی چیزها عادت کرده بودیم. خیلی روزها تا شب به استفاده از حق "نه" گفتن و انتقاد کردن احتیاج پیدا نمی کردیم و یارانه ها مان را مثل سهمیه سوخت در کارت خود نگه می داشتیم و پس انداز می کردیم.    
... با صدای زنگ ساعت بیدار شدم و آن خواب شیرین تمام شد ؛ صبح شده بود.
از خانه بیرون زدم و هنوز در هپروت آن رؤیای شیرین سیر می کردم. با عجله خود را به سر کوچه رساندم تا یارانه دموکراسی را از کیوسک بگیرم.      
کیوسک نبود. یک دستگاه عابر بانک بود که فقط یارانه نقدی پرداخت می کرد و سهم هر روز من 1500 تومان بود.

برگرفته از سايت عصر ايران

 

+ خزاعی |

رأی آقاي خاتمی


*****************

رأي دادن آقاي خاتمی در انتخابات مجلس نهم، به موضوعی خبرساز بدل گشته تا آنجا که پس از گذشت بيش از یک هفته از آن ماجرا، هنوز واکنشها ازسوی موافقین و مخالفین آن ادامه دارد و جالب تر از همه، بازتاب گسترده این عمل خاتمی در رسانه هايی است که پیش از این حتی به اکراه از خاتمی نام می بردند .    
رأي دادن آقاي خاتمی كه در عصر جمعه 12 اسفند و پس از مشورت با برخی مشاورانش در روستاي «وادان» دماوند صورت گرفت شايد به اين دليل براي عده اي غير منتظره بود كه وی 28 آذر در هنگام خروج از مراسم ختم مرحوم حاج محمد خلیلی اردکانی در باره شرکت در انتخابات مجلس نهم گفته بود: « موضوع ، تحریم انتخابات مطرح نیست اما برای شرکت در انتخابات بنده دیدگاههای خود را بیان کرده ام وانتظار داشتم شرایط فراهم شود که همه بتوانند در انتخابات شرکت کنند.»        
در اين باره
"علي شكوري راد" نوشت: «غيرمنتظره بود بخصوص براي كسي مانند من كه حداقل دوبار و آخرين بار همين دو هفته پيش حضوراً از او در اين مورد پرسش كردم و در هر دو بار ايشان تأكيد كرد كه قصد شركت در انتخابات را ندارد و البته هر دوبار هم از اينكه گفته شود او انتخابات را تحريم كرده است اظهار ناخشنودي مي كرد. »        
به هر صورت، در باره اين رأي دادن، جدال سختی بر له و علیه آقای خاتمي در سایت های مختلف درگرفت و با تفاسیر متعددی روبرو شد.مخالفان اين اقدام، آن را محكوم كردند و برخي از آنان گفتند كه او انتخابات را تحريم كرده بود پس به ميل خود پاي صندوق نرفته و در واقع او را شركت داده اند.        
موافقان نيز در پاسخ گفتند، خاتمي دلواپس آرمان هاي انقلاب و جمهوريت و اصل نظام بوده و روي برگ رأي خود «جمهوري اسلامي» را نوشته است واز خوف اينكه مبادا رأي ندادن او آب به آسياب كساني بريزد كه با تمام قوا روزنه هاي اصلاح را مسدود مي كنند، رأی داده است. 
در مجموع، دو دسته اظهار نظر در مورد اين اقدام آقاي خاتمي صورت گرفت. بخشي از واكنش ها از سوي كساني بود که هر کاری خاتمی بکند از نظرشان بد است، اگر خاتمی انتخابات را تحریم کند بد است، اگر شرکت کند بد است، اگر به دیدار خانواده‌ی زندانیان سیاسی برود بد است، اگر نرود باز هم بد است! خلاصه از نظر این دسته مهم نیست که خاتمی چه می‌کند و چه می‌گوید، به هر حال خاتمی "بد" است و "دشمن" است و در نتیجه باید او را کوبید و لجن مال کرد.   
بخشي ديگر از موضع گيري ها از سوي كساني صورت گرفت که شعارشان در قبال خاتمی این است: "هر چه آن خسرو کُنَد، شیرین بُوَد"! این‌ها اگر خاتمی بگوید در انتخابات شرکت نمی‌کنم، می‌گویند: آفرین! اگر بگوید شرکت می‌کنم می‌گویند: احسنت! اگر در
۱۲ اسفند رأی نمی‌داد می‌گفتند: چه خوب! و حالا که رأی داده است هم می‌گویند: خوب كاري كرده است! وقتی هم کسی به ايشان انتقاد کند، و در ‌‌نهایت ادب بگوید "خاتمی اشتباه کرد" به او هجوم می‌آورند و با کلماتی چون "تندرو" او را می‌نوازند.  
اما به نظر مي رسد كه آقاي خاتمي اين واكنش هاي متفاوت را پيش بيني كرده بود. یک فعال سیاسی هوادار خاتمی در اینترنت نوشت:
