تبليغاتX
سایت شخصی علی محمد خزاعی

بودجه ۸۹، مبهم و غیرپاسخگو


*******************

به هرحال و پس از ارائه با تأخیر لایحه بودجه به مجلس و علی‌رغم مخالفت‌های جدی صورت گرفته از سوی چهره‌های شاخص مجلس نسبت به بودجه 89، کلیات آن به تصویب رسید و کار بررسی لایحه بودجه در صحن علنی مجلس آغاز شد.
مهمترین انتقادات مطرح شده در سخنان مخالفان یعنی احمد توکلی، مصطفی کواکبیان، الیاس نادران، محسن کوهکن، جمشید انصاری، حسین دلاور، محسن بندپی، امیرحسین رحیمی و عوض حیدرپور نسبت به بودجه سال ۸۹ عبارت است از :
- "مبهم و غیر شفاف بودن "
- "بدنبال داشتن تورم بالا در سال آینده"
-"اختیارات فراوان به دولت برای خرج درآمد بدون الزام به پاسخگویی"
-"عدم مسئولیت اجرایی و پاسخگو نبودن دستگاه‌ها و نهادهای نظارتی"
-"کسری ۱۳هزارمیلیارد تومانی"  
-کسر تراز هزینه ۵هزارمیلیارد تومانی.

به گفته بسیاری از نمایندگان، دولت از ارائه این لایحه بودجه، تنها به دنبال گرفتن اجازه تام در خرج در آمدها به تشخیص خود بدون پاسخگویی به نهاد های نظارتی است.
"ستاری فر" رییس اسبق سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور نیز بودجه سال 89 را اینچنین توصیف می کند :«این روش بودجه نویسی مثل این می ماند پول نفت را در یک گونی بریزیم و با حکم‌های بسیار کلّی، بگوییم چگونه می خواهیم آن را خرج کنیم. گویا در قرن ۲۱ و در سال ۲۰۱۰ میلادی، هنوز یاد نگرفته‌اند که راه و رسم بودجه این نیست که با چند حکم کلی به یک گونی پول، بودجه بگوییم.»
"الیاس نادران" نماینده تهران در مجلس هم با بیان اینکه بودجه ۸۹ هیچ کدام از سیاست‌های ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری را رعایت نکرده ، "مشخص نبودن نرخ تورم" ،"مشخص نبودن ضریب جینی و فاصله طبقاتی و سیاست‌های انضباطی مالی دولت"، "عدم حاکم شدن قوانین دائمی"، "نقض اساسنامه صندوق توسعه ملی"، "عدم تعیین منابع توسعه ملی و هدف گذاری‌ها" در این برنامه را از معایب بودجه ۸۹ دانست .
"توکلی" هم با انتقاد از بازتوزیع یارانه‌ها از محل درآمدهای نفتی گفت: «مگر حکومت وظیفه دارد همه مردم را جیره بگیر کند؟ همین امر باعث می‌شود که جامعه دچار خطرات فرهنگی و سیاسی شده و مردم را به دریافت کار نکرده عادت بدهیم.اگر قیمت نفت کاهش یافت و درآمدی برای پرداخت یارانه‌ها نباشد آن هنگام چه اتفاقی می‌افتد؟ »
و اما در پی اختلاف نظر دولت و کمیسیون تلفیق درباره میزان درآمد دولت ناشی از هدفمند سازی یارانه ها و تصویب مبلغ 20 هزار میلیارد تومان در کمیسیون تلفیق، دولت چشم به صحن علنی مجلس داشت تا بتواند به خواسته خود مبنی بر درآمد 40 هزار میلیاردی برسد. حتی آقای احمدی نژاد برای رایزنی و اقناع نمایندگان برای رأی دادن به پیشنهاد دولت به مجلس آمد و طی سخنان 45دقیقه‌ای خود در جلسه غیرعلنی تأکید کرد که اجرای این اهداف با درآمد مدنظر مجلس مبنی بر 20هزار میلیارد تومان قابل تحقق نیست و در نهایت دولت نمی‌تواند کاری انجام دهد که قابل ارزیابی از سوی مجلس باشد.
به گفته موسی قربانی: « تمام صحبت آقای احمدی نژاد در این جلسه این بود كه مجلس در خصوص بحث یارانه‌ها و 40 هزار میلیارد، به كار كارشناسی دولت اعتماد كند»، اما همچنان که غلامرضا مصباحی مقدم عضو کمیسیون اقتصادی مجلس پیش بینی کرده بود «بعید است مجلس نظر دولت درباره افزایش اعتبار هدفمند سازی یارانه ها به 40هزار میلیارد تومان را بپذیرد»، مجلس حرف آقای احمدی نژاد را نشنیده گرفت و پس از آنکه علی لاریجانی با تأمل اعلام کرد که "مجلس با 111 رأی مخالف درمقابل  105 رأی موافق به پیشنهاد دولت رأی منفی داد، رییس دولت که مانده بود تا نتیجه رأی گیری را بداند، با عصبانیت وچهره ای برافروخته مجلس را ترک کرد اما کواکبیان که هنوز خاطره مناظره اش با شریعتمداری در اذهان است، با صدای بلند گفت: "امروز مجلس واقعاً مجلس بود."
اینک بنظر می رسد همانطور که مصباحی مقدم گفته است: «دولت بهتر است به‌جاي بهانه‌تراشي در مورد قوانين مصوب مجلس، اگر خود را ناتوان در اجراي قوانين مي بيند ، قانون را كنار بگذارد تا دولتي كه توانمند در اجراي اين قانون است، اين كار را انجام دهد.»

+ خزاعی |

 صداقت صدا و سیما !

