نقطه اصولگرایی یا دایره اصولگرایی ؟
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
پس از سخنان مقام معظم رهبری در جمع مسئولین نظام و تأکید بر وحدت و جذب حداکثری و در شرایطی که "سردار یحیی رحیم صفوی" درگردهمایی داروسازان بسیجی تهران با بیان اینکه حوادث آینده نامشخص است ،اعلام کرده : « هم اکنون از نظر مسائل جهانی، منطقهای و ملی در شرایط فوقالعاده پیچیده سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی قرار گرفتهایم...ائتلافی که در جنگ تحمیلی در حمایت از صدام شکل گرفته بود هم اکنون با ماهیت سیاسی، اقتصادی وفرهنگی علیه ما شکل گرفته است» و نیز "مهدی کلهُر"، مشاور رسانهای آقای احمدی نژاد هم گفته است « ما باید بسیاری از مشکلاتی را که پارسال داشتیم و هنوز هم داریم و برخی از آن آتش زیر خاکستر است را، با یک فکر عاقلانه حل و فصل کنیم»، موضوع پایان دادن به اختلافات و حرکت به سمت وحدت و آشتی ملی در دستور کار جناح ها و فعالان سیاسی قرار گرفته و در همین راستا نیز از آنجا که اخیراً اختلافات اصولگرایان به اوج خود رسیده است، فعالین سیاسی اصولگرا، موضوع " تعریف اصولگرایی" و یا تدوین "منشور اصولگرایی" را در دستور کار خود قرار داده و به این فکر افتاده اند که قبل از هرچیز باید به اختلافات خود پایان دهند زیرا به گفته "ابوالقاسم رئوفیان" عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری، «اصولگرایان قبل از آنکه برای جذب برخی اصلاح طلبان و قرار دادن آن ها در دایره ای که رضایت رهبری را در پی داشته باشد قدم بردارند باید برای یکپارچگی خود تلاش کنند.» وی معتقد است «مادامی که بین جبهه بزرگ اصولگرایی کشور اختلاف وجود داشته باشد موفق به جذب اصلاح طلبان و یکپارچگی نخواهند شد.» رئوفیان می افزاید: « معتقدم یکی از راه های لبیک به خواسته های رهبری، تلاش در راستای بازگشت اصلاح طلبان است.»
هرچند اغلب طیف های جریان اصولگرا، از حلقه نزدیکان آقای احمدی نژاد گرفته تا علی مطهری و نبی حبیبی موافق تبیین ایده "منشور اصولگرایی" هستند و در همین راستا "سیدجواد فیاضی"، مدیرعامل سابق ایرنا اظهار میدارد: «عدم تبیین منشور این جریان به عنوان یک چالش جدی بین اصولگرایان همچنان مطرح است. این مسأله در کنار فقدان کادر رهبری جامع و فراگیر زمینه ای را فراهم کرده که تصمیم گیری با مشکل مواجه شود و هر روز اختلاف نظرها در درون این جریان بیشتر رشد پیدا کند» و "حجتالاسلام نواب"، دبیر سیاسی جامعه روحانیت مبارز نیز اعتقاد دارد که "اصولگرایی" تعریف نشده است و میگوید: «بسیاری ذیل عنوان اصولگرا فعالیت میکنند ولی آیا دیدگاه ها، نظرات و روش هایشان در ملی گرایی، دین گرایی، سیاست خارجی و ... مشخص و تبیین شده است؟ » "علی مطهری" نیز بر لزوم تدوین چنین منشوری تأکید دارد و میافزاید: «باید ابتدا مبانی و اصول را به نحو جزئی مطرح کنیم و اعلام کنیم که هرکس آن مبانی را قبول دارد، در دایره نظام و انقلاب قرار میگیرد». به گفته وی، پس از تعریف دقیق مبانی و اصول، «برخی اصولگرایان خارج از این دایره قرار میگیرند و اتفاقاً برخی اصلاحطلبان، در داخل دایره نظام و انقلاب واقع میشوند».
علیرغم موافقت اغلب جناح ها و چهره های شاخص اصولگرا با " تعریف اصولگرایی" و تدوین "منشور اصولگرایی" ، اما همین موضوع به چالشی جدید و عرصه ای دیگر برای اختلاف در بین آنان تبدیل شده است . به عنوان مثال، "جهان نیوز" یکی از سایت های منتسب به جناح راست خبری منتشر کرد که بر اساس آن، برخی از نزدیکان آقای احمدی نژاد در حال تدوین مانیفستی از اصولگرایی هستند که بر اساس آن، برخی چهرههای شاخص اصولگرایان در تعریف اصولگرایی نمیگنجند. آنها معتقدند که برخی از چهرهها "اصولگرای واقعی" نیستند و "محمدباقر قالیباف ، علی لاریجانی و محسن رضایی " نامهایی هستند که با تدوین منشور دولتیها، از جرگه اصولگرایی خارج خواهند شد .
به گزارش ایلنا "حسین کنعانی مقدم" نیز در خصوص انتشار برخی اخبار مبنی بر تدوین مانیفست اصولگرایی از سوی حامیان دولت، اظهار داشت: « متأسفانه امروز برخی از جریان ها که خود را اصولگرا فرض می کنند، متولی اصولگرایی نیز شده اند و ملاک اصولگرایی را همراهی با خودشان می دانند.این درحالی است که دایره اصولگرایی بسیار وسیع تر از جمع حامیان دولت است....مسأله ای که امروز حامیان دولت بدنبال آن هستند این است که نیروهای وابسته به دولت را برای انتخابات آینده باز تعریف کنند تا این نیروها حول محور شخص خاصی جمع شوند و بدین ترتیب در انتخابات آینده پیروز شوند. اما با این تنگ نظری که دایره اصولگرایی را به نقطه ای تبدیل کرده اند، افراد مذکور موفق نخواهند شد، زیرا اگر قرار باشد چهره هایی چون قالیباف، علی لاریجانی و محسن رضایی از جریان اصولگرایی خارج شوند دیگر چیزی از جریان اصولگرایی نمی ماند و به قول معروف علی می ماند و حوضش. ...از آفت های جریان های سیاسی این است که برخی خود را متولی تمام جریان و تصمیم گیر در آن خصوص بدانند و همچنین وحدت درون جریانی را نیز اصطلاحاً در "با من بودن" تفسیر کنند نه در "با هم بودن" .»
" احمد ناطق نوری" نماینده اصولگرای مجلس هم در گفتگو با آفتاب در این زمینه می گوید :«...اینطور نیست که کسی بتواند دیگری را حذف کند و یا نسبت به به مقیّد بودن افراد در اصولگرایی تعیین تکلیف کند....آنچه هم اکنون ضرورت دارد این است که اصولگراها با هم وحدت و یکپارچگی داشته باشند و در شرایط فعلی تهیه مانیفست جدید اصولگرایی با حذف تعدادی از چهره های شاخص این جریان، جز دامن زدن به تفرقه چیزی نیست و مطمئناً تهیه کنندگان آن موفق نخواهند شد .»
"امیر محبیان" دیگر چهره شاخص اصولگرا هم در گفتگو با شرق می گوید : « اگر اصولگرایان بتوانند افکار عمومی را قانع کنند بر اریکه قدرت خواهند ماند والّا خیر »
"رئوفیان" هم با اشاره به اینکه "برخی اصولگرایان همچنان بر طبل اختلاف می کوبند"، گفته است: « باید این دسته از اصولگرایان دست از این کار کشیده و دایره ای که دور خود کشیده و تنها خود را اصولگرای واقعی می دانند را از بین ببرند.»