ساعاتي خدمت آقاي خاتمي بودم. كاملاً در جريان سنگيني فضاي بوجود آمده در پي رأي دادنشان بود و اين فضاي سنگين تا نزديك ترين افراد و بستگان آقاي خاتمي امتداد داشت. آقاي خاتمي اولين چيزي كه گفت «بسيار سخت بودن» تصميمي بود كه اجرا كرد. او گفت كه نسبت به تبعات عاطفي رأيش آگاهي داشته و نسبت به آن احساس مسئوليت سنگين می کند.      
به هر حال، کار به قدری بالا گرفت که آقاي خاتمی بیانیه ای برای رفع شبهات صادر کرد و در آن بيانيه نوشت:« با وجود سختي و پيچيدگي اين مسئله انتظار ندارم همه از توضيحات من قانع شوند.»وی در اين بيانيه افزود : «اقدام من از منش و بينش سياسي و فكري من و آن چه به آن باور دارم و پايبندم ريشه مي گيرد. من از موضع اصلاحات و در جهت نگاهداشت روزنه هاي اصلاح طلبي كه آن را مهم ترين و بلكه تنها راه سربلندي كشور و دست يابي به آرمان هاي اصيل انقلاب و تأمين حقوق مردم و مصالح ملت مي دانم و نيز براي دفع مخاطرات و تهديدهاي دروني و بيروني اقدام كرده ام. هدف ممكن و مطلوب، بازگرداندن امور به موقعيتي است كه در آن مصلحت كشور و خواست هاي اساسي و تاريخي مردم اصل قرار گيرد. من براساس راهبرد اصلاح طلبانه به آشتي ملي و بازگشت به آرمان هاي اصيل انقلاب و قانون اساسي و ايجاد فضاي همدلي و مشاركت همگان دعوت كرده و مي كنم و انتظار داشته و دارم كه همه با نگاه به آينده روند تازه اي را در كشور آغاز كنند......در مورد انتخابات، مشاركت فعال و معرفي نامزد طبعاً در گرو وجود شرايط مناسب است. مصالح بزرگ تر كشور و اصلاحات مقدم بر ملاحظات شخصي است و اقتضائات خاص خود را دارد. تعيين استراتژي عدم معرفي نامزد و ارائه ليست هيچگاه به معني تحريم انتخابات نبود و مي بايست اين امر را در عمل اثبات كنيم تا با گرفتن هرگونه بهانه اي از بدخواهان روزنه اي براي امكان مفاهمه بيشتر با تكيه بر حقوق و مصلحت مردم و پيشرفت واقعي كشور باز شود.»          
اما من معتقدم كه علاقمندان به منش و روش و گفتمان آقای خاتمی، بهتر آنست که صبوری کنند تا آقای خاتمی در شرايط مناسب تري و به دور از هرگونه جنجال و هياهو در این مورد با شفافیت و صراحت صحبت كند و اين را نيز بپذيرند كه سيدمحمد خاتمی هر چه هست، قهرمان نیست، و این عیب نیست. خود وی پيش از اين در سخنی که جمله معروف "برتولت برشت" را به یاد آورد، گفت:« بیچاره ملتی که به قهرمان نیاز دارد. »   
من معتقدم آقاي خاتمی هرچه هست، دروغزن و دروغگو نیست. از همان نخست روش اصلاحی خود را توضیح داده و حالا نيز در نامه توضیحی اش بار دیگر آن را به صراحت اعلام كرده است .این دقیقاً همان سيدمحمدخاتمی با سیمای معتدل، نرم گو و مهربان و منحصر بفرد است که بود و می تواند برای همیشه هم باشد. طيف وسيعي از اصلاح طلبان به او علاقه و ارادت ويژه اي دارند و طيف هاي ديگر از اصلاح طلبان با همه انتقاداتي كه ممكن است به وي داشته باشند بخوبي مي دانند اگردر مواردي "با" آنان نباشد، ولي هيچگاه "بر" آنان نيز نخواهد بود .او هدفش درنهایت "اصلاحات در درون نظام جمهوری اسلامی" است. 
بر اين اساس است كه تندرويهايي را كه گاهاً با سيل اتهام زني وبدگويي نسبت به ديگران و بويژه عليه آقاي خاتمي صورت مي گيرد مي توان نادرست شمرد و به نوعي ناشي از روح استبدادي دانست كه مرحوم بازرگان زیر عنوان
"شعار زود و زور" در بررسی تأثیرات استبداد دیرپا و شرایط جغرافیایی بر خُلق و خوی ایرانیان می‌پردازد، و ازجمله می‌نویسد: «روح و روال استبدادی گذشته، انحصار به فرد خاص نداشته و در تمام شئون و مراحل در سطوح کشوری، شهری، دهاتی، خانوادگی، صنفی، علمی و دینی و بعدها اداری و فرهنگی، سنت جاری شده است.»       
اما هرچه هست، به باور من بازتاب وسيع این عمل خاتمی در رسانه هاي اصولگرا و اصلاح طلب، پذیرش این واقعیت است که، اصلاح طلبان دارای پایگاه اجتماعی گسترده و انکار ناپذیری نزد ملت هستند که میتوانند نقش تعیین کننده ای ایفا کنند و هرگزنمیتوان آنان را از قواعد سیاسی و اجتماعی کشور حذف کرد.