 
==========================


نمی دانم برنامه روبه فردا را در سیزدهم اسفندماه مشاهده نموده اید؟ در آن برنامه که از قبل بصورت زیر نویس اعلام شده بود قرار است "مجید نصیرپور" نماینده اصلاح طلب مردم سراب در مقابل نماینده حامی دولت، "مهدی کوچک‌زاده" به مناظره بپردازد، اما نصیرپور در برنامه آن شب غیبت داشت و در 14 دقیقه پایانی این برنامه به صورت تلفنی در برنامه شرکت کرد.
تا قبل از تماس تلفنی نصیرپور، مجری برنامه که رفتارهای جانبدارانه اش کاملاً آشکار گردیده، چندین بار گفت که علت عدم حضور آقای نصیرپور را نمی داند و حتی از افتادن اتفاقی برای او ابراز نگرانی کرد.     
نماینده مردم سراب، پس از این ماجرا، گفتگویی با «پارلمان‌نیوز»، در خصوص علت عدم حضور خود در این برنامه داشته و گفته است : «مجری برنامه "رو به فردا" برای حضور در این برنامه با بنده تماس داشت و از ابتدای تماس و صحبت برای حضور در این برنامه، بنده به ایشان گفتم در حوزه انتخابیه هستم و به همین دلیل برای عدم حضور قطعی عذرخواهی کردم.»  
وی ادامه داده: «بنده از ابتدا احتمال بالای عدم حضور خود را اعلام کرده بودم و توقع نداشتم دوستان اینگونه بزرگنمایی کنند و صندلی خالی را نشان دهند که فلانی شرکت ندارد.»       
نصیرپور تأکید کرده: «ما به دلیل همین رفتارهای صدا و سیما است که همواره به عملکردشان اعتراض داریم.»          
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس تصریح کرده است: «پس از آنکه به مجری برنامه رو به فردا گفتم در حوزه انتخابیه هستم و در برنامه نمی‌توانم شرکت کنم با هم قرار گذاشتیم که اگر رسیدم در برنامه حاضر شوم و اگر نه، در صورت امکان چند دقیقه‌ای تلفنی در برنامه حضور داشته باشم.»   
وی افزوده: «در چنین شرایطی برای برنامه رو به فردا و با اعلام اینکه من قرار است در آن برنامه شرکت کنم اطلاع‌رسانی صورت گرفت که بنده با مجری تماس گرفته و نسبت به اطلاع رسانی اعتراض کردم که ایشان گفتند اعلام می‌کنیم شما در حوزه انتخابیه خود هستید اما این کار را هم نکردند.»    
نصیرپور با بیان اینکه برنامه را با حضور یک مهــمان و به صورت یک‌جانبـه برگزار کردند، افزود: « با این حال در زمانی که امکان برایم فراهم شد بلافاصله در دقایق پایانی برنامه به صورت تلفنی شرکت کردم.»           
عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس خاطرنشان کرد: «دست‌اندرکاران برنامه روبه فردا، طبق قرار و وعده خود عمل نکردند. بنده دلخوری شخصی ندارم اما با این رفتارهای دوستان و توقعاتی که برای افکار عمومی ایجاد و پاسخ نمی‌دهند، نگران آسیب به اعتماد مردم به رسانه ملی هستیم.»   
اما پس از تماس تلفنی آقای نصیرپور با برنامه روبه فردا و روشن شدن ماجرا، یکی ازنکات قابل توجهی که ایشان مطرح کرد این بود که : « آقای کوچک‌زاده حتماً خاطرشان هستند وقتی ما بحث حمایت از ملت جنایتکار اسرائیل توسط یکی از دست اندکاران دولت مطرح شد بنده هم در کمیسیون فرهنگی حضور داشتم، جناب آقای دکتر حدادعادل فرد مورد نظر را مورد سؤال قرار دادند و سپس همکار بسیار عزیزمان آقای حسینیان آن فرد را تحت فشار و سؤال قرار دادند اما فرد مورد نظر خیلی راحت فرمودند فکر می‌کنید عبارت من است؟ یک تماس بگیرید با رئیس جمهور محترم و ببینید این حرف را مگر من می‌گویم؟»   
وی سپس با انتقاد از بی‌توجهی نمایندگان حامی دولت به این سخنان و سایر اشتباهات دولت، به نمایندگان و جریانات حامی دولت اکیداً توصیه کرد که از این مسائل به دلیل وابستگی‌ها و علائق سیاسی و حزبی نگذرند و وظیفه خود را فراموش نکنند.

+ خزاعی |

تصوير اصلي را ببينيد

                                   

  

                                                                                                 

تکرارقصه تلخ توقیف مطبوعات !

 