مروری بر اظهارنظرهای اصولگرایان درباره تدوین "منشور اصولگرایی" نشان میدهد، اگرچه غالباً آنان از تدوین این منشور دفاع میکنند و آنرا عاملی برای وحدت در میان این جریان می دانند؛ اما در پس ذهن برخی از آنان، مسئله دیگری به عنوان دغدغه اصلی جولان میدهد و میخواهند دیگر "مدعیان اصولگرایی" را به این وسیله حذف کنند.
به هرحال، فارغ از آنکه تلاشهای اصولگرایان برای حل اختلافات درونی خود به نتیجه خواهد رسید یانه، برای برقراری صلح و آشتی بین جناح های مختلف سیاسی در کشور، روند رسیدن به آشتی و حل مناقشات باید به گونه ای باشد که طرفین مناقشه این راه حل ها را عادلانه تلقی کنند. اساساً، صلح نیازمند اندیشۀ باز و جامعۀ باز است، زیرا اندیشه بسته، یعنی اندیشهای که تکثر در عرصه اجتماعی را قبول ندارد و تمامیّتخواه است، قطعاً به حذف منتقدان و مخالفان خود می اندیشد و این تفکر به بسته شدن ایجاد جامعه و خشونت منتهی میگردد. در گفتمان صلح، از برنده و بازنده صحبت نمیشود، بلکه صحبت از حل مسالمتآمیز اختلاف است.در گفتمان صلح، آنچه "فتنه" است، نه وجود منتقد و مخالف، بلکه عدم شناسایی حق و موجودیت منتقد و مخالف است، زیرا طرفین را تبدیل به دشمنانی آشتیناپذیر میکند و "خشونت"، روش حل مناقشه میشود. در فرهنگ صلح، طرفین یاد میگیرند که نباید به دنبال تأمین صد در صد نظرات خود باشند، در حالی در فرهنگ خشونت به فرد یاد میدهند که شما خیر مطلق هستید و طرف مقابل شرّ مطلق است و رستگاری، در انهدام آن شرّ مطلق است.
به گفته "ابوالفضل فاتح" حال که « تجربه مي گويد و بسياري معترفند که هيچ يک از دو جريان اصلي کشور قابل حذف از جامعه نيستند. ممکن است بتوان بخشي را براي مدتي از قدرت حذف کرد، اما حذف از جامعه خيال پردازي است. » پس بهتر است با "گفت و گو" به مناقشات پایان داد . « گفت و گو به معني پيدا کردن راهي معقول و پايدار براي ايفاي حقوق امروز و آتي مردم است. گفت و گو يعني باز کردن فضاي عمومي براي طرح و فهم ايده ها در همه ي سطوح. اين گزينه، هم در شرايط تهديد گزينه اي معقول است و هم از منظر اصلاحات داخلي.»
در این میان بنظر می رسد برخی افراد از هم اکنون در مسیر صلح و آشتی قرار گفته اند. به عنوان نمونه ،در حالی که"حجتالاسلام ذوالنّور، جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه ، پیش از این مواضع تندی در برابر آیتالله هاشمی رفسنجانی، محسن رضایی، علی لاریجانی، همسر شهید باکری، و رقبای آقای احمدینژاد در جریان انتخابات و حوادث پس از آن داشته است، در یک چرخش آشکار، راه دوستی با آیتالله هاشمی رفسنجانی را در پیش گرفته و تأکید نموده است که "نباید در برخورد با افراد، افراط و تفریط کرد".
مجتبی ذوالنور در مراسم اختتامیه مرحله نخست "طرح ضیافت اندیشه" که در دانشگاه قم برگزار شد، در پاسخ به سؤال یکی از دانشجویان که از او پرسیده بود آیتالله هاشمی رفسنجانی در چه جایگاهی قرار دارد و نظر رهبری در مورد او چیست، گفت: « آقای هاشمی رئیس دو رکن نظام یعنی مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام است...اگر پرسیده شود نظر شما در مورد قالیباف، ناطقنوری، احمدینژاد و هاشمی چیست، من نمیتوانم به صورت مطلق در مورد آنها توضیح دهم.»
جانشین نمایندگی ولی فقیه در سپاه با اشاره به این که " اگر برای برخی افراد مشکلی بهوجود آید بعضی افراطیها آنها را تکفیر میکنند و زحمات گذشته را نادیده میگیرند" افزود: « افراط و تفریط کار غلطی است، هاشمی رفسنجانی در بحث تثبیت انقلاب اسلامی نقش داشت و حتی از او به عنوان یکی از سه یاوران امام خمینی(ره) یاد میکردند که این خدمات روی چشم ما جا دارد.»
ناظران سیاسی که امیدوارند روند کنونی، راه آشتی و وحدت ملی را در میان همه جناحهای موجود در کادر قانون اساسی فراهم سازد، در عین حال امید دارند این مواضع مقطعی نبوده باشد.

ايام سوگواری مولای متقيان، علي (ع)، قرآن ناطق و يار و ياور
مظلومان بر همه آزادگان جهان تسليت باد.
"وحدت وهمدلی" و" جذب حداکثری" چگونه ؟
**********************************
پس از سخنرانی روز بیست و هفتم مرداد مقام معظم رهبری در دیدار با سران قوا و مقامات کشور، بحث "جذب حداکثری نیرو های سیاسی" و "وحدت" در رسانه های کشور مطرح شده و برخی حضرات به میدان آمده اند تا این مهم را به انجام برسانند. رهبری، در آن سخنان بر اهمیت وحدت و همدلی تأکید کرده و فرمودند: « باید کسانی را که جزو مجموعه بودهاند اما بر اثر اشتباه یا غفلت، کنار افتادهاند با نصیحت و دلالت به راه برگرداند.»
علاوه بر این سخنان،ایشان در دیدار با دانشجویان و در پاسخ به سخنان یکی از آنان افزودند: « خالص کردن جامعه با فشار و حرکت های تند به وجود نمیآید و اسلام نیز کسی را مأمور نکرده است که اشخاص ضعیف الایمان را به بهانه خالص کردن جامعه، از دایره خارج کنند.»
مقام معظم رهبری پیش از این سخنان هم، در جمع مسئولان ارشد نظام گفته بودند : « فرو نشاندن آتشهایی که در جامعه ایجاد میشود و گِرد آوردن کسانی را که به هر دلیل از مجموعه برادران مؤمن جدا شدهاند، از جمله مسائل اساسی امروز ما است.»
ایشان منظور خود از "وحدت" را هم "اتحاد بر مبنای اصول" خواندند و در توضیح آن گفتند: « با هر کسی به همان اندازه که اصول را قبول دارد، متصل و متحدیم و هرکسی اصول را قبول ندارد طبعاً از این دایره وحدت خارج است.»
از این سخنان نکاتی به شرح ذیل می توان استخراج کرد :
1- وجود یک مشکل و نقیصه در جامعه که همان کدورت و تفرقه است .
۲- "وحدت" از جمله مسائل اساسی امروز ما است.
۳- آتشهایی که در جامعه ایجاد میشود، فرو نشانده شود.
۴- برای ایجاد وحدت و همدلی، کسانی که به هر دلیل از مجموعه برادران مؤمن جدا شدهاند، گِرد آورده شوند.
۵- مسیر و ابزار ایجاد وحدت و جذب حداکثری، " نصیحت و دلالت" باشد.
۶- اسلام به کسی اجازه نداده است که اشخاص را به بهانه خالص کردن جامعه، از دایره خارج کنند .
۷- موضوع وحدت و جذب حداکثری برمبنای "اصول" باشد .
8- به جریان های فکری و افراد به عنوان سیاه و سفید نگریسته نشود بلکه باید با هر کسی به همان اندازه که اصول را قبول دارد، متصل و متحد بود .
....البته نکات دیگری هم میتوان به این لیست افزود .