+ خزاعی |



به نظر برخي چهره هاي اصولگرا :

جناح اصولگرایی در روزهای آخر عمر خود قرار دارد


*********************************

در روزهای اخیر، برخی از چهره‌های سیاسی، از "پایان دوره اصولگرایی" و ظهور جریان‌های تازه سیاسی کشور سخن به ميان آورده اند.
"علي مطهری"
 نماینده اصولگرای منتقد دولت، يكي از اين افراد است. او كه طی ماه های اخیر برای طرح سؤال از رئیس جمهور و احضار وي به مجلس، تلاش فراواني کرده است، صلاحیتش در جریان بررسی اولیه صلاحیت نامزدهای
 انتخابات، توسط هیأت های اجرایی به دلیل "عدم اعتقاد به اسلام و ولایت فقیه" رد شد، اما هیأت نظارت صلاحیت او را تأیید نمود ولي جبهه متحد اصولگرایان، نام وی را در فهرست ليست خود قرار نداد، بنابراين ايشان با گروهی ديگر از اصولگرایان، فهرستي با نام "صدای ملت" منتشر کردند.
آقای مطهری، به تازگي گفت و گويي با روزنامه شرق، انجام داده و در اين گفتگو، ضمن انتقاد از دیگراصولگرایانی که در برابر نقض قانون توسط دولت آقاي احمدی
 نژاد سکوت می کنند، گفته است که «اگر اصولگرایی این است، من اصولگرا نیستم.»
علی مطهری در این گفت و گو انتقادات مفصلی را
 متوجه جریان اصولگرایی کرده و گفته که «در داخل این جریان از دو سال پیش شکاف افتاده است».
به گفته آقای مطهری، این شکاف در جریان استیضاح مرحوم "علی
 کُردان" در سال ۱۳۸۷ و نيز حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ تشدید شد.
علی مطهری به روزنامه شرق گفته است:
 « ما وقتی
 واکنش دوستان اصولگرای خودمان را در مقابل رفتارهای غیرقانونی دولت و همین‌طور در مورد نحوه مواجهه با حوادث بعد از انتخابات دیدیم، احساس کردیم که اینها گاهی اصول، حق، عدالت و انصاف را زیر پا می‌گذارند و به‌دلیل تعصب گروهی، برخی حقایق را نادیده می‌گیرند بنابراین به این نتیجه رسیدیم که اینها اصولگرای واقعی نیستند؛ شاید هم اصولگرایی را تملّق و چاپلوسی تلقی می‌کنند.»
وي مي افزايد :
 «یک عده می‌گویند که چون دولت، دولت اصولگراست نباید از آن ایراد بگیریم و نقد جدی‌ای مطرح کنیم. در واقع می‌گویند قانون‌گریزی هست، اما چون قانون‌گریز از اصولگرایان است نباید مزاحمش شویم... با این مقاومت‌ها در مقابل قانون، زاویه استبداد باز می‌شود و اگر ادامه پیدا کند ممکن است در آینده، نظام را به سمت استبداد پیش‌ ببرد.»
آقای مطهری افزوده است، این گروه از اصولگرایان
 «اصولگرایی را به حفظ نظام به هر قیمتی و مساوی قرار دادن آن با تملق و چاپلوسی تنزل دادند.»