«آزادی مطبوعات در ایران در حد بسیار بالایی است.....در دولت نهم و دهم بیشترین مجوز و کمترین لغو امتیاز را شاهد بوده‌ایم. دولت هیچ عکس العملی نشان نمی‌دهد. ممکن است در اثر شکایتی، مطبوعه‌ای به دادگاه برود و قاضی مجازاتی بکند اما ما با مطبوعات برخوردی نکردیم.»
این جملات، سخنان دو هفته پیش آقای احمدی نژاد است و پیش از این هم حدود دو ماه قبل گفته بود: « این قبیل برخوردها را قبول نداریم و معتقدیم این رفتارها نشان دهنده روحیه دیکتاتوری است و همگان بدانند که این کشور دیکتاتوری بردار نیست و مسائلی که ۳۰ سال قبل بود، تمام شده است.....بنده این بگیر و ببندها را قبول ندارم، زیرا برخلاف صریح قانون است و با صِرف یک انتقاد از یک فرد درست نیست که با افراد برخورد شود.»
ولی علیرغم این سخنان، دیروز روزنامه "اعتماد" توقیف و هفته نامه"ایراندخت" و "سینا" لغو مجوز گردید و پیش از این نیز تنها از 22 خرداد امسال به بعد، روزنامه هاى "اعتماد ملى" ، "صداى عدالت"، "آريا" ، "كلمه سبز" ، "آرمان روابط عمومى" ،"فرهنگ آشتى" ، "تحليل روز" و"سرمایه" تعطیل شده اند و گفته شده است که در چهار سال اول دولت آقای احمدی نژاد، ده ها نشریه به وسیله قوه مجریه و هیأت نظارت بر مطبوعات توقیف یا لغو امتیاز شده اند(پارلمان نیوز) و شاید همین آمار موجب شده است که بر اساس گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز كه مقر آن در پاريس است،  ايران در زمينه آزادى مطبوعات در ميان ۱۷۵ كشور جهان، رتبه ۱۷۲ را کسب نماید.
توقیف و  لغو امتیازهای اخیر در حالی انجام شده است که آقای احمدی نژاد در بخشی از کنفرانس خبری بهمن ماه خود اظهار داشته بود: «معاون مطبوعاتی نه اجازه دارد روزنامه‌ای را لغو امتیاز کند و نه اجازه اعطای امتیاز دارد. بنابراین اگر توقیفی صورت بگیرد نیز از سوی هیأت نظارت است و نه معاونت مطبوعاتی، و چنان ‌چه لغو امتیاز مطرح باشد، باید پرونده در دادگاه مطرح و توسط قاضی بررسی شود.»
به نظر می ‌رسد این اظهارات رییس دولت در تناقض کامل با رویکرد معاونت مطبوعاتی خود می باشد، زیرا به قول "احمد توکلی" که در اواسط بهمن ماه به رییس دولت نسبت به وضعیت کنونی مطبوعات اعتراض کرده، در نامه خود نوشته است : « طی ماه گذشته، هیأت نظارت بر مطبوعات که به ریاست و مسئولیت وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل می‌شود در دو نوبت، به ۲۱ روزنامه و یک هفته نامه تذکر داده و آنها را تهدید به برخورد کرده است که در اکثریت قریب به اتفاق موارد، استنادات بسیار سست و به طرز باورنکردنی ناچسب است.» توکلی در آن نامه به رویکرد نامناسب معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد نیز اشاره کرده و نوشته است: « تعجبی ندارد که چنین برخوردهایی صورت می‌گیرد، وقتی که معاون مطبوعاتی وزیر ارشاد، حوزه نقد و نظارت رسانه‌ها را چنین تنگ تعریف ‌کند و بگوید "وظیفه نقد نظارتی رسانه‌ها و مخالفان، باید نقد و مخالفت با سیاست‌های استکباری و کشورهای غربی‌باشد".»
به گفته توکلی، گویا : « به‌زعم این معاون وزیر، تنها نقد و مخالفت با سیاست‌های بیگانگان وظیفه رسانه‌هاست و لابد حق ندارند به دولتی که با سیاست‌هایش مخالفند از گُل نازک‌تر بگویند.»
توکلی می افزاید :« آیا معاونت مطبوعاتی ارشاد برای نظرات و دستورهای آقای احمدی نژاد، عملاً ارزشی قائل است؟
آیا می توان کسانی را که با مشاهده ی برخوردهای حذفی با مطبوعات، اظهار می دارند که " سخنان آقای احمدی نژاد در باره آزادی بیان در ایران ، حرفی بیش نیست "، غیر منصف دانست و آنان را به "سیاه نمایی" متّصف کرد ؟»
اما توجیهات "محمدعلی رامین" دبیر هیئت نظارت هم در این میان شنیدنی است . وی در توجیه این توقیف و لغو مجوزها، در 15 دی ماه جاری گفت : « روزنامه‌هایی که تذکر می‌گیرند یا توقیف می‌شوند، فضای مطبوعاتی را آشفته می‌کنند و ما با توقیف آنها سعی در تلطیف این فضا داریم.»
اما ماجرای توقیف "روزنامه اعتماد" که تنها روزنامه اصلاح طلب محسوب می شد، و سایر نشریات، علاوه بر تأیید سخن فوق الذکر خود آقای احمدی نژاد که"این رفتارها نشان دهنده روحیه دیکتاتوری است و همگان بدانند که این کشور دیکتاتوری بردار نیست" ، انسان را به یاد سخن زنده یاد " دکتر علی شریعتی" می اندازد که «هر وقت دولت تنها حق حرف زدن داشته باشد آن دولت به دیکتاتوری دچار شده است.»
گویا باید گفت که تا روزنامه سراسر حقیقت گوی "جوان" و "کیهان" را داریم چه غم از بی اعتمادی؟   

+ خزاعی |


حوادث پس از انتخابات جاي تصفيه حساب ها نيست

 XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX


"مهدي کلهر"
مشاور فرهنگی رئیس دولت که از جمله افرادبسیار نزدیک آقای احمدی نژاد محسوب می شود تا آنجا که یک پای ثابت مناظره‌های انتخاباتی وی بود و به همراه رحیم مشایی، جوانفکر، هاشمی ثمره، الهام، زریبافان، و... از کسانی بودند که در  پشت صحنه مناظره‌ها حضور داشتند و به احمدی‌نژاد مشاوره می‌دادند،به تازگی در گفت وگو با مهر، با اشاره به «جنبش سبز» سخنان جالبی بیان داشته است :
وی در این گفت‌وگو اعلام نموده که "احمدی نژاد در مناظره با موسوی خوب عمل نکرد." او مناظره احمدی نژاد با رضایی را بهترین مناظره او می‌داند.
کلهر در این گفتگو افزوده است : « لايه مياني موج سبز جزء متخصصان و انديشمندان دوست داشتني کشور هستند. نبايد اين افراد را حذف کرد. اصلاً قابل حذف کردن نيستند. اشتباه بعضي از ما اين است که مي خواهيم تصفيه حساب کنيم و در اين تصفيه حساب مي خواهيم تکليف همه را هم روشن کنيم. اگر يک صاحب نظر سياسي و اصولگرا مي خواهد با اصلاحات تصفيه حساب کند اينجا جاي آن نيست. حوادث پس از انتخابات جاي تصفيه حساب ها نيست. اين تصفيه حساب خطرناک است. ما نمي خواهيم فقط مسأله انتخابات را حل کنيم بلکه مي خواهيم شبهه زدايي کنيم. مي خواهيم گرد و غبار را کنار بزنيم.» .
کلهر همچنین گفته است : « بنده عناصر بسيار نزديک به دولت را مي شناسم که در ايجاد فضاي نامناسب نقش داشته اند. کساني که ميدان وليعصر را پس از انتخابات به جشن پيروزي تبديل کردند، اين افراد اشتباه کردند. اشتباه بزرگي هم کردند. من که نماينده دکتر احمدي نژاد بودم، نمي دانستم همچون جشني را تدارک ديده اند و در تلويزيون آن را مشاهده کردم.»
مهدی کلهر ضمن آنکه معتقد است نباید رهبران معترض را "سران فتنه" نامید ، اعلام کرده است : « يک صاحب نظر سياسي و اصولگرا مي گويد اصلاحات مُرد. واقعاً اين حرف به چه معني است!. در اين شرايط نبايد به متفکري مثل حجاريان بي احترامي کرد که اجر آن و امثال آن بسيار بيشتر از عافيت طلبي هاي برخي ديگران است.»