در ارتباط باسخنان رهبری، اظهار نظرهایی هم از سوی برخی شخصیت های کشور صورت گرفته است :
- آیت الله هاشمی رفسنجانی که در آخرین خطبه نماز جمعه خود گفته بود که «توسط جمعی از خبرگان و اعضای مجمع تشخیص پیشنهاداتی برای برون رفت از بحرانِ به وجود آمده برای کشور تهیه شده» و دو راهحل " مناظرههای تلويزيونی" و " دلجويی از آسيبديدگان حوادث پس از انتخابات" را مطرح کرده بود، در دیدار با گروهی از روحانیون استانهای تهران و قم، شرایط امروز کشور را با سالهای جنگ ایران و عراق مقایسه کرد و گفت: « شرایط امروز حادتر از آن سالها نیست و سربلندآمدن از آزمون وحدت، مهمترین پیروزی نظام است.»
- آیت الله مکارم شیرازی هم پیش از این پیشنهادهایی برای "آشتی ملی" مطرح و از مراجع تقلید خواسته بود تا «راهکارهایی برای رسیدن به یک آشتی ملی مطرح شود.»
- آیت الله صافی گلپایگانی هم با ابراز تأسف از حوادث پس از انتخابات، از "عقلای قوم و بزرگان کشور و انقلاب" درخواست کرده بود در جهت رفع "خصومت ها" بکوشند.
- حجتالاسلام صدیقی هم در خطبههای نمازجمعه تهران تأکید کرد که « کارگروه هایی به سراغ کسانی که از نظام جدا شدهاند بروند و ببینند مشکل آنها کجاست؟ زیرا وقتی همدیگر را تحمل نمیکنیم چگونه میتوان انتظار داشت که مسیحیان و دیگران ما را تحمل کنند؟»
- غلامرضا مصباحی مقدم نیز در گفتگویی با خبرگزاری کار ایران با بیان اینکه افرادی که داری نفوذ کلام هستند باید با سرانِ معترضین وارد مذاکره شوند، گفته است که « باید این افراد را با گفتوگو قانع کرد، چرا که تا زمانی که افراد قانع نشوند به جامعه باز نخواهند گشت.»
- هاشم بوشهری نیز در خطبه های نماز جمعه قم، از لزوم « گِردآوردن افرادی که به هر دلیلی از ما جدا شدند» سخن گفته است .
- سید رضا اكرمی نماینده تهران در مجلس نیز یادآور شده است: « در گذشته و پس از حوادث انتخابات پیشنهاد كرده بودم كه عدهای از بزرگان از قبیل آقایان ناطق نوری، مهدوی كنی و علی لاریجانی با افراد مختلف گفتو گو كرده و ماجرا را تمام كنند، اما این پیشنهاد مورد قبول قرار نگرفت. هم اكنون اگر گروهی پیدا شود تا ضمن مذاكره با شخصیتها، اختلافات را جمع كند، خدمت بزرگی كرده است و بگومگوهای سیاسی درجامعه حل میشود.... الان در كشور كدورتهایی وجود دارد و كسی منكر این مسأله نیست، اما باید كسی را كه با طرفین اختلاف به گفتوگو بپردازد پیدا كرد و گروهی باید این كار را انجام دهد. در این راستا در ابتدا باید افراد ذی نفوذ و مورد قبول به میدان بیایند و با اطراف قضیه صحبت كنند كه در این صورت باید از آنها حمایت كرد.»
- علیاکبر پرورش هم قبلاً در مصاحبه خود با ویژهنامهی همشهری به صراحت مطرح کرده است که « این درگیریها بین دو گروه مؤمن بوده و نباید آن را به دسیسههای دشمن تقلیل داد.»
- حسین کنعانی مقدم هم در مورد چگونگی حل این مسائل گفته است : « این که ما به دنبال این باشیم که فقط در "گفتمان" مسائل حل شود این مسئله دیگر امکان پذیر نیست بلکه باید راهکارهای اجرایی حل اختلافات مطرح شود وآن راهکارها بررسی شود و عملیاتی گردد. گفتمان درمانی در بحث وحدت نتیجهای ندارد...بالاخره یک سری مطالبات در هر دوطرف جریان وجود دارد که این مطالبات باید بررسی شود و اجرایی شود.»
- مسعود پزشكیان نماینده مردم تبریز در مجلس هم اظهار داشته است: « همانطوری كه قبلاً اعلام كردهایم، مسئله وحدت اصلیترین مسئله در كشور است ....اگر قصد داریم كه انقلاب و مملكت خود را حفظ كنیم اول باید وحدت را حفظ كنیم، ولی اگر قرار باشد كه هر كسی حرف خود را بزند و بعد هم انتظار داشته باشیم كه دیگران هم آن سخنان را تكرار كنند هیچ وقت وحدت ایجاد نخواهد شد. وحدت زمانی به وجود میآید كه هر یك از طرفین مقداری كوتاه بیایند تا در نهایت بتوان به وحدت مورد نظر دست یافت، در غیر این صورت اگر هر كس تنها حرف خود را تكرار كند، هیچ گاه به وحدت دست نخواهیم یافت.سیاستمداران بزرگ كشور و چرخانندگان اصلی كشور و كسانی كه در رأس امور قرار دارند باید شروع كننده ایجاد هر چه بیشتر وحدت در كشور باشند. »
- علی مطهری، نماینده اصولگرای مجلس هم به خبرگزاری ایلنا گفته است که «تقصیر اصلی جدا شدن عده ای از نظام، به عهده گروهی از حامیان دولت است که به دنبال حذف شخصیتهای مخالف خود در عرصه انقلاب هستند و در این زمینه بیرحمانه عمل میکنند و از هر وسیلهای استفاده میکنند».
آیت الله مهدوی کنی، دبیرکل جامعه روحانیت مبارز نیز پیش از این از کسانی که "فکر می کنند حقی از آنها ضایع شده " خواسته بود «برای حفظ مصالح به سیره امام حسن اقتدا کنند».
اما در این میان کسانی هم هستند که تاپیش از سخنان اخیر مقام معظم رهبری برطبل افتراق می کوبیدند که باید منتظر ماند و موضعگیری جدیدشان را شاهد بود. به عنوان مثال روحالله حسینیان نماینده تهران که این روزها در بیمارستان بسر می برد، در پاسخ به سخنان آیت الله مهدوی کنی تصریح کرده بود: « اگر آیتالله مهدوی کنی هم چنین طرحی را مطرح کنند، من به ایشان اعتراض دارم» و افزوده بود که «آن صلح به نفع امام حسن تمام نشد». او حتی طرح موضوع "وحدت ملی" را "فتنه ای جدید" برای گریز از تخلفاتی دانست که "طراحان آن انجام دادهاند".
حسین شریعتمداری و روزنامه کیهان، هم در پاسخ به پیشنهادهای مطرح شده برای ایجاد وحدت، نوشته بود که هنگامی که «شمشیر عدالت جوی نظام به عمود خیمه معاندین و فتنه انگیزان نزدیک شده، نباید کاری کرد که کلام حقی چون وحدت بر سر نیزه ها رود.»
اما مخالفان وحدت نیروهای سیاسی جامعه که نان خود را در وجود تفرقه و کدورت می بینند ، احتمالاً با این سخنان مقام معظم رهبری با روشهای ذیل برخورد خواهند کرد :
1- موضوع سخنان رهبری را به اختلاف بین اصولگرایان محدود خواهند ساخت در حالی که به عقیده کنعانی مقدم «اینطور نیست »
۲- برخی از اصولگرایان واژه " اصول" را مصادره و منحصر به خود خواهند دانست در حالی که به عقیده کنعانی مقدم «این که منظور از "اصول" همان جریان اصولگرایی است، به نظر میرسد که این گونه نباشد .البته برخی از اصولگرایان نیز هستند که بعضی از این اصول را هم قبول ندارند.»