يكي ديگر از اين افراد، "محسن رضایی"، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام است كه در جریان یک نشست دانشجویی، از «روزهای آخر عمر جناح اصولگرا» سخن گفته است.
در اين نشست، آقای رضایی در پاسخ به سؤالی درباره جبهه
 ایستادگی، گفته است که این گروه سیاسی « جبهه‌ ای مستقل است و گرچه تفکر اصولگرایی دارد، اما در جناح اصولگرایی نیست چون جناح اصولگرایی در روزهای آخر عمر خود قرار دارد.»
آقای رضایی گفته است که
 « اندیشه اصولگرایی یک
 نماینده ندارد و همان‌طور که از زمان مشروطه تا به امروز اندیشه اصلاح‌طلبی و اصولگرایی وجود داشته، اما افراد و جناح‌های مربوط به آن عوض شده‌اند، امروز نیز شاهد پوست‌اندازی سیاسی در آرایش سیاسی کشور هستیم.»

"عبدالحسین نواب"، از چهره های سیاسی کلیدی جامعه روحانیت مبارز هم به سایت خبرآنلاین، گفته است که «رهبران جدید وارد جریان اصولگرایی شده اند و اصولگرایی در حال پوست انداختن است.»
آقای نواب گفته است:
 «حرف هایی که اگر اصلاح طلب ها می زدند تعجب می کردیم الان اصولگرایان می زنند»
.

+ خزاعی |

استقامت بر عدم اتحاد در بين اصولگرايان

*************************************

اخیراً جزوه ای هشتاد صفحه ای در سطح محافل سیاسی توزیع شده که جنجالهايي را در اردوگاه اصولگرايان پديد آورده است. این جزوه که "استقامت در منطقه ممنوعه" نام دارد، به دفاع از "جبهه پایداری" در مقابل انتقادهای سایر جریانات و گروه های اصولگرا پرداخته و ديگر اصولگراها را به عدم مقابله کافی با معترضان به انتخابات ریاست جمهوری دهم متهم می کند.

"جزوه استقامت در منطقه ممنوعه"، شامل نقل قول های متعددي از چهره های سیاسی اصولگراست و احتمالاً مهمترین نکته ای که در لا به لای سطور خود به دنبال آن می باشد، القاء حمايت رهبري از "جبهه پایداری" است.

 تهيه كنندگان این بولتن سعی کرده اند عباراتی از رهبري در تأيید خود نقل کنند از جمله اینکه آنها می گویند "رهبری بارها از ما خواسته بدون ملاحظه وارد عمل شویم" و يا "وجود مجموعه پافشاری کننده ای مثل شما در مجلس خیلی هم خوب و مفیداست."( به نقل از رهبري خطاب به اعضای فراکسیون انقلاب اسلامی شامل حسینیان، کوچک زاده، رسایی و .. )

یکی دیگر از نكات قابل توجه در اين جزوه هشتاد صفحه ای، طرح پشت جلد آن است كه پیش از هرچیز نسبت جبهه پایداری و آیت الله مصباح يزدی را نشان می دهد. ترکیبی از عکس بزرگ آقاي مصباح یزدی، در کنار عکس های کوچک اعضای شورای مرکزی این تشکل.