+ خزاعی |

       


خطی ناشناس درصدد انتقام و بهانه جویی است

*******************************

در روزهای گذشته نامه ای از جانب "حجت الاسلام سعیدی"، نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران خطاب به "محمدعلی انصاری" رئیس مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س) منتشر شد که درپاسخ به نامه منتشرنشده آقای انصاری به ایشان نگاشته شده است.
در این نامه، حجت الاسلام سعیدی برای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کارکردهای گوناگون ومنجمله آگاه سازی سیاسی قائل گردیده و طی سؤالاتی، از عملکرد "حجت الاسلام سید حسن خمینی" به دلیل عدم شرکت در مراسم تنفیذ احمدی نژاد و دیدار با دکتر علیرضا بهشتی فرزند شهید آیت الله بهشتی پس از آزادی از زندان انتقاد نموده و گفته است:
1- سکوت معنی‌دار جناب حجت‌الاسلام سید حسن خمینی در جریان آشوبها و فتنه سبز چگونه توجیه می‌شود ؟   
2- چرا بیت حضرت امام و شخص سید حسن آقا چنین مراوده‌هایی با عناصر دوم خردادی و کسانی که در طراحی و تهییج آشوب‌ها دخالت داشتند، دارد ؟    
3- با آن سابقه افراطی در جریان دوم خرداد و هتک حرمت به مقدسات دینی و مسئولین و شخصیتهای انقلابی و حتی نسبت به خود حضرت امام (ره) در گذشته، و مواضع و اقدامات اخیر، چرا موضع روشنی از بیت امام و جناب حجت‌الاسلام سید حسن دیده نمی‌شود و یا اگر هست در تأیید آنهاست؟  
4- چرا جناب حجت‌الاسلام سید حسن خمینی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری حاضر نشد و سفر به پاکستان را بهانه کرد. آیا بین او و آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی و دیگران که سفرهای همزمانی را بهانه کردند ارتباطی وجود داشته است؟ 
5- جناب حجت‌الاسلام سیدحسن پس از آزادی علیرضا بهشتی از زندان به دیدار او و دلجویی رفت. آیا جناب حجه‌الاسلام سید حسن وابسته به یک جناح خاص افراطی مقابل نظام است که هیچ نشانه روشنی از او در حمایت از امام و رهبری و آرمانهای انقلابی و ملت وفادار به ارزشها دیده نمی‌شود؟            
6- جناب حجت‌الاسلام سید حسن خمینی بجای اینکه در کنار رهبری باشد در کنار مخالفان و در مقابل رهبری است؟
          

در پی انتشار نامه حجت الاسلام سعیدی ، "سایت جماران" نامه محمد علی انصاری خطاب به حجت الاسلام سعیدی را بدین شرح منتشر کرد.
بسمه تعالی
جناب حجت الاسلام و المسلمین آقای سعیدی (دامت افاضاته)
با سلام و تحیت
مرقومه 7/12/88 جنابعالی را در سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی ملاحظه نمودم. تعجب است که نامه اینجانب به شما در مهر ماه ۸۸ و به صورت خصوصی و غیر انتشار یافته ارسال شده بود ولی مطالب حضرتعالی با حدود ۶ ماه تأخیر در سایت خاص انتشار می یابد و جالب است که تا لحظه نگارش این مطلب، نامه ای از شما به دست اینجانب نرسیده است.
احساس می کنم خطی ناشناس در صدد انتقام و بهانه جویی است. اینجانب از جنابعالی تقاضا می‌کنم نامه مرا هم منتشر کنید تا مردم شریف ایران و پاسداران و بسیجیان غیوری که به عشق امام، هستی خویش را وقف انقلاب اسلامی نموده‌اند، در مقام قضاوت، امکان مقایسه بین مطالب را داشته باشند. اینجانب نسبت به آنچه به عنوان مقابله حضرت حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای حاج سید حسن خمینی با رهبری معظم انقلاب مرقوم داشتید، شدیداً اعتراض دارم و چنین سخنان غلط و بی مایه ای را تنها عاملی برای شادمانی دشمنان قسم خورده انقلاب و امام می دانم و خاطرنشان می سازم که بحمدالله مثل همیشه بیت امام نسبت خویش را با جانشین آن راحل عظیم الشأن حفظ کرده و دسیسه خنّاسان در این میان نقشی نخواهد داشت. خوشبختانه بعضی از مطالب جنابعالی تأییدی است بر آنچه در نامه قبل خود گوشزد کرده بودم و انشاء الله در صورت ضرورت، جواب نامه شما را به تفصیل خواهم داد. و ما تشاؤن الا ان یشاءالله رب العالمین .
محمد علی انصاری
۸ /۱۲/۸۸

+ خزاعی |

ماجرای"كميسيون ملي انتخابات"