۳- "اصول" را آنقدر جزئی و مفصل تعریف خواهند نمود که تنها خودشان در آن محدوده جای بگیرند تا آنجا که قرائت جدیدی از اصول نظام ارائه دهند . در حالی که باید "اصول" و"جذب حداکثری" را با یکدیگر دید و اصول آنچنان تبیین گردد که هرچه بیشتر از آحاد جامعه با گرایشها، عقیده ها، دیدگاه ها و حتی ادیان مختلف در حوزه آن قرار گیرند .
۴- در مسیر تحقق وحدت و جذب حداکثری، تنها به " گفتمان درمانی" اکتفا خواهند کرد در حالی که گفتمان درمانی در بحث وحدت نتیجهای ندارد.
۵- یک طرف ماجرا خود را "حق مطلق" خواهد دانست و از طرف مقابل انتظار خواهد داشت کوتاه بیاید، توبه کند و از ایشان تبعیت نماید . در اینجا بدنیست به مطلبی که دکتر مهدی خزعلی با عنوان "ناهاری به قیمت جان کروبی !" درسایت خود منتشر نموده است اشاره نمایم. وی می نویسد : « چندی پیش ناهار مهمان کروبی بودم، از همه جا سخن گفتیم، به او گفتم: باید به این فضای امنیتی پایان داد، باید دوباره نهادهای دموکراسی را فعال کرد، روزنامه ها و احزاب باید جان بگیرند و فضای گفتمان جای مخاصمه را بگیرد، این بحران و فضای امنیتی خواست انحصار طلبان است، او نیز استقبال کرد، قرار شد از او و پدر برای مهمانی ناهاری دعوت کنم تا گفتگویی داشته باشند. از آزادگی ، سادگی و حریّت لُرها بهره گرفتم و او آماده این مهمانی شد. شب منزل پدر بودم، از ایشان نیز برای مهمانی و گفتگو دعوت کردم، برآشفته شدند و گفتند: " من اگر بیایم، سیلی به او می زنم !" عرض کردم این که گفتگو نمی شود، بیایید و آنچه نصح و خیرخواهی می دانید به ایشان بگویید و باز یادآوری کردم که شما لُرها زبان هم را بهتر می فهمید" معظم له پذیرفتند، اما گفتند: " یک شرط دارد، آقای کروبی باید توبه کند و حاضر شود اعدامش کنند! " دیگر رویم نشد به آقای کروبی چیزی بگویم، نمی دانم حاضر است یک ناهار به قیمت جانش در منزل ما صرف کند؟! می بینید که جناح اصولگراحاضر به گفتگو است! این آقای کروبی است که تن به گفتگونمی دهد و سرباز می زند!
6- در حالی که " وحدت" یک ضرورت دائمی جامعه اسلامی و رمز موفقیت های ما در عرصه های مختلف بوده است، به این موضوع یک "نگاه ابزاری" خواهند داشت و از این سخن آیت الله مصباح یزدی سوء استفاده خواهند نمود که «همان گونه که بر اساس اسلام، در مواقع ضروری و استثنایی، دروغ گفتن واجب است، وحدت نیز استثناهایی دارد؛ یعنی در مواقعی خوب است و در مواقعی خوب نیست.»
۷- از یک طرف در شعارهای خود بر وحدت تأکید و ازطرف دیگر بر "قانون گریزی" و "قانون شکنی" خود اصرار خواهند ورزید در حالی که بدون اجرای قانون نمی توان از وحدت دم زد و با قانون شکنی و عدم تقیّد به قانون، هیچگاه وحدت ایجاد نخواهد شد. عدم تقید به قانون از مواردی است که مانع وحدت است. کسی نمی تواند به قانون بی اهمیت باشد و دم از وحدت وتعامل بزند.
8- در حالی که بزرگان و گردانندگان اصلی كشور و كسانی كه در رأس امور قرار دارند باید شروع كننده ایجاد هر چه بیشتر وحدت در كشور باشند، از رده های پایین تر انتظار ایجاد وحدت خواهند داشت .
۹- همچنان برخی افراد وگروه ها، معترضین به عملکردِ خود و منتقدینِ وضع موجود را "دشمن" و " فریب خورده" و آلت دست بیگانگان" معرفی خواهند کرد در صورتی که به گفته علی اکبرپرورش ، « این درگیریها بین دو گروه مؤمن بوده و نباید آن را به دسیسههای دشمن تقلیل داد.»
۱۰– همچنان صدا وسیما در اختیار کامل یک جناح قرار خواهد داشت و از آن برای تخریب و تضعیف دیگران استفاده خواهد شد در حالی که ادامه آن روند و برگزاری مناظره های یکجانبه هیچ کمکی به وحدت جامعه نخواهد کرد.به قول علی مطهری :« این مناظرهها باید جدیتر برگزار شود و میان دو بینش متفاوت صورت گیرد تا حالت مصنوعی و صوری پیدا نکند. مناظرههای اخیر که در تلویزیون برگزار میشود، مناظره واقعی نیست، زیرا دو طرف باید در نقطه مقابل هم باشند. با توجه به سخنان اخیر مقام معظم رهبری در مورد جذب حداکثری و دفع حداقلی، فرصت خوبی فراهم شده است تا صداوسیما از اصلاحطلبان دعوت کند.»
چرا از داشتههایمان بهره نمیبریم؟
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
سی سال است که در ماه مبارک رمضان، سفره افطارمان با شنیدن نوای دلنشین"ربّنا"ی استاد محمدرضاشجریان گسترده شده و لحظات پیش از افطارمان با این نوای ملکوتی حال و هوایی بس روحانی به خود گرفته و با گوش جان سپردن به ربّنای استاد، در انتظار اذان مغرب نشسته ایم و آنچنان به این نوای ملکوتی خو گرفته ایم که برخی از ما افطار بی ربّنای استاد را به رسمیت نمی شناسیم، گویا بر این باوریم که ذکر این دعا با صدای دلنشین شجریان به اجابت نزدیک تر است .
اما از سال گذشته و پس از اظهارنظرهای انتخاباتی "محمدرضا شجریان" و همچنین درخواست این استاد آواز ایرانی مبنی عدم پخش صدای وی از صداو سیما(بجز دعای "ربنا" و "مناجات افشاری")، بحث پخش نشدن ربّنای شجریان از صداوسیما قوت گرفت و مدیران صدا و سیما قصد داشتند از پخش این دعا در این رسانه خودداری کنند ولی شاید به دلیل حمایت افکار عمومی، از تصمیم خود منصرف شدند و سرانجام این دعا هرچند محدود، پخش گردید. تا آنکه امسال هم با فرارسیدن ماه مبارک رمضان؛ تب اخبار مربوط به ربّنا بالا گرفت و برخی رسانهها اعلام کردند که صدا و سیما پخش دعای ربّنای استاد شجریان را ممنوع کرده است وصحت این موضوع پس از سپری شدن چند شب از ماه مبارک رمضان تقویت شد.