از متن جزوه نيز چنين بر مي آيد كه بر خلاف نقل قولي كه پيش از اين گفته شده بود زمانی که حسین فدایی و علیرضا زاکانی از آقاي مصباح يزدي درخواست كرده اند از اعضای جبهه پایداری بخواهد که در جلسات جبهه متحدشرکت کنند، به میانجیگران گفته است: «من ولایتی براین افراد ندارم»، آيت الله مصباح يزدي نه تنها بنيانگزار اصلي جبهه پايداري است بلكه حتی انتخاب نام این جبهه هم، پیشنهاد شخص ايشان بوده است. در همين ارتباط ، جزوه"استقامت در منطقه ممنوعه"، از آقاي مصباح یزدی نقل کرده است كه : «تمام همّ و غم من از تأسیس جبهه پایداری این بود که دوستانی که از جریان آقای احمدی نژاد سر قضیه [مواضع‌] مشایی سرخورده شده بودند، به دامن جریان انحرافی نیفتند؛ بنابراین، پرچم این جبهه را برافراشته کردیم تا اینها را جذب کنیم و به دام آنها نیفتند.» و در بخشی ديگري نيز نقل شده است که:« چون دیگر با نام رایحه خوش خدمت نمی خواهیم ورود پیدا کنیم، با جبهه پایداری حضور می یابیم تا اگر رفیق شفیق آقای احمدی نژاد خواست ما را نیز جزو گروه منحرف خود معرفی کند به هدفش نائل نشود.»

در مورد نام اين تشكل اصولگرا هم به نقل از ايشان آمده است كه : « بنده پیشنهاد می کنم بگویید جبهه پایداری انقلاب اسلامی، یعنی کسانی که از جریان کذایی انحرافی زاویه گرفتند، تا نشانه این باشد که شما دارید آنها را نفی می کنید "حسین جلالی" مسئول دفتر آيت الله مصباح یزدی هم افزوده است: « آیت الله مصباح علت حمایت خود از جبهه پایداری را اینچنین توضیح دادند که نزدیک ترین افراد از جهت فکری، مبانی، اصول و ارزش های همین جمع جبهه پایداری است و به همین جهت من در جلسه آنها شرکت و سخنرانی کردم، چون این افراد را صادق و البته نزدیک به فکر خودمان دانستم.»

و اما جزوه "استقامت در منطقه ممنوعه" سعي دارد راه اندازي اين تشكل را با موافقت رهبري القاء نمايد لذا در قسمتی از جزوه هشتاد صفحه ای، توضیحاتی ارائه شده که مؤسسین جبهه پایداری، برای تشکیل آن از رهبری کسب تکلیف کرده اند و در این ارتباط، مشخصاً ذکر مي نمايد كه: «از سوی جبهه پایداری گزارشی به رهبر انقلاب به صورت شفاهی داده شد که اگر آقا نظری مبنی بر نهی داشتند، مطرح کنند. مقام معظم رهبری، در دیدارهایی که چهره های مختلف با ایشان داشته اند یا در جواب نامه اعضای جبهه پایداری، از ورود این جبهه به عرصه انتخابات نهی نکردند و فرمودند درحال رصد وضعیت کشور هستند.«

از طرفي از آنجا كه جبهه پايداري از تلاشهاي آيت الله مهدوي كني و ديگران براي وحدت تشکل های اصولگرا حمايت نكرده و حتي آقای مصباح یزدی در کنار حمایت همه جانبه از جبهه پایداری، ظاهراً با اتحاد آنها با جبهه متحد اصولگرايان مخالف است، بخش هایی از جزوه هشتاد صفحه ای به توصیف دیدگاه های ايشان اختصاص دارد که معتقد است «وحدت" لزوماً کار خوبی نیست و تنها در شرایطی مورد قبول است که برای رسیدن به "هدف مطلوب" باشد»، ولي جبهه متحد اصولگرايان به استناد سخنان غلامعلي حدادعادل مبني بر علاقمندي رهبري در زمینه لزوم پرهیز اصولگرايان از ارائه فهرست های انتخاباتی متعدد، نتیجه می گیرند که خودداری جبهه پایداری از همکاری انتخاباتی با جبهه متحد، مخالف دیدگاه رهبري است ولي توضیح جزوه هشتاد صفحه ای در این زمینه آن است که « تأکیدات رهبری مبني بر وحدت اصولگرایان، قبل از شرایط جدید کشور بوده و ناظر به شرایط موجود نمی شود. »