=========================

در طی دو دهه اخیر و با گسترش قدرت شورای نگهبان، روند برگزاری و نظارت بر انتخابات‌ها در کشور ما بعضاً در هر دو بُعد نظارتی و اجرایی مورد اعتراض قرار گرفته‌ و به مرور، دامنه انتقادات از نهادهای اجرایی و نظارتی افزایش یافته است.
شورای نگهبان طبق مصوبه سال ۱۳۷۴ مجلس پنجم که دارای اکثریت محافظه‌کار بود، قانوناً صاحب حق "نظارت استصوابی" شد و طبق تفسیر شورای نگهبان از نظارت استصوابی، این شورا نه تنها حق دارد در هر مرحله از روند انتخابات، فردی را که واجد صلاحیت‌های سیاسی یا اعتقادی نمی‌داند از گردونه رقابت حذف کند بلکه اعتقاد دارد که این نظارت در زمانی که کاندیداها انتخاب شده و به عنوان نماینده در مجلس حضور دارند نیز ادامه می‌یابد و هر زمان که شورا تشخیص بدهد، می‌تواند نماینده را فاقد صلاحیت اعلام و از مجلس اخراج کند. علاوه براین،شورای نگهبان بر اساس تفسیر خود ازموضوع "احراز صلاحیت" ،نیز براین اعتقاد است که همه کاندیداهای انتخابات فاقد صلاحیت فرض می‌گردند مگر آنکه شورای نگهبان به این نتیجه برسد که آنها دارای صلاحیت شرکت در انتخابات هستند. به عنوان مثال،شورای نگهبان در جریان برگزاری انتخابات مجلس هفتم اعلام کرد که جز افرادی که به دلیل نداشتن صلاحیت ردصلاحیت می‌شوند، افرادی هم که صلاحیت‌شان برای این شورا محرز نشود امکان شرکت در رقابت های انتخاباتی را ندارند .
از آنجا که به عقیده برخی از اهالی سیاست، این روند دارای نواقصی بوده و موجب بروز معضل و وارد شدن خدشه بر اعتماد مردم می گردد، و یکی از موضوعات مورد اعتراض به انتخابات دهم نیز علاوه بربُعد اجرایی، موضعگیری های جانبدارانه برخی اعضای شورای نگهبان و اعلام حمایت از کاندیداتوری آقای احمدی نژاد اعلام می شود، برخی از بزرگان و دلسوزان در هر دو جناح، پیشنهادهایی برای اتخاذ تصمیمی مناسب ارائه دادند و اینک بنا به گفته "اکبرترکان" مشاور رییس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام درگفت وگو با آفتاب «مجمع تشخیص مصلحت نظام طرحی را دردست اقدام دارد که برای بازگرداندن اعتماد به عنوان یک سرمایه اجتماعی که درجریان حوادث پس از انتخابات آسیب دید تهیه شده است و به مقام معظم رهبری تقدیم خواهد نمود.»
"اکبرترکان" دو عامل مهم از ریشه بی اعتمادی بوجود آمده را « تغییرات وزرای وزارت کشوردرآستانه انتخابات ریاست جمهوری» و « نحوه عملکرد ناظرین انتخابات به ویژه شورای محترم نگهبان » دانسته و می گوید : « آقای پورمحمدی از وزارت کشور برداشته شد وسپس مرحوم کُردان آمد ، ایشان نیز به دلایل مربوط به خودش عوض شد، و درنهایت در مسند وزارت کشور کسی مستقر شد که رییس ستاد انتخاباتی یکی از کاندیداهای دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری بوده است. از این رو این موضوع باعث شد تا اعتماد به بی طرفی برگزارکننده انتخابات مورد خدشه قراربگیرد.». « به قراری که درانتخابات گذشته شاهد بودیم ، مهمترین چهره های شورای نگهبان به نفع یکی از کاندیداها وارد عرصه انتخابات شدند وبی طرفی را نقض کردند .»
وی افزود :« با این شواهد، مجمع تشخیص مصلحت نظام به عنوان یکی از ستادهای نهادرهبری ،درحال تهیه طرحی دراین باره برای تقدیم به مقام معظم رهبری است که در این طرح دو آسیب مورد توجه واقع شده است :          
1- به جای وزارت کشور که دردوره قبل نتوانست سطح عمومی اعتماد را حفظ کند، "کمیسیون ملی انتخابات" که پیشنهاد آقای رضایی بوده است ،جایگزین می شود.
2- ناظرانتخابات که عالی ترین سطح داوری را به عهده دارد درموقعیتی قرار قرار خواهد گرفت که به شأن بی طرفی آن خدشه وارد نشود.»
اما طرح این موضوع در مجمع تشخیص مصلحت نظام، به مذاق حسین شریعتمداری و دولت دهم خوش نیامد و پیشاپیش به مخالفت با آن پرداختند. "مـيـرتـاج الـديـنـي "معاون پارلماني آقای احمدی نژاد مخالفت دولت را با طرح مجمع اعلام کرد و گفت: « به جز دولت، برخي حاميان دولت هم بر انتقاد از طرح انتخاباتي مجمع تشخيص پـرداخـتـه و اعلام كرده‌اند كه مجلس، قانون جامع انتخاباتي، تصويب شده در مجمع تـشـخيص مصلحت را رد خواهد كرد.» کیهان هم درشماره شنبه اول اسفند ماه خود نوشت : « این طرح که هاشمی رفسنجانی، حسن روحانی و محسن رضایی براي قانوني شدن آن تلاش مي‌كنند، قرار است به صورت ظریفی نظارت شورای نگهبان بر انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی را حذف کند و كميسيون ملي انتخابات را جايگزين كند.»
بر اساس نوشته کیهان، در این طرح "یک نفر از اعضای شورای نگهبان به انتخاب آن شورا، به عنوان ناظر و بدون حق رأی" در کمیسیون انتخابات حضور خواهد داشت و کمیسیون انتخابات زیر نظر مجمع تشخیص مصلحت نظام است. شريعتمداري مدعي شد اين طرح مورد حمايت فتنه گران و دشمنان خارجي است و پيش بيني كرد كه طرح "كميسيون ملي انتخابات" در مجمع تشخيص مصلحت رأي نخواهد آورد.

اما اصل ماجراچیست؟

به گزارش ایلنا، مجمع تشخيص مصلحت نظام ،در جلسه روز شنبه اول اسفندماه، بررسي و تدوين سياست‌هاي كلي در خصوص انتخابات، ارجاعي از سوي مقام معظم رهبری را در دستور كار قرار داد.در این جلسه،ابتدا "حسن روحاني" رئيس كميسيون سياسي، دفاعي و امنيتي مجمع تشخيص مصلحت نظام و حجت‌الاسلام و المسلمين "پورمحمدي" رئيس سازمان بازرسي كل كشور گزارشي از روند شكل‌گيري اين مبحث در مجمع تشخيص مصلحت نظام ارائه دادند.
بر اساس اين گزارش‌ها، از حدود دو سال قبل آقاي پورمحمدي(وزیرکشور دولت آقای احمدی نژاد) چنين موضوعي را با آيت‌الله هاشمي رفسنجاني مطرح كرد و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام نيز بررسي موضوع قانون انتخابات را منوط به نظر رهبري  دانست كه متعاقباً آقاي پورمحمدي در نامه‌اي خطاب به رهبري ضرورت بازنگري در قانون انتخابات را به  ايشان نوشت.
مقام معظم رهبری نيز در پاسخ به اين نامه، در تاريخ5/3/87  نوشتند: «پيشنهاد آقاي پورمحمدي ايده‌اي است كه لازم است در صحن اصلي مجمع تشخيص مصلحت نظام با حضور خود ايشان مورد بحث و بررسي قرار گيرد و پس از آن، مجمع نظر مشورتي خودش را نسبت به اين ايده و پيشنهاد ذيل آن به اينجانب ارائه كند تا تصميم مقتضي گرفته شود.»
متعاقب اين نامه و پاسخ  رهبري به آقاي پورمحمدي، كميسيون سياسي، دفاعي و امنيتي مجمع تشخيص مصلحت نظام طي چندين جلسه كارشناسي،‌موضوع را بررسي و محورهاي پيشنهادي طي نامه شماره 6399.9451 مورخ5/11/ 1387 در دستور كار مجمع قرار گرفت.
مجمع در تاريخ 11/8/87 مصوبات كميسيون را تصويب و طي نامه شماره 0101.57224 مورخ 26/8/87 به استحضار  رهبري رساند. ایشان در مورخ 16/9/87 نوشتند:
«رياست محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام با سلام و تحيت           
به نظر مي‌رسد در صورتي‌كه سياست‌هاي كلي در باره انتخابات مشخص و در آن از نواقص كنوني پيشگيري شود معضلي باقي نخواهد ماند. پس اولي آن است كه فرآيند تنظيم سياست‌هاي كلي در آن مجمع محترم آغاز گردد.»
          