من نمی دانم استاد محمدرضاشجریان کدام " ذنب لایغفر" را مرتکب شده است که یکی از نمایندگان چند آتشه هـوادار دولـت برای اینکـه اوج نفـرتش از شجــریان را به رخ بکشــد به خبرنگار صـــداوسیما گفته است: « صدای یک چوب خشک از صدای شجریان بهتر است!» و یکی دیگر از نمایندگان همین گرایش هم دراین باره اظهار داشته است: « من حالم از شنیدن ربنای این... به هم میخورد؛ واقعاً جای تأسف بود که ما سر سفره افطار مجبور بودیم صدای ربنای کسی را بشنویم که... و حالت مشمئزکنندهای به من دست میدهد وقتی صدای او را میشنوم.»(بخشهای نامناسب این اظهارات نقطه چین شدهاند.) و"حمیدرضــا ترقـی" عضو شورای مركزی حزب مؤتلفه اسلامی هم با بیان اینكه "پخش صـدای شجـریان از رسانـهملی خواستِ دشمنان انقلاب است" گفته است: « متأسفانه آقای شجریان در فتنه اخیر كارنامه موفقی از خود نشان نداد و با رفتارهای غیرمعقول، خود را به جریان فتنه نزدیک كرد به طوری كه مورد استقبال رسانههای غربی حامی فتنه قرار گرفت.... كسانی كه تلاش میكنند صدای شجریان از رسانه ملی پخش شود باید بدانند كه ملت ایران نمیتوانند از كسی حمایت كنند كه صدایش وی به طور مشترک از رسانههای انقلابی و ضدانقلاب پخش شود.»
اما "علیرضا افتخاری"، خواننده موسیقی سنتی ایران، در یادداشتی به دفاع از استاد محمدرضا شجریان پرداخته و نوشته است : « هنگامه تحویل سال دعای "یا مقلّب القلوب و الابصار..." را خواندم، حال آنکه خواندن قرآن و ادعیه دینی، مهارت خاصی را میطلبد و تخصص منحصر به خود را میخواهد....در رهگذر همین تحویل سال مطمئن شدم که خواندن "ربّنا" نیازمند تسلط بر آیات الهی است، به عبارتی باید قاری قرآن بود تا "ربّنا" را آنچنان که شایسته است، خواند. از همینرو است که بارها گفتهام اگر اشعار فارسی با معنا و مضمون "ربّنا" گفته شود با جان و دل برای هموطنان و همه مردم جهان میخوانم. اما چرا در کاری که نمیدانم و بلد نیستم باید دخالتی داشته باشم؟
بسیاری میگویند چرا "ربّنا" را نمیخوانی؟ که در پاسخ آنها میگویم که من زبان فارسی را میخوانم که اگر آوای خوشی دارد از لطف حضرت پروردگار است با این همه اگر میتوانستم که "ربّنا" را بخوانم باز هم این کار را نمیکردم! آقای شجریان از آنجا که خود قاری قرآن بودهاند، "ربّنا" را آنچنان خوب خواندهاند و حق مطلب را ادا کردهاند که دیگر نیازی به نسخه دوم نیست، با این حال چرا باید دنبال دیگرانی باشیم تا این قطعه دلنشین را بازخوانی کنند؟ چرا از داشتههایمان بهره نمیبریم؟ ....اگر آقای شجریان راضی به پخش این قطعه از صداوسیما نیست ـ که هست ـ میتوانیم به شکلی دیگر روزهای رمضانی خود را با این نوای ماندگار افطار کنیم؛ امروز دیگر لوح فشرده "ربّنا" در خانه همه مردم پیدا میشود و گوشیهای تلفن همراه نیز این قطعه شنیدنی را میزبانی میکند... اگرچه باید گفت آیاتی که آقای شجریان خواندهاند سالهاست در تاروپود زندگی مردم ریشه دوانده و صداوسیما نیز بهتر است به جای جایگزینی، "اولین نسخه و نسخه اول" را پخش کند...فکر و اندیشه هنرمند در اثر او جاری است و این نوای "ربنا" از عمق اعتقادات شجریان بر جان و دل مردم مسلمان مینشیند فارغ از رأی و نظر سیاسی امروز او... و به قطعیت میتوان گفت "ربّنا" دیگر در کائنات منتشر شده است و به هیچوجه در بند پخش از رسانهها نیست اما چه بهتر که شائبهها را برطرف کنیم و دامن هنر را به سیاست آغشته نکنیم...»
مدیران صدا و سیما باید بدانند عامه مردم نسبت به برخی افراد احترام قائلند چه آنان خوششان بیاید و چه نیاید. آنها اگرچه میتوانند صدای شجریان را پخش نکنند ولی با عشق و علاقه چند نسل به این صدا کاری نمی توانند انجام دهند. مديران موسمی بدانند که عاقبت رفتنیاند، آنچه تا اَبد میدرخشد و هر روز جان تازه میگيرد هنرِ هنرمندان والاست. باور کنید منع ناپسند پخش اين دعای خاطرهانگيز و اهورايی و تبديل برنامههای افطار به مراسمی بیروح، آن صدای ناب را تبديل به نمادی خواهد کرد که روز و روزگاری که پخش دوباره آن آغاز شود، توسط ذهن مخاطب، سمبل فتح رسانه قلمداد گردد.
جدّاً چه خبر است!؟
*********************************
1- چندی پیش در جستجوهای اینترنتی، گذرم به سایت http://www.u313.com افتاد که بر بالای صفحه اول آن، جملۀ « ظهوربسیار نزدیک است» نقش بسته است. مطالب این سایت بیشتر برموضوع "مهدویت" و "ظهور" متمرکز است و به نشانه های ظهور اشاره دارد و از جمله به این نکته پرداخته است که یکی از نشانه های آخر الزمان ، ظهور "شعیب ابن صالح" است .

گردانندگان این سایت و دهها وبلاگ و سایت دیگر که به نظر می رسد از هواداران آقای احمدی نژاد هستند اصرار دارند که نشانه های شعیب ابن صالح را بر آقای احمدی نژاد تطبیق دهند و در نهایت هم در یک مطلب طولانی، در سه بخش و هفت سرفصل با عنوان « اثبات حقیقتی بزرگ ، احمدي نژاد همان شعيب بن صالح ، سردار سيدخراساني و امام زمان(عج) است» به زعم خود اثبات نموده اند که احمدی نژاد همان شعیب ابن صالح می باشد و بنابراین در ششمین سال ظهور وی، حضرت بقیةالله الاعظم ، مهدی موعود (عج) ظهور خواهند نمود و 22بهمن ماه امسال سرآغاز تحولات ظهور است .
2- گردانندگان سایت می نویسند: « ما در اين مقاله ثابت خواهيم كرد كه احمدي نژاد همان سردار بزرگ امام زمان(عج) و سيد خراساني مي باشد. ما با انطباق نشانه هاي روايي شعيب بن صالح بر خصوصيات احمدي نژاد ثابت خواهيم كرد كه تأثيرات فوق العاده احمدي نژاد بر فضاي سياسي ايران و جهان، امري عادي نيست و او همان سردار بزرگ مهدي فاطمه(عج) مي باشد كه بنا بر روايات چند سال پيش از ظهور در ميان ايرانيان زمينه ساز ظهور آشكار خواهد شد. ما ثابت مي كنيم اقبال شگفت انگيز مستضعفان و محرومان به اين شخصيت بزرگ بدون دليل و پشتوانه نيست .......ما در اين مقاله با ذكر دلايل قرآني ، روايي ، عقلي و رمزگشايي از احاديث شريف و نگاه آخرالزماني به تحولات منطقه ، ثابت خواهيم كرد كه اين شخصيت تاريخي و بسيار مهم كسي نيست جز دكتر احمدي نژاد منتخب محبوب ملت كه چندسالي است فضاي ايران اسلامي ، خاورميانه و جهان را با حضور قدرتمند خويش به شدت تحت تأثير قرار داده است....ما در ابتدا با آوردن اكثريت قريب به اتفاق روايات پيرامون شعيب و شماره گذاري آنها صفات نقل شده بر شعيب در روايات را استخراج كرده و سپس به بررسي انطباق تك تك صفات استخراج شده شعيب بر دكتر احمدي نژاد مي پردازيم و در بررسي هر صفت براي اختصار تنها شماره حديثي را كه اين صفت را بيان مي دارد ذكر خواهيم كرد.»