در همين ارتباط، قاسم روانبخش٬ عضو شورای مرکزی جبهه پایداری هم گفته است: «پیوستن این جبهه به جریان متحد اصولگرایی از بحث‌هایی است که دیگر تمام شده است.» و افزوده : «شعارها و مواضع ما با جبهه متحد کاملاً متفاوت است و بحث‌های اساسی در این‌باره داریم و این به معنای صوری بودن رقابت نیست، ما اهل معامله برسر اصول انقلاب نیستیم.» به عبارت ديگر، مدافعان جبهه پایداری معتقدند : « تأکید ایشان [رهبر] بر روی وحدت و نقل قول هایی که از سوی آقای حداد عادل بعضاً شده است مربوط به قبل از خانه نشینی احمدی نژاد و فضای آن موقع است، نه فضای کنونی.«

اين جزوه، سرانجام ضمن تأكيد بر ضرورت مشارکت بالای رأی دهندگان در انتخابات، اقدام جبهه پايداري مبني بر عدم اتحاد با جبهه متحد اصولگرايان را چنين توجيه مي كند که: « اگر اصلاح طلبان و جریان انحرافی حضور جدی در انتخابات نداشته باشند و بخواهد صرفاً یک لیست واحد حکومتی برای مجلس ارائه شود و بعد هم مشارکت به حداقل برسد، پازل چه کسی کامل شده است؟»

به دنبال انتشار این بولتن، موجی از خشم جریان حامی آيت الله مهدوی کنی را فراگرفت و حملات به طیف جبهه پایداری گسترش یافت. در همین ارتباط شب نامه هايي عليه آقاي مصباح یزدی در دانشگاهها پخش گرديد و در این شب نامه، هواداران آقاي مصباح متهم شدند که قصد دارند در میان اصولگرایان شکاف ایجاد کنند اما بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق به جای حمایت از رئیس خود يعني آيت الله مهدوی کنی، جانب آيت الله مصباح را گرفت و انتشار نامه بر علیه ايشان  با نام دانشگاه امام صادق را مورد نکوهش قرار داد.

به هر حال،  تخریب برخي شخصیت های اصولگرا  و به ویژه آيت الله مهدوی کنی، حرکت علیه وحدت نیروهای اصولگرا، همسویی با جریان انحرافی، برداشت یکسویه از برخی نقل قول ها و .... از جمله انتقادات وارد شده به اين بولتن توسط ساير چهره هاي اصولگراست كه واكنش هايي از سوي آنان را درپي داشته است.

"حجت الاسلام جعفر شجونی" از حامیان آيت الله مهدوی کنی در اين مورد گفت: « انتشار بولتن در راستای اهداف دشمن است و یزدی و کنی از آب زلال هم پاک تر هستند.» وی افزود: «نباید در آستانه انتخابات بین جریان های اصولگرا انشعاب و اختلاف ایجاد شود، تشکل ها می توانند در انتخابات با یکدیگر رقابت کنند اما نباید رقابت را با بولتن سازی ها و تخریب چهره های شاخص نظام و بزرگان اصولگرا گره بزنند.» اصولگرایان حامي قالیباف هم، با حمله شدید به جبهه پایداری ها، افراد این طیف را مشتی کاسبکار و تاجر خواندند.

به هر صورت بنظر مي رسد با انتشار بولتن «استقامت در منطقه ممنوعه» و موضعگيري هاي بعمل آمده و حمایت خاموش، تلویحی و راز‌آلود آن جبهه از آقاي احمدی‌نژاد و احساس خطر اصولگرايان از احتمال بازی جریان انحرافی با کارت "جبهه پایداری"، باید منتظر اتفاقات بیشتری از این دست در میان اصولگرایان بود.

+ خزاعی |

 


www.clockma.com