در ادامه اين جلسه، براي ورود به بحث بررسي و تدوين سياست‌هاي كلي نظام در خصوص انتخابات رأي‌گيري به عمل آمد كه با اكثريت آرا تصويب و مقرر شد از جلسه آينده اين بحث در دستور كار مجمع قرار گيرد.

+ خزاعی |



مصادره " بصیرت" ؟!

!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 
این اواخر، واژه "بصیرت" از سوی برخی افراد وگروه های سیاسی زیاد بکار برده می شود. در واقع این موضوع از زمانی شروع شد که مقام معظم رهبری بر لزوم تقویت بصیرت در جامعه تأکید کردند اما برخی افراد و گروه های سیاسی سعی نمودند این واژه را مصادره و بر اساس منافع و علایق شخصی خود آن را تعبیر و تفسیر کنند تا از این طریق، همچون گذشته از هر موضوعی سوء استفاده کرده باشند.
اما "بصیرت" به چه معناست؟. شاید بهترین معنا برای این واژه عربی، "روشن بینی" باشد .البته روشن بینی با چشم دل و چشم وجدان و چشم آگاه منظور نظر است زیرا انسان بصیر و روشن بین، بدور از پیش داوری ها و مفروضات ذهنی، حقایق را آن گونه که وجود دارند می بیند و می فهمد ( "فهم" چیزی بالاتر از دانستن چیزی است) و سپس با توجه به جمیع جهات، به نتیجه گیری و تصمیم و یا اظهار نظر می پردازد .
اما امروزه شاهد آن هستیم اغلب کسانی که این واژه را بکار می گیرند و دیگران را به داشتن "بصیرت" دعوت می کنند، خودشان را عین"حقیقت" پنداشته و از هر گونه کجی و کاستی منزّه می پندارند و دیگران را نیز به سمت قبول و اعتراف به آن هدایت می کنند. در حقیقت، بصیرت مورد ادعای این آقایان، اصولاً "بصیرت" نیست بلکه "تمکین" دیگران در مقابل آنهاست . بهمین دلیل باید اذعان کرد که تا حاكميت عقلانيت، و بصيرت همه جانبه ی مورد نظر رهبري در نظام اجرايي و ‌تصميم گيري و نيز فعالیت های سياسي، فاصله زیادی وجود دارد .

برخی از صاحبنظران معتقدند که بصيرت و آگاهي متأثر از سه قلمرو است :
۱
-قلـمـرو سـياسي : مانند شناخت قانون اساسي و اصول برجسته ‌آن، درك صحيح از منافع ملي و مؤلفه ها و اهداف تعيين كننده آن در ابعاد مختلف .
2- قلمرو اقتصادي : مانند پويايي جريانات اقتصادي و ‌رفاهي ، رونق اقتصادي و متغيرهاي اساسی آن مثل افزايش اشتغال و سطح ‌درآمد مردم.
3- قلمروهاي ارزشي نظام : مانند دین باوری، عدالتخواهي،ظلم ستيزي، آزادي، كرامت انساني، ‌جمهوريّت، اسلاميّت و ... كه متأثر از اهداف و آرمانهای انقلاب ‌اسلامـي و نظام جمهوری اسلامی است .
بدون شک، برای کسب آگاهی و بصیرت لازم نسبت به قلمروهای سیاسی ، اقتصادی و ارزشی نظام ، به وجود آوردن شرایط منطقی و اسباب و لوازم استنتاج "بصیرت مندانه" شهروندان و نخبگان امری ضروری و انجام آن، نیازمند ترک "انحصار طلبی" در ابعاد مختلف آن است .
بنابراین کسانی که امروزه واژه "بصیرت" را مصادره نموده و همچون چماقی بر سر رقبای سیاسی خود فرود می آورند، بدانند که این اقدام آنها بدون تهیه اسباب و لوازم منطقی اندیشیدن "بصیرت مندانه"، تنها بازی با واژگان است و این موضوع نیز همچون بسیاری از موضوعات دیگر، دستخوش تفسيرهاي غلط، محدودنگري افراطي و يا بي توجهي و عصبيت هاي سياسي جناحي گردیده و ‌زمينه ي آسیب آن را فراهم می نماید .

+ خزاعی |

علی مطهری :

دفاع از هاشمی دفاع از مظلوم است

XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX

"علی مطــهری" چهره شاخص اصولگرای مجلس هشتم ، در پاسخی به مقاله ای که روزنامـه "وطن امروز" متعلق به مهرداد بــذر باش ، در شماره دوشنـبه ۱۹ بهمن خود با عنـوان «آقای مطهری! حیف روزخند» منتشر نمود، به دفاع از عملکرد خود از جمله حمایت از هاشمی پرداخت که در سایت های مختلف بازتاب پیدا نمود .
مطهری در بخشی از این جوابیه نوشت:
« دفاع از جناب آقای هاشمی در بحران اخیر، دفاع از مظلوم است، دفاع از کسی است که خانواده‌اش توسط رئیس جمهور کشور در حضور بیش از پنجاه میلیون بیننده تلویزیون به اختلاس و غارت بیت‌المال متهم شده و وقتی در خواست چند دقیقه فرصت برای دفاع از خود می‌کند از او دریغ می‌شود. دفاع از آقای هاشمی در این بحران به معنی مبارزه با ابزار واقع شدن عدالت خواهی برای افزایش آراء در انتخابات است، و الّا رئیس‌جمهور می‌توانست در چهار سال دوره اول ریاست جمهوری خود با نامه‌ای به قوه قضائیه خواستار رسیدگی به پرونده این افراد شود، همچنان که می‌توانست دستور رسیدگی به پرونده برخی شخصیت‌های حامی خود و فرزندان آنها را صادر کند. مطرح کردن این امور در شب انتخابات نشان می‌دهد که این کار برای خدا نیست و اهداف سیاسی در کار است.»
علی مطهری همچنین می نویسد: « نوشته‌اید چگونه احمدی نژاد را لیبرال می‌خوانید؟ پاسخ روشن است، کافی است پرده تعصب را که مایه کوردلی است و انصاف را زایل می‌کند از جلوی چشم خود کنار بزنید، آنگاه به روشنی درمی‌یابید که رئیس جمهور محترم از نظر فرهنگی لیبرال است. به عنوان نمونه، آیا برگزاری جشنواره تورهای نوروزی توسط سازمان میراث فرهنگی که رئیس آن معاون رئیس جمهور است و این جشنواره بیشتر شبیه محلی برای عرضه بانوان و جذب مشتری سفرهای نوروزی به وسیله جاذبه‌های جنسی بود، نشانه‌ای از لیبرال بودن آقای احمدی‌نژاد از نظر فرهنگی نیست؟ اگر چنین جشنواره‌ای با ده درصد از این وقاحت در دوره اصلاحات برگزار می‌شد، امثال جناب عالی چه فریادها که می‌زدید و کفن‌پوشان تظاهرات می‌کردند که اسلام از دست رفت؛ اما امروز هیچ اتفاقی نمی‌افتد، چرا؟ به خاطر عشق کور و تعصب نسبت به یک فرد یا گروه، که عشق به یک شیء انسان را کور و کر می‌کند.»