3- آنطور که عبدالله شهبازی می نویسد، گویا پیش از آنکه سایتhttp://www.u313.com به این موضوع بپردازد، در سال 1384 و اندکي پس از نهمين انتخابات رياستجمهوري ايران و برگزیده شدن آقای احمدينژاد، کتابي در مشهد منتشر شده است باعنوان: «دهه هشتاد [1380] دهه ظهور. انشاءالله.» نوشته دکتر سيد حسين سجادي، که انتشارات هاتف آن را چاپ نموده است. در اين کتاب سجادي نوشته است: «دهه 50 اگر دهه انقلاب بود و دهه 60 دهه جنگ و دهه 70 دهه بازسازي و سازندگي و تجديد قوا و نفس، دهه 80 انشاءالله دهه ظهور است و نهضت و قيام انقلاب و منطقهاي و جهاني امام زمان (عج).» (صص 136- 137)
سجادي حوادثي خونين را در منطقه پيشبيني کرده است مانند وقوع کودتا در سوريه به فرماندهي «سفياني» (ص 106)، جنگ او با شيعيان لبنان و سپس لشکرکشي به عراق (صص 101- 102) و پيوستن سوريه، به رهبري سفياني، به جبهه آمريکا و سرکوب خونين حزبالله توسط آمريکا و اسرائيل و ترور ملک عبدالله، حاکم عربستان، به دست القاعده (صص 131- 132) و غيره که همه علائم ظهور است. از ديدگاه سجادي، مشخصات «شعيب بن صالح»، شخصيتي که مانند «سفياني» در روايات ظهور نام برده شده، چنين است: «طبق روايات، شعيب بن صالح داراي ويژگيهاي زير است: جواني است 1- گندم گون، 2- لاغر، 3- با محاسني کم، 4- صاحب بصيرت، داراي يقين و ارادهاي خللناپذير.» (ص 106)
سجادي اين شخصيت احاديث را، که فرماندهي سپاه امام زمان (عج) را به دست دارد، اينگونه معرفي کرده است: «شعيب بن صالح... با مشخصاتي گندم گون و يا سبزه با محاسني کم پشت و متوسط القامه... رئيس و فرمانده نيروهاي ايران است چون احمدينژاد.» (ص 54)
«شعيب بن صالح فرمانده نيروهاي ايراني است و رئيس آن...با مشخصاتي شبيه احمدينژاد رئيسجمهور ايران:سبزه، با ريش کم و از اهالي ري يا اطراف تهران.»(صص 44-۴۵ )
4- شهبازی همچنین می گوید، اندکي پس از انتشار کتاب سجادي، کتابي با عنوان «احمدينژاد و انقلاب جهاني پيش رو» نیز در بيروت انتشار يافته که مضموني مشابه را پي گرفته است: « احمدي نجاد و الثوره العالميه المقبله» بيروت: انتشارات دارالعلم، 2006 ميلادي.
"شادي فقيه" نویسنده این کتاب، مطالبي مشابه با مندرجات کتاب سجادي را مطرح کرده است از جمله انطباق «شعيب بن صالح» بر احمدينژاد.
" شادي فقيه"از عمار ياسر آورده که "المهدي علي لوائه شعيب بن صالح" و دو سه حديث ديگر هم درباره ويژگيهاي شعيب بن صالح ذکر کرده و در انتها اين ويژگيها را با احمدينژاد منطبق دانسته است چرا که او اولاً مردمي شعبي است و ثانياً صالح است. جوان، لاغر، رهبر نظامي و مرد درجه يکي مهم هست. از تهران (ري) آمده، کم لحيه است و جسور و شجاع است؛ اينها ويژگيهاي شعيب بن صالحاند.» (برداشت اوّل، دوره جديد، شماره چهارم، تيرماه 1387، ص 77)
این کتاب ۲۱۶ صفحه دارد و از کتابهایی است که حزب الله لبنان آن را بین مردم توزیع کرده است. با انتشار کتاب در لبنان خیلیها دربارهی آن گفت و گو کردند و بهخصوص بخش دوم کتاب سر و صداهای زیادی بین محافل اینترنتی دنیای عرب به راه انداخته است. مؤلف در مقدمه گفته است احمدینژاد شخصیتی چند بُعدی و قابل تأمل است که "یکی از ستارههای آسمان سیاست است". مؤلف معتقد است که بازگشت مهدی شیعه بسیار نزدیک است و ما الآن در دورهای زندگی میکنیم که آن را "عصر ظهور" نامیده است. او برای این دوره ۱۷ علامت ذکر میکند که محَقق شده است. به نظر نویسنده تا ظهور تنها بروز دو علامت باقی مانده یکی خروج سفیانی و دیگری صیحهی آسمانی.
5- پس از مطالعه این مطالب ، سخنان برخی از شخصیت ها دینی را که غالباً در یکماهه اخیر در رسانه های کشور انعکاس یافته بار دیگر مرور نمودم، از جمله، اعلام «خطر پيدايش خوارج جدید» از سوی حجتالاسلام سعيدي در خطبههاي نمازجمعه قم، بیانات آیت الله مصباح یزدی عضو مجلس خبرگان، در دیدار با هیئت رئیسه دانشگاه تربیت مدرس که می گوید« بعید نیست در آینده فتنهای شدیدتر توسط افرادی صورت گیرد که امروز آنها را به عنوان نیروهای ارزشی میشناسیم همانگونه که در فتنه اخیر کسانی که قبلاً نخست وزیر، رئیس جمهور و رئیس مجلس نظام بودند، حضور داشتند.» و گفتگوی"حجتالاسلام محسن دعاگو " امام جمعه شمیرانات با "همشهری ماه" که می گوید « معتقدم دو تشکیلات را به طور غیرمستقیم آمریکاییها و بیشتر انگلیسیها در ایران طراحی کردند. یکی "انجمن بهاییت" و دیگری "انجمن حجتیه" برای مبارزه با بهاییت... خطر حجتیه بسیار جدّی است. انجمن حجتیه درحال حاضر فعال است و من نسبت به این مسأله بسیار بدبینم چرا که معتقدم بسیاری از مشکلاتی که در داخل کشور به لحاظ سیاسی پیدا کردهایم، مربوط به کسانی است که دارای تفکر مربوط به انجمن حجتیه هستند....در حال حاضر یک جریان به شدت افراطی و تندرو شکل گرفته است و بسیاری از درگیریهای سیاسی موجود مربوط به این جریان است و تفکر مربوط به حجتیه، بسترساز تنشهای سیاسی و حتی اجتماعی و حتی خشونتها شده است.... این تصور نه ریشه روایی دارد و نه قرآنی بلکه یک خرافه است که توسط برخی از انجمنهای حامی مهدویت بهوجود آمده است. شرایط نزدیکی ظهور به هیچوجه با شرایط کنونی مشابه نیست.»
و در نهایت هم این سخن "رحیم مشایی" رئیس دفتر آقای احمدی نژاد هم جای تأمل دارد که بنا به نوشته سایت جهان نیوز، گفته است : «... یک روز آقای احمدی نژاد به من گفت که تا یک سال دیگر من کافر می شوم. مشائی در ادامه توضیح داد که البته منظور ایشان این بود که این ها مرا کافر خواهند خواند.»
رئیسجمهوری یک معضل است، باید حذف شود !

اصولگرایان به معضل نظام تبدیل می شوند؟
XXXXXXXXXXXXXXXXXXXXX
« آنهایی که همانند کبک سرشان را زیر برف کردهاند به گمان اینکه
اختلافات را بپوشانند، در مواجه با اختلافات بیرونی قدرت مدیریت را از دست داده و
مقهور واقعیتها شدهاند » .عبارت فوق سخن "امیر
محبیان" تحلیلگر سرشناس جناح راست می باشد که در گفتگو با ایلنا اظهار داشته
است .
طی هفته های اخیر، اختلافات بین اصولگرایان کاملاً آشکار گردیده و دیگر
امکان پرده پوشی و پنهان نگهداشتن آن از بین رفته است . این وضعیت موجب نگرانی
برخی از سران اصولگرایان شده و لذا در اظهارنظرهای خود راهکارهایی را برای برون
رفت از این وضعیتی که دچار شده اند ارائه و عواقب ادامه این روند را گوشزد می
نمایند .
"ابوالقاسم رئوفیان" عضو ارشد جبهه اصولگرایان و دبیرکل حزب ایران زمین در گفتگو با فرارو می گوید :« ما امروز دیگر شاهد یکپارچگی اصولگرایان نیستیم، من معتقدم طیفهای سیاسی اصولگرا دیگر طبق سیاست ابتدای تشکیل دولت نهم حرکت نمیکنند...برخی طغیان کردند و به اعتقاد بنده منحرف شدند، و بعضی هم صد در صد تسلیم و مطیع دولت هستند که هر دو وضعیت از نظر من غیرقابل قبول است...تضمینی وجود ندارد که اصولگرایان با هر موضعی که صرفاً پوستهای از اصولگرایی را داشته باشد، حاکمیت پیدا کنند. مردم به این توجه دارند که هر یک از مدعیان اداره امور کشور اعم از اصولگرایان یا اصلاحطلبان چه قدر بر اساس شعارهای مطرحشده در زمان تبلیغات عمل میکنند. مردم اهل حساب و کتاب هستند و در سی سال اخیر چند ده انتخابات و نشیب و فرازهای فراوانی را در این خصوص لمس کردند....بعید میدانم اصولگرایان با تداوم این روند و حذف یکدیگر، در انتخابات آتی پیروز عرصه رقابت باشند » .
"حسین کنعانیمقدم" دبیر کل حزب سبز ایران و دیگر فعال اصولگرا هم در گفتگو با فرارو ضمن ابراز نگرانی از تبدیل اختلاف نظر به انشقاق در میان اصولگرایان، اظهار داشت: «برخی افراد با عبور از اصول مورد توافق در جبهه اصولگرایی، باعث ایجاد انشقاق شدهاند که مسئلهای نگرانکننده است. افرادی این کار را انجام میدهند که به دنبال استمرار حضور خود در دولت در طی دورههای آتی هستند... هم اطرافیان آقای احمدینژاد به این اختلافات دامن میزنند و هم آقای احمدینژاد با سکوت و گاهی تأیید این افراد، فضا را برای آنها باز میکند تا با امکانات دولت به اقدامات خویش ادامه دهند...به نظر میرسد آقای مشایی برای رسیدن به ریاست جمهوری دوره یازدهم راهی جز استفاده از قدرت و نفوذ آقای احمدینژاد ندارد ، به همین جهت با گره زدن خود به آقای احمدینژاد از ایشان به عنوان پله استفاده میکند...به نظر میرسد جریانی که در اطراف آقای مشایی رشد میکند، با اصولی که آقای احمدینژاد در ابتدا مطرح کردند، اختلاف دارند و روز به روز نیز این فاصله بیشتر میشود».
"امیر
محبیان" فعال قدیمی جناح راست ، عضو شورای سردبیری روزنامه
رسالت و مؤسس حزب نواندیشان هم
که حدود یک ماه پیش به به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته بود:
« بيشتر اين احتمال وجود دارد كه آقاي احمدينژاد به اين سمت برود كه در شكلدهي
به انتخابات آتي رياست جمهوري و پيش از آن به عنوان شرط و مقدمه لازم در انتخابات
مجلس آينده نقش مؤثرتري داشته باشد، حتي اين
نظر وجود دارد كه ممكن است مدل پوتين برگزيده شود، يعني آقاي احمدينژاد تلاش كند
كه فرد نزديك به خودش را به عنوان رييسجمهور آينده مطرح كند و احتمال بازگشت احمدینژاد به جریان
اصولگرایی و فعالیت در درون آن بسیار کم است و از دیگر سو فعالیت مستقل احمدینژاد
در پایان دوره ریاست جمهوری به تشدید اختلافات در درون جریان اصولگرا خواهد
انجامید»، درباره
وضعیت فعلی اصولگرایان در گفتگو با ایلنا گفته است: « در
این شرایط یک سرِ اصولگرایان، سرِ دیگر این طیف را اصولگرا نمیداند.....در
شرایط کنونی جریان اصولگرا به سمتی میرود که سرانِ آن به جای مدیریت هوشمندانه،
در برابر هم صفآرایی کرده اند. هرچه به زمان انتخابات مجلس و ریاستجمهوری آینده
نزدیکتر شویم ظرفیت بروز اختلافات بیشتر خواهد شد».
وی همچنین افزوده است که « قدرت سیاسی به معنای داشتن قدرت
اجتماعی و تُرکتازی در عرصه اجتماعی نیست. سکوت بدنه جریان رقیب هم به معنای
رضایتمندی آنان در قبال شرایط موجود نیست. بخشی از جامعه دارای مطالباتی است که
باید اصولگرایان به عنوان حاکمیت، برای پاسخگویی به آن مطالبات نگاهی واقعبینانه
داشته باشند».
محبیان، راهکار برون رفت اصولگرایان از این وضعیت را "واقعبینی،
برنامهریزی و آیندهنگری" دانسته و گفته است: «اصولگرایان باید با نگاه دقیق
مسائل را پیش از تبدیل شدن به بحران، شناسایی و از مقابل نظام بردارند، درغیر
این صورت روند فعلی باعث خواهد شد که اصولگرایان به جای حل معضل خود، به معضلی
فراروی نظام تبدیل شوند»..
مدتی این وبلاگ دچار مشکل شده بود که با همکاری دوستان مرتفع گردید . از ابراز لطف همه کسانی که پیگیر علت موضوع بودند، سپاسگزارم .
ورود مجدد به صحنه ؟
****************************
به نظر می رسد عرصه سیاسی کشور، شاهد ورود مجدد هاشمی رفسنجانی و سید حسن خمینی باشد زیرا این روزها از این دو، تحرکات و سخنان بیشتری در رسانه ها منعکس می گردد. به عنوان مثال،بيانيه آيتالله هاشمي رفسنجاني به مناسبت سالگرد فاجعه هفتم تير و تغيير در عناوين اصلي صفحه اوّل وبگاه رسمي وي پس از صدور آن بيانيه، حائز اهميت فراوان است. گویا هاشمي رفسنجاني در نظر دارد به "سياست صبر" در قبال تهاجمهاي سنگين بر ارکان انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ايران پايان دهد که بدون شک، ورود مجدد هاشمي به صحنه سیاسی کشور، تعيينکننده و سرنوشتساز خواهد بود.
در مورد سیدحسن خمینی نیز پس از ماجرای اهانت به وی در 14خرداد، نسبت به گذشته در رسانه ها خبرهای بیشتری منعکس می گردد. بر اساس گزارش رسانه های خبری، وی پنجشنبه شب گذشته که به روال سنت چندین ساله، نماز مغرب و عشا در حرم مطهر امام به امامت ایشان برگزار میشود، دیداری با جمعی از زندانیان سیاسی مسلمان پیش از انقلاب داشته و در جمع آنان گفته است که « جامعۀ گرفتار چاپلوسان، مسیر انحطاط را با شتاب طی میکند »
یادگار امام در این دیدار با اشاره به آیه شریفه قرآن خطاب به پیامبر(ص) در خصوص جایگاه مؤمنان قبل از فتح اظهار داشته است: « الّذین اتبعوهُ فی ساعَة العُسر. کسانی که در ساعات عُسرت و سختی از پیامبر تبعیت کردند و قبلالفتح آمدند با مؤمنان بعد از فتح فرق میکنند. این هشدار همواره باید باشد برای اینکه جامعه بصورت متعارف یاران سابق را فراموش میکند و بزرگترین سرمایههای خود را از دست میدهد.»