وی در پاسخ به نویسنده روزنامه وطن امروز می افزاید:  « از شهید آیت‌الله مطهری دم زده‌اید و اینکه اینجانب از اندیشه آن شهید، بد برداشت می‌کنم. این سخن ناشی از شناخت نادرست جناب‌عالی از آن بزرگوار است. جمله‌ای دارد استاد مطهری درباره علی علیه‌السلام، به این مضمون که اگر واقعیت امیرالمؤمنین برای مردم آشکار شود بسیاری از مدعیان دوستی و پیروی از آن امام در صف دشمنان او قرار می‌گیرند. این جمله درباره خود استاد مطهری نیز صادق است. اگر امروز آن شهید حضور داشت امثال شما در صف دشمنان ایشان قرار داشتید.»

+ خزاعی |

غزلی از قیصر امین‌پور در سوگ ثامن الحجج(ع)

چشمه‌های خروشان تو را می‌شناسند
موج‌هـای پریشـــان تو را می‌شنــاسند

پرسش تشنگی را تو آبی، جوابی
ریگ‌های بیابان تو را می‌شناسند

نــــام تو رخصــت رویش است و طراوت
زین سبب برگ و باران تو را می‌شناسند

از نشــابور بر موجـی از «لا» گذشتی
ای كه امواج طوفان تو را می‌شناسند

اینك ای خوب، فصل غریبی سر آمد
چون تمام غریبـان تو را می‌شناسند

كـاش من هم عبــور تو را دیـــده بودم
كوچه‌های خراسان، تو را می‌شناسند

+ خزاعی |

 

دیروز ، امروز ......



***************************

« ....همه ما شاکی هستیم، یک گروه امین بنشینند، رأی همه را دوباره بشمارند. / آیا در نظام اسلامی نباید در قبال اظهار نظر قانونی و رأی افراد، حیثیت آنها مصون باشد؟. به صِرف اینکه من و خانواده ام به یک فرد(غیر از کاندیدای برنده) رأی داده‌ایم، باید اینطور مورد حمله قرار بگیریم؟ این که از عدالت خارج است. / شنبه شب چهار صندوق به فرمانداری می‌رسد ولی متأسفانه رئیس ستاد انتخابات کشور مانع از اعلام نتایج شمارش اینها می‌شود./ این چهل و هشت ساعت تأخیر هیچ توجیهی ندارد جز اینکه باید تفسیر کرد آقایان پس از تحلیل روند آرا تصمیم گرفتند در بعضی از صندوق ها اقداماتی انجام دهند./ خود بنده در چند صندوق شاهد بودم که لیست گروهی که مجریان انتخابات به آن وابسته هستند، به راحتی در اطراف صندوق‌ها توزیع می شد./ بنده از نقاط مختلف خبر دارم که افرادی غیر از اعضای صندوق را برای شمارش وارد کرده اند و یا مثلاً در صندوقی که سه هزار رأی داشته است تعدادی را شمارش کردند و.....»
باور کنید این ها جملات کسانی نیست که این روزها مورد عتاب قرار می گیرند و متهم می شوند که روحیه پذیرش شکست ندارند، بلکه بخشی از این‌ها، دقیقاً جملات شخص آقای احمدی نژاد است که حدود 10 سال قبل، پس از شکست انتخاباتی خود و چهره مورد نظرش آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس ششم بیان نمود و بخشی دیگر، جملاتی است که ایشان پس ازشکست آقای ناطق نوری، کاندیدای مورد علاقه اش در جریان انتخابات ریاست جمهوری دوم خرداد سال 76، به زبان آورده است.
شاید بسیار جذاب باشد که اگر برنامه "دیروز، امروز، فردا" ، یک برنامه خود را نیز به این موضـوع اختـصاص دهد تا برای کسـانی که " امروز" دیگران را محـکوم می کنند، آشکار گردد که آقای احمدی نژاد هم "دیروز"  جملات فوق الذکر را بکار برده اند .
بخشی از سخنانی که در بالا از آقای احمدی نژاد نقل گردید، مربوط به سال ۱۳۷۸ و ششمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی است که نام ایشان در «فهرست ۳۰ نفره ائتلاف خط امام و رهبری» و لیست برگزیده جمعیت وابسته به مؤتلفه که در صفحه 4 هفته نامه "شما"، شماره 152 مورخ 27 بهمن سال 1378 تحت عنوان «کاندیداهای برگزیده جمعیت» در کنار نام آقایان هاشمی رفسنجانی، محسن رضایی، حسن روحانی، یحیی آل اسحاق، علی عباسپور تهرانی، محمدرضا باهنر، محمدجهرمی، علی لاریجانی، غلامعلی حدادعادل و.....با کُد انتخاباتی«041» منتشر گردیده، اما پس از اعلام نتایج و شکست در انتخابات، در حالی که حدوداً دو هفته از انتخابات گذشته، آقای احمدی نژاد به شدت نسبت به اعلام نتایج معترض بوده است.
نشریه "شما"، وابسته به جمعیت مؤتلفه در شماره 154 مورخ 12 اسفند سال 1378 تیترهایی به این شرح درج نمود :
تیتر یک: «احتمال تقلب در شمارش آراء»
سه تیتر فرعی: «مرتضی نبوی: دکتر حداد عادل در مسجد هدایت با خانواده اش رأی داده است اما تعداد آراء را صفر اعلام کرده اند»، « موحدی ساوجی: با افرادی که به حوزه های رأی گیری می آمدند و مردم را به نوشتن لیست خاصی تشویق می کردند هیچ برخوردی نمی شد!» و تیتر سوم «دکتر احمدی نژاد: 48 ساعت در اعلام نتایج تأخیر کردند که در بعضی صندوق ها اقداماتی انجام دهند!» پایین صفحه هم، اعلامیه شماره 6 شورای نگهبان توجه را جلب می کند با این تیتر: «در صندوقی که خود داوطلب و بستگانش رأی داده اند، رأی آنها صفر خوانده شده است!»
در پایین صفحه نیز یادداشتی بدون نام، در حمایت از آقای هاشمی رفسنجانی نوشته شده است که با اتفاقاتی که در جریان و پس از انتخابات ریاست جمهوری 88 افتاده، انسان از دیدن این سطرها که در وصف هاشمی رفسنجانی آمده، متعجب می شود .  
در این یادداشت آمده: « آنها تهاجم به هاشمی را پس از اتمام شمارش آراء و اعلام آن از طرف وزارت کشوری که دست خودشان است و مجری انتخابات است هم دست برنداشتند. چه کسانی اینطور از حضور یک سردار رشید اسلام به وحشت افتادند؟ / چرا آنها حرمت شکنی بزرگی از بزرگان انقلاب اسلامی را اینگونه بی پروا شروع کرده و ادامه می دهند/ هاشمی و هاشمی ها 40 سال است جان بر کف و آبرو بدست، آماده هرگونه تهاجم و تخریب و تهمت ضد انقلاب و استکبار و مزدور استعمار و عناصر التقاطی و منحرفین و منافقین و... بوده و هستند و هیچگاه صحنه را ترک نخواهند کرد»