ایشان همچنین در ادامه به خاطرهای از پدر خویش حجتالاسلام و المسلمین حاج سید احمد خمینی اشاره کرده و اظهار داشته است: « ابوی من هفت ماه قبل از رحلت خود چند نفر را اسم بردند و به من تأکید کردند که بعد از ایشان مواظب این چند نفر باشم. ایشان گفتند این چند نفر کسانی بودند که در شرایط سخت دوران تبعید هر چه اندوخته بودند به زمین گذاشتند و دشنامهای محیط متحجّرانه نجف آن دوران را تحمل کردند و به پشتیبانی از امام پرداختند.»
سید حسن خمینی با بیان اینکه اجر کسانی که در روزهای سخت مبارزه با امام همراه شدند، با دیگران یکسان نیست، گفت: « زمانی که آوردن اسم مبارزه و ذکر نام خمینی جُرم بود، سالهایی که خمینی گفتن پُلو نداشت بلکه چوب داشت، تنها کسانی آمدند که حقگو بودند. امروز "امام امام کردن" برای بسیاری منافع دارد اما مهم کسانی هستند که در آن روزهای سخت پای فشردند.»
یادگار امام به خصلت حقگویی در میان زندانیان سیاسی و مبارزان قبل از انقلاب اشاره کرده و اظهار داشته است: « تُهی شدن جامعه از زبان حقگویانی که صداقت خود را در روزهای تنگدستی ثابت کردند، بزرگترین ظلم و اجحاف به جامعه است. جامعهای که از زبان صادقترین افراد دوران مبارزه سخنی نشنود و به گوش نگیرد و به آنها روی تُرش کند، مجبور میشود تجربیات تلخ گذشته را دوباره تجربه کند.»

گفتا ز که نالیم که از ماست که بر ماست!
****************************
لابد بسیاری از شهروندان اطلاع یافتند که در جریان تجمع چند روز اخیر در مقابل مجلس، پس از مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی در مورد تغییر اساسنامه دانشگاه آزاد و تصويب طرح حمايت از مراكزآموزش عالي غير دولتي در مجلس و تعارض این دو با یکدیگر، عده ای که خود را دانشجویان بسیجی می خوانده اند و به گفته برخی از نمایندگان اصولگرا ،توسط بعضی نمایندگان حامی دولت همچون رسایی و کوچک زاده سازماندهی شده بودند علاوه بر اهانت به مجلس شورای اسلامی، رئیس و نمایندگان آن، عَلَمی را در مقابل مجلس بر افراشتند که بر بالای آن یک "کیف" قرار داده شده بود همراه با این نوشته : «134 کیف انگلیسی » . یعنی که تعداد قابل توجهی از نمایندگان مورد تأیید شورای نگهبان با پشتوانه آراء مردم، انگلیسی هستند. بدون شک همچنان که لاریجانی گفت ،چنین شعار و علَمی فقط و فقط وهن مجلس به عنوان یکی از اساسی ترین ارکان نظام است.
این ماجرا شعر "ناصر خسرو قبادیانی" شاعر پُر آوازه قرون چهارم و پنجم قمری را به یاد انسان می آورَد که می گوید:
روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست واندر طلب طعمه پر و بال بياراست
شعر، زبان حال عقابی است که بر فراز آسمان در پرواز است و غرّه به فرّ و شکوه خود، رجز می خواند که هر آنچه بر زمین و در ته دریا باشد از نظر او پنهان نمی مانَد، اما در این میان تیری ناغافل بر او خورده و او را از آن اوج به پایین کشانده و بر خاک می اندازد. عقاب چون به تیر می نگرد پَر خود را بر آن می یابد و «گفتا ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست» .این مصرع در فرهنگ عامه مبدّل به ضرب المثل شده که در بسیاری از وقایع مِن باب تنبّه و تنبیه گفته می شود؛ «از ماست که بر ماست».
شاید وقتی که آقای علی لاریجانی در دهه 70 بر اریکه ریاست صدا و سیما تکیه زده بود و در دستگاه عریض و طویل تحت فرمان وی سریال معروف «کیف انگلیسی» ساخته می شد، به هیچ وجه تصور نمی کرد که زمانی همین کیف علیه وی علَم شود.
«کیف انگلیسی» در آن زمان ساخته شد تا هجمه ای را علیه "مجلس ششم" و نمایندگان آن ترتیب دهد. در صحنه ای از آن فیلم، نمایندگان مجلس دیده می شدند که هر یک با کیف انگلیسی به سوی عمارت بهارستان رهسپار شده اند در حالی که جلسات مجلس ششم هنوز در ساختمان بهارستان تشکیل نمی شد . اما پخش «کیف انگلیسی» در حال و هوای آن موقع بخوبی منظور سازندگان آن را نشان می داد و سوءظن وابستگی به اجنبی را علیه نمایندگان مجلس ششم تبلیغ می کرد.
فقط چند سال بعد از آن سریال لازم بود تا «کیف انگلیسی» در بهارستان علَم شود و تبلیغی باشد علیه مجلس هشتم و نمایندگان آن. به عبارتی کوتاه و مختصر، اینک بین آن سریال و علَم شدن کیف انگلیسی در بهارستان ارتباطی دیده می شود که هیچ عبارتی برای بیان این ارتباط بهتر از همان ضرب المثل نیست،"از ماست که برماست"
هر چند که یارکشی خیابانی اخیر در برابر مجلس، علیه طرح مصوب مجلس بود، اما شعارهایی که از سوی ساده لوحان و غافلان ناپخته ی اجیر سر داده شد بسیار بیشتر از حد مخالفت با یک مصوبه بود بلکه مجلس را در کلیّت آن مورد هدف قرار می داد. شعارهایی چون؛ «مجلس بيكفايت حمايت حمايت»، «مجلس اشرافيت مايه ننگ ملت» و از همه بدتر؛ «خانه ملت ننگ ملت»، شعارهایی نیستند که در حد اعتراض به یک مصوبه مجلس باشند بلکه به اصل خود مجلس مربوط می شوند.
این واقعه تلخ و هراس انگیز در نوع خود بی سابقه بود و پیش از این هیچگاه ارکان نظام اینچنین بصورت رسمی مورد هجمه و تعرض قرار نگرفته بود زیرا گفته شده است که این تجمع دارای مجوز نیزبوده است!!.
آقای لاریجانی متوجه این موضوع شد و همین امر باعث شد تا به عنوان رئیس مجلس به دفاع از کیان مجلس برخیزد و به این یارکشی خیابانی اعتراض کند و با لحنی شدید و غلیظ بگوید: «اين مجلس را متهم به كيف انگليسي ميكنيد؟ اين مجلس را متهم به بيولايتي و تهديد به تعطيل ميكنيد؟ اين مجلس خميني است، اين مجلس خامنهاي است».
اعتراض لاریجانی درست و به جا بود، اما خوب است که ایشان قبل از زدن جوال دوزی به دیگران، سوزنی هم به خودشان بزنند.
آیا سریال «کیف انگلیسی» در حق آن مجلس درست بود ولی در حق مجلس هشتم، روا نیست؟! مگر مجلس ششم به همان طریق و روند قانونی و شرعی مجلس هشتم شکل نگرفته و رسمیت نیافته بود؟این واقعه یک بار دیگر نشان داد که اگر کسی امروز چاهی برای دیگران بکَنَد، روزی، خود در آن خواهد افتاد.