صفحه اول هفته نامه "شما"، شماره ۱۵۴مورخ پنج شنبه ۱۲ اسفند ۱۳۷۸

درصفحه 11 همین شماره 154مورخ پنج شنبه 12 اسفند 1378 هفته نامه "شما"، گفتگوی آقای محمود احمدی نژاد درج گردیده که متن کامل این گفتگو ازقرار زیر است:
« در این دوره انتخابات، از آنجایی كه مجموعه مجریان انتخابات در وزارت كشور دارای گرایشات شدید سیاسی به یك حزب و جناح خاصی بودند و در رفتارشان هم این تمایل را بروز می‌دادند، فضا به گونه‌یی شكل گرفت كه این جور مسائل و این حرف‌ها و شایعات به طور طبیعی مطرح می‌شود. وقتی وزیر كشور و یا رئیس ستاد انتخابات كشور حرفی می‌زند كه بوی مخالفت با قانون می‌دهد، طبیعی است كه وقتی به پایین‌تری‌ها می‌رسد، آنها هر كاری كه دلشان بخواهد انجام می‌دهند.
خود بنده در چند صندوق شاهد بودم كه لیست گروهی كه مجریان انتخابات به آن وابسته هستند، به راحتی در اطراف صندوق‌ها توزیع می‌شد و رأی‌دهندگان تشویق می‌شدند تا به آن  لیست رأی بدهند و در شمارش هم بنده از نقاط مختلف خبر دارم كه افرادی غیر از اعضای صندوق را برای شمارش وارد كرده‌اند و یا مثلاً در صندوقی كه سه هزار رأی داشته است تعدادی از برگه‌های رأی را شمارش كرده‌اند و بعد نتیجه را به كل تعمیم داده‌اند كه این امر خلاف قانون است.
این عملكرد نشان می‌دهد كه صد درصد نمی‌شود روند را تأیید كرد. شنبه‌شب چهارصد صندوق به فرمانداری می‌رسد ولی متأسفانه رئیس ستاد انتخابات كشور مانع از اعلام نتایج شمارش اینها می‌شود و اولین اطلاعی كه به مردم می‌دهد روز دو شنبه غروب است و این 48 ساعت تأخیر هیچ توجیهی ندارد جز اینكه باید تفسیر كرد به اینكه آقایان پس از تحلیل روند آرای تصمیم گرفتند در بعضی از صندوق‌ها اقداماتی انجام دهند.
در چهارصد صندوق اول، آقای هاشمی‌رفسنجانی حدوداً نفر هفتم بوده است، در تهران معمولاً از 300 هزار رأی به بالا، روند ثابت می‌ماند اما در این مسیر آنقدر اعلام نكردند، كه ما نمی‌دانیم چه اتفاقی افتاد كه رتبه آقای هاشمی به 26 و 27 و حالا هم سی‌ام رسیده است و تازه رفته‌اند یك كسی را آورده‌اند كه شاكی می‌گوید هستم. خوب همه ما شاكی هستیم كه بنابر بازشماری است یك گروه امین بنشینند، رأی همه را دوباره بشمارند و این نشان می‌دهد كه روند غیرعادی است و متأسفانه سازمان نظارت همه ما، سازمان منسجمی نیست. مثلاً در بعضی از حوزه‌ها از نزدیكان برخی از كاندیداها، مدتی به عنوان ناظر انتخاب شده‌اند و در آن صندوق‌ها این افراد آرا بالای آوردند كه نشان می‌دهد این عادی نیست.
و یا شنیده شده است در برخی از مناطق تهران برگه‌های آرا در بیرون از محل صندوق‌ها در دست افراد بوده است. وزارت كشور باید در این زمینه به روشنی توضیح دهد. ادعا نمی‌كنم كه اگر آرا بازشماری شود، نتیجه كلی تغییر می‌كند ولی می‌توان گفت جایگاه خیلی افراد تغییر پیدا خواهد كرد.»

به هرحال، همچنان که مطلعید،ماجرای آن انتخابات پس از آنکه شورای نگهبان ۷۰۰ هزار رأی اعلام شده توسط وزارت کشور را باطل کرد، آرای کاندیداهای دیگر کاهش و رتبه آقای رفسنجانی تا رتبه ۲۰ ارتقاء یافت(ولی ایشان خود از نمایندگی انصراف دادند) ، آقای حداد عادل به مجلس شورای اسلامی راه یافت و آقای احمدی نژاد هم، همچون انتخابات شورای شهر تهران، ناکام ماند و هرگز به مجلس راه پیدا نکرد.
اینک در سال 88 هستیم و مناسبات بین افرادی چون هاشمی رفسنجانی، احمدی نژاد، ناطق نوری ،حدادعادل، مرتضی نبوی و... به کلی دگرگون شده است و دیگر نه تنها احمدی نژاد مدافع هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری نیست بلکه آنان را متهم به تضعیف خود نیز می نماید و کسی هیچ نمی داند، ده سال دیگر افرادی که امروز تیتر یک هفته نامه ای عادی هستند، کجای دنیا و زیر کدام سقف و روی کدام صندلی خواهندبود.

+ خزاعی |